فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 42، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 5
|
  • معصومه گودرزی، مرتضی نورائی*، ابوالحسن فیاض صفحات 1-14

    در پی تهاجم آلمان و شوروی به لهستان، در جریان جنگ جهانی دوم، نیمی از خاک لهستان به اشغال اتحاد جماهیر شوروی در آمد و هزاران لهستانی به اردوگاه های کار در سیبری تبعید شدند؛ اما با حمله غیر منتظره آلمان به شوروی، سرنوشت اسرای لهستانی تغییر کرد و در شورایی که میان دولت های متفق برگزار شد، دولت شوروی موافقت کرد تعدادی از اسرای لهستانی روانه ایران شوند. پناهندگان لهستانی بیش از سه سال در برخی از شهرهای ایران، ازجمله اصفهان، زندگی کردند. ورود غیر منتظره مهاجران به اصفهان، وضعیت معیشت و بهداشت ساکنان شهر را دشوار کرد؛ اما به تدریج، ارتباط دوسویه ای میان آنها بر قرار شد و مهاجران لهستانی موفق شدند بر پوشاک و پیرایش و تفریح مردم اصفهان تاثیر گذارند. آنها در معرفی و انتقال فرهنگ و هنر ایرانی به لهستان نیز نقش مهمی ایفا کردند. باتوجه به تعداد چشمگیر پناهندگان لهستانی در اصفهان و برقراری مناسبات اجتماعی فرهنگی مهاجران با مردم این شهر، پژوهش حاضر برآن است با رویکرد توصیفی تحلیلی و برپایه منابع اسنادی، کتابخانه ای، مطبوعاتی و تاریخ شفاهی، این مناسبات را طی سال های 1321تا1324ش/1942تا1945م بررسی کند. با این رویکرد، پرسش هایی که مقاله حول آن تنظیم شده است عبارت اند از: تاثیر مهاجران لهستانی در گسترش روابط فرهنگی بین ایران و لهستان چه میزان بوده است؟ اسکان مهاجران لهستانی در اصفهان چه پیامدهای اجتماعی به دنبال داشته است؟

    کلیدواژگان: مناسبات اجتماعی، مهاجران، ایران، لهستان، اصفهان
  • علی رضا علی صوفی، محمدرضا عسکرانی*، محمدرضا صادقی صفحات 15-32
    تفسیر اصل 82 متمم قانون اساسی از مصوبات چالش برانگیز دوره رضاشاه بود که با زیر پا گذاشتن اصل تفکیک قوا، اختیار تغییر قضات را به دولت تفویض کرد. پس از استعفای رضاشاه، مصوبه مذکور دستخوش چالش های حقوقی و سیاسی گوناگونی شد. هدف این پژوهش تحلیل فرازونشیب هایی است که تفسیر مذکور طی کرد؛ بنابراین پژوهش درصدد است با رویکرد توصیفی تحلیلی و به روش اسنادی و کتابخانه ای، به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چه عواملی بروز چالش در اجرای تفسیر اصل 82 متمم قانون اساسی را موجب شد. چنین فرض می شود که ساختار قدرت سیاسی پس از جنگ جهانی دوم و تمایل به تمرکز قدرت در نهاد پادشاهی، در تعیین سرنوشت تفسیر این اصل از قانون اساسی عامل موثری بود. نتایج پژوهش نشان می دهد پیش از لغو تفسیر اصل مزبور، اجرای تمهیدات و اصلاحات پیچیده و دشواری ضرورت داشت و بدون انجام آنها، الغای تفسیر مذکور نتایج منفی به دنبال می آورد. از طرف دیگر، در فضای بی ثبات اوایل دور ه پهلوی دوم در عمل، انجام اصلاحات ضروری امکان پذیر نبود؛ بنابراین لغو آن سال‎ها به تاخیر افتاد. در سال 1331ش/1952م این تفسیر به طور کامل لغو شد؛ ولی در سال های 1333و1335ش/1955و1956م، بنابر علت های سیاسی، دو قانون دیگر وضع شد که قانون نخست این تفسیر را تعدیل می کرد و قانون دوم آن را به طور غیرمستقیم احیا می کرد.
    کلیدواژگان: قانون اساسی مشروطه، تفسیر اصل82، تفکیک قوا، پهلوی دوم
  • حسین بادام چی*، سعیده شریفی صفحات 33-47

