فهرست مطالب

سیاست علم و فناوری - سال یازدهم شماره 3 (پیاپی 43، پاییز 1398)
  • سال یازدهم شماره 3 (پیاپی 43، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • پریسا علیزاده* صفحه 0

    نظام ملی نوآوری ایران در سال‏های اخیر شاهد افزایش تعداد کنشگران سازمانی خود بوده است. این کنشگران در سطوح مختلف فعالیت می کنند؛ از حکمرانی و تدوین سیاست های کلی گرفته تا حمایت از انجام تحقیق و توسعه، اشاعه، به کارگیری فناوری و تجاری سازی نوآوری. طی این سال ها طیف سیاست های حمایتی ارائه‌شده توسط این سازمان ها گسترده‏تر و ابزارهای سیاستی به کارگرفته‌شده توسط آن‌ها نیز متنوع‏تر شده‌است. اگر زمانی بخش عمده تلاش‏ها برای حمایت از توسعه فناوری در کشور به انتقال فناوری از کشورهای دیگر با محوریت دفتر همکاری‏های فناوری ریاست جمهوری محدود می‏شد، امروز تقریبا همه دستگاه‏های دولتی و وزارتخانه‏ها، یک معاونت پژوهش و فناوری و ردیف بودجه مستقل برای تحقیق و توسعه فناوری دارند. در سطح فراوزارتخانه ای، شورای عالی عتف به موجب قانون مصوب مجلس تشکیل شده و متولی قانونی سیاستگذاری و برنامه‏ریزی کلان در حوزه علم، فناوری و نوآوری است. معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری با ماموریت تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه آغاز به فعالیت کرده‌است. ستادهای حمایت از توسعه فناوری ذیل معاونت علمی نیز با هدف حمایت از طرح‏های توسعه فناوری شکل گرفته و در زمینه فناوری های مختلف فعالیت می کنند. بنیاد ملی نخبگان نیز حمایت ها و تسهیلاتی برای دانش آموختگان برتر دانشگاه ها ارائه می کند. سرمایه صندوق نوآوری و شکوفایی نیز به عنوان مهم‌ترین نهاد تامین مالی نوآوری ایران تامین شده‌است. به موازات این تحولات اصلی، تعداد دانشگاه ها، مراکز پژوهشی، مراکز رشد، پارک های علم و فناوری، صندوق‏های پژوهش و فناوری غیردولتی، شتاب دهنده های خصوصی و... نیز افزایش قابل توجهی را تجربه کرده‌است. زیرساخت حقوقی کشور در بخش علم، فناوری و نوآوری نیز به طور مشخص بعد از برنامه چهارم توسعه در حال تکامل جدی بوده است. از قانون اهداف، وظایف و تشکیلات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (1383) تا قانون تازه تصویب حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی (1398)، اختیارات، وظایف و کارکردهای مختلفی برای نهادها و سازمان‌های مختلف در نظام نوآوری پیش بینی شده است. بنابراین به نظر می رسد شبکه این سازمان ها و نهادهای حمایتی از کارآفرینان و شرکت ها در حال رشد و گسترش بوده است؛ حال چه منطبق با زیرساخت قانونی و چه بدون پشتوانه قانونی. بخش قابل توجهی از این نهادهای اصلی از بودجه دولتی ارتزاق می کنند، اگرچه بخشی از آن‌ها نیز برخاسته از بخش خصوصی هستند (مثل صندوق های پژوهش و فناوری غیردولتی یا تعدادی از شتاب دهنده ها). طبق آخرین برآوردها از قانون بودجه 1398، مجموع اعتبارات برنامه‏ای پژوهش، فناوری و نوآوری کشور بیش از 11 هزار میلیارد تومان است (بدون در نظر گرفتن اعتبارات حوزه آموزش عالی، هزینه امور پژوهشی شرکت‏های دولتی و صرف‏نظر از سرمایه 3000 میلیارد تومانی صندوق نوآوری و شکوفایی که در سال‏های قبل تقریبا به طور کامل از محل صندوق توسعه ملی تامین شده است). مراجعه