فهرست مطالب

مطالعات ایرانشناسی - پیاپی 13 (تابستان 1398)
  • پیاپی 13 (تابستان 1398)
  • ویژه نامه استان مرکزی
  • تاریخ انتشار: 1398/07/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • حکمت اله ملاصالحی صفحه 5
  • علی اصغر میرزایی صفحات 6-20

    مقاله حاضر با روش تاریخی- توصیفی و با تکیه بر متون تاریخی و کاوش‌های باستان‌شناسی به بررسی اجمالی تاریخ استان مرکزی در دوران باستان می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سنگ‌نگاره‌های پیش از تاریخ این منطقه را منطقه‌ای پرآب و زیستگاهی مناسب برای سکونت انسان پیش از تاریخ معرفی می‌کنند، با این حال غیر مسکونی بودن برخی مناطق تا دوران پادشاهی اشکانی در قیاس با دوران پیش از تاریخ قابل تامل و نیازمند تحقیق بیشتر است. قرار گرفتن درگستره ماد بزرگ و شاهراه تجاری- کاروانی که از خراسان و شرق آغاز و پس از گذر از همدان به میان‌رودان پایان می‌یافت اهمیت منطقه را در تصمیم‌های تجاری و نظامی حاکمان پیش از اسلام دو چندان می‌ساخت. این منطقه در سده‌های پایانی دوران ساسانی با ایجاد دژها و آتشکده‌های متعدد به یکی از مراکز مهم سکونتگاهی و دینی این دوران تبدیل گردید.

    کلیدواژگان: استان مرکزی، ماد، عراق عجم، دوره ساسانی، باستان شناسی استان مرکزی
  • احمدعلی اسدی صفحات 21-43

    تپه «قلعه قلندران» در شهرستان شازند استان مرکزی و در میانه راه اراک به بروجرد قرار گرفته است. تپه دارای مساحتی در حدود یک هکتار و بلندایی در حدود 8 متر از سطح زمین‌های اطراف و به شکل نسبتا دایره‌ای است. نتایج فصل یکم کاوش باستان‌شناختی تپه که در تابستان 1395 به انجام رسید، بیانگر این است که بخش اعظم تپه قلندران، یک سکوی عظیم خشتی است که با هدف ساختن یک کاخ و یا (با احتمالی کمتر) یک بنای حکومتی ایجاد شده است. بر اساس نتایج به دست آمده از کارگاه‌های لایه‌نگاری، در ابتدا یک تپه خاکی با لایه‌های متناوب خاک رس و شن و ماسه به ارتفاع چهار متر ایجاد و سپس بر روی تپه خاکی مذکور سکوی خشتی بزرگی به ضخامت دو و نیم متر ساخته شده است. همچنین شواهد نشانگر آن است که بنایی به ابعاد تقریبی 40 در 50 متر با جهت طولی شمال غربی جنوب شرقی بر روی سکوی خشتی مذکور وجود داشته است. بررسی گاهنگاری سکوی خشتی و بنای مرتبط با آن نشان می‌دهد که سفال‌های به دست آمده در بین سطوح خشت و برخی یافته‌های دیگر به دوره تاریخی هخامنشی و یا پیش از آن (دوره ماد)، تعلق دارند. با این حال گاه‌نگاری دقیق تپه نیازمند پژوهش‌های آزمایشگاهی است. به جز دوره‌های احتمالی ذکر شده، یک مرحله سکونتی دیگر بر سطح تپه شناسایی شده است که بنا بر شواهد سفالی (به ویژه سفال‌های زرین‌فام) به دوره اسلامی میانه مربوط می‌شود. در واقع پس از متروک شدن بنای دوره مادها، تپه قلندران به مدت دست کم 1500 سال متروک باقی ماند و سپس در دوره اسلامی مجددا مورد استفاده قرار گرفت.

