فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و ششم شماره 3 (پیاپی 76، پاییز 1398)
  • سال بیست و ششم شماره 3 (پیاپی 76، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • بررسی دوام مالچ زیست تخریب پذیر پلیمر- سلولزی و اثر آن بر جوانه زنی و استقرار گیاهان بیابانی
    مرتضی ابطحی* صفحه 1

    یکی از معضلات زیست محیطی در مناطق خشک و بیابانی کشور که بصورت فرا حوضه ای عمل می کند، فرسایش بادی و تبعات ناشی از آن مانند توفان های گرد وغبار و جابجایی توده های عظیم ماسه می باشد. به منظور مبارزه با فرسایش بادی روش های مختلفی وجود دارد که پایدارترین آنها احیا بیولوژیک با بهره گیری از گیاهان مقاوم به خشکی و شن دوست می باشد. استقرار اولیه این گیاهان، مستلزم به کارگیری مواد تثبیت کننده ماسه مانند مالچ ها می باشد. مالچ های استفاده شده در گذشته، محصول صنایع  و پالایشگاه های نفتی بود. که علیرغم محاسنی چون مقاومت و انعطاف، تبعات زیست محیطی بسیاری را در پی داشت. لذا محققین و دانشمندان کشور بر آن شدند محصولی جایگزین مالچ نفتی با  خصوصیات سازگاری با محیط زیست ارائه کنند. یکی از این محصولات، مالچ پلیمر سلولزی نانو سلوفید تولیدی گروه شیمی دانشگاه مالک اشتر اصفهان است. این مالچ در عرصه های ماسه ای نوار ریگ بلند کاشان مورد استفاده قرار گرفت و طی آن مقاومت مالچ نسبت به شرایط محیطی کاشان، تاثیر گذاری آن روی استقرار گیاه و نحوه جذب و نگهداری رطوبت خاک بررسی گردید. نتایج نشان داد که این مالچ اثر منفی در استقرار گیاه ندارد. مقاومت آن نسبت به فرسایش بادی تا چند ماه اول پاشش بسیار خوب است. لیکن به مرور زمان و در ماه های گرم تابستان، شکاف هایی بر روی آن ظاهر می شود که تا حدودی خاصیت تثبیت کنندگی مالچ را تحت الشعاع قرار می دهد. میزان رطوبت خاک در تیمار 10 تن حدود 5/4 درصد بیشتر از شاهد بود. در مجموع بدلیل  سله بندی و ایجاد ترک، این مالچ نمی تواند جایگزین مناسبی برای مالچ های نفتی باشد.

    کلیدواژگان: احیا بیولوژیک، تپه های ماسه ای، تثبیت شن، فرسایش بادی، مالچ زیست تخریب پذیر پلیمر- سلولزی
  • بررسی دیدگاه بهره برداران درباره تکرار و شدت چرای دام در مرتع (مطالعه موردی: مراتع ییلاقی شهرستان کوهدشت)
    سمیرا حاجی پور*، حسین بارانی، حسن یگانه، احمد عابدی سروستانی صفحه 2

    چرای دام یکی از مهم ترین عوامل موثر بر خاک و پوشش گیاهی است که می تواند از جهات مختلف بر ساختار و کارکرد پوشش گیاهی تاثیرگذار باشد. این تحقیق در پاییز 1396 و با هدف بررسی عوامل موثر بر تکرار و شدت چرای دام در مرتع انجام شد. جامعه آماری پژوهش را سرپرستان خانوار عشایر شهرستان کوهدشت تشکیل داده است. با بهره گیری از فرمول کوکران، از میان 1038 خانوار عشایر مناطق ییلاقی شهرستان کوهدشت، 310 سرپرست خانوار به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند که پرسشنامه شامل 7 سوال باز و 17 سوال بسته بود. برای سنجش روایی از نظرات اساتید استفاده شد و اطلاعات مورد نیاز پژوهش با انجام مصاحبه حضوری و از طریق پرسشنامه ها جمع آوری شد. برای سنجش پایایی اطلاعات از آلفای کرونباخ استفاده گردید که مقدار آلفای کرونباخ برای 30 نمونه اولیه  85/0 بدست آمد. ضریب همبستگی کندال تائو نشان داده است که بین شاخص عوامل موثر بر تکرار چرای دام با متوسط درآمد سالانه و متوسط هزینه سالانه خانوار بهره برداران، میزان زایش سالانه 10 راس دام و فاصله بین مراتع ییلاقی و قشلاقی ارتباط معنی داری برقرار است و بین شاخص عوامل موثر بر شدت چرای دام با میزان زایش سالانه 10 راس دام رابطه معنی داری وجود دارد. یافته های حاصل از آزمون من ویتنی نیز نشان داد که بین شاخص عوامل تکرار چرای دام و شدت چرا با داشتن مرتع قشلاقی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج بدست آمده از آزمون کروسکال والیس نشان داده است که شاخص عوامل موثر بر تکرار چرا و شدت چرا با نوع بهره برداری از مرتع نیز تفاوت معنی داری وجود ندارد.

    کلیدواژگان: بهره برداران، تکرار چرا، شدت چرا، مراتع ییلاقی، شهرستان کوهدشت
  • ارزیابی درصد استقرار جمعیت های گونه گیاهیSalsola arbuscul در مناطق مختلف رویشی استان سمنان
    علی محبی*، مسلم مظفری، احسان زندی اصفهان، علی اشرف جعفری صفحه 3

    سطح قابل توجهی از مراتع کشور در اثر عوامل مختلف تخریب یافته و بخش مهمی از گیاهان مرتعی در معرض خطر قرار گرفته و یا جمعیت آنها  به شدت کاهش یافته است.  برای ایجاد پایداری در این گونه مراتع،  اصلاح و احیاء آنها از طریق انتخاب گونه های مناسب و یافتن بهترین شیوه های کشت و استقرارا از اولویت ویژه ای برخوردار است، لذا با توجه به ننایج حاصل از طرح تحقیقاتی انجام گرفته، بذر گونه گیاهی چند سال Sa.arbuscula، همراه با جمعیت های موجود آنها از مناطق مختلف مراتع استان سمنان جمع آوری گردید.  به منظور بررسی و مطالعه درصد استقرار جمعیت گونه مذکور، آزمایشی با طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در محل ایستگاه تحقیقات سمنان از سال 1390 بمدت 5 سال به مرحله اجرا در آمده و از صفت مذکور یادداشت برداری به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار sas  و مقایسه میانگین ها با آزمون دانکن صورت پذیرفت. نتایج حاصله نشان داد که  از بین اکسشن های مورد مطالعه گونه Sa. arbuscula ، دو ژنوتیپ 230 و 234 به ترتیب با 67/86 و 02/84 درصد دارای بیشترین و ژنوتیپهای 216 و 135 به ترتیب با 67/26 و 67/46 درصد کمترین استقرار را از خود نشان دادند. لذا می توان در امر اصلاح و احیاء عرصه های این منطقه و مناطق مشابه از جمعیت های ژنوتیپ های 230 و 234  گونه مذکور استفاده نمود .

