فهرست مطالب

جاویدان خرد - سال شانزدهم شماره 35 (بهار و تابستان 1398)
  • سال شانزدهم شماره 35 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • بهمن پازوکی* صفحات 5-27

    یکی از مسائلی که هیدگر از همان سال های اولیه تحصیل دانشگاهی خود و بعد از آن در سال های تدریس به آن پرداخته است مساله منطق است. البته هر کجا او از منطق سخن می گوید منظورش منطق فرادادی (سنتی) است و نه منطق ریاضی- سمبلیک که اصطلاحا به آن منطق جدید می‏گویند. آنچه او درباره منطق جدید گفته و نوشته است بسیار کم و غالبا همراه با توصیفاتی منفی است. در منطق فرادادی (سنتی) نیز او به دنبال دستیابی به روش‏های درست فکرکردن و رسیدن به استدلال‏ها و استنتاجات درست نیست. اینکه آیا قیاسی درست ساخته شده است، یعنی نتیجه به‏درستی از مقدمات به‏دست آمده است، پرسشی است که به صورت جملات آن قیاس و نسبت صوری میان آنها مربوط می‏شود. اعتبار استدلال، ربطی به مضمون جملات ندارد. منطق به نزد او نخست با سخن و به تبع آن با حقیقت سر و کار دارد. بر خلاف قول شایع که گزاره را جای صدق/ حقیقت می داند هیدگر آن را مبتنی بر گشودگی (Erschlossenheit) دازین می داند. بر اساس گشودگی دازین است که اصولا مواجهه با موجود ممکن می شود. بنابر این بازسازی مفهوم حقیقت، به‏نظر هیدگر، نباید محدود به تحلیل‏های صوری از ساختار جمله باشد، بلکه باید نحوه عمل انضمامی و زنده‏ای که با آن به چیزها نسبت صدق/ حقیقی می‏دهیم نیز مد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: منطق، منطق فلسف ورز، حقیقت، صدق، گزاره، جای صدق حقیقت، نظریه مطابقت
  • محمد دانش نهاد*، محمد حسن وکیلی صفحات 29-49

    یکی از ابزارهای فلسفی برای شناخت حقایق عالم، حملی است که در قضایا میان موضوع و محمول صورت می پذیرد. این ابزار همانطور که می تواند با استفاده به جا پرده از حقایق عالم بردارد و بسیاری از نزاعاتی را که میان عرفا و حکما وجود دارد همچون مشترک لفظی یا معنوی بودن وجود را مرتفع نماید، استفاده نابه جا از آن نیز موجب انحراف در درک واقعیات عالم می گردد، به گونه ای که موجب معرکه آراء در میان اصاله الوجودی ها در رابطه با نحوه وجود ماهیت گشته است. در این تحقیق ابتدا ملاک تحقق حمل که اتحاد است یا ارتباط مورد بررسی قرار می گیرد و با اتخاذ مبنا، اقسام حمل و نقش آنها در شناخت حقایق عالم هستی مورد بحث قرار می گیرد به گونه ای که می توان به نحوه صحیح حمل اسماء و صفات بر خداوند دست یافت و از افراط و تفریط در این زمینه مصون ماند. یکی از زمینه های افراطی در استفاده از حمل در دلالت حمل بر نحوه وجود ماهیت است که با اتخاذ مبنای صحیح در باب ملاک حمل و میزان دلالت آن بر حقایق می توان دیدگاه صحیح از سقیم را در این رابطه تشخیص داد.

