فهرست مطالب

تازه های علوم شناختی - سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 82، تابستان 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 82، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • شهرزاد دیباییان*، ونداد شریفی، حبیب قاسم زاده، محمدحسن بمانیان صفحات 1-14
    مقدمه
    شیوع مشکلات اضطرابی در کودکان مبتلا به بیماری های مزمنی مانند آسم، لزوم شناسایی عوامل زیر بنایی ایجاد و تداوم اضطراب را ضروری می سازد. مطالعات سوگیری توجه در کودکان مبتلا به آسم نه تنها بسیار محدود بلکه نتایج نیز متفاوت بوده است. این پژوهش با هدف مقایسه سوگیری توجه نسبت به محرک های مرتبط با بیماری و تهدید درکودکان مبتلا به آسم و کودکان سالم مضطرب انجام شد.
    روش کار
    نمونه ها شامل 64 کودک مبتلا به آسم و سالم در گروه سنی 12-9 سال بودند که در چهار گروه (مبتلا به آسم و سالم با اضطراب بالا و پایین) قرار گرفتند. ابزار پژوهش آزمون اضطراب خصلتی کودکان اشپیلبرگر و آزمون دات پروب تصویری چهره ای محقق ساخته بود. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل واریانس چند متغیره و تک متغیره انجام شد.

    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد، سوگیری توجه در گروه سالم و بیمار نسبت به چهره ها و محرک های مرتبط با مولفه بیماری و چهره ای هیجانی منفی تفاوت معناداری داشت (0/05P<). ولی تفاوت معناداری در مولفه آسم بین گروه ها مشاهده نشد (0/05P>) . همچنین بین شدت بیماری و سوگیری توجه تفاوت معنا داری مشاهده نشد (0/05P>).
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد کودکان مضطرب مبتلا به آسم نسبت به محرک های مربوط به بیماری و چهره های هیجانی منفی گوش به زنگی دارند. نتایج این تحقیق می تواند به شناسایی عوامل واسطه ای و ارتباط متغیرهای روان شناختی و جسمی کمک کند و در تهیه ابزارهای مداخله ای در کاهش اضطراب کودکان مبتلا به آسم و سایر بیماری های مزمن موثر باشد.
    کلیدواژگان: سوگیری توجه، اضطراب خصلتی، آزمون دات پروب، آسم کودکان
  • حسین زارع، اشرف محمدی فرشی، مهناز علی اکبری دهکردی* صفحات 15-31
    مقدمه
    هدف این پژوهش بررسی اثر سیکل قاعدگی بر انواع توجه و کارکردهای اجرایی در زنان 30-18 سال سالم (نرمال) بود.
    روش کار
    این پژوهش یک مطالعه بنیادی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان زن دانشگاه پیام نور تهران جنوب بودند که نمونه پژوهش شامل 41 نفر از این دانشجویان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و طی سه مرحله منستروال، فولیکولار و لوتئال مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده های توجه از نرم افزار آزمون عملکرد پیوسته، آزمون استروپ، آزمون دقت متمرکز و پراکنده و برای اندازه گیری کارکردهای اجرایی از نرم افزار آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین استفاده شد.
    یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بین توجه پراکنده و توجه انتخابی (ابعاد زمان آزمایش و زمان واکنش) در سیکل قاعدگی تفاوت معناداری وجود داشت (0/05>P)، اما در گوش بزنگی، توجه متمرکز و کارکردهای اجرایی و توجه انتخابی (ابعاد تعداد خطا، بدون پاسخ و پاسخ صحیح) تفاوت معناداری وجود نداشت.
     
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان دهنده تاثیر نوسانات هورمونی در طول سیکل قاعدگی بر توجه و کارکردهای اجرایی می باشد.
    کلیدواژگان: توجه، کارکردهای اجرایی، سیکل قاعدگی
  • حسین فرخی، فرامرز سهرابی*، علی دلاور صفحات 32-40
    مقدمه
    اعتیاد به الکل پدیده مهمی است که به دلیل طبیعت چندگانه ی آن در سال های اخیر دانشجویان را به سمت خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی فراشناخت درمانی به شیوه گروهی بر میزان استعداد الکلیسم دانشجویان پسر انجام پذیرفت.
    روش کار
    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان پسر دوره کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 96-1395 بودند که از میان آنان با روش نمونه گیری خوشه ای، 30 آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. در این پژوهش از پرسشنامه فراشناختی (MCQ-30) و مقیاس آمادگی به اعتیاد (APS) استفاده شد.
    یافته ها: داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و  tزوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نمرات کوواریانس پس آزمون آمادگی به اعتیاد نشان داد که اثربخشی فراشناخت درمانی بر میزان استعداد الکلیسم دانشجویان پسر معنادار بود (0/01>P).
    نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش حاکی از آن است که درمان فراشناختی، استعداد الکلیسم دانشجویان را کاهش داده و تاثیر اثر فراشناخت درمانی بر میزان استعداد الکلیسم دانشجویان در مرحله پیگیری بعد از 3 ماه ماندگار هست.
    کلیدواژگان: فراشناخت درمانی، استعداد الکلیسم، دانشجویان
  • لیدا اصلانی فر، شیدا سوداگر، مریم بهرامی هیدجی* صفحات 41-51
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گری نظم جویی شناختی در پیش بینی نشخوار فکری بر اساس تحمل پریشانی در بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون بود.
    روش کار
    روش پژوهش توصیفی_همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام بیماران تحت درمان نگهدارنده متادون شهر تهران در سال 1396 بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد رابطه غیر مستقیم بین تحمل پریشانی و نشخوار فکری به واسطه نظم جویی شناختی معنادار است (0/01P<).