به مستندات قانونی نشان می دهد که این حجم اعتبارات (که در شرایط عادی و به طور متوسط، بیش از 80 درصد تخصیص می یابند) به نسبت‏های متفاوت بین نهادها و دستگاه‌های مختلف در کل کشور و همه شهرها و استان ها توزیع شده ‌است. برای مثال علاوه بر نهادهای اصلی که پیش تر نام برده شد، در حال حاضر 38 پارک علم و فناوری و بیش از 25 صندوق پژوهش و فناوری غیردولتی فعال هستند و مجوز فعالیت حدود 180 مرکز رشد دانشگاهی، پارکی یا دستگاهی نیز توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در استان های مختلف صادر شده است. در یکی دو سال اخیر نیز با غلبه مفهوم اکوسیستم استارت آپی در ادبیات سیاستگذاران کشور، این انتظار می رود که جریان منابع مالی و غیرمالی از بخش خصوصی نیز به حوزه پژوهش، فناوری و نوآوری کشور بیشتر شود و کارآفرینان با گزینه های متنوع تری از امکانات و حمایت ها روبه‌رو باشند. حتی شواهد نشان می‌دهند که در همین مدت کوتاه نیز اقبال شرکت های نوپا به دریافت حمایت و استفاده از امکانات فراهم‌شده توسط بخش خصوصی بیش از بخش دولتی بوده است. به نظر می‌رسد در چنین شرایطی که مجموعا کمبود جدی منابع مالی مشاهده نمی شود، تنوعی از سازوکار ها و ابزارهای حمایتی وجود دارد، شبکه نهادها و سازمان های پشتیبان کامل تر شده و مهم‏تر این که بخش خصوصی نیز رغبت نقش آفرینی در توسعه فناوری و نوآوری را نشان داده است (چه از طریق به اشتراک‏گذاری منابع مالی و چه منابع غیرمالی)، نقش دولت برای هماهنگی فعالیت ها و تسهیل‏ ارتباطات بیشتر اهمیت پیدا می کند تا مداخله و حمایت مستقیم. در این صورت لازم است دو اقدام مهم به نحو شایسته در اولویت کار سیاستگذاران قرار گیرد:- اول، شناسایی و حذف جریان‏های موازی یا حتی متعارض در ارائه خدمات و حمایت ها و تلاش برای ادغام یا حداکثرسازی هم افزایی میان دستگاه ها یا نهادهای دولتی و غیردولتی که سازوکار های حمایتی یکسانی دارند یا گروه های هدف مشابهی را پشتیبانی می کنند. به طور خاص، نباید فراموش کرد که مسئله جزیره ای کارکردن اغلب سازمان ها و نهادهای دولتی موضوع بسیار مهمی است و نتیجه‏ای جز اتلاف منابع و زمان را به دنبال ندارد. - دوم، ایجاد امکان بروز حداکثری پتانسیل های موجود در سطوح مختلف و در اقصی نقاط کشور. این مهم با استقرار یک سامانه یکپارچه و جامع یا یک پنجره واحد برای اطلاع رسانی و ثبت درخواست استفاده از سازوکار های حمایتی موجود (یا ممکن) برای گروه های مختلف اعم از دانشجویان، اساتید دانشگاه ها، کارآفرینان، شرکت ها و... قابل‌تحقق است. زیرا در شرایط کنونی بسیاری از ایده ها، توانمندی ها و ظرفیت‌ها فقط به دلیل عدم‌اطلاع از ابزارهای موجود یا عدم‌دسترسی به ارائه کنندگان خدمات مختلف، از مطرح‌شدن باز می مانند یا به مسیرهای غیربهینه هدایت می شوند. بنابراین از نگاه ملی هیچ توجیهی برای عدم‌همکاری، فعالیت های مجزا یا موازی یا رقابت ناسالم نهادها و سازمان های دولتی حمایت کننده یا ممانعت از حضور بخش غیردولتی در این عرصه وجود ندارد. باید منتظر ماند و دید که آیا سیاستگذاران به این نتیجه خواهند رسید که زمان بلوغ نظام نوآوری ایران فرارسیده و پذیرش برخی تغییرات نهادی و کارکردی به نفع کشور است یا کماکان در بر همان پاشنه استقلال طلبی نهادهای اصلی خواهد چرخید.