    کلیدواژگان: ارزیابی، Salsola .arbuscula، اکسشن، درصد استقرار، سمنان
  • بررسی و مقایسه مهمترین عوامل موثر بر مدیریت چرا از دو دیدگاه بهره برداران و کارشناسان در مراتع قشلاقی و ییلاقی طایفه شش بلوکی(مطالعه موردی: استان های فارس و بوشهر)
    محمدرضا حبیبیان*، حسین بارانی، احمد عابدی سروستانی صفحه 4

    اعمال مدیریت چرا از دو دیدگاه کارشناسان و بهره برداران بومی هر کدام به تنهایی تا کنون نا کارآمد بوده است. برای حل این مشکل، شناخت عوامل موثر بر مدیریت سنتی(بهره برداران عشایری) و مدیریت کارشناسی(فنی) چرا و مراتع به بهره برداری مطلوب از مرتع کمک می نماید. به منظور تعیین و اولویت بندی مهمترین عوامل موثر بر مدیریت چرا در زیست بوم عشایر قشقایی(طایفه شش بلوکی) در سال های 1394 و 1395، اقدام به نمونه آماری به تعداد  405 خانوار(با استفاده از فرمول کوکران) از گروه بهره برداران عشایری و نیز 45 نفر از گروه کارشناسان مطلع و خبره در زمینه کوچ و مدیریت چرای دام در استان های فارس و بوشهر شد. روش تحقیق، پیمایش توصیفی و تحلیلی و ابزار تحقیق پرسش نامه همراه با مصاحبه بود. در این تحقیق نظرات دو گروه آماری در قالب طیف (پنج گزینه ای) لیکرت جمع آوری شد و سپس از طریق آزمون های ناپارامتریک مانند مان ویتنی و کروسکال والیس مورد مقایسه آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد که نظرات کارشناسان و بهره برداران در اولویت بندی عوامل موثر بر مولفه ها و زیر مولفه های مدیریت چرا در اکثر موارد، تفاوت معنی داری وجود دارد(01/0 p<). در برخی موارد، میزان اختلاف نظرات بین دو گروه پاسخگو ناچیز می باشد. از نتایج تلفیق دو دیدگاه کارشناسان و بهره برداران می توان عوامل موثر بر مولفه زمان چرا (کاهش بارندگی و خشکسالی های پی در پی، وقوع سرمای زودرس در ییلاق، وقوع گرمای زودرس در قشلاق، کافی بودن علوفه در مرتع، کمبود آب در مراتع قشلاقی)، مولفه پراکنش مکانی چرا (نقش چوپان در هدایت گله، چگونگی توزیع منابع آب در مرتع)، مولفه نوع و ترکیب دام (شرایط پستی و بلندی مرتع، فاصله از منابع آب، نوسانات اقلیمی و وقوع خشکسالی های پی در پی) و همچنین مولفه تعداد دام (معیشت بهره بردار، خشکسالی و نوسانات اقلیمی و میزان بارش های سال) را بر شمرد. به طور کلی بین نظرات کارشناسان در خصوص پاسخگویی به پرسش های تحقیق، همگنی بیشتری وجود دارد ولی بین نظرات بهره برداران(چه بین تیره ها و چه بین بنکوهای مختلف) همگنی کمتری وجود دارد.

    کلیدواژگان: عشایر، مدیریت چرا، کوچ، زمان چرا، پراکنش مکانی، طایفه شش بلوکی
  • مقایسه روش های ادغام داده های تصاویر سنجنده MODIS و OLIدر بهبود بارزسازی گردو غبار نواحی صنعتی
    میترا شیرازی، محمد اخوان قالیباف*، حمیدرضا متین فر، منصور نخکش صفحه 5

    از عمده مشکلات سنجنده های مستقر بر سکوهای هوایی و فضایی  نبود قدرت تفکیک مکانی، رادیومتریک طیفی و زمانی بالا بصورت همزمان است زیرا  طراحی چنین سنجنده هایی علاوه بر هزینه بری بالا دارای مشکلاتی در طراحی سنجنده می باشند. از طرف دیگر شناسایی و پایش بسیاری از پدیده های محیطی نیازمند به بکارگیری سنجنده هایی با قدرت تفکیک مکانی، طیفی و زمانی بالا بصورت همزمان است. بنابراین جهت پایش بسیاری از عوامل موجود در اکوسیستم های طبیعی از جمله آب، خاک و اتمسفر بکارگیری روش های ریزمقیاس سازی در ادغام تصاویر دو یا چند سنجنده با قدرت تفکیک مکانی، رادیومتری و زمانی متفاوت راهگشا است. ریزگرد ها به خصوص ریزگردهای حاصل از فعالیت صنایع و معادن، جزء ذرات معلق اتمسفر هستند که شناسایی آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است. پایش ریزگرد نیازمند به سنجنده ای است که همزمان دارای قدرت تفکیک رادیومتری، مکانی و زمانی بالا باشد که این امر در یک سنجنده عملا غیر ممکن است. بدین منظور می توان از تلفیق تصاویر سنجنده مودیس با قدرت تفکیک رادیومتری و زمانی بالا با تصاویر لندست با قدرت تفکیک مکانی بالا استفاده نمود. از جمله شاخص های معروف برای بارزسازی ریزگرد، شاخص NDDI است که با استفاده از طول موج های مادون قرمز میانی (2.1μm) و آبی (0.47 μm) بدست می آید. در این تحقیق سعی بر آن شد تا از چندین الگوریتم ریزمقیاس سازی از جمله Bovery، Gram-Shcmidt، STARFM، ESTARFM، wavelet، PBIM، SIFM و HPF برای ادغام تصاویر سنجنده های مودیس و لندست مربوط به تاریخ 8 ژولای 2016 استفاده شود و با نتایج حاصل نقشه های پهنه بندی شاخص NDDI تهیه گردد. نتایج ارزیابی نشان داد بهترین روش ادغام روش های STARFM و ESTARFM و PBIM است که با تصاویر سنجنده لندست دارای ضریب تبین(R2) به ترتیب 88/0، 91/0، 99/0 و با تصاویر مودیس 51/0، 5/0 و 57/0 می باشد. مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) برای هر سه روش بسیار ناچیز و به ترتیب 02/0، 004/0 و 055/0 برای تصاویراصلی لندست و 004/0، 06/0 و 1/0 برای تصاویر اصلی مودیس می باشد. بنابراین میتوان از روش های STARFM و ESTARFM و PBIM جهت ترکیب تصاویر سنجنده مودیس و لندست به قصد افزایش قدرت تفکیک مکانی، طیفی و زمانی با دقت بالا استفاده نمود.