    پیمان صلح سال 674 پیش از میلاد میان ایلام و آشور، در تاریخ روابط این دو دولت، پیمانی منحصربه فرد محسوب می شود؛ زیرا تنها پیمان دوستانه میان دو دولت است که با اطمینان از آن سخن می گویند. متن و مفاد این پیمان به جا نمانده است؛ اما اشاره های آمده در نامه ها، پیشگویی ها و سالنامه های آشوری، وجود آن را اثبات می کند. پیش از این، عوامل زمینه ساز این معاهده و نقض آن، موضوع پژوهش ها نبوده است و از طرفی، این معاهده چرخشی آشکار در سیاست های دو طرف را نشان می دهد؛ بنابراین در این پژوهش تلاش شده است این مسائل بررسی شود. از آنجایی که برای بررسی این معاهده اسناد ایلامی در اختیار نبود، تکیه اصلی بر نوشته های میانرودانی است. بر اساس این اسناد، در سده هفتم پیش از میلاد با ورود سکاها و کیمریان و قدرت گرفتن اقوام ایرانی که پیش از این وارد فلات شده بودند، فلات ایران شاهد تغییرات چشمگیری بود. اقوام ایرانی در ائتلاف هایی که با سکاها و کیمریان تازه وارد شکل دادند، مرزهای شمالی ایلام و مرزهای شرقی آشور را پی درپی تهدید می کردند. از طرفی، ایلام در مرزهای شرقی خود نیز با پارسیان روبه رو بود که براساس اسناد آشوری، مشکلاتی برای این دولت ایجاد کرده بودند؛ بنابراین ایلام و آشور که در این موقعیت در معرض تهدید دشمنی مشترک بودند با انعقاد این پیمان به متحد هم در مقابل آن بدل شدند؛ اما این پیمان در سال 664 پیش از میلاد با حمله ایلام به بابل نقض شد. علت های این نقض را باید در پایبندنبودن کامل دو طرف به معاهده، چنددستگی و آشفتگی در طبقه حاکمه ایلام، اشتراک منافع اقتصادی با مناطق جنوبی میانرودان و رضایت نداشتن از سلطه آشور بر این مناطق دانست که این منافع را با تهدید مواجه کرده بود.

    کلیدواژگان: پیمان صلح، ایلام، آشور، اقوام ایرانی، جنوب میانرودان
  • کیوان حاجیان، محمدکریم یوسف جمالی*، اسماعیل سنگاری صفحات 49-75

    چنگ در میان سازهای زهی موجود در تمدن های کهن، دارای جایگاه ویژه ای بوده است. تاکنون درباره پیشینه ساز چنگ و تکامل آن در دنیای باستان، پ‍ژوهش چندانی صورت نگرفته، حال آن که منابع تاریخی و داده های باستان شناسی، اطلاعات ارزنده ای در اختیار پژوهشگران قرار می دهند. ابداع و تکامل آلات موسیقی به ویژه چنگ، در یک حوزه تمدنی رخ نداده است و با توجه به این که اشترکات فرهنگی تمدن های خاورنزدیک باستان بر قدمت تمدنی این سرزمین ها بر یکدیگر چیرگی دارد، دلایل مختلفی نظیر شرایط محیطی، جغرافیایی، فرهنگی و... بر تکامل این ساز تاثیرگذار بوده اند. در بین متون مکتوب بر جای مانده از دوره ساسانی، در بندهش، خسرو کواذان و ریدگ و درخت آسوریک از این ساز نام برده شده و بر روی نگاره-کندها، موزاییک ها، ظروف نقره ای، پیکرک ها و مهرها تصویر آن نقر شده است. چنگ در دوره ساسانی، ساز تکامل یافته ای است که آبشخور آن تمدن های کهن میان رودان، مصر، سومر و ایلام است. شباهت برخی از انواع این چنگ ها در بین سومریان و ایلامیان با ساسانیان گواه این مدعاست. در بین انواع چنگ های موجود در این تمدن ها، نوعی چنگ که در متون پهلوی بدان "ون، وین" گویند، فقط در دوره ساسانی رواج داشته است. این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی انجام گرفته و در جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و جستجو در اسناد و یافته های باستان شناسی، بهره برده شده است. این پژوهش بر آن است تا از روی داده های باستان شناختی و مکتوب، چنگ دوره ساسانی را با ادوار پیش از خود مقایسه کرده، ویژگی های ظاهری این ساز را شناسایی نماید. تعریف و توصیف چنگ در این پژوهش براساس شکل ظاهری آن ها در داده های باستان-شناسی و تعاریف موجود در منابع علم سازشناسی صورت گرفته است.

