فهرست مطالب

  • پیاپی 86 (1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • خدابخش اسداللهی*، منصور علیزاده بیگدیلو، ابراهیم رنجبر صفحات 7-29

    شاعران عارف برای تجسم بخشیدن به مفاهیم عرفانی خود از صورت های زبانی به ویژه الفاظ مربوط به حیوانات استفاده می کنند. در تحقیق حاضر، برای کشف و روشن کردن مفاهیم مطلوب مولانا به مثابه حوزه مقصد، لفظ «شیر» به منزله حوزه مبدا در غزل های دیوان کبیر با استفاده از نظریه استعاره شناختی لیکاف و جانسون بررسی می شود. بررسی ها نشان می دهد که مولانا با ترفند اقتصاد زبانی و ارائه چندین تصویر ذهنی با یک لفظ (شیر)، توانسته است نشاط، تازگی و تنوع شگفت آوری از اندیشه و تفکر عرفانی خود را نمایان سازد. طبق بسامدهایی که در این پژوهش به دست آمد، لفظ شیر در نظام مفهوم عرفانی مولانا تصویر مثبتی دارد؛ دل و عشق در برابر عقل اهمیت و جایگاه والاتری دارد؛ مفاهیم مهم «انسان کامل» در برابر نفس و «معشوق» برای نشان دادن عظمت مطلق حق تعالی از راه نمود عینی «شیر» بیان می شود. خلاصه اینکه، انتخاب لفظ شیر برای بیان معانی و مفاهیم والا و ضرور عرفانی، از روح کمال طلبی، خوش بینی و علو طبع مولانا حکایت دارد. در این تحقیق، که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، پس از مباحث مقدماتی درباره استعاره مفهومی و مبدا حیوانات، و زبان استعاری مولانا، برای هر نوع از انواع حوزه مقصد، چند نمونه از ابیات نقل شده است. مشخص کردن الگوی استنباطی، قلمرو منبع یا حسی، تعمیم چندمعنا، نگاشت عمومی و نگاشت جزئی در هر تقسیم بندی گام بعدی است؛ سپس، در جدولی، به بسامد حوزه های مقصد و تعمیم های معنایی آنها و در نهایت به تحلیل داده ها پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: مقوله بندی، استعاره مفهومی، شیر، غزل های مولانا
  • مهرداد اکبری گندمانی*، مهدی رضا کمالی بانیانی صفحات 31-59

    شیوه نگرش و رویکرد شاعران و نویسندگان به جهان را در قالب آثار ادبی و از خلال دستگاه بلاغی آنها می توان مشاهده کرد. یکی از عوامل تاثیرگذار در شکل گیری و دگرگونی این دیدگاه ها و رویکردها تحولاتی است که جهان آنها را، در سطوح مختلف، دربرمی گیرد. یکی از ساختارهای مهم دستگاه بلاغی تشبیه است. در این پژوهش تلاش شده است تا نشان داده شود که چگونه ساختارهای تشبیهی بیدل، در پیوند با دیگر ساختارهای بلاغی، تحولات بافت های موقعیتی را در سطوح مختلف آشکار می کنند. از سوی دیگر، به این مسئله پرداخته شده است که دگرگونی های آشکار و پنهان در این دوره، چگونه افق های انتظار دوره های پیشین را تحت تاثیر قرار داده و گاه به پایه ریزی و شکل گیری افق های جدید منجر شده است. آثار بیدل در این میان به مثابه زمینه ای در نظر گرفته شده است که تا حد زیادی می توان تحولات درونی آنها را به دیگر زمینه ها، از جمله سبک هندی، بسط داد. با بررسی صورت گرفته مشاهده شد که بیدل نه تنها گاه از تشبی هات قدیمی ساختارهایی تازه خلق کرده است، بلکه با ایجاد شبکه های زنجیروار تشبیهی، وفور تصاویر ترکیبی، ساخت تصاویر متعدد با استفاده از چندوجهی بودن واژه ها، تعامل تصاویر مرکزی و حاشیه ای و... ساختارهایی نو بنا نهاده است. همچنین، پس از بررسی بافت موقعیتی عهد صفوی، بافت زبانی سبک هندی، و ساختارهای رایج تشبیهی در آن سبک، در نهایت، به بررسی ساختارهای تشبیهی تازه و ویژگی های آن در اشعار بیدل پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: ساختارهای تشبیهی، سنت، سبک هندی، بیدل دهلوی
  • علی تسلیمی*، بهروز محمود بختیاری، محمود رنجبر، فخری رسولی گروی صفحات 61-80

