فهرست مطالب

علوم درمانگاهی دامپزشکی ایران - سال سیزدهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال سیزدهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/18
  • تعداد عناوین: 12
|
  • بررسی سرولوژیکی عفونت مایکوپلاسما سینویه در طیور صنعتی استان اردبیل با روش های آگلوتیناسیون سرم روی پلیت و الیزا
    آیدین عزیزپور* صفحه 1

    مایکوپلاسما سینوویه (MS) از عوامل مهم ایجاد کننده بیماری عفونی در ماکیان و بوقلمون است که موجب بیماری دستگاه تنفسی، اختلالات حرکتی، کاهش در رشد، افت تولید تخم مرغ و کاهش میزان جوجه درآوری می‌گردد. این مطالعه به منظور تعیین میزان آلودگی سرمی عفونت با مایکوپلاسما سینوویه و عوامل تاثیر گذار مرتبط با شیوع آن در گله های طیور صنعتی استان اردبیل انجام گرفت. در این مطالعه، از 36 گله طیور گوشتی تعداد 655 نمونه خون در طی سال های 1391 و 1392 جمع آوری گردید. نمونه های سرم جدا شده با روش های آگلوتیناسیون سریع سرم روی پلیت (RSPA) و الیزا مورد آزمایش قرار گرفتند. از 36 گله مورد مطالعه ، 13 گله (1/36 درصد) در آزمایش آگلوتیناسیون و 11 گله (6/30 درصد) در آزمایش الیزا مثبت بودند. از 655 نمونه سرم بررسی شده، در آزمایش های آگلوتیناسیون و الیزا به ترتیب 261 نمونه (8/39 درصد) و 207 نمونه (6/31 درصد) MS مثبت شدند. حساسیت، ویژگی و همبستگی آزمایش الیزا در مقایسه با آزمایش آگلوتیناسیون در گله های مورد بررسی به ترتیب 6/84 درصد و 5/92 درصد 352/- بود. زمستان در مقایسه با سایر فصول به طور معنی دار بیشترین میزان شیوع سرمی MS داشت (001/0P<). 8/31 درصد آلودگی در مرغان و 9/28 درصد آلودگی در خروس ها مشاهده شد. ظرفیت گله های مورد بررسی در چهار گروه طبقه بندی گردید که بیشترین میزان شیوع MS مربوط به گله های با ظرفیت بیش از بیست هزار قطعه (7/34) بود. از بین مناطق جعرافیایی مورد مطالعه، بیشترین میزان شیوع سرمی MS به طور معنی دار در نمین (2/32) مشاهده شد (001/0P<). نتایج این مطالعه نشان داد که فاکتورهایی نظیر تغییرات فصلی، جنسیت پرندگان، ظرفیت و تراکم گله ها بر میزان شیوع مایکوپلاسما سینوویه تاثیردارند و شیوع سرمی MS در طیور صنعتی تجاری استان اردبیل نسبتا قابل توجه است که رعایت کامل اصول امنیت زیستی و شرایط بهداشتی و تهیه جوجه های عاری از بیماری ضروری می باشد.

    کلیدواژگان: طیور صنعتی‏، مایکوپلاسما سینوویه، الیزا آگلوتیناسیون، سرم روی پلیت
  • علی محرری*، حسن رحمانی، حسین باقرپور، سعید کریمی، محمد جواد ضمیری صفحات 3-10

    یکی از چالش‌های موجود در علوم تغذیه، بهبود سلامت روده ها در مراحل بسیار حیاتی به ویژه در نوزادان و مرحله از شیرگیری با استفاده از متعادل نمودن جیره است. در این زمینه، دفع میوسین ممکن است به عنوان نشانگر خوبی برای پیش‌بینی سلامت روده و قابلیت هضم مواد مغذی باشد. بدین منظور سی و دو راس گوساله (16 راس نر و 16 راس ماده) به صورت تصادفی به دو گروه تیماری تقسیم شدند و با دو نوع جیره استارتر یکی بر پایه ذرت و دیگری بر پایه جو تغذیه شدند. جیره استارتر از روز سوم و یونجه با کیفیت بالا از سن دو هفتگی و شیر تازه پاستوریزه شده گاو با توجه به برنامه گاوداری محل اجرای طرح در اختیار گوساله ها قرار گرفت. وزن کشی گوساله‌ها در زمان تولد و سپس بصورت هفتگی تا زمان از شیرگیری انجام شد. قابلیت هضم مواد مغذی با روش اندازه‌گیری مستقیم در سنین 2، 6 و 8 هفتگی تعیین گردید. میوسین خام از نمونه‌های مدفوع اخذ شده در سنین فوق‌الذکر جدا شد و میزان همبستگی غلظت آن با پارامترهای قابلیت هضم و خصوصیات رشد تعیین گردید. نتایج نشان داد که در سنین مختلف میزان میوسین همبستگی منفی معنی‌داری با قابلیت هضم مواد مغذی دارد، همچنین در سن 8 هفتگی مقدار میوسین همبستگی منفی با میزان خوراک مصرفی داشت (0406/0=p، 37/0-=r). البته تحقیقات بیشتری لازم است تا جزئیات متابولیسم میوسین در دستگاه گوارش گوساله ها تعیین و اثرات آن بر عملکرد حیوانات مشخص شود.

