فهرست مطالب

علوم روانشناختی - پیاپی 77 (مرداد 1398)
  • پیاپی 77 (مرداد 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • فاطمه کوهپایه زاده، عبدالله معتمدی*، فریبرز درتاج، حسن اسکندری، نورعلی فرخی صفحات 509-517
    زمینه

    تغییرات جسمی و روحی در سالمندان ممکن است موجب کاهش امید و نشاط در زندگی آنان شود. تحقیقات به اثربخشی معنادرمانی اشاره دارد. اما مسئله این پژوهش این است که آیا بسته ی آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری به بهبود این نشانگان در معلمان سالمند بازنشسته کمک می کند؟

    هدف

    هدف این پژوهش تعیین اثربخشی بسته ی آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری بر امید و نشاط معلمان بازنشسته بود.

    روش

    روش این مطالعه شبه‏آزمایشی با طرح پیش‏آزمون و پس‏آزمون با گروه گواه بود. نمونه آماری این پژوهش شامل 30 نفر از معلمان سالمند شهر کرمان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، 12 جلسه، هفته ای 2 بار آموزش معنادرمانگری که برگرفته از کتاب های روانشناسی مثبت نگر (سلیگمن و همکاران، 2000)، تکنیک های شناختی - رفتاری (استالارد، 2005؛ ترجمه علیزاده و همکاران، 1389) و معنادرمانگری (فرانکل) (ترجمه میلانی، 1396) بود را دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه امید میلر و پاورز (1988) و مقیاس اندازه گیری نشاط آکسفورد (1989) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان دادکه بسته آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری بر میزان نشاط (0/001=P) و امید (0/001=P) سالمندان اثربخش بود (0/001=P). 

    نتیجه گیری

    بنابراین می توان گفت برگزاری دوره های آموزشی مبتنی بر معنادرمانگری می‏تواند در ارتقای امید و نشاط معلمان سالمند مفید واقع شود.

    کلیدواژگان: برنامه آموزشی، معنادرمانی، امید، نشاط، معلمان سالمند
  • علی شیخ الاسلامی*، نسیم محمدی صفحات 519-527
    زمینه

    تحقیقات نشان داده است که آموزش مهارت های هوش اخلاقی اثرات موثری بر سازش یافتگی های عاطفی، آموزشی و اجتماعی دارد، اما آیا این آموزش ها می تواند بر دانش آموزان زورگو نیز موثر باشد؟

    هدف

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر سازش یافتگی (عاطفی، آموزشی، اجتماعی) دانش آموزان زورگو انجام گرفت.

    روش

    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان در حال تحصیل دوره ی متوسطه دوم شهر اردبیل در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل می دادند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 40 دانش آموز انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، 11 جلسه آموزش مهارت های هوش اخلاقی بوربا (2005) را دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازش یافتگی سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه ی تجدید نظر شده زورگو / قربانی اولویوس(1998) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که دانش آموزان زورگو گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان زورگو گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری سازش یافتگی (عاطفی، آموزشی، اجتماعی) بیشتری داشتند (0/01>p).

    نتیجه گیری

    بنابراین، می توان از آموزش مهارت های هوش اخلاقی برای افزایش سازش یافتگی (عاطفی، آموزشی، اجتماعی) دانش آموزان زورگو استفاده کرد.

    کلیدواژگان: مهارت های هوش اخلاقی، سازش یافتگی، دانش آموزان زورگو
  • علی اکبر رحیمی، خدابخش احمدی*، علی اصغر اصغرنژاد صفحات 529-538
    زمینه

    با توجه به افزایش روزافزون سالمندان در جهان و ایران، و ضروری بودن توجه به سلامت (جسمی و روانی) این گروه، آگاهی از وضعیت شاخص و فاکتورهای سلامت در بین این افراد مهم است. مساله اصلی، بررسی وضعیت شاخص های سلامت روانی سالمندان ایرانی، به منظور لحاظ نمودن نگاهی علمی و کاربردی در جهت ارتقای کیفیت زندگی بود.

    هدف

    این پژوهش با هدف سنجش وضعیت شاخص های سلامت روانی سالمندان ایرانی انجام گرفت.

