فهرست مطالب

مطالعات معنوی - سال هفتم شماره 7 (پیاپی 26، بهار و تابستان 1397)
  • سال هفتم شماره 7 (پیاپی 26، بهار و تابستان 1397)
  • بهای روی جلد: 80,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1398/07/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ولی محمد احمدوند * صفحات 7-29

    پژوهش حاضر پیرامون این سوال مقوم می شود رابطه معنویت با استراتژی های قدرت سیاسی چیست. از این جهت مقاله حاضر ذیل سه گفتمان سنتی ، مدرن و پست مدرن به تشریح این رابطه می پردازد. در اعصار سنتی معنویت واقعیتی مستقل و متفاوت از ادیان نیست و قدرت سیاسی در این گفتمان کمال مشروعیت خود را در جاری کردن احکام دین می داند. در عصر مدرن ذیل پروسه های سکولاریزاسیون نه تنها معنویت بلکه خود ادیان هم جایگاه خود را به عنوان منبعی برای عمل و مشروعیت قدرت سیاسی از دست می دهند. حتی ذیل صورت بندی مدرن، سکولاریسم ستیزه جو نه تنها دین را از ساحت سیاسی و اجتماعی اخراج می کند بلکه به ستیزه جویی با آن برمی خیزد که نمونه آن سیاست حکومت های کمونیستی در قبال ادیان است . در عصر پست مدرن از یک سو خلآ معنوی که منجر به نوعی وضعیت آنومیک ، گسیخت اجتماعی و بحران های روحی روانی شده است(که از آن صنعت مشاوره ناشی شد) و از سوی دیگر دغدغه های سرمایه داری تولید و انباشت سرمایه، باعث شد استراتژی های قدرت به سمت تشویق و انتشار معنویت هایی برود که واجد بیشترین همخوانی با شکل و مقاصد قدرت سیاسی است.

    کلیدواژگان: قدرت سیاسی، پست مدرن، دین، معنویت، مدرن
  • عباس ایزدپناه * صفحات 31-46

    مقاله حاضر پس از هویت شناسی و تبیین مراتب پنجگانه معنویت؛ یعنی، معنویت انسانی، فلسفی، کلامی، عرفانی و مطلوب به بررسی مبانی معنویت مطلوب می پردازد و به این نکته تاکید می ورزد که بدون دستیابی به مبانی فلسفی، کلامی و عرفانی مطلوب نمی توان به معنویت مطلوب دست یافت. مطلوبیت معنویت در گرو تعاملی بودن تحصیل و تحقق آن است؛ چنانکه تعاملی بودن معنویت در پرتو تعاملی بودن مبانی فلسفی،کلامی و عرفانی آن شکل خواهد گرفت. بنابراین، معنویت مطلوب آن است که در آن، فلسفه، کلام و عرفان با رویکرد و هویت تعاملی حضور داشته باشند. فلسفه، کلام و عرفان تقابل مدار مولفه های بنیادین معنویت ناقص یا نامطلوب اند.

    کلیدواژگان: مبانی معنویت، معنویت فلسفی، مادیت، معنویت تعاملی و معنویت تقابل گرا
  • محمد خیری، عبدالرضا آتشین صدف * صفحات 47-71

    جنبش های نوپدید دینی (NRMs) که در اعتراض علیه مدرنیته غربی پدید آمده اند، انواع و گرایش های مختلف و متعددی را شامل می شوند. علیرغم آنکه بسیاری از رهبران مشهور این جنبش ها همچون اشو، کوئیلو و کاستاندا در آثار خود به مخالفت و ستیز با فلسفه پرداخته اند، از مایه های فلسفه های جدید بویژه آموزه های مکتب اگزیستانسیالیسم در آثار خود متاثر بوده و استفاده نموده اند. فلسفه اگزیستانسیالیسم یکی از نحله های فکری است که در قرن بیستم با انتشار آثار کی یرکه گور رسما آغاز گردید. در این مکتب آموزه‌های فراوانی درباره امور مربوط به وجود و زندگی انسان وجود دارد که جنبش‌های نوپدید دینی از آنها به‌صورت التقاطی استفاده نموده‌اند بی‌آنکه به معنای واقعی و تلقی فیلسوفان این مکتب از آن آموزه‌ها وقوف یافته باشند. این مقاله با صرف‌نظر از بررسی انتقادی مکتب اگزیستانسیالیسم، به توصیف آموزه هایی از این مکتب می پردازد که به اعتقاد نگارندگان این مقاله در میان آثار رهبران مشهور برخی جنبش های دینی نوظهور یعنی اشو، کوئیلو و کاستاندا شواهدی دال بر اقتباس آنها در آثارشان وجود دارد. همچنین نحوه استفاده التقاطی و ناقص رهبران یادشده از این آموزه ها نیز تبیین می گردد.

