فهرست مطالب

پزشکی ارومیه - سال سی‌ام شماره 6 (شهریور 1398)
  • سال سی‌ام شماره 6 (شهریور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سورنا نظرباغی، سالار معمارزاده، آرش موسی الرضایی *، بابک احمدی صفحات 421-427
    پیش زمینه و هدف

    درمان پیشگیرانه سردردهای میگرنی بعد از انجام بررسی های دقیق و کامل از تعداد و کیفیت سردردهای بیمار برای بهبود کیفیت زندگی بیمار و دوری از عوارض ناخوشایند آن انجام می شود. این مطالعه باهدف مقایسه اثربخشی دو داروی لوتیراستام و والپروات سدیم بر روی درمان پیشگیرانه سردردهای میگرنی انجام گرفت.

    مواد و روش کار

    در این مطالعه آینده نگر 35 بیمار مبتلا به سردرد میگرنی که شرایط درمان پیشگیرانه داشته اند و حداقل 12 هفته تحت درمان پیشگیرانه با والپروات سدیم با دوز 1000 میلی گرم روزانه بودند و به درمان پاسخ نداده بودند به صورت تصادفی انتخاب شده و وارد مطالعه شدند و داروی مصرفی آن ها به لوتیر استام با دوز 500 میلی گرم روزانه تغییر یافت. تمام بیماران بعد از 6 و 12 هفته، ازنظر تعداد، شدت، مدت و کیفیت سردردها ویزیت و اطلاعات حاصل در فرم های مربوطه ثبت شد. درنهایت تمامی اطلاعات به دست آمده وارد نرم افزار SPSS  شده و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    در این مطالعه 35 نفر شرکت کردند که 40 درصد مرد و 60 درصد  زن بودند و میانگین سنی بیماران 10.90±32.51 سال بود. در این مطالعه با توجه به نتایج آزمون repeat measure به این نتیجه رسیدیم که داروی لوتیراستام هم شدت و هم تعداد سردرد بیماران میگرنی را در بیمارانی که به والپروات سدیم مقاومت نشان داده اند، کاهش می دهد (P=0.001)

    بحث و نتیجه گیری

    به نظر می رسد که داروی لوتیراستام در بیمارانی که به والپروات سدیم مقاومت نشان داده اند یا احتمال ایجاد عوارض بالقوه والپروات سدیم در بیماری بالا باشد، انتخاب مناسبی برای پیشگیری از سردردهای میگرنی باشد.

    کلیدواژگان: سردردهای میگرنی، درمان پیشگیرانه، لوتیراستام، والپروات سدیم
  • نعمت الله قاسمی، محمد قمری، جعفر پویامنش، قربان فتحی * صفحات 428-442
    پیش زمینه و هدف

    روشن شدن جایگاه روان شناختی و تربیتی دو مولفه اساسی یعنی انگیزش پیشرفت و تاب آوری، اهمیت استفاده از رویکردهای معنادرمانی و فراشناخت در تقویت این دو مولفه اساسی را آشکار ساخته و یکی از مسائل موردنیاز بشر امروزی و یک خدمت جدید علمی برای گسترش حوزه روان درمانی و آموزش به شمار می رود. بنابراین، هدف پژوهش حاضر عبارت از «تعیین اثربخشی معنادرمانی گروهی و فراشناخت درمان گروهی بر تاب آوری و انگیزه پیشرفت دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد نقده» می باشد.

    مواد و روش کار

    پژوهش حاضر کاربردی و از نوع روش تحقیق نیمه تجربی می باشد. جامعه آماری شامل دانشجویان گروه علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نقده با حجم 120 نفر می باشد، . نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 60 نفر تعیین شد. نمونه به دو گروه آزمایش، هر گروه 20 نفر و کنترل به تعداد 20 نفر تقسیم شده و از پرسشنامه های تاب آوری و انگیزه پیشرفت استفاده شد. سپس گروه آزمایش طی هشت جلسه تحت آموزش معنادرمانی و 10 جلسه فراشناخت قرار گرفتند. برای انجام تحلیل آماری از آنالیز کوواریانس یک راهه با نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد 68 درصد تغییرات در میزان تاب آوری و 78 درصد تغییرات در میزان انگیزه پیشرفت دانشجویان در اثر آموزش معنادرمانی گروهی بوده است. همچنین 66 درصد تغییرات در میزان تاب آوری و 77 درصد تغییرات در میزان انگیزه پیشرفت دانشجویان از طریق رابطه با فراشناخت بوده است.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به نتایج آماری، کلیه فرضیات تحقیق تایید و این نتیجه کلی پژوهش حاصل گردید که معنادرمانی گروهی و فراشناخت درمان گروهی بر تاب آوری و انگیزه پیشرفت دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد نقده موثر است.