    کلیدواژگان: حمل حقیقت و رقیقت، حمل شایع صناعی، اصاله الوجود، وجود رابط، تشکیک
  • محمدرضا ریخته گران* صفحات 51-63

    فرهنگ و تمدن ایران در میانه دو فرهنگ و تمدن بزرگ قرار گرفته است. یکی فرهنگ و تمدن شرق آسیا و دیگر فرهنگ و تمدن یونان. شرق آسیا در جانب شرقی وجود، جانب روح و روحانیات قرار می گیرد و تقدیر تاریخی آن نیستی است و یونان در جانب غربی، جانب جسم و جسمانیات است و تقدیر تاریخی آن هستی است. در این میان احکام فرهنگ و تمدن ایران نه احکام جانب شرقی و نه احکام جانب غربی است. فرهنگ و تمدن ایران جامع شرق و غرب است و میراث دار صورتی از تفکر معنوی است که هم ناظر به وجوه شرقیه است و هم ناظر به وجوه غربیه. حقیقت معنوی قلب نیز در وجود آدمی، بنا بر نظر عارفان مسلمان مقام برزخ و واسطه میان روحانیت صرف و جسمانیت صرف است. بنابراین ایران را تعلق و پیوندی وثیق با مقام قلب حاصل می آید. به همین جهت میان تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران با اسلام، در مقام دین جامع، وفاق و قرابت و تلائم کامل برقرار است.

    کلیدواژگان: ایران، فرهنگ و تمدن، شرق، غرب، تمدن میانی
  • سیدمحمد جواد یثربی، سید محمود یوسف ثانی، محمد امین زارع* صفحات 65-79

    «کل شیء فیه کل شیء» یا «کل شیء فی کل شیء» به عنوان اصلی کلی از جانب ابن عربی مطرح شده و از سوی شارحان وی پذیرفته شده است. این اصل که از دو جنبه وجودی و شهودی در میراث عرفانی ابن عربی تبیین و توجیه شده است، در آثار عرفانی امام خمینی به صورت مستقیم جلوه نداشته و بدان تصریح نشده است. در این پژوهش با تبیین سه مسئله نفس رحمانی _حضور آن در تمام اشیاء عالم و اندماج تمام اسماء و کثرات در آن_، اسماء الاهی _عینیت اسم و مسمی و حضور تمام اسماء در هر اسمی_ و تناظر انسان و عالم _مطابق بودن انسان با کل اشیاء عالم_، محمل اصل فوق و امکان پذیرش آن در عرفان امام خمینی با سه قرائت، تحلیل و توجیه شده است. بدین صورت که مصداق لفظ «شیء» که در این قاعده دو بار تکرار شده است، می تواند نفس رحمانی-کل تعینات هستی، اسما-اسما و انسان-عالم یا بالعکس باشد.

    کلیدواژگان: کل شیء فیه کل شی ء، نفس رحمانی، اسمای الاهی، تناظر عالم و آدم، عرفان امام خمینی
  • حسینعلی شیدان شید*، محمد هادی توکلی صفحات 81-103

    چکیده یکی از براهین صدرالمتالهین برای اثبات حرکت جوهری برهان از طریق تلازم میان طبیعت و آثار و حرکات آن است. حکیم سبزواری با این برهان به مخالفت برخاسته، و آن را صرفا دلیلی الزامی و جدلی، مطابق با مبانی اشراقی، و ناسازگار با مبانی صدرالمتالهین دانسته است. اشکالات حکیم سبزواری نشان می دهد که این برهان با تقریری که صدرالمتالهین از آن به دست داده است تمام نیست. شهید مطهری کوشیده است با بازسازی و تقریر جدید این برهان، آن را به برهانی تام تبدیل کند. این بازسازی گرچه دارای ابهاماتی است و با تقریر صدرالمتالهین کاملا همخوان نیست بحث علمی مربوط به برهان یادشده را ارتقا و روشنی بیشتر بخشیده است (به ویژه اگر بر اساس علیت تحلیلی بازخوانی شود). اما اولا پیشرفت حاصل شده نشان دهنده نادرستی تاملات و اشکالات حکیم سبزواری در مورد تقریر صدرالمتالهین نیست و ثانیا آنچه گشوده شدن افق جدید و ارتقای این بحث را باعث شده تاملات و چندوچون های حکیم سبزواری بوده است.

