فهرست مطالب

پژوهش های عقلی نوین - پیاپی 6 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 6 (پاییز و زمستان 1397)
  • 168 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حجت اسعدی*، عباس جوارشکیان صفحات 9-39
    چکیده مساله تقسیم علم به حضوری و حصولی نزد فیلسوفان مسلمان ثمره نگاه هستی شناختی به پدیده علم است و ‏از دیرباز تا کنون مورد اعتقاد تقریبا اکثریت حکما بوده است، در این نوشتار، برخلاف این دیدگاه رایج میان ‏حکما که علم را به دو دسته مذکور تقسیم می کنند، با نظر به روش خاص استنباط آراء فلسفی صدرا، و ‏تحلیل و بررسی دیدگاه وی در خصوص حقیقت علم که آن را امری وجودی می داند و معتقد است در هنگام ‏علم به هر چیزی، نفس همان چیز نزد عالم حاضر می شود، و سپس با تطبیق این رویکرد با مبانی فلسفی ‏خاص او از جمله اصالت وجود، وحدت و بساطت وجود، تساوق وجود با کمالات آن و اتحاد عاقل و ‏معقول، این مساله به اثبات می رسد که تقسیم مشهور علم در معرفت‎ ‎شناسی صدرالمتالهین قابل پذیرش ‏نیست، بلکه او علم را منحصر در علم حضوری می داند. پشتوانه این رای نیز شواهد و مویداتی است که در ‏مواضع مختلف از آثار صدرالدین و شاگردان حکمت متعالیه قابل اصطیاد است.‏
    کلیدواژگان: اصالت وجود، علم حصولی، علم حضوری، صدرالمتالهین
  • عباس بخشنده بالی*، ابوذر نبویان صفحات 39-57
    یکی از دغدغه های حکیمان الهی، شناخت حقیقت نفس و اسرار آن بوده است. از ویژگی های نفس، تجرد آن می باشد؛ زیرا اگر این ویژگی به اثبات نرسد، برخی موضوعات مانند معاد با تردیدهایی مواجه خواهد شد. برخی از حکیمان معیارهایی متفاوت در تعریف تجرد ارائه نمودند. اکنون این پرسش به ذهن خطور می کند که کدام یک از تعریف های موجود، جامع افراد و مانع اغیار می باشد؟ این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، نخست به تعاریف مورد نظر از نفس و تجرد آن پرداخته و در ادامه، نقدهایی درباره این تعاریف ارائه می شود. با توجه به نقدهایی مانند عدم جامعیت در افراد، عدم مانعیت در اغیار و پیشرفت های علوم تجربی و شمول تعریف بر مادیاتی که غیر قابل درک با حواس ظاهری هستند، چنین نتیجه گرفته می شود که تعریف های ارائه شده دارای ابهاماتی بوده و در ادامه، تعریف پیشنهادی ذکر می شود.
    کلیدواژگان: حکمای اسلامی، رویکرد انتقادی، تجرد، نفس، علوم تجربی
  • احمد نصیری محلاتی*، علیرضا کهنسال صفحات 57-71
    بررسی هویت مکان در فیزیک نظری همواره مورد توجه و مناقشه بوده است. نیوتن بر مبنای  مکانیک کلاسیک به مکان مطلق معتقد بود؛ اما لایب نیتس در همان زمان مکان را امری نسبی و ناشی از موقعیت اشیاء نسبت به یکدیگر می دانست. این بحث تا آنجا ادامه یافت که نظریاتی بینابینی نیز شکل گرفت. نظریه نسبیت خاص، دیدگاهی نسبی گرا دارد اما نسبیت عام تا حدودی مطلق انگار جلوه می کند؛ از این رو به نظر می رسد که رویکرد نسبیت به هویت مکان با نوعی دوگانگی همراه است. از سوی دیگر مکانیک کوانتومی نیز با طرح نظریه اربیتال و تعریف فضا بر مبنای احتمال حضور ذرات، نگرشی نسبی گرا دارد؛ لکن آنجا که موقعیت هر ذره را میان دیواره های پتانسیلی ناشی از توابع انرژی محدود می کند، به سمت هویتی مطلق گرا سوق می یابد. بدین ترتیب می توان نگرش کوانتومی نسبت به مکان را نیز درگیر با نوعی دوگانگی قلمداد کرد.