    کلیدواژگان: تپه قلعه قلندران، دوره هخامنشی، سکوی خشتی، شهرستان شازند، دوره ماد، باستان شناسی استان مرکزی
  • غلام شیرزاده، [] غفور کاکا[] و منیره محمدی[] صفحات 44-66

    دوره مفرغ به دلیل وجود فرهنگ‌های متفاوت و نبود پژوهش‌های باستان‌شناسی منسجم، یکی از دوره‌های کمتر شناخته شده در پیش از تاریخ فلات ایران محسوب می‌شود. یکی از فرهنگ‌های منسوب به این دوره، فرهنگ کورا-ارس است که از اواخر هزاره چهارم ق.م تا اواخر هزاره سوم ق.م در بخش وسیعی از شمال غرب، غرب و بخش‌هایی از مرکز فلات ایران گسترش یافته است. با این حال، تاکنون جزئیات مبسوطی از این فرهنگ و قبض و بسط آن در داخل فلات ایران ارائه نشده است. بررسی‌های باستان‌شناسی انجام شده وجود این فرهنگ را در بخش‌های مرکزی و غربی فلات ایران و زاگرس مرکزی تایید کرده است. طی بررسی‌های باستان‌شناسی انجام گرفته در سال‌های 1386 و 1387و 1393 در غرب استان مرکزی، نه (9) محوطه استقراری بزرگ شامل آق‌تپه، تپه سوارآباد، تپه قلعه سرسختی، تپه چزان، تپه فر، شورتپه، تپه گل زرد، تپه مزرعه خاتون و تپه آدینه مسجد در رابطه با فرهنگ کورا- ارس واقع در حاشیه رودخانه قره‌چای شناسایی شد. وسعت و ارتفاع زیاد محوطه‌های مذکور (به خصوص آق‌تپه و سرسختی) می‌تواند دال بر وجود لایه‌های استقراری و معماری متراکم پیش از تاریخ باشد. در این نوشتار سعی شده تا ضمن تبیین جایگاه فرهنگ کورا- ارس در غرب استان مرکزی به عنوان یکی از نقاط اتصال فرهنگ‌های مرکز فلات ایران با زاگرس مرکزی اهمیت استقرارهای کورا- ارس مربوط به این دوره مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.

    کلیدواژگان: فرهنگ یانیق، کورا- ارس، باستان شناسی، فلات مرکزی، زاگرس مرکزی، سفال خاکستری سیاه، آق تپه، رودخانه قره چای
  • یوسف افتخاری صفحات 67-81

    این پژوهش به تبیین اهمیت شهر کرج ابودلف در دوران حکومت‌‌های متقارن در تاریخ ایران اختصاص دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شهر کرج ابودلف از اهمیت ویژه‌ای برای مدعیان قدرت جهت چیرگی بر مرکز ایران برخوردار بوده است تا جایی که در طی چهار سال (از سال‌های 321 تا 324 ه.ق) چهار فرمانروای مختلف عباسی و ایرانی در آن دیار سکه زدند که این موضوع دست‌کم در تاریخ ایران بی‌نظیر است و نشان از آشوب در نواحی مرکزی ایران و همچنین اهمیت راهبردی ویژه‌ شهر کرج ابودلف دارد. این شهر به دلیل جای‌گیری در میانه‌ شاهراه اصفهان به همدان و نیز دسترسی آسان به ری برای طرفین جنگ‌های محلی عراق عجم نقشی حیاتی داشته و تسخیر آن، تسلط فاتح بر ایران مرکزی را تضمین و تثبیت می‌کرد. این پژوهش با رویکردی تاریخی– توصیفی و بر اساس منابع نوشتاری و سکه‌شناسی نگاشته شده است.

    کلیدواژگان: کرج ابودلف، سکه، عباسیان، زیاریان، بوییان
  • اسماعیل شراهی صفحات 82-106

    موضوع پژوهش حاضر، بازشناسی راه بزرگ خراسان و منزلگاه‌های آن در استان مرکزی است. با بهره‌برداری از متون تاریخی و جغرافیایی و بررسی‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی، هدف پژوهشگر پاسخگویی به این پرسش است که این شاهراه از کدام شهرهای استان گذر می‌کرده و جایگاه سیاسی و اقتصادی استان مرکزی در ادوار مختلف در رابطه با راه بزرگ خراسان چه بوده‌ است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که استان مرکزی و به خصوص نواحی شمالی این استان در محدوده‌های فعلی دو شهرستان ساوه و زرندیه نقش مهمی در این راه از پیش از اسلام تا دوره صفوی ایفاء می‌کردند. منزلگاه‌های دکان، سوسن‌نقین، داود آباد، مصدقان، روذه، دروذ، وبروه و مشکویه قبل و بعد از ساوه از جمله مهم‌ترین منزلگاه‌ها در مسیر راه بزرگ خراسان بودند که بر اساس فاصله‌های بیان شده در منابع باید همگی در استان مرکزی و در منطقه نوبران، دشت ساوه و حدفاصل ساوه و تهران فعلی قرار گرفته باشند. در این میان چهار روستا به نام‌های مصدقان، سوسن‌نقین، دکان و دروذ را می‌توان در منطقه نوبران ردیابی نمود. سوسن‌نقین به همان اسم در منطقه باقی است اما مصدقان، دکان و دروذ را می‌توان تحت عناوین مزلقان، دخان و دروزان که همگی در نزدیکی شهر نوبران و در مسیر راه همدان به ساوه قرار گرفته‌اند شناسایی کرد. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده است.

