فهرست مطالب

  • پیاپی 80 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • کاظم دزفولیان، مریم اکبری*، مریم جلالی صفحات 7-32
    روایت شناسی به دنبال طبقه بندی همه روایات در یک نوع واحد است. گریماس یکی از این نظریه پردازان است که با کاستن از تعداد کنشگرهای الگوی پراپ سعی داشت الگویی فراگیر برای تمام روایات ارائه دهد. در این پژوهش، داستان «رستم و شغاد» بر اساس الگوی کنشی گریماس، تحلیل سیر وضعیت روایت با توجه به تقابل های دوگانه و نیز الگوی نحوی و زنجیره های روایی (میثاقی، اجرایی و انفصالی) بررسی شده است. در این داستان، الگوی گریماس دوگانه عمل کرده است و یک کنشگر در موقعیت های مختلف، نقش مخالف و یاریگر را به عهده دارد. کنشگر فاعل برای کم رنگ کردن و از بین بردن نقش کنشگر بازدارنده به مکر و حیله روی می آورد. نقض و عقد یک پیمان به وسیله شغاد، عامل اصلی روایت است که در زنجیره میثاقی شکل می گیرد. همین مسئله، زنجیره اجرایی و کنش های آن را شکل می دهد تا در نهایت، در زنجیره انفصالی به وضعیتی مثبت یا منفی ختم شود.
    کلیدواژگان: روایت شناسی، گریماس، الگوی کنشگر، زنجیره های روایی، رستم و شغاد
  • محمد ایرانی، زهرا منصوری*، غلام رضا سالمیان صفحات 33-60

    در گفتمان شناسی، دسته ای از واژگان را نشان دار می نامند که معانی فراتری از سطح قاموسی دارند. دقت در گزینش چنین واژه هایی در شعر، راهی است به سوی واقعیاتی که در بستر تاریخ جریان داشته اند. مسئله در شعر نظامی، این مسئله گاه به طرزی ناپیدا در بطن واژه های نشان داری است که شاعر برگزیده است. در این جستار، به گونه توصیفی تحلیلی و با مطالعه منابع مرتبط با تاریخ عصر نظامی، وقایع موثر بر ذهن هنرمند را در نظر گرفته ایم. سپس با استخراج و بررسی واژگان پربسامد و نشان دار در خمسه، به ارتباط معنی دار میان حضور این واژه ها در شعر و حوادث واقع در دوران زندگی او پرداختیم و به منظور تحلیلی روشمند، رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف را برگزیدیم. نتیجه نشان داد که زبان نظامی یک «کردار اجتماعی» است؛ یعنی در عین حال که روابط و هویت های اجتماعی آن را به وجودآورده ، سازنده آن هاست و ابزاری برای مبارزه در رفع نابرابری های «قدرت» است.

    کلیدواژگان: تحلیل انتقادی گفتمان، جامعه شناسی، واژگان نشان دار، خمسه نظامی، فرکلاف
  • محمود آقاخانی *، محسن محمدی، مهدیه مللی صفحات 61-84

    رمان سوران سرد ضمن اشاره به جنگ تحمیلی، بیشتر در بیان وقایع جنگ با حزبی ها در مناطق کردستان و فشارهای روحی روانی ناشی از جنگ نوشته شده است و می توان آن را از جنبه های مختلفی از جمله روانکاوی فروید بررسی کرد. مهم ترین مولفه های نظریه فروید، بحث ترس، اضطراب و مکانیسم های دفاعی روان شناختی است که بر بیمار در مواقع اضطراب عارض می شوند. ازآنجاکه جنگ موجب استرس و اضطراب در افراد درگیر جنگ می شود، خواه ناخواه این مولفه ها در آثار جنگ نیز بروز می یابند. هدف این پژوهش، بررسی جلوه های ترس، اضطراب و مکانیسم های دفاعی نظریه فروید در رمان سوران سرد است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی تحلیلی است. نتیجه این پژوهش چنین است که اشخاص رمان سوران سرد در موقعیت های اضطراب آور، ضمن بروز علائم رفتاری، جسمانی و هیجانی ناشی از ترس و اضطراب، برای کاهش آسیب های روحی روانی به مکانیسم های دفاعی متوسل می شوند و از مکانیسم جابه جایی و سرکوب بیشتر استفاده کرده اند.