    روش

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی بود و با استفاده از مطالعه میدانی انجام گرفت. با روش خوشه ایچند مرحله ای، 150 سالمند در شهر شیراز انتخاب و با پرسشنامه شاخص های سلامت روانی سالمندی سنجش شدند. داده ها با روش تحلیل واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد از نظر سالمندان، ابعاد خانواده، دینی، روانشناختی، جسمانی، اجتماعی و اقتصادی، مهمترین ابعاد با میانگین نمره (از 5) به ترتیب4/27,4/05,3/84/3/56,38/3,24/2 بودند. همچنین، شاخص های" داشتن الگوی والدینی مناسب"، "تفاهم با همسر"، "ارتباط عاشقانه با همسر”، "تربیت موثر بچه ها" و"اعتقاد به خداوند"، مهمترین شاخص های سلامت روانی بودند. مقایسه وضعیت شاخص ها نیز نشان داد سالمندان مرد، در ابعاد خانواده (t = 2.25, p= 0.002)، اجتماعی (t= 3.18, p= 0.002) روانشناختی (t=2.28, p = 0.002) ، و زن ها در ابعاد دینی (t= -2.35, p= 0.002),، اقتصادی (t= 2.14, p = 0.002) و جسمانی (t=-2.45- p= 0.002) وضعیت بهتری داشتند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد روابط والدینی، ارتباط موثر همسری، فرزندپروری موفق و انجام امور دینی، مهمترین شاخص های موثر بر کیفیت زندگی سالمندان است.

    کلیدواژگان: شاخص، سلامت روانی، سالمند
  • مرضیه میرسمیعی، حمید آتش پور*، اصغر آقایی صفحات 539-546
    زمینه

    نقش تاثیرگذار و مهم هیجان ها در زندگی تحصیلی دانش آموزان، توجه روانشناسان تربیتی به هیجانات را به خود جلب کرده است. بنابراین، آیا آموزش نظم جویی هیجان پیشرفت می تواند بر هیجان های منفی و بهزیستی روانشناختی دانش آموزان اثربخش باشد؟

    هدف

    این پژوهش به منظور مطالعه اثربخشی آموزش نظم جویی هیجان های پیشرفت بر هیجان های منفی و بهزیستی روانشناختی دانش آموزان انجام شد.

    روش

    این مطالعه نیمه آزمایشی «با طراحی یش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود.  از روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی استفاده شد. شرکت کنندگان آزمون هیجان پیشرفت (پکران، گوئتز و پری، 2005) و مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف، 2002) را تکمیل کردند. سپس تعداد 50 نفر دانش آموز با هیجان های منفی بالا (356= n) گزینش و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. بسته آموزشی محقق ساخته (1396) به مدت 6 هفته (2 جلسه در هفته، هر جلسه 90-60 دقیقه) برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد  داده ها با استفاده از  آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش نظم جویی هیجان های پیشرفت باعث کاهش هیجان های منفی و افزایش بهزیستی روانشناختی گروه  آزمایش در پس آزمون بود (001/0=p). این نتایج در دوره پیگیری نیز تداوم یافت.

    نتیجه گیری

    آموزش نظم جویی هیجان های پیشرفت در کاهش هیجان های منفی و ارتقاء بهزیستی روانشناختی در دانش آموزان موثر بود.

    کلیدواژگان: هیجان های پیشرفت، هیجان های منفی، بهزیستی روانشناختی
  • معصومه توکلی، حسن پاشا * صفحات 547-558
    زمینه

    زندگی زنان سرپرست خانوار از جنبه های مختلف اجتماعی و روانشناختی غالبا با مشکلات فراوانی مواجه است. بررسی ها نشان از وجود مسائل روانشناختی در زمینه توانمندی زنان سرپرست خانوار دارد؛ بررسی عوامل جمعیت شناختی و روانشناختی و همچنین توانمندسازی اینگونه از زنان یک شکاف پژوهشی است.

    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی عوامل جمعیت شناختی و روانشناختی موثر بر اشتغال موفقیت آمیز زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی و ارائه مدل توانمندسازی برای این زنان انجام شد.

    روش

    روش این پژوهش از نوع کمی و پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی در استان های تهران و البرز در سال های 1394 لغایت 1397 بود. تعداد 266 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه شخصیتی نئو مک کری و کاستا (1985)، خلاقیت عابدی (1372)، هوش کتل (1994)، راهبردهای کنارآمدن رضاخانی (1390) و پرسشنامه محقق ساخته نقش تربیتی والدین بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها بر حسب مورد از روش های آماری مجذور خی، آزمون t، تحلیل واریانس و رگرسیون لجستیک استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان دادکه مولفه های خلاقیت 0/427 نقش تربیتی والدین 0/313، تحصیلات 0/287، وجدانی بودن 0/340- و راهبرد هیجان محور 0/014- موفقیت شغلی زنان سرپرست خانوار را تبیین کردند (0/001≥p). همچنین یافته های این پژوهش به یک مدل ریاضی در توانمندسازی زنان سرپرست خانوار منتهی شد.  

    نتیجه گیری

    می توان در اتخاذ تدابیر مناسب در جهت ارتقای توانمندی زنان سرپرست خانوارتحت پوشش سازمان بهزیستی از خلاقیت، نقش تربیتی والدین، تحصیلات وجدانی بودن و راهبرد هیجان محور بهره جست.