    کلیدواژگان: هویت مکان، نسبیت، مکانیک کوانتومی، مطلق انگاری، نسبی گرایی
  • مولوی و حقانیت تشکیکی ادیان
    قدرت الله قربانی* صفحات 71-97
    سه رویکرد انحصارگرایی، شمول گرایی و کثرت گرایی دینی تلاش دارند تا پاسخی عقلانی به پرسش از حقانیت معرفت شناختی و نجات شناختی ادیان تدارک ببینند. مشکلات این سه رویکرد، زمینه لازم را برای رویکرد حقانیت تشکیکی ادیان فراهم می کند که در آن همه ادیان و پیروان آنها بطور تشکیکی و سلسله مراتبی از حقانیت معرفت شناختی و نجات شناختی برخوردار هستند. به نظر می رسد مولوی نیز با نظر به گرایش عرفانی خود از دیدگاه حقانیت تشکیکی ادیان حمایت می کند. مبانی و اصول نگرش تشکیکی مولانا به حقانیت تشکیکی ادیان را می توان در مواردی چون وحدت متعالی ادیان، واقعیت کثرت خارجی ادیان، تفاوت گذاری بین دین و شریعت، تفاوت های راه حق از باطل و اسلام تجلی دین و شریعت برتر و پیامبر اسلام الگوی رسول خاتم و متعالی ملاحظه کرد. مجموعه این موارد نشان می دهد که مولوی نگرشی تشکیکی به ادیان الهی و بعضا غیرالهی دارد که در آن همه ادیان به تناسب بهره مندی شان از حقیقت مطلق، واجد حقانیت و منجر به رستگاری و نجات هستند. ضمن اینکه لازمه منطقی پذیرش حقانیت تشکیکی ادیان، اقبال به دین اسلام بعنوان آخرین و کامل ترین دین و رسول گرامی اسلام بعنوان آخرین و بهترین و کامل ترین انبیاء الهی است. در این رویکرد، برتری و کمال دین خاتم و رسول آن، به معنای نفی وجوه مثبت ادیان پیشین نیست، بلکه تاکید می شود که این دین و رسول آن ضمن اینکه کمالات ادیان و انبیاء قبلی را دارند، واجد کمالات جدیدی هستند که در آنها نیست، که همین ویژگی مبین عقلانیت رویکرد حقانیت تشکیکی ادیان است.
    کلیدواژگان: حقانیت تشکیکی، اسلام، کثرت گرایی، وحدت متعالی ادیان، رسول اکرم
  • نظریه هنر فاضله فارابی و رهیافت های معاصر
    نادیا مفتونی صفحه 97
  • نظریه مصونیت باور و پاسخ به شکاکیت
    سعید فخار نوغانی صفحه 117
  • نگرشی نوین به جایگاه هنر با محوریت نمادشناسی در آراء فلسفی افلاطون و ملاصدرا
    زهرا محمدی محمدیه، محمدکاظم علمی، علیرضا کهنسال صفحه 135
|
  • Hojjat Asadi *, Abbas Javareshkian Pages 9-39
    The issue of dividing the knowledge to knowledge by presence and empirical knowledge by Muslim philosophers is the result of epistemological view to the phenomenon of knowledge which most of the wise men have believed in since long times ago to now. According to Mulla Sadra, the reality of knowledge is an existential issue and is realized as real as that issue before the wise scholar while he achieves the knowledge. Having approached and deduced Sadrolmutallehin's views using a specific method, the present paper has analyzed and investigated his standpoints regarding the  issue of knowledge reality and has adapted this approach with his specific philosophical principle such as the existentialism, unity of existence, extension of existence, equivalence of existence, its perfections and union of the intellect and reasonable so that this hypothesis is confirmed that the division of such categorization of the knowledge is not acceptable based on Sadrolmutallehin's epistemological principles as made by the wise common categorization, but as mentioned earlier, Sadrolmutallehin merely believes in the knowledge by presence which is supported by evidence and confirmations noticeable in different Sadrolmutallehin's works and his pupils of transcendental wisdom whose most important writings have been mentioned in this paper.