    کلیدواژگان: ساسانیان، چنگ، شواهد مادی و مکتوب، خاورنزدیک باستان
  • سیدمحمود سادات بیدگلی* صفحات 77-97
    استفاده از مجازات تبعید در دوره قاجار برای دور کردن فرد متنفذ از مرکز مورد استفاده قرار می گرفت. شاهزادگان و دیوانیان از این دسته از تبعیدیان بودند. در این میان تبعید دوران مشروطه یک استثناست. زیرا در هر دو سوی مشروطه خواه و مخالف مشروطه به دنبال تغییر در ساخت سیاسی بودند لذا هدف از تبعید آنان تنبیه بود و نه صرفا دور کردن از تهران. در این میان تبعید دوران گذار از قاجار به پهلوی که شامل تبعیدیان جنگ جهانی، مخالفان قرارداد1919و مخالفان کودتا1299 است. هدف مقاله بررسی موضوع تبعید در دوره گذار از قاجار به پهلوی و نیز مقایسه وضعیت تبعید در این دوره با دوره اول قاجار است. روش مورد استفاده در این پژوهش روش تحلیل تاریخی است و ابزار مورد استفاده اسناد و مدارک آرشیوی و منابع اصلی است. یافته این پژوهش نشان می دهد که تبعید در دوره گذار از قاجار به پهلوی متفاوت با دوره اول قاجار است. اقلیم تبعیدگاه، دوری از مرکز، کنترل تبعیدیان، دسته جمعی بودن تبعید و تنوع گروه های اجتماعی تبعیدیان، و نیز تبعید پیشگیرانه، مولفه هایی خاص از تبعید در این دوره هستند که در دوره قبل دیده نمی شود. تبعید به خارج از کشور و نیز دخالت دولتهای روسیه و بریتانیا در تبعید اتباع ایران هم در این دوره آغاز می شود.
    کلیدواژگان: تبعید، قرارداد1919، مخالفان کودتای 1299، روسیه، انگلستان
|
  • Masoume Goodarzi, Morteza Nouraei *, Abolhassan Fayaz Pages 1-14

    After the invasion of German and Soviet Union to Poland in the course of World War II, half of Polish territory was occupied by Soviet Union and thousands of people deported to labor camps in Siberia. But the unforeseen German attack on the Soviet Union changed the fate of the Polish prisoners. Following a council that was held among the Allied Forces, the Soviet government agreed to send a number of Polish prisoners to Iran. Polish refugees lived in some of Iran's cities, including Isfahan, for more than three years. The unexpected arrival of Polish immigrants created some health and livelihood difficulties for the residents of the city, but gradually, a mutual relationship was established between them, and the Polish settlers succeeded in influencing the clothing and recreation of the people of Isfahan. They played an important role in introducing and transferring Iranian culture and art to Poland. Due to the large number of polish refugees in the Isfahan and their socio-cultural relations with the people of this city, the purpose of current study was to investigate these relations during a period from 1321 to 1324/1942 to 1945 with a descriptive approach and based on documentary, librarian, press and oral history. With this approach, the questions raised by the article are: How has the Polish immigrants affected the expansion of cultural relations between Iran and Poland? What social consequences did the settlement of Polish migrants in Isfahan have?

    Keywords: Socio- cultural Relations, Immigrants, Iran, Poland, Isfahan
  • Alireza Ali Soufi, Mohammad Reza Askarani *, Mohammad Reza Sadeghi Pages 15-32
    The interpretation of principle 82 of the constitutional amendment was one of the challenging resolutions of the Reza Shah era, which, by violating the principle of separation of powers, gave the government the power to change judges. After the resignation of Reza Shah, the bill was subject to various legal and political challenges. This research, with the aim of analyzing the ups and downs that the aforementioned interpretation via using a descriptive-analytical approach and documentary and library method has tried to answer the main question that: what factors contributed to the implementation of the interpretation of principle 82 of the constitutional amendment? It is assumed that the political power structure after the World War II and the desire to concentrate power in the government have been effective factors in the interpretation of this principle of the constitution. The results of the research show that before the abolition of the interpretation of the above principle, it was necessary to implement complicated and difficult adjustments, and without them, the abrogation of the above interpretation would lead to negative results. On the other hand, it was not possible to undertake the necessary reforms in the unstable atmosphere of the early period of Pahlavi II, so the abolition of the interpretation was delayed for several years. In 1952, this interpretation was completely abolished, but in the years 1955 and 1956, for political reasons, two other laws were introduced. The first law moderated this interpretation and the second indirectly revived it.
    Keywords: Constitution, Interpretation of Principle 82, Separation of Powers, Pahlavi II
  • Hossein Badamchi *, Saeideh Sharifi Pages 33-47