    مولف پنهان و خواننده پنهان از مولفه های الگوی ارتباط روایی است که نقش برجسته ای در واکاوی و دریافت عناصر پنهان در متن ایفا می کند؛ ازاین رو، بررسی آن در آثار هنری از لایه های زیرساختی روایت پرده برمی دارد و دریچه های تازه ای را به روی فهم مخاطب می گشاید. افزون بر آن، نشان می دهد که کدام یک از رسانه های رمان یا فیلم، بهتر توانسته است گره های رسانه هم عرض خود را در جهت فهم بهتر مخاطب باز کند. رمان گاوخونی و فیلم اقتباسی آن نیز از جمله آثاری اند که پیرنگ ارائه شده در آنها، نه علی و معلولی، بلکه درونی و سیال است. مخاطب در چنین فضایی باید با رمزگشایی از نشانه های متنی به بررسی چگونگی شکل گیری نگاه و ذهنیت شخصیت ها بپردازد. اقتباس افخمی از رمان گاوخونی اقتباسی کاملا وفادار است و همه عناصر داستان در فیلم هم عینا تکرار شده اند، اما افخمی از این عناصر در جهت ارائه مفاهیم ایدئولوژیک مورد نظر خود سود جسته است. تکرار یکی از این شیوه هاست که هم نویسنده و هم کارگردان از آن برای انتقال مفاهیم به مخاطب استفاده کرده اند. این پژوهش قصد دارد با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد روایت شناختی و میان رشته ای، به بررسی و تحلیل شیوه های بازنمایی مولف پنهان و خواننده پنهان در دو رسانه رمان و فیلم بپردازد و ازآنجاکه نویسنده و خواننده هر عصری به درون اثر پرتاب می شوند و مطابق انتظاراتشان معانی تازه ای کشف می کنند، در اینجا نیز معانی تازه ای از متن روایی گاوخونی و فیلم اقتباسی آن برای مخاطب آشکار می شود.

    کلیدواژگان: روایت، رمان، فیلم، مولف پنهان، خواننده پنهان، گاوخونی
  • سید ارسلان ساداتی*، پروانه عادل زاده صفحات 81-102

    این تحقیق، به شرح و توضیح مبانی رمز های اساسی «هدهد» و «سیمرغ» در محتوای رمزی تمثیلی منطق الطیر عطار و «ملک مرغان» و «مرغ راوی روایت» در رسالهالطیر ابن سینا می پردازد . اهمیت این کار در رفع ابهاماتی است که در اثر تاویل سلیقه ای این رمز ها در محتوای این رسالات رمزی تمثیلی نهادینه شده است. حوزه تحقیق این گزارش، رمزی ‍ تمثیلی نگاری ناگزیر مفاهیم شناخت شناسانه، در دوران معارضه های فکری قرون پنجم تا هفتم و تعمیق ابهامات رموز در اثر تاویلات هم سو با پندار ها و باور های حاکم در قرن های گذشته است. این تحقیق کتابخانه ای مبتنی بر بررسی دقیق محتوای متون مرتبط با موضوع، هریک در بستر و چارچوب فکری مربوط به محتوای همان موضوع، و برهم سنجش مفاهیم مشابه و متباین و استنتاج مبتنی بر تحلیل و تفسیر مستدل است. یافته های این تحقیق، تناقض تفسیرهای حاکم بر مفاهیم رموز ذکرشده را نشان می دهد.  علاوه براین، یافته های مطالعه نشان دهنده اهمیت تحقیقات بیشتر درباره مفاهیم رمزها و نکات کلیدی این تحقیق است. یافته های تحقیق تباین تاویلات رایج با مفاهیم رموز موصوف این تحقیق را نشان می دهد؛ و نیز مبین ضرورت بازنگری در مفاهیم محتوای رموز وفق پیشنهادهای این گزارش است.

    کلیدواژگان: هدهد، سیمرغ، ملک مرغان، نفس ناطقه
  • چیمن فتحی*، رامین محرمی، بیژن ظهیری ناو، شهریار گیتی صفحات 103-125