    کلیدواژگان: موفقیت شغلی، زنان سرپرست خانوار، ویژگی های شخصیت، خلاقیت، کنارآمدن
  • زهرا براتی، ولی الله فرزاد*، پریسا تجلی، بهرام صالح صفحات 559-567
    زمینه

    در مطالعات پبشین تعیین گردیده است که متغیر خودکارآمدی تحصیلی تحت تاثیر متغیرهای گوناگونی از جمله متغیر خودپنداشت و ارزش های تحصیلی می باشد، اما نکته قابل توجه در این مطالعات دلالت بر آن دارد که فرآیند این تاثیرگذاری به ویژه از طریق متغیر میانجی نشان داده نشده است.

    هدف

    هدف از این پژوهش پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی براساس خودپنداشت و ارزش های تحصیلی، و از سوی دیگر تعیین نقش میانجی اهداف پیشرفت در این رابطه بود.

    روش

    روش پژوهش توصیفی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در سال تحصیلی 1395-96 بودند. تعداد افراد نمونه 401 دانشجو بود که با روش خوشه ایتصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی اون و فرامن (1988)، مقیاس خودپنداره لی یو و وانگ (2005)، پرسشنامه ارزش های تحصیلی پینتریچ و همکاران (2011)، و پرسشنامه اهداف پیشرفت میگلی و همکاران (1988) بودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (GFI=0/94). همچنین اثر مستقیم و غیرمستقیم ارزش تحصیلی بر خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان مورد تایید قرارگرفت (0/01=p). اهداف پیشرفت به طور مستقیم بر خودکارآمدی تحصیلی اثر داشت (0/03=p).

    نتیجه گیری

    اهداف پیشرفت از یک سو تحت تاثیر خودپنداشت و ارزش های تحصیلی قرار می گیرد و از سوی دیگر می تواند اثر مثبت بر خودکارآمدی تحصیلی داشته باشد.

    کلیدواژگان: خودکارآمدی تحصیلی، خودپنداشت، ارزش های تحصیلی، اهداف پیشرفت
  • فرزانه حسن زاده، جاوید پیمانی، طاهره رنجبری پور*، خدیجه ابوالمعالی الحسینی صفحات 569-578
    زمینه

     بهزیستی روانشناختی به طور گسترده ای به عنوان احساس شادی و نبود فشار روانی در زندگی تعریف می شود و تحقیقات زیادی در زمینه مدل های پیش بینی موجود برای بهزیستی روانشناختی بر اساس تاب آوری انجام گردیده است، اما نقش میانجی استرس ادراک شده بر این فرآیند مورد بررسی قرار نگرفته است.

    هدف

    هدف پژوهش حاضر تعیین برازش مدل پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس تاب آوری با در نظر گرفتن نقش میانجی استرس ادراک شده در دانشجویان بود.

    روش

    روش پژوهش، توصیفی و از نوع توصیفی-همبستگی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمام دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 1396-97 بودند. تعداد نمونه 382 دانشجو بود که با روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تاب آوری کونور - دیویدسون(2003)، پرسشنامه ی بهزیستی روانشناختی ریف(1989) و پرسشنامه ی استرس ادراک شده ی کوهن(1983) بودند. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد شاخص های برازش مدل پژوهش مورد قبول بودند.

    نتیجه گیری

    متغیر تاب آوری بر بهزیستی روانشناختی هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم(به واسطه ی استرس ادراک شده) داشت (p<0/05).

    کلیدواژگان: بهزیستی روانشناختی، تاب آوری، استرس ادراک شده
  • حمید کارگر، احمد کربلایی *، حامد برماس، صادق تقی لو صفحات 579-595
    زمینه

    بیماران افسرده در تجارب تجزیه ای و مولفه های کارکردهای اجرایی از جمله توجه و برنامه ریزی، سرعت پردازش اطلاعات، توجه انتخابی و هشیاری، اجتناب و بازداری نقص هایی را نشان می دهند. بر این اساس، مساله تحقیق این است که آیا نظم جویی هیجانی و اجتناب تجربی اثر صفات بیمارگون شخصیت بر تجارب تجزیه ای را تبیین می کند.

    هدف

    این پژوهش با هدف تعیین نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی و اجتناب تجربی در رابطه بین صفات بیمارگون شخصیت و تجارب تجزیه ای در بیماران افسرده انجام شد.

    روش

    روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام افراد افسرده با سابقه خودکشی مراجعه کننده به کلینیک های روان پزشکی و روا شناسی شهر کرمان در سال 1397 بود. 378  نفر با روش نمونه گیری هدفمند گزینش شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه شخصیت بر اساس DSM5 کروگر و همکاران (2012)، پرسشنامه نظم جویی هیجانی گراتز و روئمر (2004)، پرسشنامه اجتناب تجربی گامز و همکاران (2011)، مقیاس تجارب تجزیه ای برنستاین و پاتنام (1986)، مقیاس افکار خودکشی بک، پرسشنامه افسردگی بک - ویرایش دوم (1996) بودند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که اثرات مستقیم و غیر مستقیم صفات بیمارگون شخصیت بر تجارب تجزیه ای از طریق نقش میانجی نظم جویی هیجانی و اجتناب تجربی معنادار است  (P<0/01,P<0/05).

