فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال هفتاد و چهارم شماره 3 (پیاپی 299، تابستان 1398)
  • سال هفتاد و چهارم شماره 3 (پیاپی 299، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • محمد زمانی*، شهرازد عزیزی صفحات 296-303

    امروزه با گسترش تکنولوژی های نوین گامی بلند در جهت تشخیص، درمان و پیشگیری سرطان برداشته شده است. در گذشته هر چند تکنیک های مختلف پاتولوژی و برخی روش های مولکولی در تشخیص بیماری سرطان و تعیین پیش آگهی آن کمک کننده بودند، لیکن این روش ها از جهات مختلف دارای نقایصی هستند.  فناوری امیکس به بررسی همزمان تعداد زیادی از یک جز سلولی (مانند ژن، پروتئین، رونوشت و متابولیت) می پردازد. آنالیز همزمان سبب می شود تا تصویر کلی تر و واقعی تری از روند حوادث سلولی بویژه در سلول های سرطانی بدست آید.  امروزه این تکنولوژی در انسان بصورت گسترده ای جهت تشخیص و درمان سرطان و همچنین تعیین پیش آگهی و تخمین میزان بقای بیماران مبتلا مورد استفاده قرار می گیرد. همزمان و همگام با مطالعات انجام گرفته در انسان، مطالعات مشابهی در مقیاس کمتر در سگ انجام شده است. نظر به اهمیت معرفی روش های نوین در حوزه سرطان شناسی، در مقاله حاضر به معرفی مهمترین روش های امیکس یعنی ژنومیکس، ترانس کریپتومیکس و پروتئومیکس پرداخته شده است. همچنین در ادامه به کاربرد هر کدام از این روش ها در سرطان های سگ در قالب مطالعات انجام گرفته اشاره شده است.

    کلیدواژگان: امیکس، سرطان، سگ، پاتولوژی، لمفوم
  • انگل شناسی و بیماری های انگلی
  • میترا صالحی*، حسین نظامی صفحات 304-310
    زمینه مطالعه

    توکسوپلاسما گوندی یک انگل تک یاخته داخل سلولی اجباری زئونوز است که همه ی حیوانات خونگرم از جمله انسان را از سراسر دنیا آلوده می کند. انسان از طریق خوردن گوشت نیم پخته یا ااسیست به انگل توکسوپلاسما آلوده می شود.

    هدف

    هدف از این مطالعه، بررسی میزان آلودگی به انگل توکسوپلاسما در جنین سقط شده ی گوسفندان با استفاده از روش سرولوژی در استان خراسان شمالی بوده است.

    روش کار

    در این مطالعه، از سال 1394 تا 1396، تعداد 133 نمونه از مایع قفسه صدری جنین های سقط شده گوسفندان از شهر های استان خراسان شمالی جمع آوری و به آزمایشگاه مرکزی بجنورد ارسال می گردید. برای هر نمونه پرسش نامه ای برای جمع آوری اطلاعاتی مانند سن و شهر تهیه شد و سپس با روش الایزا میزان آنتی بادی در هر نمونه تعیین گردید.

    نتایج

    در این مطالعه، سن 133 جنین سقط شده ی گوسفند بیشتر از 120 روز بود. همچنین از کل 133 جنین سقط شده ی گوسفند، 14 نمونه (10/53درصد) آلوده به انگل توکسوپلاسما بودند. بیشترین و کمترین میزان عفونت با انگل توکسوپلاسما به ترتیب در سال 1395 و 1396 مشاهده شد. همچنین بیشترین آلودگی به این انگل در شهرهای شیروان و فاروج تعیین گردید. نتایج آزمون مربع کای نشان داد که بین سال و آلودگی با انگل توکسوپلاسما  ارتباط معناداری وجود دارد(P<0/05). همچنین آلودگی به انگل در مناطق مختلف تفاوت آماری معناداری نشان ندادند(P>0/05).

    نتیجه گیری نهایی

      نتایج این تحقیق نشان می دهد که عفونت توکسوپلاسما گوندی یکی از عوامل سقط جنین گوسفندان در منطقه خراسان شمالی است و از آنجایی گوسفند یکی از منابع مهم تهیه گوشت و فراورده های لبنیاتی در این منطقه است لذا رعایت نکات بهداشت عمومی و پختن کامل گوشت و جوشاندن شیر تاکید می گردد.

    کلیدواژگان: توکسوپلاسما گوندی، الایزا، سقط
  • مریم رحمانی، سپیده طلوعی، حسین یوسفی، محمد علیان، زهرا غیور * صفحات 312-320
    زمینه مطالعه

     هیداتیدوز عفونتی با انتشار جهانی است که توسط سستودهای جنس اکینوکوکوس ایجاد می شود. توانایی زنده ماندن انگل به مدت طولانی در میزبان نشان دهنده آن است که انگل دارای استراتژی هایی برای فرار از سیستم دفاعی میزبان است. مرگ های ایجاد شده توسط عفونت های انگلی اغلب در اثر آسیب های بافتی است که نتیجه یک نوع مرگ سلول میزبان است که تحت عنوان آپوپتوز شناخته شده است. بنابراین مهم است که نقش آپوپتوز را که توسط انگل ایجاد و یا کنترل می شود را کشف و بشناسیم.

    هدف

    بررسی اثر سیتوتوکسیسیتی، القاء آپوپتوز و سازوکار القاء آپوپتوز مایع هیداتید گاوی بر روی لنفوسیت های گاو به عنوان سلول های کارآمد ایمنی علیه اکینوکوکوس گرانولوزوس می باشد.

    روش کار

    در این پژوهش ابتدا اثر سیتوتوکسیسیتی مایع هیداتید گاوی بر روی لنفوسیت های گاو با روش MTS بررسی شد. سپس میانگین بیان ژن های آنتی آپوپتوتیک Bcl-2 و پروآپوپتوتیک Bax و شاخص آپوپتوزCaspase 3در لنفوسیت های گاوی تیمار شده با مایع کیست هیداتید بارور و غیربارور با روش Real Time PCR اندازه گیری شد.

    نتایج

    میانگین زیستی لنفوسیت ها در گروه های تیمارشده با مایع کیست هیداتید بارور و غیربارور نسبت به یکدیگر و گروه کنترل اختلاف معنی دار (0/05 >P) داشت. میانگین بیان ژنBax در لنفوسیت های تیمار شده با مایع کیست بارور در مقایسه با لنفوسیت های تیمار شده با مایع کیست غیربارور و کنترل اختلاف معنی دار (0/046= P) داشت. اگرچه میانگین Caspase 3در این گروه بالاتر بیانشد ولی اختلاف معنی دار نبود. همچنین بیان ژن Bcl-2 در لنفوسیت های تیمار شده با مایع کیست بارور در مقایسه با غیربارور و کنترل، پائین و غیرمعنی دار به دست آمد.

    نتیجه گیری نهایی

     این بررسی ها تعیین می کند که مولکول های مایع کیست هیداتید قادر به ایجاد آپوپتوز در سلول های ایمنی میزبان در محیط آزمایشگاهی می باشند و انگل با مهار پاسخ ایمنی میزبان از مسیر آپوپتوز، توانایی زنده ماندن به مدت طولانی را در بدن میزبان دارد.

    کلیدواژگان: کیست هیداتید، آپوپتوز، Bax، Bcl-2، caspase 3
  • امید قشقایی، محمد یخچالی*، سعیدرضا نوراللهی فرد صفحات 322-329
    زمینه مطالعه

    کنه های سخت انگل های خارجی با اهمیت در نشخوارکنندگان می باشند و از نظر انتقال عوامل بیماری زا و ایجاد خسارات اقتصادی برای صنعت پرورش دام در ایران و جهان اهمیت دارند.

    هدف

    در این مطالعه توزیع جغرافیایی، فراوانی و تنوع گونه ای کنه های سخت در نشخوارکنندگان بعضی از مناطق استان ایلام مورد بررسی قرار گرفت.

    روش کار

    از 445 راس  دام نشخوارکننده (139 راس  گاو، 162 راس  گوسفند، 144 راس  بز) در 120 گله از 30 روستا واقع در استان ایلام به روش تصادفی در تابستان 1394، کنه های ایکسودیده از سطح بدن دام های تحت مطالعه جمع آوری و بر اساس خصوصیات ریخت شناسی شناسایی گردیدند.

