فهرست مطالب

  • سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 82، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • عظیم خزایی* صفحات 96-108

    به‏منظور بررسی اثر کم آبیاری و فاصله بوته روی ردیف بر عملکرد و اجزای عملکرد لاین های امید بخش سورگوم دانه ای،آزمایشی به صورت کرت های خرد شده- فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال های زراعی 95-1394 در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل سه سطح آبیاری (پس از 60 ، 120 و180 میلی متر تبخیر تجمعی از سطح تشتک تبخیر) در کرت های اصلی و سه فاصله بوته روی ردیف (8 ، 12 و 15 سانتی‏متر؛ به ترتیب معادل 21، 14 و 11 بوته در مترمربع) و سه لاین سورگوم دانه ای (KGS23 ، KGS32 و KGS36) (به صورت فاکتوریل) بودند. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که عملکرد دانه لاین های سورگوم تفاوت معنی داری داشته و بیشترین (5333 کیلوگرم در هکتار) و کمترین عملکرد دانه (4011 کیلوگرم در هکتار) به ترتیب از لاین‏های KGS23 و KGS32 بدست آمد. نتایج نشان داد که سطوح آبیاری نیز اثر معنی داری بر لاین‏های سورگوم دانه‏ای داشته و لاین KGS23 از نظر اکثر صفات مورد بررسی نسبت به دو لاین دیگر، برتری معنی‏داری داشت. لاین KGS23 علاوه بر عملکرد بالا و صفات مورفولوژیک مناسب، سازگاری مطلوبی با شرایط کم آبیاری داشته و پس از آن لاین KGS36 بالاترین عملکرد دانه و تحمل به خشکی را داشت. اثر تراکم بوته بر عملکرد علوفه و عملکرد بیولوژیک لاین های سورگوم معنی‏دار بود و با افزایش تراکم بوته، عملکرد علوفه و عملکرد بیولوژیک نیز افزایش یافت. براساس شاخص های تحمل تنش (STI)، میانگین هندسی بهره وری (GMP) و عملکرد دانه، سورگوم لاین امیدبخش KGS23 که در کلیه سطوح آبیاری عملکرد دانه بالاتری داشت، به‏عنوان لاین متحمل به شرایط کم آبیاری با عملکرد بالا شناسایی شد.

    کلیدواژگان: آبیاری محدود، سورگوم دانه ای، شاخص تحمل تنش و عملکرد علوفه
  • مریم مهدی پور افرا، مجید آقاعلیخانی*، سعید صوفی زاده، علی مختصی بیدگلی صفحات 109-126

    به منظور ارزیابی طول دوره رشد و عملکرد دانه دو اکوتیپ گوار در پاسخ به زمان کاشت و تراکم بوته، آزمایش مزرعه‎ای به صورت کرت های خرد شده- فاکتوریل در قالب طرح بلوک‎های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل چهار تاریخ کاشت (اول و 15 خرداد، اول و 15 تیر) در کرت های اصلی و سه تراکم بوته (130، 200 و 400 هزار بوته در هکتار) و دو اکوتیپ گوار (هندی و پاکستانی) (به صورت فاکتوریل) در کرت های فرعی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در تاریخ کاشت اول خرداد و تراکم 130 هزار بوته در هکتار، بیشترین عملکرد دانه (8/3004 کیلوگرم در هکتار) به دست آمد و در تاریخ کاشت 15 خرداد، بیشترین عملکرد دانه (4/1834 کیلوگرم در هکتار) در تراکم 200 هزار بوته در هکتار حاصل شد. عملکرد دانه اکوتیپ‎های گوار در تاریخ کاشت اول و 15 خرداد تفاوت معنی‎داری داشتند، به طوری که در تاریخ کاشت اول خرداد اکوتیپ پاکستانی بیشترین عملکرد دانه (1/2706 کیلوگرم در هکتار) را تولید کرد. در تاریخ کاشت دوم (15 خرداد) نیز اکوتیپ پاکستانی 1/32 درصد عملکرد دانه بیشتری نسبت به اکوتیپ هندی داشت. اکوتیپ پاکستانی از نظر میزان آندوسپرم دانه (5/40 درصد) نسبت به اکوتیپ هندی (8/38) برتری داشت. نتایج نشان داد که اکوتیپ پاکستانی گوار در تاریخ کاشت اول خرداد با تراکم 130 هزار بوته در هکتار، به دلیل برخورداری از فصل رشد طولانی تر، ارتفاع بوته و ماده خشک بیشتری داشته و ضمن تولید غلاف و وزن هزار دانه بیشتر، عملکرد دانه بیشتری نسبت به سایر تیمارها داشت، بر این اساس کشت اکوتیپ پاکستانی گوار در تاریخ اول خرداد و با تراکم 130 هزار بوته در هکتار، برای مناطق مشابه آب و هوای کرج مناسب به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: آندوسپرم دانه، صمغ گوار، فواصل بوته، لوبیای خوشه ایو وزن هزار دانه
  • توحید نجفی میرک*، علی اکبر مویدی، شهریار ساسانی، اکبر قندی صفحات 127-138

