فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 11 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • فرزانه تاج آبادی* صفحات 1-35

    ترجمه قرآن، چه به صورت کامل، چه به صورت ترجمه بخشی از آن، از همان زمان نزول این کتاب مقدس آغاز شده و سیر تکاملی آن تا امروز ادامه داشته است. نقد و ارزیابی علمی و مداوم ترجمه های متفاوت قرآن کربم، می تواند زمینه ساز پیشرفت آن ها باشد و راه نیل به هدفی آرمانی که همانا ترجمه ای دقیق و دربرگیرنده تمامی ظرافت های متن اصلی است، را هموار سازد. به همین دلیل، در جستار حاضر تلاش شده است  با روش توصیفی -تحلیلی آمیخته با نقد وبا رویکرد آسیب شناسی فنی و ادبی ترجمه، چالش های پیش روی مترجمان در برابریابی اسماءالحسنی به زبان فارسی مورد مطالعه قرارگیرد. بر این اساس، داده های مربوط به 43 مورد از این اسامی از کل قرآن  انتخاب ودر35 ترجمه فارسی معاصر قرآن مورد بررسی  ونقدقرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که مترجمان دست کم در 11 مورد، از اصول و مبانی ترجمه تخطی کرده اند. برخی از این لغزش ها عبارت اند از: عدم رعایت نظم و همگونی در ترجمه؛ عدم رعایت اختصار در ترجمه؛ عدم ارائه برابرنهادهای معمول و قابل فهم؛ حذف بی دلیل؛ عدم توجه به یکسان سازی ترجمه ساختارهای نحوی مشابه و تعدیل های ساختاری نابجا و بیش از اندازه.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، آسیب شناسی ترجمه، برابر یابی، اسماء الحسنی
  • ابوالفضل حری* صفحات 37-68

    پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، به سخت ترجمه پذیری و چالش های پیش روی مترجمان در برگردان تعدادی از اسماء الحسنی، در برخی ترجمه های انگلیسی قرآن و در پرتو الگوهای پیشنهادی برای برگردان اسامی خاص، پرداخته است. همه بحث این است که اسماء الحسنی  با اندکی تسامح، در حوزه اسامی خاص قرار می گیرند که در مطالعات ترجمه، الگوهایی برای بررسی ترجمه آن ها ارائه شده است. این  جستار تلاش نموده از الگوی پیشنهادی لپیهالم  و بیکر برای توصیف، تحلیل و بررسی اسماء الحسنی استفاده کند. لذا در گردآوری دادگان، اسامی یازده گانه خداوند، در آیات 23-24 سوره حشر، در نه ترجمه انگلیسی در قالب جداول بررسی شده اند. سپس با استفاده از منابع تفسیری، معنای مشترک میان اسامی خداوند استخراج و با معادل های انگلیسی، بررسی تطبیقی و ارزیابی گردیده اند تا معلوم شود مترجمان از چه راهبردهایی در ترجمه استفاده کرده اند. به نظر می رسد مترجمان نتوانسته اند وجوه معنایی رنگارنگ این اسامی را انتقال دهند و عمدتا از ترجمه معنایی و به طور خاص از جایگزینی با اسمی مشابه، بازگزاری و ترجمه تحت الفظی، در ترجمه اسامی خداوند استفاده کرده اند. از این رو، اسماء الحسنی در برگردان به زبان انگلیسی، سخت ترجمه پذیر جلوه می کنند.

    کلیدواژگان: اسماء الحسنی، سخت ترجمه پذیری، اسامی خاص، بازگزاری، جایگزینی
  • رویا عرب‎علیدوستی*، جلیل پروین، سهیل کثیری نژاد صفحات 69-108

    یکی از مهم ترین چالش‎ها در روند ترجمه قرآن کریم به زبان‎های دیگر، رعایت اسالیب نحوی مختلف و انتقال صحیح آن به زبان مقصد است. تضمین، یکی از همین اسالیب نحوی است. پیاده کردن این اسلوب در آیات قرآنی همواره با اختلاف نظر بین علمای نحو، مفسران و مترجمان همراه بوده است. نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به نقد نحوه مواجهه مترجمان زبان عبری با اسلوب تضمین در قرآن کریم پرداخته است. ترجمه صحیح تضمین، از این حیث اهمیت دارد که انتخاب واژه مضمن، گاهی بر حوزه استخراج و تبیین حکم فقهی، عقاید و لطافت در تبیین واژگان آیات کریمه، تاثیرگذار است. ترجمه‎های عبری قرآن کریم عمدتا فاقد توجه کافی به اسلوب تضمین هستند. اگرچه در مجموع، مسلمانان در این ترجمه‎ها موفق‎تر بوده‎اند؛ اما مانند مترجمان غیرمسلمان، با بی‎توجهی به ترجمه صحیح این اسلوب، گاهی بیانی خلاف مبانی شریعت و احکام اسلامی داشته‎اند. از علل اشتباهات ترجمه‎های عبری در مورد تضمین، ناتوانی مترجم در انتقال صحیح این اسلوب و بی‎اطلاعی از فرهنگ مردم زمان نزول است.