    کلیدواژگان: حکیم سبزواری، حرکت جوهری، صدر المتالهین، علیت تحلیلی، شهید مطهری
  • مبانی سنتی هنرهای اسلامی
    حسین صبری*، غلامرضا اعوانی صفحات 105-122

    شکل گیری هنر اسلامی بحثی است که از دیدگاه های مختلف به آن پرداخته شده است. منظر سنت-گرایانه با نگاهی کل نگر و جامع به این مبحث می پردازد و ضمن توضیح درباره خاستگاه این هنر به عوامل آن می پردازد و سیر تاریخی آن را از این دیدگاه توجیه می کند. در نوشتار پیش رو، با مبنا قرار دادن آرای اصیل سنت گرایان به بحث درباره شکل گیری هنر اسلامی پرداخته می شود، در همین راستا سیر تاریخی برخی انواع شاخص هنر اسلامی نیز بر همین مبنا مطرح می گردد. در عین حال، برخی آرای غیرسنتی و مدرن نیز مورد اشاره اجمالی قرار گرفته و به اختصار به نقد کشیده می شوند. ضمن اشاره ای بسیار کلی به میراث گذشته ایران، تاثیرگذاری اسلام بر آن به بحث گذاشته می شود و نحوه بروز جلوه های جدید توضیح داده می شود. سیر شکل گیری برخی گونه های اصلی هنر اسلامی نیز برای نمونه در همین چهارچوب مطرح خواهند شد. گردآوری اطلاعات و داده ها بر مبنای فعالیت کتابخانه ای است.

    کلیدواژگان: هنر اسلامی، سنت، میراث پیش از اسلام، شکل گیری، سیر تاریخی
  • سعید گراوند، پری ابراهیم زاده* صفحات 123-141

    در فلسفه های گوناگون هندویی زمان به مثابه علت، قدرت ، جوهر و عرض تفسیر می شود.در فلسفه ودانته زمان امری خیالی و وهمی است نه واقعی. زمان در فلسفه نیایه -وایشیشیکه به عنوان جوهری مستقل و غیر مادی تفسیر می شود. پرسش از چگونگی حضور زمان، نحوه ارتباط آن با مسائل مختلف هستی شناختی از جمله: علیت، حرکت و فضا در همه موارد برجسته شده است؛ در نیایه -وایشیشیکه ترتیب وقوع رویدادها بازمان تفسیر می شود. اما زمان هیچ کیفیت فیزیکی خاص مانند رنگ ندارد.فلسفه سانکیه هرچند مبتنی بر متافیزیک ثنویت گرایی است که روند رویدادهای جهان را در فعل و انفعال دو اصل غایی یعنی پوروشه و پرکریتی تفسیر می کند ولی در بحث از پدیدار زمان تفسیر نیایه -وایشیشیکه را انکار می کند. دو تفکر می مانسا و ودانته نیز در سنت هندویی فهم و تفسیر خود درباره زمان را به صورت منحصر به فردی بر مبنای خوانش اوپانیشادها (واقعیت نامتغیر برهمن) بسط و توسعه داده اند و موضوعات مختلف هستی شناختی از جمله: علیت، حرکت و آفرینش را به شیوه های مختلف در قالب مفاهیم ویوارتا، مایا، اویدیا و اوتاره شرح و تفسیر می کنند. یافته های تحقیق نشان می دهد که در تفکر فلسفی هند، پدیدار زمان به صورت نمادهای گوناگون نقش متفاوتی رادر موجودات و رویدادهای کیهانی و حتی در احکام عملی یوگا ایفا می کند.