    کلیدواژگان: میوسین، قابلیت هضم، گوساله های شیرخوار، رشد
  • سیما همتیان خیاط*، ابوالفضل شیرازی، ناصر شمس اسفندآبادی، سید عباس میرزایی، حسن نظری صفحات 13-21

    تکامل فولیکول‌های تخمدانی در حال رشد با عمل هماهنگ مسیر‌های سیگنالینگ متعدد تنظیم می شود. در این راستا و به منظور کشت آزمایشگاهی فولیکول های نابالغ، به کارگیری برخی از تحریک کننده یا مهارکننده‌های مسیرهای سیگنالینگ می-تواند در بهینه سازی شرایط کشت این دسته از فولیکول ها موثر باشد. هدف از این مطالعه، تحریک رشد فولیکول‌های ثانویه (>80 میکرومتر) تخمدان گاو در محیط آزمایشگاهی با تقلید از فرایند تکوین فولیکول ها در شرایط درون تنی، تحریک مسیر‌ سیگنالینگ Akt، با استفاده از PS48 به عنوان محرک این مسیر‌ می باشد. به همین منظور فولیکول های ثانویه کوچک با روش هضم آنزیمی از تخمدان های کشتارگاهی جدا و در چهار گروه شامل محیط کشت حاوی BSA، FBS، PS48 و حضور توام FBS و PS48 به مدت ده روز کشت داده شدند و از نظر میزان رشد مورد ارزیابی قرار گرفتند. اندازه فولیکول در همه گروه-های آزمایشی طی ده روز کشت افزایش داشت (05/0>P). بیشترین رشد در گروه FBS+PS48 مشاهده شد، درحالیکه کمترین رشد در گروه PS48 بود. از طرفی دیگر، اگرچه گروه تکمیل شده با FBS سرعت رشد فولیکول را افزایش دهد، در ترکیب با PS48 موثرتر بود. در نتیجه، در شرایط مطالعه ما بهترین نتایج در رشد فولیکولی زمانی به دست آمد که محیط کشت با FBS+PS48 تکمیل شد.

    کلیدواژگان: گاو، کشت آزمایشگاهی، فولیکولهای ثانویه، مسیر سیگنالینگ Akt، PS48
  • حامد محسنی، علیرضا تقوی رضوی زاده*، محمد رشتی باف، حسن برجی صفحات 23-29

    کرم‎ها با ایجاد بیماری‎های درمانگاهی و بعضا تلفات و همچنین عوارض تحت درمانگاهی نظیر کاهش وزن و کم‎خونی موجب افت شدید در تولیدات دامی می‎شوند. بنابراین از دیرباز مبارزه با آن ها سرلوحه امور سازمان دامپزشکی کشور است و از داروهایی نظیر آلبندازول و لوامیزول به وفور استفاده شده است. در مطالعه حاضر، با هدف تعیین اثربخشی دو داروی آلبندازول و لوامیزول ، سه گروه ده تایی از گوسفندان موجود در پنج گله در حوالی شهرستان مشهد انتخاب و پس از اطمینان از سلامت ظاهری آنها در دو نوبت یکی درست قبل از تجویز دارو و دیگری پس از گذشت 14 روز از خوراندن دارو، نمونه مدفوع تهیه شد. به گروه اول و دوم به ترتیب داروهای آلبندازول(5/7 میلی‎گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)و لوامیزول(5/7 میلی‎گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)خورانده شد و به گروه سوم به عنوان گروه کنترل(شاهد) هیچ دارویی خورانده نشد. شمارش تعداد تخم کرم در واحد گرم مدفوع با استفاده از روش کلیتون‎لین انجام و میزان اثربخشی داروهای ضدانگلی مذکور با استفاده از فرمول میزان کاهش تخم انگل محاسبه گردید. نتایج نشان داد که میانگین میزان اثربخشی داروهای آلبندازول و لوامیزول به ترتیب 46 و44 درصد است که قابل تعمق است. بنابراین ارایه دستورالعمل مناسب در استفاده از داروهای ضدکرمی با در نظر گرفتن هدف و زمان تجویز دارو، نوع انگل، میزان آلودگی به انواع کرم‎ها و دوز مناسب با توجه به گونه دام برای ممانعت از بروز مقاومت یا به تاخیر انداختن آن ضروری است.

    کلیدواژگان: آلبندازول، لوامیزول، کارایی داروهای ضدکرمی، نماتودهای گوارشی، گوسفند، مشهد
  • میلاد بابااحمدی میلانی*، عبدالکریم زمانی مقدم، فریبرز خواجعلی، عبدالناصر محبی صفحات 31-44

    در این مطالعه، تاثیر برگ توت سفید بر شاخص های خونی، سرمی و آنتی اکسیدانی جوجه های گوشتی تحت تنش سرمایی بررسی شد. تعداد 108 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (راس 308) به طور تصادفی به 3 گروه 36 تایی با 3 تکرار تقسیم بندی گردید. تیمارهای آزمایشی شامل: کنترل و دو سطح برگ توت سفید بود که به ترتیب با جیره پایه و سطوح 05/0 و 1/0 درصد عصاره الکلی برگ توت تغذیه شدند. متغیرهای مالون دی آلدهید و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام سرم، میزان هماتوکریت، نسبت هتروفیل به لنفوسیت (H/L) و وزن بطن راست به مجموع دو بطن (RV/TV)، فاکتورهای بیوشیمیایی سرم و پاسخ ایمنی هومورال و سلولی ارزیابی شدند. نسبت RV/TV در گروه های برگ توت کمتر بود و این اختلاف در گروه برگ توت 1/0 درصد معنی داری بود (05/0>P). نسبت H/L در سطح 1/0 درصد برگ توت کاهش داشت (05/0>P). میزان هماتوکریت در تیمارهای برگ توت کاهش غیرمعنی دار داشت. میزان نیتریک اکساید سرم در گروه برگ توت 1/0 افزایش یافت. (05/0>P). میزان تری گلیسرید در سطح 05/0 و LDL-C در هر دو سطح 05/0 و 1/0 کاهش معنی دار و میزان HDL-C در سطح 05/0 افزایش داشت (05/0>P). میزان مالون دی آلدهید سرم در تیمارهای برگ توت کاهش (05/0>P) و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام سرم در سطح 05/0 برگ توت افزایش یافت (05/0>P). در میزان اسیداوریک، پروتئین تام و کلسترول سرم تفاوت معنی داری مشاهده نگردید. ایمنی هومورال و سلولی افزایش غیرمعنی دار داشت. تلفات در تیمارهای برگ توت کاهش یافت ولی معنی دار نبود. مطالعه حاضر نشان داد که افزودن برگ توت سفید به جیره جوجه های گوشتی با بهبود شاخص های آنتی اکسیدانی و افزایش نیتریک اکساید، کاهش نسبت RV/TV، چربی خون و تلفات می تواند در پیشگیری از سندرم آسیت موثر باشد.