    کلیدواژگان: نوآوری، سازوکارهای حمایتی، هم افزایی
  • محمد یمنی دوزی سرخابی، احمد محجوبیان، فاطمه نصراللهی نیا، حسین نصیری* صفحات 1-14

    هدف مقاله حاضر بررسی و تحلیل محتوای مقالات "فصلنامه سیاست علم و فناوری" طی سال های 1387-1396 است. به این منظور کلیه مقالات منتشرشده این مجله در طی 10 سال (231 مقاله) مورد ارزیابی های کمی و کیفی قرار گرفته و محتوای آن ها از منظر جایگاه و دستاوردشان در جریان سیاست علم و فناوری کشور بررسی شد. روش این پژوهش، ترکیبی و از نوع قیاسی است. جهت جمع آوری داده ها از چک لیست و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اکسل و آمار توصیفی استفاده شد. مسئله اصلی پژوهش این گونه مطرح شد که نقش مقالات "فصلنامه سیاست علم و فناوری" طی سال های 1387-1396 در کمک به دانش سیاست پژوهی علم و فناوری چه بوده است؟ یافته های پژوهش در 15 محور جمع بندی شده اند. از نظر نویسندگان، مهم ترین محور، بررسی این موضوع است که محتوای مقالات منتشرشده مجله در 10 سال اخیر، چه محتوایی را از منظر چرخه سیاست گذاری تولید کرده است. نتیجه این بررسی نشان می دهد که بیش از نیمی از مقالات (55٪)، به نحوی سعی کرده اند تا جزئی از یک نظریه جدید را تولید نمایند، اما نبود شرایط مهمی همچون مقالات انتقادی و مباحثات رفت و برگشتی، بهره گیری از نتایج پژوهش های پیشین و تکمیل آن ها مانع از شکل گیری نظریه های جامعی در عرصه سیاست علم و فناوری شده است.

    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، مقالات، چرخه سیاست گذاری، فصلنامه سیاست علم و فناوری
  • رضا اسدی فرد*، آرمان خالدی صفحات 15-30

    تغییرات فضای کسب وکار در طی سال های اخیر باعث شده که بسیاری از شرکت های بزرگ به دنبال همکاری فناورانه با شرکت های کوچک فناوری محور باشند. با وجود مزایای زیاد این نوع همکاری ها -که در ادبیات به همکاری های نامتقارن شناخته شده اند- طرفین همواره با چالش های متعددی روبه رو می شوند. با این حال در مطالعات قبلی کمتر به چالش های همکاری نامتقارن به ویژه در بافت کشورهای در حال توسعه پرداخته شده است. مقاله حاضر با رویکردی ترکیبی به دنبال شناسایی چالش های همکاری فناورانه نامتقارن در بخش نانوی ایران است. در ابتدا با بررسی ادبیات و انجام مصاحبه با افراد متخصص، فهرست چالش های اصلی همکاری شناسایی و براساس چهار گروه بازیگر اصلی فرآیند همکاری فناورانه (شرکت های بزرگ صنعتی، شرکت های کوچک دارنده فناوری، واسطه های تبادل فناوری و نهادهای تسهیل گر) دسته بندی شدند. سپس پرسشنامه ای براساس چالش های مورد نظر طراحی و در بین چهار دسته بازیگران فعال در زمینه همکاری فناورانه نامتقارن در بخش نانو ایران توزیع گردید که در نهایت 52 پرسشنامه تکمیل گردید. نتایج حاکی از آن است که چهار دسته بازیگر درگیر در فرآیند همکاری، در مورد 11 چالش اختلاف نظر دارند. همچنین مشخص شد که برخلاف ادبیات جهانی در بخش نانوی ایران، «سوءاستفاده شرکت کوچک از برند شرکت بزرگ» به عنوان چالش همکاری مطرح نیست. علاوه بر این، چالش هایی از قبیل ضعف فرهنگ همکاری و فقدان زیرساخت‏های به هم رسانی نیز شناسایی شدند که در ادبیات مربوط به کشورهای توسعه یافته به آن ها اشاره نشده بود.

    کلیدواژگان: همکاری فناورانه نامتقارن، شرکت های کوچک فناوری محور، شرکت های بزرگ صنعتی
  • سعیدحسین رفیعی، سیدحبیب الله طباطباییان، منوچهر منطقی* صفحات 31-46

