فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و هفتم شماره 5 (مرداد 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 5 (مرداد 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محسن آخوندی میبدی* صفحات 1505-1515

    هپاتیت C،  HCV  یکی از علل مهم بیماری های مزمن کبدی است که در سراسر دنیا 71 میلیون نفر به آن مبتلا هستند. به لطف پیشرفت در درک پاتوفیزیولوژی بیماری، روش های تشخیصی پیشرفته، و بهبودی و کشف درمان های نوین، مراقبت از بیماری های مزمن ناشی از هپاتیتC  پیشرفت شایانی داشته است. در این مقاله سعی شده در درمان های جدید هپاتیت  C به طور خلاصه شرح داده شود. داروهای زیاد دیگری در دنیا موجوداست فعلا داروهای سوفوسبویر، لدیپسویر، داکلاتسویر و گاهی ولپاتسویر در ایران موجود است که بر حسب ضرورت از ترکیب داروهای موجود جهت درمان هپاتیت C استفاده می شود.

    کلیدواژگان: هپاتیت C، درمان های جدید، Direct Acting Antiviral
  • عبدالرحیم داوری*، علیرضا دانش کاظمی، زهرا صداقتی جهرمی صفحات 1516-1527
    مقدمه

    امروزه استفاده از کامپوزیت محبوبیت زیادی پیدا کرده اند. درک اصول کار و نیز حساسیت تکنیکی موجب شده استفاده از این مواد با چالش های زیادی همراه باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی دیدگاه فارغ التحصیلان دندانپزشکی یزد پیرامون آموزش ترمیم های کامپوزیت در سال 1396 می باشد.

    روش بررسی

    در‏ این‏ مطالعه ‏توصیفی، اطلاعات ‏به‏ روش‏ میدانی‏ توسط‏ پرسش نامه در بین 202 فارغ التحصیل دانشکده دندانپزشکی شهید صدوقی یزد که در سه سال اخیر فارغ التحصیل شدند، توزیع گردید. اطلاعات جمع آوری شده پس از ورود به نرم افزار SPSS Inc., Chicago, IL; Version 16 توسط آزمون های من ویتنی و کروسکال والیس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج

    از میان 202 پرسش نامه توزیع شده، 181 نفر به پرسش نامه پاسخ دادند میانگین نمره آگاهی بین شرکت کنندگان برابر با 04/2± 5/8 از نمره کل 16 بود. هم چنین میانگین نمره نگرش برابر51/4± 96/16 از نمره کل 30 ارزیابی شد. بررسی میانگین نمرات آگاهی و نگرش بین گروه های مختلف تفکیک شده بر اساس سال فراغت از تحصیل، سن و نوع ورودی انجام گرفت که در تمامی موارد ذکر شده تفاوت میانگین بین گروه های مطالعه معنی دار نبود. (05/0 <p-value). عمده مشکل شرکت کنندگان در ‏حین ‏انجام ‏ترمیم ‏های‏کامپوزیت‏ ‏ایزولاسیون‏ (60%) و ‏برقراری‏ تماس‏ مناسب‏ پروگزیمالی‏ (49%) بود.

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان دهنده عدم رضایت دانشجویان تازه فارغ التحصیل از کیفیت آموزش های تئوری و عملی در زمینه ترمیم های کامپوزیتی است. هم چنین در زمینه مشکلات عملی حین درمان دندانپزشکان مشکلات عمده خود را تماس های پروگزیمالی نامناسب، شکستگی لبه ترمیم و حساسیت دندان ترمیم شده عنوان کردند.

    کلیدواژگان: کامپوزیت، فارغ التحصیلان دندانپزشکی، آموزش، ارزیابی بالینی
  • نجمه رنجبر، سید محمد مرندی*، مهدیه سادات نماینده، سید جلیل میرحسینی، مهدیه قنبری صفحات 1528-1539
    مقدمه