    کلیدواژگان: ادغام تصاویر ماهواره ای. ریزمقیاس سازی. شاخص NDDI. الگوریتم های فیوژن
  • اثرات آتش سوزی بر پویایی پوشش گیاهی در مراتع نیمه استپی (مطالعه موردی: مراتع بویین و میاندشت استان اصفهان)
    علی اصغر نقی پور برج*، سینا نبی زاده، جواد پوررضایی صفحه 6

    یکی از عوامل مهم در تعیین ساختار و ترکیب جوامع گیاهی به ویژه در مراتع خشک و نیمه خشک، آتش سوزی می باشد. این مطالعه با هدف بررسی اثر آتش سوزی بر پویایی پوشش گیاهی در مراتع نیمه استپی زاگرس مرکزی انجام شد. نمونه برداری پوشش گیاهی به روش تصادفی طبقه بندی شده و در 6 سایت حریق شامل آتش سوزی یکساله و 5 ساله انجام شد. در هر سایت مرتعی، تعداد 20 پلات 4 متر مربعی مستقر شد که 10 پلات در منطقه حریق و 10 پلات در منطقه شاهد اجرا شد. گونه های موجود در داخل هر پلات و درصد تاج پوشش هر یک از این گونه ها به طور دقیق ثبت گردید. جهت مقایسه هر کدام از متغیرهای مربوط به پوشش گیاهی از تجزیه واریانس یک طرفه و آزمون توکی استفاده شد. نتایج نشان داد که آتش سوزی باعث کاهش پوشش گیاهی، لاشبرگ و افزایش معنی دار سطح خاک لخت در منطقه گردید. ترکیب گونه ای پوشش گیاهی با گذشت یک دوره 5 ساله از آتش سوزی به منطقه شاهد (نسوخته) نزدیک شد. آتش سوزی باعث کاهش درصد سهم شکل رویشی بوته ای و افزایش سهم اشکال رویشی گراس چندساله، گراس یکساله و پهن برگ یکساله در منطقه شد. در اثر آتش سوزی، سهم شکل زیستی کامفیت افزایش، و شکل های زیستی همی کریپتوفیت ها، تروفیت ها و ژئوفیت ها کاهش یافت. همچنین آتش سوزی باعث افزایش سهم گونه های با خوشخوراکی زیاد و متوسط (کلاس I و II) و کاهش سهم گیاهان کلاس III گردید. بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گیری نمود که آتش سوزی باعث کاهش لاشبرگ و افزایش خاک لخت شده و در پی آن فرسایش خاک تشدید یافته و این نکته در مدیریت مرتع باید مد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: زاگرس مرکزی، اشکال زیستی، اشکال رویشی، خوش خوراکی، لاشبرگ، آتش سوزی مراتع
  • تعیین پتانسیل تغذیه ای چهار گونه گیاه (Arctium lappa، Verbascum thapsus ، Althaea officinalis و Ferula hermonis) در مراتع خراسان رضوی
    محسن کاظمی*، رضا ولی زاده صفحه 7

    آگاهی از ارزش تغذیه ای گیاهان مختلف مرتعی، می تواند به دامداران در تهیه یک جیره مناسب، کمک شایان توجهی بکند، از این رو آزمایشاتی با هدف تعیین ترکیبات شیمیایی، مینرالی، تولید گاز و سایر پارامترهای تخمیری چهار گونه گیاه مرتعی قابل رویش در منطقه تربت جام (شامل Arctium lappa، Verbascum thapsus ، Althaea officinalis و Ferula hermonis) انجام شد. گیاهان فوق در زمان قبل از گلدهی به صورت تصادفی جمع آوری شدند. دامنه پروتئین خام (87/22-85/15 درصد)، خاکستر (10/16-27/8 درصد)، چربی خام (75/5-85/0 درصد)، الیاف نامحلول در شوینده خنثی (53/37-27/19 درصد)، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (53/26-53/15 درصد)، لیگنین نامحلول در شوینده اسیدی (43/5-83/3 درصد) و فیبرخام (74/21-49/12 درصد) برای چهار گونه گیاهی متفاوت بود. بیشترین مقدار کلسیم (26/12 گرم/کیلوگرم ماده خشک) مربوط به Althaea officinalisبود. فراسنجه های تولید گاز و سایر پارامترهای تخمیری در بین گیاهان نیز متفاوت بود به طوری که بیشترین مقدار تولید گاز در زمان های 12، 24 و 48 ساعت انکوباسیون (به ترتیب 32/47، 64/61، 21/71 میلی لیتر)، پتانسیل تولید گاز (70/75 میلی لیتر)، تجزیه پذیری ماده خشک و ماده آلی (به ترتیب 99/82 و 60/84 درصد)، انرژی قابل متابولیسم (66/10 مگاژول در کیلوگرم ماده خشک)، انرژی خالص شیردهی (51/6 مگاژول در کیلوگرم ماده خشک) و کل اسیدهای چرب فرار (62/36 میلی مول در لیتر) در Verbascum thapsusمشاهده شد. یک ضریب همبستگی منفی بین گاز تولید شده در زمان 24 ساعت انکوباسیون با چربی خام، پروتئین خام و نیتروژن آمونیاکی مشاهده شد. مقایسه فراسنجه های تولید گاز و پارامترهای تخمیری و تجزیه پذیری در بین گیاهان مورد مطالعه حاکی از آن بود که گونه Verbascum thapsus از پتانسیل تغذیه ای بالاتری برخوردار می باشد.

    کلیدواژگان: گیاهان مرتعی، ارزش تغذیه ای، جیره، خراسان رضوی
  • بررسی ارتباط وضعیت مرتع با تنوع گونه ای موجود در هر وضعیت
    جواد معتمدی (ترکان)*، حسن اسلامی، اسماعیل شیدای کرکج صفحه 8

    تنوع گونه ای، از مشخصه های نشان دهنده تغییرات در مراتع است. در این راستا، ارتباط وضعیت مرتع به عنوان برآیند اقدامات مدیریتی، با تنوع گونه ای، بررسی شد. با آزمون همبستگی اسپیرمن و تجزیه واریانس یک طرفه، تغییرات مقادیر شاخص تنوع شانون- وینر تیپ های گیاهی، با وضعیت آنها آزمون شد. سپس با ترسیم منحنی های رتبه- فراونی و تطبیق مدل های توزیع فراونی، تیپ های گیاهی با تنوع بالاتر، مشخص و ارتباط آنها با وضعیت مرتع، تفسیر گردید. نتایج نشان داد، شاخص تنوع شانون- وینر با وضعیت مرتع، همبستگی معنی داری ندارد. طبقه وضعیت مرتع نیز بر مقدار تنوع، تاثیر معنی داری ندارد و هر سه طبقه وضعیت (خوب، متوسط، ضعیف) تیپ های گیاهی، از لحاظ شاخص مذکور، در یک گروه آماری قرار گرفتند. به طورکلی، روند مشخصی بین وضعیت مرتع و مقدار تنوع، مشاهده نشد. نتایج تداعی کننده آن است که بالا بودن مقادیر شاخص های عددی تنوع، دلیل بر بهبود وضعیت مرتع نیست؛ بلکه باید ترکیب گونه ای و فراوانی آنها نیز مورد بررسی قرار گیرد. ترسیم منحنی های رتبه- فراونی و تطابق مدل های توزیع فراونی، نشان داد که در تیپ های گیاهی دارای وضعیت خوب و متوسط، گونه های با فراوانی اندک، کمتر مشاهده می شود و منحنی آن دارای شیب ملایم تری نسبت به تیپ های دارای وضعیت ضعیف است، بنابراین تنوع آنها بالاتر می باشد. در اکثر تیپ های گیاهی، مدل سری هندسی تطابق داشت که نشان دهنده تیپ های گیاهی با تنوع گونه ای پائین و وضعیت ضعیف مرتع است. به طورکلی با توجه به میزان همخوانی نتایج مدل های توزیع فروانی با وضعیت تیپ های گیاهی، نتایج حاصل بر ضرورت توجه به شاخص های پارامتری تنوع گونه ای در ارزیابی سلامت مرتع، تاکید دارد.

