فهرست مطالب

پژوهش در پزشکی - سال چهل و سوم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال چهل و سوم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • راضیه شریف، کیومرث امینی* صفحات 118-123
    سابقه و هدف

    سودوموناس آئروژینوزا یکی از عوامل مهم بروز عفون تهای بیمارستانی است و مقاومت ذاتی نسبت به طیف وسیعی از آنتی بیوتی کها دارد. در میان پمپ های افلاکس مقاومت ضدمیکروبی سودوموناس آئروژینوزا، MexAB-OprM نخستین پمپ های افلاکس شناخته شده در مقاومت به آنتی بیوتی کها محسوب می شود. هدف از این تحقیق، تعیین اثر آنتی باکتریال نانو ذره اکسیدآهن (IONP) و پروبیوتیک بیفیدو باکتریوم بیفیدیوم روی بیان ژن جزء مهم از این سیستم افلاکس پمپ به نام MexA در ایزول ه های جدا شده سودوموناس آئروژینوزا از افراد مراجع هکننده به بیمارستا نهای تهران در بین سا لهای 1396 تا 1397 است.

    مواد و روشها

    در این مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد 60 سویه سودوموناس آئروژینوزا در مدت شش ماه، از افراد مراجعه کننده به بیمارستان های تهران جم عآوری شد. پس از تعیین هویت ایزوله ها با استفاده از روش های میکروبی/بیوشمیایی، وجود ژن MexA از افلاکس پمپ MexAB-OprM در ایزول ه های جم عآوری شده، به صورت مولکولی با روش PCR بررسی شد. پس از تیماردهی مواد مهارکننده، از روش براث میکرودایلوشن و تکنیک R eal time-PCR به ترتیب برای تعیین اثربخشی نانو ذره اکسیدآهن (IONP) و پروبیوتیک بیفیدو باکتریوم بیفیدیوم و بیان ژن جزء MexA افلاکس پمپ بر روی باکتری مولد آن استفاده شد. داده های مربوط به تغییرهای بیان ژ ن MexA با روش 2- ΔΔCT با استفاده از آزمون آماری T مستقل در دو گروه تحلیل شدند.

    یافته ها

    از تعداد نمونه های بررسی شده که به عنوان باکتری سودوموناس آئروژینوزا تعیین هویت شدند، 10 سویه) 6/ 16 درصد(واجد ژن A mex بودند. نتایج روش MIC و بیان ژن جزء MexA نشان داد که نانو ذره اکسیدآهن و پروبیوتیک بیفیدو باکتریوم بیفیدیوم فعالیت مهاری و آنتی باکتریال پتانسیل ضعیفی برای کاهش عملکرد پمپ افلاکس MexAB-OprM در باکتری سودوموناس آئروژینوزا را دارد .P>0.05

    نتیجه گیری

    با توجه به حضور ژن Mex A پمپ افلاکس به صورت کروموزومی در نمونه های سودوموناس آئروژینوزا، این فاکتور می تواند به عنوان مارکر تشخیصی سویه های مقاوم باکتری در برنامه های کنترل عفونت با استفاده از روش های مولکولی درنظر گرفته شوند. با توجه به پتانسل بالای نانو ذره اکسیدآهن و پروبیوتیک بیفیدو باکتریوم بیفیدیوم بر مهار رشد این باکتری و اثر مهاری پایین این مواد مهارکننده بر فعالیت پمپ افلاکس ،MexAB-OprM بررسی سایر عوامل مرتبط با ایجاد فنوتیپ مقاومت چند دارویی از جمله سایر پم پهای افلاکس و مکانیسم های تکامل مقاومت نباید نادیده گرفته شود.

    کلیدواژگان: سودوموناس آئروژینوزا، نانوذره اکسید آهن، پروبیوتیک بیفیدوباکتریوم بیفیدوم، MexA، افلاکس پمپ
  • نسرین اصفهانی زاده*، راضیه محمدی، شرمینه کلانتری جوشانی، ناصر ولایی صفحات 124-129
    سابقه و هدف

    با توجه به محدودیت های موجود در روش های مکانیکی کنترل پلاک، استفاده از روش های شیمیایی نظیر دهان شویه ها مورد توجه است. وجود عوارض جانبی دهان شویه های شیمیایی سبب کاربرد روز افزون دهان شویه های گیاهی شده است. این تحقیق با هدف مقایسه تاثیر دهان شویه کلرهگزیدین و دهان شویه گیاهی سیلکا در بیماران مبتلا به ژنژیویت انجام شد.

    مواد و روشها

    تحقیق به روش کارآزمایی بالینی از نوع , cross - Over در 60 فرد مبتلا به ژنژیویت با میانگین سنی 93 / 1 ± 42 / 27 انجام شد. ابتدا جرم گیری و پروفیلاکسی برای افراد انجام شد. چهار هفته پس از جرم گیری میزان پلاک، التهاب لثه و رنگیزه دندانی ثبت شد. سپس به صورت تصادفی به بیماران دهان شویه کلرهگزیدین و سیلکا داده شد و از آنها خواسته شد به مدت دو هفته از دهان شوی ه ها استفاده کنند. پس از این مدت، شاخ صهای فوق ثبت شد. دوباره جرم گیری و پروفیلاکسی در تمامی افراد انجام و از آنها خواسته شد به مدت چهارهفته از روش های متداول خود برای بهداشت دهان استفاده کنند wash out و سپس دهان شویه دوم به مدت دو هفته تجویز و شاخ صها مشابه دهان شویه اول ثبت شد. تغییرات سه شاخص با آزمون Mann - U- Whitney و Wilcoxon بررسی شد.

