فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و ششم شماره 3 (پیاپی 76، پاییز 1398)
  • سال بیست و ششم شماره 3 (پیاپی 76، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مرتضی ابطحی* صفحات 517-530

    یکی از معضلات زیست محیطی در مناطق خشک و بیابانی کشور که بصورت فرا حوضه ای عمل می کند، فرسایش بادی و تبعات ناشی از آن مانند توفان های گرد وغبار و جابجایی توده های عظیم ماسه می باشد. به منظور مبارزه با فرسایش بادی روش های مختلفی وجود دارد که پایدارترین آنها احیا بیولوژیک با بهره گیری از گیاهان مقاوم به خشکی و شن دوست می باشد. استقرار اولیه این گیاهان، مستلزم به کارگیری مواد تثبیت کننده ماسه مانند مالچ ها می باشد. مالچ های استفاده شده در گذشته، محصول صنایع  و پالایشگاه های نفتی بود. که علیرغم محاسنی چون مقاومت و انعطاف، تبعات زیست محیطی بسیاری را در پی داشت. لذا محققین و دانشمندان کشور بر آن شدند محصولی جایگزین مالچ نفتی با  خصوصیات سازگاری با محیط زیست ارائه کنند. یکی از این محصولات، مالچ پلیمر سلولزی نانو سلوفید تولیدی گروه شیمی دانشگاه مالک اشتر اصفهان است. این مالچ در عرصه های ماسه ای نوار ریگ بلند کاشان مورد استفاده قرار گرفت و طی آن مقاومت مالچ نسبت به شرایط محیطی کاشان، تاثیر گذاری آن روی استقرار گیاه و نحوه جذب و نگهداری رطوبت خاک بررسی گردید. نتایج نشان داد که این مالچ اثر منفی در استقرار گیاه ندارد. مقاومت آن نسبت به فرسایش بادی تا چند ماه اول پاشش بسیار خوب است. لیکن به مرور زمان و در ماه های گرم تابستان، شکاف هایی بر روی آن ظاهر می شود که تا حدودی خاصیت تثبیت کنندگی مالچ را تحت الشعاع قرار می دهد. میزان رطوبت خاک در تیمار 10 تن حدود 5/4 درصد بیشتر از شاهد بود. در مجموع بدلیل  سله بندی و ایجاد ترک، این مالچ نمی تواند جایگزین مناسبی برای مالچ های نفتی باشد.

    کلیدواژگان: احیا بیولوژیک، تپه های ماسه ای، تثبیت شن، فرسایش بادی، مالچ زیست تخریب پذیر پلیمر- سلولزی
  • سمیرا حاجی پور*، حسین بارانی، حسن یگانه، احمد عابدی سروستانی صفحات 531-542

    چرای دام یکی از مهم ترین عوامل موثر بر خاک و پوشش گیاهی است که می تواند از جهات مختلف بر ساختار و کارکرد پوشش گیاهی تاثیرگذار باشد. این تحقیق در پاییز 1396 و با هدف بررسی عوامل موثر بر تکرار و شدت چرای دام در مرتع انجام شد. جامعه آماری پژوهش را سرپرستان خانوار عشایر شهرستان کوهدشت تشکیل داده است. با بهره گیری از فرمول کوکران، از میان 1038 خانوار عشایر مناطق ییلاقی شهرستان کوهدشت، 310 سرپرست خانوار به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند که پرسشنامه شامل 7 سوال باز و 17 سوال بسته بود. برای سنجش روایی از نظرات اساتید استفاده شد و اطلاعات مورد نیاز پژوهش با انجام مصاحبه حضوری و از طریق پرسشنامه ها جمع آوری شد. برای سنجش پایایی اطلاعات از آلفای کرونباخ استفاده گردید که مقدار آلفای کرونباخ برای 30 نمونه اولیه  85/0 بدست آمد. ضریب همبستگی کندال تائو نشان داده است که بین شاخص عوامل موثر بر تکرار چرای دام با متوسط درآمد سالانه و متوسط هزینه سالانه خانوار بهره برداران، میزان زایش سالانه 10 راس دام و فاصله بین مراتع ییلاقی و قشلاقی ارتباط معنی داری برقرار است و بین شاخص عوامل موثر بر شدت چرای دام با میزان زایش سالانه 10 راس دام رابطه معنی داری وجود دارد. یافته های حاصل از آزمون من ویتنی نیز نشان داد که بین شاخص عوامل تکرار چرای دام و شدت چرا با داشتن مرتع قشلاقی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج بدست آمده از آزمون کروسکال والیس نشان داده است که شاخص عوامل موثر بر تکرار چرا و شدت چرا با نوع بهره برداری از مرتع نیز تفاوت معنی داری وجود ندارد.

    کلیدواژگان: بهره برداران، تکرار چرا، شدت چرا، مراتع ییلاقی، شهرستان کوهدشت
  • علی محبی*، مسلم مظفری، احسان زندی اصفهان، علی اشرف جعفری صفحات 543-550

    سطح قابل توجهی از مراتع کشور در اثر عوامل مختلف تخریب یافته و بخش مهمی از گیاهان مرتعی در معرض خطر قرار گرفته و یا جمعیت آنها  به شدت کاهش یافته است.  برای ایجاد پایداری در این گونه مراتع،  اصلاح و احیاء آنها از طریق انتخاب گونه های مناسب و یافتن بهترین شیوه های کشت و استقرارا از اولویت ویژه ای برخوردار است، لذا با توجه به ننایج حاصل از طرح تحقیقاتی انجام گرفته، بذر گونه گیاهی چند سال Sa.arbuscula، همراه با جمعیت های موجود آنها از مناطق مختلف مراتع استان سمنان جمع آوری گردید.  به منظور بررسی و مطالعه درصد استقرار جمعیت گونه مذکور، آزمایشی با طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در محل ایستگاه تحقیقات سمنان از سال 1390 بمدت 5 سال به مرحله اجرا در آمده و از صفت مذکور یادداشت برداری به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار sas  و مقایسه میانگین ها با آزمون دانکن صورت پذیرفت. نتایج حاصله نشان داد که  از بین اکسشن های مورد مطالعه گونه Sa. arbuscula ، دو ژنوتیپ 230 و 234 به ترتیب با 67/86 و 02/84 درصد دارای بیشترین و ژنوتیپهای 216 و 135 به ترتیب با 67/26 و 67/46 درصد کمترین استقرار را از خود نشان دادند. لذا می توان در امر اصلاح و احیاء عرصه های این منطقه و مناطق مشابه از جمعیت های ژنوتیپ های 230 و 234  گونه مذکور استفاده نمود .

    کلیدواژگان: ارزیابی، Salsola .arbuscula، اکسشن، درصد استقرار، سمنان
  • محمدرضا حبیبیان*، حسین بارانی، احمد عابدی سروستانی صفحات 551-569

    اعمال مدیریت چرا از دو دیدگاه کارشناسان و بهره برداران بومی هر کدام به تنهایی تا کنون نا کارآمد بوده است. برای حل این مشکل، شناخت عوامل موثر بر مدیریت سنتی(بهره برداران عشایری) و مدیریت کارشناسی(فنی) چرا و مراتع به بهره برداری مطلوب از مرتع کمک می نماید. به منظور تعیین و اولویت بندی مهمترین عوامل موثر بر مدیریت چرا در زیست بوم عشایر قشقایی(طایفه شش بلوکی) در سال های 1394 و 1395، اقدام به نمونه آماری به تعداد  405 خانوار(با استفاده از فرمول کوکران) از گروه بهره برداران عشایری و نیز 45 نفر از گروه کارشناسان مطلع و خبره در زمینه کوچ و مدیریت چرای دام در استان های فارس و بوشهر شد. روش تحقیق، پیمایش توصیفی و تحلیلی و ابزار تحقیق پرسش نامه همراه با مصاحبه بود. در این تحقیق نظرات دو گروه آماری در قالب طیف (پنج گزینه ای) لیکرت جمع آوری شد و سپس از طریق آزمون های ناپارامتریک مانند مان ویتنی و کروسکال والیس مورد مقایسه آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد که نظرات کارشناسان و بهره برداران در اولویت بندی عوامل موثر بر مولفه ها و زیر مولفه های مدیریت چرا در اکثر موارد، تفاوت معنی داری وجود دارد(01/0 p<). در برخی موارد، میزان اختلاف نظرات بین دو گروه پاسخگو ناچیز می باشد. از نتایج تلفیق دو دیدگاه کارشناسان و بهره برداران می توان عوامل موثر بر مولفه زمان چرا (کاهش بارندگی و خشکسالی های پی در پی، وقوع سرمای زودرس در ییلاق، وقوع گرمای زودرس در قشلاق، کافی بودن علوفه در مرتع، کمبود آب در مراتع قشلاقی)، مولفه پراکنش مکانی چرا (نقش چوپان در هدایت گله، چگونگی توزیع منابع آب در مرتع)، مولفه نوع و ترکیب دام (شرایط پستی و بلندی مرتع، فاصله از منابع آب، نوسانات اقلیمی و وقوع خشکسالی های پی در پی) و همچنین مولفه تعداد دام (معیشت بهره بردار، خشکسالی و نوسانات اقلیمی و میزان بارش های سال) را بر شمرد. به طور کلی بین نظرات کارشناسان در خصوص پاسخگویی به پرسش های تحقیق، همگنی بیشتری وجود دارد ولی بین نظرات بهره برداران(چه بین تیره ها و چه بین بنکوهای مختلف) همگنی کمتری وجود دارد.