    نتیجه گیری
    اگر افراد قادر به تسکین این هیجان ها نباشند، تمام توجه شان جلب این هیجان آشفته کننده می شود. در این میان نظم جویی شناختی هیجان احتمالا نقش به سزایی را ایفا می کند. راهبردهای منفی نظم جویی هیجان هر یک به علت ماهیت ناسازگارانه خود منجر به تشدید هیجان های منفی می شوند و ممکن است در طول فرآیند تنظیم شناختی هیجان با نشخوار فکری تعامل و منجر به افزایش نشخوار فکری شوند.
    کلیدواژگان: تحمل پریشانی، متادون، نشخوار فکری، نظم جویی شناختی
  • پرستو حریری، هایده صابری*، خدیجه ابوالمعالی صفحات 52-60
    مقدمه
    این پژوهش با هدف مطالعه اثربخشی مداخلات آموزش واج آگاهی بر بهبود حافظه کاری دانش آموزان با مشکلات خواندن انجام گرفت.
    روش کار
    به این منظور 30 دانش آموز دختر پایه اول ابتدایی که بر اساس چک لیست نارساخوانی علایم مشکلات یادگیری را داشتند به روش هدفمند گزینش و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جای گرفتند. افراد گروه آزمایش در 13 جلسه 80 دقیقه ای بر اساس برنامه تدوین شده آموزش های واج شناختی دریافت نمودند. نمرات پیش آزمون و پس آزمون شرکت کنندگان دو گروه با آزمون های آگاهی واجی سلیمانی_دستجردی (1384) و حافظه ی کاری وکسلر جمع آوری شد.
    نتایج
    داده های حاصل از اجرای آزمون ها با روش تحلیل کوواریانس، اثربخشی مداخلات واج شناختی بر حافظه کاری را تایید کردند (0/001P<).
    نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مداخلات واج شناختی در حافظه کاری و نقش هم زمان در بهبود خواندن می توان ادعا کرد پرداختن به آموزش های واج شناختی در طول سال اول تحصیل و یا حتی پیش از دبستان ضروری می نماید.
    کلیدواژگان: مداخلات آگاهی واجی، حافظه کاری، مشکلات خواندن
  • مهدی پورمحمد، روح الله شمسا*، لیلا ترابی صفحات 61-73
    مقدمه

    هدف این پژوهش، بررسی ارتباط فرآیند چند معنایی یکی از پیشوندهای فعلی زبان فارسی با رویکردی شناختی است. در واقع با رویکرد معناشناسی شناختی، پیشوندهای فعلی نیز معنای خاص خود را دارند که آن معنا را به فعل میزبان می افزایند و با ترکیب با آن، فعلی با معنایی جدید می آفرینند. پیشوند «فرو» یکی از پیشوندهای فعلی پربسامد در زبان فارسی است که با پیوستن به فعل های مختلف، نوعی ساختار معنایی شعاعی را تشکیل می دهد. در این مقاله به تحلیل معانی پیشوند «فرو» از منظر شناختی پرداخته شده است.
    روش کار: ابتدا تمامی فعل های پیشوندی با پیشوند «فرو» از کتاب فرهنگ سخن گردآوری و سپس داده های مزبور طبق مفاهیم شناختی چند معنایی، مقوله بندی و طرحواره تحلیل شدند. بر این اساس با مشخص کردن شبکه شعاعی این پیشوند، معنای سرنمونی، شبکه معنایی و ساختار این پیشوند در قالب یک مقوله شعاعی تعیین گردید. در نهایت، برای تحلیل شبکه معنایی این پیشوند از تعامل مکانی شیء متحرک (Trajector) و ثابت (Landmark) استفاده شد.
    یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل ها نشان می دهد معنای سرنمونی این پیشوند «پایین و زیر» است و معانی حاشیه ای و خوشه ایآن نیز که شامل چند گروه می باشند، عبارت اند از: ثبوت و وقفه، عقب، کنار، تقلیل، تحقیر، کنترل و غیره. همچنین همه معانی حاشیه ای با معنای اصلی یعنی «پایین» در ارتباط هستند. به عنوان مثال معنای «پایین» در مفاهیم تقلیل، تحقیر، وقفه نهفته است.
    نتیجه گیری: با بررسی پیشوند فعلی «فرو» در چارچوب معناشناسی شناختی به این نتیجه رسیدیم رویکرد شناختی علاوه بر معانی مختلف یک پیشوند و کاربردهای آن در بافت های مختلف، روابط مفهومی بین این معانی را هم نشان می دهد و لذا در مقایسه با رویکردهای سنتی تحلیل بهتری از معناشناسی پیشوندها ارائه می دهد.