    تحولات سریع فناوری و رقابت شدید اقتصادی باعث می شود شرکت ها به تنهایی منابع لازم برای پاسخ گویی به این شرایط را نداشته و رشد و توسعه را در همکاری با سایر شرکت ها و تجمیع منابع دنبال نمایند. اما آمارهای بین المللی نشان از شکست 80 درصدی همکاری های نوآوری و کارایی اندک آن ها دارد. یکی از عوامل مهم در کاهش کارایی، شیوه حاکمیت همکاری های نوآوری است. در این پژوهش با بررسی چهار مورد مطالعه شامل طرح فیلتر نانوالیاف، داروی ضد سرطان، نمایشگاه تجهیزات ساخت داخل و طرح ملی ساخت داخل توربین گازی، به بررسی رابطه میان الگوی حاکمیت همکاری های نوآوری و کارایی همکاری ها پرداخته شده است. براساس نتایج حاصل شده، بسته به موضوع و شرایط همکاری، حاکمیت همکاری در چارچوب سه نظریه «نگرش منبع محور»، «هزینه تبادل» و «حاکمیت شبکه ای» قابل تعریف و تفسیر است و چنانچه نظریه مفسر صحیحی انتخاب گردد، میان الگوی حاکمیت همکاری و کارایی همکاری رابطه مستقیمی قابل مشاهده است. لذا در موردهای مطالعه، در مواردی که سازوکار های حاکمیت به طور موثر به کار گرفته شده، شاهد کارایی همکاری هستیم.

    کلیدواژگان: همکاری های نوآوری، حاکمیت همکاری، نظریه نگرش منبع محور، حاکمیت شبکه ای، نظریه هزینه تبادل
  • سید مرتضی هاشمی*، حنیف کازرونی صفحات 47-62

    در سال های اخیر انقلابی در سیاستگذاری فناوری در کشورهای صنعتی رخ داده که به "چرخش کنش محور" معروف شده است. به لحاظ سیاستگذاری، مکتب کنش محوری در مقابل مکتب احتیاط محوری قرار می گیرد و تمرکز هر دوی این مکاتب بر مفهوم خطر و ریسک و بحران ناشی از کاربرد فناوری است. در حالی که اجتناب از خطر و کنترل و جبران عواقب بحران از مفاهیم مرکزی احتیاط محوری هستند، کنش محوری به اهمیت پذیرفتن میزانی از ریسک برای پیشرفت فناورانه در شرایط عدم قطعیت در مورد تبعات استفاده از آن فناوری تاکید دارد. مقاله حاضر به چیستی این دو رویکرد و ریشه های حقوقی و تاریخی شکل گیری‎شان می پردازد. این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی و مطالعه موردی ابتدا سعی در شناساندن انقلاب سیاستگذارانه مذکور به نهادهای تصمیم گیر و اتاق های فکر و محافل دانشگاهی ایران دارد. سپس با بازخوانی نقادانه ی مناقشه کنش محوری و احتیاط محوری، ملاحظاتی در مورد لزوم تدوین سندی هادی و چارچوبی هنجاری برای سیاستگذاران در زمان های عدم قطعیت در مورد تبعات فناوری برای جامعه ارائه می شود.

    کلیدواژگان: سیاستگذاری فناوری، کنش محوری، احتیاط محوری، ریسک فناورانه، جامعه در معرض خطر
  • زهره زین الدینی بیدمشکی*، محمود ابوالقاسمی، مرتضی رضایی زاده، اباصلت خراسانی صفحات 63-76

    اهمیت یادگیری مدیران در سازمان های مختلف برکسی پوشیده نیست؛ اما در شرکت های دانش بنیان، یادگیری مدیران به دلیل کم تجربه بودن آنها و همچنین ماهیت پیچیده این شرکت ها نسبت به سازمان های دیگر، اهمیت مضاعفی دارد. همچنین یادگیری مدیران شرکت های کوچک دانش بنیان، نقش به سزایی در نوآوری این شرکت ها و غلبه آن ها بر چالش های محیط متغیر و پیچیده پیرامون شان دارد. با این حال روش های یادگیری این مدیران به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین هدف این مقاله، شناسایی روش های یادگیری مدیران شرکت های دانش بنیان است. در این راستا با درنظر گرفتن الگوی تفسیری و به کارگیری رویکرد کیفی، داده های پژوهش جمع آوری شد. در مجموع 19 مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران شرکت های دانش بنیان و صاحب نظران و ذی نفعان این حوزه انجام شد که با روش سه مرحله ای تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس یافته های این پژوهش، 30 مضمون یا روش فرعی برای یادگیری مدیران شرکت های دانش بنیان شناسایی شد که به پنج مقوله یا روش کلی شامل «یادگیری از تجارب»، «یادگیری خود راهبر»، «یادگیری از ذی نفعان»، «روش های یادگیری آشکار» و «بهره مندی از ظرفیت منتورینگ در یادگیری» دسته بندی شد. می توان گفت، پنج روش شناسایی شده فوق در یادگیری مدیران شرکت های دانش بنیان، می تواند هم به صورت فردی توسط خود مدیران و هم توسط ذی نفعان حوزه دانش بنیان مورداستفاده قرار گیرد و موجب ارتقای مدیران شرکت های دانش بنیان و در نتیجه موفقیت شرکت های دانش بنیان شود.