    نتیجه گیری

    صفات بیمارگون شخصیت، نظم جویی هیجانی و اجتناب تجربی در توصیف تجارب تجزیه ای دارای اهمیت هستند. همچنین نظم جویی هیجانی و اجتناب تجربی به عنوان متغیرهای میانجی، رابطه بین صفات بیمارگون شخصیت و تجارب تجزیه ای را تبیین می کند.

    کلیدواژگان: نظم جویی هیجانی، اجتناب تجربی، تجارب تجزیه ای، صفات شخصیتی بیمارگون، افسردگی
  • سمانه نیک خواه، معصومه بهبودی*، پریوش وکیلی صفحات 597-607
    زمینه

    تعارضات زناشویی سبب کاهش تاب آوری زوجین می شود. اما آیا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی می توانند به بهبود تاب آوری زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره کمک کنند؟

    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی مقایسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران انجام گرفت.

    روش

    روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1396 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیراحتمالی داوطلبانه و گمارش تصادفی استفاده شد. پس از انتخاب حجم نمونه و گمارش آنها در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، گروه های آزمایش مداخلات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و استروساهل، 2010) و ایماگوتراپی (مورو و همکاران، 2016) را طی سه ماه به صورت هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی براتی و ثنایی (1375) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره موثر بود (p<0/001). همچنین تفاوت معناداری بین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره وجود نداشت (p>0/05).

    نتیجه گیری

    درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی اثربخشی مشابهی بر تاب آوری زنان دارای تعارضات زناشویی داشتند و می توان از این دو روش جهت بهبود تاب آوری این زنان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، ایماگوتراپی، تاب آوری، زنان متاهل
  • نازیتا اخلاقی، کیوان کاکابرایی*، حسن امیری، کریم افشاری نیا صفحات 609-616
    زمینه

    خانواده و زوجین ممکن است در کارکردها و متغیرهای مختلفی دچار مشکل شوند که اساسی ترین آنها، نیازهای بنیادین روانشناختی است. پژوهش ها اثربخشی خانواده درمانگری ساختاری بر متغیرهای مختلفی را نشان داده اند، اما نیازهای بنیادین روانشناختی زوجین ورزشکار مورد غفلت واقع شده است.

    هدف

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی خانواده درمانگری ساختاری بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی زوجین ورزشکار انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه آزمایش و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زوج های ورزشکار شهر تهران در سال 1397 تشکیل دادند. از این جامعه، 40 زوج به صورت در دسترس انتخاب شدند و بصورت تصادفی در دو گروه (20 زوجی) آزمایشی و گواه جایگزین شدند. شرکت کنندگان مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی (گنیه، 2003) را تکمیل کردند، سپس طرح مداخله خانواده درمانگری ساختاری مینوچین (2013) برای گروه آزمایش اجرا شد اما برای گروه گواه، هیچ گونه مداخله ای اعمال نشد. داده ها با روش تحلیل کواریانس تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج آنالیز کواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی نشان داد که خانواده درمانگری ساختاری بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی زوجین ورزشکار و مولفه های آن خودپیروی، شایستگی و ارتباط تاثیر معنی داری دارند (p<0/001).

    نتیجه گیری

    به منظور ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی زوجین ورزشکار و در نتیجه بهبود کیفیت زندگی زوجین می توان از خانواده درمانگری ساختاری استفاده کرد.

    کلیدواژگان: خانواده درمانگری، نیازهای بنیادین روانشناختی، زوجین ورزشکار
  • نسرین سلطانی، حمید محمدی * صفحات 617-625
    زمینه

    اختلال وسواس یک بیماری جدی و ناتوان کننده اما قابل درمان است.  نشخوارهای ذهنی و اضطراب اجتماعی از جمله مسائل روانشناختی رایج در بیماران وسواسی است. اثربخشی آموزش ذهن آگاهی در حیطه های مختلف ثابت شده است اما بر نشخوار ذهنی و اضطراب اجتماعی بیماران وسواسی مغفول مانده است.

    هدف

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر نشخوار ذهنی زنان دارای وسواس انجام شد.