    یافته ها

    تغییرهای التهاب لثه در افرادی که دهان شویه کلرهگزیدین استفاده کردند 41 / 0 و در گروه سیلکا 38 / 0 بود و آزمون Mann- U- Whitney نشان داد که این اختلاف از لحاظ آماری معنادار بود) 2درصد< p(.میزان پلاک دندانی در افرادی که دهان شویه کلرهگزیدین استفاده کردند 61 / 0 و در گروه سیلکا 41 / 0 بود که این اختلاف از لحاظ آماری معناار بود) 1درصد 0p . میزان تغییرها شدت و وسعت رنگیزه در دهان شویه کلرهگزیدین به ترتیب 0/74 و 27 / 0بود که این اختلاف از لحاظ آماری معنادار بود 001 / .

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که کلرهگزیدین میزان رنگیزه دهان را بیشتر از دهان شویه سیلکام یکند و در عین حال بر میزان پلاک و التهاب تاثیر بیشتری دارد، ولی میزان رضایت در مصر فکنندگان سیلکا بیشتر از کلرهگزیدین است.

    کلیدواژگان: کلرهگزیدین، دهان شویه گیاهی، التهاب لثه، پلاک میکروبی، رنگیزه دندانی
  • حمیده صالحیان*، رضا حاجی حسینی، آزاده رسولی، سبا میری صفحات 130-135
    سابقه و هدف

    سپسیس پاسخ سیستمیک بدن به عفونت شدید و یکی از عوامل مرگ و میر در بخش های مراقبت های ویژه می باشد. با توجه به اهمیت سپسیس، در این مطالعه، تاثیر سه داروی ضدالتهابی غیراستروئیدی (آسپرین، ایندومتاسین و سلکوکسیب) بر بیومارکر التهابی میلوپراکسیداز[1] (MPO) در بافت کبد و ریه رت ها مورد بررسی قرار می گیرد.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق که به روش تجربی انجام شد حیوانات به 6 گروه تقسیم شدند: گروه کنترل ، گروه لاپراتومی (LAP)، گروه CLP[2]، گروه های تیمار: جراحیCLP و بلافاصله تیمار رت ها با داروهای آسپرین، سلکوکسیب و ایندومتاسینmg/kg b.w)2) به صورت خوراکی روزی یکبار 48 ساعت بعد از  CLP و تیمار، رت ها کشته شدند و بافت های کبد و ریه آنها جداسازی و به منظور بررسی بیان ژن MPO، از تکنیک  Real-Time PCRاستفاده گردید. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و تستANOVA  one-way و آزمون تکمیلی LSD تعیین گردید. 05/0>P از لحاظ آماری معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میزان بیان ژن MPO در بافت ریه و کبد گروه LAP نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش یافت(05/0>P). میزان بیان ژن  MPOدر بافت ریه و کبد گروه CLP نسبت به گروه LAP افزایش چشمگیری داشته است. درحالی که در گروه های تیمار، به طور قابل ملاحظه ای کاهش میزان بیان ژن مشاهده گردید(05/0>P). اگرچه هر سه دارو اثر مثبت بر روی کاهش بیان ژن داشتند(سلکوکسیب> ایندومتاسین> آسپرین) اما در بافت ریه، سلکوکسیب بیشترین و آسپرین کمترین اثر را بر روی کاهش بیان ژن  MPO و در بافت کبد، آسپرین بیشترین و سلکوکسیب کمترین اثر را بر روی کاهش بیان ژن داشتند.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که تیمار حیوانات با داروهای آسپرین، سلکوکسیب و ایندومتاسین منجر به مهار افزایش بیان ژن میلوپراکسیداز و در نتیجه باعث کاهش آسیب های بافت کبد و ریه ناشی از سپسیس شده است.

    کلیدواژگان: عفونت خون، میلوپراکسیداز، بیان ژن، داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی
  • رحمان سوری*، مهدی انگوتی، محمدرضا اسد، صادق ستاری فرد، اعظم رمضان خانی صفحات 136-142
    سابقه و هدف

    روی آلفا- 2- گلیکوپروتئین ZAG به تازگی در تنظیم متابولیسم بافت چربی به دلیل ارتباط منفی آن با چاقی مورد توجه قرار گرفته است.

    هدف

    از انجام پژوهش حاضر تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی پرشدت بر میزان ZAG پلاسما و بافت چربی رت های نر چاق شده با رژیم غذایی پرچرب است.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی، 21 سر رت نر در سه گروه شاهدسالم، کنترلچاق و تمرین تناوبی پرشدت چاق با تمرین مطالعه شدند. گروه تمرین، به مدت هشت هفته به فعالیت تناوبی با تناوبهای کوتاه 15 تا 30 ثانیه و تعداد پنج تا 12 تکرار یک دقیقه استراحت فعال بین هر تناوب و سرعت 27 تا 34 متر بر دقیقه روی تردمیل پرداختند. 24 ساعت پس از پایان جلسه تمرینی، نمونه خونی و بافت چربی برای اندازه گیری سطوح ZAG از رت ها گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس کیطرفه و تعقیبی توکی در سطح معناداری 05 / p>0 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    تفاوت معناداری در میزان ZAG بافت چربی و پلاسما بین گروه های شاهد و کنترل وجود داشت که در گروه های چاق پایین تر بود 001 / p>0 . هشت هفته تمرین تناوبی پرشدت باعث افزایش معنادار میزان ترشح پروتئین ZAG بافت چربی در مقایسه با گروه کنترل چاق شد 001 / .p>0