    بیماری های قلبی عروقی از جمله آترواسکلروز، در مقیاس ملکولی زمینها التهابی دارد. در سیستم ایمنی فاکتورهای مختلفی موجب فعال سازیماکروفاژها می شوند که نهایتا موجب ایجاد فعالیت های مختلف ماکروفاژی در شرایط التهابی و غیر التهابی می شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی بر فنوتیپ ماکروفاژهای سرمی بیماران قلبی پس از عمل بای پس شریان کرونری بود.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که در مرکز بازتوانی قلب بیمارستان افشار یزد انجام شد. 20 بیمار مرد پس از جراحی بای پس شریان کرونریبه دو گروه کنترل و تمرین ترکیبی تقسیم شدند. ظرفیت عملکردی، شاخص توده بدنی، قدرت عضلانی و نسبت کمر به لگن داوطلبین قبل از برنامه تمرینی برآورد شد. برنامه ترکیبی شامل تمرین هوازی و مقاومتی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته بود. تمرینات هوازی به مدت 20-15 دقیقه و با شدت 80-50 درصد ضربان قلب حداکثر و برنامه تمرین مقاومتی شامل سه حرکت اندام فوقانی و دو حرکت اندام تحتانی با سه ست و 10 تکرار بود. نمونه های خونی قبل و پس از هشت هفته اخذ و مقادیر فنوتیپ ماکروفاژها با روش الایزا اندازه گیری شد. داده های آماری با استفاده از آزمون تی مستقل و زوجی با نرم افزار  SPSS Inc., Chicago, IL; version 16 تجزیه و تحلیل شدند.

    نتایج

    تمرین ترکیبی منجر به کاهش معنادار ماکروفاژ M1 (05/0P<) و افزایش معنادار ماکروفاژ M2 (05/0P<)گردید.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر بر سودمندی این پروتکل تمرینی به عنوان ابزاری جهت کاهش التهاب و کاهش مرگ و میر تاکید دارد.

    کلیدواژگان: بیمار قلبی، تمرین ترکیبی، فنوتیپ ماکروفاژها، عمل بای پس شریان کرونری
  • مهدی رستمی زاده، علیرضا علمیه*، فرهاد رحمانی نیا صفحات 1540-1555
    مقدمه

    سلول های درگیر درشکل گیری استخوان، متابولیسم گلوکز را تنظیم، ترشح انسولین از سلول های بتای پانکراس را افزایش و مقاومت انسولینی محیطی را تعدیل می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تمرینات هوازی و مقاومتی بر ارتباط شاخص های بیوشیمیایی خون و ترکیب بدنی با شاخص بازجذب استخوانی در مردان دارای اضافه وزن انجام شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد 36 مرد دارای اضافه وزن با دامنه سنی 35-28 سال به صورت تصادفی به سه گروه تمرین هوازی (11نفر)تمرین مقاومتی (11نفر) و گروه کنترل(14نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی 8 هفته و 3 جلسه در هفته به مدت 60 دقیقه با شدت 55 تا 85 درصد حداکثر ضربان قلب و تمرین مقاومتی 8 هفته و 3جلسه در هفته به مدت 60 دقیقه با 55 تا 75درصد یک تکرار بیشینه انجام شد. ترکیب بدن و نمونه خونی آزمودنی ها در ابتدا و انتهای 8 هفته تمرین به صورت ناشتا اخذ و مورد ارزیابی قرارگرفت.تفاوتهای درون گروهی با t همبسته و تفاوتهای بین گروهی با آنالیز واریانس یک راهه در نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد.

    نتایج

    آزمون آماری t همبسته و آنووا یک راهه نشان داد که تمرین هوازی و مقاومتی، باعث کاهش شاخص های ترکیب بدن(05/0>P)، افزایش سطح سرمی استئوکلسین(001/0=P و0001/0>P) و کاهش معنی دار شاخص های بیوشیمیایی خون(05/0>P) می شود. ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان داد که بین استئوکلسین و شاخص های بیوشیمیایی خون و ترکیب بدنی همبستگی وجود ندارد(05/0>P).

    نتیجه گیری

    نتایج این بررسی نشان داد که 8 هفته تمرین ورزشی باعث افزایش سطح استئوکلسین می شود که  با کاهش در وزن و درصد چربی بدن و  بویژه پروفایل لیپیدی همراه است. با این حال، علی رغم تفاوت در میانگین ها، بین تمرین هوازی و مقاومتی از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود ندارد.

    کلیدواژگان: استئوکلسین، اضافه وزن، تمرین هوازی، تمرین مقاومتی، شاخص های بیوشیمیایی خون
  • لیلی محمدی، رحمت الله پرندین*، پویا پورنقی صفحات 1556-1567
    مقدمه

    متیل پارابن (MP) ازجمله آلاینده های گزنو استروژن است که به دلیل خواص آنتی باکتریایی درگروه مواد نگه دارنده طبقه بندی می شود. هدف از مطالعه حاضر تیمار نوزادی موش های ماده با MPو بررسی اثرات آن بر بلوغ، چرخه فحلی و فولیکول های تخمدان می باشد.