    کلیدواژگان: رمان سوران سرد، نقد روان شناختی، فروید، ترس و اضطراب
  • محمدمهدی زمانی، کورش صفوی*، نعمت الله ایران زاده صفحات 85-112
    نخستین کسانی که به بحث نظری درباره تجدد ادبی پرداختند، روشنفکران مشروطه خواه و ناسیونالیست بودند که مبتنی بر اندیشه سیاسی و اجتماعی خود بر ضرورت تجدد ادبی نیز تاکید می کردند. جریان تجددگرایی ادبی رفته رفته توسعه یافت و دو جریان محافظه کار و افراطی تجددگرا در ادبیات فارسی ظهور کرد. تقی رفعت یکی از نمایندگان برجسته جریان افراطی تجددگراست. این پژوهش به مطالعه مولفه های تجددگرایی از سه جنبه شیوه بیان، هویت گوینده و مخاطب و ارتباط آن ها، و موضوع در شعر رفعت می پردازد و می کوشد به این پرسش ها پاسخ دهد که جنبه های مختلف تجددگرایی در شعر رفعت چیست و این کاربردهای متجددانه چه ارتباطی با جریان های فکری سیاسی اجتماعی عصر خود دارد. بررسی اشعار رفعت نشان می دهد که در هر سه جنبه ذکرشده نمودهای تجددگرایانه شاخصی می توان ملاحظه کرد، به نحوی که تجددگرایی را می توان محوری ترین مولفه در شعر او تلقی کرد. این جنبه های تجددگرایانه در شعر او در ارتباطی دوسویه با تجددگرایی سیاسی و اجتماعی است که جریان های فکری ناسیونالیسم ایرانی و مشروطه خواه مروج و هوادار آن بودند.
    کلیدواژگان: تجددگرایی، رفعت، مشروطه، ناسیونالیسم ایرانی
  • علی رضا خان بان زاده*، زهره صفوی زاده صفحات 113-144

    در این مقاله، به واکاوی سبک شناسانه مجلد ششم کتاب تاریخ بیهقی بر اساس یکی از الگو های متاخر در زمینه سبک شناسی ادبی (که در بستر دانش روایت شناسی شکل گرفته)، پرداخته شده است. پرواضح است که هر متن ادبی از لایه ها و سطوح مختلف زبانی شکل یافته است و هر کدام از این لایه ها و سطوح، به سهم خود در تعیین سبک نگارش نویسنده دخیل هستند؛ لایه هایی چون واژگان، جمله و سطوح کلان تر همچون گفتمان روایی. طرح پیشنهادی پاول سیمپسون (1993م.) به مثابه یک الگوی روایت شناختی که بر مبنای رده بندی مبتنی بر مفاهیم وجهیت و دیدگاه در سطح جمله و گفتمان روایی در سطح متن قرار دارد، می تواند دستاویزی مناسب برای سبک شناسی متون ادبی از منظر گفتمان روایی باشد. در این پژوهش، سعی شده است تا با تمرکز بر یکی از محورهای موجود در الگوی سیمپسون، یعنی محور وجهیت، سبک روایی متن تاریخ بیهقی، به شیوه ای روش مندانه ارزیابی شود.

    کلیدواژگان: روایت شناسی، دیدگاه، روایت، وجهیت، کانونی سازی
  • امیر مومنی * صفحات 145-174