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تمرین تناوبی پرشدت، باعث افزایش میزان ZAG در بافت چربی رت های نر چاق می شود که این امر می تواند باعث کاهش میزان بافت چربی از طریق لیپولیز بیشتر بافت چربی شود.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی پرشدت، روی آلفا-2- گلیکوپروتئین، رژیم غذایی پرچرب، چاقی
  • فاطمه نجاتی، ناهید بیژه*، مهتاب معظمی صفحات 143-149
    سابقه و هدف

    بیماری های قلبی  عروقی عامل حدود 50 درصد مرگ ومیر زنان بعد از یائسگی هستند. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر هشت هفته تمرین هوازی در آب با و بدون مصرف چای سبز بر برخی عوامل خطرزای قلبی  عروقی و ترکیب بدن زنان یائسه غیرفعال، در دانشگاه فردوسی مشهد و در سال 1391 انجام شد.

    مواد و روشها

    تحقیق حاضر از نوع تجربی است. در این پژوهش 30 زن یائسه غیرفعال، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه تمرین هوازی در آب، چای سبز، تمرین+چای سبز(تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی در آب برای گروه تمرین و گروه تمرین+چای سبز، هشت هفته با تواتر سه جلسه در هفته با شدت 70 - 55 درصد ضربان قلب بیشینه بود. گروه های چای سبز و تمرین+چای سبز نیز روزانه شش گرم پودر خشک چای سبز را در سه وعده
    مصرف کردند. داده ها با استفاده از تی همبسته و آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنا داری 5درصد P˂ آزمایش شدند.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد هشت هفته مداخله تحقیق نتوانست تغییری در شاخص های تن سنجی و لیپیدی ایجاد کند. با این حال توان هوازی در هر سه گروه افزایش یافت اما تغییرهای بین گروهی آن معنا دار نبود.

    نتیجه گیری

    تمرین های هوازی در آب به مدت هشت هفته به تنهایی و همراه با مصرف چای سبز تاثیری در بهبود شاخ صهای تن سنجی و لیپیدی زنان یائسه غیرفعال ندارد، در حالی که توان هوازی آنها را افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: چای سبز، تمرین هوازی در آب، شاخص های لیپیدی، hs-CRP، زنان یائسه
  • محمدرضا دیوبند*، فرشته رحمانی، زینب کاوه، بهزاد محسن زاده، لیلا عظیمی صفحات 150-156
    سابقه و هدف

    آزمون پرتونگاری از قفسه سینه با استفاده از سیستم پرتونگاری دیجیتال برای کودکان، به دلیل وجود آمار بسیار بالای این آزمون و همچنین حساسیت بیشتر کودکان در مقایسه با بزرگسالان به پرتوهای یونیزان، حایز اهمیت است. بنابراین تبیین روش های پرتونگاری که به کاهش دوز و حفظ کیفیت تصویر یا حتی افزایش آن منجر شود، مورد توجه محققان بوده و از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش، ساخت فانتوم همگن معادل قفسه سینه برای ایجاد توانمندی لازم برای بررسی کیفیت تصویر در آزمون های رادیوگرافی در چهار رده سنی کودکان مبتنی بر جدیدترین طبقه بندی رده سنی ICRP103 است.

    مواد و روشها

    تحقیق در مراحل اول به روش اکتشافی و در مرحله دوم به روش تجربی انجام شد. طیف خروجی از تیوب دستگاه اشعه ایکس مورد تایید IPEM به عنوان چشمه اشعه ایکس ورودی در کد محاسباتی مونت کارلو استفاده شد. سپس فانتوم هندسی معادل بدن ORNL برای محاسبه میزان دوز جذبی با استفاده از کد محاسباتی مونت کارلو شبیه سازی شد. از نتایج شبیه سازی مونت کارلو برای ساخت فانتوم معادل قفسه سینه کودکان استفاده شد. برای اعتبار سنجی و صحت عملکرد فانتوم های معادل بافت شبیه سازی شده برای هر رده سنی، میزان تضعیف و پراکندگی فانتوم ساخته شده به صورت میدانی اندازه گیری شد. به این منظور، درصد دوز عمقی در شرایط شبیه سازی با شرایط تجربی مقایسه شد. اعتبارسنجی آزمون با خطای کمتر از 5درصد درآزمون درصد دوز عمقی در فضای شبیه سازی مون تکارلو و فضای تجربی با اندازه گیری تطبیق داشت. لازم به ذکر است بیشترین خطای فیمابین شبیه سازی و تجربی 5درصد به دست آمد که نشان از تایید برنامه شبیه سازی شده داشت. پس از شبیه سازی فانتوم های همگن، معادل قفسه سینه کودکان در ابعاد یکسان با ضخامت های متفاوت از جنس پلکس گلاس در رده های سنی مختلف ساخته شد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد از فانتوم طراحی شده در این تحقیق برای ارزیابی دوز بیماران کودک در رد ه های سنی مختلف می توان استفاده کرد، همچنین می توان با تعبیه محلی مناسب برای ابزارهای کنترل کیفیت تصویر نظیر کنتراست، قدرت تفکیک و... در این فانتوم به بررسی و ارزیابی پارامترهای مربوط به کیفیت تصویر در شرایط واقعی بدن بیمار پرداخت.