    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، تنش سرمایی، سندرم آسیت، برگ توت سفید
  • عاطفه عراقی*، ولی الله ابراهیم نیا، سامره قوامی، بهروز دستار، سعید سیفی صفحات 45-131

    این پژوهش با هدف بررسی اثر برنامه نوری و تراکم انرژی جیره بر فاکتورهای بیوشیمیایی سرم جوجه های گوشتی صورت گرفت. برای این منظور 768 قطعه جوجه خروس گوشتی یک روزه سویه راس 308 به طور تصادفی در 6 گروه تیمار تقسیم شدند. در این مطالعه جوجه ها تحت تاثیر 3 برنامه نوری شامل 18 ساعت روشنایی، 20 ساعت روشنایی و 23 ساعت روشنایی و تحت تاثیر دو سطح انرژی (جیره با تراکم بالای انرژی و جیره با تراکم پایین انرژی) قرار گرفتند. در روز 35 از هر تیمار به طور تصادفی 7 نمونه خون اخذ شد و فاکتورهای بیوشیمیایی سرم با دستگاه اتوانالیزور و کیت مربوطه اندازه‌گیری شد. در بین فاکتورهای سرمی اندازه گیری شده میزان گلوگز، تری گلیسیرید و پروتئین تام سرم در بین گروه های مختلف مورد مطالعه تفاوت معنی‌داری را نشان داد و گروهی که تحت تاثیر 23 ساعت روشنایی بود بیشترین میزان گلوگز و کمترین میزان تری گلیسیرید و پروتئین تام سرم را نشان داد. تراکم انرژی بر روی فاکتورهای یاد شده تاثیر معنی داری نداشت. در مقابل میزان فعالیت AST، اسید اوریک، آلبومین و گلوبولین تفاوت معنی‌داری را بین گروه های مورد مطالعه نشان نداد؛ همچنین مطابق نتایج اثر متقابلی بین میزان انرژی جیره و طول مدت روشنایی بر سطح فاکتورهای مذکور در سرم پرندگان مشاهده نشد. افزایش میزان گلوگز سرم در گروه تحت تاثیر 23 ساعت روشنایی می تواند نشان دهنده تنش بیشتر این گروه در مقایسه با سایر گروه های مورد مطالعه باشد که البته نیاز است در این زمینه مطالعات بیشتری صورت گیرد.

    کلیدواژگان: دوره روشنایی، تراکم انرژی، جوجه گوشتی، فاکتورهای بیوشیمیایی سرم
  • محمدرضا اکبری*، شاهین حقیقی، سیده ماندانا حسینی صفحات 55-66

    به منظور بررسی اثر افزودن سطوح مختلف اسیدآمینه ترئونین به یک جیره کم پروتئین بر پایه گندم بر عمل‌کرد و پاسخ ایمنی جوجه‌های گوشتی، از 280 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه راس 308 در قالب یک طرح کاملا تصادفی استفاده شد. تیمارهای استفاده شده در این آزمایش شامل هفت سطح ترئونین (سطوح 90، 100، 110، 120، 130، 140، و 150 درصد توصیه NRC (1994)) در یک جیره بر پایه گندم بود. مصرف خوراک، اضافه وزن و ضریب تبدیل به طور هفتگی اندازه‌گیری شد. برای بررسی پاسخ ایمنی، تزریق گلبول‌های قرمز خون گوسفند (SRBC) و برای بررسی پاسخ حساسیت بازوفیلی پوستی (CBH)، تزریق فیتوهماگلوتینین (PHA) صورت گرفت. در دوره 15 تا 21 روزگی، افزایش سطح ترئونین جیره به بیش از 130 درصد توصیه NRC، سبب کاهش میانگین افزایش وزن شد (05/0>P). کمترین ضریب تبدیل در دوره‌های 15 تا 21 روزگی و همچنین یک تا 21 روزگی مربوط به گروه مصرف کننده جیره حاوی ترئونین در سطح 110 درصد توصیه NRC بود (05/0>P). افزودن ترئونین به جیره بر پایه گندم در سطوح 110، 120 و 130 درصد توصیه NRC سبب افزایش تیتر‌آنتی‌بادی علیه SRBC شد (05/0>P)؛ همچنین افزودن ترئونین به جیره بر پایه گندم در سطوح 110 و 130 درصد توصیه NRC منجر به افزایش میزان پاسخ CBH بعد از تزریق PHA شد (05/0>P). به طور کلی با توجه به نتایج این آزمایش به نظر می‌رسد که سطوح مورد نیاز ترئونین در جیره‌های بر پایه گندم به منظور بهینه سازی عمل‌کرد و سیستم ایمنی، بیشتر از مقادیر توصیه شدهNRC ‌(1994) باشد.