    Keywords: existentialism, Empirical Knowledge, Knowledge by Presence, Sadrolmutallehin
  • Abbas Bakhshandehbali *, Abozar Nabavian Pages 39-57
    Knowing the truth and mysteries of the soul has been one of the concerns of divine theosophists. One of the features of soul is its incorporeality which must be proved; otherwise some issues such as resurrection would be thrown into doubt. Some theosophists have develped different criteria for defining incorporeality. The raised question in this respect is that which definition is more comprehensive? Using a descriptive-analytical method, the researcher has defined his intended meaning of soul and incorporeality, then, has mentioned the criticisms leveled against this definition. It is concluded that with respect to the available criticisms such comprehensiveness of this definition and the advancement of empirical science and inclusion of such a definition to the materialistic matters which could not be sensed with apparent senses. However, it is concluded that the given present definitions are ambiguous; therefore, the researcher presents his suggestions in this regards.
    Keywords: Islamic theosophist, critical approach, incorporeality, soul, empirical science
  • Ahmad Nasiri *, Alireza Kohansal Pages 57-71
    Investigating space identity in theoretical physics has variously been among debating and noticeable issues. While, Newton believed in absolute space based on classic mechanics, Leibniz pleased spaced to be a relative issue simultaneously and considered it with relation to the position of objects to each other. Thus, this discussion continued so as intermediary theories were developed. The specific theory of relativity believes in relativism but general relativity appears to be absolute, hence it seems that relativity approach to the space identity faces with the challenges of duality somehow. On the other hand, quantum mechanics theory has a relative attitude to this issue based on the possibility of presence of particles by formulating the Orbital Theory and defining space. However, as the position of each particle is limited within the potential walls due to energy functions, it leads to an absolute identity. Thus, the quantum view of the space could also be regarded as a kind of duality.
    Keywords: space identity, Relativity, Quantum Mechanics, absolutism, relativism
  • Mowlavi and Religions Gradual Truthiness
    Qodratullah Qorbani * Pages 71-97
    There are three religious exclusivism, inclusivism and pluralism approaches that try to take rational answers to the questions regarding religions epistemological and soteriological truthiness. The problems of mentioned approaches, takes enough background for the approach of religions gradual truthiness in which all religions and their believers gradually and hierarchically benefit epistemological and soteriological truthiness. It seems Mowlavi by considering his mystical tendency, supports the approach of religions gradual truthiness. The foundation and principles of Mowlavi’s thought concerning religions gradual truthiness can be considered as follows: transcendent unity of religions, the fact of external plurality of religions, differentiation between religion and divine law, differences between right and wrong paths, Islam as the superior manifestation of religion and divine law, and the Prophet of Islam as the final and perfect messenger. The sum of these cases show that Mowlavi thinks of divine and non-divine religions based on gradual truthiness in which all religions according to their benefiting of absolute truth, have truthiness and are led to salvation. Meantime logical requirement of accepting religions gradual truthiness is welcoming to Islam as the final and the perfect religion, and to the Prophet Muhammad as the last and the best messenger of God. In this approach, the superiority and perfection of the final religion and its Prophet does not mean rejecting merits of pervious religions.
    Keywords: Gradual Truthiness, Islam, pluralism, Religions Transcendent Unity, The Prophet of Islam