    نتایج

    فراوانی آلودگی کنه ای در گاو 44/6درصد، گوسفند 51/23و بز 52/08درصد با 1209 کنه بود. بیشترین فراوانی آلودگی در گاوهای ماده 3-2 ساله (15/55درصد)، گوسفند های ماده 2-1ساله (19/75درصد) و بز های ماده زیر یک سال (17/36درصد) بود. نسبت تعداد کنه به هر راس  دام در گاو 6/1، گوسفند 9/5 و بز 4/5 بود. بیشترین آلودگی کنه های سخت در گوش گاو (13/31 درصد)، گوسفند (34/41درصد) و بز (28/9درصد) مشاهده گردید. در این بررسی از بین گونه های کنه شناسایی شده ، گونه غالب ریپی سفالوس سنگوینوس در گاو به میزان 22/16درصد (11/31درصد) و هیالوما آناتولیکوم آناتولیکوم در گوسفند به میزان  21/8درصد و بز (24/77درصد) بودند.

    نتیجه گیری نهایی

    نتایج این تحقیق نشان داد که فراوانی و تنوع گونه ای کنه های ایکسودیده در نشخوارکنندگان اهلی مناطق مختلف استان ایلام قابل توجه بود.

    کلیدواژگان: فراوانی، کنه سخت، گاو، گوسفند، بز
  • محمد زیبائی*، سعید بهادری، سیدمحمود سجادی، علی احسان حیدری، حمید حسینی صفحات 330-336
    زمینه مطالعه

    بیماری های انگلی کرمی یکی از مهم ترین بیماری های مشترک بین انسان و حیوان بوده که سلامت جوامع بشری را تهدید می نمایند. امروزه از روش های گوناگون جهت بررسی و جداسازی تخم انگل ها از نمونه های خاک استفاده می گردد. لذا به منظور کاهش میزان اشتباه ناشی از وجود آرتیفکت ها نیاز به طراحی و استفاده از وسیله خاص به منظور جمع آوری تعداد بیشتر و بررسی دقیق تر تخم انگل های کرمی موجود در نمونه های خاک می باشد.

    هدف

    هدف از تحقیق حاضر طراحی و به کارگیری نوعی روش سریع جهت جمع آوری تخم گونه های انگل توکسوکارا و مقایسه آن با روش مرسوم شناورسازی ساکاروز به عنوان یک روش استاندارد، به منظور بررسی شیوع آلودگی انگلی در خاک بوده است.

    روش کار

    در این مطالعه جهت جداسازی تخم های گونه های مختلف توکسوکارا با استفاده از روش های مورد نظر، 200 نمونه از خاک مناطق مختلف جمع آوری، ابتدا با استفاده از روش مرسوم شناور سازی ساکاروز یا شیتر (Sheather's sugar flotation) و سپس به کمک الک غربالگر طراحی شده از جنس بدنه پلاستیکی (پلاستیک فشرده از جنس پلی وینیل کلراید) به صورت ساختار استوانه ای شکل حاوی توری با مش 150 میکرومتر (قابل تغییر) و نیز درپوش و نگهدارنده، و نیز بکارگیری روش اصلاح شده شناور سازی محلول ساکاروز اقدام به جداسازی و شناسایی گردید.

    نتایج

    در مطالعه حاضر تخم های تک سلولی، چند سلولی و حاوی لارو آلوده کننده توکسوکارا از نمونه خاک های جمع آوری شده، مورد جداسازی قرار گرفت. بررسی نتایج شیوع تخم انگل توکسوکارا در نمونه خاک های جمع آوری شده نشان داد، با استفاده از الک عمودی غربالگر و روش اصلاح شده ساکاروز،  38/5درصد (فاصله اطمینان 95درصد، 45/40-32/03)  و با به کارگیری روش های استاندارد مرسوم شناور سازی با استفاده از محلول ساکاروز اشباع 21/5درصد (فاصله اطمینان 95درصد، 27/70-16/37) از 200 نمونه خاک های جمع آوری شده مورد مطالعه به تخم گونه های انگل توکسوکارا آلوده بودند که اختلاف معنی داری بین دو روش مورد مطالعه مشاهده گردید)05/0>(P.

    نتیجه گیری نهایی

    در مقایسه با روش مرسوم و استاندارد شناورسازی ساکاروز، با استفاده از الک عمودی غربالگری علاوه بر جداسازی تخم انگل توکسوکارا، می توان در بررسی وجود تخم انگل های نماتودی نظیر آسکاریس لومبریکوئیدس و تریکوسفال، و نیز سایر تخم انگل های کرمی زئونوز موجود در نمونه های خاک استفاده نموده و درصد میزان واقعی شیوع تخم انگل های کرمی را در نمونه خاک ها در مطالعات اپیدمیولوژیک گزارش کرد.

    کلیدواژگان: الک عمودی غربالگر، تخم توکسوکارا، انگل کرمی، خاک، روش شناور سازی ساکاروز
  • بهداشت خوراک دام، طیور و آبزیان
  • یدالله چاشنی دل*، سید ماکان موسوی، مهدی بهاری صفحات 338-347
    زمینه مطالعه

    عدم استقرار کامل جمعیت میکروبی در دستگاه گوارش دام های شیرخوار، بروز هر نوع تنش سبب می شود که تعادل میکروبی دستگاه گوارش به هم خورده و ناهنجاری های گوارشی را برای حیوان ایجاد نماید. استفاده از پروبیوتیک ها در تغذیه این نوع دام ها با بهبود تولید اسیدهای چرب فرار به عنوان محرک های اصلی رشد پرزهای شکمبه، سبب استقرار سریع تر جمعیت میکروبی مفید و متعادل در دستگاه گوارش شده و موجب بهبود وضعیت سلامت و عملکرد دام می شود.

    هدف

    هدف از این آزمایش بررسی اثر سطوح مختلف مکمل پروبیوتیک پروتکسین در جایگزین شیر بر توسعه، تکامل و فراسنجه های شکمبه ای بره های شیرخوار زل بود.

    روش کار

    برای انجام این تحقیق تعداد 24 راس بره نر زل در سن 10 روزگی با میانگین وزن کیلوگرم (0/53±4/5) در 4 تیمار و 6 تکرار در هر تیمار در قفس های انفرادی به مدت 60 روز  مورد آزمایش قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار شاهد (بدون افزودن پروبیوتیک) و تیمارهای حاوی  3، 6  و 9 گرم مکمل پروبیوتیک "(cfu/g 109 ×) در جایگزین شیر مصرفی بودند. در روز 60 آزمایش اندازه گیری مقادیر pH توسط دستگاه دیجیتال قابل حمل و نیتروژن آمونیاکی و تعداد پروتوزوآهای مایع شکمبه در آزمایشگاه و نتایج ریخت شناسی شکمبه پس از کشتار دام انجام شد.

    نتایج

    نتایج فراسنجه های شکمبه ای نشان داد که افزودن مکمل پروبیوتیک در سطح  9 گرم باعث افزایش معنی دار در نیتروژن آمونیاکی و تعداد پروتوزوآهای مایع شکمبه نسبت به سایر سطوح شد (05/0>P). از نظر pH و ترکیب اسیدهای چرب فرار مایع شکمبه اختلاف معنی داری بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نشد. در نتایج ریخت شناسی شکمبه اختلاف معنی داری در حجم کل دستگاه گوارش، وزن خالی دستگاه گوارش، شکمبه، هزارلا و شیردان و حجم نگاری و شیردان در بین تیمارها وجود داشت (0/05>P) که اختلاف بین تیمار  9 گرم پروبیوتیک با سایر تیمارها معنی داری بود و همچنین اثر تیمار آزمایشی بر طول و عرض پرزهای شکمبه در ناحیه کیسه های کور پشتی، شکمی و جلویی معنی دار بود (0/05>P). طوری که سطح  9 گرم مکمل پروبیوتیک نسبت به سایر سطوح دارای مقادیر بالاتری بود.

    نتیجه گیری نهایی

    نتایج نشان داد که افزودن مکمل پروبیوتیک در جایگزین شیر بره های شیرخوار سبب افزایش معنی دار نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه و تکامل بافت های شکمبه شد، طوری که سطح 9 گرم به نسبت به سایر سطوح در صفات مورد آزمایش دارای عملکرد بهتری بود.

    کلیدواژگان: فراسنجه های شکمبه ای، توسعه شکمبه، مکمل پروبیوتیک، بره های شیرخوار زل
  • پریسا خداکرمی، مریم باقری *، سید داود شریفی، عبدالله محمدی صفحات 348-358
    زمینه مطالعه

    اگرچه اثرات مفید استفاده از کروم در شرایط عادی و تنش بر عملکرد جوجه های گوشتی نشان داده شده است، اما مقدار مناسب کروم در هر یک از این شرایط مشخص نیست.