    کلیدواژگان: جنبش های نوپدید دینی، اگزیستانسیالیسم، اشو، کوئیلو، کاستاندا، تنهایی، آزادی، مرگ
  • سیداحمد غفاری قره باغ * صفحات 71-98

    موجودیت رویکرد عرفانی در آیین و سنت یهود، مورد اختلاف پژوهشگران این آیین بوده است؛ لیکن به نظر می رسد که رویکرد عرفانی در تاریخ آئین یهود، هر چند با فراز و نشیب در برهه های تاریخی مختلف، مشهود است. بررسی تعابیر اندیشمندان یهودی که ناظر به تبیین هویت عرفان در سنت یهود است، مبتنی بر تذکر به حضور خداوند در قلب انسانی است و غایت عرفان از منظر آنان، وصول به اراده الهی است. سه سبک عرفانی مرکاوا و قبالا و حسیدیسم، به عنوان سه سبک متفاوت و البته متعامل در تاریخ یهود، قابل شناسایی می باشند؛ لیکن این نوشتار، با بررسی متون اصیل یهود، به نقائصی همچون همچون اعتقاد به تناسخ، اعتقاد به حلول خداوند در مخلوقات، تجلی مونث خداوند، نفی شریعت در آموزه‌های عرفانی یهود، نژادگرائی و وجود عقائد عقل ستیز در سنت عرفانی یهود، مانند اعتقاد به نقش ورزی جادو و سحر در سلوک و ارتقاء عرفانی، و نیز وجود اعتقادات خودمتناقض در خصوص نقش فرشتگان در این سلوک عرفانی، به عنوان انتقاداتی قابل تامل در عرفان یهودی، اشاره نموده است.

    کلیدواژگان: عرفان، یهود، جادو، نژادگرائی، تناسخ، حلول
  • محمدجواد رودگر*، فاطمه مغیثی صفحات 99-124

    محبت، گوهر بنیادین خلقت و شریعت است که در قوس نزول نقش فاعلیت ایجادی و درقوس صعود نقش فاعلیت اکمالی دارد. به تعبیر حکیمان متاله و عارفان ربانی، خدای سبحان "فاعل بالعشق" است. هستی در عرفان اسلامی، مرهون و مدیون مقام"جلاء و استجلاء" می‏باشد که تبیین این حقیقت معرفتی و رقیقت معنویتی از ضرورت و اهمیت خاصی برخوردار است که نوشتار حاضر عهده دار بیان و تبیین هندسه‏ی نقش محبت در سلوک معنوی بر مدار منظومه‏ی آموزه‏های فاطمی(سلام‏ الله ‏علیها)،خواهد بود. چه اینکه محبت در سلوک معنوی از حیث معرفت شناختی به مثابه مولد و مولود معرفت و از حیث سلوکی، عامل و موجب نورانیت است که خود عامل تلطیف عقلی- ادراکی و در نتیجه تذکیه‏ی عقل، اشراقات علمی و تظهیر قلبی – اشراقی و در نتیجه موجد علم لدنی-الهامی خواهد شد و آثار ماندگار قابل رویت و رویتی در نیل به مقام فنای فی الله ، قرب و لقای رب دارد.
    پرسش پیش روی مقاله این است که «محبت چه نقشی در سلوک معنوی بر اساس آموزه‏های فاطمی(سلام‏ الله ‏علیها) دارد»؟ بنابراین نوشتار حاضر عهده‏دار تحلیل و تعلیل آموزه‏های توصیفی و توصیه‏ای فاطمه زهرا(سلام‏ الله ‏علیها) با هدف نشان دادن نقش محبت در دو ساحت معرفتی(مقام شناختن) و معنویتی(مقام شدن) می‏باشد که به روش نقلی، توصیفی-تحلیلی و غور در معارف فاطمی(سلام‏ الله ‏علیها) با مواجهه استنادی-استشهادی و اصطیادی-اجتهادی درصدد استکشاف عرفان اهل بیتی و سلوک ثقلینی است.