    کلیدواژگان: عشایر، مدیریت چرا، کوچ، زمان چرا، پراکنش مکانی، طایفه شش بلوکی
  • میترا شیرازی، محمد اخوان قالیباف*، حمیدرضا متین فر، منصور نخکش صفحات 570-586

    از عمده مشکلات سنجنده های مستقر بر سکوهای هوایی و فضایی  نبود قدرت تفکیک مکانی، رادیومتریک طیفی و زمانی بالا بصورت همزمان است زیرا  طراحی چنین سنجنده هایی علاوه بر هزینه بری بالا دارای مشکلاتی در طراحی سنجنده می باشند. از طرف دیگر شناسایی و پایش بسیاری از پدیده های محیطی نیازمند به بکارگیری سنجنده هایی با قدرت تفکیک مکانی، طیفی و زمانی بالا بصورت همزمان است. بنابراین جهت پایش بسیاری از عوامل موجود در اکوسیستم های طبیعی از جمله آب، خاک و اتمسفر بکارگیری روش های ریزمقیاس سازی در ادغام تصاویر دو یا چند سنجنده با قدرت تفکیک مکانی، رادیومتری و زمانی متفاوت راهگشا است. ریزگرد ها به خصوص ریزگردهای حاصل از فعالیت صنایع و معادن، جزء ذرات معلق اتمسفر هستند که شناسایی آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. پایش ریزگرد نیازمند به سنجنده ای است که همزمان دارای قدرت تفکیک رادیومتری، مکانی و زمانی بالا باشد که این امر در یک سنجنده عملا غیر ممکن است. بدین منظور می توان از تلفیق تصاویر سنجنده مودیس با قدرت تفکیک رادیومتری و زمانی بالا با تصاویر لندست با قدرت تفکیک مکانی بالا استفاده نمود. از جمله شاخص های معروف برای بارزسازی ریزگرد، شاخص NDDI است که با استفاده از طول موج های مادون قرمز میانی (2.1μm) و آبی (0.47 μm) بدست می آید. در این تحقیق سعی بر آن شد تا از چندین الگوریتم ریزمقیاس سازی از جمله Bovery، Gram-Shcmidt، STARFM، ESTARFM، wavelet، PBIM، SIFM و HPF برای ادغام تصاویر سنجنده های مودیس و لندست مربوط به تاریخ 8 ژولای 2016 استفاده شود و با نتایج حاصل نقشه های پهنه بندی شاخص NDDI تهیه گردد. نتایج ارزیابی نشان داد بهترین روش ادغام روش های STARFM و ESTARFM و PBIM است که با تصاویر سنجنده لندست دارای ضریب تبین(R2) به ترتیب 88/0، 91/0، 99/0 و با تصاویر مودیس 51/0، 5/0 و 57/0 می باشد. مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) برای هر سه روش بسیار ناچیز و به ترتیب 02/0، 004/0 و 055/0 برای تصاویراصلی لندست و 004/0، 06/0 و 1/0 برای تصاویر اصلی مودیس می باشد. بنابراین میتوان از روش های STARFM و ESTARFM و PBIM جهت ترکیب تصاویر سنجنده مودیس و لندست به قصد افزایش قدرت تفکیک مکانی، طیفی و زمانی با دقت بالا استفاده نمود.

    کلیدواژگان: ادغام تصاویر ماهواره ای. ریزمقیاس سازی. شاخص NDDI. الگوریتم های فیوژن
  • علی اصغر نقی پور برج*، سینا نبی زاده، جواد پوررضایی صفحات 587-598

    یکی از عوامل مهم در تعیین ساختار و ترکیب جوامع گیاهی به ویژه در مراتع خشک و نیمه خشک، آتش سوزی می باشد. این مطالعه با هدف بررسی اثر آتش سوزی بر پویایی پوشش گیاهی در مراتع نیمه استپی زاگرس مرکزی انجام شد. نمونه برداری پوشش گیاهی به روش تصادفی طبقه بندی شده و در 6 سایت حریق شامل آتش سوزی یکساله و 5 ساله انجام شد. در هر سایت مرتعی، تعداد 20 پلات 4 متر مربعی مستقر شد که 10 پلات در منطقه حریق و 10 پلات در منطقه شاهد اجرا شد. گونه های موجود در داخل هر پلات و درصد تاج پوشش هر یک از این گونه ها به طور دقیق ثبت گردید. جهت مقایسه هر کدام از متغیرهای مربوط به پوشش گیاهی از تجزیه واریانس یک طرفه و آزمون توکی استفاده شد. نتایج نشان داد که آتش سوزی باعث کاهش پوشش گیاهی، لاشبرگ و افزایش معنی دار سطح خاک لخت در منطقه گردید. ترکیب گونه ای پوشش گیاهی با گذشت یک دوره 5 ساله از آتش سوزی به منطقه شاهد (نسوخته) نزدیک شد. آتش سوزی باعث کاهش درصد سهم شکل رویشی بوته ای و افزایش سهم اشکال رویشی گراس چندساله، گراس یکساله و پهن برگ یکساله در منطقه شد. در اثر آتش سوزی، سهم شکل زیستی کامفیت افزایش، و شکل های زیستی همی کریپتوفیت ها، تروفیت ها و ژئوفیت ها کاهش یافت. همچنین آتش سوزی باعث افزایش سهم گونه های با خوشخوراکی زیاد و متوسط (کلاس I و II) و کاهش سهم گیاهان کلاس III گردید. بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گیری نمود که آتش سوزی باعث کاهش لاشبرگ و افزایش خاک لخت شده و در پی آن فرسایش خاک تشدید یافته و این نکته در مدیریت مرتع باید مد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: زاگرس مرکزی، اشکال زیستی، اشکال رویشی، خوش خوراکی، لاشبرگ، آتش سوزی مراتع
  • محسن کاظمی*، رضا ولی زاده صفحات 599-612

    آگاهی از ارزش تغذیه ای گیاهان مختلف مرتعی، می تواند به دامداران در تهیه یک جیره مناسب، کمک شایان توجهی بکند، از این رو آزمایشاتی با هدف تعیین ترکیبات شیمیایی، مینرالی، تولید گاز و سایر پارامترهای تخمیری چهار گونه گیاه مرتعی قابل رویش در منطقه تربت جام (شامل Arctium lappa، Verbascum thapsus ، Althaea officinalis و Ferula hermonis) انجام شد. گیاهان فوق در زمان قبل از گلدهی به صورت تصادفی جمع آوری شدند. دامنه پروتئین خام (87/22-85/15 درصد)، خاکستر (10/16-27/8 درصد)، چربی خام (75/5-85/0 درصد)، الیاف نامحلول در شوینده خنثی (53/37-27/19 درصد)، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (53/26-53/15 درصد)، لیگنین نامحلول در شوینده اسیدی (43/5-83/3 درصد) و فیبرخام (74/21-49/12 درصد) برای چهار گونه گیاهی متفاوت بود. بیشترین مقدار کلسیم (26/12 گرم/کیلوگرم ماده خشک) مربوط به Althaea officinalisبود. فراسنجه های تولید گاز و سایر پارامترهای تخمیری در بین گیاهان نیز متفاوت بود به طوری که بیشترین مقدار تولید گاز در زمان های 12، 24 و 48 ساعت انکوباسیون (به ترتیب 32/47، 64/61، 21/71 میلی لیتر)، پتانسیل تولید گاز (70/75 میلی لیتر)، تجزیه پذیری ماده خشک و ماده آلی (به ترتیب 99/82 و 60/84 درصد)، انرژی قابل متابولیسم (66/10 مگاژول در کیلوگرم ماده خشک)، انرژی خالص شیردهی (51/6 مگاژول در کیلوگرم ماده خشک) و کل اسیدهای چرب فرار (62/36 میلی مول در لیتر) در Verbascum thapsusمشاهده شد. یک ضریب همبستگی منفی بین گاز تولید شده در زمان 24 ساعت انکوباسیون با چربی خام، پروتئین خام و نیتروژن آمونیاکی مشاهده شد. مقایسه فراسنجه های تولید گاز و پارامترهای تخمیری و تجزیه پذیری در بین گیاهان مورد مطالعه حاکی از آن بود که گونه Verbascum thapsus از پتانسیل تغذیه ای بالاتری برخوردار می باشد.