    هدف

    تحقیق حاضر با هدف بررسی مقادیر مختلف مکمل کروم بر عملکرد و هورمون های تیروئید و کورتیزول پلاسمای جوجه هایگوشتی در شرایط عادی و تنش اجرا شد.

    روش کار

    قطعه جوجه نر راس به یک آزمایش فاکتوریل 4×2 با دو عامل تنش (تنش و بدون تنش) و چهار سطح مکمل کروم-متیونین (صفر، 1000، 2000، 3000 ppb) از 18 روزگی اختصاص یافتند. یک طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار و 14 قطعه پرنده در هر تکرار استفاده شد. دگزامتازون به مدت یک هفته به عنوان عامل تنش زا استفاده شد (دوره تنش) و سپس آزمایش تا سن 46 روزگی ادامه یافت (دوره بازپروری).

    نتایج

    در دوره تنش، پرندگان تحت تنشی که 1000 و 2000ppb  کروم مصرف کردند در مقایسه با پرندگانی که صفر و 3000 ppb کروم در جیره داشتند ضریب تبدیل بهتر و هورمون T4 بالاتری داشتند (P<0/05). در حالی که، مصرف خوراک، وزن بدن و غلظت هورمون T3 در پرندگان بدون تنشی که 1000 ppb  کروم دریافت نمودند بالاتر بود .P< 0/05هرچند اثر منفی تنش بر صفات عملکردی تا پایان دوره بازپروری باقی ماند اما پرندگانی که تنش را تجربه کردند ضریب تبدیل بهتری در این دوره داشتند. تغذیه پرندگان تحت تنش در هفته اول با 1000ppb  کروم غلظت کورتیزول خون را افزایش ولی در شرایط بدون تنش غلظت آن را کاهش داد (P<0/05).

    نتیجه گیری نهایی

    بر اساس نتایج این تحقیق استفاده از کروم به میزان 1000 و 2000 ppb اثرات منفی تنش فیزیولوژیک را کاهش داد. همچنین 1000  ppbکروم بهبود مصرف خوراک و وزن بدن را در شرایط عادی در هفته اول سبب شد. استفاده از مقادیر بالای کروم در هیچ یک از شرایط بهبود عملکرد را ایجاد نکرد.

    کلیدواژگان: تنش القایی، دگزامتازون، جوجه گوشتی، کروم آلی
  • محبوبه شاه وردی، محسن فرزانه*، صمد نژاد ابراهیمی، ابوالفضل سلطانی صفحات 360-368
    زمینه مطالعه

    زیرالنون یک زهرابه قارچی استروژنیک غیراستروئیدی است که به طور معمول در خوراک حیوانات یافت می شود و سبب بروز نارسائی در کارکرد دستگاه تناسلی می شود. بیشتر جاذب های تجاری توانائی جذب زیرالنون را ندارند و ممکن است پیامدهای مصرفی زیانباری روی حیوان داشته باشند. بنابراین کشف و معرفی ترکیبات طبیعی سالم و ایمن جهت کاهش زیرالنون خوراک ضروری می باشد.  

    هدف

    هدف اصلی این پژوهش معرفی برخی گیاهان دارویی با توانایی تجزیه زیرالنون شیرابه شکمبه گاو در شرایط برون تنی می باشد.

    روش کار

    در این پژوهش ابتدا کارایی اسانس و عصاره های ان-هگزانی، اتیل استاتی و متانولی بذرهای چهار گیاه دارویی از خانواده چتریان (Apiaceae) شامل گشنیز(Coriandrum sativum)، زیره سبز(Cuminum cyminum)، رازیانه(Foeniculum vulgare) و گلپر ایرانی (Heracleum persicum)  بر تجزیه زیرالنون (2 میلی گرم اسانس/عصاره همراه با 4/0 میکروگرم زیرالنون  در 1 میلی لیتر شیرابه شکمبه گاو) بررسی شد و سپس تاثیر اسانس و عصاره های امیدبخش در سه نسبت اسانس/ عصاره: توکسین (125 :1، 250 :1 و 00 5 :1) در طول 48 ساعت پایش شد. در هر مرحله محتوای زیرالنون توسط ستون ایمونوافینیتی استخراج و با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) دارای ردیاب فلورسنت اندازه گیری شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد اسانس گشنیز (حاوی 76/5درصد لینالول)، عصاره ان-هگزانی گشنیز و عصاره های متانولی و اتیل استاتی گلپر از توانائی قابل قبولی (بیش از 30 درصد) در تجزیه زیرالنون برخوردار هستند. پایش محتوای زیرالنون در حضور غلظت های مختلف اسانس و عصاره های امیدبخش نشان داد که اسانس گشنیز طی 48 ساعت با  79/5درصد تجزیه زیرالنون بیشترین تاثیر را در پاکسازی زیرالنون از شیرابه شکمبه دارد و عصاره ی ان- هگزانی گشنیز پس از 36 و 48  ساعت در نسبت 1:500 به ترتیب با 8/67 درصد و 2/74 درصد تجزیه زیراانون در مرتبه بعدی قرار گرفت. همچنین عصاره های متانولی و اتیل استاتی گلپر در نسبت1:500 به ترتیب قادر به کاهش 46 درصد و 41/8درصد محتوای زیرالنون شیرابه شکمبه بودند.

      نتیجه گیری نهایی

    گیاهان دارویی گشنیز و گلپر به عنوان دو افزودنی امید بخش برای تجزیه زیرالنون در خوراک دام معرفی می شوند.

    کلیدواژگان: شیرابه شکمبه، زیرالنون، گیاهان دارویی، ترکیبات گیاهی، تجزیه
  • بهداشت مواد غذایی
  • شیرین حسن، علی خنجری*، محمد کاظم کوهی، نسیم شاویسی، حسن گندمی صفحات 370-378
    زمینه مطالعه

    گوشت مرغ جزء غذاهای فسادپذیر تقسیم بندی می شود و یکی از نگرانی های صنایع غذایی فساد میکروبی آن می باشد.

    هدف

    هدف از این مطالعه ارزیابی اثر پوشش کیتوزان حاوی غلظت های مختلف اسانس کاکوتی کوهی در مقایسه با گروه شاهد بر برخی خصوصیات حسی و میکروبی فیله مرغ در طول 12 روز نگهداری در دمای یخچالی (4 درجه سانتی گراد) بود.

    روش کار

    در این مطالعه، اسانس گیاه کاکوتی کوهی به روش تقطیر با آب استخراج گردید و ترکیبات تشکیل دهنده آن با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی مشخص گردید. در این مطالعه، فیله های مرغ بصورت جداگانه در محلول پوششی کیتوزان 2 درصد حاوی 5/0 و 1 درصد اسانس کاکوتی کوهی و کیتوزان 2 درصد بدون اسانس غوطه ور و سپس بمدت 12 روز در دمای یخچالی نگهداری شدند. سپس در 7 فاصله (روزهای 0، 1، 3، 5، 7، 9 و 12) از نظر خصوصیات میکروبی (شمارش کلی، سرماگراها، گونه های سودوموناس ، باکتری های مولد اسیدلاکتیک و خانواده انتروباکتریاسه) و حسی (رنگ، بو و طعم) مورد مطالعه قرار گرفتند.

    نتایج

    بیشترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس کاکونی کوهی شامل گرانیول (20/62درصد)، کارواکرول (17/18)، آلفا-ترپینئول (7/49درصد)، 4-ترپینئول (6/83درصد) و تیمول (5/39درصد) بود. نتایج این مطالعه نشان داد که در تیمارهای پوشش داده شده با کیتوزان حاوی اسانس کاکوتی کوهی شمارش شاخص های میکروبی مذکور در مقایسه با گروه کنترل بصورت معنی داری در طول دوره نگهداری کاهش یافت (0/05>P). بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، پوشش فیله های مرغ با کیتوزان به تنهایی یا کیتوزان حاوی 5/0 درصد اسانس کاکوتی کوهی خصوصیات حسی بهتری نشان دادند.

    نتیجه گیری نهایی

    پوشش کیتوزان حاوی 5/0 درصد اسانس کاکوتی کوهی پتانسیل افزایش زمان نگهداری فیله های مرغ را بدون ایجاد خصوصیات حسی نامطلوب دارد.