    روش

    این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. در میان زنان دارای وسواس مراجعه کننده به کلینیک های شهر تهران در نیمه اول سال 1398 به روش در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. شرکت کنندگان مقیاس نشخوار ذهنی نولن هوکسما و مارو (1993) و مقیاس اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) تکمیل کردند. جلسات آموزش ذهن آگاهی (کابات زین، 2003) در 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد اما برای گروه گواه، هیچگونه مداخله ای اعمال نشد. داده ها با روش تحلیل کواریانس تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که   آموزش ذهن آگاهی باعث کاهش نشخوارهای ذهنی و اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش شدP<0/005

    نتیجه گیری

    می توان به منظور کاهش نشخوار ذهنی و اضطراب اجتماعی بیماران وسواسی و بهبود آنها از آموزش ذهن آگاهی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، نشخوار ذهنی، اضطراب اجتماعی، بیماری وسواس
  • خدیجه مرادی* صفحات 627-634
    زمینه

    عوامل متعددی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مرتبط می باشد و تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است، اما آیا مولفه های تحول مثبت نواجوانی هم می تواند با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباط داشته باشد؟

    هدف

    هدف از این پژوهش بررسی رابطه تحول مثبت با  پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود.

    روش

    این پژوهش توصیفی-همبستگی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران بود. بدین منظور تعداد 400 نفر دانش آموز (200 نفر دختر، 200 نفر پسر) با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای و تصادفی طبقهای انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری این پژوهش پرسشنامه تحول مثبت نوجوانان آرنولد و همکاران (2014) و معدل دانش آموزان بود.

    یافته ها

    نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین مولفه های شایستگی؛ اعتماد؛ خلق و خو؛ مراقبت؛ ارتباط و مشارکت با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معناداری وجود داشت (p<0/05). نتایج تحلیل واریانس، تفاوت معناداری را بین دو گروه دانش آموزان دختر و پسر  نشان داد. این تفاوت ها در مولفه های شایستگی؛ اعتماد ؛ خلق و خو؛ مراقبت؛ ارتباط و مشارکت  معنی دار بودند، گروه دختران در تمامی مولفه های تحول مثبت به طور معناداری نمرات بالاتری نسبت به پسران داشتند (p<0/01).

    نتیجه گیری

    مولفه های تحول مثبت نوجوانی نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد و می تواند منجر به بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شود.

    کلیدواژگان: تحول مثبت نوجوانی، پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان
|
  • Fatemeh Kouhpayezadeh, Abdollah Moatamedy*, Fariborz Dortaj, Hasan Eskandari, Noorali Farohki Pages 509-517
    Background

    Physical and mental changes in the elderly may lead to decrease their hope and happiness in life. Research has shown the effectiveness of logo therapy, but the question of the present study is whether logo therapy-based educational package can help improve these symptoms in the retired elderly teachers?

    Aims

    The purpose of the present study was to determine the effectiveness of the logo therapy-based educational package on the hope and happiness of retired teachers.

    Method

    The method of this study was a quasi-experimental design with pre-test and post-test with control group. The statistical sample of this study included 30 retired elderly teachers of Kerman, who were selected by convenience sampling method and were randomly assigned to two experimental (15 subjects) and control groups (15 people). Experimental group participants received 12 sessions, twice a week, of logo therapy training based on positive psychology books (Seligman et al., 2000), cognitive-behavioral techniques (Stallard, 2005; Translated by Alizadeh et al., 2010), and logo therapy (Frankl) (Translated by Milani, 2016). To collect data, Miller & Powers (1988) Hope Inventory and the Oxford Happiness Measurement Scale (1989) were used. The data were analyzed by covariance.

    Results

    The findings showed that the logo therapy-based educational package was effective on the hope and happiness of retired teachers (P<0/001).

    Conclusions

    Therefore, it can be said that holding educational courses based on the logo therapy can help improve hope and happiness of the elderly teachers.

    Keywords: Educational package, Logo therapy, Hope, Happiness, Elderly teachers
  • Ali Sheykholeslami*, Nasim Mohammadi Pages 519-527
    Background

    Research has shown that moral intelligence skill training has effective impacts on emotional, educational, and social adjustment, but could these trainings be also effective on bully students?

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the effectiveness of moral intelligence skills training on adjustment (emotional, educational, social) in bully students.

    Method

    The research method was a quasi-experimental design with control group. The statistical population of the study included all high school students of the city of Ardabil in the academic year 2018-2019. 40 students were selected by using cluster random sampling and were randomly assigned to the experimental (20 individuals) and control groups (20 individuals). The experimental group received 11 sessions of Borba (2005) moral intelligence skills training. To collecte data, Sinha and Sing (1993) Adjustment Questionnaire and Olweus (1998) Bully/victim Questionnaire-revised were used. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance.

    Results

    The results showed that bully students in the experimental group had significantly more adjustment (emotional, educational, social) than the students in the control group in the post-test (p<0/01).

    Conclusions

    Therefore, moral intelligence skills training can be used to increase adjustment of bully (emotional, educational, social) students.