    شاهنامه فردوسی، حماسه منظوم اساطیری ایران، بر مدار ستیز نیروهای عینیت یافته ناساز عالم، یعنی ایران و انیران و نبرد شخصیت ها و قهرمانان آن، می گردد؛ زیرا از دیدگاهی فلسفی، طرح هستی تاریخ اساطیری ایران هم اساسا بر مبنای هماویزی دوگانه های ناساز افکنده شده است. یکی از مهم ترین دیدگاه های فلسفی به تاریخ، نگرش فریدریش هگل، فیلسوف تاریخ گرای آلمانی، است. در این نگرش، ماهیت و هدف تاریخ، همان ماهیت انسان است و ماهیت انسان، رسیدن به خودآگاهی و آزادی است و این آزادی تنها به نحو تدریجی و دیالکتیکی تحقق پذیر است؛ از این رو، در فلسفه هگل، جنگ وسیله ای برای پیش برد دیالکتیک تاریخ به شمار می آید و ایجاد پیکار میان شخصیت های انسانی، به مثابه خدایگان و بنده، اساس رسیدن به خودآگاهی معرفی شده است. نبرد بین انسان ها در شاهنامه فردوسی هم گفتار «خدایگان و بنده» در فلسفه هگل را به ذهن متبادر می کند. در بخش اساطیری شاهنامه، دست یابی به خودآگاهی و تحقق آن در تاریخ اساطیری ایران، تنها از راه نبرد دو سوی مخالف، به مثابه خدایگان و بنده، در نبردهای بین جمشید و ضحاک، ضحاک و کاوه (و آن گاه فریدون)، فرزندان فریدون، شهادت ایرج و کین خواهی (دادباوری) او به وسیله منوچهر روی می دهد. این جستار، با رویکردی تحلیلی توصیفی به تحلیل فلسفه تاریخ شاهنامه فردوسی، با تاکید بر گفتار «خدایگان و بنده» پرداخته و به این نتیجه رسیده است که در این حماسه اساطیری، همه ستیزگی ها هر بار به گونه ای آمیختگی وحدت بخش نائل می آیند که هم تراز لحظه های سنتز یا هم نهاد دیالکتیکی هگلی و در حقیقت، اسباب فراگرد تاریخی و راه رسیدن به خودآگاهی و آزادی از رهگذری دیالکتیکی است و این همان امکان خوانش فلسفه تاریخ اساطیری ایران در شاهنامه فردوسی برپایه فلسفه تاریخ هگلی است.
    ف

    کلیدواژگان: لسفه تاریخ اساطیری ایران، شاهنامه فردوسی، فلسفه تاریخ هگل، خدایگان و بنده
  • غلامعلی فلاح*، فردوس آقاگل زاده، حمید عبداللهیان، زینب زرهانی صفحات 127-150

    نقش و کارکرد ایدئولوژیک زبان در شاهنامه یکی از مباحثی است که تاکنون کمتر با رویکردی نظریه محور به آن توجه شده است. این پژوهش در پی بررسی این مسئله است که فردوسی در شاهنامه چگونه از زبان در جهت القای ایدئولوژی برتری ایرانیان بهره برده است و با استفاده از چه سازوکارهای کلامی ای، توانسته این مسئله را گفتمان سازی کند. برای نیل به این هدف، در پژوهش حاضر از چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی مبتنی بر رهیافت تئون ون دایک (2005 و 2000) استفاده شده است. نبرد "رستم و چنگش" در داستان "رستم و خاقان چین" پیکره تحقیق حاضر است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که فردوسی با استفاده از راهبردهای ایدئولوژیکی کلامی نظیر قطب بندی، بازنمایی مثبت گروه خودی، بازنمایی منفی گروه دیگری، واژگان گرایی، توصیف کنشگران و تعمیم بخشی، توانسته ایدئولوژی برتری ایرانیان را گفتمان سازی کند.

    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان انتقادی، ون دایک، مربع ایدئولوژیک، شاهنامه، «رستم و چنگش»
  • ابراهیم کنعانی* صفحات 151-177

    یکی از کارکردهای مهم هر نظام نشانه معنایی کارکرد مکانی آن است. مکان ها به شکل های مختلف عینی، کنشی، شوشی، روایی و اسطوره ای در گفتمان نقش دارند و از کارکردهای ارجاعی، تنشی، استعاری و استعلایی برخوردارند و در شکل دهی به معنا نقش آفرین هستند. با تقویت جنبه عینی مکان، بعد شناختی آن اوج می گیرد و با تضعیف این جنبه، وجه استعاری آن تقویت می شود و مکان به سوی فضاشدگی سوق می یابد. در داستان «شب سهراب کشان»، مکان با حضور کنشگران گفتمان و تقابل، تعامل و هم کنشی آنها، هربار به گونه ای استحاله می یابد. در نتیجه، سیال می شود و همین عامل به آن ویژگی فرامکانی می دهد. کارکردهای نشانه معناشناختی چنین وضعیتی چیست؟ پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه و طی چه فرآیندی، استحاله مکان شکل می گیرد و چطور و با کدام کارکردها زمینه استعلای آن فراهم می شود. این پژوهش، بر مبنای این فرضیه مهم شکل می گیرد که مکان با توجه به تقابل، تعامل و هم کنشی کنشگران آن، کارکردی هویتی و شوشی پیدا می کند. سپس، با تاثیرپذیری از این وضعیت، در گستره ای از مکان تا فضا سیال می شود و سرانجام به مکانی هستی محور و استعلایی بدل می شود که مهم ترین نتیجه آن هم کنشی کنشگر و مکان و در مرتبه بالاتر وحدت و این همانی کنشگر با شخصیت اسطوره ای سهراب و شاهنامه در داستان برگزیده این پژوهش است. هدف این پژوهش، بررسی ویژگی های نشانه معناشناختی مکان و فضا در داستان «شب سهراب کشان» و تحلیل شروط استحاله مکانی و استعلای آن به فرامکان است. این پژوهش نشان داد که مکان های مختلف پیوستاری، ناپیوستار، القایی، گردبادی و استعلایی در این گفتمان نقش ایفا می کنند و این مکان ها همواره از کارکردهای کنشی، شوشی، عاطفی، القایی، اسطوره ای و استعلایی برخوردارند.