    کلیدواژگان: کیتوزان، پوشش، اسانس کاکوتی کوهی، فیله مرغ
  • بهداشت و بیماری های آبزیان
  • عبدالعلی موحدی نیا*، محسن حیدری، صبا حسینی، زینب یعقوبی، زهرا امینی، الهام پور معافی صفحات 380-386
    زمینه مطالعه

    گیاه تنباکو با نام علمی Nicotiana tobaccum، گیاهی با اثرات سمی برای ماهیان است.

    هدف

    در این مطالعه به بررسی تاثیر غلظت های مختلف عصاره هیدروالکلی تنباکو (0/1، 1، 10 و 100میلی گرم برلیتر) بر بافت های مختلف ماهی قزل آلای رنگین کمان پرداخته شده است.

    روش کار

    نمونه های گرفته شده از کبد، کلیه و آبشش ماهی قزل آلای رنگین کمان به روش هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شده و مورد بررسی قرار گرفتند.

    نتایج

    ضایعات هیستوپاتولوژیکی مختلفی در کبد ماهی قزل آلای رنگین کمان در مواجهه با غلظت های مختلف تنباکو قابل مشاهده بود. با افزایش غلظت تنباکو به 10 و 100 میلی گرم برلیتر، خونریزی افزایش یافته و بافت هپاتوسیت پیوستگی خود را از دست داده و حالت گسستگی را نشان می دهد. اتساع عروقی، خونریزی و تجمع لوکوسیتی، چماقی شدن انتهای تیغه ها، هیپرپلازی، جدا شدن غشای پایه و ایجاد فضای ادمی، کوتاه شدن لاملاها، واکوئولاسیون واتصال تیغه های ثانویه از جمله ضایعات مشاهده شده در آبشش ماهی قزل آلا در مواجهه با تنباکو بود. جدا شدن اپیتلیوم از غشای پایه، هیپرتروفی، اتساع مویرگ های گلومرولی و دژنره شدن لوله های ادراری نیز از جمله ضایعات مشاهده شده در کلیه ماهی قزل آلای رنگین کمان در همه تیمارهای تنباکو است. در غلظت های بالاتر تنباکو یعنی 10 و 100 میلی گرم برلیتر، نکروز لوله های ادراری نیز قابل مشاهده بود. به طور کلی نتایج هیستوپاتولوژیک کبد ماهی قزل آلای رنگین کمان در مواجهه با تیمارهای مختلف تنباکو عوارض چندانی از تغییرات هیستوپاتولوژیکی را نشان نداد.

    نتیجه گیری نهایی

    بر خلاف کبد و کلیه، آبشش ماهی قزل آلای رنگین کمان به دلیل ارتباط مستقیم با آلاینده، عوارض پاتولوژیکی بیشتری را در مواجهه با تنباکو نشان داد.

    کلیدواژگان: تنباکو، اکوفیزیولوژی، هیستوپاتولوژی، سم شناسی، Oncorhynchus mykiss
  • بهداشت و بیماری های دام های بزرگ
  • احمد بهرامی، سیامک عصری *، حمید اکبری، بهرام دلیر صفحات 388-395
    زمینه مطالعه

    کبالت یک ماده غذایی ضروری برای نشخوارکنندگان است که برای سنتز ویتامین 12B توسط میکروفلور شکمبه مورد نیاز است. کمبود کبالت می تواند منجر به کمبود ویتامین 12B شود که در بسیاری از واکنش های متابولیکی بدن نقش اساسی دارد.

    هدف

    این مطالعه به منظور بررسی وضعیت کبالت در سرم خون و کبد گاو انجام گرفت.

    روش کار

    غلظت کبالت سرم و کبد به ترتیب در 151 و 196 راس گاو کشتاری در شهرستان ارومیه در فصول مختلف سال با روش جذب اتمی مورد اندازه گیری قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد که در 6/12درصد از نمونه های سرم و 4/21درصد از نمونه های کبد، به ترتیب با میانگین ± انحراف معیار، 0/25±0/64 میکرو گرم در دسی لیتر و 04/0±15/0 میکرو گرم در گرمDM، غلظت کبالت در کمتر از محدوده طبیعی است. تغییرات فصلی مقادیر کبالت در نمونه های سرم و کبد ارزیابی شد و به ترتیب نتایج زیر بدست آمد: فصل بهار (1/64±2/18 میکرو گرم در دسی لیتر، 0/23±0/13 میکرو گرم در گرم DM)، فصل تابستان (1/04±3/42 میکرو گرم در دسی لیتر، 0/42±0/27 میکرو گرم در گرمDM)، فصل پاییز (0/37±3/45 میکرو گرم در دسی لیتر، 0/47±0/38 میکرو گرم در گرمDM) و فصل زمستان (0/59±2/75 میکرو گرم در دسی لیتر،   0/09±0/35 میکرو گرم در گرم DM).

    نتیجه گیری نهایی

    با توجه به نتایج مطالعه حاضر، به نظر می رسد که در بین گاوهای این منطقه، کمبود کبالت به شکل تحت بالینی وجود داشته و توصیه می شود، اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از بروز عوارض و اختلالات ناشی از کمبود بالینی آن در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: کمبود کبالت، کبد، گاو، فصل، بررسی کشتارگاهی
  • بهداشت و بیماری های پرندگان
  • محمد سلطانی، سید مصطفی پیغمبری*، سید علی پوربخش، عباس اشتری، آریا رضایی فر، محمد عبدالشاه صفحات 396-407
    زمینه مطالعه

    ویروس های بیماری زای بیماری نیوکاسل (vNDV) در کشور ما و در سراسر دنیا خسارات اقتصادی چشم گیری را بر صنعت پرورش طیور تحمیل می کنند. با این حال، مطالعات پراکنده و به نسبت اندکی در رابطه با تعیین هویت این ویروس ها در کشور ما انجام گرفته است.

    هدف

    مطالعه حاضر با هدف تعیین هویت دو جدایه ویروس بیماری نیوکاسل (NDV) بدست آمده از گله های طیور در استان اصفهان از طریق تعیین توالی کامل ژن هماگلوتینین-نورآمینیداز (HN) صورت پذیرفته است.

    روش کار

    ژن HN هر کدام یک از دو جدایه NDV به کمک پرایمرهای اختصاصی تکثیر، تعیین توالی و مورد تجزیه و تحلیل شجره شناسی قرار گرفت.

    نتایج

     ارزیابی های شجره شناسی بر اساس توالی کامل ناحیه کد شونده ژن HN جدایه های NDV مورد بررسی را در تیپ ژنومی XIII و تحت تیپ XIIIa طبقه بندی کرد. این نتایج با نتایج حاصل از تحلیل توالی ناکامل ژن  فیوژن (F) در این ویروس ها، که از بانک ژن اخذ شد؛ همخوانی داشت.

    نتیجه گیری نهایی

    نتایج این مطالعه در راستای شناخت بیشتر همه گیرشناسی ملکولی جدایه های بومی NDV در ایران و تعیین تفاوت های موجود بین سویه های بومی و سویه های واکسینال متداول در سطح پروتئین های ایمنی زای اصلی مفید می باشد.

    کلیدواژگان: ویروس بیماری نیوکاسل (NDV)، حاد، هماگلوتینین-نورآمینیداز (HN)، شجره شناسی، طیور
  • تکنیک های تصویربرداری تشخیصی
  • محمد داداش پور، سیامک علی زاده*، مهدی رضایی صفحات 408-416
    زمینه مطالعه

    رشد و تمایز اسکلت کمربند سینه‏ای، بال و مراکز استخوان‏سازی این نواحی در زمان پس از هچینگ در کبوتر مورد بررسی قرار گرفت.

    هدف

    هدف از این مطالعه تعیین سن بلوغ جسمی و ارزیابی رادیولوژی و بافت شناسی مراکز استخوان سازی اندام سینه‏ای در کبوتر بود.

    روش کار

    14کبوتر متعاقب هچینگ در شرایط همسان و استاندارد پرورش یافتند و هر 7 روز یکبار تا 90 روزگی نمونه‏برداری انجام شد.