    کلیدواژگان: معنادرمانی گروهی، فراشناخت درمانی، تاب آوری، انگیزه پیشرفت، دانشجویان
  • میلاد مخفیان، الهام پیشگر* صفحات 443-453
    پیش زمینه و هدف

    کوئوروم سنسینگ مکانیسمی است که در تنظیم بیان بسیاری از ژن های حیاتی در باکتری ها دخالت دارد. هرگونه اختلال در سیستم مذکور منجر به مهار عفونت های باکتریایی خواهد شد. این مطالعه با هدف ارزیابی پتانسیل ضد حساسیت جمعیتی عصاره های گیاهی گل سرخ و استویا در مهار عفونت ایجادشده توسط سویه استافیلوکوکوس اورئوس انجام گردید.

    مواد و روش کار

    10 جدایه استافیلوکوکوس اورئوس از عفونت ایمپلنت دندانی جداسازی و شناسایی شدند. گونه های گیاهی از باغات استان فارس جمع آوری و عصاره گیری شدند. تاثیر عصاره گیاهان بر مکانیسم حساسیت جمعیتی با کمک سویه گزارشگر کروموباکتریوم ویولاسئوم CV026 و همچنین قدرت تولید بیوفیلم جدایه ها به روش میکروتیترپلیت ارزیابی گردید. ترکیبات موجود در عصاره های گیاهی گل سرخ و استویا توسط GC-MASS شناسایی گردید.

    یافته ها

    عصاره های گیاهی هردو بطور معنی داری (0/05> p) دارای خاصیت ضد حساسیت جمعیتی بوده به طوری که این خاصیت در گل سرخ)0/5 ±19(نسبت به استویا)0/5 ±17) بیشتر می باشد. هر دو عصاره دارای خاصیت ضد میکروبی و ضد بیوفیلم نیز بودند. نتایج GC-MASS مشخص نمود که گل سرخ دارای ترکیباتی همچون Geraniol، β-Citronellol و Linalool و استویا دارای Furfural، Terpinen-4-ol، Linalool و α-Pinenem می باشد.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به ویژگی ضد حساسیت جمعیتی عصاره های گل سرخ و استویا، می توان با شناسایی و ارزیابی دقیق تر ترکیبات موثر این عصاره ها در راستای پیشگیری و درمان عفونت هایی با منشاء باکتریایی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: QS، AHL، ضد حساسیت جمعیتی، کروموباکتریوم ویولاسئوم
  • فردین دلیلی، محمدرضا وردست*، ناصر رنج کش زاده صفحات 454-461
    پیش زمینه و هدف

    در این مطالعه از روش قالب گیری مولکولی برای اندازه گیری داروی دیلتیازم موردبررسی قرار گرفت. با توجه به ساختار و گروه عاملی دارو، متاکریلیک اسید به عنوان مونومر عاملی برای دیلتیازم انتخاب شد. و از اتیلن گلیکول دی متاکریلات و آزوبیس ایزوبوتیرونیتریل هرکدام به ترتیب به عنوان اتصال دهنده عرضی و آغازگر پلیمریزاسیون استفاده شدند. و حلال پروژن مورد استفاده هم، کلروفرم بود. به منظور بررسی ظرفیت جذب پلیمر از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا استفاده گردید که دارای ظرفیت جذب 50/9 میلی گرم دیلتیازم به ازای یک گرم پلیمر بود، که امکان اندازه گیری و آنالیز این دارو را در مایعات بیولوژیک و جداسازی آن از پساب های مختلف را فراهم می آورد.

    مواد و روش کار

    متاکریلیک اسید (MAA)، اتیلن گلیکول دی متاکریلیک اسید (EGDMA) و آزوبیس ایزو بوتیرو نیتریل (AIBN) از شرکت سیگما آلدریچ و دیلتیازم از شرکت سبحان دارو تهیه گردید. و نمونه های سرم هم از آزمایشگاه تشخیص طبی در ارومیه تهیه گردیده است. برای اندازه گیری غلظت دارو به روش تجربی در نمونه های موجود از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا با دتکتور UV استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج حاصل نشان دهنده ظرفیت جذب خوب این دارو توسط پلیمر سنتزی بوده و نتایج تکرارپذیر و استفاده مجدد از این پلیمر را برای دارو نشان می دهد، به نحوی که امکان 6-5 بار استفاده از این پلیمر را نشان می دهد و ظرفیت 9/50 میلی گرم دارو در هر گرم پلیمر را دارد.

    بحث و نتیجه گیری

    پلیمر قالب مولکولی می تواند به عنوان جاذب مناسبی برای جذب و اندازه گیری دیلتیازم با توجه به ساختار دارو به خوبی عمل نماید. لذا از متاکریلیک اسید به عنوان منومر پلیمریزاسیون استفاده شده و نتایج خوبی برای جذب این دارو نشان داده است.

