فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 3 (پیاپی 39، پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/03
  • تعداد عناوین: 6
|
  • اکبر گلدسته*، رحیم صفری، منیره سهرابی، جعفر طرقی، محمد یمنی دوزی، صالح رشید حاجی صفحات 1-28

    برنامه ریزی راهبردی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کشور عموما با استفاده از الگو های برنامه ریزی راهبردی معرفی شده توسط خبرگان و دانشگاه ها تهیه می شود. این برنامه ها پس از تدوین در قالب اسناد برنامه ریزی راهبردی دانشگاه انتشار می یابد. این اسناد دارای ویژگی هایی هستند که مانند الگوهای برنامه ریزی مورداستفاده می توانند مشابه یا متمایز باشند. وجود ویژگی های مشابه در اسناد، امکان گروه بندی آن ها را فراهم می کند. در این بررسی سعی می شود با استفاده از روش های کمی (آماری) اسناد مشابه را در گروه های همگن گروه بندی کنیم. به همین منظور ویژگی های محتوایی و شکلی اسناد برنامه ریزی 8 دانشگاه مختلف شامل 3 دانشگاه دولتی تهران، تربیت مدرس و فردوسی، 3 دانشگاه و موسسه آموزش عالی غیر دولتی علم و فرهنگ، سوره و اشرفی اصفهانی و 2 دانشگاه خارجی آکسفورد و کورنل موردبررسی قرارگرفته و وجود یا فقدان این ویژگی ها در اسناد مذکور تعیین شده است. با استفاده از روش چند متغیره آماری خوشه بندی، این دانشگاه ها در 4 خوشه ی متفاوت گروه بندی شده اند.
    به منظور تعیین الگوی مورداستفاده در تدوین اسناد برنامه ریزی راهبردی دانشگاه های منتخب، ویژگی های 12 الگوی متفاوت برنامه ریزی راهبردی موردبررسی قرارگرفته و میزان تشابه هر یک از آن ها با اسناد موردبررسی تعیین شده است. نتیجه ی این بررسی نشان می دهد، در تدوین اسناد برنامه ریزی راهبردی که در 4 گروه، گروه بندی شده اند، هر یک از اسناد احتمالا از یک الگوی مشخص و متمایز با سایر گروه ها استفاده نموده اند.
    نتیجه ی این بررسی کمی می تواند به عنوان مقدمه ی تحلیل کیفی اسناد موردبررسی استفاده شود. علاوه بر این، نتایج بررسی نشان می دهد که هیچ یک از دانشگاه های ایرانی بررسی شده، الگوی خاص مربوط به دانشگاه خود را طراحی نکرده اند. به عبارت دیگر، الگو های به کاررفته در برنامه ریزی دانشگاه های موردبررسی، عموما اقتباسی بوده و رویکرد طراحی خاصی برای آن دانشگاه مورد توجه نبوده است. این امر می تواند موفقیت دانشگاه ها را در عملیاتی کردن اسناد برنامه های تنظیمی با چالش مواجه سازد.

    کلیدواژگان: اسناد برنامه ریزی راهبردی، الگوهای برنامه ریزی راهبردی، خوشه بندی، دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی، برنامه ریزی آموزش عالی
  • رشید احمدرش* صفحات 29-50

    این مقاله درصدد تحلیل دو مدل مدیریت آموزشی شامل؛ سنت انضباط محور و دانش محور با تاکید بر تفاوت ساختاری و ماهوی دانشسراهای تربیت معلم و دانشگاه فرهنگیان با توجه به دیدگاه میشل فوکو در خصوص امر انضباطی و سیاست های تادیبی است. در مقاله حاضر با استفاده از روش کیفی و به کارگیری روش نظریه زمینه ای و از طریق مصاحبه های عمیق و متمرکز به بررسی تجربیات انضباطی 43 فارغ التحصیل دانشسرا و تربیت معلم پرداخته شده است. یافته های تحقیق حاضر ازیک طرف، ضمن تاکید بر ضرورت فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و آکادمیک، گذار از سنت دانشسرایی به سنت نوین دانشگاهی، برنامه ریزان آموزشی و دست اندرکاران سیاست های تربیت معلم را به نقد و واکاوی علمی گفتمان تاریخی سنت دانشسرایی دعوت می نماید و از طرف دیگر مسئولان دانشگاه تازه تاسیس فرهنگیان را به تلاش برای برساختن و نهادینه کردن سنت دانشگاهی دانش محور ترغیب نموده، خصوصا در مورد تداوم سنت دانشسرایی در قالب جدید دانشگاه هشدار می دهد. این تحقیق درنهایت تاسیس دانشگاه فرهنگیان را نوعی گریز و گذر از ساخت انضباط محور دانشسرایی دانسته که خود ریشه در تحولات زیستی و هستی شناختی انسان معاصر ایرانی به خصوص نسل جدید معلمان دارد.