    کلیدواژگان: زبان شناسی شناختی، چند معنایی، پیشوند فرو، شبکه شعاعی
  • داود ساده*، حمیدرضا سعیدنیا، پیتر استایدل، کامبیز حیدرزاده صفحات 74-82
    مقدمه
    بر اساس شواهد علمی مبنی بر این که احساسات در فرایندهای شناختی و رفتاری غالب هستند. احساسات باید در تبلیغات مورد توجه قرار گیرند زیرا تبلیغات مسئولیت اجتماعی برند برای سازمان ها می تواند پتانسیلی احساسی برای ارتقاء و یک استراتژی رقابتی تلقی گردد.
    روش کار
    روش تحقیق از نوع اکتشافی_آزمایشگاهی بود. از ابزار الکتروانسفالوگرافی برای ثبت سیگنال های مغزی از طریق دستگاه EEG EPOC+14 Electrode wireless استفاده گردید و پس از پاک سازی سیگنال ها با استفاده از نرم افزار Emotiv 3D Brain Visualizer، شدت باند فرکانسی و موقعیت آن استخراج گردید. جامعه آماری تحقیق را دو گروه 25 نفره (آزمایش و کنترل) تشکیل دادند که محرک در قالب تبلیغ برای گروه کنترل با ماهیت اجتماعی و برای گروه گواه با ماهیت کاملا اقتصادی ارایه شد.
    یافته ها
    تحلیل سه بعدی مغز با توجه به تولید امواج مغزی نشان داد که بصورت معناداری گروه کنترل با توجه به ماهیت محرک شدت فرکانس بالا را در موج تتا داشته اند که نتایج تجزیه و تحلیل واریانس نیز این معناداری را تایید می کند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد مسئولیت اجتماعی برند می تواند با توجه به تاثیر آن بر روی مغز بر روی یادآوری یک برند موثر باشد. این یافته تحقیقات گذشته را مبنی بر اینکه باند فرکانسی تتا در صورت وجود می تواند بر روی حافظه تاثیر بگذارد را تایید می کند.
  • احترام قاسمی، رخساره بادامی، زهره مشکاتی* صفحات 83-93
    مقدمه
    هدف از انجام تحقیق حاضر، تاثیر تمرینات ریتمیک_موسیقیایی بر ادراک بینایی و کارکردهای اجرایی کودکان 8 تا 10 سال نارساخوان بود.
    روش کار
    این تحقیق به روش نیمه تجربی و به صورت میدانی و با طرح پیش آزمون_پس آزمون انجام شد. شرکت کنندگان این پژوهش را 23 نفر از کودکان 10-8 سال دارای اختلال نارساخوانی تشکیل می دادند که به صورت در دسترس انتخاب و پس از همتا سازی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، به مدت 12 هفته در تمرینات ریتمیک_موسیقیایی (3 جلسه یک ساعته در هفته) شرکت کردند و گروه کنترل در طول دوره تمرینات هیچ گونه مداخله‎ای دریافت نکردند. قبل و بعد از دوره مداخله، مهارت ادراک بینایی توسط آزمون ادراک بینایی Gardner و کارکرد اجرایی توسط آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین سنجیده شد و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که تمرینات ریتمیک_موسیقیایی باعث افزایش مهارت های ادراک بینایی و کارکردهای اجرایی کودکان نارساخوان می شود.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که از تمرینات ریتمیک-موسیقیایی می توان برای بهبود ‎مهارت های ادراک بینایی و کارکرد اجرایی کودکان دارای اختلال نارساخوانی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تمرینات ریتمیک، موسیقیایی، ادراک بینایی، کارکرد اجرایی، نارساخوان
  • علی نوری، فتانه اسمعیلی*، سامان سیف پور، آناهیتا خرمی، سمیرا انور، محمود تلخابی، فاطمه بلبلی، ناهید نوریان صفحات 94-107
    مقدمه
    روش گفت و شنود سقراطی یکی از روش های موثر آموزش است که شواهد پژوهشی مستحکمی در حمایت از تاثیرات مثبت آن بر بهبود یادگیری و مهارت های تفکر دانش آموزان وجود دارد. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تاثیر تدریس گفت و شنود سقراطی بر عملکرد توجه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی اجرا شد.
    روش کار: این پژوهش با اتخاذ یک رویکرد آمیخته (ترکیبی از روش آزمایشی و روش پدیدارشناسی) اجرا شد. شرکت کنندگان در پژوهش 24 دانش آموز پسر پایه ششم ابتدایی بودند که در گروه آزمایش (روش گفت و شنودی) و گروه کنترل (روش غیر گفت و شنودی) مشارکت داشتند. برای سنجش عملکرد توجه از آزمون شبکه های توجه و آزمون توجه پایدار و برای سنجش پیشرفت تحصیلی از آزمون عملکرد تحصیلی استفاده شد. در حین اجرای آزمون شبکه های توجه، پتانسیل های وابسته به رخداد نیز ثبت گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز برای توصیف تجربه معلمان و دانش آموزان گروه آزمایش در پایان دوره آموزش اجرا شد.
    یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که تفاوت معناداری در عملکرد توجه دانش آموزان دو گروه آزمایش و کنترل در شبکه کنترل اجرایی آزمون شبکه های توجه و مولفه حذف کلی آزمون توجه پایدار وجود داشت. همچنین، در همه مواد عملکرد تحصیلی به جزء ریاضیات تفاوت معنادار مشاهده شد. نتایج ERPs نشان داد که تاثیر دامنه تکلیف ناهمخوان در الکترود FZ و تاخیر تکلیف خنثی در الکترود CZ در مولفه P200 در نمرات پس آزمون گروه آزمایش به طور معناداری افزایش یافته است. اما، میان عناصر اندازه گیری شده مولفه N200 تفاوت معناداری مشاهده نشد. داده های کیفی حاصل از مصاحبه نیز نقش روش گفت و شنود سقراطی در بهبود توجه و عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تایید نمود.
    نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از تاثیرات مثبت تدریس با روش گفت و شنود سقراطی در بهبود برخی جنبه های توجه و عملکرد تحصیلی حمایت می کند. این تاثیرات به احتمال زیاد ناشی از ماهیت پرسش گرانه فضای یادگیری گفت و شنود است که دانش آموزان را ترغیب می کند تا پیوسته فرایندهای توجه خود را مدیریت و نظارت نمایند.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: توجه، آموزش توجه، گفت و شنود سقراطی، تدریس مبتنی بر گفت و شنود
  • حسن شفیعی، حسین زارع* صفحات 108-120
    مقدمه
    اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در نوجوانان است. تحول اخیر در زمینه درمان اختلالات اضطرابی اصلاح سوگیری توجه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی اصلاح سوگیری توجه با استفاده از آموزش توجه رایانه ای درکاهش اضطراب اجتماعی و سوگیری توجه در نوجوانان مضطرب اجتماعی بود.
    روش کار
    از یک طرح آزمایشی پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل در این مطالعه استفاده شد. 32 نوجوان دختر و پسر 12 تا 17 سال که اضطراب اجتماعی بالایی داشتند با دارا بودن تمام شرایط لازم برای ورود به مطالعه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به دو گروه 16 نفره آموزش توجه و کنترل تقسیم شدند. در گروه آزمایش توجه آزمودنی ها آموزش توجه رایانه ای را با استفاده از تکلیف اصلاح شده دات پروب به منظور تسهیل بازگیری توجهی از چهره های متنفر انجام دادند و گروه کنترل تکلیف غیر اصلاح شده دات پروب را انجام دادند.
    یافته ها: پس از 8 جلسه آموزش رایانه ای به صورت دو بار در هفته، آزمودنی های گروه آموزش توجه در مقایسه با گروه کنترل، در پس آزمون نسبت به پیش آزمون، کاهش معناداری را در سوگیری توجه نسبت به چهره های هیجانی متنفر و نمره اضطراب اجتماعی نشان دادند.
    نتیجه گیری: نتایج این پژوهش در تایید نظریات شناختی اضطراب اجتماعی و نقش علیتی سوگیری توجه در ایجاد و تداوم اضطراب اجتماعی است. نتایج پژوهش حاضر به روشنی نشان می دهد که استفاده از فرآیند های رایانه ای آموزش توجه می تواند نویدبخش مداخله ای جایگزین یا مکمل در درمان اضطراب اجتماعی باشد.
    کلیدواژگان: نوجوانان، اضطراب اجتماعی، سوگیری توجه، اصلاح سوگیری توجه، آموزش توجه رایانه ای
  • مهسا قاهری، امیرحسین قادری*، حمیدرضا نیکیار صفحات 121-131
    مقدمه
    افسردگی اختلال خلقی می باشد که تجربه ی ذهنی فرد از زمان را تغییر می دهد. از سوی دیگر هیجان می تواند بر ادراک فرد از زمان اثر بگذارد. اهمیت ادراک زمان برای انجام فعالیت ها و بیش بینی وقایع آینده بر همه آشکار است. هدف از این پژوهش مقایسه تاثیر محرک های دارای بار هیجانی مختلف (شاد، غمگین و خنثی) بر ادراک زمان افراد دارای اختلال و بدون اختلال افسردگی اساسی بود.
    روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی_تحلیلی بود. با مراجعه به کلینیک های روان پزشکی شهرستان نجف آباد تعداد 15 نفر مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با تشخیص روان پزشک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. همچنین تعداد 15 نفر بدون اختلال در گروه بهنجار قرار گرفتند. هر دو گروه از نظر سن و جنس همتا شدند. لازم به ذکر است برای تشخیص بهتر از افراد هر دو گروه آزمون افسردگی بک گرفته شد. سپس آزمون افتراق زمان با استفاده از پارادایم ادبال در چهار مرحله بر روی هر دو گروه اجرا شد.
    یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که افراد دارای اختلال افسردگی اساسی الگوی متفاوتی از افتراق زمان نسبت به افراد بدون این اختلال داشتند، به طوری که تمایل به کمتر تخمین زدن زمان محرک ادبال در گروه افسرده دیده شد.
    نتیجه گیری: خلق غم در افراد افسرده با کندی سرعت ساعت درونی در ارتباط است که کندی سرعت ساعت باعث کمتر تخمینی زمان می شود. همچنین اختلال در توجه در بیماران افسرده اثبات شده که منجر به تحریف در پردازش زمان و کاهش حساسیت آنها به زمان می شود در نتیجه قضاوت زمان را در این افراد مختل می سازد.
    کلیدواژگان: اختلال افسردگی اساسی، ادراک زمان، افتراق زمان، هیجان
  • رامین اشرف*، بهروز عبدلی، رضا خسروآبادی، علیرضا فارسی صفحات 132-140
    مقدمه