    کلیدواژگان: اندازه گیری، پلیمر قالب مولکولی، دیلتیازم
  • جابر علی زاده، سعید ایمانی*، وحید نجاتی، جلیل فتح آبادی صفحات 462-474
    پیش زمینه و هدف

    سوءمصرف مواد یکی از شایع ترین و پرهزینه ترین مشکلات سلامتی در جهان امروز است. درمان پزشکی استاندارد اغلب علاج بخش نیست و عود بیماری متداول است. هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی تحریک از طریق جریان الکتریکی مستقیم (tDCS) و درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSAT) بر ولع مصرف و بدتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال مصرف مواد است.

    مواد و روش کار

    پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری می باشد. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان (21-18 سال) با اختلال مصرف مواد در سطح شهرستان اردبیل است. تعداد 60 پسر با اختلال مصرف مواد از کمپ های ترک اعتیاد تحت نظارت سازمان بهزیستی با درنظر گرفتن ملاک های ورود و خروج به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه درمان تحریک الکتریکی با جریان مستقیم (20 نفر)، درمان سوءمصرف مواد مبتنی بر ذهن آگاهی (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) تخصیص یافتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های  ولع  مصرف مواد و دشواری در نظم بخشی هیجان استفاده شد. جلسات درمانی تحریک از طریق  جریان الکتریکی مستقیم (tDCS) شامل 15 دقیقه تحریک آندی ناحیه F3  و تحریم کاتدی ناحیه F4 با شدت جریان 1/5 میلی آمپر بود. همچنین جلسات درمانی ذهن آگاهی شامل 12 جلسه یک ساعته بود که هفته ای دو جلسه اجرا گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته همراه با اندازه گیری مکرر در SPSS.22 اجرا گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین گروه ها در متغیرهای پژوهش ولع مصرف مواد (0/006=p) و دشواری در نظم بخشی هیجان (0/013=p) تفاوت معنی داری وجود دارد. تحلیل داده ها نشان داد که بین دو روش درمانی در میزان اثربخشی بر متغیرهای پژوهش تفاوت معنی داری وجود ندارد (0/05<p).

    بحث و نتیجه گیری

    بنابر یافته های پژوهش حاضر تحریک از طریق جریان الکتریکی مستقیم  و ذهن آگاهی درمان موثری در بهبود ولع مصرف مواد و بدتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال مصرف مواد می باشد. لذا استفاده  از روش های ذکر شده در درمان افراد مصرف کننده مواد می تواند مفید باشد.

    کلیدواژگان: تحریک از طریق جریان الکتریکی مستقیم، ذهن آگاهی، اختلال مصرف مواد، نوجوانان
  • فریدون عابدی، بهزاد منصوری، غلام رضا دهقان* صفحات 475-486
    پیش زمینه و هدف

    امروزه استفاده از siRNA  برای خاموش سازی ژن ها به صورت فزاینده ای در حال افزایش است. هدف از مطالعه حاضر بررسی بیوانفورماتیکی و تجربی مهار ژن HMGA2 و تاثیر آن بر میزان بیان ژن های پایین دست (ژن های انکوژنی و سرکوب کننده توموری) در سلول های MDA-MB-231 تیمار شده با shRNA و siRNA اختصاصی HMGA2 است.

    مواد و روش کار

    برای انجام این پژوهش بیوانفورماتیکی و تجربی، ابتدا داده های میکروآرایه از پایگاه داده GEO جمع آوری شده و با استفاده از جعبه ابزار شبکه عصبی (PNN) در نرم افزار MATLAB 2018a  آنالیز شد. سپس siRNA اختصاصی  HMGA2 طراحی و تهیه شد. انتقال siRNA به وسیله لیپوفکتامین صورت گرفته و بیان ژن HMGA2  و ژن های انکوژنی و سرکوب کننده توموری به روش Real-time PCR ارزیابی شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از مطالعه بیوانفورماتیکی نشان داد که ژن HMGA2 ارتباط نزدیکی با ژن های پایین دست دارد، به طوری که تغییر در بیان ژن HMGA2 بیان ژن های پایین دست را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. انتقال siRNA اختصاصی HMGA2 به داخل سلول MDA-MB-231 باعث مهار معنی دار (p< 0.05) بیان ژن HMGA2 در مقایسه با گروه کنترل شد. به علاوه به دنبال سرکوب بیان ژن HMGA2، بیان ژن های انکوژنی (TERT) و سرکوب کننده تومور DEDD)) به صورت معنی داری (p< 0.05) به ترتیب کاهش و افزایش یافتند.