    شناسایی لاین هایی با پتانسیل عملکرد و سازگاری عمومی بالا در مناطقی که سطح زیر کشت قابل توجهی از گندم دوروم را دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به منظور تعیین میزان سازگاری و پایداری عملکرد دانه ژنوتیپ های گندم دوروم، تعداد 18 لاین انتخابی از آزمایشات مقایسه عملکرد پیشرفته گندم دوروم در اقلیم معتدل کشور همراه با دو رقم شاهد (گندم دوروم دنا و گندم نان پارسی) در چهار ایستگاه اقلیم معتدل شامل؛ کرج، نیشابور، کرمانشاه و اصفهان در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال زراعی متوالی (1392-93 و 94-1393)  کشت و مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای عملکرد دانه، داده ها مورد تجزیه واریانس مرکب قرارگرفت. با توجه به معنی دار شدن اثر اصلی ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ در سال در مکان، به منظور بررسی دقیق تر اثر متقابل ژنوتیپ در محیط و بررسی وضعیت ژنوتیپ ها از لحاظ پایداری عملکرد، تجزیه پایداری به روش های غیر پارامتری رتبه و انحراف معیار رتبه، تک متغیره ضریب تغییرات محیطی و چند متغیره AMMI انجام شد. براساس روش تک متغیره ضریب تغییرات محیطی، ژنوتیپ های 1، 2، 3، 4، 10 و 11 و بر اساس روش غیر پارامتری رتبه و انحراف معیار رتبه، ژنوتیپ های 2، 3، 4، 8 و14 اثر متقابل کمتری را با محیط نشان داده و بعنوان ژنوتیپ های پایدار شناخته شدند. با در نظر گرفتن عملکرد دانه در کنار پایداری عملکرد به روشAMMI ، ژنوتیپ های 2، 3، 4 و 8، در روش رتبه و انحراف معیار رتبه و همچنین ضریب تغییرات محیطی ژنوتیپ های 2، 3 و 4 انتخاب شدند. بنابراین ژنوتیپ های  2، 3 و 4 که براساس هر سه روش از عملکرد و پایداری عملکرد بیشتری برخوردار بودند، بعنوان ژنوتیپ های  برتر شناخته شدند و با توجه به اینکه ژنوتیپ شماره 2 شاهد گندم نان رقم پارسی بوده و قبلا بعنوان رقم معرفی شده است، دو ژنوتیپ 3 و 4 با میانگین عملکرد دانه بالا (به ترتیب8650 و 8699 کیلوگرم در هکتار) و کمترین اثر متقابل با محیط، به‏عنوان ژنوتیپ‏هایی با عملکرد و پایداری عملکرد بالا شناخته شدند. این دو ژنوتیپ پس از بررسی سایر خصوصیات زراعی و کیفی، در صورت احراز برتری نسبت به ارقام رایج منطقه در شرایط کشاورزان، بعنوان رقم جدید برای مناطق معتدل کشور معرفی خواهند شد.

    کلیدواژگان: اقلیم معتدل، تجزیه AMMI، تجزیه پایداری و گندم دوروم
  • حکیمه محمدی، اسماعیل رضایی چیانه* صفحات 139-154