    کلیدواژگان: گندم، ترئونین عمل کرد، پاسخ ایمنی، جوجه گوشتی
  • احسان دهقانی ناژوانی، ناصر شمس اسفندآبادی، ابوالفضل شیرازی، ابراهیم احمدی، علی کدیور* صفحات 67-77

    انجماد اسپرم موجب پیشرفتهای زیادی در صنعت پرورش حیوانات اهلی به خصوص از لحاظ انتشار ژنهای برتر شده است و بهبود نگهدارنده ها میتواند موجب افزایش قابل مالحظهای در انتقال و تلقیح اسپرمهای منجمد شود. در این مطالعه، ژنهایی ارزیابی شدند که حتما در اسپرم منجمد شده نریان بیان میشوند و با فراهم کردن تکثیری مناسب، به عنوان ژنهای مرجع در مطالعات آینده بیان ژن استفاده شوند. برای این منظور اسپرمهای زنده و با تحرک باالی 70 درصد، از نمونه های تهیه شده از شش نریان مختلف انتخاب شدند. نمونه های اسپرم برای استخراج محتوی کل mRNA به دو بخش تقسیم شدند، یکی به عنوان نمونه تازه و دیگری پس از انجماد و ذوب مجدد. تکثیر سه ژن منتخب L32 ،actin-β و Ubiquitin ابتدا با روش qPCR-RT انجام و سپس پایداری ژنی با نرم افزارهای GeNorm و BestKeeper محاسبه شد. نتایج نشان داد که بیان ژن L32 در مقایسه با ژنهای actin-β و Ubiquitin پایداری کمتری دارد. نرم افزار GeNorm بهترین ترکیب ژنی را ژنهای actin-β و Ubiquitin معرفی و ارزش پایداری)M)برای بهترین ترکیب ژنی را 083/0 محاسبه کرد. با توجه به نتایج به دست آمده از نرم افزار BestKeeper ،با ثباتترین ژن خانهدار به منظور نرمالسازی داده های بیان ژن در آنالیز نتایج واکنش زنجیرهای پلیمراز در زمان واقعی، ژن actin-β مشخص شد.

    کلیدواژگان: اسپرم، نریان، انجماد، ژن کنترل داخلی
  • ابراهیم احمدی*، حسن نظری، نجمه داودیان صفحات 89-97

    انجماد اسپرم اپیدیدیمی اهمیت فراوانی در برنامه های حفاظت از گونه های اهلی و وحشی در معرض خطر و نیز دام های نر پر ارزش در معرض حذف دارد. در مطالعه حاضر با هدف دست یابی به یک روش بهینه ی انجماد و ذوب اسپرم اپیدیدیمی گوسفند، اسپرم های استخراج شده از ناحیه دم اپیدیدیم بیضه ی قوچ های کشتار شده در رقیق کننده ی حاوی غلظت های 2، 4 و 6 درصد گلیسرول منجمد شده و در دماهای 37 و 65 درجه سانتی گراد ذوب شدند. پس از ذوب، شاخص های حرکتی اسپرم ها با دستگاه CASA سنجیده شد. داده ها با مدل آماری factorial ANOVA به منظور یافتن اختلاف آماری بین اثرات اصلی غلظت گلیسرول و دمای ذوب و همچنین میان کنش بین اثرات اصلی (غلظت گلیسرول×دمای ذوب) تحلیل آماری شدند و به دلیل نبود یک میان کنش معنی دار، اثرات اصلی تفسیر شدند. تاثیر غلظت گلیسرول بر همه ی شاخص های حرکتی و تاثیر دمای ذوب بر اکثر این شاخص ها معنی دار بود (05/0>P). در بین غلظت های مختلف گلیسرول، کمترین تحرک مربوط به غلظت 2 درصد و بیشترین تحرک مربوط به غلظت 4 درصد بود (05/0>P). بین دو دمای مختلف ذوب، دمای 65 درجه ی سانتی گراد نسبت به دمای 37 درجه ی سانتی گراد بهبود معنی داری در اغلب شاخص های اندازه گیری شده ایجاد کرده بود (05/0>P). انجماد اسپرم ها در رقیق کننده ی حاوی 4 درصد گلیسرول و ذوب اسپرم های منجمد شده در دمای 65 درجه ی سانتی گراد بهترین نتیجه را به دنبال داشت.

    کلیدواژگان: اسپرم اپیدیدیمی، غلظت گلیسرول، دمای ذوب، انجماد
  • عباسعلی مطلبی مغانجوقی*، ودود رضویلر، پوریا خادم صفحات 99-107

    در این مطالعه 120 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)تهیه شده و در شش گروه مختلف به مدت 28 روز در یخچال نگه داری شدند. در طی این مدت، تولید آمین های بیوژن (هیستامین، پوتریسین و کاداورین) در آن ها بررسی شد. گروه ها عبارت بودند از: شاهد، فیله ماهی قزل آلای تازه؛ تیمار1، بسته بندی به روش اتمسفر اصلاح شده (اکسیژن 5%، نیتروزن 75% و دی اکسید کربن 20%)؛ تیمار 2: غوطه ور در عصاره هیدروالکلی گیاه علف مار (2/0%)؛ تیمار 3: غوطه ور در عصاره هیدروالکلی گیاه علف مار (5/0%)؛ تیمار 4: غوطه ور در عصاره هیدروالکلی گیاه علف مار (2/0%) و بسته بندی به روش اتمسفر اصلاح شده؛ تیمار 5: غوطه ور در عصاره هیدروالکلی گیاه علف مار (5/0%) و بسته بندی به روش اتمسفر اصلاح شده. از هر گروه 4 نمونه در سه تکرار و پنج بار (روزهای 0 ،7، 14، 21، 28)، برداشت و ارزیابی شد. میزان هیستامین در روز 14 نگه داری در یخچال در تیمارهای 3، 4 و 5 کاهش معنی داری نسبت به گروه های دیگر داشت (05/0P<). میزان پوتریسین در تیمارهای 4 و 5 کاهش معنی داری نسبت به شاهد در روز 28 داشت (05/0P<). میزان کاداورین در تیمار 5 کاهش معنی داری نسبت به شاهد و تیمار 1 در روز 28 داشت (05/0P<). به طور کلی این نتایج نشان داد که استفاده از عصاره علف مار همراه با بسته بندی با اتمسفر اصلاح شده موجب کاهش تولید آمین های بیوژن در فیله ماهی قزل آلای رنگین کمان شده که ماندگاری آن را بیشتر می کند.