    بحث و نتیجه گیری

      ژن HMGA2 به دلیل ارتباط گسترده با ژن های انکوژنی و سرکوب کننده تومور انتخاب معقول برای هدف گیری و خاموش سازی به وسیله siRNA اختصاصی است. نتیجه مهار موفقیت آمیز بیان ژن HMGA2 و تاثیرپذیری بیان ژن های TERT و DEDD بعد از ترانسفکشن siRNA اختصاصی با نتایج حاصل از مطالعه بیوانفورماتیکی مطابقت دارد.

    کلیدواژگان: بیوانفورماتیک، ژن HMGA2، انکوژن، سرکوب کننده تومور، بیان ژن
  • مهسا احسانی فر، اصغر توفیقی*، عارف حبیبی، جواد طلوعی، محمدحسن خادم صفحات 487-501
    پیش زمینه و هدف

    تمرین ورزشی با تعدیل هپتوکاین ها، از اختلالات پاتولوژیکی کبد ناشی از تجمع چربی مقابله می کند. لذا، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی با شدت بالا HICT))، تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و تمرین هوازی با شدت متوسط (MICT) بر مقادیر Fetuin-A، FGF-21 و آنزیم های کبدی رت های چاق شده با غذای پرچرب بود.

    مواد و روش کار

    25 سر رت نر نژاد ویستار در 5 گروه 5 تایی: 1) کنترل سالم، 2) کنترل رژیم غذایی پرچرب (HFD)، 3) HICT، 4) HIIT و 5) MICT قرار گرفتند. به جز گروه کنترل سالم، همه رت ها به مدت 12 هفته تحت رژیم غذایی پرچرب قرار گرفتند و سپس رت های گروه تمرینی به مدت 12 هفته، 5 جلسه در هفته تمرین کردند. مقادیر Fetuin-A و FGF-21 به روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری t همبسته و ANOVA یک راهه در سطح معنی داری 05/0≥P تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج آزمون آماری ANOVA یک راهه نشان داد بین مقادیر Fetuin-A (P = 0.001 and F=7.670) و FGF-21 (P= 0.010 and F=4.394) گروه های پژوهش تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین، مشخص شد که روش های مختلف تمرینی تاثیرات متفاوتی بر هپتوکاین ها (MICT: کاهش معنی دار Fetuin-A و HICT: افزایش معنی دار FGF-21) و تاثیر یکسانی بر ALT و AST دارند. گروه کنترل HFD سبب افزایش معنی دار آنزیم های کبدی نسبت به گروه سالم شد (P=0/001). بااین حال، تمام گروه های ورزشی سبب کاهش معنی دار این آنزیم ها نسبت به گروه کنترل HFD شدند (برای تمام گروه ها، P=0/001).

    بحث و نتیجه گیری

    تمرینات MICT بیشتر قادر به کنترل تخریبات کبدی نظیر کنترل Fetuin-A برای جلوگیری از مقاومت انسولین بوده، درصورتی که تمرینات با شدت بالاتر نظیر HICT قادر به افزایش عوامل مثبت نظیر FGF-21 می باشد که به خوبی فعالیت آنزیم های کبدی را نیز تعدیل می کند. درنتیجه به نظر می رسد افراد چاق برای جلوگیری از کبد چرب بهتر است بیشتر از تمرینات با شدت متوسط به بالاتر استفاده کنند.

    کلیدواژگان: Fetuin-A، FGF-21، تمرین هوازی با شدت متوسط، تمرین هوازی با شدت بالا، تمرین تناوبی با شدت بالا
  • سمیرا غلامیان، حمید آقاعلی نژاد، محمد شریعت زاده*، سید رضاعطارزاده، امیر رشیدلمیر صفحات 502-512
    پیش زمینه و هدف

    بسیاری از مرگ ومیرهای مبتلایان به سرطان ناشی از متاستاز است و فرایند درگیر در متاستاز انتقال از حالت اپی تلیالی به مزانشیمی است؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی بر بیان بیومارکر مزانشیمی TGF-β، کاشکسی و حجم تومور در موش‏های مبتلا به سرطان پستان بود.