    کلیدواژگان: مدیریت دانشگاهی، دانشگاه فرهنگیان، ساختار انضباط محور، ساختار دانش محور
  • زهره صادقی نیا، محمد اصلاحی، مرتضی ولایی* صفحات 51-76

    ابهام در فلسفه تربیتی و نپرداختن به شرایط موردنیاز از یکسو، نبود زمینه و دغدغه کافی برای نهادینه کردن فلسفه تربیتی در نظام آموزشی و شیوع بیمارگونه ی گرایش به ایجاد مهارت تست زنی در دانش آموزان، مخاطراتی را در سطوح فردی و اجتماعی به همراه دارد. این تحقیق، با تکیه بر روش پدیدارشناسی به تحلیل ادراک و تجربه زیسته، با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از رتبه های برتر در کنکور کارشناسی، کارشناسی ارشد و متخصصین پرداخته شد تا تاثیر ثبت نام در کلاس های موسوم به تست زنی بر عملکرد دانش آموزان در آزمون کنکور سراسری، مورد واکاوی قرار گیرد. یافته ها بیانگر 4 مضمون کلی، افت سواد دانش آموختگان با 7 زیر مضمون، نخبه های کم درآمد با 4 زیر مضمون، تضعیف تربیت رسمی با 4 زیر مضمون و مضمون نابرابری اجتماعی با 9 زیر مضمون است. نتایج نشان می دهد، هرچند استفاده از این کلاس ها، احتمال موفقیت در آزمون های چندگزینه ای را افزایش می دهد، اما به شکل گیری و تشدید نابرابری اجتماعی انجامیده است. به دیگر سخن، ترویج بیمارگونه استفاده از کلاس های کنکور زمینه را برای ناکارآمدتر شدن آموزش وپرورش رسمی آماده کرده و درنتیجه نادیده گرفته شدن استعدادهای بسیاری که به دلایلی نظیر مادی، اجتماعی و فرهنگی، توانایی استفاده از این نوع آموزش ها ندارند را به دنبال داشته و توان قبولی در رشته های پر درآمد و پرطرفدار را از آن ها سلب خواهد کرد. به نظر می رسد این موارد منجر به نادیده گرفته شدن بخش از توان بالقوه ی جامعه و تشدید نابرابری اجتماعی شده است؛ این امر اهمیت بازاندیشی برای جلوگیری از دامنه دار شدن مخاطرات ذکر شده را بیش از پیش نمایان می سازد.

    کلیدواژگان: تربیت سایه، موفقیت در کنکور، عدالت اجتماعی، تست زنی، تدریس برای آزمون
  • سهیلا هاشمی، زینب کرم خانی*، یدالله مهر علی زاده، ابراهیم صالحی صفحات 77-110

    هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مشاوره حرفه ایی در دانشگاه های ایران است. طرح پژوهش حاضر کیفی و بر اساس روش پژوهش کیفی گراندد تئوری انجام گردید. جامعه آماری در این پژوهش مطلعان کلیدی و خبرگان در پنج دسته سیاستی، مدیریتی، جامعه شناسی، اقتصادی و کارشناسان متخصص در نظر گرفته شده اند. از آنجایی که این پژوهش از نوع اکتشافی است مناسب ترین نوع نمونه گیری، نمونه گیری هدفمند است که در این پژوهش از نوع روش گلوله برفی استفاده گردیده است. تعداد نمونه ها با توجه به اشباع نظری به 32 نفر رسید. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش به دلیل جدید بودن موضوع و فقدان نظریه کافی در خصوص موضوع پژوهش مصاحبه های اکتشافی است. بعد از جمع آوری داده ها، تجزیه و تحلیل آنان به صورت کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت که بر اساس تحلیل داده ها مدل مطلوب برای رویکرد مشاوره حرفه ایی در دانشگاه ارائه گردید. براساس یافته ها مقولاتی همچون اقتصاد دانش بنیان و جامعه یادگیرنده، حکمرانی دانشگاه، مسئولیت اجتماعی دانشگاه، آئین نامه های ارتقاء و کنش های ارتباطی بر روی رویکرد مشاوره حرفه ای به عنوان پدیده مرکزی اثر گذار هستند و با استفاده از این مقولات مدل پارادایم مشاوره حرفه ای در راستای رسیدن به دانشگاه پاسخگو ارائه شده است.