    Keywords: Moral intelligence skills, Adjustment, Bully students
  • Ali Akbar Rahimi, Khodabakhsh Ahmadi*, Ali Asghar Sgharnejad Pages 529-538
    Background

    Given the increasing number of elderly people in the world and in Iran, and the need to pay attention to their health (physical and mental), it is important to be aware of the status of health indices and factors among these people. The main issue was to investigate the status of mental health indices in Iranian elderly people in order to provide a scientific and practical approach to improve quality of life.

    Aims

    The aim of this research was to assess the status of mental health indices in Iranian elderly people.

    Method

    This study was descriptive and was conducted using field study. 150 elderly people were selected in the city of Shiraz by multi-stage cluster sampling and were assessed by the elderly mental health indices questionnaire. The data were analyzed by one way analysis of variance.

    Results

      The results showed that for the elderly people, family, religious, psychological, physical, social and economic dimensions were the most important dimensions with mean score (out of 5) of 4.27, 4.05, 3.84, 3.56, 38. 3 and 24.2, respectively. Also, the most important indices of mental health were "having a proper parenting pattern", "mutual understanding with the spouse", "loving relationship with the spouse", "training the children effectively", and "believing in God". Comparison of the status of indices showed that the elderly men had better status in family (t = 2.25, p= 0.002), social (t= 3.18, p= 0.002), and psychological dimensions (t=2.28, p = 0.002) than the elderly women. Women also had better status in religious (t= -2.35, p= 0.002), economic (t= 2.14, p = 0.002) and physical (t=-2.45- p= 0.002) dimensions.

    Conclusions

      The results showed that parental relationships, effective marital relationship, successful parenting and religious affairs are the most important factors affecting the quality of life of the elderly people.

    Keywords: Index, Mental health, Elderly
  • Marziyeh Mirsamiee, Hamid Atashpour*, Asghar Aghaei Pages 539-546
    Background

    The influential and important role of emotions in students' academic life has drawn the attention of educational psychologists to emotions. So, can emotion regulation training affect students' negative emotions and psychological well-being?

    Aims

    The aim of the present research was to study the effectiveness of achievement emotions regulation training on negative emotions and psychological well-being of students.

    Method

    This research was a quasi-experimental study with pretest-posttest and follow-up design with control group. The statistical population included all female middle school students in the city of Tehran during the academic year 2016-2017. Random cluster sampling was used. Participants completed the Achievement Emotion Test (Pekrun, Goetz & Perry, 2005) and the Psychological Well-being Scale (Ryff, 2002). Then, 50 students with high negative emotions were selected (n=356) and were randomly divided into two experimental and control groups. The researcher-made training package (1986) was administered to the experimental group for 6 weeks (2 sessions per week, 60-90 minutes each session) and the control group received no training. Data were analyzed using univariate analysis of covariance.

    Results

    The results indicated that achievement emotions regulation training significantly decreased negative emotions and also significantly increased psychological well-being among the experimental group in post-test (p=0/001). These results continued during the follow-up period too.

    Conclusions

    Achievement emotions regulation training was effective on reducing negative emotions and promoting psychological well-being in female students.

    Keywords: Achievement emotions, Negative emotions, Psychological well-being
  • Masoumeh Tavakkoli, Hasan Pasha* Pages 547-558
    Background

    The life of household-headed females often face many problems in many social and psychological aspects. Studies have shown some psychological issues regarding the empowerment of household-headed females. Investigating demographic and psychological factors and empowering such women is a research gap.

    Aims

    The present study aimed to investigate the demographic and psychological factors affecting career success of household-headed females covered by the Welfare Organization and to present an empowerment model for these women.

    Method

    The method of this study was quantitative and survey. The statistical population of this study consisted of household-headed females covered by the Welfare Organization in Tehran and Alborz provinces during 2015-2018. 266 participants were selected through multi-stage random sampling. Research instruments were the demographic questionnaire, the McCree & Costa NEO Personality Questionnaire (1985), Abedi Creativity (1984), Cattell Intelligence (1994), Reza Khani Coping Strategies (2009), and researcher-made questionnaire on parenting role. Chi-square, t-test, analysis of variance, and logistic regression were used for data analysis.

    Results

    The results showed that creativity (0/427), parenting role (0/313), education (0/287), conscientiousness (-0/340), and emotion-focused strategy (-0/014) explained career success of household-headed females (p≤0/001). The findings of the present study also led to a mathematical model of empowering household-headed females.

    Conclusions

    Creativity, parenting role, education, conscientiousness, and emotion-focused strategy can be used to promote appropriate empowerment of household-headed females covered by the Welfare Organization.

    Keywords: Career success, Household-headed females, Personality traits, Creativity, Coping
  • Zahra Barati, Valiollah Farzad*, Parisa Tajjali, Bahram Saleh Pages 559-567
    Background

    Previous studies have determined that academic self-efficacy is influenced by a variety of variables including self-concept and academic values, but the important point in these studies is that the process of influencing has not been shown, especially through the mediating variabl.