    کلیدواژگان: شاخص های عددی تنوع گونه ای، شاخص های پارامتری تنوع گونه ای، گرایش مرتع، وضعیت مرتع
  • بررسی شکست خواب، عمق و تراکم بهینه کاشت بذر کلماتیس اصفهانی (Clematis ispahanica) (مطالعه موردی: شهرستان بوانات، استان فارس)
    محرم اشرف زاده، حمید نیک نهاد قره ماخر*، غلامعلی حشمتی، مجید قربانی نهوجی صفحه 9

    کلماتیس اصفهانی (Boiss Clematis ispahanica) گونه کمیابی از تیره آلاله (Ranunculaceae) است که دارای ارزش علوفه ای و دارویی می باشد. بذرهای این گونه گیاهی دارای خواب بوده و جوانه زنی بسیار کمی دارند، لذا افزایش درصد جوانه زنی بذرها توسط روش های آزمایشگاهی می تواند در احیای این گیاه موثر باشد. در این تحقیق، با توجه به اندازه ریز بذر گیاه کلماتیس، برای شکستن خواب بذرهای این گیاه از تیمارهای اسید سولفوریک 95 % (به مدت 5، 10 و 20 ثانیه) ، آب داغ (70 و 90 درجه سانتی گراد به مدت 15 دقیقه)، اتانول 96% (به مدت 48 ساعت)، اسید کلریدریک (به مدت 2، 4 و 6 دقیقه)، نیترات پتاسیم 2% (به مدت 48ساعت)، کلرید سدیم 50 میلی مولار (به مدت 48 ساعت) و خراش دهی با استفاده از کاغذ سمباده استفاده شد. کاشت بذر این گونه در عمق های مختلف (1، 5/1 و 5/2 سانتی متر) و تراکم های مختلف (30، 50 و 70 عدد بذر در متر مربع) نیز، در مزرعه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 و از طریق تجزیه واریانس یکطرفه (ANOVA) و آزمون دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که تیمارهای کلرید سدیم، نیترات پتاسیم و خراش دهی اثرگذارترین تیمارها در بهبود درصد و سرعت جوانه زنی بذرهای کلماتیس اصفهانی می باشند. عمق کاشت اثر معنی داری (05/0P<) بر درصد جوانه زنی بذر داشت اما تراکم کاشت اثر معنی داری بر درصد جوانه زنی بذر نداشت. تیمار خراش دهی با استفاده از کاغذ سمباده با توجه به عدم استفاده از مواد شیمیایی در آن نسبت به تیمارهای موثر دیگر مزیت داشته و جهت شکستن خواب بذرهای این گونه گیاهی توصیه می شود. مقدار12/1 کیلوگرم در هکتار (معادل 30 عدد بذر در هر متر مربع) با توجه به وزن هزاردانه بذر (73/3 گرم)، در عمق 5/1 سانتی متری جهت کشت بذر این گونه گیاهی در منطقه مورد مطالعه پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: بذر، جوانه زنی، کلماتیس اصفهانی
  • بررسی عوامل موثر بر مشارکت روستاییان در اجرای طرح بیابان زدایی در گستره ی اقلیمی خشک و بیابانی ایران
    رضا نوروز ولاشدی*، جابر رحیمی، عباس علی پور صفحه 10

    هدف از انجام این پژوهش بررسی و اولویت بندی عوامل موثر بر مشارکت روستاییان در اجرای طرح های جامع مقابله با بیابان در استان های دارای اقلیم خشک و بیابانی بوده است. بدین منظور تعدادی از روستاییان بدون دخالت مرز سیاسی صرفا از جنبه اقلیمی (در معرض خشکسالی شدید) با استفاده از فرمول کوکران به عنوان جامعه نمونه به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با نظر اساتید و کارشناسان امر مورد تایید قرار گرفت. پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ به میزان 75/0 به دست آمد. داده ها با نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که جامعه هدف از سطوح آموزشی و درآمدی پایینی برخوردار بوده است. همچنین افراد هدف به میزان بسیار کم در دوره های آموزشی شرکت می کنند. ضریب همبستگی برآوردی میان متغیرهای مستقل عوامل روانشناختی، فرهنگی، اقتصادی، آموزشی، قانونی و متغیر وابسته مشارکت نیز نشان داد که ارتباط معنی داری در سطح 01/0 بین عوامل مذکور با میزان علاقه و مشارکت جوامع روستایی در اجرای طرح های بیابان زدایی وجود دارد. نتایج تحلیل سلسله مراتبی جهت تعیین اولویت عوامل راهبردی موثر بر اجرای طرح در مناطق روستایی با اقلیم خشک نیز نشان داد که عامل اقتصادی و سطح رفاهی در این مناطق با ضریب نسبی درجه اهمیت 5/0 جزء مهمترین عوامل بوده است. نرخ ناسازگاری کل در مقایسه دو زوجی برابر 01/0 (قابل قبول) و دیگر عوامل به ترتیب عامل روانشناختی، فرهنگی، آموزشی و قانونی در رتبه های بعدی قرار خواهند گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون و مدل ارائه شده نیز نشان داد که عوامل فرهنگی و اقتصادی، بخشی از مهمترین عوامل بوده اند و 66 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده اند. همچنین همبستگی معنی داری میان عواملی چون جنسیت، سن و تاهل با متغیر وابسته وجود نداشته است. عامل اقتصاد و فرهنگ به عنوان چالش اصلی روستاییان در اجرای طرح های بیابان زدایی شناخته شد.