    به منظور مقایسه الگوهای کشت مخلوط جایگزینی رازیانه و باقلا در سطوح کود ورمی کمپوست، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1396- 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه اجرا شد. تیمار های آزمایشی شامل شش نسبت مخلوط: کشت خالص رازیانه، کشت خالص باقلا، کشت مخلوط یک ردیف باقلا + یک ردیف رازیانه، دو ردیف باقلا+ دو ردیف رازیانه، سه ردیف باقلا + دو ردیف رازیانه و چهار ردیف باقلا + دو ردیف رازیانه و دو سطح ورمی کمپوست: صفر و 10 تن در هکتار بودند. نتایج نشان داد که بیش ترین عمکرد دانه رازیانه (3/2568 کیلوگرم در هکتار) مربوط به کشت خالص و کم ترین مقدار (6/1396 کیلوگرم در هکتار) مربوط به تیمار یک ردیف باقلا + یک ردیف رازیانه بود. میزان اسانس و روغن دانه رازیانه در کلیه تیمارهای کشت مخلوط بالاتر از کشت خالص بود. مصرف ورمی کمپوست باعث افزایش عملکرد دانه، میزان اسانس، عملکرد اسانس، میزان روغن و عملکرد روغن رازیانه (به ترتیب 48/20، 5/14، 7/32، 1/11 و 37/29 درصد)، نسبت به عدم مصرف شد. بیشترین میزان آنتول اسانس رازیانه (9/79 درصد) و اسید چرب اولئیک (1/83 درصد) از تیمار سه ردیف باقلا+ دو ردیف رازیانه با مصرف ورمی کمپوست به دست آمد. نتایج این آزمایش نشان داد که کشت مخلوط سه ردیف باقلا + دو ردیف رازیانه با مصرف ورمی کمپوست، بالاترین نسبت برابری زمین (42/1) را داشت که معادل 42 درصد افزایش در بهره وری استفاده از زمین (نسبت به کشت خالص دو گونه) بود. به نظر می رسد که این الگو می تواند در بهبود بهره وری استفاده از زمین های کشاورزی، به ویژه در نظام های تولید گیاهان دارویی، مناسب تر باشد.

    کلیدواژگان: آنتول، اسانس، اسید اولئیک، رازیانه و کشت مخلوط
  • نصیبه رضوان طلب، سلمان دستان*، افشین سلطانی صفحات 155-172

    یکی از مشکلات اساسی تولید برنج، تفاوت زیاد بین عملکرد واقعی کشاورزان و عملکرد قابل حصول است، بنابراین شناسایی عوامل ایجاد محدودیت تولید و خلاء عملکرد در برنج بسیار حایز اهمیت است. در این پژوهش کلیه عملیات مدیریتی از مرحله تهیه بستر تا برداشت محصول در 228 مزرعه مربوط به ارقام بومی برنج در سه منطقه شرق، مرکز و غرب استان مازندران به صورت پیمایشی و مطالعات میدانی در سال های 1394 و 1395 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از روش تحلیل مقایسه کارکرد (CPA) نشان داد که متغیرهای بذر گواهی شده، سن گیاهچه، مصرف پتاسیم، مصرف نیتروژن (بعد از گلدهی)، زمان برداشت و وجود آفات عوامل اصلی محدودکننده عملکرد برنج در منطقه بودند. عملکرد واقعی و پتانسیل عملکرد محاسبه شده با مدل CPA به ترتیب 4456 و 6642 کیلوگرم در هکتار و میزان خلاء عملکرد 2186 کیلوگرم در هکتار برآورد شدند. نتایج آنالیز خط مرزی (BLA) با برازش یک خط بر لبه بالایی داده ها نشان داد که پاسخ عملکرد به عنوان متغیر وابسته به متغیرهای مستقل میزان بذر، زمان نشاکاری، تراکم بوته و مصرف نیتروژن قبل از نشاکاری، در طول دوره رشد رویشی و بعد از گلدهی، از تابع دو تکه ای مثبت تبعیت کرده، ولی متغیرهای سن گیاهچه و تعداد گیاهچه در کپه تابع دو تکه ای منفی داشتند. متغیرهای خوابیدگی بوته (ورس) و آفات، بیماری ها و علف های هرز از تابع خطی تبعیت کردند. نتایج حاصل از آنالیز خط مرزی نشان داد که میانگین عملکرد (بر اساس حد بهینه) 5755 کیلوگرم در هکتار، با خلاء عملکرد 1207 کیلوگرم در هکتار بود. میانگین عملکرد نسبی و خلاء نسبی نیز به ترتیب 8/79 و 9/20 درصد برآورد شدند. با توجه به اینکه پتانسیل عملکرد محاسبه شده، از داده های واقعی مزارع کشاورزان حاصل شده بود، به نظر می رسد که پتانسیل عملکرد به دست آمده وابسته به منطقه بوده و این پتانسیل عملکرد برای ارقام برنج بومی، قابل حصول است.