    کلیدواژگان: نشانه معناشناسی، مکان، فضا، استعلا، «شب سهراب کشان»
  • امید مجد*، شفق غلامی شعبانی صفحات 179-193

    متون حکمی و تعلیمی بخش وسیعی از ادبیات فارسی را تشکیل می دهند. بدون شک، اگر «القای ذهنیتی خاص به مخاطب و کوشش برای اقناع و تسخیر ذهن او» مهم ترین هدف این متون نباشد، یکی از مهم ترین اهداف آنها خواهد بود؛ بدین معنا که شاعر یا نویسنده این متون می کوشد تا با مجاب کردن خواننده از نظر فکری، او را به سمت وسویی که دل خواه نویسنده است بکشاند. روش تحقیق حاضر کتابخانه ای و آماری است. این مقاله با بررسی گلستان سعدی، شیوه های مختلف «تسخیر ذهن خواننده» را استخراج و استنباط و آنها را ذیل چهار دسته کلی و نه زیرشاخه فرعی تقسیم کرده است که بیشترین بسامد آماری در روش های اقناع مخاطب در گلستان، با 30درصد، از آن استدلال و سپس تمثیل با بسامد 6/26 درصد است که دو بعد  استدلالی و ادبی ذهن ایرانیان را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: متون حکمی و تعلیمی، اقناع مخاطب، ذهن مخاطب، گلستان سعدی
  • حسین محمدی* صفحات 195-214

    دو تمدن کهن ایران و هند، به دلیل روابط دیرینه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، شناختی نسبی از هویت یکدیگر داشته اند که در طول زمان صیقل خورده، تکمیل و گاهی نمادین شده است. بی گمان، برای شناخت تاریخ ایران و هند عصر باستان و چگونگی روابط این دو ملت، ناگزیر از دریافتن تصویر تاریخی هند در فرهنگ ایران هستیم. بررسی اسطوره، حماسه و شعر، ما را در رسیدن به واقعیت های تاریخی یاری می رساند. شاهنامه این قابلیت را دارد که بیان کننده تاریخ و فرهنگ ایران و هند باشد. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به این پرسش اصلی پاسخ دهیم که اصولا فردوسی در شاهنامه تا چه حد از منابع تاریخی و متون پهلوی تبعیت کرده است. نوشتار نشان می دهد که فردوسی از منابعی که در دست داشته تبعیت کرده و در قسمت های مربوط به عصر ساسانیان با کارنامه اردشیر بابکان، یادگار زریران و خدای نامک اختلاف مهمی ندارد.

    کلیدواژگان: شاهنامه، افسانه، تاریخ، هند، ساسانیان
  • علیرضا مظفری*، بهمن نزهت، محمد احسانی صفحات 215-233

    ازآنجاکه روح انسان تعالی طلب است، پیوسته درصدد کشف نادانسته ها برمی آید؛ بنابراین، ابزارهایی را جست وجو می کند تا به زندگی بهتر دست یابد و در پی ایجاد شهر آرمانی یا مدینه فاضله، ناکجاآباد، جهان مطلوب و... است. صوفیه به نسبت دیگر اقشار جامعه با واقعیت های اجتماعی و بومی خود مانوس تر بودند و جامعه را پر از کاستی می دیدند و بر آن بودند که با شناخت جامعه موجود و درک کاستی ها و نارسایی های آن، انسان را به جهان مطلوب رهنمون شوند. تلقی عارفانی چون سنایی، عطار و مولوی از آرمان شهر، با برداشت فلاسفه و متشرعان از آن تفاوت های بنیادین دارد. در پی این مهم، همواره اندیشمندان، شاعران و نویسندگان ویژگی هایی را برای آرمان شهر برشمرده اند که اگرچه اشتراک هایی با هم دارند، در برخی مختصات متفاوت اند. در این جستار سعی شده است با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی مهم ترین آثار ادبی قرن های ششم و هفتم هجری، سیر تحول مفهوم آرمان شهر در آثار بزرگان شعر عرفانی فارسی بررسی شود تا ازیک سو ویژگی های هر یک از آرمان شهرها مشخص شود و از جانبی دیگر، تفاوت و تمایز هر یک از آنها با توجه به ویژگی های سیاسی اجتماعی آن دوران نمایانده شود.