    کلیدواژگان: یادگیری مدیران، شرکت های دانش بنیان، رویکرد کیفی، تحلیل مضمون
  • میثم نریمانی*، محمدحسین پیروی، مصطفی شالبافی صفحات 77-90
    به کارگیری خریدهای دولت و بخش عمومی به عنوان ابزاری برای تحریک فنناوری و نوآوری از مقطع پس از جنگ جهانی دوم به این سو، به مرور بیشتر موردتوجه سیاست گذاران قرارگرفته است. در کنار تحریک فناوری یا تحقیق و توسعه، یکی از رویکردهای مهم در سیاست های تدارکات دولتی حامی نوآوری، به کارگیری سیاست هایی برای تحریک عمومی فناوری و نوآوری در کلیه خریدهای دولت و بخش عمومی است. مورد اخیر، محور مقاله حاضر برای مطالعه موردی در ایران قرارگرفته است. بر این مبنا، بررسی زوایا و فرصت های قانون برگزاری مناقصات مصوب 1383 باهدف ارتقای تدارکات دولتی حامی نوآوری در ایران انجام شده است. به دلیل ارتباط قوانین با یکدیگر، در گام اول، نظام قوانین و مقررات مرتبط با برگزاری مناقصات در کشور شناسایی شده و سپس چالش های شرکت های دانش بنیان و فناور ایرانی برای افزایش سهم در بازار دولت به عنوان معیاری برای تحلیل ظرفیت مناقصات دولتی در ایران برای توسعه فناوری و نوآوری بررسی شده است. با پیگیری طرح تحقیق کیفی، رهنمود مصاحبه ها تدوین و پس از انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته، تحلیل محتوای داده ها انجام شده است. در انتها نیز چارچوب سه سطحی متشکل از: اصلاحات بخشی در نظام قانونی برگزاری مناقصات، ارتقای نظام های پشتیبان و برنامه های توسعه ای حمایتی پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: تدارکات دولتی حامی نوآوری، سیاست فناوری و نوآوری، قانون برگزاری مناقصات، شرکت های دانش بنیان
|
  • Mohammad Yamani Douzi Sorkhabi, Ahmad Mahjoubian, Fatemeh Nasrollahinia, Hossein Nasiri * Pages 1-14

    The purpose of this study is to analyze the content of the articles of "Journal of Science and Technology Policy" during the years 2008-2017. For this purpose, all articles published in this magazine have been evaluated quantitatively and qualitatively over the course of 10 years (231 articles) and their content has been reviewed in terms of their status and achievements in the course of the country's science and technology policy. The method of this research is synchronous and synchronous. To collect data from the checklist and to analyze the data, Excel software and descriptive statistics were used. The main issue of the research was that the role of the articles of the "Quarterly Journal of Science and Technology Policy" during the years 2008-2017 in helping the knowledge of science and technology policy policy? The research findings are summarized in 15 axes. From the author's point of view, the main focus is to examine the content of the published articles of the magazine in the last 10 years, from the perspective of the policy cycle. The result of this study shows that more than half of the articles (55%) have somehow tried to provide a part of a new theory, but lack of critical conditions such as critical articles and reciprocal discussions, use of the results of previous research and completion They have prevented the formation of comprehensive theories in the field of science and technology.

    Keywords: content analysis, Articles, Policy Cycle, Quarterly Journal of Science, Technology
  • Reza Asadifard *, Arman Khaledi Pages 15-30

    Significant changes in the business environment have led many large companies to tend to asymmetric technological collaboration with startups. Despite several benefits of these collaborations for both sides, they may face many challenges in their Partnership. These challenges have rarely been uncovered in the previous studies particularly in the context of developing countries. We utilized a mixed research method to explore collaboration challenges in Iran. Firstly, we prepared a list of main collaboration challenges through investigating the literature and in depth Interviews with key informants. Secondly, we conducted a survey using a questionnaire and received 52 responds from related people to asymmetric collaboration projects. The results showed that actors involved in the collaboration process disagree on 11 challenges. We also found that contraty on the literature “misusing the large company's brand” is not a challenging issue for the collaboration in nano sector of Iran. In addition, some new challenges were identified for asymmetric collaboration that was not mentioned in literature, including; weak collaboration culture, and lack of matchmaking infrasctures.