    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاهده الگوی ماهر، الگوی مبتدی و خودالگودهی بر فعالیت نورون های آینه ای انجام گرفت.

    روش کار

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح درون‎گروهی بود، که با شرکت 21 نفر دانشجوی پسر با میانگین سنی 16/19 سال در سه موقعیت آزمایشی 1. مشاهده خودالگودهی، 2. مشاهده الگوی ماهر و 3. مشاهده الگوی مبتدی اجرا شد. تکلیف مورد نظر، مهارت پات گلف بود. بعد از ارائه دستورالعمل و آموزش اولیه مهارت با تاکید بر مراحل و نکات مهم و اجرای چند ضربه، شرکت‎کنندگان10 ضربه پات گلف انجام دادند و از اجرای آنها برای تهیه نوارهای ویدئویی برای نمایش در حین ثبت امواج الکتریکی مغز، فیلم‎برداری شد. مرحله دوم، ثبت امواج الکتریکی مغز حین مشاهده سه نوع الگو بود. در این ثبت، 10 فیلم 10 ثانیه‎ای از ضربه پات گلف مشاهده شد. این عملیات سه بار به شکل موازنه متقابل تکرار شد؛ 1. با مشاهده اجراهای خود که در مرحله قبلی فیلم برداری شده بود، 2. مشاهده اجراهای الگوی ماهر (گلف باز ماهر) 3. مشاهده اجراهای الگوی مبتدی (فرد مبتدی در مهارت پات گلف). برای اندازه‎گیری سرکوب ریتم Mu از نسبت توان ریتم Mu در حالت مشاهده به توان ریتم Mu در حالت پایه در نواحی مغزی 3C، 4C و Cz استفاده شد.

    یافته ها

    آزمون آماری تحلیل واریانس درون گروهی دو راهه نشان داد که سرکوب ریتم Mu بین موقعیت‎های آزمایشی تفاوت معناداری دارد. نتیجه مقایسه های زوجی نیز حاکی از آن بود که در موقعیت خودالگودهی، سرکوب ریتم Mu به طور معنا داری بیش تر از دو موقعیت دیگر بود.

    نتیجه گیری

    بخشی از یافته ها بیانگر آن است که به علت عدم تطابق بین توانایی اجرای حرکت با اجرای الگوی مشاهده شده، فعالیت نورون های آینه ای در موقعیت‎های الگوی ماهر و الگوی مبتدی پایین تر بوده است. علت فعالیت بیشتر نورون های آینه ای در موقعیت خودالگودهی نیز در چهارچوب نظریه شناختی_اجتماعی Bandura و شباهت الگو_مشاهده گر بحث و تبیین شد.