    روش بررسی

    در این مطالعه تجربی، موش های یک روزه با نژاد Balb/cبه طور تصادفی به 5 گروه (8=n) شامل کنترل، و سه گروه MP با دوزهای 8/0، 4 و 20 میلی گرم بر کیلوگرم تقسیم شدند. تزریق به روش زیرجلدی طی 5 روز اول پس از تولد و هر روز یک نوبت انجام شد. روز بازشدن واژن به عنوان نشانه آغاز بلوغ و چرخه فحلی به مدت یک ماه بررسی شد. موش ها در 70 روزگی کشته شده، سرم و تخمدان جهت مطالعات هورمونی و شمارش فولیکول ها گردآوری شدند. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS Inc., Chicago, IL; version 18انجام گرفت و جهت مقایسه گروه های مختلف از آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد.

    نتایج

    روز آغاز بلوغ در گروه های 4 (05/0p<)و MP20 (001/0p<) سریع تر به وقوع پیوست. میانگین مدت زمان چرخه فحلی در گروه های 4 (05/0p<) و MP20 (001/0p<) افزایش و تعداد چرخه فحلی و شاخص دی استروس در گروه های 4 (01/0p<)و MP20 (001/0p<) نسبت به گروه کنترل کاهش یافت. کاهش تعداد فولیکول ها و جسم زرد در گروه های 4 و MP20 مشاهده شد. غلظت استرادیول در گروه های 4 (05/0p<) و MP20 (001/0p<)افزایش و غلظت LH(luteinizing hormone)در گروه های 4 و MP20 در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت (001/0p<).

    نتیجه گیری

    این تحقیق نشان داد مواجههMP در دوره نوزادی می تواند موجب بلوغ زودرس، اختلال در چرخه فحلی، کاهش فولیکول ها و جسم زرد و اختلال در تراوش هورمون های جنسی موش ها گردد.

    کلیدواژگان: بلوغ، تخمدان، چرخه فحلی، موش
  • مهرداد طالبی، محمد یحیی وحیدی مهرجردی* صفحات 1568-1583

    طی دهه های اخیر پیشرفت علم ژنتیک در زمینه دست ورزی ماده ژنتیک و به سبب آن درمان بیماری ها چشمگیر بوده است. البته این نکته قابل ذکر است که این دست ورزی های ژنتیکی در سطوح مختلف مانند DNA و RNA انجام می گیرند. روش های قدیمی تر ویرایش ژنومی، شامل مگانوکلئازها (MN)، نوکلئازهای انگشت روی (ZFN) و نوکلئازهای فعال کننده شبیه فاکتور رونویسی (TALEN) هستند که عملکرد خود را با ایجاد برش های دورشته ای (DSBs) انجام می دهند و پس از برش، سلول از طریق دو سیستم ترمیمی خود به نام های نوترکیبی همولوگ (HR) و اتصال انتهای غیرهمولوگ (NHEJ) سعی در ترمیم این برش دارد. تکنولوژی (Clustered Regularly Interspaced Short Palindromic Repeat) CRISPR/Cas در سال های اخیر کشف شده که با توجه به قابلیت های این سیستم و قابلیت هایی که از طریق مهندسی ژنتیک به آن اضافه شده، تبدیل به پرکاربردترین ابزار ویرایش ژنومی شده است. در این مطالعه به مدت سه ماه در پاییز و زمستان 1397، در سایت های Pubmed و Web of science با استفاده از کلید واژه هایی مانند CRISPR، Types of CRISPR، gRNA، Cas9 و CRISPR-Cas9 nickase سرچ شده است که در نهایت از بین حدود چهارصد مقاله، تعداد شصت و یک مقاله برای مطالعه دقیق تر انتخاب شده است و مطالبی از این مقالات در این مقاله مروری آورده شده است. روش های مهندسی ژنتیک توانسته با انجام تغییرات موفقیت امیزی در این سیستم، آن را به کارآمدترین ابزار ویرایش ژنومی در سال های اخیر تبدیل کند. محققین در تلاشند با رفع مشکلاتی مانند اختصاصیت بالا، برش جایگاه های غیر هدف، نحوه انتقال به سلول و راه اندازی سیستم ترمیمی مناسب، بتوانند به سیستمی برای درمان بیماری های مختلف دست یابند. با توجه به پیشرفت روزافزون این تکنولوژی وامکان شناسایی پروتئین های جدید که مزایای بیشتری نسبت به پروتئین های موجود مانند cas9 و Cpf1 دارند، درمان بیماری های ژنتیکی در اینده ای نه چندان دور، دور از ذهن نمی باشد.