    نتایج

     نبر اساس نتایج رادیولوژی و بافت‏شناسی؛ استخوان های بازو، غرابی، ترقوه و کتف از 7 روزگی به بعد و جناغ سینه از 14 روزگی به بعد در همه ی نمونه ها مشاهده شدند. استخوان های رادیوس، اولنا، متاکارپII، متاکارپIII، متاکارپIV و بندانگشت پروگزیمال انگشتIII از 7 روزگی به بعد، استخوان رادیوسی مچ دستی، استخوان اولنایی مچ دستی، بندانگشت پروگزیمال انگشتII، بندانگشت دیستال انگشتII و بندانگشت دیستال انگشتIII در 14 روزگی، سر استخوان بازو، برجستگی شکمی بازو، بندانگشت انگشتIV و برجستگی پشتی بازو در 21 روزگی و کندیل شکمی بازو و کندیل پشتی بازو در 28 روزگی مشاهده شدند. نتایج بافت‏شناسی بر اساس بررسی مقاطع بافتی انتهای فوقانی استخوان بازو بود. نمونه‏های بافتی در یک روزگی فاقد مغز استخوان بودند و مغز استخوان از 7 روزگی به بعد شروع به تشکیل شدن می‏کند. در هیچ یک از نمونه‏ها صفحه رشد دیده نشد و این تکمیل کننده اطلاعات حاصل از بررسی رادیوگرافی می‏باشد.

    نتیجه گیری نهایی

    بر اساس این مطالعه، تکمیل روند استخوان سازی و تشکیل همه قسمت های کمربند سینه ای و بال کبوتر، 28 روز بعد از هچینگ می باشد.

    کلیدواژگان: کبوتر، بال، مراکز استخوان سازی، رادیوگرافی، بافت شناسی
  • جراحی، هوشبری و بیماری اندام حرکتی
  • رقیه بختوه، عباس جواهری *، نوشین غزاله، سحر غفاری صفحات 418-426
    زمینه مطالعه

    برداشت سر استخوان فمور در شکستگی ها یا بیماری های دژنراتیو به عنوان یک جراحی حمایتی بوده و  ایجاد فیبروز و ترمیم در ناحیه جراحی معمول است. کوتاهی دوره ترمیم و ایجاد حداقل بافت فیبروزه و جایگزینی آن با بافت استخوان کمک موثری در بازگشت حیوان به شرایط سلامت می نماید.

    هدف

    هدف تحقیق مطالعه تغییرات هیستوپاتولوژیک ایجاد شده بعد از تجویز پلاسمای غنی از پلاکت در محل برداشت سر فمور در خرگوش بوده است.

    روش کار

    20 سر خرگوش  سفید نیوزیلندی در دو گروه مساوی شامل گروه کنترل (برداشت سر استخوان فمورFHO) و گروه تیمار (FHO همراه با قرار دادن پلاسمای غنی از پلاکت  PRP)  توزیع شدند. در هر دو گروه بعد از انجام بیهوشی عمومی با استفاده از رهیافت کرانیولترال نسبت به تروکانتر بزرگ، سر استخوان فمور برداشته شد. در گروه تیمار  PRPاتولوگ در محل جراحی به عنوان بستر قرار گرفت. حیوانات بعد از هشت هفته یوتانایز شده و استخوان فمور از ناحیه راسی  به طول 2 سانتی متر همراه با بافت های ترمیمی اطراف ناحیه جدا شده و از محل ترمیم هر کدام از نمونه ها مقاطع میکروسکوپی تهیه شده و با هماتوکسیلین−ائوزین و  ماسون تری کروم رنگ آمیزی شدند. پس از مقایسه و ثبت تغییرات کیفی در ناحیه جراحی، با استفاده از اسکن های با بزرگ نمایی 50 برابر نسبت تشکیل بافت های جوانه گوشتی به غضروف، جوانه گوشتی به استخوان و غضروف به استخوان محاسبه شد.

    نتایج

    در گروه تیمار تشکیل بافت های غضروف و استخوان در روند ترمیم از نظم  و یک پارچگی بیشتری برخوردار بود. نسبت تشکیل بافت غضروف به بافت جوانه گوشتی و نسبت تشکیل بافت استخوان به بافت جوانه گوشتی در گروه PRP در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری بیشتر بود. این موضوع نشانگر گرایش بیشتر به استخوانی شدن و سرعت بیشتر در ترمیم ناحیه آسیب در گروه 2 است.

    نتیجه گیری نهایی

    استفاده از پلاسمای غنی از پلاکت باعث افزایش نظم و تسریع در روند ترمیم بافت استخوانی برداشت شده در راس استخوان فمور خرگوش گردید. به نظر می رسد بتوان استفاده از PRP را به عنوان یک پروتکل درمانی جهت تسریع در ترمیم بافت استخوانی برداشت شده در این موارد پیشنهاد نمود.

    کلیدواژگان: خرگوش، پلاکت، فمور، ترمیم، هیستوپاتولوژی
  • علوم پایه
  • اکبر ابرغانی، مرتضی چاجی*، هرمز منصوری، مرتضی مموئی، خلیل میرزاده، هدایت الله روشنفکر صفحات 428-436
    زمینه مطالعه

    عناصر معدنی برای فعالیت های مختلف بیوشیمیایی، تولیدی و تولید مثلی حیوانات ضروری هستند و تحت تاثیر خاک و گیاهان هر منطقه غلظت آن در بدن دام متفاوت خواهد بود.

    هدف

    هدف آزمایش حاضر تعیین غلظت عناصر معدنی کم نیاز و پر نیاز در خون شترهای چرا کننده در مراتع خوزستان بود.

    روش کار

    تعداد 88 نفر شتر در قالب 11 گروه از نظر سن و شرایط مختلف فیزیولوژیک در سه ناحیه هویزه، جفیر و آبادان-خرمشهر، در طول فصل چرای پاییزی و زمستانه مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    غلظت کلسیم، منیزیوم، سدیم، پتاسیم، کلر و آهن سرم خون هر 11 گروه  شتر در دامنه بهینه نسبت به سطح بحرانی (حداقل غلظتی که علائم بالینی کمبود بروز نمی یابد) قرار داشتند. غلظت عناصر روی و مس در سرم خون همه گروه های شتر کمتر از سطح بحرانی آنها بود و از نظر این دو عنصر با کمبود مواجه بودند، مقدار فسفر نیز در سرم شترها نزدیک به آستانه کمبود قرار داشت. در مورد غلظت منگنز سرم نیز دامنه پایین و نامطمئنی تخمین زده شد.

    نتیجه گیری نهایی

    بنابراین، با توجه به نقش و اهمیت مواد معدنی، برای بهبود شرایط تولیدی و تولید مثلی شترهای این مناطق باید وضعیت عناصر معدنی جیره های دستی با استفاده از مکمل های مناسب معدنی بهبود داده شود که از نتایج آزمایش حاضر می توان برای این منظور استفاده کرد.

    کلیدواژگان: آستانه تحمل، جنس، مواد معدنی، شتر تک کوهانه، شرایط فیزیولوژیک
|
  • Mohammad Zamani *, Shahrzad Azizi Pages 296-303

    Nowadays, with the development of new technologies, improved and progressed methods have been taken to diagnose, treat and prevent cancers. Pathologic study and some molecular methods have been helpful in diagnosing and predicting cancer but these methods are not enough in many cases. Omics technology investigates many parts of cells such as genes, proteins, transcripts, and metabolites simultaneously. This procedure provides a more real and general feature of cellular processes, especially in cancer cells.    In human, Omics technology is widely used to diagnose and treat various cancers and predict  prognosis of tumors and survival of patients. In parallel to the studies of cancers in human, similar investigations were conducted in the canine cancers. Regarding the importance of Omics method in oncology, we described various Omics techniques including genomics, transcriptomics, and proteoimcs. In addition, corresponding studies carried out in different canine cancers were summarized in the next step.

    Keywords: Omics, cancer, canine, pathology, lymphoma
  • Mitra Salehi *, Hosein Nezami Pages 304-310
    BACKGROUND

    Toxoplasma gondii is a zoonotic obligate intracellular protozoan parasite that infects all warm-blooded animals as well as human worldwide. Human is infected with Toxoplasma parasites by eating half-cooked meat of livestock or oocyte.

    OBJECTIVES

    The purpose of this study was to determine the presence of Toxoplasma in aborted fetuses of sheep using the serological method in North Khorasan province.

    METHODS

    In this study, from 2015 to 2017, 133 samples of the thoracic fluid in aborted fetuses of sheep from different cities of North Khorasan Province were collected and sent to the central laboratory of Bojnourd. For each sample, a questionnaire was prepared for gathering information such as age and city, and then, the antibody level was determined in each sample by ELISA method.