    کلیدواژگان: الگودهی، سرکوب ریتم Mu، نورون های آینه ای، مهارت حرکتی
|
  • Sharzad Dibaiyan*, Vandad Sharifi, Habib Ghassemzadeh, Mohammad Hassan Bemanian Pages 1-14
    Introduction
    The prevalence of anxiety disorders in children suffering from chronic diseases, such as asthma, makes it necessary to investigate the underling mechanisms of etiology and continuation of anxiety. Studies on the attentional bias of children with asthma have not only very limited but ended up in mixed results. The present study aims is to compare attentional bias disease-related stimuli and threat in children with asthma and healthy peers.
    Methods
    Sixty-four children, aged 9–12, took part in the study and were recruited into four conditions (asthma/low anxiety, asthma/high anxiety, healthy/low anxiety, and healthy/high anxiety). The research instruments were Spielberger children's trait anxiety test and researcher made visual Dot-probe task. Data were analyzed using unifactor and multifactor analysis of variance.
    Results
    There was a significant difference in illness and negative emotions components between groups (P<0.05) but no significant difference was found in the asthma component between groups (P>0.05). Also, there was no significant difference between the severity of asthma and three components of attentional bias in the groups (P>0.05).
    Conclusion
    Findings showed that children with asthma and anxiety show vigilant towards illness and negative emotional stimuli. The results of this research can identify mediating factors and underlying mechanisms of psychological and physical variables and can be effective for intervening protocols to reduce the anxiety of children with asthma and other chronic diseases
    Keywords: Attentional bias, Trait anxiety, Dot-probe task, Childhood asthma
  • Hossien Zare, Ashraf Mohammadi Farshi, Mahnaz Aliakbari Dehkordi* Pages 15-31
    Introduction
    The aim of this study was to investigate the effect of menstrual cycle on the types of attention and executive functions in healthy (normal) women aged 18-30 years.
    Methods
    This study was a fundamental research. The statistical population of this study included all female students of South Payame Noor University of Tehran. The research sample consisted of 41 students who were selected by available sampling method and were studied in three stages: menstrual, follicular and luteal. To collect the attention data, continuous performance test, stroop test, focused and distributed accuracy test were used. Also, the wisconsin card sorting test was used to measure the executive functions.
    Results
    The results of analysis of variance with repeated measure showed that there was a significant difference between scattered attention and selective attention (dimensions of test time and reaction time) in menstrual cycle (P<0.05), but there was no significant difference in hyper vigilance, focused attention, executive functions and selective attention (dimensions of error number, no response and correct answer).
    Conclusions
    The results of the present research illustrated that hormonal fluctuations during menstrual cycle affect attention and executive functions.
    Keywords: Attention, Executive functions, Menstrual cycle
  • Hossein Farrokhi, Faramarz Sohrabi*, Ali Delavar Pages 32-40
    Introduction
    Alcohol addiction is an important phenomenon, which has attracted   college students because of its multi-variable nature. This study aimed to determine the effectiveness of meta-cognitive group therapy on the alcoholism potential in male students.
    Methods
    This study was considered as a semi-experimental research which has used the pretest-post-test with control group and follow-up stage design. The statistical population included all of the undergraduate male students at Ferdowsi University of Mashhad in the academic year 2017. The sample including 30 subjects was selected by the cluster sampling and they were assigned into experimental and control groups. In this study, meta-cognition questionnaire (MCQ-30) and the addiction potential scale (APS) were used.
    Results
    The obtained data were analyzed using the analysis of covariance and dependent t-test. The covariance and post-test alcoholism potential scores showed that the effect of meta-cognitive therapy on the alcoholism potential of male students was significant (P<0.01).
    Conclusion
    Overall, the results indicated that meta-cognitive therapy has decreased the alcoholism potential of the male students and the effect of meta-cognitive therapy on alcoholism potential in a three-month follow-up stage is persistent
    Keywords: Metacognitive therapy, Alcoholism potential, Students
  • Lida Aslanifar, Sheida Sodagar, Maryam Bahrami Hidaji* Pages 41-51
    Introduction
    The purpose of this study was to determine the mediation role of cognitive regulation in predicting rumination based on distress tolerance in patients undergoing methadone maintenance therapy.
    Methods
    The method of the current research was descriptive-correlational and the statistical population included all patients undergoing methadone maintenance therapy in the city of Tehran, Iran, in 2017. The data were analyzed using structural equation modeling.
    Results
    The results of this study showed that the indirect relationship between distress tolerance and rumination at with the mediating role of negative cognitive regulation was significant (P<0.01).
    Conclusion
    If people are not able to relieve these excitements, they will be overwhelmed by these thrilling excitements. In the meantime, cognitive emotion regulation is likely to play an essential role. Negative emotion strategies, each one due to its maladaptive nature, leads to exacerbations of negative emotions and may interact with rumination during the cognitive-emotional regulation process and result in increased rumination.
    Keywords: Cognitive regulation, Distress tolerance, Methadone, Rumination
  • Parastoo Hariri, Hayedeh Saberi*, Khadijeh Abolmaali Pages 52-60
    Introduction
    This study aimed to study the effectiveness of phonological interventions to improve working memory in children with reading difficulties.
    Methods
    The study population consisted of first-grade poor readers girl students in Tehran.  Thirty students were recruited through a purposeful method (n=15 in 2 groups). The experimental group was received the 13 sessions of the 80-minute training program, which developed based on phonology. Assessment instruments included Diagnostic Phonological Awareness test (Dastjerdi & Soleimani, 2010) and Wechsler memory scale. Pretest and posttest data were analyzed using analysis of covariance.
    Results
    Result revealed that phonological intervention could enhance experimental groups working memory.
    Conclusion
    Thus, the results suggested the phonological intervention, which can be crucial to be ready for learning.
    Keywords: Phonological intervention, Working memory, Reading difficulties
  • Mahdi Purmohammad, Rohollah Shamsa*, Leyla Torabi Pages 61-73
    Introduction

    The purpose of this study was to investigate the relationship between the polysemy of one of the verb prefixes of the Persian language using a cognitive approach. With the cognitive semantics approach, the verb prefixes have their own meanings that add the meanings to the host's verb, and, in fact, by combining with it, a verb with a new meaning is created. The prefix "forou" is one of the most prevalent verb prefixes in Persian, which, by joining different verbs, forms a kind of radial semantic structure. In this article, we analyze the meanings of the "forou" prefix from a cognitive perspective.

    Methods

    First, all the preceding verbs with the prefix "forou" were retrieved from the book "Culture of Speech" (Sokhan) and then analyzed according to the cognitive semantic concepts, Polysemy Categorization and Schema. Accordingly, by specifying the radial category of this prefix, the Prototypical meaning, the semantic network and the structure of this prefix were determined in the form of a radial category. Finally, in order to analyze the semantic network of this prefix, the spatial interactions of the trajector (TR) and the landmark (LM) were used.