    کلیدواژگان: مونت کارلو، فانتوم هندسی معادل بدن، فانتوم قفسه سینه، رادیوگرافی کودکان
  • مریم ایروانی، رویا مهین پور، زهره زهرایی*، زینب طلوعی صفحات 157-163
    سابقه و هدف

    امروزه به دلیل افزایش استفاده از داروهای شیمیایی و گسترش مقاومت میکروبی نسبت به آنتی بیوتیک های سنتتیک صناعی، همچنین عوارض جانبی مصرف داروها، شناسایی و معرفی گونه های گیاهی با خواص دارویی و ضدمیکروبی اهمیت زیادی دارد. انواع گونه های مریم گلی نیز در طب سنتی و مدرن برای اهداف درمانی استفاده شده اند. در این مطالعه خواص ضدمیکروبی اسان سها و عصاره های متانلی چهار گونه از جنس Salvia شامل گونه های S. ceratophylla. ، دو جمعیت از گونه . S. reuterana Boiss ، دو جمعیت از گونه . S. limbata C.A. Mey و . S. syriaca L از منطقه کاشان اصفهان، ایران ارزیابی شد.

    مواد و روش های بررسی

    در این مطالعه که به روش تجربی- آزمایشگاهی انجام شد، عصار ه های متانلی گونه های مطالعه شده با روش سوکسله تهیه شدند. اسانس ها با استفاده از روش تقطیر با آب به وسیله دستگاه کلونجر اسانس گیری شد. خواص ضدمیکروبی این گونه ها با روش انتشار در آگار و تعیین حداقل غلظت مهارکننده رشد MIC و حداقل غلظت کشنده باکتری MBC بررسی شد.

    یافته ها

    اسان سها و عصار ه های متانلی این نمونه های گیاهی بر باکتری های گرم مثبت Staphylococcus epidermidis ، Staphylococcus aureus و Bacillus subtilis در غلظت 30 mg/ml اثر ضدمیکروبی نشان دادند. در ضمن عصاره S. reuterana و اسانس S. limbata از دره نیز سبب مهار رشد Candida albicans شدند.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد با توجه به خواص ضدمیکروبی برخی از عصار ه ها و اسانس هایی که در این مطالعه مشاهده شد، می توان از آن ها پس از مطالع ه های تکمیلی گسترده تر به عنوان جایگزین داروهای ضدمیکروبی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: مریم گلی، خواص ضدمیکروبی، انتشار چاهک، عصاره متانلی، اسانس
  • سارا سلیمی، سعید قربیان*، رضا علی بخشی صفحات 164-169
    سابقه و هدف

    الیگواسپرمی و آزواسپرمی نقش مهمی در ناباروری مردان دارند. ژن های خانواده HIWI در تولید اسپرم از سلول های اسپرماتوگونی از طریق حفاظت و شکل گیری تقسیم میوزی نقش مهمی دارند. از عوامل ژنتیکی موثر در ناباروری مردان، تغییرهای تک نوکلئوتیدی در ژن HIWI2 گزارش شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین چندشکلی ژن (HIWI2 (rs508485 C>T با خطر آزواسپرمی/ الیگواسپرمی ایدیوپاتیک در مردان نابارور بود.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر در قالب یک بررسی مورد - شاهدی روی 100 مرد مبتلا به آزواسپرمی/الیگواسپرمی ایدیوپاتیک و 100 مرد سالم دارای حداقل یک فرزند و فاقد سابقه خانوادگی ناباروری، مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری بیمارستان معتضدی کرمانشاه در سا لهای 1395 - 1393 انجام شد. فراوانی چندشکلی ژن HIWI2 C>T با روش Tetra ARMS-PCR تعیین و داده ها با آزمون آماری مجذور کای آنالیز شدند.

    یافته ها

    بررسی ما از لحاظ آماری اختلاف معناداری در فراوانی ژنوتیپی بین دو گروه در الگوهای توارثی غالب 704 / P=0/306، OR = 0 ، مغلوبP=0/359، OR = 0/786 و هم بارزی 05 / OR = 1/000 p <0 نشان نداد. از نظر فراوانی آللی، اختلاف معنا داری بین گروه های سالم و بیمار مشاهده نشد OR=0/744 ،CI;0/516-1/161،P= 0/215

    نتیجه گیری

    بررسی ما شواهدی مبنی بر تاثیر چندشکلی rs508485 ژن HIWI2 به عنوان عامل مستعدکننده خطر برای مردان آزواسپرم/الیگواسپرم ایدیوپاتیک نشان نداد.

    کلیدواژگان: ژن HIWI2، ناباروری ایدیوپاتیک، آزواسپرمی، الیگواسپرمی
  • ناهید عسکری*، سارا شفیعی پور، مرتضی آقاجان پور صفحات 170-176
    سابقه و هدف

    سرطان مری یکی از سرطان های شایع دستگاه گوارش است. در سرطان تعادل بین تکثیر سلول و آپاپتوز به هم می خورد، درنتیجه ارتباط مستقیمی بین بیان ژ نهای BAX و 2-BCL و فرآیند سرطانی شدن وجود دارد. ژن 2-MICAL کدکننده آنزیم مونواکسیژناز است که سبب ناپایداری F-اکتین می شود. افزایش بیان این ژن درتبدیل سلول های مزانشیال به اپیتلیال درسرطان ودرنتیجه متاستاز نقش دارد. ازآنجا که بررسی ژن 2-MICAL همزمان باژ نهای BAX و BCL2 در سرطان مری تاکنون انجام نشده، این مطالعه باهدف تعیین میزان تغییر بیان این ژن ها در مبتلایان سرطان مری درشهر کرمان در سال 1397 - 1396 با استفاده ازروش Time Real RT-qPCR انجام شد.