    کلیدواژگان: آنالیز خط مرزی، برنج، تحلیل مقایسه کارکرد، پتانسیل عملکرد و خلاء عملکرد
  • حسن ابراهیمی کولایی، حامد منصوری*، محسن آقایی زاده، رحیم محمدیان، جمشید سلطانی، کیوان فتوحی، مستانه شریفی صفحات 173-187

    پوسیدگی ریزوکتونیایی ریشه چغندر قند یکی از مهم ترین بیماری های مزارع چغندرکاری کشور محسوب می شود. استفاده از ارقام مقاوم باعث افزایش کارایی کنترل بیماری پوسیدگی ریشه چغندرقند و کاهش هزینه های تولید، به ویژه کاهش مصرف قارچ کش ها می شود. استفاده از ارقام مقاوم بهترین راهکار برای کنترل این بیماری معرفی شده است. با این هدف و به منظور تعیین پتانسیل عملکرد هیبریدهای جدید چغندرقند مقاوم به ریزوکتونیا، 92 هیبرید همراه با شاهدهای مقاوم و حساس داخلی و خارجی در دو آزمایش 49 رقمی در سال 1395 در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه اکباتان همدان مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج آزمایش و میانگین اثر گرده افشان ها و سینگل کراس ها، 20 هیبرید برتر انتخاب و در پنج منطقه کرج، همدان، قزوین، تربت جام و شیراز در سال 1396مورد ارزیابی عملکرد قرار گرفتند. هیبریدهای انتخابی از لحاظ مقاومت به بیماری ریزوکتونیا در شرایط میکروپلات در همدان نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمایش در هر دو سال در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با شش تکرار اجرا شد. نتایج ارزیابی مقاومت به بیماری نشان داد که پنج هیبرید (با شماره های 9، 13، 16، 4 و 18) نسبت به بیماری ریزوکتونیا مقاوم تر از رقم اکباتان بودند و در خوشه اول قرار گرفتند. نتایج ارزیابی عملکرد در مناطق مختلف نیز نشان داد که هیبریدهای جدید از پتانسیل عملکرد قابل قبولی برخوردار بوده و اکثر آنها تفاوت معنی داری با رقم مقاوم داخلی اکباتان نداشتند. با توجه به نتایج ارزیابی مقاومت و پتانسیل عملکرد در مناطق مورد ارزیابی، سه هیبرید (SC(P.395*P.90)*P.165) 4، (SC(P.395*P.90)*P.121) 9 و (SC(P.395*P.23)*P.165) 16 که هم مقاومت و هم پتانسیل عملکرد بالاتری نسبت به رقم اکباتان داشتند، به عنوان هیبریدهای امید بخش مقاوم به ریزوکتونیا برای ورود به آزمایش های تعیین ارزش زراعی ارقام (VCU) شناسایی شدند.

    کلیدواژگان: بیماری پوسیدگی ریشه، چغندر قند، ریزوکتونیا، عملکرد ریشه و قند
|
  • Azim Khazaei* Pages 96-108

    To evaluate the effect of deficit irrigation and within row spacing on grain yield and yield components of grain sorghum promising lines, an experiment was conducted as split plot-factorial arrangement in randomized complete block design with three replications in 2015 and 2016 at the research field of Seed and Plant Improvement Institute, Karaj, Iran. Main plots consisted of three irrigation regimes (irrigation applied after 60, 120 and 180 mm cumulative evaporation from Class A pan) and sub-plots included factorial combination of three levels of within row spacing [8, 12 and 15 cm (21, 14 and 11 plant.m-2, respectively)] and three promising lines of grain sorghum (KGS23, KGS32, and KGS36). Combined analysis of variance showed that the sorghum prmising lines differed significantly for grain yield. The highest (5333 kg.ha-1) and lowest (4011 kg.ha-1) grain yield obtained from promising lines KGS23 and KGS32, respectively. The results showed that the response of the grain sorghum promising lines to the irrigation regimes was different, and KGS23 was significantly superior in comparison with the other two lines for most of the studied traits. In addition to high grain yield and desirable morphological traits, KGS23 showed adaptibility to deficit irrigation conditions. KGS36 ranked next to KGS23 for grain yield and tolerance to deficit irrigation. The effect of within row spacing on forage yield and biological yield was significant. Decreasing the within row spacing increased the forage and biological yields. Considering the stress tolerance (STI), geometric mean productivity (GMP) and grain yiled, KGS23 promising line which had higher grain yield in all irrigation regimes was identified as tolerant line with high grain yield.