    RESULTS

    In this study, the age of 133 aborted fetuses of sheep was more than 120 days. Also, of the 133 aborted fetuses of sheep, 14 samples (10.53%) were infected with Toxoplasma parasites. The highest and lowest rate of Toxoplasma infection was observed in 2016 and 2017, respectively. Also, the most infection was found in Shirvan and Faroj cities. Results of chi-square test showed that there was a significant difference between year and abortion in sheep due to infection with Toxoplasma parasite (P<0.05). There was not significant difference between the frequency of this parasite infection and aborted fetuses in different areas (P> 0.05).

    CONCLUSIONS

    The results of this study indicate that Toxoplasma gondii infection is one of the causes of abortion of sheep in North Khorasan province, and sheep is one of important sources of meat and dairy products in this area, Therefore, observance of public health tips and the complete cooking of meat and boiling milk is emphasized.

    Keywords: Toxoplasma, ELISA, Abortion
  • Maryam Rahmani, Sepideh Tolouei, Hossain Yousofi, Mohammad Aliyan, Zahra Ghayour Pages 312-320
    BACKGROUND

    Hydatid cyst is an infection with global distribution that is caused by the larval stage of the tapeworm of Echinococcus. The long-term survival of the hydatid in the host shows the parasite has advanced highly effective strategies for escaping the host defense. Deaths are caused by parasitic infections which are often due to tissue damages that result in host cell death, this is known as apoptosis. So it is important to know the process and the role of apoptosis that is created or controlled by a parasite.

    OBJECTIVES

    Investigation of cytotoxicity effect, induction of apoptosis and mechanism of induction of apoptosis of cattle hydatid fluid on bovine lymphocyte cells as efficient cells of immunity were studied.

    METHODS

    In this study, the cytotoxicity effect of bovine hydatid fluid (HF) on lymphocyte cells was investigated as effective immune cells against Echinococcus granulosus by MTS method. Then the mean of the expression of caspase-3, Bax and Bcl-2 genes in bovine lymphocytes treated/untreated was determined with fertile and infertile hydatid cyst fluid using Real Time PCR method.

    RESULTS

    The viability mean of lymphocytes was significantly lower in the fertile HF treated lymphocytes compared to both infertile HF-treated lymphocytes and cell control. Bax gene expression was significantly (P=0.046) higher in the fertile HF-treated lymphocytes compared to both infertile HF-treated lymphocytes and cell control. Although Caspase 3 was higher in this group, the difference was not significant. Also, expression of Bcl-2 gene in fertile fluid treated lymphocytes was found to be lower than that of infertile and control.

    CONCLUSIONS

    Present study indicates that hydatid cyst fluid molecules can probably induce apoptosis in immune cells in vitro and the parasite’s ability to stay alive for a long time in the host by controlling the host immune response from the apoptosis pathway.

    Keywords: Cytotoxicity, Apoptosis, Bax, caspase 3, Bcl-2
  • Omid Ghashghaei, Mohammad Yakhchali *, Saeed Reza Nourollahi Fard Pages 322-329
    BACKGROUND

    Ticks are important ectoparasites in ruminants which cause economic losses in animal husbandry of Iran and worldwide.

    OBJECTIVES

    This study was aimed to determine geographic distribution, frequency and species diversity of hard ticks in domestic ruminants in Ilam province, Iran.

    METHODS

    A total of 445 domestic ruminants (139 cattle, 162 sheep, 144 goats) from 120 flocks of 30 villages in north and south parts of Ilam province were randomly selected and examined in summer 2015. The ixodid ticks were collected from body surface of examined animals and identified.

    RESULTS

    Of all examined ruminants, 44.6% cattle, 51.23% sheep, and 52.08% goats were infested with a total number of 1209 unfed ixodid ticks. The highest prevalence of hard ticks was found in 2-3 year-old female cattle (15.55%), 1-2 year-old female sheep (19.75%) and less than 1 year-old female goats (17.36%) in the region. The highest prevalence was found in 2-3 year-old female cattle (37.1%), 1-2 year-old ewes (38.55%) and less than 1 year-old kids (33.33%). There was significant difference between prevalence and different age groups of infested sheep and cattle. Of 1209 collected ixodid ticks, tick indices (tick number per animal) were 6.1, 5.9 and 4.5 in cattle, sheep, and goats, respectively. The highest infestation in cattle (17 flocks, 14.1%), sheep (13 flocks, 10.8%) and goats (14 flocks, 11.6%) was respectively found in north, south and southern parts of the region. The highest tick aggregation was found for ears in cattle (31.13%), sheep (34.41%) and goats (28.9%). Of all examined ticks (1209), two genera including Hyalomma (37.62%) and Rhipicephalus (62.38%) with seven, seven, and six species in cattle, sheep, and goats were respectively identified. The predominant infesting ticks were R. sanguineus (22.16% in cattle) from north (11.31%) and H. anatolicum anatulicum (21.8% in sheep and 24.77% in goats) from south (15.49% and 13.42%) part of the province.

    CONCLUSIONS

    The results revealed that species diversity and frequency of ixodid ticks were prevalent in domestic ruminants of different parts of Ilam province.

    Keywords: Tick, Cattle, Sheep, Goats, Ilam
  • Mohammad Zibaei *, Saeed Bahadory, Seyed Mahmoud Sadjjadi, Aliehsan Heidari, Hamid Hosseini Pages 330-336
    BACKGROUND

    Parasitic helminthic diseases are one of the most common diseases of humans and animals that threaten the health of human societies. Nowadays, different methods are used for recovery of eggs parasites from soil samples. Therefore, in order to reduce the amount of mistakes caused by the artifacts (waste and disposable materials for diagnostic purposes), it is necessary to design and use a special device to collect more accurately the eggs of helminthic parasites.

    OBJECTIVES

    The purpose of this study was to design and use a rapid method for collecting different Toxocara spp. eggs in order to determine the prevalence of soil contamination.

    METHODS

    In this study, for recovery of Toxocara parasite eggs from collected soil samples, a sieve screen was used with plastic body (polyvinyl chloride compressed plastics) in a cylindrical shape with a mesh of 150 µm (can be changed), as well as the cap and holder,for the use of modified sucrose flotation method to isolate and identify Toxocara species eggs.

    RESULTS

    In the current study, single cell, multicellular, and infective Toxocara eggs were recovered from collected soil samples. The results of prevalence of Toxocara eggs in collected soil specimens showed that 38.5% (CI: 95%, 32.03-45.40%) were recovered using vertical sieve screening and using the traditional technique and flotation method 21.5% (CI: 95%, 16.37-27.70%) were recovered, which showed a significant difference between the two groups (P˂0.05).

    CONCLUSIONS

    Compared to the conventional and standard sucrose flotation method, using the sieve screen in addition to recovery of Toxocara parasite, it can be used in epidemiological studies to investigate the presence of eggs of nematode parasites such as Ascaris lumbricoides and Trichocephalus, as well as other eggs of zoonotic helminths in soil samples, and the percentage of true egg parasites in the soil samples in epidemiological studies.

    Keywords: Vertical sieve screen, Toxocara egg, Helminthic parasite, Soil, Sucrose floatation method
  • Yadollah Chashnidel *, Mehdi Bahari, Seyed Makan Mousavi Pages 338-347
    BACKGROUND

    Due to the incomplete microbial population of the gastrointestinal tract in infant animals, the occurrence of any kind of stress causes gastrointestinal microbial imbalance and gastrointestinal disorders in the animal. The use of probiotics in diets of experimental animals improves the production of volatile fatty acids in rumen as the main stimulants of ruminal papillae. In this case the beneficial microbial population promotes in the rumen and its products improve the health and animal performance.

    OBJECTIVES

    The aim of this study was to investigate the effects of different levels of Protexin™ probiotics in milk replacer on digestive tract development and ruminal parameters of suckling Zel lambs.

    METHODS

    To conduct this experiment, 24 male lambs were used at 10 days of age with mean weight (4.2 ± 0.53 kg) in 4 treatments and 6 replicates per each treatment as individual pens for 60 days. Treatments include control (without probiotic) and 3, 6 and 9 g (×109 cfu/g) of probiotic in milk replacer. In day 60 of experiments, pH values were measured by a portable digital device and ammonia nitrogen and number of protozoa in rumen fluid were measured in laboratory. Ruminal morphological results were studied after animal was slaughtered.