    کلیدواژگان: مشاوره حرفه ای، آموزش عالی، مسئولیت اجتماعی دانشگاه، ارتباط علم با جامعه مقدمه
  • مصطفی قادری، کویستان محمدیان، علی کشاورز زاده*، مجید قاسمی، عاطفه ریگی، لطف الله ساعد صفحات 111-138

    هدف اساسی پژوهش حاضر شناسایی مولفه های اثرگذار سیاست گذاری مبتنی بر بازار کار در آموزش عالی ایران بود. روش پژوهش کیفی از نوع داده بنیاد و ابزار گرداوری داده ها مصاحبه باز بود. روش نمونه گیری پژوهش هدفمند و شامل 40 نفر از پژوهشگران و صاحب نظران در سطوح وزارت علوم تحقیقات و فناوری و دانشگاه های سه استان کردستان، همدان و سیستان و بلوچستان انتخاب شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل تم در قالب کدهای باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. فرض اصلی پژوهش، سیاست گذاری مبتنی بر بازار کار در آموزش عالی در دو بعد عمودی و افقی بود. سیاست گذاری عمودی مبتنی بر بازار کار ازجمله؛ فرهنگ سازی کار، اصلاح ساختارهای بازار و دانشگاه، نیازسنجی بر اساس بازار کار، اصلاح قوانین (آموزش، پژوهشی، جذب اساتید) مبتنی بر بازار کار، حمایت دولت از تولید دانش و کالای داخلی، تبلیغات ایده های دانشگاهی در راستای بازار کار، سیاست گذاری کلان مبتنی بر بازار کار، سیاست گذاری خرد مبتنی بر بازار کار می باشد و سیاست گذاری افقی مبتنی بر بازار شامل؛ تغییر برنامه درسی مبتنی بر اقتصاد در دانشگاه ها، ارتباط صنعت و دانشگاه، تربیت دانشجوی کارآفرین در بازار کار، سیاست کارورزی و مهارت آموزی، کاربرد فناوری اطلاعات در بازار کار و دانشگاه، توجه به مسائل آموزشی مبتنی بر اقتصاد، تبدیل نیروی انسانی به سرمایه انسانی، تغییر نظام ارزیابی در دانشگاه بود. درنهایت با استفاده از یافته های پژوهش، مدلی تحت عنوان مدل سیاست گذاری مبتنی بر بازار کار ارائه گردید.

    کلیدواژگان: سیاست گذاری عمودی، سیاست گذاری افقی، بازار کار، آموزش عالی
  • آویشن میرسنجری*، حمیدرضا آراسته، حسین عباسیان، عبدالرحیم نوه ابراهیم صفحات 139-165

    پژوهش حاضر باهدف بررسی وضعیت موجود دانشگاه های دولتی شهر تهران بر اساس مولفه های تاثیرگذار بر توسعه دانشگاهی پایدار انجام شد. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی و نوع تحقیق، توسعه ای و کاربردی است. در بخش کیفی، ابتدا از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان دانشگاهی که به روش ارجاع زنجیره ای انتخاب شده بودند، مولفه های تاثیرگذار بر توسعه دانشگاهی پایدار شناسایی و دسته بندی شدند. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه های جامع شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نسبی، تعداد 811 نفر به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. برای تعیین روایی و پایایی ابزار جمع آوری اطلاعات (پرسشنامه محقق ساخته) با استفاده از نرم افزار PLS، شاخص میانگین واریانس استخراج شده، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی محاسبه شد. همچنین به منظور تایید برازش مدل ساختاری،معیار ضریب تعیین و معیار استون گیسر مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده های کمی از نرم افزار SPSS، جهت محاسبه شاخص های توصیفی و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. درنهایت، مدل طراحی شده دارای سه بعد اصلی (آموزش، پژوهش و خدمات اجتماعی) بر پایه چهار عامل (وظایف، فناوری، نیروی انسانی و ساختار) بود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که وضعیت موجود نمونه موردمطالعه در سطح (0.1≤ p) در قسمت های پژوهش-وظایف (5/53=t، 0/00=p)، پژوهش-فناوری (t= 3.76, p= 0.00)، پژوهش-نیروی انسانی (t= 8.93, p= 0.00) و خدمات اجتماعی-فناوری (t= 3.99, p= 0.00)به صورت معنی دار بالاتر از سطح متوسط قرارگرفته است.