    آمیختگی (تداخل) زبان فارسی با عربی موجب پدید آمدن مطابقت هایی میان برخی الگوهای زبانی فارسی و عربی شده است. سعدی از شاعران و نویسندگانی است که موارد متعددی را از این مطابقت ها در آثارش می توان یافت. صرف نظر از آنکه این موارد وامگیری زبانی به حساب آید، یا توارد و تشابه، نقش راهگشای آن ها در شناخت دقیق تر ساختار دستوری زبان سعدی و فهم روشن تر آثار او، قابل چشم پوشی نیست. بر این اساس، در مقاله پیش رو، به روش تطبیقی، آن دسته از الگوها و قواعد زبانی عربی که با نمونه هایی در آثار سعدی قابل تطبیق است، دسته بندی و تشریح شده است و در پایان، چنین نتیجه گیری شده که آمیختگی زبان فارسی با زبان عربی منحصر به استفاده زیاد شاعران و نویسندگان فارسی از واژه ها، عبارت ها، شاهدهای شعری و مثل ها و حکمت های عربی، آیات قرآنی و احادیث نبوی نیست، بلکه پدید آمدن مطابقت هایی میان الگوهای زبانی فارسی و عربی نیز از پیامدهای آن است.

    کلیدواژگان: سعدی، زبان عربی، زبان فارسی، الگوهای زبانی، تداخل زبانی
  • علی اصغری*، محمدامیر عبیدی نیا، عبدالله طلوعی صفحات 175-202

    سنت حسنه داستان نویسی در شکل «داستان حیوانات» از دیرباز در میان انسان ها توانسته است به عنوان «میراث اندیشه بشری» درخشش خاصی در میان انواع ادبی داشته باشد. فابل (Fable) و شکل متعالی آن الگوری (Allegory) یا همان داستان های تمثیلی از کلیله و دمنه، منطق الطیرها، موش وگربه تا ماهی سیاه کوچولو بر روی یک زنجیره، ادامه این نوع ادبی ارزشمند بوده اند. این مقاله سعی بر این دارد ضمن تبیین تفاوت های فابل و الگوری با نمایاندن تبارشناسی ماهی سیاه کوچولو، از نمادهای آن به عنوان آخرین و فاخرترین الگوری (داستان تمثیلی حیوانات) ایرانی، تحلیل فشرده ای ارائه دهد و ضمن رد انتساب این داستان به «جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ، نویسنده آمریکایی» ریشه های آن را در کلیله و دمنه، مرزبان نامه و منطق الطیر عطار نمایان سازد.

    کلیدواژگان: کلیله و دمنه، ماهی سیاه کوچولو، فابل، الگوری، قصه حیوانات، جاناتان مرغ دریایی
  • سید ناصر جابری *، اسما حسینی صفحات 203-228

    طنز یکی از شاخصه های مهم گلستان و مثنوی است. در این پژوهش، فرضیه مبتنی بر تاثیر تقابل بر هدف و تفاوت هدف طنز در دو اثر مورد بررسی است. پرسش تحقیق این است که تقابل چه تاثیری بر هدف می گذارد و چه رابطه ای میان این دو وجود دارد. هدف تحقیق در وهله اول، مطالعه تطبیقی طنز در دو اثر مهم و نیز بیان رابطه تقابل با هدف و تبیین تاثیر جهان بینی بر اهداف طنز است. روش مطالعه، تطبیقی تحلیلی و مبتنی بر استخراج «تقابل انگاره» و «هدف»، دسته بندی این دو متغیر و تحلیل نتایج است. این مطالعه نشان می دهد که تقابل انگاره و هدف در شبیه ترین حکایات نیز متفاوت است و در مثنوی، گاهی تناقض اهداف نیز دیده می شود. در گلستان، غالبا تقابل دو انگاره بر اساس مقابله و برخورد با شخصیت منفی شکل می گیرد و در مثنوی، با رسوایی و افشای شخصیت منفی، اولی مبتنی بر واقع گرایی و دومی مبتنی بر آرمان گرایی و نگاه ایدئولوژیک است. بر این اساس، می توان طنز سعدی را نجات بخش و راهگشا، و طنز مولانا را آگاهی بخش و در عین حال، افشاگر و رسواکننده توصیف کرد. طنز سعدی بر اساس بنیاد فکری او در موضوعاتی مانند تدبیر منزل، تهذیب نفس و سیاست مدن که زیرشاخه های حکمت عملی هستند، تفکیک پذیر است و طنز مولانا در موضوعاتی مانند نقد اشتباه، تظاهر، قیاس، تقلید و برتری دادن به نمادهای آگاهی چنین است. بنابراین، طنز سعدی شیوه ای برای درست زیستن و طنز مولانا روشی برای اصلاح یا جهت دهی به ذهن و اندیشه است.