    کلیدواژگان: اتمسفر اصلاح شده، عصاره علف مار، ماهی قزل آلای رنگین کمان، آمینه ای بیوژن
  • حامد شمس، علیرضا شقایق، سیده پرستو یاسینی، سعید عظیم پور* صفحات 109-115

    نقص در انتقال ایمنی غیرفعال زمینهساز اسهال کلی باسیلوزی، سپتی سمی و... در گوساله های نوزاد می گردد، که این امر میتواند بر میزان مرگ و میر و شدت بیماریها و حتی بهره وری دام در سنین باالتر تاثیرگذار باشد. این مطالعه به منظور بررسی میزان وقوع نقصان در انتقال ایمنی غیرفعال در دامداریهای سنتی شهرستان نیشابور انجام گرفت. به همین منظور در روز سوم پس از تولد از 98 راس گوساله نوزاد خونگیری به عمل آمد. نتایج این پژهش نشان داد که میانگین پروتئین تام در گوساله های نوزاد مورد بررسی dl/06g/46±1/6 بود و اختالف معنیداری بین میانگین غلظت پروتئین تام در دو گروه گوساله های نر و ماده مشاهده گردید)004/0=P.) غلظت پروتئین تام سرم کمتر از dl/2g/5 تنها در 6 مورد از گوساله ها)1/6 درصد(مشاهده شد، که از این میان 5 مورد در گوساله های نر)9 درصد(و تنها یک مورد)6/2 درصد(در گوساله های ماده بود. میانگین غلظت گلوبولین در گوساله های بررسی شده dl/12g/1±37/3 بود و اختالف معنیداری بین غلظت گلوبولین در دو گروه نر و ماده مشاهده شد)006/0=P .)با اندازهگیری مقادیر ایمونوگلوبولین G به صورت کیفی مشخص شد که در 9/93 درصد گوساله های ارزیابی شده انتقال ایمنی به خوبی انجام شده بود، و در بقیه موارد انتقال ایمنی متوسط بود. ارتباط معنیدار و قابل مالحظهای بین پروتئین تام و گلوبولین مشاهده شد)968/0=r; 01/P0.

    کلیدواژگان: گوساله، نیشابور، نارسایی انتقال ایمنی غیرفعال، فراوانی
  • داود کاظمی*، روزبه قربانپور، داریوش مهاجری صفحات 117-126

    این پژوهش به منظور مقایسه خصوصیات هیستوپاتولوژیک ترمیم زخم در مثانه سگ پس از انجام برش تمام ضخامت با چاقوی جراحی معمولی و الکتریکی انجام شد. بدینمنظور 24 قالده سگ بالغ و سالم از نژاد مخلوط به طور تصادفی به دو گروه 12تایی تقسیم شدند. عمل برش مثانه به طول 4 سانتیمتر با چاقوی جراحی معمولی و الکتریکی در حیوانات گروه شاهد و تیمار در سطح تحتانی مثانه ایجاد گردید و به روش معمول بخیه زده شد. نمونهبرداری از محل برش در روزهای صفر)بالفاصله پس از عمل(، 3 ،7 ،14 ،21 و 28 بعد از عمل به منظور ارزیابیهای هیستوپاتولوژیک اخذ گردید. میزان خونریزی، آسیب بافتی، التهاب، تشکیل مجدد بافت پوششی، ترمیم الیه مخاطی و عضالنی و واکنش فیبروتیک به شکل درجه بندی شده در زمانهای یاد شده ارزیابی شد. نتایج نشانگر وجود اختالفاتی در روند التیام مثانه در سه هفته اول پژوهش بود به نحوی که در حیوانات گروه شاهد آسیب بافتی ایجاد شده بسیار اندک و بازسازی بافت پوششی و رفع التهاب و روند ترمیم سریعتر از حیوانات گروه تیمار بود در حالیکه خونریزی کمتری در گروه اخیر مشاهده شد؛ به طور کلی با وجود تفاوتهای موجود، پس از 28 روز روند التیام مشابهی در هر دو گروه آزمایشی دیده شد؛ بنابراین استفاده از چاقوی جراحی الکتریکی در عمل برش مثانه سگ به منظور کاهش خونریزی و مدت زمان عمل بدون داشتن اثرات منفی بر روند التیام قابل توصیه است.

    کلیدواژگان: برش مثانه، سگ، چاقوی جراحی معمولی، چاقوی جراحی الکتریکی، التیام زخم
|
  • Serological survey of Mycoplasma synoviae infection in industrial poultry of Ardabil province by using RSPA and ELISA
    Aidin Azizpou* Page 1

    Mycoplasma synoviae (MS) is an important pathogens of poultry and turkeys, and causes respiratory infection, lameness, decreased growth rate, loss of egg production and hatch reduction. This study was conducted to determine the seroprevalence of MS infection in industrial poultry of Ardabil province, northwestern Iran, and to find the possible association of prevalence of infection with some potential factors. Between October 2012 and April 2013, 655 blood samples were collected from 36 industrial flocks. Serum samples were examined by Rapid Serum Plate Agglutination (RSPA) and ELISA tests. From 36 flocks, 13 flocks (36.1%) in RSPA and 11 flocks (30.6%) in ELISA were positive. From 655 serum samples, 261 samples (39.8%) and 207 samples (31.6%) were positive in RSA and ELISA tests, respectively. In RSPA, sensitivity, specificity and correlation rate of ELISA were 84.6%, 92.5% and -0.352, respectively. The highest rate of seroprevalance with statistical difference (p<0.001) was in winter. 31.8% of MS prevalence was detected in the female type and 28.9% in the male type. The capacity of the flocks was classified into four groups and the highest MS seroprevalance was seen in the flocks including more than 20000 birds. The prevalence of MS in Namin city was significantly (p<0.05) higher (32.2%) as compared to other regions. The results of this study showed that factors such as sex of birds, size of flocks, seasonal variations and density of flocks in sampling regions were effective in MS. Also, the seroprevalence of MS infection is relatively higher in the industrial flocks of Ardabil Province. It needs to respect the biosecurity and sanitation principles and providing free MS chickens.