    Results

    The results obtained from the analyses indicate that the prototypical meaning of this prefix is ​​"down and below", and its semantic networks, which include several groups, are: reduction, humiliation, fixity and pause, degradation, etc. Also, all semantic meanings are associated with the main meaning. For example, the meaning of "down" in the concepts of reduction, humiliation, is interrupted.

    Conclusion

    With studing the prefix "Forou" in terms of a cognitive semantics approach, we found that the cognitive approach, in addition to the different meanings of a prefix and its applications in different contexts, it proves the conceptual relationships between these meanings. Therefore, it provides a better analysis of semantics of prefixs compared with traditional approaches.

    Keywords: Cognitive linguistics, Polysemy, Prefix Forou, Radial network
  • Davoud Sadeh*, Hamidreza Saeednia, Peter Steidl, Kambiz Heidarzadeh Pages 74-82
    Introduction
    On the basis of the scientific evidence illustrating that emotions dominate the cognitive and behavioral processes. Emotions are required to be taken into account in advertising because the advertisement of branding social responsibility for organizations can be considered an emotional potential for promotion and a competitive strategic..
    Methods
    The research was an exploratory-laboratory method. In order to record brain signals, the Electroencephalography instrument using through the EEG EPOC + 14 Electrode wireless device was applied. After clearing the signals using Emotive 3D Brain Visualizer, the frequency band and its position were extracted. The statistical population of the study consisted of two groups of 25 people (examination and control), which is a stimulus in the form of advertising for the examination group with a social nature and for the control group with a completely economic nature.
    Results
    Three-dimensional analysis of the brain in terms of brain wave production showed that the examination group had a significant frequency with respect to the nature of the high-frequency stimulus in the theta wave; also, the results of ANOVA confirm this.
    Conclusion
    The results indicated that branding social responsibility could be effective in terms of its impact on the brain on brand reminders. This finding confirms previous studies that theta frequency band can affect memory if it exists
    Keywords: Branding social responsibility (BSR), EEG, Memory, Theta wave
  • Ehteram Ghasemi, Rokhsareh Badami, Zohre Meshkati* Pages 83-93
    Introduction
    This study aimed to investigate the effect of rhythmic-musical exercises on visual perception and executive function of 8-10 years old children with dyslexia.
    Method
    The research design was quasi-experimental with pre-test and post-test. The participants included 23 children with dyslexia aged between 8 and 10 years who were selected through convenience sampling and, after matching, were randomly assigned into the experimental and control groups. The experimental group participated in rhythmic-musical exercises for 12 weeks (3 sessions per week), but the control group did not receive any intervention during this time. Prior and following the intervention, visual perception skills were measured by the Test of Visual-Perceptual Skills-Revised (TVPS-R) and the executive functions by the Wisconsin Card Sorting Test (WCST). The data were analyzed using covariance test.
    Results
    The Findings of the analyses indicated that the rhythmic-musical exercises improved the visual perception skills and executive functions of the children with dyslexia.
    Conclusion
    Based on the results of the present study, it might be concluded that the rhythmic-musical exercises can be used to enhance the visual perceptual skills and executive functions of children with dyslexia.
    Keywords: Rhythmic-musical exercises, Visual perception, Executive function, Dyslexia
  • Nouri Ali, Fataneh Esmaeili*, Saman Seifpour, Anahita Khorami, Samira Anvar, Mahmoud Talkhabi, Fatemeh Bolbolli, Nahid Noorian Pages 94-107
    Introduction
    The Socratic Dialogue is one of the effective strategies of teaching, with strong research evidence supporting its positive effects on improving student learning and thinking skills. In this regard, the present study was conducted to investigate the effect of Socratic Dialogue teaching on sixth grade students' attention and academic achievement.
    Methods
    This study was conducted with a mixed method approach (quasi-experimental and phenomenological). Participants in this study were 24 sixth grade male students, half of whom were in the experimental group (dialogic method) and the other half in the control group (non-dialogic method). The Attention Network Test and CPT were used for measuring the changes in the efficacy of students' attention and a multi-choice test was designed to assess students’ academic performance. Event-related potentials (ERPs) were also used for recording and representing the changes in neural network of attention when they performed the attention network test. Moreover, the semi-structured interview was utilized to describe the experiences of the teachers and students in the experimental group at the end of the intervention period. 
    Results
    Results of the study indicated that there was a statistically significant difference between the mean scores of students of the experimental and control groups on the executive control and overall omission in favor of the experimental group. Further, there was a statistically significant difference between the mean scores of the student of the experimental and control groups on the academic achievement tests (except for mathematics) in favor of the experimental group. The ERPs data also indicated the effect of amplitude of the incongruent task at the Fz electrode and the latency of neutral task at the CZ electrode for the P200 component enhanced significantly after training for experimental group. Howevr, there was not a significant relationship among all measured changes for the N200 component. The analysis of the qualitative data obtained from the interview confirmed the role of the Socratic dialogue method in improving attention and academic performance.
    Conclusion
    These results support the positive effects of Socratic dialogue in enhancing some aspects of students’ attention and their academic achievement. These effects are highly likely related to the questioning nature of dialogic learning context that encourages students to continuously control and monitor their own attention processes.
    Keywords: Attention, Attention training, Socratic dialogue, Dialogic teaching
  • Hassan Shafiei, Hossein Zare* Pages 108-120
    Introduction
    Social anxiety is one of the most common mental disorder among adolescents. Recent developments in the treatment of anxiety disorders have been attention bias modification (ABM). The aim of this study was to determine effectiveness of ABM using computerized attention training in reducing social anxiety and attentional bias in adolescents.
    Methods
    In this study, we used an experimental pretest and posttest design with control group. Thirty-two high social anxious adolescent girls and boys aged 12–17 years, who met all inclusion criteria to be enrolled in the study were selected by using the multistage cluster random sampling method and then randomly divided into two 16-participat groups: attention training group (ATG, N=16) and control group (CG, N=16). In ATG, the participants performed computerized attention training using modified dot-probe task designed to facilitate attentional disengagement from disgusted faces or a control dot-probe task group. In control group, the participants conducted the unmodified dot-probe task.
    Results
    After eight, twice-weekly computer sessions of training, the participants in the attention-training group compared to the control group, showed a significant decrease in attentional bias for disgusted faces and self-reported of social anxiety from pre- to post-assessment.
    Conclusions
    The results support cognitive models of social anxiety and causal role of attentional bias in development and maintenance of social anxiety. The finding of the current research clearly indicate that use of computerized attention training procedures can be a promising alternative or complementary intervention in treatment of social anxiety
    Keywords: Adolescents, Social anxiety, Attentional bias, Attention bias modification (ABM), Computerized attention training
  • Mahsa Ghaheri, Amir Hossein Ghaderi*, Hamid Reza Nikyar Pages 121-131
    Introduction
    Depression is a mood disorder that changes the individual's subjective experience of time. On the other hand, emotion can affect time perception, which its importance in performing activities and projecting future is well known to everyone. The aim of the present study was to compare the effect of different emotional stimuli (happy, sad and neutral) on the time perception in people with and without major depression disorder (MDD).
    Methods
    The current research was an analytical descriptive study. Fifteen patients with major depressive disorder with psychiatric diagnosis referred to psychiatric clinics of Najaf Abad were selected randomly using the convenience sampling and. The control group contained 15 people without mental disorders. Two groups were matched in terms of demographic characteristics. For a better understanding of the subjects, from each person took Beck depression inventory before time perception task, then time perception task in the four stages was taken for them.
    Results
    The results showed that time discrimination between two groups was significantly different and oddball stimuli were underestimated by the MDD group.
    Conclusion
    The mood of sadness in depressive individuals is associated with the slowing of the internal clock speed, internal clock runs more slowly than normal in depressive people that can lead to underestimation of time. Also, attention-deficit disorder in depressive patients has been proved that can cause time distortions and reducing sensitivity to time and, in turn, disrupt time discrimination in these people.
    Keywords: Major depressive disorder (MDD), Time perception, Time discrimination, Emotion
  • Ramin Ashraf *, Behrouz Abdoli, Reza Khosrowabadi, Alireza Farsi Pages 132-140
    Introduction