    مواد و روشها

    در این مطالعه موردی-شاهدی بیان ژ نهای BAX و BCL2 و MICAL2 بررسی شد. 40 نمونه) 20 نمونه از بافت تازه و 20 نمونه از بافت پارافینه(شامل بافت توموری و بافت حاشیه سالم آن از بیماران تهیه وپس از استخراج RNA کل، cDNA ساخته شده باتکنیک - Time Real RT qPCR میزان تغییر بیان ژ نهای BAX ،MICAL2 و BCL2 تعیین شد. تجزیه وتحلیل داده های مربوط به میزان بیان ژ نهای BAX و BCL2 و MICAL2 به عنوان متغیرهای مستقل، با استفاده از نرم افزار آماری SPSSنسخه 20 و آمارتوصیفی و آماراستنباطی مدل های تعمیم یافته خطیبا در نظر گرفتن سطح معناداری p < 0/05 انجام شد.

    یافته ها

    در بیماران مبتلا به سرطان مری، میزان بیان ژن های) 04 / 2درصد(BCL2 و) 2/ 1درصدMICAL2 در نمونه های توموری بیشتر از بافت نرمال و مقدار بیان ژن 76 / 0درصد(BAX دربافت نرمال بیشتر از بافت سرطانی بود. در بررسی پاتولوژیک مشخص شد حدود 5/ 62 درصد از نمونه ها از نوع کارسینوم سلول سنگفرشی مری بودند.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد ازتغییر بیان ژ نهای BAX، BCL2 و MICAL2 درافرادی که سابقه خانوادگی دارند، می توان به عنوان یک بیومارکر استفاده کرد؛ چراکه تشخیص سرطان درمراحل اولیه، به طور قطع با پاسخ به درمان بهتری همراه است.

    کلیدواژگان: سرطان مری، ژن BAX، BCL2، MICAL2، Time Real RT-qPCR، کرمان
  • یاسمن ابراهیمی کیا، شهرام دارابی*، فرزاد رجایی، حجت الله عباس زاده صفحات 177-185
    سابقه و هدف

    مالتیپل اسکلروزیس MS بیماری التهابی سیستم عصبی مرکزی است که با تخریب میلین نورون ها، از دست دادن آکسون و ناتوانی های جسمی همراه است. در دسترس بودن داروهای تعدیل کننده بیماری با تایید قانونی برای درمان مالتیپل اسکلروزیس نشان دهنده پیشرفت قابل توجهی در زمینه درمان این بیماری است. با این حال، این دارو ها به طور محدودی توانسته اند در جلوگیری از آسیب های التهابی بافت در سیستم عصبی مرکزی موثر باشند و هیچ یک از آنها به طور مستقیم سبب درمان قطعی نمی شوند. درمان های معمول برای MS به طورعمده شامل داروهایی هستند که سبب تعدیل ایمنی یا سرکوب کننده سیستم ایمنی بدن هستند و هدف آن ها کاهش تکرار و شدت عود بیماری است. مطالعه های اخیر نشان دادند که درمان های سلولی دارای توانایی تعمیر نورو نهای CNS هستند و م یتوانند از آسیب های التهابی ایجاد شده توسط بیماری جلوگیری کنند.

    روش بررسی

    تحقیق به روش مروری انجام شد و مطالعه وسیعی در مورد بیماری MS ، دلیل و روش های درمان آن به وسیله سلول های بنیادی، با جس توجوی کلید واژ ه های Stem cells, Multiple sclerosis, Oligodendrocyte در پایگاه های اطلاعاتی معتبر پزشکی، به طور عمده PubMed انجام شد. از میان مقاله های جمع آوری شده، مقاله هایی که بیشترین ارتباط را با اهداف نگارش این مقاله داشتند انتخاب و بیشتر مطالعه شدند.

    نتیجه گیری

    درمان سلولی یک درمان بالقوه امیدبخش برای مالتیپل اسکلروزیس به ویژه برای آن دسته از بیمارانی است که در حال حاضر هیچ درمان مناسبی برای آن ها وجود ندارد. سلول های بنیادی می توانند در بدن بیمار به سلول های عصبی از جمله الیگودندروسیت ها تمایز یابند و به بازسازی میلین های نورون ها کمک کنند. بنابراین در این مقاله به مرور بر منابع سلولی مختلف و ویژگی های آن ها برای درمان بیماری MS می پردازیم.

    کلیدواژگان: سلول های بنیادی، مالتیپل اسکلروزیس، الیگودندروسیت
|
  • Raziye Sharif, Kumarss Amini* Pages 118-123
    Background

    Pseudomonas aeruginosa (P. aeruginosa), a common cause of nosocomial infections, has an intrinsic resistance to many antibiotics. Among all the multidrug efflux pumps involved in P. aeruginosa drug resistance, MexAB-OprM is the first efflux pump detected to target different classes of antibiotics. The present study aimed to determine the antibacterial effect of iron oxide nanoparticles (IONPs) and probiotic bifidobacterium bifidum (BB) on MexA gene expression, as an important component of the MexAB-OprM multidrug efflux system, in P. aeruginosa isolates of the patients referred to major hospitals in Tehran, between 2018-2017.

    Materials and Methods

    In the present descriptive cross-sectional study, a total of 60 isolates of P. aeruginosa were isolated from patients admitted to major hospitals of Tehran, Iran. After bacterial identification via biochemical tests, all strains were evaluated for the presence of MexA of MexAB-OprM multidrug efflux pump in P. aeruginosa using PCR method. After treatment, broth microdilution method and Real-time PCR were used to assess the antimicrobial activity of IONPs and probiotic BB and the gene expression level of MexA component, respectively. Changes in MexA gene expression were analyzed using the -2 ΔΔCT method and independent t-test.