    کلیدواژگان: تکنیک ویرایش ژنومی، CRISPR، نوترکیبی همولوگ، اتصال انتهای غیر همولوگ
  • فاطمه اکیاش، مهدیه جاویدپو، عباس افلاطونیان، بهروز افلاطونیان* صفحات 1584-1590
    مقدمه

    بازسازی ماهیانه بافت اندومتر رحم انسانی، تحت تاثیر تغییرات هورمونی، تایید کننده وجود جمعیتی از سلول ها در لایه قاعده ای اندومتر می باشند که رحم را جهت لانه گزینی مناسب، آماده می کنند. این جمعیت سلولی تحت عنوان سلول های بنیادی/ استرومایی شناخته شده اند. مطالعه حاضر با هدف جداسازی بافت اندومتر رحم انسان جهت کشت سلول های بنیادی/ استرومایی مزانشیمی در محیط آزمایشگاهی انجام پذیرفت.

    روش بررسی

    در این مطالعه، بخشی از بافت رحم، از بیوپسی یک بیمار که به مرکز تحقیقاتی درمانی ناباروری پژوهشکده علوم تولید مثل یزد مراجعه کرده بودند، پس از کسب رضایت نامه جداسازی شده و به مرکز تحقیقات بیولوژی سلول های بنیادی انتقال یافت. تکه های بافت رحم پس از مجاورت با آنزیم، روز بعد شستشو داده شد و سلول های جداسازی شده کشت داده شدند.

    نتایج

    سلول های بافت اندومتر رحم انسانی بعد از قرارگیری در معرض آنزیم به صورت مکانیکی جداسازی شده و در شرایط آزمایشگاهی کشت داده شدند. سلول های حاصل از لحاظ مورفوفنوتیپی مورد بررسی قرار گرفتند که شباهت بسیار زیادی با سلول های بنیادی/ استرومایی مزانشیمی داشتند.

    نتیجه گیری

    نتایج این کار، مطالعات قبلی جداسازی و کشت سلول های بنیادی/ استرومایی مزانشیمی را تایید می کند. بافت اندومتر بخشی از رحم می باشد که منبع سلول های بنیادی/ استرومایی مزانشیمی با توانایی خود نوزایی و تمایز تحت تاثیر سیکل ماهیانه در طول زندگی طبیعی خانم ها است. در این راستا، از این سلول ها می توان در آینده به عنوان روشی نوین در پزشکی بازساختی و درمان بیماران نابارور، از جمله سقط مکرر و حل مشکلات رحم اجاره ای استفاده نمود.

    کلیدواژگان: سلول درمانی، سلول های بنیادی، استرومایی مزانشیمی اندومتر، پزشکی بازساختی، رحم
  • فائق باستانی، علی اعتصام پور، احمد میردامادی، اشرف محمد خانی، ناصر الماسی، محمد فضیلتی* صفحات 1591-1601
    مقدمه

    تشخیص سریع و دقیق سکته قلبی حاد جهت درمان موثراولیه، ضروری است. اخیرا آزمایش تروپونین به عنوان یک مارکربیوشیمیایی برای تشخیص اولیه سکته قلبی حاد معرفی شده است.پارامترهای پلاکتی,P-LCR ،MPV،  PDWنیز نقش کلیدی در پاتوفیزیولوژی سندرم حاد کرونر بازی می کنند. هدف از این مطالعه بررسی ایندکس های پلاکتی، در بیماران مبتلابه سکته قلبی حاد بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی مقطعی345 بیمار مبتلا به سکته قلبی حاد که با درد قفسه صدری در سال 1397 به بیمارستان شریعتی مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. تروپونین با روش فلورسانس ایمنواسی اندازه گیری شد. ایندکس های پلاکتی بیماران، با روش هیدرودینامیک فوکوسینگ تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS Inc., Chicago, IL; Version 16 و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و اسپیرمن تجزیه و تحلیل گردید.