    RESULTS

    The results of ruminal parameters showed that adding 9 g probiotic resulted in a significant increase in ammonia nitrogen and number of ruminal fluid protozoa compared to other levels (P<0.05). There were not significant differences in pH and VFA of ruminal fluid indicated no significant difference among treatments. In rumen morphology results, there was a significant difference between treatments in weight of empty whole digestive tract, rumen, omasum and abomasums weight and the volume of reticulum and abomasum (P<0.05) and this difference was significant between treatment of 9 g probiotic and other treatments. Also, the effect of experimental treatments was significant on length and width of the rumen papillae (P<0.05), so that level of 9 g probiotic was higher than other levels.

    CONCLUSIONS

    The results showed that the addition of probiotic in milk replacer of experimental lambs significantly increased ruminal VFA and developed the ruminal morphological traits, so that in these traits, amount of 9 g probiotic had better performance than the other levels.

    Keywords: : Ruminal parameters, ruminal development, probiotics, suckling lambs of Zell, milk replacement
  • Parisa Khodakarami, Seyed Davoud Sharifi, Abdollah Mohammadi, Sangcheshmeh, Maryam Bagheri * Pages 348-358
    BACKGROUND

    Although numerous reports support the beneficial effects of supplementing chromium (Cr) on broiler performance under normal and stress conditions, the optimal level has not been determined yet.

    OBJECTIVES

    This study was conducted to investigate the effects of different levels of supplemental Cr on performance, cortisol, and thyroid hormones of broiler under normal and stress conditions.

    METHODS

    A total of four hundred forty-eight broilers were used. Broilers allocated into 2×4 factorial experiment included: stress (normal and stress) and 4 levels of supplemental chromium (0, 1000, 2000, 3000 ppb) since day 18. A completely randomized design with 8 treatments and 4 replicates (14 birds per replicate) was used. Dexamethasone used as a stressor for one week (stress period, STP) then experiment continued to day 46 (recovery period, RCP).

    RESULTS

    Feeding 1000 and 2000 ppb Cr improved feed conversion ratio (FCR) and increased T4 compared to 0 and 3000 ppb Cr in stressed broilers in STP (P<0.05). Feed intake (FI), body weight (BW) and T3 concentration were higher in broilers fed with 1000 ppb Cr in the diet and reared without stress in STP (P< 0.05). Despite the negative effect of stress on performance in RCP, dexamethasone-stressed broilers had better FCR. Feeding stressed birds with 1000 ppb Cr increased blood cortisol whereas it reduced cortisol in the normal-reared birds.

    CONCLUSIONS

    The Dietary supplementation of 1000 and 2000 ppb Cr reduced deleterious effects of physiological stress. Moreover, 1000 ppb Cr improved FI and BW of broilers under normal condition at first week. Feeding high level of chromium under normal and stress conditions did not improve the performance.

    Keywords: Broilers, Dexamethasone, Induced stress, Organic-chromium
  • Mahboobe Shahvardi, Mohsen Farzaneh *, Samad Nejad, Abolfazl Soltani Pages 360-368
    BACKGROUND

    Zearalenone (ZEA) is a nonsteroidal estrogenic mycotoxin that is usually found in animal feed and causes disorder in genital organs activity. Most commercial adsorbents do not have ZEA absorbency and may have side effects on the animal performance. Therefore, the discovery and introduction of natural compounds are necessary to reduce ZEA.

    OBJECTIVES

    The introduction of some medicinal plants to degrade ZEA in rumen fluid is the main objective of this study.

    METHODS

    In the present study, essential oil and different extracts (methanol, n-hexane and ethyl-acetate) of seed of four medicinal plants belonging to Apiaceae family including coriander (Coriandrum sativum),Cumin (Cuminum cyminum), Fennel (Foeniculum vulgare) and Persian hogweed (Heracleum persicum) were investigated to reduce ZEA in rumen fluid (0.4µg ZEA in ml 20% rumen fluid) at the ratio of essential oil/extract to toxin 125:1, 250:1 and 500:1 in 48h.The ZEA-content was extracted by the immunoaffinity column and analyzed by high-performance liquid chromatography (HPLC-FLD).

    RESULTS

    The results showed that essential oil of coriander (contains 76.5% of linalool), n-hexane extract of coriander and methanol and ethyl acetate extracts of Persian hogweed exhibit acceptable efficiency (more than 30%) in ZEA degradation. ZEA evaluation in the presence of various concentrations of promising essential oils and extracts exhibited that the essential oil of coriander has the highest effect to remove ZEA from rumen fluid with 79.5% after 48 h. The n-hexane extract of coriander at the rate of 500:1 caused 67.8% and 74.2% reduction in ZEA content after 36 and 48 h incubation time respectively and located at the next statistical level. In addition, methanol and ethyl- acetate extracts of Persian hogweed at the rate of 500:1 reduced 46% and 41.8% ZEA content in rumen fluid respectively.

    CONCLUSIONS

    Coriander and Persian hogweed are introduced as promising botanical additive sources to remove ZEA in animal feed.

    Keywords: Rumen fluid, Zearalenone, Medicinal plants, Composition, Degradation
  • Shirin Hasan, Ali Khanjari *, Mohammad Kazem Koohi, Nassim Shavisi, Hassan Gandomi Pages 370-378
    BACKGROUND

    Poultry meat belongs to perishable foods and the major concern of food industries is the microbial spoilage of poultry meat.

    OBJECTIVES

    The aim of present study was to investigate the effect of chitosan (CH) coating enriched with different concentrations of Ziziphora clinopodioides essential oil (ZEO) in comparison with control group on some of the sensory and microbial properties of chicken breast fillets during storage at refrigerated temperature for 12 days.  

    METHODS

    Essential oil extraction was done by hydro-distillation method and its chemical composition was determined by gas chromatography with mass spectrometry (GC-MS). In the present study, chicken breast fillets separately were dipped in 2% CH solution containing ZEO at concentrations 0, 0.5 and 1% and then stored at refrigerated condition for 12 days. After that chicken fillets were studied at 7 intervals (0, 1, 3, 5, 7, 9 and 12 days) regarding microbial (Total mesophilic and Psychrotrophic bacteria, Pseudomonas spp. and Enterobacteriaceae) and sensory (color, odor and taste) examination.

    RESULTS

    The most important compounds of the ZEO were geraniol (20.62%), carvacrol (18.17%), thymol (5.39%), α-terpineol (7.49%) and 4-terpineol (6.83%). Results of this study revealed that in the treatments coated with CH containing ZEO, total viable counts (TVC), Pseudomonas spp., lactic acid bacteria, Psychrotrophic bacteria and Enterobacteriaceae familysignificantly (P<0.05) decreased as compared to control group during the storage period. Based on the results of the present study, coating of chicken fillets with chitosan alone or chitosan containing 0.5 % concentration of ZEO showed better sensory properties.

    CONCLUSIONS

    CH coating enriched with 0.5 % ZEO has potential to extend shelf life of chicken fillets without any unfavorable organoleptic properties.

    Keywords: Chitosan, Coating, Ziziphora clinopodioides essential oil, Chicken fillet
  • Abdolali Movahedinia *, Mohsen Heydari, Saba Hosseini, Zeinab Yaqoubi, Zahra Amini, Elham Pourmaafi Pages 380-386
    BACKGROUND

    Tobacco (Nicotiana tobaccum) is a plant with piscicidal and fertilizing properties.

    OBJECTIVES

    In this study the effect of different concentrations (0.1, 1, 10 and 100mg/l) of hydro-alcoholic extracts of tobacco has been examined on different tissues of Rainbow trout.

    METHODS

    Samples from liver, kidney and gill of Rainbow trout were stained with hematoxylin and eosin and studied under light microscopy.

    RESULTS

    Various histopathological lesions were observed in the liver of Rainbow trout exposed to different concentrations of tobacco. The results showed that with increase in concentrations of tobacco up to 10 and 100mg/l, bloodshed increased and hepatocytes lost their continuity and showed discontinuity mood. Lamellar aneurysm, bleeding and leukocytes infiltration, clubbing at the end of the lamellae, hyperplasia of secondary lamellar epithelium, epithelial lifting of secondary lamellae and creating an edematous space, lamellar shortening, vacuolation and lamellar fusion were the more abundant branchial lesions after exposure to tobacco. Separating the epithelium from basement membrane, hypertrophy, glomerular capillary dilation and tubular degeneration were observed in renal tissues in all treatments. At higher concentrations of tobacco (10 and 100mg/l), renal tubular necrosis was also observed. According to the results liver of rainbow trout showed a few histopathological alteration following exposure to tobacco extracts. Unlike the liver, gills of rainbow trout due to direct contact with pollutants showed more lesions.