    کلیدواژگان: راه بزرگ خراسان، ساوه، مشکویه، کاروانسرا، دوره اسلامی، نوبران
  • ندا انصاری، مهتاب غلامی صفحات 107-120

    مقاله حاضر به بررسی شکل‌گیری و توسعه شهر اراک در دوره قاجار می‌پردازد و با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و مطالعات میدانی، شبکه آبرسانی اراک را در این دوره مورد مطالعه قرار می‌دهد. شهر اراک، برخلاف سایر شهرهای ایران که به مرور زمان گسترش یافته‌اند، با نقشه و الگوی مشخص مهندسی ساخته شده است. این شهر نمونه خوبی از شهرسازی قاجاریه است که با رعایت کردن الگوهای شهرسازی سنتی ایرانی از ویژگی‌های معماری غربی نیز بهره گرفته و بافت اولیه شهر به صورت شطرنجی و خیابان‌های عمود بر هم ساخته شده است. بازار دو محله اصلی اولیه شهر را از هم جدا می‌کند و ساختارهای شهری اراک به صورت برابر در محله‌ها پخش شده‌اند. یکی از این ساختارهای شهری سیستم آبرسانی دقیق شهر است که پیش از ساخت شهر مورد توجه واقع شده است. در دوره قاجار قنات‌ها مهم‌ترین منابع آبرسانی بودند و در این دوره شاهد 7 رشته قنات هستیم که عبارتند از: «قنات شهر (قنات سپهداری)»، «قنات وزیری»، «قنات خان حاکم»، «قنات آب ده»، «قنات آزاد مرزآباد»، «قنات مستوفی (قنات اربابی)»، «قنات حاج آقاحسین (قنات خاکباز)».

    کلیدواژگان: قنات ها، شهرسازی سنتی، شبکه آبرسانی، ساختار شهری
  • غلامعلی ولاشجردی فراهانی صفحات 121-138

    پژوهش حاضر به بررسی آیین‌های کهن آب در استان مرکزی می‌پردازد و می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که آیین‌های نکوداشت آب در استان مرکزی چه تاثیری بر هویت بومی منطقه، همبستگی مردم، حفظ میراث معنوی و پیوند نسل‌ها داشته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آیین‌های کهن آب مانند چمچه گلین، تیرگان، عروسی قنات، تعیین ماده و نر بودن آب قنات‌ها، عروس آب، بیل وارونه زیر ناودان، قرار دادن بیل در آبراه خانه‌ها و بیل‌گردانی باعث شده‌اند که آب برای مردم همواره از سرشتی جادویی برخوردار باشد. از نگاه دیگر، آب و تمنای آن خود خاستگاه آیین‌های گوناگونی است که در تمام آنها ترس از خشکسالی بیش از هر چیز به چشم می‌خورد. آب خاصیت درمانی دارد و در باور عمومی چشمه‌ها مورد احترامند و درختان کنار چشمه‌ها نماد سبزی و تقدس‌اند. ریشه‌های مشترک آیین‌های آب در سایر نقاط ایران نیز قابل مشاهده است. تعویض آب حوض‌ها و آب انبارها، حضور آب در سر سفره عقد، هفت سین و سنن مشابه همه نشانگر باور به جاندار بودن آب و نقش آن در افزونی برکت دارد.