    کلیدواژگان: ماموریت دانشگاه ها، مدل های دانشگاه پایدار، مدل سه گانه آموزش-پژوهش-خدمات اجتماعی
|
  • Mohammad Yamani Dozi, Akbar Goldasteh*, Rahim Safari, Monireh Sohrabi, Jafar Toroghi, Saleh Rashid Hajikhajeloo Pages 1-28

    Strategic planning in Iranian universities and institutes of higher education is generally prepared using strategic planning models introduced by experts and other universities. These programs will be published in the form of university strategic planning documents.
    These documents have such features that can be similar or different than the programming templates used. Existence of the similar properties in documents makes it possible to group them. In this study, we try to use quantitative (Statistical) methods for grouping similar documents into homogeneous groups. For this purpose, the content and formal characteristics of the planning documents of eight different universities, including three governmental University (Tehran, Tarbiat Modares and Ferdowsi), three nongovernmental universities and institutes of higher education (science and culture, Soreh and Ashrafi Esfahani), and two foreign universities (Oxford and The Cornell) has been investigated and the presence or absence of these features has been determined and then Using clustering as a multivariate statistical method, these universities were grouped into 4 different clusters.
    In order to determine the model which is used in compiling strategic planning documents of the selected universities, the characteristics of 12 different strategic planning models have been studied, and the similarity of each of them with the investigated documents has been determined.
    The results of this study showed that investigated strategic planning documents were grouped into four groups, and each of these documents probably used a distinctive pattern than the other groups.
    The result of this quantitative survey can be used as an introduction to the qualitative analysis of the documents under review.
    In addition, the survey results showed that none of the selected Iranian universities designed their own specific model for strategic planning.
    In other words, the models used in the planning of the universities under study were generally adaptive and the specific approach for none of the  universities was not considered. This matter can challenge the success of universities in the operationalizing of derived planning documents.

    Keywords: Strategic Planning Documents, Strategic Planning Templates, Clustering, Higher Education Institutions, Higher Education Planning
  • Rashid Ahmadrash* Pages 29-50

    This paper seeks to analyze the debate of two models in educational management, the discipline-centered and knowledge-based tradition, with an emphasis on the structural and modality differences between Daneshsar and Farhangian University, according to Michel Foucault's view of discipline and correction policies. In this paper, the qualitative and in particular the Grounded theory are used, and through in-depth and focused interviews, 43 experienced disciplinary teachers have been studied. The findings of this research, on the one hand, emphasize on the cultural, social, historical and academic necessity, the transition from the Daneshsara tradition to the modern academic tradition, suggest the educational planners and practitioners review the teacher education policies. On the other hand, the officials of the newly found university have urged to strive to establish and institutionalize a scholarly academic tradition, especially warn them with regard to the continuation of the Daneshsara tradition in the new university format. This research finally sees the establishment of the University of Farhanfian as a kind of breakthrough in the development of discipline-based knowledge, which itself is rooted in the biological and ontological developments of contemporary Iranian people in the third decade of the Islamic Revolution.

    Keywords: Academic Management, University of Farhangian, Disciplinary Structure, Knowledge-Based Structure
  • Zohreh Sadeghinia, Mohammad Eslahi, Morteza Valaei* Pages 51-76

    Ambiguity in the philosophy of education and failure to meet the requirements, on the one hand, and the lack of background and anxiety for the institutionalization of educational philosophy in the educational system and the illiterate outbreak of the tendency to develop testing skills in the students on the other hand has risks at the individual and social levels. This study conducted a semi-structured interview with 15 of the top rankings in undergraduate, graduate and postgraduate undergraduate, postgraduate and specialist enrollments by analyzing perceptions and experiences, based on phenomenological method so that the effect of registration in so-called test classes on student performance the exam will be interpreted in a national exam. The findings revealed 4 general themes, the drop in literacy of graduates with 7 sub-themes, low-income elites with 4 sub-themes, the weakening of formal education with 4 sub-themes and the theme of social inequality with 9 subsamples. The results show that, although the use of these classes increases the probability of success in multiple-choice tests, it has led to the formation and intensification of social inequality. In other words, the ill-fated promotion of the use of pre-school classes has paved the way for the ineffectiveness of formal education and, as a result of neglecting the many talents who have no such ability to use these kinds of training for reasons such as material, social and cultural, ability to admit to high-paying and popular courses. It seems that this has led to a neglect of the potential of the community and the intensification of social inequality; it doubles the need for rethinking to prevent the deepening of the hazards enumerated.