    The aim of the present study was to investigate the effect of self-modeling, skilled model and novice model on the activity of mirror neurons.

    Methods

    The current research was a semi-experimental study with an intergroup design. Twenty-one male students (mean age: 19.16 years) in three experimental conditions: 1. self-modeling, 2. skilled model observation, and 3. novice model observation attended in the study. The task of interest was a golf putting task. After providing pre-training considerations, instructions, and initial training in putting skill with emphasis on important stages and tips, the volunteers performed 10 golf putts and their performance was used for providing video tapes for display during recording of brain electrical waves. The second stage was to record the brain electrical waves by observing three types of models. In this recording, 10 10-second videos of golf putting were watched. The operation was repeated three times in the form of counterbalance: within-participant order; 1. by viewing their performance filmed in the previous stage, 2. by viewing skilled model performances (skilled golfer) and 3. by viewing novice model performances (beginning golfers in putting task). To measure the mu rhythm suppression, ratios of the mu rhythm power during the observed conditions relative to the power over the baseline condition at C3, C4 and CZ scalp locations were used.

    Results

    Two-way within-subject analysis of variance (ANOVA) showed that the mu rhythm suppression was significantly different among experimental conditions. The results of paired comparisons also indicated that in, self-modeling, suppression of mu rhythm was significantly higher than the other two conditions.

    Conclusion

    Some of the findings indicate that due to the discrepancy between the ability to perform movement with the observed model execution, the activity of the mirror neurons was lower in the skilled and novice models. The cause of greater mirror neurons activity in self-modeling conditions was also discussed in terms of the Bandura’s cognidoi. org/10.30699/icss.21.2.132 tive-social theory and model-observer similarity.

    Keywords: Modeling, Mu rhythm suppression, Mirror neuron, Motor skill