    کلیدواژگان: بیابان زدایی، جوامع روستایی، تحلیل سلسله مراتبی، مشارکت، خشکسالی
  • عوامل خشک شدن درختچه های تاغ در منطقه حسین آباد میش مست قم
    حسین توکلی نکو*، عباس پورمیدانی، سیدمهدی ادنانی، حسین باقری، محمود بیات صفحه 11

    تاغ گیاهی مقاوم است که در بعضی از مناطق بیابانی ایران وجود دارد و در مواردی با خشکیدگی مواجه شده است. این پژوهش به منظور بررسی عوامل خشک شدن درختچه های تاغ منطقه حسین آباد میش مست قم اجرا شد. صفات رشد و عملکردی شامل تراکم و فاصله درختان، تعداد شاخه، قطر تنه و ارتفاع، مساحت تاج پوشش، سن درخت؛ فرم تنه، وضعیت شادابی و سرسبزی، شاخص شادابی، میزان ابتلا به آفات و بیماری ها و میزان زادآوری آماربرداری شد. با نمونه گیری از برگ با درجات مختلف خشکیدگی، میزان عناصر سدیم، پتاسیم، فسفر و کلر اندازه گیری شد. با حفر پروفیل خاک و تهیه نمونه از مناطق دارای خشکیدگی متفاوت از درختان، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در اعماق مختلف تعیین گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین تراکم درختان تاغ و درصد پژمردگی و خشکیدگی آنها رابطه مستقیم وجود داشت. نتایج آزمایش خاک نشان داد که شوری خاک از عوامل مهم در استقرار تاغ بوده و با شور شدن خاک از تراکم درختان کاسته شده بود، همچنین پایین بودن غلظت عناصر غذایی نیز در رشد و عملکرد درختان موثر بوده است. نتایج تجزیه برگ نشان داد میزان سدیم و کلر در برگ بسیار بالا بود و در درختان مسن میزان این عناصر در برگ بالاتر بود. نتایج تحقیق نشان داد که شوری تنها عامل پژمردگی و خشک شدن درختان نبوده و بلکه تراکم بالا در بروز این مشکل مهمتر بود. مشکلات اکولوژیک و نارسایی تغذیه ای همراه با تراکم زیاد و عدم رعایت فاصله مناسب کاشت از دلایل عمده خشکیدگی تاغ زارهای منطقه بود.

    کلیدواژگان: اکوفیزیولوژی، تاغ، خشکیدگی، ایران، حسین آباد قم
  • ارزیابی کارایی مدل های Geomod و LCM در شبیه سازی تغییرات کاربری اراضی (مطالعه موردی: دشت ابوغویر دهلران، استان ایلام)
    زاهده حیدری زادی، علی محمدیان بهبهانی* صفحات 401-410

    مراقبت از یک اکوسیستم و حفاظت از منابع طبیعی نیازمند آگاهی از شرایط و نحوه تغییر کاربری های مختلف اراضی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تغییرات کاربری در گذشته و ارزیابی کارایی مدل های Geomod و LCM در شبیه سازی تغییرات کاربری اراضی است، تا با انتخاب مدل مناسب تر پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در آینده صورت گیرد. از این رو تصاویر ماهواره ای لندست متعلق به سال های 1369، 1382 و 1395 مورد بررسی قرارگرفت و پایش تغییرات کاربری اراضی با استفاده از این تصاویر صورت گرفت. شبیه سازی وضعیت کاربری اراضی با مدل LCM برای سال 1395، با استفاده از نقشه های کاربری سال های 1369 و 1382 صورت گرفت و با استفاده از روش MLP و زنجیره مارکف نقشه کاربری زمین برای سال 1395 شبیه سازی شد. برای اجرای مدل Geomod از تصویر مربوط به نقشه تک کاربری سال 1382 و تصویر مربوط به نقشه تک کاربری سال 1395 استفاده و نقشه تناسب تغییرات با استفاده از پارامترهای تاثیرگذار در تغییرات کاربری اراضی تهیه و به مدل معرفی شد. ارزیابی صحت نقشه شبیه سازی سال 1395 نشان داد مدل LCM و Geomod به ترتیب دارای ضریب کاپای 82 و 70 درصد بودند. بنابراین مدل LCM به عنوان مدل مناسب تر انتخاب و نقشه کاربری سال 1408 پیش بینی و تهیه شد.

    کلیدواژگان: روش MLP، زنجیره مارکف، کاربری اراضی، لندست، پیش بینی
  • شناسایی مناطق و کانون های مولد گردوغبار در استان ایلام
    هادی رنجبر*، مسعود بازگیر، داود نامدار خجسته، محمود رستمی نیا صفحات 411-420

    پدیده گرد و غبار یکی از زیان بارترین بلایای طبیعی مناطق خشک و نیمه خشک جهان و به خصوص ایران بوده و مشکلات زیست محیطی و انسانی را در این نواحی به وجود آورده است. علت اصلی وقوع پدیده ی گرد و غبار در ایران، تغییر اقلیم، تخریب عرصه های طبیعی و نابودی پوشش گیاهی اعم از جنگل ها و مراتع و گسترش بیابان در کشور و نیز در کشورهای همسایه به ویژه عراق هست. استان ایلام به دلیل همجواری با پهنه های وسیع بیابانی نظیر صحرای عراق به طور مکرر در معرض گرد و غبارهای شدید قرار می گیرد. هدف از این پژوهش شناسایی کانون ها و نقاط بحرانی تولید گرد و غبار در استان ایلام می باشد. در این پژوهش در مرحله اول داده های بلند مدت اقلیمی (8 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک)، پوشش گیاهی، فیزیوگرافی منطقه مورد مطالعه تهیه شد. در مرحله دوم اقدام به نمونه برداری از عمق 30-0 سانتی متری خاک از برخی نقاط کل استان ایلام گردید، سپس نمونه های خاک جهت انجام تجزیه های فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه منتقل شدند. در مرحله سوم نقشه های پارامترهای اقلیمی و خاکی با استفاده از مدل سازمان محیط زیست آمریکا تهیه گردید و در نهایت پس از تلفیق نقشه ها، نقاط بحرانی، فوق بحرانی استان تهیه گردید. نتایج نشان داد منطقه بهرام آباد بخش مرکزی شهرستان مهران و مناطق ابوقریب و ابوغویر از بخش موسیان شهرستان دهلران به دلیل بیشترین مطابقت با معیارهای شناسایی کانون گرد و غبار، به عنوان کانون های خیلی بحرانی منشا گرد و غبار در استان ایلام انتخاب شدند. این تحقیق با شناسایی و تهیه نقشه کانون های مولد گرد و غبار می تواند کمک قابل توجهی در زمینه های راهبردی، پیشگیری و مهار این پدیده نماید.