    کلیدواژگان: گیاهان مرتعی، ارزش تغذیه ای، جیره، خراسان رضوی
  • جواد معتمدی (ترکان)*، حسن اسلامی، اسماعیل شیدای کرکج صفحات 613-628

    تنوع گونه ای، از مشخصه های نشان دهنده تغییرات در مراتع است. در این راستا، ارتباط وضعیت مرتع به عنوان برآیند اقدامات مدیریتی، با تنوع گونه ای، بررسی شد. با آزمون همبستگی اسپیرمن و تجزیه واریانس یک طرفه، تغییرات مقادیر شاخص تنوع شانون- وینر تیپ های گیاهی، با وضعیت آنها آزمون شد. سپس با ترسیم منحنی های رتبه- فراونی و تطبیق مدل های توزیع فراونی، تیپ های گیاهی با تنوع بالاتر، مشخص و ارتباط آنها با وضعیت مرتع، تفسیر گردید. نتایج نشان داد، شاخص تنوع شانون- وینر با وضعیت مرتع، همبستگی معنی داری ندارد. طبقه وضعیت مرتع نیز بر مقدار تنوع، تاثیر معنی داری ندارد و هر سه طبقه وضعیت (خوب، متوسط، ضعیف) تیپ های گیاهی، از لحاظ شاخص مذکور، در یک گروه آماری قرار گرفتند. به طورکلی، روند مشخصی بین وضعیت مرتع و مقدار تنوع، مشاهده نشد. نتایج تداعی کننده آن است که بالا بودن مقادیر شاخص های عددی تنوع، دلیل بر بهبود وضعیت مرتع نیست؛ بلکه باید ترکیب گونه ای و فراوانی آنها نیز مورد بررسی قرار گیرد. ترسیم منحنی های رتبه- فراونی و تطابق مدل های توزیع فراونی، نشان داد که در تیپ های گیاهی دارای وضعیت خوب و متوسط، گونه های با فراوانی اندک، کمتر مشاهده می شود و منحنی آن دارای شیب ملایم تری نسبت به تیپ های دارای وضعیت ضعیف است، بنابراین تنوع آنها بالاتر می باشد. در اکثر تیپ های گیاهی، مدل سری هندسی تطابق داشت که نشان دهنده تیپ های گیاهی با تنوع گونه ای پائین و وضعیت ضعیف مرتع است. به طورکلی با توجه به میزان همخوانی نتایج مدل های توزیع فروانی با وضعیت تیپ های گیاهی، نتایج حاصل بر ضرورت توجه به شاخص های پارامتری تنوع گونه ای در ارزیابی سلامت مرتع، تاکید دارد.

    کلیدواژگان: شاخص های عددی تنوع گونه ای، شاخص های پارامتری تنوع گونه ای، گرایش مرتع، وضعیت مرتع
  • محرم اشرف زاده، حمید نیک نهاد قره ماخر*، غلامعلی حشمتی، مجید قربانی نهوجی صفحات 629-639

    کلماتیس اصفهانی (Boiss Clematis ispahanica) گونه کمیابی از تیره آلاله (Ranunculaceae) است که دارای ارزش علوفه ای و دارویی می باشد. بذرهای این گونه گیاهی دارای خواب بوده و جوانه زنی بسیار کمی دارند، لذا افزایش درصد جوانه زنی بذرها توسط روش های آزمایشگاهی می تواند در احیای این گیاه موثر باشد. در این تحقیق، با توجه به اندازه ریز بذر گیاه کلماتیس، برای شکستن خواب بذرهای این گیاه از تیمارهای اسید سولفوریک 95 % (به مدت 5، 10 و 20 ثانیه) ، آب داغ (70 و 90 درجه سانتی گراد به مدت 15 دقیقه)، اتانول 96% (به مدت 48 ساعت)، اسید کلریدریک (به مدت 2، 4 و 6 دقیقه)، نیترات پتاسیم 2% (به مدت 48ساعت)، کلرید سدیم 50 میلی مولار (به مدت 48 ساعت) و خراش دهی با استفاده از کاغذ سمباده استفاده شد. کاشت بذر این گونه در عمق های مختلف (1، 5/1 و 5/2 سانتی متر) و تراکم های مختلف (30، 50 و 70 عدد بذر در متر مربع) نیز، در مزرعه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و از طریق تجزیه واریانس یکطرفه (ANOVA) و آزمون دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که تیمارهای کلرید سدیم، نیترات پتاسیم و خراش دهی اثرگذارترین تیمارها در بهبود درصد و سرعت جوانه زنی بذرهای کلماتیس اصفهانی می باشند. عمق کاشت اثر معنی داری (05/0P<) بر درصد جوانه زنی بذر داشت اما تراکم کاشت اثر معنی داری بر درصد جوانه زنی بذر نداشت. تیمار خراش دهی با استفاده از کاغذ سمباده با توجه به عدم استفاده از مواد شیمیایی در آن نسبت به تیمارهای موثر دیگر مزیت داشته و جهت شکستن خواب بذرهای این گونه گیاهی توصیه می شود. مقدار12/1 کیلوگرم در هکتار (معادل 30 عدد بذر در هر متر مربع) با توجه به وزن هزاردانه بذر (73/3 گرم)، در عمق 5/1 سانتی متری جهت کشت بذر این گونه گیاهی در منطقه مورد مطالعه پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: بذر، جوانه زنی، کلماتیس اصفهانی
  • رضا نوروز ولاشدی*، جابر رحیمی، عباس علی پور صفحات 640-649

    هدف از انجام این پژوهش بررسی و اولویت بندی عوامل موثر بر مشارکت روستاییان در اجرای طرح های جامع مقابله با بیابان در استان های دارای اقلیم خشک و بیابانی بوده است. بدین منظور تعدادی از روستاییان بدون دخالت مرز سیاسی صرفا از جنبه اقلیمی (در معرض خشکسالی شدید) با استفاده از فرمول کوکران به عنوان جامعه نمونه به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با نظر اساتید و کارشناسان امر مورد تایید قرار گرفت. پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ به میزان 75/0 به دست آمد. داده ها با نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که جامعه هدف از سطوح آموزشی و درآمدی پایینی برخوردار بوده است. همچنین افراد هدف به میزان بسیار کم در دوره های آموزشی شرکت می کنند. ضریب همبستگی برآوردی میان متغیرهای مستقل عوامل روانشناختی، فرهنگی، اقتصادی، آموزشی، قانونی و متغیر وابسته مشارکت نیز نشان داد که ارتباط معنی داری در سطح 01/0 بین عوامل مذکور با میزان علاقه و مشارکت جوامع روستایی در اجرای طرح های بیابان زدایی وجود دارد. نتایج تحلیل سلسله مراتبی جهت تعیین اولویت عوامل راهبردی موثر بر اجرای طرح در مناطق روستایی با اقلیم خشک نیز نشان داد که عامل اقتصادی و سطح رفاهی در این مناطق با ضریب نسبی درجه اهمیت 5/0 جزء مهمترین عوامل بوده است. نرخ ناسازگاری کل در مقایسه دو زوجی برابر 01/0 (قابل قبول) و دیگر عوامل به ترتیب عامل روانشناختی، فرهنگی، آموزشی و قانونی در رتبه های بعدی قرار خواهند گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون و مدل ارائه شده نیز نشان داد که عوامل فرهنگی و اقتصادی، بخشی از مهمترین عوامل بوده اند و 66 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند. همچنین همبستگی معنی داری میان عواملی چون جنسیت، سن و تاهل با متغیر وابسته وجود نداشته است. عامل اقتصاد و فرهنگ به عنوان چالش اصلی روستاییان در اجرای طرح های بیابان زدایی شناخته شد.

    کلیدواژگان: بیابان زدایی، جوامع روستایی، تحلیل سلسله مراتبی، مشارکت، خشکسالی
  • حسین توکلی نکو*، عباس پورمیدانی، سیدمهدی ادنانی، حسین باقری، محمود بیات صفحات 650-659

    تاغ گیاهی مقاوم است که در بعضی از مناطق بیابانی ایران وجود دارد و در مواردی با خشکیدگی مواجه شده است. این پژوهش به منظور بررسی عوامل خشک شدن درختچه های تاغ منطقه حسین آباد میش مست قم اجرا شد. صفات رشد و عملکردی شامل تراکم و فاصله درختان، تعداد شاخه، قطر تنه و ارتفاع، مساحت تاج پوشش، سن درخت؛ فرم تنه، وضعیت شادابی و سرسبزی، شاخص شادابی، میزان ابتلا به آفات و بیماری ها و میزان زادآوری آماربرداری شد. با نمونه گیری از برگ با درجات مختلف خشکیدگی، میزان عناصر سدیم، پتاسیم، فسفر و کلر اندازه گیری شد. با حفر پروفیل خاک و تهیه نمونه از مناطق دارای خشکیدگی متفاوت از درختان، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در اعماق مختلف تعیین گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین تراکم درختان تاغ و درصد پژمردگی و خشکیدگی آنها رابطه مستقیم وجود داشت. نتایج آزمایش خاک نشان داد که شوری خاک از عوامل مهم در استقرار تاغ بوده و با شور شدن خاک از تراکم درختان کاسته شده بود، همچنین پایین بودن غلظت عناصر غذایی نیز در رشد و عملکرد درختان موثر بوده است. نتایج تجزیه برگ نشان داد میزان سدیم و کلر در برگ بسیار بالا بود و در درختان مسن میزان این عناصر در برگ بالاتر بود. نتایج تحقیق نشان داد که شوری تنها عامل پژمردگی و خشک شدن درختان نبوده و بلکه تراکم بالا در بروز این مشکل مهمتر بود. مشکلات اکولوژیک و نارسایی تغذیه ای همراه با تراکم زیاد و عدم رعایت فاصله مناسب کاشت از دلایل عمده خشکیدگی تاغ زارهای منطقه بود.