    Aims

    The aim of the present study was to predict academic self-efficacy based on self-concept and academic values, and also to determine the mediating role of achievement goals in this regard.

    Method

    The research method was descriptive and of structural equation modeling type. The statistical population of the study was all university students of Islamic Azad University, Central Tehran Branch, in the academic year 2017-2018. The sample size was 401 university students who were selected by random clustering method. The research instruments were Owen & Froman Self- efficiency Questionnaire (1988), Li Yu and Wang Self-concept Scale (2005), Pintrich and colleagues Educational Values Questionnaire (2011), and Miguel et al. Achievement Goals Questionnaire (1988). Path analysis method was used to analyze the data.

    Results

    Results showed that the model had a good fit (GFI=0/94). The direct and indirect effects of academic value on students’ academic self-efficacy were also confirmed (p=0/01). Achievement goals directly affected academic self-efficiency (p=0/03).

    Conclusions

    On one hand, achievement goals are influenced by self-concept and academic values, and on the other hand, they can have a positive effect on academic self-efficacy.

    Keywords: Academic self- efficiency, Self-concept, Academic values, Achievement goals
  • Javid Peymani, Tahereh Ranjbaripoor*, Farzaneh Hasanzadeh, Khadijeh Abolmaali Alhoseini Pages 569-578
    Background

    Psychological well-being has been widely defined as the feeling of happiness and lack of stress in life, and numerous studies have been conducted regarding predictive models of psychological well-being based on resilience, but the mediating role of perceived stress on this process has not been examined.

    Aims

      The present study aimed to determine the fit of predictive model of psychological well-being based on resilience considering the mediating role of perceived stress in university students.

    Method

    The research method was descriptive-correlational and of structural equation modeling type. The statistical population was all undergraduate students who were studying at  Tehran universities during the academic year 2017-2018. A total of 382 university students were selected using multistage random sampling. The research instruments included the Conor-Davidson Resilience Questionnaire (2003), Reif's Psychological Well-being Questionnaire (1989), and Cohen's Perceived Stress Questionnaire (1983). For data analysis, structural equation modeling was used.

    Results

    The results showed that the fit indices of the research model were acceptable. 

    Conclusions

      The resilience variable had both direct and indirect effects on psychological well-being (through perceived stress) (p<0/05).

    Keywords: Psychological well-being, Resilience, Perceived stress
  • Hamid Kargarbarzi, Hamed Bermas, Sadegh Taghiloo, Ahmad Karbalaii * Pages 579-595
    Background

    Depressed patients show deficiencies in dissociative experiences and components of executive functions such as attention and planning, information processing speed, selective attention and consciousness, avoidance and inhibition. Accordingly, the research question is whether emotion regulation and experiential avoidance explain the effect of pathogenic personality traits on dissociative experiences?

    Aims

    The aim of this study was to determine the mediating roles of emotion regulation and experiential avoidance in the relationship between pathological personality traits and dissociative experiences in depressed people.

    Method

    This study was descriptive-correlational. The statistical population consisted of all depressed people with a history of suicide referring to psychological and psychiatric clinics of the city of Kerman in 2018. 378 subjects were selected by purposive sampling. The research instruments consisted of Kruger et al. (2012) Pathological Personality Traits Questionnaire based on DSM5, Gratz & Roemer (2004) Emotion Regulation Difficulties Scale, Gámez & et.al (2011) Experiential Avoidance Questionnaire, Bernstein & Putnam (1986) Dissociative Experiences Scale, Beck (1979) Suicidal Thoughts Scale, and Beck (1996) Depression Questionnaire-second edition.

    Results

    The results showed that direct and indirect effects of the pathological personality traits on dissociative experiences were significant (p<0/01, p<0/05).  

    Conclusions

    Pathogenic personality traits, emotion regulation, and empirical avoidance are important in describing dissociative experiences. Also, emotion regulation and empirical avoidance, as mediating variables, explain the relationship between personality traits and dissociative experiences.

    Keywords: Emotion regulation, Experiential avoidance, Dissociative experiences, Pathological personality trait, Depression
  • Samane Nikkhah, Masome Behboodi*, Parivash Vakili Pages 597-607
    Background

    Marital conflicts reduce couples’ resilience. But can acceptance and commitment therapy and imagotherapy help improve the resilience of married women referring to consulting centers?

    Aims

    The present study was conducted aiming to compare acceptance and commitment therapy (ACT) and imagotherapy on the resilience of married women referring to consulting centers in the city of Tehran.