    کلیدواژگان: آیین های آب، بیل گردانی، تمنای باران، تیرگان، فرهنگ مردم استان مرکزی
  • اسماعیل مجللی صفحات 139-172

    پژوهش حاضر سنت تعزیه در سطح شهرها و روستاهای استان مرکزی و همچنین اجرای تعزیه سیار شهر اراک را مورد بررسی قرار می‌دهد. روش تحقیق به شیوه کتابخانه‌ای است و اطلاعات مورد نیاز بر اساس مستندات کتبی و شفاهی جمع‌آوری شده است. این نکته قابل ذکر است که تعزیه در اراک همان است که در سایر نقاط کشور مرسوم است. سابقه تعزیه در شهر اراک را می‌توان همزمان با تاسیس شهر اراک دانست (دوران فتحعلی‌شاه قاجار) و سابقه آن قبل از تاسیس اراک را می‌توان به روستاهای اطراف نسبت داد که از آنها هم شاید اسناد مکتوبی به جز نسخ تعزیه در دست نباشد. تعزیه در اراک از سال1341 تا 1360 به‌ صورت عمومی اجرا نمی‌شده و با ممنوعیت مواجه بود، اما از سال 1360 اجرای مجالس تعزیه و شبیه‌خوانی به صورت سنتی و رسمی در اراک سر و سامان یافت.

    کلیدواژگان: تعزیه خوانی، استان مرکزی، تعزیه سیار، اراک
  • ولی الله شمشیربندی صفحات 173-191

    پس از سقوط حکومت زندیه و روی کار آمدن قاجاریان، اقوام لر که با آنها دشمنی می‌ورزیدند، مکررا برای سلسله جدید مزاحمت ایجاد می‌کردند. مهاجمان در آغاز به سبب تنگی معیشت و بعدها از روی حسادت هر ساله با قتل و غارت امنیت دولت مرکزی را مورد تهدید قرار می‌دادند. سپهدار عراق (یوسف‌خان گرجی) با احداث پادگان شهر سلطان‌آباد اراک کوشش می‌کرد تا مانع چپاول و حضور آن‌ها در مرکز ایران شود. با مشورت سران قبایل و اقوام محلی، یوسف‌خان شهر جدیدی در جنوب دشت فراهان ایجاد کرد، شهری مدرن با ساختمان‌های آجری و گذرگاه‌های جدول‌بندی شده که در کمتر از 10 سال تبدیل به یکی از شهرهای فعال ایران مرکزی شد. در مدت کوتاهی 50 کمپانی تولید فرش در این شهر دایر شد و نهایتا اراک مبدل به قطب اقتصادی و چهارراه ارتباطی ایران شد.

    کلیدواژگان: یوسف خان گرجی، هجوم لرها، سلطان آباد اراک، شهر جدولی، ساختمان های آجری، قنات سپهداری، اگو
|
  • Ali Asghar Mirzaie Pages 6-20

    The present paper briefly investigates the history of Markazi Province during ancient periods with reference to historical texts and archeological explorations. The findings of this study indicate that, based on existing prehistoric fossils, this Province was a water-rich region and an appropriate environment for human residence during prehistory. However, the fact that, in contrast to pre-history, some of the areas in this Province were not inhabited until the Arsacid Period requires some more scrutiny and research. Since this region was located in the vast realm of the Median Empire and on a commercial caravan-using highway which started from Khorasan and the East and, after passing through Hamedan, ended in Mesopotamia, it played a significant role in the commercial and military decisions made by pre-Islam rulers. During the last centuries of the Sassanid period, through constructing several fortresses and fire temples, this place turned into an important residential and religious region.

    Keywords: Markazi Province, Median Empire, Persian Iraq, Sassanid Period, archeology of Markazi Province1
  • Ahmad Ali Asadi Pages 21-43

    The hill of Ghal’ah Ghalandaran is located in Shazand County in Markazi Province midway between Arak and Borujerd. The area of this hill is about 10,000 m2; its height is about 8 m from its surrounding land, and it has a relatively circular shape. The results of the first season of archeological excavations on the hill, which were finished in 2016, demonstrate that Ghal’ah Ghalandaran Hill is mostly a huge adobe platform which was erected with the purpose of building a palace or perhaps a state building. Based the reports of stratigraphy workshops, the constructors initially erected an earthy hill with alternative layers of clay, sand, and gravel with a height of four meters, on which they built an adobe platform with a 250 cm diameter. Available proofs also indicate that there was once a 40×50 m building in the northwest-southeast longitudinal direction on the adobe platform. The chronological study of this platform and the related structure shows that the discovered pottery artefacts between the adobe layers and the other findings belong to the Achaemenid period or before that (Median Period). Nevertheless, an accurate chronology of the hill demands more laboratory research. Apart from the mentioned potential periods, another human residence period has been identified on the hill which, based on clayware findings (particularly golden clayware), is related to the Middle Islamic period. In fact, after the Median structure was abandoned, Ghal’ah Ghalandaran Hill remained deserted for at least 1,500 years and, then, was used again during the Islamic period.