    کلیدواژگان: زمان، کاله، مکاتب علمی هند، علیت، برهمن
  • مجتبی زروانی*، افسانه فلاح نژاد دلیوندانی صفحات 143-160

    گنوستیسیزم مشربی باطنی است که غالب پژوهشگران، اعتقاد به ثنویت را یکی از مهم ترین ویژگی های آن می دانند، چرا که تضاد میان خیر و شر (نور و ظلمت) و شکاف میان آفرینندگان این دو قلمرو، تا بدانجا پیش می رود که غالب گنوسی ها معتقد بودند که نه تنها خدای متعال جهان را خلق نکرده، بلکه از آن بی خبر است. اما جنبش والنتینیه به عنوان بزرگترین و تاثیرگذارترین جریان گنوسی، از تفکر ثنوی به دور بوده و تصویری مونیستی از خدا ارائه می دهد. والنتینوس نیز مانند سایر گنوسی ها با تفکیک قدرت مطلق از خدای خالق، جهان مادی را حاصل فعل خدایی فرودست می داند، اما حوزه قدرت دمیورژ را نه قلمرویی مستقل، بلکه در ذیل قلمروی قدرت مطلق قرار می دهد و بدین ترتیب مسیری را پیش می گیرد که به دور از ثنویت گنوسی است. در این مقاله با روش تحلیل محتوا تلاش شده است تا دلایل لازم برای روشن شدن تفکر مونیستی والنتینیان ارائه شود.

    کلیدواژگان: انجیل حقیقت، ایرنائوس، ثنویت، گنوستیسیزم، مونیسم، والتینیه
  • فاطمه سادات نبوی*، محمدعلی یوسفی پور صفحات 161-185

    تعارض در تکالیف، علاوه بر آن که موضوع بسیاری از بحث های فلسفه اخلاق است ، جایگاه ویژه ای در مباحث حقوقی و فقهی دارد. با این حال، منطق استاندارد تکلیف قادر به تحمل تعارضات نیست و با بروز تعارض بین تکالیف به تناقض می انجامد. در این نوشتار، نوشتارگان منطق تکلیف در موضوع تعارض تکالیف را مختصرا مرور نموده و به معرفی دو رویکرد اصلی در برخورد با تعارضات تکلیفی می پردازیم، که یکی از آن ها پذیرش تعارض بین تکالیف و تلاش برای ساخت منطق هایی است که قابلیت تحمل تعارض بین تکالیف را داشته باشند، و دیگری تفکیک الزامات به الزامات در بادی امر و الزامات واقعی و نفی وجود تعارض بین تکالیف واقعی است که مستلزم صوری سازی این دو نوع الزام و رابطه بین آن ها می باشد. سپس منطق های وفق دهنده با حفظ اولویت را که در هر دو رویکرد مفید به نظر می رسند، برای فرمال سازی تعارضات برمی گزینیم و ضمن جستجوی ردپای مباحث مربوط به تعارض تکالیف در اصول فقه، که همان منطق حاکم براستدلال فقهی است، جنبه هایی از مفهوم وجوب یا همان الزام فقهی را در قالب یک منطق وفق دهنده با حفظ اولویت صوری سازی می نماییم.

    کلیدواژگان: منطق تکلیف، اصول فقه، تعارض تکالیف، وجوب، الزامات در بادی امر
  • محمد یزدانی، اعظم قاسمی، غلامرضا ذکیانی* صفحات 187-211

    یکی از تفسیرهای رایج در معرفت شناسی صدرایی دیدگاهی است که علیرغم پایبندی به نگاه وجودی صدرا در تبیین حقیقت علم، فاصله معناداری در دیگر فروع و احکام بحث، از قبیل نسبت میان علم و وجود ذهنی، تعیین مصداق معلوم بالذات در علم حصولی و دیگر مسائلی از این دست، با مواضع صریح مرحوم آخوند دارد. کلید اصلی این اختلافات، قول به تفکیک و مغایرت وجودی میان علم و وجود ذهنی است و نتایجی که از این تفکیک حاصل می شود ظلیت وجود ذهنی نسبت به علم، معلوم بالذات دانستن وجود علم و معلوم بالعرض دانستن وجود ذهنی است. لیکن، ما در این بررسی نشان خواهیم داد که تفکیک مذکور در نزد صدرا صرفا جنبه اعتباری داشته و علم و وجود ذهنی از نظرگاه او اتحاد وجودی دارند و برخلاف تفسیر فوق الذکر، این وجود ذهنی است که در علم حصولی معلوم بالذات است و ظلیت آن نسبت به موجودات خارجی است نه وجود علم.