    مواد و روش کار

    تعداد 32 موش ماده نژاد بالب سی به طور تصادفی به 4 گروه مساوی ورزش تومور ورزش، استراحت تومور استراحت، استراحت تومور ورزش و گروه ورزش تومور استراحت تقسیم شدند. 6 هفته قبل و 4 هفته بعد از پیدایش تومور، تمرین تناوبی اجرا شد. تمام موش‏‏ها از طریق تزریق زیرجلدی از رده سلولی 4T-1 سرطانی شدند. برای بررسی بیان ژن TGF-β از روش Real-Time PCR استفاده شد. تست‏های وزنه و صفحه معکوس برای برآورد عملکرد عضلانی از موش‏ها گرفته شد. داده ‏ها با روش آزمون‏ تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری (0/05≥ P) تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بیان ژن TGF-β بافت تومور در گروه تمرین تومور تمرین نسبت به گروه استراحت تومور استراحت کاهش معنی داری داشت (p=0/005). همچنین، کاهش معنی دار حجم تومور در هر دو گروه تمرینی (RTE و ETE) نسبت به گروه کنترل (RTR) مشاهده شد (p=0/0001). نتایج تست‏های عملکردی نشان دهنده کاهش عملکرد عضلانی در اثر سرطان بوده است (0/003=P) و تمرین تناوبی توانسته بود عملکرد عضلانی را در سرطان حفظ کند (0/045=P).

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس نتایج پژوهش حاضر، یک دوره تمرین تناوبی با کاهش رشد حجم تومور و کاهش بیان ژن بیومارکرهای مزانشیمی همراه با افزایش قدرت عملکردی، می‏تواند علاوه بر نقش پیشگیرانه نقش کمک درمانی در سرطان پستان داشته باشد و از کاشکسی سرطان جلوگیری کند.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، گذر از اپی تلیال به مزانشیمی، TGF-β، تمرین تناوبی، حجم تومور، کاشکسی
  • علی تبریزی* صفحات 513-514

    عوامل متعددی در برنامه های اموزشی دستیاران تاثیر گذار است. برای روند ارزیابی برنامه اموزشی دستیاران، معمولا نسخه های رسمی متقاضیان، نامه های شخصی، مراجع و عملکرد در مصاحبه ها مورد استفاده قرار می گیرند. عوامل اجتماعی و جغرافیایی نیز به برنامه اموزشی دستیاران تاثیر گذار است. در زمینه های جراحی، آموزش دستیاری بستگی زیادی به دسترسی به انواع ابزار جراحی ، قطعات و دستگاه ها دارد و ت از اهمیت حیاتی برخوردار است. در این میان تحریم های یک جانبه و ظالمانه ایلات متحده باعث اختلال در روند درمانی بیمارن و همچنین در برنامه های اموزشی شده است چراکه اختلال در روند تامین انواع ابزار ها و پروتز های جراحی ارتوپدی بسیار سخت و با مشکل مواجه شده است.

|
  • Surena Nazarbaghi, Salar Memarzadeh, Arash Mosarrezaii *, Babak Ahmadi Pages 421-427
    Background & Aims

    Preventive treatment of migraine headaches is performed after careful and complete examination of the number and quality of headaches in the patient to improve the patient's quality of life and avoid unpleasant side effects. This study was conducted to evaluate the efficacy of two drugs of levetiracetam and sodium valproate on preventive treatment of migraine headaches.

    Materials & Methods

    In this prospective study, 35 patients with migraine headache who met the preventive treatments criteria and underwent at least 12 weeks of sodium valproate treatment at a dose of 1000 mg daily and did not responded to treatment were randomly selected and included in the study and their drug was changed to levetiracetam at a dose of 500 mg daily. All patients were visited 6 weeks and 12 weeks later in terms of the number, severity, duration and quality of headaches and the data was recorded in the relevant forms. Finally, all data was entered into SPSS software and analyzed.

    Results

    35 patients participated in this study, among which 40% were male and 60% were female. The mean age of the patients was 32.51 ± 10.90 years. In this study, according to the results of the repeat measure, it was concluded that levetiracetam drug reduces both the severity and the number of migraine headaches in the patients who have shown resistance to sodium valproate (P = 0.001).

    Conclusion

    It seems that levetiracetam is an appropriate option to treat migraine headache in the patients who have shown resistance to sodium valproate or the probability of side effects of sodium valproate is high in the disease.

    Keywords: migraine headaches, preventive treatment, levetiracetam, sodium valproate
  • Nematollah Ghasemi, Mohammad Ghamari, Jafar Pouyamanesh, Gorban Fathiaghdam* Pages 428-442
    Background & Aims

    Clarifying the psychological and educational status of motivation for progress and resilience has highlighted the importance of using semantic and meta-cognitive approaches to strengthen these two basic skills.Besides, it is considered as one of the most reguired human needs today and a new scientific service to expand the field. Therefore, this study aimed to determine the effectiveness of group psychology and metacognition of group therapy on the persistence and motivation of the progress of female students of the Islamic Azad University of Naghadeh.