    کلیدواژگان: استان ایلام، نقشه فرسایش، پیامدهای زیستی، تغییرات اقلیمی، فرسایش بادی، گرد و غبار
  • مدلسازی آماری گرد و غبار استان اصفهان با استفاده ازمدل رگرسیون پوآسن آماسیده صفر
    طیبه سادات سهرابی، ابوالفضل رنجبر فردویی*، عباسعلی ولی، سیدحجت موسوی صفحات 421-430

    کشور ایران به علت واقع شدن در کمربند بیابانی کره زمین،از پدیده گرد و غبار در امان نیست.به دلیل موقعیت جغرافیایی ایران، این کشور مکررا در معرض سیستم های گرد وغباری محلی و هم دیدی قرار می گیرد. در سالهای اخیر، فراوانی طوفان های گردوغبار و شدت آنها بطور معنی داری در ایران از جمله استان اصفهان افزایش یافته است .این پدیده بویژه در فصل بهار و تابستان تشدید می گردد.پارامترهای اقلیمی در وقوع این طوفان ها نقش مهمی دارند.در این تحقیق، تغییرات زمانی و مکانی پارامترهای اقلیمی و ارتباط آنها با پدید آمدن گرد و غبار بررسی شد.بدین منظور،داده های اقلیمی دما،بارندگی،سرعت باد، رطوبت نسبی و فراوانی وقوع گرد و غبار از سال 1992تا 2016 ارزیابی شد.به منظور مدلسازی آماری تغییرات زمانی و مکانی گرد وغبار و پارامترهای اقلیمی از مدل رگرسیون پوآسن آماسیده صفراستفاده شد. براساس مدل های بدست آمده، بین مقادیر بدست آمده و پیش بینی شده در تمام ماه ها انطباق وجود دارد.همچنین نتایج نشان داد که از بین پارامترهای اقلیمی، سرعت باد بیشترین نقش را در ایجاد طوفان های گرد و غبار داشته است و بیشترین ضریب متعلق به سرعت بادکه به ترتیب 06/1، 9/0، 3/0، 137/0 و135/0 و مربوط به ایستگاه های کاشان،اصفهان،اردستان،خور و میمه می باشد.هچنین نتایج نشان داد که بیشترین روزهای همراه گرد وغبار مربوط به فصل بهارو سپس تابستان و مربوط به شرق استان است که مربوط به کانونهای محلی شرق استان و بادهای تابستانه است.

    کلیدواژگان: طوفان گرد و غبار، تغییرات مکانی وزمانی، مدل رگرسیون پواسن آماسیده صفر، سرعت باد
  • اثرات خشکسالی بر تغییرات پوشش مرتعی با تاکید بر شاخص های دورسنجی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز سلفچگان- نیزار)
    وحید ویسی، منصوره قوام*، ام البنین بذرافشان صفحات 431-440

    پوشش مرتعی به عنوان یکی از مهم ترین اجزای اکوسیستم مناطق خشک به شمار می رود و تعیین تغییرات پوشش گیاهی مرتعی تحت تاثیر خشکسالی و ترسالی امری ضروری به نظر می رسد. تحقیق پیش رو با هدف بررسی ارتباط میان شاخص های ماهواره ای و شاخص SPI در مراتع قم صورت گرفت. بدین منظور ابتدا شاخص SPI در میانگین های متحرک یک، سه، 5 و 7 ساله مورد محاسبه قرار گرفت. در مرحله بعد با استفاده از تصاویر سنجنده لندست و پس از انجام اصلاحات مورد نیاز این نوع از سنجنده بر روی تصاویر، از سه شاخص NDVI، MSAVI و EVI، نقشه پوشش گیاهی تهیه گردید. در نهایت به منظور بررسی ارتباط میان شاخص های تصاویر ماهواره ای با شاخص SPI از ضرایب همبستگی استفاده گردید. نتایج نشان دهنده همبستگی متوسط و خوب میان شاخص های ماهواره ای MSAVI با شاخص SPI در ماه های اوج رشد پوشش گیاهی با میانگین متحرک یک ماهه شاخص SPI بیشتر بود. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که جهت برآورد خشکسالی کشاورزی از طریق سنجش از دور، شاخص MSAVI روش بسیار مناسبی بوده و در مناطقی که ایستگاه های هواشناسی به صورت پراکنده بوده (و یا اصلا وجود ندارد) می توان از این مدل برای برآورد خشکسالی استفاده کرد. زیرا تعداد نقاط نمونه برداری در تصاویر ماهواره ای بسیار بیشتر از تعداد ایستگاه های هواشناسی است.

    کلیدواژگان: پایش خشکسالی، تصاویر ماهواره ای، شاخص پوشش گیاهی، تصاویر لندست، مرتع
  • تاثیر نوسانات اقلیمی بر درصد پوشش تاجی گونه های علوفه ای شاخص مراتع استپی قوشه سمنان
    ناهید عزیزی، حامد جنیدی*، خالد اوسطی صفحات 441-450

    در این پژوهش، ضمن پایش روند تغییرات درصد پوشش تاجی گونه های شاخص مراتع استپی منطقه قوشه در استان سمنان طی یک دوره ده ساله؛ ارتباط بین دو عامل مهم اقلیمی (بارش و دما) و تغییرات درصد پوشش تاجی نیز بررسی شد. بدین منظور، درصد پوشش تاجی شش گونه گیاهی شاخص (به تفکیک گونه) و گیاهان یک ساله بصورت ترکیبی مصادف با رشد کامل گونه ها، بر روی دو ترانسکت 250 متری و در 30 پلات دو متر مربعی(به فواصل 15 متر از هم) بصورت سالانه و به مدت 10 سال اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که بالاترین مقدار درصد پوشش تاجی، در سال آبی 86-1385 (با بارش بیش از میانگین دوره) و کمترین مقدار آن در سال آبی 92-1391 (با بارش کمتر از میانگین دوره) و به ترتیب معادل 15 و 5/5 درصد بود. مدل سازی درصد پوشش تاجی براساس روش رگرسیونی خطی و با استفاده از متغیرهای بارش و دما انجام گرفت. نتایج نشان داد که بارش های یک ماهه فروردین، قادر است 65 درصد تغییرات درصد پوشش تاجی گونه A. sieberi</em>را در سطح اطمینان 95 درصد توجیه نماید (با 26/0=RRMSE و 49/0 =MAE). بهترین مدل ارائه شده برای برآورد درصد پوشش تاجی گونه های S. barbata</em> و Z. eurypterum</em>، مربوط به مدل مبتنی بر بارش چهار ماهه اسفند تا خرداد و مدل مبتنی بر بارش یک ماهه اسفند بود که به ترتیب 77 (در سطح اطمینان 99 درصد) و 67 (در سطح اطمینان 95 درصد) درصد تغییرات تاج پوشش این گونه ها را توجیه می نمایند. با توجه به نقش قابل توجه گونه های A. sieberi</em>، S. barbata</em> و Z. eurypterum</em> در ترکیب پوشش گیاهی مراتع مورد پژوهش، می توان بیان نمود که بخش عمده تغییرات پوشش تاجی، براساس تغییرات بارش دوره رویش، قابل پیش بینی می باشد.