    کلیدواژگان: علم، وجود ذهنی، معلوم بالذات، ملاصدرا، جوادی آملی
|
  • mohammad daneshnahad *, mohammadhasan vakili Pages 29-49

    One of the philosophical tools for understanding the truths of the universe is the domain of the subject between the subject and the predicate. This instrument, as it can conceal the truths of the universe by using it, eliminates many of the controversies that exist between the mystics and the intellectuals, such as the common sense or the spirituality of existence, its excessive use also distorts the understanding of the realities of the universe, The way in which the votes have been expressed among the ayatollahs in relation to the way in which they exist. In this research, the criterion of the realization of the carriage, which is an alliance or a relationship, is firstly discussed and, by adopting the basis, the modes of carriage and their role in understanding the truths of the universe, are discussed in such a way that God can achieve the proper conduct of names and attributes And it was immune from the extremes of this. One of the most extreme grounds for using the carriage is to refer to the nature of the existence of which, by adopting the correct basis on the criterion of carriage and the extent of its implication on the facts, one can identify the correct view of the creep in this regard.

    Keywords: Carrying truth, rigor, widespread syntactic transmission, Asalah al-Wujud, existence of the interface, arrogance
  • seyyed mohammad javad yasrebi, Seyyed Mahmoud Yousef Sani, mohammad amin zareh* Pages 65-79
  • Hussein Ali Shidanshid*, Mohammad Hadi Tavakkoli Pages 81-103

    Abstract One of the arguments advanced by Sadr al-Muta’allihin to prove the substantial motion is the argument through the mutual implication between nature and its effects and movements. Sabzawari has opposed this argument, and regarded it as a merely polemical proof which is compatible with the principles of Illuminationist philosophy, and incompatible with the foundations of Sadr al-Muta’allihin himself. The objections raised by Sabzawari shows that this argument in its Sadrian presentation is not compelling. Murtaza Mutahhari has tried to turn this argument into a compelling argument by reconstructing and revising it. This reconstruction, although it is ambiguous and is not completely compatible with Sadrian presentation, makes the scientific discussion of the above mentioned argument clearer and more upgraded (especially if it is refereed on the basis of analytic causation). But, firstly, this progress does not show the falsehood of Sabzawari's objections and considerations about the Sadrian version, and secondly, what has opened up the new horizons and promoted this discussion is the very objections and considerations made by Sabzawari.

    Keywords: Sabzawari, substantial motion, Sadr al-Muta’allihin, analytic causation, Murtaza Mutahhari
  • traditional basis of Islamic arts
    hossein sabri *, Gholamreza Aavani Pages 105-122

    There has been involvement in formation of Islamic art from different views; what Traditionalism involves in historical and comprehensive explanation of the art, and at the same time, confining its historical process. Present paper attempts to discuss formation of Islamic arts based on authentic Traditional views, including Schoun's, Nasr's, Burkhardt's, and Guenon's. Through the text, one could find comparisons between art historians' and traditionalists views. Furthermore, there is a presentation of historic process of characteristic types of Islamic arts. Accordingly, there is an attempt to discuss effects of Islam and consequent manifestation of Islamic arts, following general discussions about Iranian Pre Islamic legacy. There is statement about general historic development of some types of more defined and mostly known Islamic arts within the same framework, including coinage, painting, architecture, pottery and metallurgy, and finally textiles among many types of manifestations of Islamic arts. The authors bibliographically collected information and data.