    Keywords: Ghal’ah Ghalandaran Hill, Achaemenid Period, adobe platform, Shazand county, Median Period, archeology of Markazi Province
  • Gholam Shirzadeh, Ghafoor Kaka, , Monireh Mohammadi Pages 44-66

    Because of the existence of different cultures and the lack of related solid archeological studies in the Iranian Plateau, the Bronze Period is one of the less known periods of prehistory there. One of the cultures attributed to this period is the Kura-Araxes culture, which spread in vast areas of the northwest and west of the Iranian Plateau and some parts of its center. However, the details of the nature of this culture and the quality of its spread in this plateau are not yet available. The conducted archeological investigations confirm the existence of this culture in the central and western parts of the plateau of Iran and the central Zagros region. In the course of the archeological studies carried out in 2007-2008 and 2014 in the west of Markazi Province, nine large residential areas in relation to the Kura-Araxes culture were identified on the banks of Qareh Chai River. These areas include Agh Tappeh, Savarabad Tappeh, Ghal’ah Sarsakhti Tappeh, Chezan Tappeh, Far Tappeh, Shur Tappeh, Do Gol Zard Tappeh, Mazra’eh Khatun Tappeh, and Adineh Masjid Tappeh. The great vastness and height of these areas (particularly Agh Tappeh and Sarsakhti Tappeh) could indicate the existence of different layers of human residence and dense architecture of prehistory there. In this paper, the authors have tried to explore the importance of different forms of human residence in Kura-Araxes during prehistory while clarifying the place of Kura-Araxes culture in the west of Markazi Province as one of the junctions linking the cultures of the center of the Iranian Plateau to Central Zagros.

    Keywords: Yaniq Culture, Kura-Araxes, archeology, Central Plateau, CentralZagros, blackish grey pottery, Agh Tappeh, Qareh Chai Ri
  • Yusef Eftekhari Pages 67-81

    The present study elaborates on the significance of Karaj Abu Dolaf City during the reign of synchronous rulers in Iran. The findings of this study reveal that this city was of particular importance to seekers of power who intended to dominate the center of Iran. During four years (321-324 AH) four different Abbasid and Iranian rulers minted coins there, which is unprecedented at least in the history of Iran, signifies the presence of chaos in its central areas, and highlights the strategic significance of Karaj Abu Dolaf at that time. Due to its location midway between Isfahan and Hamadan as well as its easy access to Rey, this city played a vital role in the policies of the warring rulers in Persian Iraq, and the seizure of this city guaranteed and consolidated the dominance of the victorious side over central Iran. This study was carried out following a historical-descriptive approach and based on available historical and Numismatics documents and sources.

    Keywords: Karaj Abu Dolaf, coin, Abbassid Dynasty, Ziarid Dynasty, Buyid Dynasty
  • Esmaeil Sharahi Pages 82-106

    The present study examines the Great Khorasan Road (Khorasan Highway) and its caravanserais in the Markazi Province. Through benefiting from historical and geographical sources and archeological studies and excavations, the researcher aims to answer the two questions of through which cities in Markazi Province this highway passed, and what the political and economic place of Markazi Province was during different periods in relation to Khorasan Highway. The findings of the study indicate that Markazi Province and, particularly, its northern regions in the present Saveh and Zarandieh counties played a significant role in relation to this highway from the pre-Islamic period until the Safavid era. The caravanserais in Dokan, Susan Naqin, Doudabad, Mosaddeqan, Rozeh, Darouz, Vabarveh, and Mashkuye, located before and after Saveh, were among the most important roadside inns which, based on the addresses given in related sources, must have all been located in Markazi Province and in Nowbaran, on Saveh Plain, and on the way between Saveh and the present day Tehran. Among them, four villages, including Mosaddeqan, Susan Naqin, Doka, and Darouz, can be located in Nowbaran region. Susan Naqin has remained under the same name there; however, Mosaddeqan, Dokan, and Daruz exist under the names of Mazlaqan, Dokhān, and Daruzan, respectively, all near the city of Nowbaran, on the way from Hamedan to Saveh. Following a descriptive-analytic approach, this research was conducted based on library and field studies.