    CONCLUSIONS

    Tobacco extract has more pathological effects on gills in comparison with liver and kidney of Rainbow trout due to direct contact with the dissolved pollutant.

    Keywords: Tobacco, Ecophysiology, Histopathology, Toxicology, Oncorhynchus mykiss
  • Ahmad Bahrami, Siamak Asri *, Hamid Akbari, Bahram Dalir, Naghadeh Pages 388-395
    BACKGROUND

    Cobalt is an essential nutrient for ruminants which is required for the synthesis of vitamin B12 by the ruminal microflora. Cobalt deficiency can lead to a deficiency of vitamin B12, which plays a major role in many metabolic reactions in the body.

    OBJECTIVES

    This study was conducted to evaluate cobalt status in the serum and liver of cattle.

    METHODS

    In different seasons, the blood serum and liver concentration of cobalt in slaughtered cattle in Urmia city were measured by atomic absorption in 151 and 196 cattle, respectively.  

    RESULTS

    The results of cobalt measurement indicated that in 12.6% of serum and 21.4% of liver samples the concentration of cobalt was less than normal range with the Mean ± SD value of 0.64 ± 0.25 µg/dl and 0.15 ± 0.04 µg/gDM, respectively. The seasonal variations of cobalt values were assessed in serum and liver samples and following results were obtained: spring (2.18 ± 1.64 µg/dl, 0.23 ± 0.13 µg/gDM), summer (3.42 ± 1.04 µg/dl, 0.42 ± 0.27 µg/gDM), autumn (3.45 ± 0.37 µg/dl, 0.47 ± 0.38 µg/gDM) and winter (2.75 ± 0.59 µg/dl, 0.35 ± 0.09 µg/gDM).

    CONCLUSIONS

    According to the results of this study, it seems that there is a subclinical deficiency of cobalt in cattle of this region and it is recommended that preventive measures be considered to prevent the complications and disorders caused by its clinical deficiency.

    Keywords: Cobalt deficiency, Liver, Cattle, Season, Slaughterhouse survey
  • Mohammad Soltani, Seyed Mostafa Peighambari *, Seyed Ali Pourbakhsh, Abbas Ashtari, Ariya Rezaei Far, Mohammad Abdoshah Pages 396-407
    BACKGROUND

    Virulent Newcastle disease virus (vNDV) imposes significant economic losses to the commercial poultry industry in our country and worldwide. However, in Iran scattered and relatively few studies have been done in order to characterize NDV isolates.  

    OBJECTIVES

    The aim of the present study was to characterize two vNDV isolates obtained from commercial poultry farms in Isfahan province in 1999 through Haemagglutinin-Neuraminidase (HN) gene complete sequencing.

    METHODS

    Haemagglutinin-Neuraminidase (HN) gene of each NDV isolate was amplified and sequenced using specific primers and then phylogenetically analyzed.

    RESULTS

    Based on complete coding sequence of HN gene analysis, studied isolates showed close relationship with genotype XIII and subgenotype XIIIa NDV strains. Analysis of both complete HN gene and partial F gene lead to identical results and same classification of studied viruses.

    CONCLUSIONS

    Results of present study are useful  for a better understanding of molecular epidemiology of indigenous NDV strains and determining important molecular differences between field and commonly used vaccinal strains related to main immunogenic proteins.

    Keywords: Newcastle disease virus (NDV), Virulent, Haemagglutinin-Neuraminidase (HN), Phylogenetic study, Poultry
  • Mohammad Dadashpour, Siamak Alizadeh *, Mehdi Rezaei Pages 408-416
    BACKGROUND

    The growth and differentiation of skeletal pectoral limb girdle, wing and the ossification centers in these regions after hatching were investigated in pigeons.

    OBJECTIVES

    The aim of this study was to determine the age of physical maturity and radiological and histological assessment of the ossification centers of pectoral limb in quail.

    METHODS

    Fourteen pigeons after hatching were reared in similar and standard conditions and sampled once every 7 to 90 days.

    RESULTS

    According to radiological and histological results, scapula, clavicle, and coracoid were observed after 7th and sternum at 14th day in all specimens. Bones of the humerus, hadius, hlna, hetacarpus II, hetacarpus III, hetacarpus IV, and proximal phalanx of digit III were observed after the 7th  day and radial carpal bone, ulnar carpal bone, proximal phalanx of digit II, distal phalanx of digit II, and distal phalanx of digit III at the 14th  day and head of humerus, ventral tubercle of humerus, phalanx of digit IV, and dorsal tubercle of humerus at 21st and ventral condyle of humerus and dorsal condyle of humerus at 28th. The histological results were evaluated based on prepared tissue sample from the proximal humeral portion. Lack of bone marrow was observed in all 1st day`s tissue samples and bone marrow conformation was commenced after the 7th day. The growth plate was not observed in all the samples and this issue is complementary to the information obtained from radiographic examination.

    CONCLUSIONS

    According to this study, time taken to complete the ossification process and the formation of all parts of pectoral limb girdle and wing is 28 days after hatching.

    Keywords: Pigeon, Wing, Ossification Centers, Radiography, Histology
  • Roghieh Bakhtooh, Nooshin Ghazale, Abbas Javaheri *, Sahar Ghaffari Pages 418-426
    BACKGROUND

    Femoral head osteotomy in cases of fractures or degenerative diseases is as a routine surgical procedure. Less duration of the healing period and the creation of minimal fibrous tissue and its replacement with bone tissue can be effective in return to health.

    OBJECTIVES

    The aim of this study was to evaluate the histopathological changes following administration of platelet-rich plasma at the site of  removed femoral head in rabbits.

    METHODS

    Twenty male New Zealand white rabbits were distributed into two groups including: control (underwent femoral head osteotomy, FHO) and treatment (underwent FHO and planting the platelet-rich plasma on surgical site FHO₊ PRP). In both groups after general anesthesia, femoral head was removed using standard method. In group 2, pre-prepared auto log PRP was used at the site of surgery. After eight weeks all animals were euthanised, femur and its  surrounding healing tissues were cut 2cm  far from the head of femur and removed. Slides were prepared from each sample  through serial sectioning and were stained with H&E and Mason Trichrome. Qualitative changes such as granulation tissues, cartilage and bone formation and their organization and timeliness, thickness of collagen fibers and cellular changes were compared. To quantify the changes, whole surface of the Mason Trichrom stained samples underwent scan with ×50 magnifications and then area of different new formation tissues was measured. Average occupancy levels of each tissue, their ratio to whole surface of sample and to each other in two groups were calculated and compared.

    RESULTS

    In PRP treated group ratio of cartilage tissue to granulation tissue and formation of bone to granulation tissue is significantly more than these parameters in control group. Results indicate faster healing on the damaged area in group 2. Also in group 2, cartilage and bone tissues formation in the healing process was more orderly.

    CONCLUSIONS

    PRP could accelerate healing of bone tissue that is cut at the head of the rabbit’s femur. So it seems that the use of PRP as a treatment protocol in these cases could be suggested.

    Keywords: Rabbit, Platelet, Femur, Healing, Histopathology
  • Akbar Abarghani, Morteza Chaji *, Hormoz Mansori, Morteza Mamouei, Khalil Mirzadeh, Hedayat Alah Roshanfekr Pages 428-436
    BACKGROUND

    Mineral elements for various activities such as biochemical, productive and reproductive functions of animals are necessary and their concentration in the body of animals, under the influence of soil and plants will be different in each region.

    OBJECTIVES

    The aim of present experiment was determination of concentration of macro and micro minerals in blood of gazing camel in the pastures of Khuzestan.

    METHODS

    Eighty-eight camels under 11 classes, according to age and physiological situation in Hoveyzeh, Jofeir and Abadan-Khoramshahr regions were investigated during the autumn and winter grazing seasons.

    RESULTS

    Concentrations of calcium, magnesium, sodium, potassium, chloride and iron in serum of all class of camels were in the optimal range, compared to the critical level. The concentrations of camels blood Zn and Cu were under critical level, so they were deficient, the P was near the deficiency threshold. Concentration of Mn was low.

    CONCLUSIONS

    Therefore, as important roles of minerals in improvement of production and reproductive situations of camels in these regions, the mineral status of feedlot must be improved by proper mineral supplementation, the results of present experiment could be useful.

    Keywords: Dromedary camel, Mineral, Physiological situation, Sexuality, Tolerable level