    Results

    In the present study, 10 isolates (%16.6) of P. aeruginosa harbored MexA gene. The

    result

    of MIC testing and gene expression assay showed that IONPs and probiotic BB did not exhibit any inhibitory activity against clinical isolates of P. aeruginosa and no change was observed in MexA gene expression.

    Conclusion

    Considering the chromosomally encoded MexA, it can be used as markers for identification of drug resistance of P. aeruginosa as essential elements of an effective infection control program. In the viewof the inhibitory activity of IONPs and probiotic Bifidobacterium bifidium on bacterial growth and the low inhibitory effect of the elements on activity of the MexAb-OprM efflux pump, the study of other contributing factors for the development of multi-drug resistance phenotype, including various other efflux pumps and mechanisms influencing maintenance of resistance should not be ignored.

    Keywords: Pseudomonas aeruginosa, iron oxide nanoparticles, probiotic Bifidobacterium bifidum, MexA, efflux pump
  • Nasrin Esfahanizadeh*, Razieh Mohammadi, Shermineh Kalantari joushani, naser velaei Pages 124-129
    Backgrond

    Due to limitations in mechanical plaque control methods, using chemical methods, such as mouthwashes, are used more increasingly and side effects of chemical mouthwashes have resulted in more use of herbal maouthwashes. Considering introduction of silica herbal mouthwash to the market and the manufacturer’s claim that it is be successful in removing more plaque, we decided to compare the effects of chlorhexidine mouthwashes and silica herbal mouthwash in patients with gentivitis.

    Materials and Methods

    A single blind, randomized, clinical trial and cross over was conducted on 60 participants with gingivitis (mean age: 27/42 ± 1/93). First, scaling and prophylaxis were done for all the people. Four weeks after scaling, plaque index, gingival inflammation, and dental stain were recorded and then the patients randomly were given chlorhexidine and silica and they were asked to use the mouthwashes for two weeks. Then, all patients were examined and clinical parameters were recorded. Once again, scaling and prophylaxis were conducted in all patients and they were asked to use their regular methods for oral hygiene for four weeks (wash out). After this period, the second mouthwash was administered for two weeks and the same parameters were recorded. Changes in three indexes were examined using Mann-U-Whitney and Wilcoxon tests.

    Results

    Changes of gingival inflammation in people who used chlorhexidine mouthwash was 0/41 and 0/38 in those who used silica. The results of Mann-U-Whitney test showed that this difference was statistically significant (p <0/02). Also, the amount of dental plaque in people who used chlorhexidine mouthwash was 0/61 and 0/41 in silica group and the difference was found to be statistically significant (p <0/01). Moreover, the changes of pigment’s severity and extent in chlorhexidine group were 1/49 and 39.1, respectively, and the difference was statistically significant (p <0/001).

    Conclusion

    It seems that Chlorhexidine staining extent was more than that of silica, but its effect on plaque control and gingivitis index was higher than that for silica; however, patients were more satisfied with silica copared with Chlorhexidine.

    Keywords: Chlorhexidine, Herbal mouthwash, Gingivitis, Dental plaque, Tooth stain
  • Hamideh Salehiyan*, Reza Hajihosseini, Azadeh Rasooli, Saba Miri Pages 130-135
    Background

    Sepsis is the systemic response of the body to severe infection and one of the causes of mortality in ICU. Considering the importance of sepsis, in the present study, the effect of Non-Steroidal Anti-Inflammatory (NSAIDs) drugs (aspirin, indometacin, celecoxib) on inflammatory biomarker of myeloperoxidase (MPO) in liver and lung tissues of rats was investigated.

    Materials and Methods

    In the current experimental study, animals were divided into six groups: the control group, the lapratomy (LAP) group, the CLP group, treatment groups: CLP surgery and immediate treatment of rats with NSAIDs (2 mg/kg b.w) once daily. Two days after CLP, the rats were killed and the liver and lung tissues were isolated and the Real-Time PCR technique was used to determine the expression of the MPO gene. Statistical analyses were performed using one-way ANOVA followed by LSD in SPSS (version 19.0). The significance value was considered as P < 0.05.

    Results

    The results indicated that the expression of MPO gene in lung and liver tissue of the LAP group increased significantly as compared with control group. The level of expression of the MPO gene in the CLP lung and liver tissue was significantly increased as compared to the LAP group. However, in the treatment groups, a significant decrease in the expression of MPO gene was observed. Although all three
    drugs had a positive effect on reducing gene expression (celecoxib>indomethacin>aspirin), in lung tissue, celecoxib had the highest effect and aspirin had the least effect on reducing the expression of MPO gene. In liver tissue, aspirin, and celecoxib, the least effect on reducing gene expression was observed.

    Conclusion

    It seems that the treatment of animals with selected drugs have the inhibiting effect on the increase of MPO gene expression and results in reducing the damage to the liver and lung tissue caused by sepsis.

    Keywords: Sepsis, Myeloproxidase, Gene expression, Non-Steroidal Anti-Inflammatory drugs
  • Rahman Soori*, Mahdi Angouti, Mohammad Reza Asad, Sadegh Sattarifard, Azam Ramezankhani Pages 136-142
    Background

    Zinc-Alpha 2-Glycoprotein (ZAG) has recently been implicated in the regulation of adipose tissue metabolism due to its negative association with obesity. The purpose of the present study was to investigate the effect of eight weeks of high intensity interval training on the level of ZAG in plasma and adipose tissue in obese male rats. 