    کلیدواژگان: پوشش تاجی، نوسانات اقلیمی، بارش، رگرسیون خطی، قوشه
  • تاثیر چرای دام اهلی (گوسفند و بز) و حیات وحش (کل و بز کوهی) بر برخی ویژگی های پوشش گیاهی مراتع شاه حیدر ارسباران
    مهشید سوری*، سیده خدیجه مهدوی، ولی الله اسدی، رستم خلیفه زاده صفحات 451-460

    بررسی تغییرات پوشش گیاهی در سایت چرا شده توسط دام اهلی و مقایسه با عرصه تحت چرای حیات وحش می تواند یکی از عملی ترین روش های بررسی، به منظور شناخت صحیح روابط متقابل اجزاء اکوسیستم، ارزیابی مدیریت اعمال شده و ترسیم راهکارهای مدیریت صحیح برای آینده باشد. بنابراین، تحقیق حاضر به منظور مقایسه پارامترهای پوشش گیاهی در دو سایت مورد چرای دام های اهلی (گوسفند نژاد مغانی و بز نژاد خلخالی) و حیات وحش (کل و بز کوهی)، در مراتع شاه حیدر منطقه ارسباران در شهرستان کلیبر صورت گرفت. پس از تعیین توده معرف، در هر دو سایت نمونه برداری از پارامترهای پوشش گیاهی با استفاده از روش تصادفی-سیستماتیک انجام گرفت. در داخل هر توده معرف، پنج ترانسکت یکصد متری مستقر و تعداد 10 پلات دو متر مربعی بر روی هر ترانسکت و در مجموع 100 پلات در هر دو مکان بکار برده شد. در داخل هر پلات و در امتداد هر ترانسکت، درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید گونه های مورد چرای دام، اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید گونه ها در سایت چرای حیات وحش به دلیل چرای سبک نسبت به سایت چرای دام اهلی بیشتر بود و از نظر آماری اختلاف معنی داری با هم داشتند. ضمن اینکه دام های اهلی به دلیل همراهی چوپان به صورت محدود و بسته چرا کرده اما حیات وحش در منطقه حفاظت شده به صورت کاملا آزاد چرا می کنند. از طرفی حیات وحش به دلیل چالاکی و حرکت بیشتر، قدرت انتخاب کنندگی بیشتر و دامنه چرایی وسیع تری در مقایسه با دام های اهلی دارند. همچنین، نتایج نشان داد که درصد پوشش تاجی، تراکم و مقدار تولید فورب ها نسبت به بوته ای ها، در سایت چرای دام اهلی کمتر است و این امر بدلیل تمرکز چرای گوسفند بر روی فورب ها (عموما گیاهان خانواده بقولات) می باشد.

    کلیدواژگان: رویشگاه های مرتعی، عوامل اکولوژیکی، اقلیم، خاک، خوشه بندی
  • تاثیر عوامل محیطی بر پوشش گیاهی مراتع منطقه سمیرم استان اصفهان با استفاده از آنالیز رج بندی
    مسعود برهانی*، زهرا جابرالانصار صفحات 461-470

    همبستگی بین پوشش گیاهی و عوامل محیطی از مهمترین مباحث مرتبط با ساختار و عملکرد جوامع گیاهی است. عوامل محیطی نظیر اقلیم، توپوگرافی و خاک، می تواند پویایی جوامع گیاهی را دستخوش تغییرات کند. در این پژوهش، اثر عوامل محیطی بر پوشش گیاهی برخی مکان های مرتعی منطقه سمیرم استان اصفهان بررسی شد. نمونه برداری در 52 مکان مرتعی مورد مطالعه به روش تصادفی- سیستماتیک  انجام گرفت. در هر مکان،  40 پلات یک متر مربعی در امتداد چهار ترانسکت انداخته و در هر پلات درصد پوشش گونه های گیاهی به روش تخمین نظری اندازه گیری شد. لایه های رقومی متغیرهای اقلیمی و توپوگرافی در محیط 1/10 ArcGIS تهیه و مقادیر مربوط به مکان های مرتعی استخراج گردید. نمونه های خاک از مناطق مورد مطالعه برداشت و برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه گیری شد. نتایج حاصل از آنالیز افزونگی (RDA) و تجزیه خوشه اینشان داد که متغیرهای میانگین دمای سالانه، همدمایی و متوسط دما در مرطوب ترین فصل، اسیدیته، بافت و ماده آلی خاک و ارتفاع از سطح دریا تاثیرگذارترین عوامل موثر بر درصد پوشش گونه های گیاهی می باشند.

    کلیدواژگان: رویشگاه های مرتعی، عوامل اکولوژیکی، اقلیم، خاک، خوشه بندی
  • ارزیابی پویایی خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان با استفاده از داده های ماهواره ای MODIS (2000-2015)
    محمدصادق کهخاکهن*، ابوالفضل رنجبر فردویی، سیدحجت موسوی، عباسعلی ولی صفحات 481-490

    خشکسالی و اثرات آن یکی از نگرانی های عمده ی جهان محسوب می شود. ایران به عنوان یکی از کشورهای واقع در کمربند خشک کره زمین، همواره با مسائل محیط زیستی و مخاطرات طبیعی ناشی از پدیده خشکسالی مواجه بوده و هست. بنابراین پژوهش حاضر سعی دارد تا با استفاده از داده های دورسنجی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، خشکی را در قالب ارزیابی خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان در یک بازه 15 ساله (2015-2000) مورد پایش و روندیابی قرار دهد. در این راستا، تصاویر ماهواره ای MODIS از سال 2000 تا 2015 از طریق اعمال شاخص وضعیت بارش سالانه (PCI) و شاخص بارش استاندارد شده (SPI) مورد پردازش قرار گرفت. سپس با روش طبقه بندی نظارتی و تفاضل تصاویر، روند تغییرات خشکسالی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که سال های 2007 و 2001 به ترتیب با مساحت 06/157383 و 05/306 کیلومترمربع بیشترین و کمترین سطح بارش و همچنین با دارا بودن وسعت 1/49511 و 83/69233 کیلومترمربع حداقل و حداکثر سطح خشکسالی را به خود اختصاص داده اند. بیشترین شدت تغییرات خشکسالی از لحاظ زمانی مربوط به بازه 2002-2001 بوده و از لحاظ مکانی نیز متعلق به بخش هایی از خاش، ایرانشهر و سرباز است که 93/194302 کیلومترمربع از سطح استان را شامل می شود. در نهایت روند کلی تغییرات بارش کاهشی و خشکسالی نیز از نوع افزایشی است که نیازمند برنامه ریزی اساسی در زمینه حفاظت از منابع و مدیریت ریسک و بحران جهت احیای و ابقای اکوسیستم مناطق خشک می باشد.