    Keywords: Islamic art, Tradition, pre Islamic legacy, formation, historic process
  • pary ebrahimzada* Pages 123-141

    The concept of kalahas been interpreted differently in Hindu religious traditions. It refers to magic or heavenly power in Vedas while in Hindu Monotheisms such as Advaita Vedanta it denotes to the deceptive and charming power of gods which is understood as illusion especially the enchanting (unreal) nature of universe as the extended phenomenon that is synonymous to Avidya or ignorance over unique property of ultimate truth. In this interpretation, kala is the veil of illusion over Brahman or transcendental truth. It is neither existent nor non-existent and eludes any definition.In Ancient Vedas, kala refers to magical and miraculous power connoting deception and enticement. In his second volume of the History of Philosophy, Radakrishnan states: The word kala in Rig Veda has been frequently used to refer to supernatural power attributed to gods, particularly Varuna, Mitra and Indra, In many ancient songs,kala has been admired as the power protecting the world. kala means deception and enticement which is an inherent previlage of Asuras against Devas with whom She is in an ongoing battle. The word Maya is rarely witnessed in Upanishads as the real basis of Vedante.In The Vaisesika Sutras of kanandakalaisdravya but The problem of Time in indianphilosophyis so difrrent.

    Keywords: kala, brahman, may
  • Mojtaba Zurvani *, Afsaneh Fallahnezhad delivandani Pages 143-160

    Gnosticism is an esoteric movement that most scholars consider the belief in dualism as one of its most important attributes, because the contradiction between good and evil (light and darkness) and, the divide between the creators of these two realms, forms the basis of many of the gnostic thoughts. But according to the existing documents, Valentina, as the greatest and most influential gnostic movement, is far from dualistic thought, providing a monistic picture of God. Like the other Gnostics, Valentinus, with the separation of absolute power from the Creator God, sees the material world as the result of act of lower God. But the domain of the power of demiurge is not an independent realm, but under the realm of absolute power, and thus provides a path that is far from gnosis duality. In this paper, the content analysis method has been tried to provide the reasons for clarifying Valentinian's monistic thinking.

    Keywords: Duality, Gnosticism, monism, The gospel of truth, Valentina
  • Mohamad Ali Yosefi poor, fatemeh sadat nabavi* Pages 161-185

    Normative conflicts are critical in ethical and legal arguments. But, Standard Deontic Logic (SDL) can not tolerate them and in sntandard deontic logics normative conflicts lead to contradictions. In this paper we review Deontic Logic literature and introduce two major approaches facing to narmative conflicts. One of them is accepting the existence of normative conflicts and trying to build Conflict Tolerant Deontic Logics, and the other is separating the obligations to Prima Fcie obligations and Actual obligations and rejecting any actual normative conflict, which necessitates formalizing two kinds of obligations (prima facie obligations and actual obligations) and the relation of them. Then we introduce Prioritized Adaptive Logics, which are useful in both approaches. In the last part of the paper, we search normative conflict arguments in 'osul al fiqh', which is the logic of Islamic legal system, and formalize some aspects of 'vajib', the Islamic obligation, in a prioritized adaptive logic format.

    Keywords: deontic logic, osul al fiqh, normative conflict, obligation, prima facie obligation
  • Mohammad Yazdani, Azam Ghasemi, Gholamreza Zakiany * Pages 187-211

    One of the common interpretations of Sadra's epistemology is a view that, despite adherence to Sadra's existential look in explaining the truth of knowledge, has a meaningful difference in the other issues and results of the discussion, such as the relation between knowledge and mental existence, the determination of the essential known in the acquired knowledge and other similar issues, with Sadra's explicit opinions. The core of these differences is the belief in the separation and existential otherness between knowledge and mental existence, and from the results of this separation, we can point out that mental existence is in the shadow of knowledge, and the existence of knowledge is essential known, and the mental existence is accidental known. However, we will show in this study that the separation for Sadra is merely conventional, and that knowledge and mental existence from his point of view have an existential unity, and contrary to the above interpretation, this is the mental existence which is essential known in the acquired knowledge, and it is in the shadow of external beings, not the existence of knowledge.

    Keywords: Knowledge, mental existence, essential known, Mulla Sadra, Javadi Amoli