    Keywords: Industrial poultry, RSPA, ELISA Mycoplasma synoviae
  • Ali Moharrery*, Hassan Rahmani, Hussain Bagherpour, Saeid Karimi, Mohammad Javd Zamiri Pages 3-10

    Mucin, a filamentous glycoprotein, is responsible for lubrication and protection of the mucosal epithelia from damages caused by the digesta, digestive secretions, and microorganisms. Goblet cells have potential to secrete granules which is distributed in the intestinal epithelium. The secretory granules contain glycoproteins, including mucins, which are classified into two types, neutral and acidic. The latter can be further differentiated into sulphomucins or sialomucins. There is increased attention to the bovine mucosal immunity because it can aid in preventing colonization and eventually infection of mucosal epithelia. Moreover, mucus is also a selective barrier for absorption across the small intestine. Additionally, as the mucus constitutes the interface between the epithelium and the lumen, mucin could be used as a marker of interaction between the epithelium and dietary components. Measuring the flow of intestinal mucin is a challenge for better understanding the interactions between nutrient digestibility and the gastrointestinal mucosa. The ileal flow of mucin in pigs has been estimated indirectly by using hexosamines as markersThirty-two calves (16 males and 16 females) were randomly divided into two treatment groups and fed with starter diets based on corn or barley as the grain source. Starter feeding began on the third day of life, and high quality alfalfa hay and fresh cow milk were fed according to the farm schedule. The calves were weighed at birth and weekly thereafter until weaning. Nutrient digestibility was determined at 2, 6, and 8 weeks of age. Mucin was crudely separated from fecal samples, and correlation of mucin concentration with digestibility parameters and growth characteristics determined. Mucin excretion rate was negatively correlated with the nutrient digestibility; at 8 weeks of ages it has also negatively correlated with feed intake (r=-0.37, P=0.0406). Further research is required to determine the detailed metabolism of mucin in the gastrointestinal tract of calves and its effect on animal performance.

    Keywords: mucin, digestibility, calves, growth
  • Sima Hemmatian Khayyat*, abolfazl Shirazi, Naser Shams Esfandabadi, Seyed Abbas Mirzaie, Hassan Nazari Pages 13-21

    In vitro ovarian follicle culture in females at the risk of losing fertility, such premature ovarian failure (POF) and in those subjected to chemo/radio therapy as well as in animals – species at risk of extinction in a promising strategy for fertility preservation. Development of ovarian growing follicles is regulated by the coordinated action of several signaling pathways. The use of some activators or inhibitors of signaling pathways is effective in optimizing the culture conditions of immature follicles. The aim of this study was examining in vitro growth of bovine ovarian secondary stage follicles (> 80 μm) by mimicking the process of in vivo follicular development through of the Akt signaling pathway activator, PS48. Small secondary stage follicles were isolated by enzymatic digestion from slaughter ovaries by collagenase type I and Dnase I, cultured in the presence of BSA (3 mg/ml), FBS (10%), Akt (5µM PS48, first 48 h of culture) or Akt + FBS (5µM PS48, first 48 h of culture + 10% FBS) for ten days and then evaluated for growth rate. The follicular size was significantly increased in all experimental groups during 10 days culture (P<0.05). In all our groups, growth rate/day was higher in initial days of culture, after that follicular growth rate decreased. The highest growth rate was observed in FBS + PS48 group, while the lowest growth rate was detected in PS48. On the other hand, though the FBS supplemented group could increase the growth rate of follicles, its combination with PS48 was more effective . In conclusion, in our study condition the best result in follicular growth, was obtained when follicular culture medium was supplemented with FBS + PS48. In conclusion, in our study condition the best result in follicular growth, was obtained when follicular culture medium was supplemented with FBS + PS48.

    Keywords: Cattle, In vitro culture, Secondary Follicles, Akt signaling pathway, PS48
  • hamed mohseni, alireza taghavi razavizadeh*, mohammad rashtibaf, Hassan Borji Pages 23-29

    Helminths with creation of clinical diseases, some mortality and subclinica l Complications such as weight loss and anaemia caused a sharp drop in livestock production. Therefore, fighting with them especially in the sheep, which are highly dependent on pasture and therefore are susceptible to worm infection have been considered by veterinary organization so long before and drugs such as albendazole and levamisole have been used in abundance in Iran. In present study, in order to determine the effectiveness of two drugs; albendazole and levamisole, three groups comprised of ten sheep in each group had been chosen in five flocks near the city of mashhad, and after making sure of their physical health, in two stages, one just before administration of the drugs and the other 14 days later, faecal samples were taken from all studied sheep. Then, albendazole (7.5mg/kg) and levamisole (7.5mg/kg) were given to the group one and two orally, respectively. No drug was administrated to the group three as the control group. Counting of parasite eggs in faces (EPG) were performed by using Clayton-Lane method and efficacy of anthelminthic drugs were evaluated by egg reduction rate formula. The results showed that average efficacy of albendazole and levamisole were 46% and 44% respectively which should be considered. So, providing proper instruction under consideration by the aim and time of drug administration, type of parasite, infection rate of worms, the appropriate dosage according to animal species in order to prevent or delay the development of resistance is necessary.