    Keywords: asymmetric technological collaboration, NTBF, Industrial large companies
  • Saeid Hosein Rafiei, Seyyed Habibolallah Tabatabaeian, Manouchehr Manteghi * Pages 31-46

    Rapid technological changes and economic competition causes companies inability to prepare resources needed to respond these conditions, and to pursue growth and development in partnership with other companies. But international statistics shows about 80% failure rate for innovation collaboration. One of the key factors in reducing efficiency is the way that collaborations are governed. In this research, by studying four cases including Nano Fiber Filter, Anticancer Drug, Equipment Exhibition Program, and National Gas Turbine, the relationship between the governance pattern of innovation collaboration and collaboration efficiency have been investigated. According to the results, based on an appropriate approach for analysis, there is a direct relationship between collaboration governance pattern and efficiency.

    Keywords: Innovation collaboration, collaboration governance, RBV Theory, Transaction Cost Theory, Network Governance
  • Seyed Morteza Hashemi *, Hanif Kazerooni Pages 47-62

    In the recent years, a revolution in culture and technology policy has been taking place in the industrial countries, which is known as the proactionary turn. From policy making standpoint, proactionary school is the opposite of precautionary approach. Both of these schools are focusing on risk as their central concept. While precautionary approach emphasizes on risk-control as well as risk-avoidance, proactionary standpoint is created around the idea of the significance of risk-taking for making technological progress. This article examines the presumptions of these two approaches in policy in their historical and legal contexts. The article also tries to introduce the two mentioned approaches to Iranian scholars and decision makers. The critical examination of Precautionary and Proactionary approaches will constitute a proposal for a national tech/culture policy document which works as a foundation and framework of decision-making about the emerging technologies. This theoretical research will use library research as a data gathering method.

    Keywords: Technology policy, Precautionary Principle, Proactionary Principle, Risk Society
  • Zohre Zeynoddini Bidmeshki *, Mahmood Abolghasemi, Morteza Rezaizade, Abasalt Khorasani Pages 63-76

    The importance of managers learning in different organizations is clarified to everybody, but in Technology based firms (NTBF) because of their inexperience of managers and the complex nature of these companies, manager learning is more important. Actually, manager`s learning plays an important role in innovating these companies and overcoming the challenges of the changing and complex environment around them. However, the methods of learning in this managers have not been well studied. So, the aim of this study was to identifying the methods for manager`s learning in this firms.  In order to attain this aim, the research data collected regarding to Interpretivism paradigm and qualitative approach. 19 managers and experts of new technology-based firms were interviewed with semi-structured interview questions. The data collecting in this way, coded and analyzed with thematic analysis method in three stages. For analyzing of this data, qualitative analysis software Maxqda used. Based on the extracted findings of this research, 30 incidental themes or methods identified which categorized in five main methods consist, “learning from experience”, “self-directed learning”, “learning from stakeholders”, “explicit learning methods”, “benefiting of mentoring capacity in learning”. It can be said that the five identified methods of manager`s learning in NTBFs can be used both individually by the managers themselves and by the stakeholders of the NTBF`s domain and can be used for development of this managers and subsequently the success of NTBFs.

    Keywords: Manager learning, New Technology-Based Firms, NTBFs, Qualitative approach, Thematic analysis
  • Meysam Narimani *, Mohammadhossein Peyrovi, Mostafa Shalbafi Pages 77-90
    Since the post-World War II era, the use of public procurement as a tool to stimulate technology and innovation has been increasingly targeted by policy makers. In addition to stimulating technology or research and development, one of the most important approaches in innovative public procurement is to apply policies to stimulate generic technology and innovation in public procurement. The present article focuses on the case study in Iran on the latter topic. On this basis, all dimensions and opportunities of the Tender Act approved in 2004, with the aim of promoting a innovation-oriented public procurement in Iran has been considered. in the first step, Due to the relationship of the laws to each other, the system of laws and regulations related to the holding of tenders in the country has been identified and the challenges of Iranian technology knowledge-based and innovatiove companies to increase market share in the market has been identified. Following the qualitative research approach, the interview guidelines were formulated and after semi-structured interviews were done, then data content analysis was so. In the end, As a result of the research, the proposed policies were developed at three levels, including reforming the legal framework, reforming and reinforcing support systems and developmental plans.
    Keywords: Innovation Oriented Public Procurement, Innovation & Technology Policy, Tender Act, Knowledge-based Companies