    Methods

    In the current experimental study, 21 male rats were divided into three groups of sham control (healthy), control (obese), and interval training (obese with training). The training group received eight weeks of training sessions each with 5-12 repetitions of high intensity training for 15-30 seconds at the speed of 27-34 meters per second on a treadmill followed by one minute of active rest. Then, 24 hours after the training sessions, blood and body fat samples were obtained to measure ZAG levels. The data was analyzed using one-way ANOVA and Tukey’s post hock test at the significance level of 0.05 (P<0.05).

    Results

    There were significant differences between the sham control and obese groups with respect to ZAG contents in plasma and adipose tissue, which was lower in obese groups (p<0.001). The eight-week high intensity interval training significantly increased the amount of secreted ZAG in adipose tissue compared to the control group (p<0.001).

    Conclusions

    It seems that HIIT training increased ZAG content in the adipose tissue of the male obese rats.
    This can reduce the amount of adipose tissue through lipolysis of the adipose tissue.

    Keywords: high-intensity interval training, zinc alpha 2 glycoprotein (ZAG), high fat diet, obesity
  • Fatemeh Nejati, Nahid Bijeh*, Mahtab Moazami Pages 143-149
    Background

    Cardiac diseases are the main cause of 50% of death post menopause. The purpose of the present study was to determine the effect of water aerobic training with and without green tea on some cardiovascular risk factors and body composition of sedentary postmenopausal women conducted at Ferdowsi University of Mashhad in 2012.

    Materials and Methods

    In the present experimental study, a total of 30 sedentary postmenopausal women with the mean age of 57.03±6.62 years were randomly divided into three groups (aerobic exercise in water, green tea, exercise + green tea). The aerobic exercise in water program for the exercise group and the exercise group + green tea was eight weeks with a frequency of three sessions per week with an intensity of 55-70% of maximal heart rate. Green tea and exercise groups + Green tea consumed six grams of dried green tea powder daily in three meals. Data were analyzed using dependent sample t-test and one-way ANOVA at a significance level of P<0.05.

    Results

    The results of the study showed that eight weeks of interventional intervention could not change the liposomal and tonicity indices. However, aerobic power increased in all three groups, while intergroup changes were not meaningful.

    Conclusion

    Aerobic exercise in water for eight weeks alone and along with the use of green tea did not have an effect on the improvement of benign and lipid indices in active postmenopausal women, while increasing their aerobic capacity.

    Keywords: Green Tea, Water Aerobic Training, Lipid Profiles, hs-CRP, Postmenopausal Women
  • Mohammadreza Divband*, Fereshte Rahmani, Zeinab Kaveh, Behzad Mohsenzadeh, Leila Azimi Pages 150-156
    Background

    The pediatrics’ chest X-rays using digital radiography are considered important because of the high rates of this test as well as the increased sensitivity of children to ionizing radiation compared with adults. Therefore, clarification of radiographic methods that reduce the dose and maintain or even increase the quality of the image is of great importance and thus of interest to researchers. The goal of the present study was to build a chest equivalent homogeneous phantom to evaluate the image quality in radiographic tests in four age groups of children based on the ICRP103 age category classification.

    Materials and Methods

    The X-ray spectrum approved by IPEM was used as the input x-ray source in the Monte Carlo code. The geometric phantom equivalent to the ORNL body was then simulated to calculate the absorb dose using Monte Carlo code. The results of the simulation were used to construct equivalent chest phantom for children.

    Results

    In order to validate and verify the performance of the equivalent phantoms simulated for each age group, the attenuation and dispersion of the phantom at the field were measured. For this purpose, the percentages of the depth dose in the simulation conditions was compared with those of the experimental results, which can be used to examine the attenuation in different layers. The calculated error was less than 5% on the depth dose for the Monte Carlo and the experimental space and it indicates Confirmation of simulated program. After simulation, the phantom was made in similar dimensions with different thicknesses of the Plexiglas pediatrics age ranges.

    Conclusion

    It seems that the phantom designed in the current study can be used to assess the doses of children in different age groups. It can also be used with local fitting for image quality control tools, such as contrast, resolution, etc, for evaluating the parameters related to the quality of the image in the actual condition.

    Keywords: Monte Carlo, Geometric Phantom Equivalent Body, Chest Phantom, pediatric Radiography
  • Maryam Iravani, Roya Mahinpour, Zohreh Zahraei*, Zeinab Toluei Pages 157-163
    Background

    Today, due to increased use of chemical drugs and spread of microbial resistance to antibiotics as well as the side effects of drug consumption, the identification and introduction of plant species with medicinal and antimicrobial properties have widely been regarded important. Different species of salvia L. have been used in traditional and modern medicine for therapeutic purposes. In the current study, the antimicrobial activity of the essential oils and methanolic extracts of aerial parts of four species of Salvia contains S. syriaca L. and S. ceratophylla L and two populations of S. reuterana Boiss., and two populations of S. limbata C.A. Mey. from Kashan region, were investigated.

    Materials and Methods

    An experimental research was conducted in in vitro conditions. Methanolic extract of samples was prepared using soxhlet apparatus. The essential oils were extracted using hydrodistillation using Clevenger method. Antimicrobial activity of this species was investigated using the Agar well diffusion technique and MIC and MBC tests.

    Findings

    The essential oils and methanolic extracts of these sample plants showed antimicrobial activity against Bacillus subtilis, Staphylococcus aureus, and Staphylococcus epidermidis in 30 mg/ml. In addition, extract of S. reuterana and essential oil of S. limbata from Dorreh inhibit the growth of Candida albicans.