    Method

    The research method of this study was quasi-experimental with pretest-posttest design with control group. The statistical population of the current study included all married women referring to consulting centers in the city of Tehran in 2017. In this study, voluntary non-probability sampling and random assignment were used. After selecting the sample size and assigning them to two experimental groups and one control group, the experimental groups received acceptance and commitment therapy (ACT) (Hayes & Ostrosahl, 2010) and imagotherapy (Moreau et al., 2016) interventions during three months as 90-minute sessions weekly. The applied questionnaires in the present study included Barati and Sana'ie (2006) Marital Conflict Scale and the Resilience Scale (Conner and Davidson, 2003). The collected data were analyzed through analysis of covariance.

    Results

    The results showed that acceptance and commitment therapy (ACT) and imagotherapy were effective on the resilience of married women referring to consulting centers (p<0.001). Also, there was no significant difference between the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) and imagotherapy on the resilience of married women referring to consulting centers. (p>0/05).

    Conclusions

    Acceptance and commitment therapy (ACT) and imagotherapy had similar effectiveness on the resilience of the women with marital conflicts and these two methods can be used to improve the resilience of these women.

    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Imagotherapy, Resilience, Married women
  • Keyvan Kakabarayi*, Hasan Amiri, Karim Afsharinia, Nazita Akhlaghi Pages 609-616
    Background

    Family and couples may have difficulties in various functions and variables, including the basic psychological needs. Research has shown the effectiveness of structural family therapy on various variables, but the basic psychological needs of athlete couples have been neglected.

    Aims

    This study was conducted aiming to determine the effectiveness of structural family therapy on satisfying the basic psychological needs of athlete couples.

    Method

    This research was a quasi-experimental study with pretest-posttest design with experimental group and control group. The statistical population of this study consisted of all athlete couples of the city of Tehran in 2018. From this community, 40 couples were selected by convenience sampling and were randomly assigned to two experimental (20 couples) and control groups. Participants completed the Psychological Needs Satisfaction Scale (Gnieh, 2003). Then, the Minuchin Structural Therapy Family Intervention (2013) was administered to the experimental group but no intervention was performed for the control group. The data were analyzed by analysis of covariance.

    Results

    The results of multivariate analysis of covariance and post hoc tests showed that structural family therapy had significant effects on satisfying the basic psychological needs of athletic couples and its components of self-efficacy, competence and relationship (p<0/001).

    Conclusions

    Structural family therapy can be used to satisfy the basic psychological needs of athlete couples and thus improve the quality of life of couples.

    Keywords: Family therapy, Basic psychological needs, Athlete couples
  • Nasrin Soltani, Hamid Mohammadi Forod* Pages 617-625
    Background

    Obsessive-compulsive disorder (OCD) is a serious, debilitating but treatable disease. Ruminations and social anxiety are common psychological problems in patients with obsessive-compulsive disorder. The effectiveness of mindfulness training has been proven in various domains, but has been neglected the rumination and social anxiety in patients with obsessive-compulsive disorder.

    Aims

    This study was conducted aiming to determine the effectiveness of mindfulness training on the rumination in women with  obsessive-compulsive disorder.

    Method

    This study was quasi-experimental with pre-test and post-test design with control group. Among women with  obsessive-compulsive disorder referring to the clinics  of the city of Tehran in the first half of the year 2019, 30 people were selected by convenience sampling and were randomly assignes to experimental and control groups. Participants completed Nolen Hoxma and Morrow (1993) Rumination Scale and Connor et al. (2000) Social Anxiety Scale. Mindfulness training sessions (Kabat-Zinn, 2003) were implemented for experimental group in eight 90-minute sessions, but no intervention was provided for the control group. The data were analyzed by analysis of covariance.

    Results

    Results showed that mindfulness training reduced rumination and social anxiety in the experimental group (p<0/05).

    Conclusions

    Mindfulness training can be used to reduce rumination and social anxiety in patients with obsessive-compulsive disorder.

    Keywords: Mindfulness, Rumination, Social anxiety, Obsessive-compulsive disorder
  • Khadijeh Moradi* Pages 627-634
    Background

    Many factors are related to students’ academic achievement and many studies have been conducted in this regard, but can the components of positive youth development also be related to students' academic achievement?

    Aims

    The aim of the present study was to investigate the relationship between positive youth development and students' academic achievement.

    Method

    The present study was descriptive-correlational on high school students in the city of Tehran. To this aim, 400 students (200 girls, 200 boys) were selected by multistage cluster sampling. Measures used in this study were the Arnold et al. (2014) Positive Youth Development Questionnaire and the students' GPA.

    Results

    The results of Pearson’s correlation analysis showed that there were significant positive associations between the components of competence, confidence, mood, caring, connection, and contribution with academic achievement (p<0.05). Results of analysis of variance indicated significant differences between the two groups of boys and girls. These differences were significant in the components of competence, confidence, mood, caring, connection, and contribution. The female group significantly scored higher than boys in all components of positive of positive youth development (p<0/01).

    Conclusion

    The positive youth developmental components play an important role in students' academic achievement and can lead to improved academic achievement.

    Keywords: Positive youth development, Academic achievement, Students