    Materials & Methods

    The present study is an applied and semi-experimental research method. The statistical population consisted of students of the Department of Educational Sciences of Azad University of Naghadeh with a volume of 120. The sample was determined using a representative sample of 40. The sample was divided into two experimental and control groups and resiliency and developmental motivation questionnaires were used. Then, the experimental group received 8 sessions of teaching psychometric and 10 metacognitive sessions. For statistical analysis, one-way covariance analysis was performed using SPSS software.

    Results

    The results showed that 68% of changes in the level of vibration and 78% of changes in the level of motivation for students' progress were due to group meaning therapy. Also, 66 percent of variations in the level of vibration and 77 percent of the variations in the motivation for student progress were due to metacognition.

    Conclusion

    According to the statistical results, all the assumptions of the research were confirmed and the overall result of the study indicated that group meaning therapy and metacognition of group therapy affect the resilience and motivation of the progress of female students of Islamic Azad University of Naghadeh.

    Keywords: group meaning therapy, Metacognitive Therapy, Resilience, Progressive Motivation, Students
  • Milad Makhfian, Elham Pishgar* Pages 443-453
    Background & Aims

    Quorum Sensing is a mechanism by which orchestrate the expression of many genes in bacteria. Therefore, any interference with the system will inhibit bacterial infections. The principal purpose of the research was to evaluate the potential of anti-quorum sensing of Rosa damascena and Stevia rebaudiana against Staphylococcus aureus.

    Materials & Methods

    Ten isolates of Staphylococcus aureus were collected and identified. Plant species were collected from gardens of Fars province and extracted using 96% ethanol. The effect of anti-QS properties of the plant extracts was evaluated using Chromobacterium Violaceum CV026 biosensor. Furthermore, Biofilm production of the strains was investigated through the microtiter plate. In addition, the phytocompounds of Rosa and Stevia were identified by GC-MASS.

    Results

    The results showed that Rosa damascene (19±0.5) and Stevia rebaudiana (17±0.5) extracts significantly (P<0.05) possess anti-QS activities. Moreover, both extracts had antimicrobial activity and anti-biofilm properties. The results of the GC-MASS analysis also disclosed that the extract of rosa contains compounds such as Geraniol, β-Citronellol and Linalool, and also the extract of Stevia has compounds similar to Furfural, Terpinen-4-ol, Linalool, and α-Pinenem which could interfere with bacterial QS.

    Conclusion

    According to the anti-biofilm and anti-QS properties of Rosa and Stevia extracts, the active compounds of the extracts, with an accurate evaluation, could be considered as an appropriate approach for bacterial treatment.

    Keywords: QS, AHL, anti-quorum sensing, Chromobacterium violaceum CV026
  • Fardin Dalili, Mohammad Reza Vardast*, Nasser Ranjkeshzadeh Pages 454-461
    Background & Aims

    In this study, a magnetic molecular imprinted polymer was used to measure the diltiazem drug. Based on the structure and pharmaceutical agent group, methacrylic acid was selected as a monomer for Diltiazem. Ethylene glycol de-methacrylate and azobisisobutyronitrile were used as cross-linkers and polymerisation initiators, respectively. Also, chloroform was used as a porogenic solvent. In order to investigate the polymer absorption capacity, a high-performance liquid chromatography system was used which had an absorption capacity of 9.59 mg / g. This allows the measurement and analysis of this drug in biological fluids and separates them from various wastewater.

    Materials & Methods

    Methacrylic acid (MAA), ethylene glycol de-methacrylic acid (EGDMA), and azobisisobutyronitrile (AIBN) were obtained from Sigma Aldrich while Diltiazem was obtained from Sobhan-Dar Company. Serum samples were prepared from the medical diagnostic laboratory in Urmia. High-performance liquid chromatography with UV detector was used to determine the concentration of drug in existing samples by experimental method.

    Results

    The results indicate that this drug is well absorbed by the synthetic polymer, and shows the results of repeated etiology and re-use of this polymer for the drug. It is possible to use this polymer for 5-6 times and it has a capacity of 9.50 mg / g of drug per gram of polymer.

    Conclusion

    Polymer molecular membrane can act as a good absorbent for absorbing and measuring this drug with respect to the structure of the drug. Therefore, methacrylic acid has been used as polymerization monomer and has shown good results for drug absorption.Keywords: Determination, Polymer Molecular Imprinted, Diltiazem

    Keywords: Determination, Polymer Molecular Imprinted, Diltiazem
  • Jaber Alizadeh, Saeed Imani*, Vahid Nejati, Jalil Fathabadi Pages 462-474
    Background & Aims

    Substance use is one of the most widespread and expensive health problems in current society. Usual medical treatments are often not therapeutic and a relapse is prevalent. This research aimed to investigate and compare the effectiveness of transcranial direct current stimulation (tDCS) and mindfulness-based substance abuse treatment (MBSAT) on improving craving and emotional dysregulation in adolescents with substance use disorders.