    کلیدواژگان: اکوفیزیولوژی، تاغ، خشکیدگی، ایران، حسین آباد قم
  • زاهده حیدری زادی، علی محمدیان بهبهانی* صفحات 660-674

    مراقبت از یک اکوسیستم و حفاظت از منابع طبیعی نیازمند آگاهی از شرایط و نحوه تغییر کاربری های مختلف اراضی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تغییرات کاربری در گذشته و ارزیابی کارایی مدل های Geomod و LCM در شبیه سازی تغییرات کاربری اراضی است، تا با انتخاب مدل مناسب تر پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در آینده صورت گیرد. از این رو تصاویر ماهواره ای لندست متعلق به سال های 1369، 1382 و 1395 مورد بررسی قرارگرفت و پایش تغییرات کاربری اراضی با استفاده از این تصاویر صورت گرفت. شبیه سازی وضعیت کاربری اراضی با مدل LCM برای سال 1395، با استفاده از نقشه های کاربری سال های 1369 و 1382 صورت گرفت و با استفاده از روش MLP و زنجیره مارکف نقشه کاربری زمین برای سال 1395 شبیه سازی شد. برای اجرای مدل Geomod از تصویر مربوط به نقشه تک کاربری سال 1382 و تصویر مربوط به نقشه تک کاربری سال 1395 استفاده و نقشه تناسب تغییرات با استفاده از پارامترهای تاثیرگذار در تغییرات کاربری اراضی تهیه و به مدل معرفی شد. ارزیابی صحت نقشه شبیه سازی سال 1395 نشان داد مدل LCM و Geomod به ترتیب دارای ضریب کاپای 82 و 70 درصد بودند. بنابراین مدل LCM به عنوان مدل مناسب تر انتخاب و نقشه کاربری سال 1408 پیش بینی و تهیه شد.

    کلیدواژگان: روش MLP، زنجیره مارکف، کاربری اراضی، لندست، پیش بینی
  • هادی رنجبر، مسعود بازگیر، داود نامدار خجسته *، محمود رستمی نیا صفحات 675-688

    پدیده گرد و غبار یکی از زیان بارترین بلایای طبیعی مناطق خشک و نیمه خشک جهان و به خصوص ایران بوده و مشکلات زیست محیطی و انسانی را در این نواحی به وجود آورده است. علت اصلی وقوع پدیده ی گرد و غبار در ایران، تغییر اقلیم، تخریب عرصه های طبیعی و نابودی پوشش گیاهی اعم از جنگل ها و مراتع و گسترش بیابان در کشور و نیز در کشورهای همسایه به ویژه عراق هست. استان ایلام به دلیل همجواری با پهنه های وسیع بیابانی نظیر صحرای عراق به طور مکرر در معرض گرد و غبارهای شدید قرار می گیرد. هدف از این پژوهش شناسایی کانون ها و نقاط بحرانی تولید گرد و غبار در استان ایلام می باشد. در این پژوهش در مرحله اول داده های بلند مدت اقلیمی (8 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک)، پوشش گیاهی، فیزیوگرافی منطقه مورد مطالعه تهیه شد. در مرحله دوم اقدام به نمونه برداری از عمق 30-0 سانتی متری خاک از برخی نقاط کل استان ایلام گردید، سپس نمونه های خاک جهت انجام تجزیه های فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه منتقل شدند. در مرحله سوم نقشه های پارامترهای اقلیمی و خاکی با استفاده از مدل سازمان محیط زیست آمریکا تهیه گردید و در نهایت پس از تلفیق نقشه ها، نقاط بحرانی، فوق بحرانی استان تهیه گردید. نتایج نشان داد منطقه بهرام آباد بخش مرکزی شهرستان مهران و مناطق ابوقریب و ابوغویر از بخش موسیان شهرستان دهلران به دلیل بیشترین مطابقت با معیارهای شناسایی کانون گرد و غبار، به عنوان کانون های خیلی بحرانی منشا گرد و غبار در استان ایلام انتخاب شدند. این تحقیق با شناسایی و تهیه نقشه کانون های مولد گرد و غبار می تواند کمک قابل توجهی در زمینه های راهبردی، پیشگیری و مهار این پدیده نماید.

    کلیدواژگان: استان ایلام، نقشه فرسایش، پیامدهای زیستی، تغییرات اقلیمی، فرسایش بادی، گرد و غبار
  • طیبه سادات سهرابی، ابوالفضل رنجبر فردویی*، عباسعلی ولی، سیدحجت موسوی صفحات 689-703

    کشور ایران به علت واقع شدن در کمربند بیابانی کره زمین،از پدیده گرد و غبار در امان نیست.به دلیل موقعیت جغرافیایی ایران، این کشور مکررا در معرض سیستم های گرد وغباری محلی و هم دیدی قرار می گیرد. در سالهای اخیر، فراوانی طوفان های گردوغبار و شدت آنها بطور معنی داری در ایران از جمله استان اصفهان افزایش یافته است .این پدیده بویژه در فصل بهار و تابستان تشدید می گردد.پارامترهای اقلیمی در وقوع این طوفان ها نقش مهمی دارند.در این تحقیق، تغییرات زمانی و مکانی پارامترهای اقلیمی و ارتباط آنها با پدید آمدن گرد و غبار بررسی شد.بدین منظور،داده های اقلیمی دما،بارندگی،سرعت باد، رطوبت نسبی و فراوانی وقوع گرد و غبار از سال 1992تا 2016 ارزیابی شد.به منظور مدلسازی آماری تغییرات زمانی و مکانی گرد وغبار و پارامترهای اقلیمی از مدل رگرسیون پوآسن آماسیده صفراستفاده شد. براساس مدل های بدست آمده، بین مقادیر بدست آمده و پیش بینی شده در تمام ماه ها انطباق وجود دارد.همچنین نتایج نشان داد که از بین پارامترهای اقلیمی، سرعت باد بیشترین نقش را در ایجاد طوفان های گرد و غبار داشته است و بیشترین ضریب متعلق به سرعت بادکه به ترتیب 06/1، 9/0، 3/0، 137/0 و135/0 و مربوط به ایستگاه های کاشان،اصفهان،اردستان،خور و میمه می باشد.هچنین نتایج نشان داد که بیشترین روزهای همراه گرد وغبار مربوط به فصل بهارو سپس تابستان و مربوط به شرق استان است که مربوط به کانونهای محلی شرق استان و بادهای تابستانه است.

    کلیدواژگان: طوفان گرد و غبار، تغییرات مکانی وزمانی، مدل رگرسیون پواسن آماسیده صفر، سرعت باد
  • وحید ویسی، منصوره قوام*، ام البنین بذرافشان صفحات 704-716

    پوشش مرتعی به عنوان یکی از مهم ترین اجزای اکوسیستم مناطق خشک به شمار می رود و تعیین تغییرات پوشش گیاهی مرتعی تحت تاثیر خشکسالی و ترسالی امری ضروری به نظر می رسد. تحقیق پیش رو با هدف بررسی ارتباط میان شاخص های ماهواره ای و شاخص SPI در مراتع قم صورت گرفت. بدین منظور ابتدا شاخص SPI در میانگین های متحرک یک، سه، 5 و 7 ساله مورد محاسبه قرار گرفت. در مرحله بعد با استفاده از تصاویر سنجنده لندست و پس از انجام اصلاحات مورد نیاز این نوع از سنجنده بر روی تصاویر، از سه شاخص NDVI، MSAVI و EVI، نقشه پوشش گیاهی تهیه گردید. در نهایت به منظور بررسی ارتباط میان شاخص های تصاویر ماهواره ای با شاخص SPI از ضرایب همبستگی استفاده گردید. نتایج نشان دهنده همبستگی متوسط و خوب میان شاخص های ماهواره ای MSAVI با شاخص SPI در ماه های اوج رشد پوشش گیاهی با میانگین متحرک یک ماهه شاخص SPI بیشتر بود. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که جهت برآورد خشکسالی کشاورزی از طریق سنجش از دور، شاخص MSAVI روش بسیار مناسبی بوده و در مناطقی که ایستگاه های هواشناسی به صورت پراکنده بوده (و یا اصلا وجود ندارد) می توان از این مدل برای برآورد خشکسالی استفاده کرد. زیرا تعداد نقاط نمونه برداری در تصاویر ماهواره ای بسیار بیشتر از تعداد ایستگاه های هواشناسی است.