    نتایج

    نتایج حاصل از آزمون همبستگی اسپیرمن بین سه متغیرMPV، P-LCR وpdw نشان داد که ارتباط معنی داری بین پارامترهای پلاکتی وجود داشت. هم چنین ضریب آزمون همبستگی اسپیرمن بین دو متغیرP-LCR و تروپونین، ارتباط معنی دار مثبتی را مشخص نمود.به دنبال افزایش نسبت پلاکت های بزرگ، سطح سرمی تروپونین خون بیماران مبتلا افزایش یافت (043/0(p=. میانگین MPV، P-LCR و PDWبه ترتیب (37/10، 74/27، 15/12) به دست آمد.

    نتیجه گیری

    ایندکس های پلاکتی MPV، P-LCR وPDW می توانند به عنوان فاکتور های پیش آگهی قوی و غیر وابسته در بیماران مبتلا به سکته قلبی حاد در نظر گرفته شوند. در این مطالعهP-LCR شاخص تر از سایر ایندکس های پلاکتی مشاهده گردید.

    کلیدواژگان: سکته قلبی حاد، پارامترهای پلاکتی، MPV
|
  • Mohsen Akhondi, Meybodi* Pages 1505-1515

    Hepatitis C virus (HCV) infection is a major cause of chronic liver disease, with approximately 71 million chronically infected individuals worldwide. Clinical care for the patients with HCV-related liver disease has advanced considerably thanks to an enhanced understanding of the pathophysiology of the disease, and because of developments in diagnostic procedures and improvements in therapy and prevention, recently in Iran new drug direct Acting agent (DAA) was developed that may be equivalent to original drugs that will hope to treat  HCV and eliminated HCV in future

    Keywords: hepatitis c, DAA Direct Acting Antiviral
  • Abdolrahim Davari*, Alireza Daneshkazemi, Zahra Sedaghati Jahromi Pages 1516-1527
    Introduction

    Today, the use of dental-colored composites has become very popular. Understanding the basics and technical sensitivity has led to the use of these materials with many challenges. The purpose of this study was to evaluate the viewpoints of Yazd dental graduates regarding the training of composite restorations in 2017.

    Methods

    In this descriptive study, field information was distributed through a questionnaire among 202 graduates of Yazd Shahid Sadoughi Dental School that graduated in the last three years. The collected data were analyzed by SPSS 16 software using Kruskal–Wallis and Mann-Whitney exact tests.

    Results

    Out of 202 distributed questionnaires, 181 graduates answer to them and the mean score of awareness among the participants was 8.50 from the total score of 16. The mean score of attitude was 16.96 ± 4.51 from the total score of 30. The mean scores of knowledge and attitude among different groups based on the year of graduation, age and input quota was done. There was no statistically significant difference among the mentioned groups (P-value> 0.05). The main problem of the participants was isolation composite restorations (60%) and proper proximal contact (49%).

    Conclusion

    The results of this study indicate that the newly graduated students are not satisfied with the quantity and quality of theoretical and practical training in the field of composite restorations. Also, in the field of practical problems during dentists' treatment, major problems were related to inappropriate proximal contacts, marginal edentulous fractures, and restored tooth sensitivity

    Keywords: Composite, Dental graduates, Training, Clinical trials
  • Najmeh Ranjbar, Sayed Mohammad Marandi*, Mahdieh Namayandeh, Sayed Jalil Mirhosseini, Mahdieh Ghanbery Pages 1528-1539
    Introduction

    Cardiovascular disease, including atherosclerosis, has an inflammatory background on a molecular scale. In the immune system, various factors activate macrophages, which ultimately lead to various macrophage activities in inflammatory and non-inflammatory conditions. The aim of the present study was to investigate the effect of eight weeks of combined training on serum macrophage phenotype after cardiac arrhythmias and coronary artery bypass graft surgery.

    Methods

    The present study was a quasi-experimentalstudy performed in the Heart Rehabilitation Center of Afshar Hospital in Yazd. 20 male patients after coronary artery bypass graft surgery were divided into the control and combined exercise groups. Functional capacity, body mass index, muscle strength, and waist-to-hip ratio were estimated before training.The combined program was included aerobic and resistance training for eight weeks, three sessions per week. Aerobic training was performed for 15-20 minutes with maximum intensity of 50-80% of maximum heart rate and resistance training program included three upper limb and two lower limb movements with three sets and 10 repetitions. Blood samples were taken before and after eight weeks and macrophage phenotypes were measured by the ELISA method. Data were analyzed through independent t-test and paired t-test using SPSS Inc., Chicago, IL; version 16 software.