    کلیدواژگان: سعدی، مولوی، طنز، تقابل انگاره، هدف
|
  • Kazem Dezfolian, Maryam Akbari *, Maryam Jalali Pages 7-32
    Classifying all narratives in a single type is the aim of narratology. Greimas is one of the theorists who, by reducing the number of actants of the propp model, tried to provide a comprehensive model for all narratives. The present research investigated the story of Rostam and Shaghad based on the Greimas' actantial model, the analysis of the status of narration with respect to the dual oppositions, the syntactic pattern and the syntgmes narrative (syntgmes contractual, syntgmes performative and syntgmes disjunctional). Greimas' model has acted dual in this story, and an actant in different situations acts as the opposite and the supporter. The subject actant comes to deceive to eliminate the role of the conflict actant. Breaking and contracting a pact by Shaghad is the main source of the narrative that is formed in the syntgmes contractual. The same thing shapes the syntgmes performative and its actions, ultimately ending up in a positive or negative status in the syntgmes disjunctional.
    Keywords: Narration, Greimas, actor pattern, narrative chains, rostam, shaghad
  • Mohammad Irani, Gholamreza Salemian, Zahra Mansouri * Pages 33-60

    In discourse, a set of vocabulary words is called a labeled (marked) which has meanings beyond the level of vocabulary. Concentration of choice of such words in poetry is a way toward the facts that have flowed in history. This issue in Nezami’s poem sometimes inapparently places inside marked words which the poet has chosen. In this article, in the way of descriptive – analytic and studying resources related to Nezami’s era history, we consider effective events on the artist’s mind. Then we, with derivation and study of high frequency and marked words in Khamse, proceeded with Significant correlation between the presence of this words in poem and events placed on age of his life. And in order to make a methodical analysis, we chose Fairclough's critical discourse analysis approach. The result showed: The poet's language is a social act, which, while creating its social relationships and identities, is their constructor and a tool for turn to solving odds of power.

    Keywords: Critical Discourse Analysis, Sociology, Marked Words, Khamse of Nezami, Fairclough
  • Mahmoud Aghakhani *, Mohsen Mohammadi, Mahdiyeh Melali Pages 61-84

    The “Cold sooran” novel was writen to show not only holy war but also war between groops in Kurdistan and the resulted mental and emotional pressure. It can be analyzed from Froid’s psychoanalysis theory. Fear, anxiety and defensive mechanism are the most emportant factors that come to patient when he or she is anxious. Whereas war brings anxiety and fears for people who are involved, thes factor also are displayed in works related to war. The aim of thin stady is ti analyze fear anxiety and defensive mechanism of Froid’s theory in the “Cold sooran”. The present study uses a descriptive and analytical method. The result shows that characters in the novel use defenses mechanism in order to lessen the mental pressure and scape frome real situation they also show some behaverial signs in causd – anxiety situation.

    Keywords: The “Cold sooran” novel, Froid’d psychoanalysis, Fear, anxiety, Psychological Review
  • Mohammad Mehdi Zamani, Koorosh Safavi *, Ne’Matollah Iranzadeh Pages 85-112
    Constitutionist and nationalist intellectuals were the first group that discussed modernism in literature theoretically, emphasizing the necessity of literary modernism, based on their political and social ideas. The movement of literary modernism came to develop and two movments of literary medernim, the conservatist and radical movements, appeared. Taqi Rafàt was one of the prominent writers and poets in the radical movement. This research studies components of modernism in Rafàt’s poetry from three points of view: the style of expression, identity of the sender and the receiver and their relation, and the subject, and attempts to answer the questions that what aspects of modernism are in Rafàt’s poetry and what relationship is between modernist instances in his poetry and his contemporary modernist social and political movements. Study of his poetry shows that there are prominent aspects of modernism in his poetry from the three points of view and so modernism could be known as the centre component in it. These modern aspects have a dialectical relationship with social and political modernism, of wich the Iranian nationalism movement and the Constitutionism movement were supporters.
    Keywords: modernism, Rafàt, Constitutionism, Iranian nationalism
  • Alireza Khanbanzadeh *, Zohreh Safavizadeh Pages 113-144