    Keywords: Albendazole, Levamisole, Anthelminthic drug efficacy, gastrointestinal helminthes, Sheep, Mashhad
  • Milad Babaahmadi Milani*, Abdolkarim Zamani Moghadam, Fariborz Khajali, Abdolnaser Mohebbi Pages 31-44

    In this study, the effect of mulberry leaf ethanoic extract on blood, serum and antioxidant parameters of broiler chickens under cold stress was investigated. A total of 108 one-day old broiler chickens (Ross 308) were randomly divided into 3 groups and each group included of 36 chicks with 3 replicates. Experimental treatments were: control group and two levels of mulberry leaf ethanoic extract, which respectively were fed with basal diet and levels of 0.05% and 0.1% of mulberry leaf ethanoic extract. Malondialdehyde and total antioxidant capacity of serum, PCV, heterophile to lymphocyte (H/L) ratio, right ventricle to total ventricle (RV/TV) ratio, serum biochemical factors and humoral and cellular immune responses were evaluated. The results of this study showed that RV/TV ratio was lower in mulberry leaf ethanoic extract, and this difference was statistically significant in the group 0.1% of mulberry leaf ethanoic extract (P<0.05). The H/L ratio was reduced in the level 0.1% of mulberry leaf ethanoic extract (P<0.05). PCV levels decreased insignificantly in mulberry leaf treatments. Serum nitric oxide increased in 0.1% of mulberry leaf group (P<0.05). Triglyceride level decreased significantly in the group 0.05% and LDL-C level decreased significantly at both levels of 0.05 and 0.1% of mulberry leaf (P<0.05). HDL-C increased significantly at the level 0.05% of mulberry leaf (P<0.05). Serum malondialdehyde decreased significantly in mulberry leaf treatments and total antioxidant capacity of serum increased significantly at the level 0.05% of mulberry leaf (P<0.05). There was no statistically significant difference in uric acid, total protein and serum cholesterol level. Humoral and cellular immunity increased insignificantly. Mortality decreased in mulberry leaf treatments but it was not significant. In conclusion the present study showed that the addition of mulberry leaf ethanoic extract to broiler chickens diet improved the antioxidant parameters and increased nitric oxide, decreased RV/TV ratio, blood lipid levels and mortality, so can be effective in preventing ascetic syndrome.

    Keywords: Broiler chicken, Cold stress, Ascites syndrome, Mulberry leaf
  • Atefeh Araghi*, Valiallah Ebrahimnia, Behrouz Dastar, samere ghavami, saeed seifi Pages 45-131

    The aim of this trial was to evaluate the effect of nutrient density in diet and lighting period on some biochemical parameters of broilers. A total of 768 day-old Ross 308 broiler chicks were used in an unbalanced completely randomized design with 6 groups. There were two nutrient densities: high (H) and low (L). The 3 lighting regimes were 18L: 4D, 20L: 4D, and 23L: 1D. Blood samples (7 samples from every group) were collected and serum separated for assay biochemical profile. Serum glucose, total protein, albumin, globin and uric acid were measured. The highest serum glucose and lowest triglyceride and total protein level were found in group with 23L: 1D. In contrast the lowest serum glucose level was group with 18L: 4D. Other factors for example AST, uric acid, Albumin, Globulin, Ratio of albumin to globulin were not significant (P<0.05). It is concluded that lighting regimes influence on blood biochemical components.

    Keywords: Nutrient density, Lighting period, Blood biochemical profile, Broiler
  • Mohammad Reza Akbari*, Shahin Haghighi, Seyede Mandana Hoseini Pages 55-66

    In order to evaluate effects of supplementation of a low-protein wheat-based diet (WBD) with different levels of threonine on performance and immune function, 280 mail one-day-old broiler chicks (Ross 308) were used in a completely randomized design with seven treatments of four replicates each. Treatments were a WBD supplemented with seven levels of threonine (90, 100, 110, 120, 130, 140, and 150% of NRC (1994) recommendation. During 1-21 d of age, feed intake (FI), body weight gain (BWG) and feed conversion ratio (FCR) were recorded weekly. For humoral immune system evaluation, sheep red blood cells (SRBC) was injected; and in order to evaluate cutaneous basophil hypersensitivity (CBH) response, Phytohemagglutinin (PHA) (100 µg) was injected into toe web. Increasing the threonine level to more than 130% of NRC (1994) recommendations, decreased BWG (P<0.05) during 15 to 21 d of age. Adjusting threonine level at 110% NRC (1994) recommendations comparing to 90%, improved FCR during 15 to 21 and 1 to 21 d of age (P<0.05). Supplementation of the WBD with threonine at the levels of 110, 120, and 130% of NRC (1994) recommendation, significantly increased antibody titre against SRBC (P<0.05). Higher dietary threonine levels (110% and 130% of NRC (1994) recommendations), increased CBH response after PHA injection (P<0.05). Overall, it seems that the requirements of threonine in WBD for optimum performance and immune system enhancement, is more than the NRC (1994) recommendations.

    Keywords: wheat, threonine, performance, immune response, broiler chickens
  • Dehghani Nazhvani Ehsan, Naser Shams Esfandabadi, Abolfazl Shirazi, Ebrahim Ahmadi, Ali Kadivar* Pages 67-77

    Cryopreservation has led to many improvements in domestic animal breeding industry, especially in terms of spreading of superior genes. The improvement of extenders and cryoprotectants can result in a significant increase in transporting and inseminating of frozen stallion semen. In this study, we analysed the genes that would be expressed in stallion cryopreserved sperm and by providing an adequate amplification, they would be selected as reference genes in the future studies. Live sperm with above 70% motility were selected from six different stallions. Sperm samples were divided in to two parts for total mRNA extraction. The selective amplification of three candidate genes (L32, βactin and Ubiquitin) were transcribed by real-time polymerase chain reaction (RT-qPCR). Gene stabilities were calculated by GeNorm and BestKeeper softwares. Results indicated that the expression of L32 gene is less stable than that of β-actin and Ubiquitin. The expression stability of β-actin and Ubiquitin were similar. These genes can be used for normalizing of RT-qPCR reaction data. The GeNorm software introduced the best combination of genes as, β-actin and Ubiquitin with the stability value (M) of 0.083. The results of BestKeeper software showed that the most stable house-keeping gene was β-actin.