    Results

    The combined exercise resulted in a significant decrease in the M1 macrophage (P<0.05) and a significant increase in the M2 macrophage (P<0.05).

    Conclusion

    The results of this study emphasize the usefulness of this training protocol as a means to reduce inflammation and decreasing the mortality and morbidity rates.

    Conclusion

    The results of this study emphasize the usefulness of this training protocol as a means to reduce inflammation and decreasing the mortality and morbidity rates.

    Keywords: Cardiac patient, combined exercise, Macrophage phenotype, Coronary artery bypass surgery
  • Mehdi Rostamizadeh, Alireza Elmieh*, Farhad Rahmaninia Pages 1540-1555
    Introdution

    The cells rolled in the formation of bone, regulated glucose metabolism, and increased insulin secretion from pancreatic beta cells and modulated the insulin resistance. Therefore, the present study aimed to study the effects of aerobic and resistance exercises on relation between blood biochemical parameters and body composition with bone turnover markers in overweight men.

    Method

    In this quasi-experimental study, a total of 36 overweight, young healthy men (age range28-35 years) were randomly assigned to the control (n=14), aerobic exercise (n=11) and resistance exercise (n=11) groups. In the aerobic exercise group, excercisetraining was performedfor 8weeks, three sessions per week (at 55-85% of HRR), and in the resistance exercise group,exercise training was perfprmed in 8weeks for three sessions per week(at 55-75% of 1RM). Body composition and blood samples were assessed from fasting blood samples before and after the 8-week exercise programme. Data wereanalyzed by t-test and ANOVA by SPSS ver.25 Software.

    Results

    Paired t-test and one-way ANOVA showed that aerobic and resistance training cause the reduction of body composition (P <0.05), increasing the osteocalcin (P = 0.001 and P <0.001) as well as a significant decrease in blood biochemical parameters (P <0.05). Also, Pearson correlation showed that there was no correlation between osteocalcin and blood biochemical parameters and body composition (P <0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that 8 -week exercise trainings increase osteocalcin levels, which is associated with a decrease in body weight and body fat percentage, particularly lipid profiles. However, despite the differences in mean, there was no statistically significant difference between aerobic and resistance training.

    Keywords: Osteocalcin, Overweight, Resistance exercise, Aerobic exercise, Blood biochemical parameters
  • Leili Mohammadi, Rahmatollah Parandin*, Pouya Pournaghi Pages 1556-1567
    Introdution

    Methyl paraben (MP) is an xsenoestrogen pollutant that is classified into preservatives due to its antibacterial properties. The aim of the present study was to investigate the effects of MP in female neonatal mice on puberty timing, estrus cycle, and ovarian follicle profile.

    Methods

    In this experimental study, one-day-old Balb/c mice were randomly divided into 5 groups (n = 8), including the control, vehicle, and three groups with doses of 0.8, 4 and 20 mg/kg of methyl paraben, respectively. Subcutaneous injection was performed in the first 5 days after birth and once a day. The day of vaginal opening was considered as a sign of puberty and estrus cycle for one month. Then, the mice were sacrificed in 70 days; their serumand ovary were collected for studies of hormonal measurement and counting of follicles.Statistical analysis was performed using SPSS Inc., Chicago, IL; Version 18 and one-way analysis of variance was used for comparingthe groups.

    Results

    The day of puberty onset advanced by 4 (p<0.05) and 20MP (p<0.001). Duration mean of estrus cycle in 4 (p<0.05) and 20MP (p<0.001) and diestrus index in 4 (p<0.01) and 20MP (p<0.001) increased compared to the control group. Reduction in the number of ovarian follicles and corpus luteum was observed in 4 and MP20 groups. The concentration of estradiol increased in 4 (p <0.05) and MP20 (p <0.001) groups and the concentration of LH in 4 and MP20 groups was decreased compared to the control group (p <0.001).

    Conclusion

    The study showed that exposure to the MP the during neonatal period could lead to Precocious puberty, estrus dysfunction, decreased ovarian follicle content and corpus luteum and impaired secretion of sex hormones.