    کلیدواژگان: حضرت فاطمه زهرا (سلام‏ الله علیها)، عرفان شیعی(عرفان اهل بیت(علیهم‏ السلام)، محبت، سلوک معنوی، معرفت، قوس صعود
  • حسن امینی صفحات 125-147

    این نوشتار با روش عقلی-تحلیلی و مقایسه، به جایگاه معرفت نفس در عرفان اسلامی، برای رسیدن به معنویت متعالی پرداخته است و فی‌الجمله به مواضع خلاف و وفاق آن با عرفان‌های نوظهور  در این مسئله اشاره کرده است. معرفت نفس در همه مکاتب اعم از الهی و بشری و عرفان اسلامی و نوظهور مطرح بوده است. عنصر مشترک میان هر دو دسته، تعمق در نفس و تمرکز در آن است؛ با این تفاوت که معرفت نفس و تعمق در آن، در عرفان اسلامی، طریقی برای رسیدن به معنویت متعالی، یعنی معرفت حق‌تعالی است نه هدف. اما در عرفان‌های نو ظهور، هدف آثار دنیوی آن است؛ اعم از آرامش درونی و سکون آن و غلبه بر اضطراب‌ها و نگرانی‌ها. مقصود آنان از آگاهی محض و بدون واسطه، آگاهی از قابلیت‌ها و توانایی‌های درونی خود تجربه‌کننده است که در پی تعمق در ذات خویش و لافکری و سکون و تمرکز عمیق به دست می‌آید. تفاوت دیگر در راه رسیدن به تمرکز عمیق و تقویت نفس است. در تجربه معنویت خودگرا مناسک و اعمالی که مطرح است، ربطی به دین ندارد. اما در عرفان اسلامی مناسک و اعمالی که باید انجام دهد برآمده از دستورات دینی است که آرامش و سکون و غلبه بر نگرانی‌ها را به صورت قهری در پی می‌آورد؛ اما هدف نیست؛ هدف، رسیدن به معنویت متعالی، یعنی معرفت الهی است که از راه معرفت نفس می‌خواهد به آن برسد. با توجه به آنچه گفتیم هر دو دسته، به لحاظ معرفت نفس و تعمق در آن مشترک هستند؛ اما به لحاظ راه رسیدن به معرفت نفس و  هدف نهایی از آن متفاوت‌اند.

    کلیدواژگان: معرفت نفس، طریقه ابن عربی، طریقه نحله نجف
  • صفحه 151
|
  • Vali, Mohammad Ahmadvand Pages 7-29

    The current research is about the relationship between spirituality and political power strategies. Therefore, this article examines this relationship in the form of three traditional, modern and postmodern discourses. In the traditional era, spirituality is not an independent and distinct reality of religions, and political power in this discourse has it’s perfectly legitimacy to apply the rules of religion. In the modern age, following the secularization processes, not only spirituality but also religions have lost their place as sources of action and the legitimacy of political power. Even under the modern formulation, militant secularism does not only eradicate religion from the political and social point of view, but also militant It as exemplified by the policy of communist governments towards religions. In the postmodern era, spiritual poverty has led to a social decline and psychological crisis on one hand, and it has become a concern for capitalism, production and accumulation of capital on the other hand. This has led power strategies to encourage and disseminate some spiritualties that are more in line with the form and purpose of political power.

    Keywords: Political Power, Postmodernism, Religion, Spirituality, Modern
  • Abbas Izad, Panah Pages 31-46

    The present paper examines foundations of desirable spirituality after identifying and clarifying five levels of spirituality; Human, philosophical, theological, mystical and desirable spirituality. This article emphasizes that desirable spirituality cannot be achieved without the achievement of philosophical, theological and mystical principles. The desirability of spirituality depends on the interactivity of education and its realization, as the interactivity of spirituality will be shaped in the light of interoperability of its philosophical, theological and mystical foundations. Therefore, the desirable spirituality is in which philosophy, theology, and mysticism are present with an interactive approach. Philosophy, theology, and mutual mysticism are basic components of incomplete or undesirable spirituality.