    کلیدواژگان: ادبیات عرفانی، شعر عرفانی، آرمان شهر، تحولات سیاسی- اجتماعی
  • عفت نقابی*، حکیمه دبیران، ناهید اخوان کاظمی صفحات 235-258

    فرآیند روایت داستان و شگردهای روایی آن مخاطب را در جهت درک نحوه وقوع داستان هدایت می کند. در این میان، استفاده از تصاویر مکرر در متن داستانی ممکن است دستمایه ای خاص در خلق اثر هنری برای گوینده باشد. یکی از درون مایه های اصلی شاهنامه فردوسی پرداخت مکرر به دنیا و تصاویر برخاسته از آن است. این تصویر از جمله تصاویری است که ذهن راوی شاهنامه را در بخش های مختلف داستان ها به خود مشغول کرده است و حتی توجه فردوسی به این امر سبب شده تا سرعت روایت کند شود. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل تصویر دنیا در «داستان سیاوش» با استفاده از مولفه های پنج گانه روایی ژنت است. استفاده از نوع روایی آینده نگر، کاربرد بسامد مکرر و کانون روایی این داستان در پرداخت به تصویر دنیا، نشان می دهد که تصویری خاص از درون مایه ای ویژه نیز می تواند در ترتیب نقل وقایع و کنش های داستانی با به هم ریختگی توالی زمانی، سرعت ادراک خواننده را کاهش دهد و در نتیجه تمایل مخاطب را به دانستن نحوه وقوع داستان افزون کند.

    کلیدواژگان: روایت، ژرار ژانت، فردوسی، «داستان سیاوش»، تصویر دنیا
  • زینب نوروزی*، طاهره غلامی صفحات 259-281

    طرح نظریه چندصدایی باختین در گستره نقد ادبی، نوع نگرش به متون ادبی دگرگون شد و با توجه به نیازهای جامعه مدرن، این گفتمان در کانون توجه اندیشه وران و نظریه پردازان متون ادبی قرار گرفت. چندصدایی، با امکانات فرازبانی ویژه خود، با رویکردی نو، بازاندیشی مخاطب را به ارمغان می آورد تا دریافتی متفاوت را تجربه کند. در این پژوهش، که بر پایه تحلیل محتوا و منطق مکالمه باختین، صورت گرفته، می توان سنگ صبور را به مثابه اثری چندصدا و دارای قابلیت مکالمه و گفت وشنود بررسی و تحلیل کرد. رمان سنگ صبور با ساختاری ویژه و متفاوت نسبت به دیگر آثار چوبک و بهره مندی از مولفه هایی چون کثرت آواها، بهره گیری از شیوه جریان سیال ذهن، تک گویی درونی، کارکردهای بینامتنی، گفتمان دوسویه، مکاتب ادبی و... داستانی چندصدایی است. سعی نگارنده بر آن بوده که بتواند مولفه های چندصدایی را در متن بیابد و تاثیر آن موارد را بر چندصداشدن متن نشان دهد.

    کلیدواژگان: چندصدایی، گفت وگومندی، صادق چوبک، سنگ صبور، بینامتنی
|
  • Khodabakhsh Asadollahi*, Mansour Alizadeh Beygdiloo, Ibrahim Ranjbar Pages 7-29