    Keywords: Puberty, Ovary, Estrus cycle, Mice
  • Mehrdad Talebi, Mohammad Yahya Vahidi Mehrjardi* Pages 1568-1583

    Over the past decades, progression in genetic element manipulation, and consequently, the treatment of diseases has been remarkable. It is worth noting that these genetic manipulations perform at different levels, including DNA and RNA. The earlier genomic editing techniques, including MN, ZFN , TALEN , performing their functions by creating double-stranded breaks (DSBs), and after breakage, the cell tries to repair the breakage through two systems, homologous recombination and non-homologous end joining. CRISPR/Cas technology has been discovered recently, and has become the most widely used genome-editing tool, mainly due to its capabilities and those added to this through the genetic engineering. In this study, we aimed to introduce a variety of CRISPR classes in the elementary parts, and then the modified CRISPR systems developed to increase the efficiency and specificity of the system and provide acceptable results will be introduced. In this study, for three months in the fall and winter, Pubmed and Web of science sites searched for keywords such as CRISPR, Types of CRISPR, gRNA, Cas9, and CRISPR-Cas9 nickase that eventually resulted in about four hundred Sixty-one articles, and some of these articles after closer study, reviewed in this article. Genetic engineering techniques have successfully transformed this system into the most efficient genome editing tool in recent years. Researchers are working on a system to treat various diseases by resolving problems such as high specificity, cutting off non-target sites, how to move to a cell, and setting up a proper repair system.

    Keywords: 1-Genome editing techniques, CRISPR, Homologous recombination, Non-homologous end joining
  • Fatemeh Akyash, Mahdieh Javidpou, Abbas Aflatoonian, Behrouz Aflatoonian* Pages 1584-1590
    Introduction

     Monthly regeneration of endometrium after cyclical mensturation confirmed the ability of specific population of the cells that presence in the basalis layer and undergone consecutive hormonal changes that could prepared the endometrial layer for probable implantation. These cells, known as, stem cell. The aim of this study was the isolation and culture of human endometrial derived mesenchymal stem/stromal cells (EnMSCs).

    Methods

    .In this study, human endometrial tissues were collected after fully-informed patient consent, which attended the Research and Clinical Center for Infertility. After washing and enzymatic treatment, EnMSCs were isolated and cultured in vitro.

    Results

    Cells from endometrium were successfully isolated using enzymatically treatment and mechanically dissociation, then cultured and expanded for several passages for further characterization and evaluations. Endometrium derived cells were morphologically similar to mesenchymal stem/stromal cells (MSCs).

    Conclusion

    The results of the present study confirm previous reports in vitro studies for the isolation and culture of human EnMSCs. Endometrial tissue is a part of uterus with available source of MSCs with self-renewal and differentiation capacity that undergoes a cyclical regeneration every month in normal women’s life span. In this regard, human EnMSCs could be used for future novel therapeutic methods in regenerative medicine for treatment of uterine-factor infertile patients, which can lead to recurrent pregnancy loss (RPL) and finally resolve of surrogacy problems.

    Keywords: Cell Therapy, Endometrial Mesenchymal Stem, Stromal Cells, Regenerative Medicine, Uterus
  • Faegh Bastani, Ali Etesampour, Ahmad Mirdamadi, Ashraf Mohammadkhani, Naser Almasi, Mohammad Fazilati* Pages 1591-1601
    Introdution

    The rapid and accurate diagnosis of acute myocardial infarction is essential for effective treatment. Recently, troponin has been introduced as a biochemical marker for early diagnosis of acute myocardial infarction. Platelet parameters (P-LCR, MPV, PDW) play a key role in the pathophysiology of acute coronary syndrome. The aim of this study was to evaluate platelet indexes in the patients with acute myocardial infarction.

    Methods

    In this cross- sectional descriptivestudy, 345 patients with acute myocardial infarction who referred to Shariati Hospital with chest pain were examined in 2018. Troponin was measured by Enzyme-Linked Fluorescence Assay. The platelet indexes of the patients were determined by Hydrodynamically focused detection method.

    Results

    The results of Spearman correlation test between the three variables MPV, PLCR and PDW showed that there was a significant relationship between platelet parameters. Spearman correlation coefficient between two variables PLCR and troponin also showed a significant positive correlation.
    Following an increase in the proportion of large platelets, the serum levels of troponin were increased in the affected patients. Mean of the MPV, PLCR and PDW were obtained (10.37, 27.74, 12.15femtoliter), respectively.

    Conclusion

    Platelet indexes of the MPV, PLCR and PDW can be considered as potent and non-dependent prognostic factors in the patients with acute myocardial infarction. In this study, P-LCR was more pronounced than other platelet indexes.

    Keywords: Acute Myocardial Infarction, platelet Parameters, MPV