    Keywords: Deficit irrigation, Grain sorghum, Stress tolerance indices, Forage yield
  • Maryam Mehdipour Afra, Majid Aghaalikhani*, Saied Soufizadeh, Ali Mokhtassi, Bidgoli Pages 109-126

    To evaluate the growth duration and seed yield of two different Guar ecotypes in response to planting time and plant density, a field experiment was conducted in 2016 growing season at the research field of Tarbiat Modares University, Iran. Experimantal factors were arranged as split plot-factorial in a randomized complete block design with three replications. The experimental factors included four planting dates (21 May, 4 June, 21 June and 5 July) assigned to main plots, and factorial combination of three plant densities (130, 200 and 400 thousand plants.ha-1) and two Guar ecotypes (Pakistani and Indian) as sub-plots. The results showed that maximum seed yield (3004.8 kg.ha-1) was obtained from 21 May sowing date and plant density of 130 thousand plants ha-1, while in 4 June sowing date, the highest seed yield was harvested from plant density of 200 thousand plants.ha-1 (1834.4 kg.ha-1). There was significant difference for grain yiled between ecotypes in 21 May and 5 June sowing dates. Pakistani ecotype produced highest highest seed yield (2706.1 kg.ha-1) in 21 May sowing date. In the second sowing date (4 June), the Pakistani ecotype produced 32.1% grain yield more than the Indian ecotype. Pakistani ecotype was superior for seed endosperm percentage (40.5%) as compared to the Indian ecotype (38.8%). In conclusion, sowing of Pakistani ecotype on 21 May with plant density of 130 thousand plants.ha-1 had higher seed yield, longer growing duration, taller plant height, higher 1000-seed weight, higher pod number per square meter, dry matter and harvest index. Therefore, it could be suitable for climatic conditions similar to Karaj in Iran.

    Keywords: Cluster bean, Guar gum, Plant spacing, Seed endosperm, 1000 seed weight
  • Tohid Najafi Mirak*, Ali Akbar Moayedi, Shahriar Sasani, Akbar Ghandi Pages 127-138

    Identification of adapted genotypes with high grain yield is the most important goal in durum wheat breeding programs. To study adaptation and grain yield stability of durum wheat genotypes, 18 durum wheat promising lines with two commercial durum and bread wheat cultivars were used. The durum wheat genotypes were evaluated in four locations; Isfahan, Karaj, Kermanshah and Neishabour in temperate agro-climate zone of Iran in 2013-14 and 2014-15 cropping cycles. The experiments were conducted using ranodomized complete block design with three replications. Combined analyses of variance were performed for grain yield. The genotype and genotype × year × location effects were significant. Therefore, for more precise evaluation of genotype by environment interactions and grain yield stability, parametric and non-parametric analysis methods such as AMMI, rank and standadard deveiation (SD) of rank, coefficient of environmental variation was employed. Results of all three stability analysis methods showed that genotypes no. 3 and no. 4 with high grain yield (8650 and 8699 kg.ha-1, respectively) and low G × E interaction were adapted with grain yield stability durum wheat genotypes. These superior durum wheat genotypes were identified for being released as new commercial durum wheat cultivars for temperate agro-climatic zone of Iran.

    Keywords: AMMI analysis, Durum wheat, Stability analysis, Temperate agro-climatic zone
  • Hakimeh Mohammadii, Smaeil Rezaei Chiyaneh* Pages 139-154

    To compare the replacement intercropping patterns of fennel (Foeniculum vulgare Mill.) and faba bean (Vicia faba L.) at different levels of vermicompost, a field experiment was conducted as factorial arrangement in randomized complete block design with three replications at the research field of the Faculty of Agriculture, Urmia University, Iran, in growing season of 2018. Experimental treatments included six planting ratios: sole cropping of fennel and faba bean, one row of fennel + one row of faba bean, two rows fennel + two rows faba bean, three rows faba bean + two rows fennel, four rows faba bean + two rows fennel, and two levels of vermicompost: 0 and 10 t.ha-1. The results showed that the highest seed yield (2568.33 kg.ha-1) of fennel was obtained in the sole cropping and the lowest seed yield (1396.67 kg.ha-1) was belonged to the one row of fennel + one row of faba bean, respectively. Essential oil and oil content (%) of fennel were higher in all intercropping system than in sole cropping. Application of vermicompost could increase seed yield, essential oil content, essential oil yield, oil conten (%) and fennel oil yield by 20.48%, 14.52%, 32.72%, 11.12% and 29.37,  in comparison with control (no application of vermicompost), respectively. The highest amount of E-anethole of essential oil (79.9%) and oleic fatty acid (83.1%) of fennel were obtained from three rows of faba bean + two rows of fennel with vermicompost consumption. The highest land equivalent ratio (1.42) was obtained in the  three rows faba bean + two rows fennel intercropping system fertilized with vermicompost, indicating that intercropping improved land use efficiency by 42%, when compared to sole cropping. This cropping system was identified more suitable for increasing land use efficiency particularly in the medicinal plants production systems.