    Keywords: Khorasan Highway, Saveh, Mashkuye, caravanserais, Islamic period, Nowbaran
  • Neda Ansari, Mahtab Gholami Pages 107-120

    The present paper examines the process of the formation and development of Arak during the Qajar Period. Following a descriptive-analytic approach and through field studies, it also explores the waterworks of arak during the same period. Unlike the other cities of Iran, which were gradually expanded over time, Arak was built based on specific engineering plans and designs. This city is a good example of Qajar Urbanism, which, while observing the traditional models of Iranian urbanism, also benefitted from the specific features of western architecture. The primary texture of the city enjoys a checkered format, and the streets are constructed perpendicular to each other. The bazar separates the two main initial quarters of the city from each other, and the urban structures of the city are equally distributed in its quarters. One of such urban structures is the accurate waterworks system of the city, which was designed prior to building the city. During the Qajar Period, aqueducts (qanats) were among the most important irrigation sources of Arak. In this period, there were six aqueducts including City Aqueduct (Qanat-i Sepahdari, Vaziri Qanat, Khan Hakem Qanat, Ab Deh Qanat, Azad Qanat of Marzabad, Mostofi Qanat (Arbabi Qanat), Haj Agha Hossein Qanat (Khakbaz Qanat).

    Keywords: aqueducts (qanats), traditional urbanism, waterworks, urban structure
  • Gholamali Velashjerdi Farahani Pages 121-138

    The present study investigates the ancient water rituals in Markazi Province and aims to respond to the question of how the rituals glorifying water affect the local identify of the region, people’s solidarity, protection of spiritual heritage, and unity of generations in this regions. The findings of the study indicate that certain ancient rituals, such as Chemche-Galin, Tirgan, Arousiy-e Qanat (Wedding of the Aqueduct), determining the female or male nature of the water of aqueducts, Arous-e Ab (Water Bride), placing an upside down shovel under a downpipe, placing a shovel in the waterways of houses, and Bil-gardani (turning some tied-together long shovels in each hand over the head), have granted a magical nature to water in the minds of the people living there. From another point of view, water and the desire for it themselves are the origins of various rituals signifying the fear of drought more than anything else. Water has healing effects, and the locals respect springs and view the trees beside them as the symbols of greenness and holiness. The common roots of water rituals can also be observed in other regions of Iran. Changing the water of small pools and cisterns, presence of water in Sofreh Aghd (an elaborately decorated wedding spread), Haft-sin (an arrangement of seven symbolic items whose names start with the letter pronounced as “seen” at Nowruz), and similar customs all demonstrate Iranians’ ”س“ belief in water’s being animate and playing a significant role in increasing everyday blessings.

    Keywords: water rituals, Bil-Gardani, longing for rain, Tirgan, culture of the people of MarkaziProvince
  • Esmaeil Mojallali Pages 139-172

    The present study investigates the Ta’zieh (mourning) ritual in the cities and villages of Markazi Province and the performance of traveling Ta’zieh or passion play in the city of Arak. This study was conducted using the library method and based on related oral reports and written documents. It is worth mentioning that the Ta’zieh tradition is performed in Arak similar to the way it is performed in other corners of Iran. The history of this ritual in Arak goes back to the date of establishing this city during the reign of Fathali Shah Qajar. However, it was previously performed in the villages surrounding Arak, from which no written records, possibly except for Ta’zieh texts, are available. Between 1962-1981, Ta’zieh was not performed openly and in public in this city and was, in fact, forbidden there. Nevertheless, since 1981 Ta’ziyeh and Shabih Khani (lamentation) are officially performed in their traditional forms in Arak.

    Keywords: Ta’zieh Khani (passion play), Markazi Province, travelling Ta’zieh, Arak
  • Valiullah Shamshirbandi Pages 173-191

    After the downfall of Zand Dynasty and the rise of the Qajar Kings, Luri tribes, who feuded with them, frequently troubled the new government. The attackers, initially because of poverty and, later, due to jealously, continually threatened the central government through committing murder or looting different regions. By establishing the Soltan Abad Fortress in Arak, Lieutenant General Eraq (Yusef Khan-e Gorji) tried to drive the hostiles and stop their invasions in the center of Iran. Moreover, through counseling with the heads of tribes and local ethnic groups, Yusef Khan built a new city in the south of Farahan plain; a city with brick buildings and curbed pathways, which turned into one of the active cities of central Iran in less than 10 years. During a short time, 50 carpet weaving companies were established in this city and, finally, Arak turned into the economic center and connecting cross road of Iran.

    Keywords: Yusef Khan-e Gorji, invasion of Lurs, Soltan Abad of Eraq (Arak), curbed city, brick buildings, Sepahdari Qanat, urban sewage