    Sufi and mystic poets employ linguistic evidence, especially expressions regarding animals, to represent mystic concepts. In this study, to explore and clarify the meanings Mulana intended to convey as the field of destination, we will examine the linguistic expression “the Lion” as the field of origination in ghazals of Divan Kabir by using the conceptual theories of metaphor introduced by George Lakoff and Mark Johnsen. Studies have shown that Mulana, by utilizing linguistic economy and provoking multiple mental images with the use of a single expression (lion), has successfully exhibited a vital and variegated spectrum of his mystic thoughts.  According to the frequency explored in this article, the expression ‘lion’ in the mystic conceptual system of Mulana enjoys a positive meaning; heart and love are more significant in comparison to reason; the crucial concept of “complete man” against human ego and “beloved” are used to represent the absolute superiority of God through visual representation of “the lion”. All in all, employing the expression of the lion to point to sublime meanings and concepts central to mysticism is an indication of Mulana’s idealistic spirit, his sanguinity and sublimated nature. In this piece of research, which is carried out through a descriptive-analytical method, after an introductory note on conceptual metaphor, origination of animal metaphors, and Mulana’s metaphoric language, the writers provide different verses as an example of different kinds of destination fields. Determining the conceptual framework, field of origination or emotive field, application of various meanings’ general and local inscription in each category would be the next step. Finally, the frequency of the fields of destination and their conceptual generalizations will be presented in a table and the data will be explicated.

    Keywords: categorization, conceptual metaphor, Lion, Rumi's ghazals
  • Mehrdad Akbari Gandomani*, Mehdi Reza Kamali Baniani Pages 31-59

    Through a rhetorical system, poets’ and writers’ worldview is reflected in their literary works. One effective factor in forming or changing these viewpoints is the happenings and changes of the world poets dwell on different levels. Simile is an important structure in the rhetorical system. In this piece of research the writers have tried to show how structure of simile in Bidel reveals transformations in the texture of situation on different levels through establishing relations with other rhetorical structures. Moreover, the research also investigates how vivid or subdued transformations in the current period affect the horizon of expectation of previous ages resulting in the formation of new horizons. In this article, the poems of Bidel are regarded as a field the intrinsic transformations in which can be attributed to other fields such as Hindi style of poetry. Through this study, it became obvious that not only the poet (Bidel) sometimes creates new structures out of old similes, but also he establishes new structures by creating chains of similes networks, resulting in the abundance of syntactic images, or  several images using multidimensional words, etc. In the following article, situational texture of Safavid era, linguistic texture of Hindi style, its common simile structures, and at last, new simile structures and their features in Bidel’s poems are studied.

    Keywords: simile structures, tradition, Hindi style, Bidel Dehlavi
  • Ali Taslimi*, Behrouz Mahmoudi Bakhtiari, Mahmoud Ranjbar, Fakhry Rasouli Geravi Pages 61-80

    Implied author and implied reader are components of a narrative structure, playing a crucial role in illuminating hidden elements within a text. Therefore, studying these elements in literary works can expose the underlying layers of narration and open up new critical outlooks to the readers. Furthermore and in cases of cinematic adaptations, it explains whether this was the novel or the film that has managed to unravel narrative complexities of the other medium more successfully and better facilitate audience understanding. The novel GavKhuni and its film adaptation are among works in which the plot is not causal, but internal and fluid. Thus, the reader has to decode textual evidence in order to understand how conceptions and viewpoints are formed in characters. Afkhami’s adaptation of GavKhuni is totally loyal and all elements of the story are faithfully mirrored in the film. However, Afkhami has made use of these elements to present his own ideological concepts. Repetition is a method that both the author and the director have used to transfer their ideas to the audience. Using a descriptive-analytical methodology and a narratological and inter-disciplinary approach, the present research attempts to analyze the ways in which implied author and reader are represented in the novel and the film. Since the author and the reader of each era are thrown into their work and new meanings are discovered in fulfillment of their expectations, thus the audience of this novel and film would discover new meanings from out of the narrative text of GavKhuni as well as its adaptation.

    Keywords: narration, novel, film, implied author, implied reader
  • Seyyed Arsalan Sadati*, Parvaneh Adelzadeh Pages 81-102

    This research explains the principles governing major codes of "Hodhod" and "Simorgh" in the Attar's Mantiq al-Tayr, and codes of "The King of Birds" and the "Storyteller Bird" in the Avicenna's Risalat Al-Tayr. The significance of this study lies in its endeavor to abolish ambiguities regarding the meanings of these cods which due to personal and subjective trends of interpretation and commentary on these allegorical works is institutionalized. This study tackles the issue of necessary allegorical and coded writing styles when texts came to deal with epistemological concepts which was a result of conceptual conflicts that existed from fifth century to seventh century, and forced interpretations on texts’ meanings which were merely a reflection and satisfaction of expectations of critics of an age. This study is library research and is based on a thorough examination of the content of relevant literature on this subject, each in its pertinent context, followed by a co-examination of intersections between the texts and the contexts. This study concludes its premises through deep analysis and critically supported interpretations. The findings of this study reveal the contradictions that govern interpretations of the aforementioned concepts. Furthermore, findings of this study demonstrate the necessity of further investigation in this field