    Keywords: Anethole, Essential oil, Fennel, Intercropping, Oleic acid
  • Nasibeh Rezvantalab, Salman Dastan*, Afshin Soltani Pages 155-172

    One of the main problems for rice production is the large difference between farmers' actual yields and attainable yields. Therefore, it is important to identify the limiting factors on yield and yield gap. In this research, all performed management practices from seedbed preparation to harvesting in 228 paddy fields of local rice cultivars in the east, central and west parts of Mazandaran province, Iran were surveyed through field monitoring in 2015 and 2016. The results showed that the variables of certified seed, seedling age, and potassium application, nitrogen application after flowering, harvest time and pest problem were introduced into the comparative performance analysis (CPA) equation. The actual yield of the field and the calculated yield potential were estimated 4456 and 6642 kg.ha-1, respectively, hence the yield gap was estimated 2186 kg.ha-1. In the boundary line analysis (BLA), by fitting one line on the upper edge of the data, it was determined that the response function as a dependent variable to independent variables on seed rate, transplanting date, planting density, nitrogen application. Moreover, basal nitrogen application, nitrogen application in vegetative and after flowering stages had a positive piecewise function. The seedling age variable, phosphorus and potassium application and the number of seedling per hill followed a negative piecewise function. However,, four variables including the lodging, pests, diseases and weeds problems followed a linear function. According to BLA, the average yield was 5755 kg.ha-1 with a yield gap of 1207 kg.ha-1. An average relative yield and relative yield gap were estimated 79.8% and 20.90%, respectively. Given that the calculated yield potential in this analysis in three regions was obtained from the actual data of each field, it can be concluded that the yield potential is dependent on the region and is attainable.

    Keywords: Boundary line analysis, Comparative performance analysis, Rice, Yield potential, Yield gap
  • Hasan Ebrahimi Koulaei, Hamed Mansouri*, Mohsen Aghaeezadeh, Rahim Mohammadian, Jamshid Soltani, Keyvan Fotouhi, Mastaneh Sharifi Pages 173-187

    Rhizoctonia root rot disease is considered as one of the important diseases in sugar beet. Using resistant cultivars decreses production costs, especially application of fungicides and increases the efficiency in controlling of root rot disease. Therefore, growing of resistant cultivars is considered the best approach for disease control. To achieve this goal and to determine yield potential of new sugar beet hybrids resistant to Rhizoctonia root rot disease, 92 hybrids as well as susceptible and resistant cultivars were evaluated in two experiments in research field of Ekbatan station of Hamedan, Iran in 2016. Considering the experimental results and with respect to the average effect of pollinators and single crosses, 20 hybrids were selected and evaluated in Karaj, Hamedan, Ghazvin, Torbate Jam and Shiraz regions in 2017. Evaluation of hybrids in term of resistance to rhizoctonia was simultaneously performed under micro-plot conditions in Hamedan. In both years (2015 and 2016), the experiment was conducted in randomized complete block design with six replications. The results of resistance evaluation under micro-plot conditions reavealed that five hybrids consisting; 9, 13, 16, 4 and 18 were more resistant than cv. Ekbatan for resistance to rhizoctonia root rot disease. Yield potential evaluation in different locations showed that new hybrids had desirable level of yield potential and most of them had no significant difference with cv. Ekbatan.Considering the results of resistance to rhizochtonia disease and yield potential evaluation, three hybrids no. 4 (SC(P.395*P.90)*P.165), no. 9 (SC(P.395*P.90)*P.121) and no. 16 (SC(P.395*P.23)*P.165) that were more resistance with higher yield potential in comparison with cv. Ekbatan were identified as promising hybrids for being evaluated in Value for Cultivation and Use (VCU) test.

    Keywords: Rhizoctonia, Root rot disease, Root yield, Sugar beet, Sugar yield