    کلیدواژگان: پایش خشکسالی، تصاویر ماهواره ای، شاخص پوشش گیاهی، تصاویر لندست، مرتع
  • ناهید عزیزی، حامد جنیدی*، خالد اوسطی صفحات 717-730

    در این پژوهش، ضمن پایش روند تغییرات درصد پوشش تاجی گونه های شاخص مراتع استپی منطقه قوشه در استان سمنان طی یک دوره ده ساله؛ ارتباط بین دو عامل مهم اقلیمی (بارش و دما) و تغییرات درصد پوشش تاجی نیز بررسی شد. بدین منظور، درصد پوشش تاجی شش گونه گیاهی شاخص (به تفکیک گونه) و گیاهان یک ساله بصورت ترکیبی مصادف با رشد کامل گونه ها، بر روی دو ترانسکت 250 متری و در 30 پلات دو متر مربعی(به فواصل 15 متر از هم) بصورت سالانه و به مدت 10 سال اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که بالاترین مقدار درصد پوشش تاجی، در سال آبی 86-1385 (با بارش بیش از میانگین دوره) و کمترین مقدار آن در سال آبی 92-1391 (با بارش کمتر از میانگین دوره) و به ترتیب معادل 15 و 5/5 درصد بود. مدل سازی درصد پوشش تاجی براساس روش رگرسیونی خطی و با استفاده از متغیرهای بارش و دما انجام گرفت. نتایج نشان داد که بارش های یک ماهه فروردین، قادر است 65 درصد تغییرات درصد پوشش تاجی گونه A. sieberi</em>را در سطح اطمینان 95 درصد توجیه نماید (با 26/0=RRMSE و 49/0 =MAE). بهترین مدل ارائه شده برای برآورد درصد پوشش تاجی گونه های S. barbata</em> و Z. eurypterum</em>، مربوط به مدل مبتنی بر بارش چهار ماهه اسفند تا خرداد و مدل مبتنی بر بارش یک ماهه اسفند بود که به ترتیب 77 (در سطح اطمینان 99 درصد) و 67 (در سطح اطمینان 95 درصد) درصد تغییرات تاج پوشش این گونه ها را توجیه می نمایند. با توجه به نقش قابل توجه گونه های A. sieberi</em>، S. barbata</em> و Z. eurypterum</em> در ترکیب پوشش گیاهی مراتع مورد پژوهش، می توان بیان نمود که بخش عمده تغییرات پوشش تاجی، براساس تغییرات بارش دوره رویش، قابل پیش بینی می باشد.

    کلیدواژگان: پوشش تاجی، نوسانات اقلیمی، بارش، رگرسیون خطی، قوشه
  • مهشید سوری، سیده خدیجه مهدوی *، ولی الله اسدی، رستم خلیفه زاده صفحات 731-740

    بررسی تغییرات پوشش گیاهی در سایت چرا شده توسط دام اهلی و مقایسه با عرصه تحت چرای حیات وحش می تواند یکی از عملی ترین روش های بررسی، به منظور شناخت صحیح روابط متقابل اجزاء اکوسیستم، ارزیابی مدیریت اعمال شده و ترسیم راهکارهای مدیریت صحیح برای آینده باشد. بنابراین، تحقیق حاضر به منظور مقایسه پارامترهای پوشش گیاهی در دو سایت مورد چرای دام های اهلی (گوسفند نژاد مغانی و بز نژاد خلخالی) و حیات وحش (کل و بز کوهی)، در مراتع شاه حیدر منطقه ارسباران در شهرستان کلیبر صورت گرفت. پس از تعیین توده معرف، در هر دو سایت نمونه برداری از پارامترهای پوشش گیاهی با استفاده از روش تصادفی-سیستماتیک انجام گرفت. در داخل هر توده معرف، پنج ترانسکت یکصد متری مستقر و تعداد 10 پلات دو متر مربعی بر روی هر ترانسکت و در مجموع 100 پلات در هر دو مکان بکار برده شد. در داخل هر پلات و در امتداد هر ترانسکت، درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید گونه های مورد چرای دام، اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید گونه ها در سایت چرای حیات وحش به دلیل چرای سبک نسبت به سایت چرای دام اهلی بیشتر بود و از نظر آماری اختلاف معنی داری با هم داشتند. ضمن اینکه دام های اهلی به دلیل همراهی چوپان به صورت محدود و بسته چرا کرده اما حیات وحش در منطقه حفاظت شده به صورت کاملا آزاد چرا می کنند. از طرفی حیات وحش به دلیل چالاکی و حرکت بیشتر، قدرت انتخاب کنندگی بیشتر و دامنه چرایی وسیع تری در مقایسه با دام های اهلی دارند. همچنین، نتایج نشان داد که درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید فورب ها نسبت به بوته ای ها، در سایت چرای دام اهلی کمتر است و این امر بدلیل تمرکز چرای گوسفند بر روی فورب ها (عموما گیاهان خانواده بقولات) می باشد.

    کلیدواژگان: رویشگاه های مرتعی، عوامل اکولوژیکی، اقلیم، خاک، خوشه بندی
  • مسعود برهانی*، زهرا جابرالانصار صفحات 741-753

    همبستگی بین پوشش گیاهی و عوامل محیطی از مهمترین مباحث مرتبط با ساختار و عملکرد جوامع گیاهی است. عوامل محیطی نظیر اقلیم، توپوگرافی و خاک، می تواند پویایی جوامع گیاهی را دستخوش تغییرات کند. در این پژوهش، اثر عوامل محیطی بر پوشش گیاهی برخی مکان های مرتعی منطقه سمیرم استان اصفهان بررسی شد. نمونه برداری در 52 مکان مرتعی مورد مطالعه به روش تصادفی- سیستماتیک  انجام گرفت. در هر مکان،  40 پلات یک متر مربعی در امتداد چهار ترانسکت انداخته و در هر پلات درصد پوشش گونه های گیاهی به روش تخمین نظری اندازه گیری شد. لایه های رقومی متغیرهای اقلیمی و توپوگرافی در محیط 1/10 ArcGIS تهیه و مقادیر مربوط به مکان های مرتعی استخراج گردید. نمونه های خاک از مناطق مورد مطالعه برداشت و برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه گیری شد. نتایج حاصل از آنالیز افزونگی (RDA) و تجزیه خوشه اینشان داد که متغیرهای میانگین دمای سالانه، همدمایی و متوسط دما در مرطوب ترین فصل، اسیدیته، بافت و ماده آلی خاک و ارتفاع از سطح دریا تاثیرگذارترین عوامل موثر بر درصد پوشش گونه های گیاهی می باشند.

    کلیدواژگان: رویشگاه های مرتعی، عوامل اکولوژیکی، اقلیم، خاک، خوشه بندی
  • محمدصادق کهخاکهن*، ابوالفضل رنجبر فردویی، سیدحجت موسوی، عباسعلی ولی صفحات 754-771

    خشکسالی و اثرات آن یکی از نگرانی های عمده ی جهان محسوب می شود. ایران به عنوان یکی از کشورهای واقع در کمربند خشک کره زمین، همواره با مسائل محیط زیستی و مخاطرات طبیعی ناشی از پدیده خشکسالی مواجه بوده و هست. بنابراین پژوهش حاضر سعی دارد تا با استفاده از داده های دورسنجی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، خشکی را در قالب ارزیابی خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان در یک بازه 15 ساله (2015-2000) مورد پایش و روندیابی قرار دهد. در این راستا، تصاویر ماهواره ای MODIS از سال 2000 تا 2015 از طریق اعمال شاخص وضعیت بارش سالانه (PCI) و شاخص بارش استاندارد شده (SPI) مورد پردازش قرار گرفت. سپس با روش طبقه بندی نظارتی و تفاضل تصاویر، روند تغییرات خشکسالی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که سال های 2007 و 2001 به ترتیب با مساحت 06/157383 و 05/306 کیلومترمربع بیشترین و کمترین سطح بارش و همچنین با دارا بودن وسعت 1/49511 و 83/69233 کیلومترمربع حداقل و حداکثر سطح خشکسالی را به خود اختصاص داده اند. بیشترین شدت تغییرات خشکسالی از لحاظ زمانی مربوط به بازه 2002-2001 بوده و از لحاظ مکانی نیز متعلق به بخش هایی از خاش، ایرانشهر و سرباز است که 93/194302 کیلومترمربع از سطح استان را شامل می شود. در نهایت روند کلی تغییرات بارش کاهشی و خشکسالی نیز از نوع افزایشی است که نیازمند برنامه ریزی اساسی در زمینه حفاظت از منابع و مدیریت ریسک و بحران جهت احیای و ابقای اکوسیستم مناطق خشک می باشد.

    کلیدواژگان: خشکسالی، خشکی، دورسنجی، داده های رقومی، MODIS، سیستان و بلوچستان
  • محمد قیطوری*، مسیب حشمتی، یحیی پرویزی صفحات 772-785

    شیوه های غلط بهره برداری، به ویژه تغییر کاربری مرتع، چرای مفرط و آتش سوزی منجر به تخریب شدید مراتع شده که در مناطق گرمسیری به دلیل فشار مضاعف، عوامل تخریب شدیدتر است. هدف این تحقیق که در مراتع فقیر جلگه نفت خانه قصرشیرین انجام شده است، ارزیابی و اثر بخشی عملیات مختلف اصلاح مراتع بر بهبود وضعیت پوشش گیاهی و توان ترسیب کربن بود. پژوهش در قالب چهار تیمار شامل؛ الف) فارو همراه با بوته کاری؛ ب) پیتینگ همراه با بوته کاری؛ ج) مدیریت سیستم چرا و د) تیمار شاهد با شرایط بهره برداری متداول، انجام شد. در این پژوهش مشخصات پوشش گیاهی شامل وضعیت، گرایش، زی توده، تولید علوفه و مقدار ترسیب کربن زی توده گیاهی در چهار تیمار با استفاده از ترانسکت و پلات اندازه گیری شد. نتایج پردازش داده ها نشان داد که مقدار تولید زی توده و علوفه، وضعیت، گرایش و ترسیب کربن پوشش گیاهی مرتع در تیمارهای مختلف با هم تفاوت معنی داری داشتند، به طوریکه بیشترین تولید زی توده، علوفه و ترسیب کربن پوشش گیاهی به ترتیب 573، 551 و 266 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار عملیات پیتینگ بود و کمترین مقدار تولید زی توده، علوفه و ترسیب کربن پوشش گیاهی به ترتیب 298، 196 و 137 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار شاهد بود. همچنین وضعیت و گرایش مرتع تحت عملیات پیتینگ و فارو خوب و مثبت ارزیابی شد در حالی این پارامترها در مرتع شاهد، ضعیف با گرایش منفی تعیین گردید. نتایج عملیات اصلاح مراتع تخریب شده جلگه نفت خانه، نشان داد که تیمار پیتینگ بیشترین نقش در بهبود وضعیت زی توده، سطح تاج پوشش، تولید علوفه و ترسیب کربن گیاهی همراه با کنترل فرسایش نسبت به سایر تیمارها نشان داد. را دارند.