    Keywords: Foundations of Spirituality, Philosophical Spirituality, Materiality, Interpersonal Spirituality, Mutual Mysticism
  • Mohammad Kheiri, Abd, ol, reza Atashin, Sadaf Pages 47-71

    Abstract:New religious movements that have emerged in protest against Western modernity, include variety of tendencies. Despite the fact that many of the famous leaders of these movements, such as Ashou, Quillo and Castaneda, have opposed philosophy, they have been influenced by the new philosophies, especially the teachings of existentialism. Existentialist philosophy began officially in twentieth century by the publication of Kierkegaard's works. There are many teachings in this school related to human existence and life used by new religious movements in an Unreasonable way. This paper, without paying attention to the critical study of existentialism, describes teachings of this school, which we can see in works of some most famous leaders of new religious movements, namely, Ashou, Quillo and Carlos Castaneda. Also, the imperfect use of these leaders is explained in this paper.

    Keywords: New Religious Movements, Existentialism, Ashou, Quillo, Castaneda Loneliness, Liberty, Death
  • Seyed Ahmad Ghaffari Qarebagh Pages 71-98

    The existence of the mystical approach in Judaism has been the subject of controversy among religious scholars but it seems that there are some evidences about mystical approach in the history of the Jewish, albeit with ups and downs in parts of history. The study of interpretations of Jewish scholars who seeks to explain the identity of Jewish mysticism is based on the reminder of the presence of God in the human heart and the ultimate goal of mysticism from their point of view is to achieve divine will. Three mystical styles of Merkava, Qabala, and Hasidism can be distinguished as three distinct and interchangeable styles in Jewish history. This paper, by examining Jewish authentic texts, addresses some shortcomings such as the belief in reincarnation, the belief in the penetration of God in creation, God's manifestation as a female being, the denial of Shari'a in the mystical teachings of Judaism, racism and the existence of anti-Semitism beliefs in the mystical tradition of Judaism such as the role of magic in conduct and mystical promotion, as well as the existence of self-contradictory beliefs about the role of angels in this mystical journey, has been mentioned as criticisms of Jewish mysticism.

    Keywords: Mysticism, Jew, Magic, Racism, Reincarnation, Penetration
  • Mohammad Javad Rudgar, Fatemeh Moghithi Pages 99-124

    Love is the fundamental essence of creation and the religious law that plays a Creative active role in the arch of descent and accomplishing active role in arch of climb. According to the wise men and theologians, God is "the subject of loving." in Islamic mysticism "Existence" is due to the "God's appearance", an epistemic truth that is importance to explain. The present paper is responsible for expressing the role of love in spiritual conduct based on the words of Fatima Zahra (PBUH). In spiritual conduct love is epistemologically responsible for creating knowledge and causing lightness. In this approach, Love is a rational-perceptual predisposing factor, and as a result it is the cause of inspirational science. The question of this article is, "What role does love play in spiritual behavior based on the words of Fatima Zahra (PBUH)?" Therefore, the present paper is responsible for analyzing and explaining the descriptive and recommendatory teachings of Fatima Zahra (PBUH) with the aim of showing the role of love in two cognitive and spiritual approaches. This paper is written in a narrative, descriptive-analytical method.

    Keywords: Fatima Zahra (PBUH), Shiite mysticism, love, spiritual conduct, knowledge, Arch of climb
  • Hassan Amini Pages 125-147

    This paper, using rational-analytical method and comparison, addresses the position of self-knowledge in Islamic mysticism to achieve transcendental spirituality, and has referred to agree and disagree positions with new mysticisms on this issue. Self-Knowledge has been expressed in all schools, including divine and human, Islamic and new mysticism. Self-Knowledge is a common element between the two groups with the difference that Self-Knowledge in Islamic mysticism is only a way (not a goal) to achieve transcendent spirituality or the knowledge of God, but in new mysticisms, the purpose of it is worldly works such as inner peace and overcoming on anxieties. Another difference is the way to achieve deep concentration and self-esteem. In the experience of new spirituality, rituals and deeds have nothing to do with religion, but in Islamic mysticism, rituals and deeds are derived from religious orders, which themselves seek peace and rest, but these are not the goal. The goal is attainment of transcendent and divine spirituality. Hence, both groups are common in terms self-knowledge and contemplation, but they are different in terms of the path to self-knowledge and the ultimate goal.

    Keywords: Self-knowledge, Ibn-Arabi's way, Najaf's way of thinking