    Conclusion

    It seems that considering the antimicrobial properties of some of the extracts and essential oils observed in the current study, they can be used as substitutions for the current antibiotics after more extensive graduate studies are performed.

    Keywords: Salvia, antimicrobial properties, methanolic extracts, well diffusion, essential oils
  • Sara Salimi, Saeid Ghorbian*, Reza Alibakhshi Pages 164-169
    Background

    Oligospermia and azoospermia play important roles in male infertility. HIWI genes family plays an important role in spermatogenesis from spermatogonial through protection and formation of meiosis. The single-nucleotide change in HIWI2 gene has been reported as a genetic factor affecting male infertility. The aim of the present study was to investigate the relationship between HIWI2 (rs508485 C>T) genetic changes and the risk of idiopathic severe oligospermia and azoospermia in infertile men.

    Materials and Methods

    A case-control investigation was performed on 100 blood samples of men with idiopathic azoospermia/severe oligozoospermia and 100 blood samples of fertile men with one chilled and without historical infertility who were referred to the infertility center of Motazedi Hospital in ermanshah during 2015-2017. To determine HIWI2 C>T gene polymorphism frequency, we used Tetra ARMS-PCR method and data was analyzed using chi-squat test.

    Results

    In our findings, the genotype frequencies did not show a statically significant difference in dominant (P=0.306, OR=0.704), recessive (P=0.359, OR=0.786), and codominant (P>0.05, OR=1.000) heredity models. The allele frequencies did not reveal a statically significant difference between the two groups (P=0.215, OR=0.774; CI=0.516-1.161).

    Conclusion

    Our investigation did not show any evidence to the effect of HIWI2 rs508485 gene polymorphism as a risk factor for idiopathic azoospermia/severe oligozoospermia.

    Keywords: HIWI2 Gene, Idiopathic Infertility, Oligozoospermia, Azoospermia
  • Nahid Askari*, Sara Shafieipour, Morteza Aghajanpour Pages 170-176
    Background

    Esophageal cancer is one of the most common gastrointestinal tract cancers. In cancer cells, interactions take place between apoptosis and cell proliferation and there is a positive correlation between BAX and BCL-2 genes expression levels and cancerous process. The MICAL-2 gene encodes monooxygenase enzyme which causes F-actin instability. Increasing the expression of this gene plays an important role in Epithelial-mesenchymal transition in cancerous tissue and consequently causes metastases. Since no study of MICAL-2, BAX, and BCL2 genes in esophageal cancer has been reported, the present study aimed to determine the expression of these genes in esophageal cancer patients in Kerman, Iran, in 2017-2018 using Real Time RT-qPCR.

    Materials and Methods

    A case-control study was designed to determine the changes in the expression level of BAX, BCL2, and MICAL-2 genes. A total of 40 samples (20 fresh tissues and 20 Paraffin Embedded tissues) and marginal non-tumor control tissues were obtained. First, total mRNAs of the samples were extracted, and then after cDNA synthesis, the expression rates of MICAL2, BAX, and BCL2 were determined using Real-Time RT-qPCR. The data were analyzed using descriptive and deductive statistic methods (Generalized Linear Models) at α < 0.05 via SPSS software (v.20).

    Results

    The expression levels of MICAL2 (1.2%) and BCL2 (2.04%) in patients with esophageal cancer were higher than those of normal tissues, while BAX (0.46%) gene expression in the normal tissue was higher than that of the cancerous ones. In the pathologic study, it was found that 62.5% of the samples were esophageal squamous cell carcinoma.

    Conclusion

    Regarding the changes in the expression of BAX, BCL2, and MICAL2 genes in esophageal cancer, for determination of the expression level in individuals who have a family history of this problem, these genes can be used as biomarkers, because the diagnosis of cancer in the early stages have definitely a better response to therapies.

    Keywords: Esophageal cancer, BAX, BCL2, MICAL2, Real Time RT-qPCR, Kerman
  • Yasaman Ebrahimikia, Shahram Darabi*, Farzad Rajaei, Hojjat, Allah Abbaszadeh Pages 177-185
    Background

    Multiple sclerosis (MS) is an inflammatory disease of the central nervous system which is accompanied by demyelination of the nerves, axonal loss, and disability. The availability of multiple diseasemodifying medications with regulatory approval to treat multiple sclerosis illustrates the substantial progress made in treating the disease. However, these drugs are only partially effective in preventing inflammatory tissue damage in the central nervous system and none of them directly promotes repair. The current treatments for MS largely comprise medications that are either immunomodulatory or immunosuppressive and are aimed at reducing the frequency and intensity of relapses. Recent studies have shown that cellular therapies are capable of repairing CNS neurons and can prevent inflammatory damage caused by the disease. 

    Materials and Methods

    A comprehensive review study was performed on MS, the etiologies, and treatmentmethods using the keywords including Stem Cells, Multiple Sclerosis, and Oligodendrocyte in valid medical databases, mainly PubMed. Among the collected papers, articles that were most relevant to the purposes of the study were selected and studied.

    Conclusion

    Cell therapy is considered a promising potential treatment for multiple sclerosis, perhaps particularly for the progressive form of the disease for which there is currently no useful treatment. Stem cells can be differentiated into nerve cells, including oligodendrocytes, in the patient’s body and help repair neuronal myelin. Thus, in the present article, we reviewed a variety of cellular resources and their characteristics for
    the treatment of MS.

    Keywords: Stem cells, Multiple sclerosis, Oligodendrocyte