    Keywords: shadow education, success in entrance education, social justice, test skill, teaching the test skills
  • Zeynab Karamkhani*, Soheila Hashemi, Yadollah Mehralizadeh, . Ebrahim Salehi Pages 77-110

    The purpose of the present paper was to design the professional consulting model in Iranian universities. The current study was conducted with a qualitative design based on Grounded Theory qualitative method. The statistical population of the research consisted of key informants and experts in five groups: political, managerial, sociology, economic, and specialists. As this research is an exploratory study, the most proper sampling method is purposive sampling. Here, the snowball sampling technique was used. The sample size reached 32 given the theoretical saturation. Due to the novelty of the subject and the lack of adequate theory on the research subject, exploratory interviews were used in this research as a data collection tool. The collected data were analyzed in the form of open coding, axial coding, and selective coding. Then, the desirable model for the professional consultation approach in the university was proposed based on data analysis. According to findings, it was found that categories such as the knowledge-based economy and learning community, university governance, social responsibility of the university, codes of promotion, and communication actions affect consultation approach as the central phenomenon; and using these categories, the professional consultation paradigm model was proposed to achieve the responsive university.

    Keywords: Professional consulting, Higher education, Social responsibility of the university, Relationship between science, society
  • Mustafa Qadery, Kuistan Mohammadian, Ali Keshavarz Zadeh*, Majid Ghasemi, Atefeh Rigi, Lotfollah Saed Pages 111-138

    The main aim of this research was to identify effective components on policymaking based on the market-place in Iran's higher education. The research methodology was qualitative and Grounded Theory, and the data gathering tool was a semi-structured interview. The sampling method was purposive and 40 researchers and specialists of  technology, research and sciences ministry and universities of Hamedan, Kurdistan, and Sistan and Baluchestan provinces were selected for interviews. The data was analyzed by using themes analysis in the forms of Open, Axial and Selective coding. Policymaking based on market-place in higher education at two dimensions of horizontal and vertical was the central hypothesis of the research. The vertical policymaking based on market-place includes: labor culture-making, modifying the structure of universities and market, need-assessment based on market- place, modifying educational roles (educational, research, faculty) based on market-place, government supporting of internal knowledge-producing and productions, advertising of universities' ideas regarding market- place, macro and micro policy making regarding market-place. The horizontal policymaking based on market-place includes: changing the curricula based on economical approaches, relationship between industry and university, training entrepreneurship students in market-place, policies of training and learning skills, using information technologies in market-place and universities, considering educational issues based on economy, turning Human resources to Human Capital, changing evaluation system. At last, the policymaking based on market-place model was presented by using the research findings.

    Keywords: vertical policymaking, horizontal policymaking, market-place, higher education
  • Avishan Mirsanjari*, Hamidreza Arasteh, Hossein Abbasian, Abdolrahim Navehebrahim Pages 139-165

    The purpose of this study was to investigate the current status of Tehran’s public universities based on factors affecting the development of a sustainable university. An exploratory mixed research method was chosen for this study. In the qualitative section, firstly, through semi-structured interviews with university specialists selected by chain referencing, the components influencing the development of sustainable universities were identified and categorized. In the quantitative section, the statistical population of the study consisted of faculty members of selected universities in Tehran. Using a randomized sampling method, 811 people were selected as participants in the study. To determine the validity and reliability of the data gathering tool (researcher-made questionnaire), the mean value of extracted variance, Cronbach's alpha and combined reliability were calculated by using PLS software. In order to confirm the fit of the structural model, the criterion of the determination coefficient and Aston Kaiser's criterion were used. In order to analyze the quantitative data from SPSS software, descriptive indexes and a one-sample t-test were used. Finally, the model has three main dimensions (teaching, research debate, and social services) based on four factors (tasks, technology, manpower, and structure). The results of the study indicated that the current status of the sample at the (p≤0.01) level in the research-tasks (t= 5.53, p= 0.00), research-technology (t= 3.76, p= 0.00), manpower-research (t= 8.93, p= 0.00) and social services-technology (t= 3.99, p= 0.00) were significantly higher than the average level.

    Keywords: University mission, Sustainable university models, Triple model teaching-research-social services