    کلیدواژگان: پیتینگ و فارو، تولید علوفه، جلگه نفت خانه، مدیریت سیستم چرایی
|
  • Morteza Abtahi * Pages 517-530

    Wind erosion and its consequences, such as dust storms and sand movement is one of the environmental problems in arid regions. There are several ways to combat wind erosion, among which biological reclamation using drought-tolerant species and psammophytes is the most sustainable method. The initial establishment of these plants requires the use of sand stabilizers such as mulches. The mulch used in the past was the product of oil refineries and industries, which despite its merits such as strength and flexibility, had many environmental consequences. Therefore, researchers and scientists in the country decided to present an eco-friendly product that would replace the oil mulch. One of these products is polymer-cellulosic mulch, produced by the Department of Chemistry, Malek Ashtar University of Isfahan. This mulch was used in sand dunes of Kashan, during which the mulch resistance to environmental conditions, its effect on plant establishment, and soil moisture uptake and retention were investigated. The results showed that this mulch had no negative effect on plant establishment. Its resistance to wind erosion is very good for the first few months of spraying. However, over time and during the hot summer months, cracks appear that partially overshadow the mulch's stabilizing properties. The soil moisture content was about 4.5% higher in 10 t/h mulch as compared with control. In general, for the crust and cracks problems, this mulch cannot be a good alternative to petroleum mulch.

    Keywords: Biological reclamation, sand dunes, sand fixation, Wind erosion, Biodegradable Polymer-Cellulosic Mulch
  • Samira Hajipour *, Hosein Barani, Hasan Yeganeh, Ahmad Abedi Sarvestani Pages 531-542

    Livestock grazing is one of the most important factors effective on soil and vegetation structure and function. This study aimed to investigate the factors affecting the grazing frequency and intensity in the rangeland in autumn 2015. The statistical population was the heads of tribal families in Kuhdasht city (1038 families), among which 310 heads of households were selected by the Cochran formula in stratified random sampling method. Data were collected by questionnaires and direct interview containing seven open questions and 17 closed questions. The validity and reliability of questionnaires were approved by a panel of experts and calculating the Cronbach alpha coefficient (above 0.85), respectively. Kendal correlation coefficient showed that there was a significant relationship between the grazing frequency with the annual mean income and cost of beneficiaries, annual calving of 10 livestock and distance between summer and winter rangelands. There was also a significant relationship between grazing intensity and the annual calving of 10 livestock. The results of Mann-Whitney test showed that there was a significant difference between the index of grazing frequency and intensity in winter rangeland. The results of the Kruskal-Wallis test also showed that there was no significant difference between index of grazing frequency and intensity with utilization type of rangeland.

    Keywords: Utilizerers, grazing frequency, grazing intensity, summer rangelands, Kuhdasht twon
  • Ali Mohebbi *, Moslem Mozafari, Ehsan Zandi Efahan, Ali Ashraf Jafari Pages 543-550

    A significant area of the country's rangelands is degraded due to various factors and an important part of rangeland species is endangered or their population is severely reduced. Rangeland improvement and reclamation through selecting suitable species and finding the best cultivation methods are of utmost importance in these rangelands. Therefore, according to the results of the research project performed in the Research Institute of Forests and Rangelands, the seeds of Sa.arbuscula were collected from different rangelands of Semnan province along with the existing populations. The study was conducted in a randomized complete block design with three replications at Semnan Research Station since 2011 for five years. The data were analyzed using SAS software and the means were compared with Duncan's test. Our results clearly showed that among the study accessions of Sa. arbuscular, the genotypes 230 and 234 with an establishment percentage of 86.67% and 84.02% were superior, respectively. Therefore, the genotypes 230 and 234 could be recommended for rangeland improvement and reclamation.

  • Mohammadreza Habibian *, Hosein Barani, Ahmad Abedi Sarvestani Pages 551-569

    In order to determine and prioritize the most effective factors on grazing management in Qashqai Nomads’ ecosystem (Shesh Boluki tribe), sampling was done by selecting 405 households (using Cochran formula) from nomad exploiters and 45 individuals from experts with experiences in migration and grazing management in Fars and Bushehr provinces in 2015 and 2016. The survey used descriptive participant observation with questionnaires and interviews. In this study, the viewpoints of two statistical groups were obtained through Likert scale (five-point scale) and then the analysis was done using nonparametric tests including Mann Whitney and Kruskal-Wallis test. he result showed a significant difference between the viewpoints of exploiters and experts regarding prioritization of effective factors on elements and sub elements of grazing management (p<0.01). The result from integration of exploiters and experts viewpoints showed that effective factors on the element of grazing time were consisted of decreasing in precipitation and frequent drought, early cold weather in summer rangelands, early warm weather in winter rangelands, sufficient foliage in rangeland, water scarcity in winter rangelands; element of spatial distribution of grazing was included of role of shepherd in herd movements and distribution of watering points in rangeland; element of type and composition of herd were consisted of topographical condition, distance from watering point, climate variability and frequent droughts, and also element of livestock number was consisted of exploiter’s livelihood, drought and climate variability and inter-annual precipitation. In general, a more homogenous answer was observed between expert viewpoints.

    Keywords: Nomad, shesh Bolokii TribesNomad, Grazing management, Migration, Grazing time, Grazing spatial distribution, shesh Bolokii Tribes
  • Mitra Shirazi, Mohammad Akhavan Ghalibaf *, Hamidreza Matinfar, Mansour Nakhkesh Pages 570-586

    One of the problems of most airborne and space-based sensors is the lack of high spatial, radiometric and temporal resolution, due to the high technical and sensor design costs. On the other hand, the identification and monitoring of the factors in natural ecosystems, such as water, soil, and atmosphere requires high spatial, radiometric and temporal resolution. Therefore, it is necessary using merge methods for integrating two or more spatial, radiometric and temporal resolution. Aerosols, especially dust of mines and industries, are part of the contaminate particles that are important in identifying them. Aerosol monitoring requires high spatial, radiometric and temporal resolution sensor, which is practically impossible in a sensor. For this purpose, it is possible to merge images with a high radiometric resolution like Modis and high spatial images like Landsat. One of the most popular indicators for dust detection is the NDDI index, which is obtained using SWIR (2.1μm) and blue (0.47 μm) wavelengths. In this research, we used several merging algorithms, including Bovery, Gram-Shcmidt, STARFM, ESTARFM, wavelet, PBIM, SIFM and HPF to integrate Modis and Landsat image data of 8 July 2016, and then provided NDDI index maps. The results of the evaluation showed that the best method was STARFM, ESTARFM, and PBIM with correlation coefficient (R2) of 0.88, 0.91, and 0.99, respectively with Landsat image and 0.51, 0.5, 0.57 with Modis image. The mean squared error (RMSE) for all three methods was negligible: 0.02, 0.400, and 0.055 respectively, with the original Landsat images and 0.004, 0.6 and 0.1 with the main images of Modis. Therefore, the STARFM, ESTARFM and PBIM methods could be used to merge Modis and Landsat images to extract data with high precision.

    Keywords: Merging satellite data. Downscaling. NDDI index. Fusion method
  • Ali Asghar Naghipour Borj *, Sina Nabizadeh, Javad Pourezaie Pages 587-598

    Fire is one of the most important influencing factors on the structure and composition of plant communities, especially in arid and semiarid rangelands. This study was designed to investigate the role of fire on vegetation dynamics in semi-steppe rangelands of Central Zagros. A stratified random sampling was used to collect the data from six sites with one and five years after the last fire. At each rangeland site, 20 plots with four square area meters, 10 plots in the burned sites and 10 plots in the control sites, were used. The cover percentage of each species was accurately recorded. A one-way analysis of variance and Tukey's test were used to compare each of the variables. The results showed that the fire significantly reduced the vegetation cover and litter, and increased the bare soil surface in the region. The composition of the fire region was close to the control area after a period of five years. The fire caused a decrease in the percentage of shrubs and an increase in the proportion of perennial grasses, annual grasses, and annual forbs in the region. The fire also changed the vegetation composition of rangelands, so that the proportion of hemicryptophytes, therophytes, and geophytes were decreased while chamaephytes increased. Fire also increased the proportion of high and moderate palatable species (class I and II) and reduced the proportion of class III species. Based on the results of this study, it can be concluded that the fire reduces litter and increases the bare soil; consequently, the soil erosion is exacerbated, hence this should be considered in rangeland management. Overall, uncontrolled fires in the semi-arid regions of the country will not lead to the restoration of vegetation cover.