    Keywords: Hodhod, Simorgh, The king of birds, Storyteller Bird
  • Chiman Fathi*, Ramin Moharrami, Bijan Zahiri Nav, Shahriar Giti Pages 103-125

    Firdowsi's Shahnameh, the poetic mythological epic of Iran, is created on the base of opposite forces of the world, namely Iran and Aniran and the battles of their people, because the design of the mythological history of Iran is also basically created on the intercourse of opposites .One of the most comprehensive philosophical views on history is  Friedrich Hegel's attitude. In this view, the nature and purpose of history is the same as nature of the human, and the nature of the human is the attainment of consciousness and freedom. This freedom can only be realized gradually and dialectically; hence, in the Hegelian philosophy the war is a way to dialectical furtherance of history and the inception of the struggle between human beings, as gods and servants, has been introduced as the basis for achieving self-consciousness. The battle between human beings in Firdowsi's Shahnameh resembles the dialectical relation of "Gods and Servants" in Hegel's philosophy. In the mythological part of Shahnameh, the achievement of self-consciousness is only through the battle of the two sides of the opposition, as gods and servants in the battles between Jamshid and Zahak, Zahak and Kaveh (and then Fereydoun), the sons of Fereydoun, and the subsequent martyrdom of Iraj and his reprisal by Manuchehr. This essay, with an analytical-descriptive approach, will analyze the philosophy of the history of Firdowsi's Shahnameh, emphasizing  the relation between "gods and servants", and concludes that in this work all conflicts will achieve a resolution that can be identified as the moments of Hegelian dialectic, and in fact, the path to self-awareness and freedom, and this is the same as the possibility of reading  philosophy of mythical history of Iran in Firdowsi's Shahnameh based on Hegelian philosophy of history.

    Keywords: Philosophy of mythological history of Iran, Firdowsi's Shahnameh, Hegelian philosophy of history, gods, servants
  • Qolam Ali Fallah*, Ferdows Aghagolzadeh, Hamid Abdollahian, Zeinab Zarhani Pages 127-150

    Shahnameh of Ferdowsi has been continuously studied by numerous researchers and scholars from literary, mythological and cultural aspects. One of the rarely and less noticed issues in this regard is investigating the ideological role and function of language in this piece of literature based on a certain adopted theory and method. In other words, the writers of this article try to understand how Ferdowsi utilizes language to engender the ideology of Iranian superiority and revive Iranian identity by producing the relevant discourse. To achieve this goal, the current study has been constructed over the theoretical framework of critical discourse analysis introduced by the famous linguist Teun van Dijk. We also focus on the battle of Rostam and Chengesh in the story of “Rostam and Chinese Khaghan” (“Rostam and the king of China”) to restrict the research area. The results show that Ferdowsi employs some strategies such as ideological polarization, positive self-presentation, negative other-presentation, lexicalization, and actor description to make a discourse on the supremacy of the Iranians.

    Keywords: critical discourse analysis, Teun van Dijk, Ideology, Ideological square, Shahnameh, Rostam, Chengesh
  • Ebrahim Kanani* Pages 151-177

    One of the important functions of every Semiotic system is its local function. In a discourse, places have various roles such as objective, acting, being, abstract, narrative and mythical. In addition they have referential, narrative, tensional, metaphorical and transcendental functions and they play a role in creation of meaning. By strengthening objective and physical aspects of place, its cognitive dimension gets strong, while by making these aspects weaker its metaphorical dimensions are strengthened. Therefore, place is transformed into space disruption. In the "The Night when Sohrab was killed", place transforms in a way in relation to acting discourse, reciprocity and their interaction; Place becomes flexible and acquires a trans-place characteristic. The main question of the research is how and by what process does transformation of place happen, and what function leads to this transformation.  The current research is on the basis of the hypothesis that place in accordance with its functions of reciprocity, interaction, and interactive action-oriented features acquires an identity and static function. The effect of such functions on place is that it leads to its flexibility in the realm of place and space and eventually it becomes an existential and transformational place, which its main output, on the one hand, is interaction of the actor and place and on the other hand, its unity and harmony with Sohrab's mythical features and universe. The purpose of this research is to study Semiotic characteristics of place and space and to analyze conditions, place transformation and conversion of place into trans-place. This research showed that different continuous locations, non-continuations, induction, whirlwinds, and transcendence play a role in this discourse, and so these places always have active, static, emotional, inductive, mythical and transcendental functions.