    کلیدواژگان: خشکسالی، خشکی، دورسنجی، داده های رقومی، MODIS، سیستان و بلوچستان
  • اثربخشی عملیات اصلاح مراتع بر بهبود پوشش گیاهی (مطالعه موردی: جلگه نفت خانه قصرشیرین استان کرمانشاه)
    محمد قیطوری*، مسیب حشمتی، یحیی پرویزی صفحات 491-500

    شیوه های غلط بهره برداری، به ویژه تغییر کاربری مرتع، چرای مفرط و آتش سوزی منجر به تخریب شدید مراتع شده که در مناطق گرمسیری به دلیل فشار مضاعف، عوامل تخریب شدیدتر است. هدف این تحقیق که در مراتع فقیر جلگه نفت خانه قصرشیرین انجام شده است، ارزیابی و اثر بخشی عملیات مختلف اصلاح مراتع بر بهبود وضعیت پوشش گیاهی و توان ترسیب کربن بود. پژوهش در قالب چهار تیمار شامل؛ الف) فارو همراه با بوته کاری؛ ب) پیتینگ همراه با بوته کاری؛ ج) مدیریت سیستم چرا و د) تیمار شاهد با شرایط بهره برداری متداول، انجام شد. در این پژوهش مشخصات پوشش گیاهی شامل وضعیت، گرایش، زی توده، تولید علوفه و مقدار ترسیب کربن زی توده گیاهی در چهار تیمار با استفاده از ترانسکت و پلات اندازه گیری شد. نتایج پردازش داده ها نشان داد که مقدار تولید زی توده و علوفه، وضعیت، گرایش و ترسیب کربن پوشش گیاهی مرتع در تیمارهای مختلف با هم تفاوت معنی داری داشتند، به طوریکه بیشترین تولید زی توده، علوفه و ترسیب کربن پوشش گیاهی به ترتیب 573، 551 و 266 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار عملیات پیتینگ بود و کمترین مقدار تولید زی توده، علوفه و ترسیب کربن پوشش گیاهی به ترتیب 298، 196 و 137 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار شاهد بود. همچنین وضعیت و گرایش مرتع تحت عملیات پیتینگ و فارو خوب و مثبت ارزیابی شد در حالی این پارامترها در مرتع شاهد، ضعیف با گرایش منفی تعیین گردید. نتایج عملیات اصلاح مراتع تخریب شده جلگه نفت خانه، نشان داد که تیمار پیتینگ بیشترین نقش در بهبود وضعیت زی توده، سطح تاج پوشش، تولید علوفه و ترسیب کربن گیاهی همراه با کنترل فرسایش نسبت به سایر تیمارها نشان داد. را دارند.

    کلیدواژگان: پیتینگ و فارو، تولید علوفه، جلگه نفت خانه، مدیریت سیستم چرایی
|
  • Investigation of Biodegradable Polymer-Cellulosic Mulch Persistence and Effects on Seed Germination and Establishment of Desert
    *Morteza Abtahi Page 1
  • Investigation of utilizers view on the livestock grazing frequency and intensity in the rangeland (Case Study: Summer rangelands of Kuhdasht)
    Samira Hajipour *, Hosein Barani, Hasan Yeganeh, Ahmad Abedi Sarvestani Page 2
  • Evaluation of populations of Salsola arbuscula in different ecological zones of Semnan province
    Ali Mohebbi *, Moslem Mozafari, Ehsan Zandi Efahan, Ali Ashraf Jafari Page 3
  • Investigation and comparison the most important factors affecting on Grazing managementof two viewpoint of beneficiaries and experts in winter and summer quarter rangelands in Tribe ot Shish-Blokii(Case Study: Provinces of Fars and Busher)
    Mohammadreza Habibian *, Hosein Barani, Ahmad Abedi Sarvestani Page 4
  • Comparison of MODIS and OLI image downscaling methods for industrial dust detection
    Mitra Shirazi, Mohammad Akhavan Ghalibaf *, Hamidreza Matinfar, Mansour Nakhkesh Page 5
  • The Effects of fire on vegetation dynamics in semi-steppe rangelands (Case study: Buin va Miandasht rangelands, Isfahan province)
    Ali Asghar Naghipour Borj *, Sina Nabizadeh, Javad Pourezaie Page 6
  • Nutritional potential of four plant species (Arctium lappa, Verbascum thapsus, Althaea officinalis and Ferula hermonis) in Razavi Khorasan rangelands
    Mohsen Kazemi *, Reza Valizadeh Page 7
  • Investigating the relationship between range condition of plant types and species diversity
    Javad Motamedi (Torkan) *, Hasan Eslami, Esmael Sheidaye Karkaj Page 8
  • Breaking Seed Dormancy of Clematis ispahanica and Its Optimum Planting Depth and Density (Case study: Bavanat, Fars Province)
    Moharam Ashrafzadeh, Hamid Niknahad *, Gholamali Heshmati, Majid Ghorbani Nohouji Page 9
  • Assessment the Factors Affecting the Participation of Rural Communities in Implementation of Desertification Plan in Iran's Desert Climates
    Reza Norouz Valashedi *, Jaber Rahimi, Abbas Alipour Page 10
  • The causes of drying of Haloxylon in Hussein Abad Mish-Mast, Qom, Iran
    Hosein Tavakoli Nekou *, Abbas Pourmeydani, Seyed Mehdi Adnani, Hosin Bagheri, Mahmoud Bayat Page 11
  • Performance comparison of Geomod and LCM models to predict land use changes (case study: Abughovair plain, Ilam province)
    Zahedeh Heidarizadi, Ali Mohammadian Behbahani* Pages 401-410
  • Identification of dust sources in Ilam province
    Hadi Ranjbar*, Masoud Bazgir, Davod Namdar Khojasteh, Mahmoud Rostaminia Pages 411-420
  • Statistical modeling of dust storms using poison regression model in Isfahan Province
    Tayebeh Sadat Sohrabi, Abolfazl Ranjbar Fordoie*, Abbasali Vali, Seyed Hojat Mousavi Pages 421-430
  • Drought Impacts on vegetation cover an emphasis on Remote Sensing (Case Study: Salafchegan – Neizar Watershed)
    Vahid Veisi, Mansoureh Ghavam*, Omolbanin bazrafshan Pages 431-440
  • The effects of climate variability on canopy cover percentage of forage species in Ghosheh steppe Rangelands, Semnan Province
    Nahid Azizi, Hamed Joneidi*, Khaled Osati Pages 441-450
  • Effect of grazing of livestock (sheep and goat) and wildlife (whole and goat) on some vegetation characteristics of Arasbaran ranges
    Mahshid Souri *, Seyedeh Khadijeh Mahdavi, Valiolah Asadi, Rostam Khalifehzadeh Pages 451-460
  • Effects of environmental factors on vegetation in rangelands of Semirom (Isfahan province) using ordination analysis
    Masoud Borhani *, Zahra Jabeolansar Pages 461-470
  • Assessment of drought dynamics in Sistan and Baluchestan province using MODIS satellite data (2000-2015)
    Mohammad Sadegh Kahkhakohan*, Abolfazl Rajbar Fordoie, Seyed Hojat Mousavi, Abbasali vali Pages 481-490
  • Effects of Range Improvement Practices on Vegetation (Case study: Naftkhane Qasreshirin Plain of Kermanshah Province, Iran
    Mohammad Gheytouri *, Mosayeb Heshmati, Yahya Parvizi Pages 491-500