    Keywords: Stallion, sperm, Cryopreservation, Reference genes
  • Ebrahim Ahmadi*, Hassan Nazari, Najmeh Davvodian Pages 89-97

    Cryopreservation of epididymal spermatozoa has an important role in the conservation programs of endangered domestic and wild animal species, as well as, maintaining the genetic potential of suddenly dead valuable males. The aim of the present study was setting up an optimum protocol for the cryopreservation of ram epididymal spermatozoa. Spermatozoa extracted from the cauda epididymis of slaugtherd rams were frozen in the extenders containing 2, 4 and 6 percent glycerol and were thawed at 37 and 65˚C. Post-thawing motility parameters were evaluated by CASA. The factorial ANOVA model were used to determine the statistical differences between the main effects of the glycerol concentrations, thawing temperatures and their interactions (concentration×temperature). Because a non-significant interaction was detected, the main effects (concentration and temperature) were interpreted. The effect of glycerol concentration on the all motility parameters and the effect of thawing temperature on the majority of motility parameters were significant (P<0.05). Among the glycerol concentrations, 2% had the lowest motility and 4% had the highest motility (P<0.05). Among the the thawing temperatures, thawing at 65˚C led to significantly better post-thawing motility than thawing at 37˚C (P<0.05). Finally, freezing ram epididymal spermatozoa in an extender containing 4 percent glycerol and thawing the frozen spermatozoa at 65˚C had the best outcome.

    Keywords: Epididymal spermatozoa, Glycerol concentration Thawing temperature, Cryopreservation
  • Motalebi A. A*, Razavilar V., Khadem P.* Pages 99-107

    In this study, 120 rainbow trout fish (Oncorhynchus mykiss) were prepared in six different groups and stored at refrigerator 28 days. During this time, the production of their biogenic amines (histamine, putrecine and cadaverine) were assessed. The groups were included as control, fresh rainbow trout fillet; treatment 1, packaged with modified atmosphere packaging (O2 5%, CO2 20%, N2 75%); treatment 2, dipped in Caper extracts (0.2%); treatment 3, dipped in Caper extracts (0.5%); treatment 4, dipped in Caper extract (0.2) and packaged with modified atmosphere packaging; treatment 5, dipped in Caper extracts (0.5) and packaged with modified atmosphere packaging. From each group, 4 samples were prepared and evaluated as triplicate at five times (0, 7, 14, 21, 28 days). The amount of histamine was significantly decreased at treatments 3, 4 and 5 in day 14 of refrigerator storage compared to other groups (P<0.05). The amount of putrecine significantly decreased at treatments 4 and 5 in day 28 compared to control (P<0.05). The amount of cadaverine significantly decreased at treatment 5 in day 28 compared to control and treatment 1 (P<0.05). In conclusion, these results showed that using of Caper extract associated with modified atmosphere packaging reduce the production of biogenic amines in rainbow trout fillet that increase its shelf life.

    Keywords: Modified atmosphere, Caper extract, Rainbow trout, biogenic amines
  • hamed shams, alireza shaghayegh, sheyedeh parastoo yasini, Saeed Azimpour* Pages 109-115

    Calves with failure of passive immunity transfer are susceptible to septicemia and enteric and respiratory disease. Some studies have shown that failure of passive immunity transfer affects animal performance even in older ages. The aim of this study was to evaluate the failure of passive immunity transfer in calves in the traditional farms of Neyshabour. For this purpose, in 3th day after birth, blood samples were gathered from 98 calves. The results showed that mean total protein is 6.46 ± 1/06 gr/dl. There was a significant difference in total protein concentration in male and female calves (p=0.004). Serum total protein concentration was less than 5.2 gr/dl only in 6 of calves (6.1%). 5 of them were male (9% of male calves) and only one case (6.2% heifers) was female. The mean serum globulin in examined calves was 3.37 ± 1.12 gr/dl. There was a significant difference in globulin concentration in male and female calves (P=0.006). It indicates that more immunoglobulin absorption has been happened in the female calves. The amount of IgG was classified as 1 (week transfer), 2 (moderate transfer) and 3 (good transfer). Passive transfer was done good in 93.9% calves and the rest of the cases (6.1%) had a moderate passive transfer. There was a significant and high association between total protein and globulin (P0.01, r= 0.968).

    Keywords: Calves, Neyshabour, Passive immune transfer failure, prevalence
  • Davoud Kazemi *, Roozbeh Ghorbanpoor, Daryoush Mohajeri Pages 117-126

    This research was conducted to compare the histopathologic characteristics of wound healing in the canine urinary bladder following full thickness incision using conventional and electrical scalpel. For this purpose, 24 adult healthy mixed breed dogs were randomly allocated to two groups of 12 dogs each. Cystotomy was performed for a length of 4 cm using conventional and electrical scalpel in control and treatment groups on the ventral surface of the bladder and the incision was routinely sutured. The incised area of bladder was harvested for histopathologic evaluation on days 0 (immediately after surgery), 3, 7, 14, 21 and 28 after surgery. The degree of haemorrhage, tissue trauma, inflammation, re-epithelialization, healing of mucosal and muscular layers and fibrotic reaction were graded and studied at the aforementioned time intervals. The results indicated that there were differences in urinary bladder wound healing during the course of the first 3 weeks in a way that tissue trauma was minimal and the speed of re-epithelialization, disappearance of inflammation and wound healing was faster in the control group while less haemorrhage was observed in the treatment group. Overall despite the differences observed, the process of wound healing had occurred similarly after the 28-day period in the two treatment groups and therefore the use of electrical scalpel in canine cystotomy is recommended to decrease haemorrhage and operation time without any deleterious effects on wound healing

    Keywords: Cystotomy, Dog, Conventional scalpel, Electrical scalpel, Wound healing