    Keywords: central Zagros, life form, Growth form, Palatability, Litter, Rangelands fire
  • Mohsen Kazemi *, Reza Valizadeh Pages 599-612

    Awareness of the nutritional value of different rangeland plants can help animal husbandries to prepare a suitable diet; hence some experiments were conducted to determine the chemical compositions, minerals, gas production and other fermentation parameters of four range plants that can be grown in Torbat-e Jam (including Arctium lappa, Verbascum thapsus, Althaea officinalis and Ferula hermonis), Iran. The above plants were randomly collected before flowering. The range of crude protein (15.85- 22.87%), ash (8.27-16.10%), crude fat (0.85-5.75%), neutral detergent fiber (19.27-37.53%), acid detergent fiber (15.53-26.53%), acid detergent lignin (3.83-5.43%), and crude fiber (12.49-21.74%) was different among four plant species. The highest amount of calcium (12.26 g/kg DM) was related to Althaea officinalis. The parameters of gas production and other fermentation parameters were also different among the plants, so that the maximum amount of gas production after 12, 24, and 48 h incubation (47.32, 61.64, 71.21 ml, respectively), potential gas production (75.70 ml), dry matter and organic matter digestibility (82.99 and 84.60 %, respectively), metabolizable energy (10.66 MJ/kg DM), net energy for lactation (6.51 MJ/kg DM), and total volatile fatty acids (36.62 mmol/L) were found in Verbascum olympicum. There was a negative correlation coefficient between the gas produced after 24 h incubation with ether extract, crude protein, and ammonia nitrogen. Comparison of the gas production, fermentation and degradability parameters among studied plants indicated that Verbascum thapsus had higher potential nutritive value.

    Keywords: Range plants, nutritional value, Diet, Razavi Khorasan
  • Javad Motamedi (Torkan) *, Hasan Eslami, Esmael Sheidaye Karkaj Pages 613-628

    Species diversity is one of the characteristics indicating changes in rangelands. In this regard, the relationship between range condition as a result of managerial measures and species diversity was investigated. Spearman correlation test and one-way analysis of variance were used for testing the variations of Shannon-Wiener diversity index values of plant types with their conditions. Then, by plotting rank-frequency curves and applying the frequency distribution models, the vegetation types with higher diversity were identified and their relationship with range condition was interpreted. The results showed that Shannon-Wiener diversity index had no significant correlation with range condition. Range condition had no significant effect on the amount of diversity and all three categories of condition (good, average, poor) were classified according to the mentioned index. In general, no significant trend was observed between range condition and amount of diversity. The results suggest that the high values of numerical indices of diversity are not the reason for the improvement of range condition, but their species composition and abundance should also be investigated. Drawing rank-frequency curves and matching the frequency distribution models showed that plant types with good and moderate condition, species with less abundance, were less frequently observed and its curve had a mild slope than those with poor condition, so their diversity was higher. In most plant types, the geometric series model was consistent, indicating low plant diversity and poor range condition. In general, concerning the degree of conformity of the results of the frequency distribution models with the condition of the plant types, the results emphasize the need to pay attention to the parametric indices of species diversity in rangeland health assessment.

    Keywords: Numerical indices of diversity, parametric indices of diversity, range trend, range condition
  • Moharam Ashrafzadeh, Hamid Niknahad *, Gholamali Heshmati, Majid Ghorbani Nohouji Pages 629-639

    Clematis ispahanica Boiss is a rare species of Ranunculaceae family, which has forage and medicinal value. The seeds of this species have a very low germination percentage because of dormancy. Therefore, increasing their germination percentage by laboratory methods can be effective in restoring this plant. In the present study, considering the seed size of C. ispahanica , H2SO4 (96% ) for 5 , 10, 20 seconds , hot water (70 and 90 °C .) for 15 minutes, ethanol (96%) for 48hours, HCL ( for 2, 4 and 6 minutes), KNO3 (0.2%) for 48 hours, NaCl (50 milli molar) for 48hours, and scarification using sandpaper were tested to break the seed dormancy. Moreover, the seeds of this species were planted in different depths (1, 1.5 and 2.5 cm) and densities (30, 50 and 70 seeds per square meter). Data analysis was performed using SPSS software version 18 and by univariate analysis of variance and the Duncan test. According to the results, the most effective treatments to improve germination percentage and rate were KNO3, NaCl and scarification treatments. The depth of planting had a significant effect (P<0.05) on the germination percentage, but the density of planting had no significant effect on the germination percentage (P> 0.05). Due to the lack of use of chemicals in scarification using sandpaper treatment, it has an advantage over other effective treatments, recommended to break seed dormancy and increase its germination percentage. Considering the weight of a thousand seeds (3.73gr), 1.12 kg/ha seed (equivalent to 30 seeds per square meter) in the depth of 1.5 cm is proposed for the planting of this species in the study area.

    Keywords: seed, germination, Clematis ispahanica
  • Reza Norouz Valashedi *, Jaber Rahimi, Abbas Alipour Pages 640-649

    The main purpose of this study was to analyze the effective factors on farmers' participation in combating desertification plans in Iran. Thus, a number of farmers as a sample population were selected using Cochran’s formula and multi-stages sampling for selecting samples was done. A questionnaire was used to collect data whose validity was confirmed by advisor and supervisor professors and some experts of desert organization. The reliability of the questionnaire was confirmed by computing Cronbach's alpha that was more than 0.75. Data were analyzed using SPSS and Expert choice 11 software and results showed that the population of the study had low literacy and income. They also had participated very few in education courses, whereas it was observed a significant positive relationship between variables such as literacy, income, and participation in education courses with the participation variable. Also, the correlation relationship between independent factors such as psychological, cultural, economic, education/extension and institution factors with the dependent variable of participation variable showed that except psychological factor, all of those factors had a significant relationship (sig level of 0.01) with participation variable. The results of the regression analysis also revealed that social/cultural and economic factors were the most important factors on the participation variable and explained 66% of participation changes. The model output indicated that rural communities showed significant interest in the city.

    Keywords: desertification, Rural, AHP Method, participation, drought
  • Hosein Tavakoli Nekou *, Abbas Pourmeydani, Seyed Mehdi Adnani, Hosin Bagheri, Mahmoud Bayat Pages 650-659

    Haloxylon is a resistant tree naturally found in some desert areas of Iran, which sometimes faces dieback. This research was conducted to investigate the factors affecting the dieback of this species in Hossein Abad Mish-Mast Qom. Growth and yield traits including the density of trees, number of branches, trunk diameter and height, canopy area, tree age, trunk form, pests, and diseases were recorded in the field. Leaf samples were taken from the trees with varying drying and the amount of sodium, potassium, phosphorus, and chlorine was measured. Soil profiles were dug and soil samples were taken from areas with different drought stress of trees to measure physico-chemical characteristics of the soil at different depths. The results showed that there was a direct relationship between the density of trees and their drying. The results of soil analysis showed that soil salinity was an important factor in the establishment of trees since the density of trees decreased by increasing soil salinity. Also, low concentrations of nutrients have been found to be effective in tree growth and yield. The results of leaf analysis showed that the amount of sodium and chlorine in the leaves was very high and in the older trees the amount of these elements was higher in the leaves. The results showed that salinity was not the only cause of drying of the trees but the higher density was more important in causing this problem. Ecological problems and nutritional deficiencies associated with high density and lack of proper planting intervals were the main causes of drying of trees.

    Keywords: Ecophysiology, drying, Holoxylon, Iran, Hossein-Abad Qom
  • Zahedeh Heidarizadi, Ali Mohammadian Behbahani* Pages 660-674

    Protecting an ecosystem and conserving natural resources requires knowledge of the conditions and land-use changes. The purpose of this study was to monitor land-use changes in the past and evaluate the performance of GEOMOD and LCM models in simulating land-use changes in order to select a more appropriate model for predicting land-use changes in the future. Landsat satellite images were used during the periods of 1990, 2003, and 2016 and land-use changes were monitored by using these images. The simulation of land use status by the LCM model for 2016 was done using the maps of the years 1990 and 2003. Using MLP and Markov chain, the land use map was simulated for 2016. To run the GEOMOD model, the image of the single-user map of 2003 and 2016 were used and the map of "appropriateness of changes" was made by the use of variables affecting land-use change and they were introduced into the model. The results of the accuracy of the simulation map of 2016 showed that LCM and GEOMOD had Kappa coefficients of 81% and 71%, respectively. Therefore, the LCM model was chosen as the most appropriate model and the map of the year 2029 was predicted and prepared.

    Keywords: MLP Method, Markov Chain, Landsat, Land use, Prediction
  • Hadi Ranjbar, Masoud Bazgir, Davod Namdar Khojasteh *, Mahmoud Rostaminia Pages 675-688

    Dust storm phenomenon is one of the most damaging natural disasters in arid and semi-arid regions of the world especially in Iran caused problem on human health and environment. The main reason of dust storm event can be climate change, destruction of natural ecosystems, deforestation, and destruction of rangelands in Iran and neighbor countries like Iraq. Ilam province due to adjacent to vast deserts such as the Iraq Sahara is exposed to severe dust storm continuously. The aim of this study was to identify the critical points of dust sources in Ilam province. At first step, long-term climate data (8 synoptic weather stations), vegetation cover, and physiography of study area were collected. In the second step, soil sampling was carried out at 0-30 cm soil depths in some places in Ilam province and then these soil samples were transferred to the soil laboratory for chemical and physical analyses. In the third step, by using USEPA model, soil and the maps of climatic parameters were prepared and finally critical and high critical dust source points were mapped through integration of different maps in Ilam province. The results showed that the Bahram Abad area in the central Mehran and Abu-Ghoraib and Abu-Ghovayr areas in Musian part, Dehloran city were selected as high critical sources of dust storm in Ilam province due to the highest corresponding with dust storm identification criteria. This project could be useful for prevention and control of dust storm via identification and dust storm maps.