    This paper is to analyze the sixth volume of “History of Bayhaqi," book stylistically based on one of the latest models in the field of literary stylistics. Each literary text is formed of different layers and levels of language, each of which is involved in determining the author's writing style; layers such as words, sentences and more immense levels including narrative discourse. Paul Simpson's proposal design that is based on the concepts of mode and ideas on the level of sentence and narrative discourse, as a linguistic tool, it can be a goof pretext for stylistics of literature in the narrative discourse level. In this study, we have focused on one of the axes in the model of Simpson, namely the modality axis, to criticize the narrative style of text of Bayhaqi History methodically

    Keywords: Narratology, Point of View, Narration, Modality, Focalization
  • Amir Momeni * Pages 145-174

    Linguistic interference of Persian and Arabic languages has created correspondences and similarities between certain Persian and Arabic language patterns. Sa’adi is among the poets and authors whose work incorporates multiple cases of such correspondence and similarity. The frequency and variety of these cases are conspicuous; whether we regard them as linguistic borrowing, or tracing and similarity, their key role in a more thorough analysis of Sa’adi’s content and structure is undeniable. This paper aims to classify and illustrate those patterns or rules in the Arabic language which are found in Sa’adi’s works. The results of the analyses indicates that the intermingling of Persian and Arabic has not merely led to the Persian poets’ application of Arabic words, phrases, poetic samples, proverbs, or fables; but this has also led to similarities between the language patterns in Persian and Arabic. There has been a gap in research to address this issue in literary surveys and stylistics, while such analysis can contribute to a more comprehensive analysis of both content and structure Sa’adi’s works.

    Keywords: Sa’adi, Arabic language, Persian language, Linguistic Patterns, Linguistic Interference
  • Ali Asghari *, Mohammad Amir Abidinia, Abdollah Tolooei Pages 175-202

    The well-known tradition of fiction in the form of "Animal Story" has long been known as a "heritage of human thought" among literary genres. Fable and the transcendental form of allegorical stories from Kalila and Demna, The Conference of the Birds, the Mouse, and the cat of Zakani till the Little Black Fish on a chain, continued to be valuable to this genre. This paper aims at explaining the differences between the Fable and the Allegory by showing the genealogy of the little black fish, and its symbols as the last and most elaborate of Iranian Allegory, providing a concise analysis while rejecting the attribution of the roots of this story to " Jonathan Livingston Seagull by Richard Bach, an American writer, builds its origins in Kalila and Demna, Marzubannama and The Conference of the Birds.".

    Keywords: Kalila, Demna, the Little Black Fish, Fable, Allegory, Animal Stories
  • Asma Hosseini, Seyyed Naser Jaberi * Pages 203-228

    Satire is one of the main features of both Golestan and Masnavi. The research hypothesis is that the script opposition of idea affects the target and worldview affects script opposition of the idea and target.  The primary target of this research is to study contrastively satires contained into two prominent works and then expressing the relationship between idea script opposition with target and explaining the effects of worldview on targets sought in satires. The research method is contrastive- descriptive based on the general theory of verbal satire together with extracting idea script opposition and target, classifying these two variables and analyzing results. This research indicates that idea  script opposition and target are different even in the most similar satires in Golestan and Masnavi. In Golestan, the script opposition of two ideas is formed by confrontation and dealing with the negative character while it is formed with scandal and revealing of the negative character in Masnavi. The first is based on Saadi’s realism and the second is based on Rumi’s ideological and idealistic attitudes. Based on what said, it is justified to consider Saadi’s satire as saving and facilitator and Rumi’s as informing as well as revealing and scandalous. Saadi’s satire can be distinguished based on his intellectual foundation in subjects including household management, self-purification and civil politics that are sub- classified in practical wisdom. Rumi’s satire is distinguished in subjects including potential failures criticism, ostentation criticism and comparing and imitating and prioritizing knowledge symbols.

    Keywords: Saadi, Rumi, Satire, script opposition, target