    Materials & Methods

    The present study is a quasi-experimental with pre-test, post-test, and follow-up. The population includes all adolescents (21-18 years) with substance use disorder in the Ardabil city. A total of 60 boys with substance use disorders were selected with convenience sampling method from adolescent camps under the supervision of the Welfare Organization according to including and excluding criteria. Then, they were selected and were randomly divided into three groups:  transcranial direct current stimulation (n=20), mindfulness-based substance abuse treatment (n=20), and control group (n=20). To collect data, we utilized the craving and emotional questionnaire. Ttreatment with direct electrical stimulation of the brain (tDCS)  was applied for10 sessions (15-min) and included anodal stimulation of F3 region, and kathodal stimulation of F4 region with a current of 1.5 mA and mindfulness-based substance abuse treatment (MBSAT) sessions included 12 sessions (twice a week).

    Results

    The results showed that there is a significant difference between the groups in the craving (p=.006) and emotional dysregulation (p=.013). Data analysis showed that there is no significant difference between the two therapeutic methods in the level of effectiveness on the variables in the research(p>.05).

    Conclusion

    According to the findings of this study, the efficacy of TDCS and mindfulness therapy for improving craving and emotional dysregulation in adolescents with substance abuse disorder is confirmed. Therefore, these interventions can be used for treating addicted subjects.

    Keywords: Transcranial direct current stimulation, Mindfulness, Substance abuse, Adolescents
  • Behzad Mansoori, Gholamreza Dehghan*, Fereydoon Abedi Pages 475-486
    Background & Aims

    The use of siRNA to silence gene expression is increasingly expanding today. The aim of this study is to bioinformatically and experimentally investigate the inhibition of the HMGA2 gene and its corresponding effects on downstream genes expression rate in MDA-MB-231 cancer cell treated by shRNA and siRNA specific to HMGA2.

    Materials & Methods

    To perform this bioinformatic and experiment study, first microarray data were collected from Gene Expression Omnibus (GEO) and then analyzed by Probabilistic neural networks (PNN) in MATLAB 2018a software as a bioinformatics tool. Next, the HMGA2 siRNA was designed and obtained. SiRNA transfection was carried out using lipofectamine as a carrier. The expression of HMGA2 gene, oncogene, and tumor suppressor genes were evaluated by real-time PCR.

    Results

    The bioinformatics result revealed that HMGA2 gene can nearly correlate with downstream genes (oncogene or tumor suppressor genes). Transfection of siRNA into MDA-MB231 cancer cells significantly (p< 0.05) inhibits HMGA2 gene expression in comparison with the control group. In addition, following HMGA2 gene suppuration, the oncogene (TERT) and tumor suppressor gene (DEDD) expressions were significantly (p< 0.05) reduced and increased, respectively.

    Conclusion

    The HMGA2 gene due to wide correlations with oncogenes and tumor suppressor genes is a reasonable option for targeting and silencing specific siRNA. The successful inhibition of HMGA2 gene expression and impressing of TERT and DEDD expressions after transferring specific siRNA finding is in accordance with bioinformatics results.

    Keywords: Bioinformatic, HMGA2 gene, oncogene, tumor suppressor, gene expression
  • Mahsa Ehsani Far, Asghar Tofighi*, Javad Tolouei, Aref Habibi, Mohammad Hasan Khadem Pages 487-501
    Background & Aims

    Exercise with modulation of hepatokine counteracts pathological abnormalities of the liver due to fat accumulation. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of high-intensity continuous training (HICT), high-intensity interval training (HIIT), and moderate-intensity continuous training (MICT) on Fetuin-A, FGF-21 and liver enzymes of the obese rats with high-fat diet.

    Materials & Methods

    A total of 25 male Wistar rats were divided into 5 groups: 1) healthy control; 2) high-Fat Diet (HFD) control; 3) HICT; 4) HIIT and 5) MICT. Except for the healthy control group, all rats were subjected to the high-fat diet for 12 weeks and then the training rats were trained for 12 weeks, 5 sessions a week. Fetuin-A and FGF-21 values were measured by the ELISA method. Data were analyzed by dependent t-test and one-way ANOVA at a significance level of P≤0.05.

    Results

    The results of the ANOVA test showed that there is a significant difference between groups in Fetuin-A (P = 0.001 and F=7.670) and FGF-21 (P= 0.010 and F=4.394). It was also found that different training modalities had a different effect on hepatokine (MICT: a significant reduce in Fetuin-A and HICT: a significant increase in FGF-21) and had the same effect on ALT and AST. The HFD control significantly increased liver enzymes (P= 0.001). However, all the exercise types significantly decreased these enzymes (for all groups, P= 0.001).