    Keywords: Ilam, Pollution, Biological Impacts, Climate Change, Wind Erosion
  • Tayebeh Sadat Sohrabi, Abolfazl Ranjbar Fordoie*, Abbasali Vali, Seyed Hojat Mousavi Pages 689-703

    Iran is frequently exposed to local and synoptically dust storm due to the geographical location of Iran. In recent years, dust storm frequencies and intensities have been increased significantly in Iran and especially in Isfahan Province, seriously disrupting human life and affecting the quality of life. This phenomenon is particularly increased in the spring and summer. Climate factors play an important role in dust storms. In this research, spatiotemporal changes of climate factors and dust storms were studied. Therefore, we analyzed climate factors (precipitation, temperature, wind speed and humidity) and dust storms frequency during 1992 to 2016. Poisson regression model was used for statistical modeling of temporal and spatial variations of dust and climatic parameters. According to the models, there was conformity between the results and the predicted values throughout the months. In addition, the results showed that wind speed played a major role in the occurrence of dust storms and had the highest coefficient. The results also showed that most of the dusty days are in the spring and then in the eastern part of the province, which is related to the local centers in the eastern part of the province and summer winds.

    Keywords: Dust Storm, Spatiotemporal Changes, the Poisson model with zero-inflated, Velocity of Wind
  • Vahid Veisi, Mansoureh Ghavam*, Omolbanin bazrafshan Pages 704-716

    Rangeland vegetation is one of the most important components of arid ecosystems and it is necessary to determine changes in rangeland vegetation under drought and wet years. The present study aimed to investigate the relationship between satellite indices and SPI index in Qom rangelands. For this purpose, the SPI index was calculated in moving averages of 1, 3, 5 and 7 years. In the next step, using Landsat images and after making the necessary adjustments to the images, the vegetation map was prepared using NDVI, MSAVI and EVI indices. Finally, correlation coefficients were used to investigate the relationship between satellite image indices and SPI index. The results showed a moderate and good correlation between MSAVI satellite indices and SPI index at peak vegetation growth months with a one month moving average of SPI index. The results of this study show that to estimate agricultural drought through remote sensing, the MSAVI index is a very suitable method and can be used for estimating drought in areas where meteorological stations are scattered (or nonexistent). Because the number of sampling points in satellite images is far greater than the number of meteorological stations.

    Keywords: Canopy cover, Climatic variability, Precipitation, Linear regression, Ghosheh
  • Nahid Azizi, Hamed Joneidi*, Khaled Osati Pages 717-730

    This research monitored changes in canopy cover percentage of typical species during a 10-year period in the Ghosheh rangelands to find out the relationship between two important climate variables (precipitation and temperature) and canopy cover changes. Therefore, the canopy cover percentages of six typical species (separately) and annual species (overall) were measured during 10 years at the end of growing season in thirty 2-m2 plots, distributed along two 250–m transect lines. The results demonstrated that the maximum canopy cover percentage for water year 2006-2007 (wet-year) and the minimum value for water year 2012-2013 (drought) were 15% and 5.5%, respectively. The canopy cover percentage modeling was performed based on linear regression method using precipitation and temperature variables. The precipitation of April explained 65% of changes in canopy cover percentage of A. sieberi at 95% confidence level (RRMSE = 0.26 & MAE=0.49). The best simple linear regression model for estimating canopy cover percentage of S. barbata and Z. eurypterum was introduced by total precipitation of March-June and precipitation of March, representing 77% (at 99% confidence level) and 67% (at 95% confidence level) of changes in canopy cover, respectively. Considering the dominant role of A. sieberi, S. barbata and Z. eurypterum in vegetation composition of study areas, it can be concluded that most changes in canopy cover of the studied rangeland are predictable by variability of precipitation during growing seasons.

    Keywords: Canopy cover, Climatic variability, Precipitation, Linear regression, Ghosheh
  • Mahshid Souri *, Seyedeh Khadijeh Mahdavi, Valiolah Asadi, Rostam Khalifehzadeh Pages 731-740

    The present study was conducted to compare the parameters of vegetation in two sites grazed by livestock and wildlife (whole and goat) in Arasbaran rangelands of East Azarbaijan. After determining the key vegetation type, sampling of vegetation parameters was carried out on both sites using a systematic random sampling. Within each region, five transects of 100 m were established and ten plots of two square meters were systematically sampled on each transect. In each plot, along with each transect, the palatability class of the existing species, vegetative form, cover percentage, density, and production were measured. Results showed that canopy cover percentage, density and production were higher in wild life grazing site than in livestock grazing site and were statistically significant. On the other hand, because of their agility and mobility, wildlife has greater selectivity and a wider range of grazing than livestock. The results also showed that the canopy cover percentage, density and amount of forbs production were lower in the livestock grazing site as compared with the shrubs, due to the concentration of sheep grazing on forbs (generally legume family plants).

    Keywords: Range situation, Vegetative forms, wild life, Livestock, Arasbaran
  • Masoud Borhani *, Zahra Jabeolansar Pages 741-753

    Correlation between vegetation and environmental variables is the most important issue related to the structure and function of rangeland ecosystems. Environmental factors such as climate, topography, and soil can alter the dynamics of plant communities. In this study, the effects of environmental factors on vegetation of some rangeland sites in Semirom region of Isfahan province were evaluated. Sampling was carried out at 52 rangeland sites in a random-systematic way. At each location, 40 plots of one square meter were placed along four transects, and the percentage of vegetation cover in each plot was measured using ocular-estimate method. The grid layers of bioclimatic and topographic variables were prepared in ArcGIS 10.1 and values for each range site were extracted. Soil samples were collected from range sites and some physical and chemical properties of the samples were measured. Redundancy Analysis (RDA) was used to evaluate the relationships between environmental factors and the plant species cover. Cluster analysis was also used to group the studied range sites based on environmental factors. According to the results, annual mean temperature, isothermality, mean temperature of wettest quarter, soil texture, pH, organic matter, and elevation were identified as the most important ecological factors affecting plant species cover.

    Keywords: Rangeland habitats, Ecological factors, Climate, Soil, Clustering
  • Mohammad Sadegh Kahkhakohan*, Abolfazl Rajbar Fordoie, Seyed Hojat Mousavi, Abbasali vali Pages 754-771

    Drought and its effects is one of the world's major concerns. As one of the countries in the dry belt of the earth, Iran has always been and is facing environmental issues and natural hazards caused by drought. Therefore, this study aimed to monitor the aridity in Sistan and Baluchestan using remote sensing data and geographic information system techniques for over a period of 15 years (2015-2000). In this regard, the MODIS satellite images from 2000 to 2015 were analyzed by applying the yearly Precipitation Condition Index (PCI) and Standardized Precipitation Index (SPI). Then, the drought changes were evaluated using supervised classification method and difference images. The results showed that the years 2007 and 2001 with an area of 157383.06 and 306.05 km2 had the highest and lowest levels of precipitation, and also with an area of 49511.1 and 69233.83 km2 had the minimum and maximum level of drought, respectively. The most severity change of drought has been in time for the 2002-2001 period and the place also belong to parts of Khash, Iranshahr and Sarbaz who takes 194302.93 km2 of the province. Finally, the general trend of changes in precipitation and drought is decreasing and increasing, respectively, requiring the major planning of resources conservation and risk and crisis management to rehabilitate and maintain the ecosystem of arid regions.

    Keywords: Drought, Aridity, Remote Sensing, Digital Data, MODIS, Sistan, Baluchestan
  • Mohammad Gheytouri *, Mosayeb Heshmati, Yahya Parvizi Pages 772-785

    Inappropriate exploitation methods, particularly changes in rangeland use, excessive grazing, and fire have led to sever degradation of rangelands with even worse consequences observed in winter rangelands. The present study, conducted in the poor rangelands of Naftkhane Qasreshirin Plain, aimed to study the effects of practices carried out to improve the conditions of rangelands on vegetation cover and carbon sequestration. The study included four types of treatment including a) furrow and brush- planting, b) pitting and brush- planting, c) managing grazing system, and d) a control treatment with usual exploitation conditions. Details of vegetation cover of the rangelands including condition, trend, biomass, forage production, and rate of carbon sequestration in the four treatments were assessed using transects and quadrates. The highest production rate for biomass and forage, and carbon sequestration in rangelands was 573, 551, and 266 kgha-1, respectively, which belonged to the pitting treatment, and the lowest rates 298, 196, and 137 kgha-1 were for the control treatment. In addition, rangeland condition and trend in studied rangelands were assessed to be positive under pitting and furrow treatments whereas in the control treatment a poor condition and a negative trend were observed. Results of the study indicated that pitting, furrow, and management of the grazing system were respectively the most effective treatments in improving biomass, vegetation cover, forage production, carbon sequestration, and erosion control.

    Keywords: Managing grazing system, pitting, furrow, vegetation cover, winter rangelands