    The peace treaty of 674 BC between Elam and Assyria is a unique treaty in the history of relations between these two states since this treaty is the only friendly treaty that one can speak of it with certainty. The context of this treaty has not left but there are references to it in Assyrian letters, prophecies and royal inscriptions that can affirm its existence. The reasons for its conclusion and violation have not been examined before and since this treaty shows a clear turning point in the policies of two sides, we will survey these reasons in this research. In studying this treaty we have no Elamite evidence, so our emphasis is on the Mesopotamian sources. According to these sources in the seventh century BC Iranian plateau by the arrival of Scythians and Cimmerians and rise to power of Iranian peoples who entered the plateau before this time experienced dramatic changes. The coalitions between peoples who were residing in the plateau, especially Iranian peoples and these newcomers against Assyrian expansionist policies in addition to threatening eastern borders of the Assyrian territory, were put in danger northern borders of Elam. Furthermore, Elam had troubles with Persians in its eastern regions. So Elam and Assyria, who were exposed to a common enemy, by concluding this treaty became allies. Nevertheless, this treaty was violated in 664 BC by Elam’s attack on the Assyrian territory. Causes such as lack of complete adherence to the treaty from both parties, factionalism among the ruling class in Elam, shared economic interests between Elam and southern Mesopotamia, and resentment against the Assyrian control over these regions that put their economic interests in jeopardy, will be examined as what prepared the setting for violating the peace treaty.

    Keywords: Peace Treaty, Elam, Assyria, Iranian Peoples, Southern Mesopotamia
  • Keyvan Hajian, Esmaeil Sangari, Mohammadkarim Yusefjamali * Pages 49-75

    Among the existing chordophones it is harp (in Persian, Chang) that had a special position in ancient civilizations. No investigation has yet been conducted on the history of harp and its development in different periods; however, in this regard, historical sources and archeological data provide valuable information for researchers. Musical instruments, especially harp, have not been invented and developed during one civilization. Due to cultural similarities of Ancient Near East civilizations and their supremacy over these civilizations, the development of this musical instrument may be effected by various factors such as environmental, geographical, cultural, and etc. It has been mentioned in texts dated to Sassanid era like Bundahišn, Husraw ī Kawādān ud Rēdag-ē, and Draxt Ī Āsūrīg, as well as appeared in sculptures, mosaics, silverware, figurines, and seals. Harp originated in ancient civilization of Mesopotamia, ancient Egypt, Sumer, and Elam was developed in Sassanid era. It can be evidenced by resemblance of some types of Sumerian and Elamite harps to Sassanid harps. According to Pahlavi texts, Van or Vin is a kind of harp which was widely used in Sassanid era. This type of research is a descriptive-analytical one. Library research was used to gather relevant data based on archaeological findings and documents. The aims of this research were to compare Sassanid harps to the eras before it, and to define its structure. Structural elements are described using archaeological evidence and Organology literature.

    Keywords: Sasanian, Harp, Archaeological, Literary Evidence, Ancient Near East
  • Mahmood Sadat * Pages 77-97
    The use of the ban on exile during the Qajar period was used to dispose of the influential person from the center. The princes and dwinnians were from this group of exiles. Meanwhile, the exile of the constitutional era is an exception. Because on both sides of the constitutional and oppositional constitutional movements they were seeking change in political construction, therefore, the purpose of their exile was to punish them, and not just to escape from Tehran. Meanwhile, the exile of the transition from the Qajar to Pahlavi, which included the exiles of the World War, the 1919 opposition and the 1299 coup opponents. The aim of the article is to examine the issue of exile during the transition from Qajar to Pahlavi and also to compare the state of exile in this period with the first period of Qajar. The method used in this research is the historical analysis method and the tools used are archival documents and main sources. The findings of this study indicate that exile is during the transition from the Qajar to the other side of the Qajar era. The exile climate, remoteness from the center, the control of the exiles, the exodus of the exile group and the diversity of the social groups of the exiles, as well as preventive exile, are specific elements of exile in this period that are not seen in the previous period. Deportation abroad as well as the interference of Russian and British governments in the exile of Iranian nationals will begin in this period.
    Keywords: Exile, 1919 Contract, opponents of the coup 1299, Russia, the United Kingdom