    Conclusion

    MICT exercises are more capable of controlling liver negative hepatokine such as Fetuin-A that prevent insulin resistance. However highintensity exercises such as HICT can increase the positive factors, such as FGF-21, that modifies the activity of the liver enzymes. As a result, it seems that obese subjects can use moderate to high-intensity exercises to prevent fatty liver.

    Keywords: Fetuin-A, FGF-21, high-intensity continues training, moderate-intensity continues training, high-intensity interval training
  • Samira Gholamian, Amir Rashidlamir, Hamid Aghaalinejad, Mohammad Shariatzade*, Seyedreza Attarzadeh Pages 502-512
    Background & Aims

    Deaths from cancer metastases are rising, and the process involved in metastasis is the transmission of epithelial to mesenchymal mood. Therefore, the purpose of this study was to investigate the influence of interval training on the expression of mesenchyme biomarkers, cachexia, and tumor volume in mice with breast cancer.

    Materials & Methods

    Thirty-two female BALB/c mice were randomly divided into four groups: Exercise-Tumor-Exercise, Rest-Tumor-Rest, Rest-Tumor-Exercise, and Exercise-Tumor-Rest. Interval training was performed six weeks before and four weeks after the tumorigenesis. All mice were cancerous by subcutaneous injection of the 4T-1 cell line. Real-time PCR method was used to evaluate the expression of TGF-β. Also, weight test and the Inverted Screen Test were carried out to estimate muscle functions in mice. Data were analyzed with one-way ANOVA and HSD-Post Hoc test with P≥ 0.05.

    Results

    The results showed a significant decrease in gene expressions of TGF-β in Exercise-Tumor-Exercise group in comparison with the Rest-Tumor-Rest group (P=0/005). Remarkable reduction of tumor volume was also observed in two training groups (Rest-Tumor-Exercise, Exercise-Tumor-Exercise) compared to the control group (Rest-Tumor-Rest) (p=0/0001). According to function tests' results, muscle functions were diminished due to cancer (p=0/003). But it should be indicated that interval training can keep muscles in a normally-functioned state in cancer (P=0/045).

    Conclusion

    Considering final results, a period of interval training can be used not only as a prevention method, but also to help cancer treatment and impede cachexia by tumor volume reduction, decrease mesenchymal biomarker gene expressions, and increase muscle strength functions.

    Keywords: Breast Cancer, Epithelial to Mesenchymal Transition, TGF-β, Interval Training, Tumor Volume, Cachexia
  • Ali Tabrizi* Pages 513-514

    Several factors are associated with residency programs (1). For the assessment process of the residency program, applicants’ official transcripts, curriculum vitae, personal letters, references, and performance at interviews are usually used (1). Orthopedic residency selection is affected by program and staff reputation as well as by hospital facilities provided by the institution (1). Social and geographic influences are also related to residency program. In surgical fields, residency training, access to a variety of surgical instrument and component, and up-to-date device are of crucial importance (1).  According to US claims, the goal of economic sanctions against Iran is not drug and health care. While they have indirectly imposed restriction and lack of adequate access to drug and medical equipment. The US administration’s withdrawal from the Iran nuclear deal in May 2018 has threatened the lives of nearly 80 million Iranians (2). The health system has also been affected. Initially, the drug preparation was disrupted especially in patients with malignancy (2). Also, Iran is one of the most traumatic countries in the world. Orthopedic and general surgeons are involved with both traumatic patients and patients with skeletal and non-skeletal malignancies (3). Economic sanctions resulted in a decrease in general governmental budget and Iran's currency value. So, the cost of diagnostic methods, imagining equipment preparation, and arthroplasty devices will increase and  would be far affordable by public health insurance(4). In the previous sanctions against Iran before the deal breaks down, many patients with blood diseases requiring blood production suffered from serious problems (5,6). Malignancy treatments with radiotherapy and chemotherapy posed a serious problem as Iran's facilities were below the world standard level; the number of these facilities also fell sharply during the embargo before 2015 (4). Similar to arthroplasty devices and imagining modalities, novel chemotherapy drugs and new biologic anti-cancer agent and orthopedic equipment are too expensive and consequently impose a huge cost on the health system. Iranian public insurance system may not be able to afford it for the increasing number of patients.  More than 95% of Iranians are covered by public or government insurance, but their inability to cover the cost of these expensive treatments and equipment restricts the supply of such equipments by governmental hospitals (4,5). This was a miserable experience in the era of economic sanctions which ended by 2015 nuclear deal (5). However, history is repeated itself. Currently, governmental hospitals are facing a lot of problems in providing equipment which indirectly affects the residency education and training program in the extended areas of Iran. Many surgical procedures are not carried out and the required training equipment is not available so the educational programs are at risk.

    Keywords: Sanctions, residency educational, training program