    Keywords: semiotics of discourse, place, space, “The Night when Sohrab was killed”
  • Omid Majd*, Shafagh Gholami Shabani Pages 179-193

    Moralistic and didactic texts make up a large part of Persian literature. Undoubtedly, if "the inculcation of a particular concept into the mind of the reader and the attempt to persuade and conquer his mind" is not the main purpose of these texts, it is definitely one of their most important goals. In this sense, the poet or writer of such texts tries to persuade the reader and sway his mind to his desired position. This paper has extracted various methods of “capturing the mind of the reader” in Golestan by Saadi, and has divided these methods into four general categories and nine sub-categories. The most frequent statistical frequency in the methods of persuading the audience in Golestan is the argument, with a frequency of 30%, and then the allegory with a frequency of 26,6%, which shows argumentative and literary aspects of the Iranian mind to be active.

    Keywords: Moralistic, didactic texts, Persuading the audience, The mind of the audience, Golestan by Saadi
  • Hossein Mohammadi* Pages 195-214

    The two ancient civilizations of Iran and India, due to their long-standing cultural, political and economic relations, have had a relative cognition of each other's identity, which has, over time, become more logical, complete, and at times symbolic. Undoubtedly, in order to understand the history of Iran and India in ancient times and how these two nations interacted, we must inevitably find the historical image of India in Iranian culture. The study of myth, epic literature and versifications helps us to reach historical realities. Shahnameh can represent Iranian and Indian history and culture. In this research, we seek to answer the main question by using descriptive-analytical method and library resources. To a large extent, Firdowsi has remained faithful to historical sources and Pahlavi texts in Shahnameh. The text shows that Firdowsi has followed the sources that have been used and there is no significant difference between them especially those of the Sassanid era, such as Karnameh Ardeshir Babakan, A Relic from Zariran and Kodaynamak and Shahnameh.

    Keywords: Shahnameh, myth, history, India, the Sassanids
  • Alireza Mozafari*, Bahman Nozhat, Mohammad Ehsani Pages 215-233

    Since human soul seeks excellence, he continuously hunts for answers to his questions. Therefore, he works towards tools to help him achieve a better life, create a dream world (Armanshahr) or utopia; a nowhere; his desired world. The Sufis has been more attentive to the local realities of their society, and they saw the society full of shortcomings and sought to lead their people into a desirable world by knowing the existing society and understanding its shortcomings and failures. The mystic understanding of Sanaei, Attar and Rumi of utopia is different from the perception of philosophers and scholars. In this way, scholars, poets and writers attribute some features to utopia, and although these features share some commonalities, they are different in some aspects as well. In this research, we have tried to study the main literary works of the 6th and 7th centuries through descriptive-analytical methods to, on the one hand, explore the evolution of the concept of utopia in the works of the elders of Persian mystic poetry, and on the other hand to explore the characteristics of their utopias and their differences according to the socio-political characteristics of that period.

    Keywords: Mystical literature, Mystical poem, utopia, socio-political transformations
  • Effat Neghabi*, Hakimeh Dabiran, Nahid Sadat Akhavan Kazemi Pages 235-258

    Narrative process and its narrative mechanisms help the reader make sense of the way events happen in a story. Using repeating images in the text of a story is a method of narrative development.  In Shahnameh, dealing with the world and images it gives rise to is one of the central motives of the text. The narrator in different parts of the poem seems captivated by the image of the world and this fact impedes narrative progress. This article intends to analyze “the images of the world” in “the story of Siavash” in Shahname from Gerard Genette’s perspective, employing his five narrative features. This narrative by the use of prior narration, repeating narration and focalization presents an image of the world, this technique also pinpoints the way a specific image of a special theme has the potential to reduce the speed of reader comprehension by tampering with the order of events narrated or actions or by disrupting narrative time, and as a result it can boost the texts suspense or the reader’s interest in knowing how the events will evolve.

    Keywords: Narrative, Genette, Firdowsi, The Story of Siavash, image of the world
  • Zeinab Norouzi*, Tahereh Gholami Pages 259-281

    With the development of Bakhtin's theory of polyphony in literary criticism, the kind of attitude to literary texts has changed, and according to the needs of modern society, this discourse became the focus of attention of thinkers and literary theorists. Polyphony, with its own meta-lingual potentials, brings with it a new approach, a rethinking of the audience, so that the reader can have a new range of experiences. In this research, employing Bakhtinian dialogical logic, it is possible to examine Sange Saboor as polyphonic and dialogical. Sange Saboor has a special structure that differs from other works of Chubak and utilizes components such as the plurality of voices, the use of stream of consciousness, internal  monologue, intertextuality,  two-way discourse, literary schools, etc. The author of this article attempts to find the features that turn the text polyphonic and explore their function.

    Keywords: polyphonic, dialogic, Sadegh Chubak, Sange Sabour, intertextuality