    کلیدواژگان: تضمین نحوی، ترجمه قرآن کریم، زبان عبری
  • علیرضا فخاری*، زهرا بشارتی صفحات 109-136

    اسامی غیرمنصرف درزبان عرب شامل برخی از اعداد می شود که به سبب وصف بودن و عدول از «تکرار» «اعداد معدوله» نامیده می شوند. تعبیر «مثنی و ثلاث و رباع» در قرآن مجموعه ای است از این اعداد بر دو صیغه «مفعل» و «فعال» که در آیات 3 سوره نساء و 1 سوره فاطر استعمال شده است. هرچند برخی مترجمان قرآن همگون با مفهوم «تکرار» در این اعداد دست به ترجمه زده اند، بسیاری از ایشان ترجمه هایی غیرهمسو با این معنا را ارایه کرده اند. این امر، معانی متفاوت و گاه متضادی را در ذهن مخاطبان القا نموده و فرآیند فهم آیه را با مشکل مواجه ساخته است. لذا ورود نقادانه به این وادی با تکیه بر مفهوم شناسی دقیق واژه ها از ضروریات است. معناشناسی اعداد معدوله، مفهوم «تکرار و تنوع» را برای «مثنی و ثلاث و رباع» در ضمن معنای شمارشی برجسته می نمایاند که با ترجمه «دوگانه و سه گانه و چهارگانه» برای تعبیر مذکور، سازگاری بیشتری دارد.

    کلیدواژگان: اعداد معدوله، مثنی، ثلاث، رباع، ترجمه قرآن
  • هدا قرئلی، محمدحسن معصومی*، محمد جنتی فر صفحات 137-165

    قرآن کریم، دریایی از معناست و به همین خاطر، برگردان آن از زبان عربی به فارسی و دیگر زبان ها، نیازمند درک ظرافت های زبانی آن است. امروزه دانش معنی شناسی، روش هایی را ارائه می دهد تا خواننده به کمک آن ها بهتر بتواند متن را بخواند و معناهای پنهان در آن را بفهمد. در سطح واژگان، روابط مفهومی واژگان در معنی شناسی مطرح شده است که روش هایی را پیش روی خواننده می نهد تا به کمک آن ها روابط میان واژگان یک متن را دریابد و دلالت های آن ها را کشف کند. یکی از این روابط، تقابل معنایی بین واژگان است. در این جستار، با  روش توصیفی- تحلیلی  و  بر اساس اصل تقابل معنایی، سعی شده تا دلالت های واژگان متقابل قرآن در ده جزء آخر، فهم شود و با نقد معادل یابی معزی و پاینده از این واژگان، آسیب های این معادل ها تبیین گردد. ضرورت و اهمیت این پژوهش از این رو است که مترجم را با گوشه ای از ظرافت های متون ادبی آشنا می کند و چالش های احتمالی را به او نشان می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بی توجهی به تقابل و تاکید بر معنای بنیادین واژه ها، عدم دقت در دلالت های چندگانه واژه های متقابل در بافت متن، غفلت از ساختار فرمی متقابل ها، عدم توجه به بافت و هم آیی دیگر واژه ها با واژه های متقابل و برگردان تقابل با معناهای ناقص، مهم ترین آسیب های دو ترجمه فوق است که سبب شده، معادل یابی ها در برخی مواضع، با نقص در انتقال معنا یا حشو همراه گردد.

    کلیدواژگان: ترجمه قرآن، معزی، پاینده، تقابل معنایی، روابط مفهومی
  • سجاد محمدفام*، صمد عبداللهی عابد، ناصر حمزه پور معتوقی صفحات 167-196

    در دوره معاصر، با شکل گیری ترجمه های متعدد از قرآن و نظر به اهمیت و نقش بنیادی ترجمه در ارتباط عموم مردم با معارف قرآن کریم، مطالعات علمی نقد ترجمه های قرآن کریم به عنوان یکی از حوزه های مطالعات قرآنی شکل گرفته است. ضرورت پژوهش در این عرصه، زمانی ملموس می گردد که با تفاوت برداشت از قرآن به جهت خطاهای ترجمه ای مواجه می شویم. مطالعات نقد ترجمه های قرآن، به دنبال ایجاد یک دستگاه انتقادی برای ارزیابی ترجمه های قرآن بوده و از این رو به معرفی لغزشگاه های پیش پای مترجمان می پردازد. پژوهش حاضر در این راستا، با روش توصیفی و تحلیل انتقادی، "برابرانگاری های ناشی از تسامح" را به عنوان یکی از لغزشگاه های مترجمان فارسی قران کریم مورد بررسی قرار داده  وضمن برشمردن گونه های مختلف برابرانگاری تسامحی، به دو گونه "تسامح در تشخیص ریشه واژگان" و " تسامح در توجه کردن به تفاوت ساخت های صرفی شبیه به هم" پرداخته و 12 نمونه برای آن ها بیان کرده است. گزارش های آماری عملکرد مترجمان در نمونه های مورد بررسی، بیانگر این است که که ترجمه های انصاریان، بهرامپور، صفوی، موسوی گرمارودی و علی اکبر طاهری، در تشخیص ریشه و ساخت صرفی کم ترین میزان لغزش و تسامح را دارند و با یک لغزش، ترجمه های موفق در این زمینه هستند. از آن سوی ترجمه های محمد ابراهیم بروجردی (9 لغزش)، محمد کاظم ارفع (7 لغزش)، ابراهیم عاملی (6 لغزش)، محمد کاظم معزی (6 لغزش) توفیق کم تری در دوری جستن از برابرانگاری تسامحی داشته اند.

    کلیدواژگان: ترجمه فارسی قرآن، برابر انگاری، ریشه، ساخت
|
  • Farzaneh Tajabadi* Pages 1-35

    Translating of the Quran, either fully or partially, has started from its descending time and its evolutionary movement has continued until now. Continuous scientific criticism of the various translations of this sacred work can prepare the ground for advancement of Qur'an translations and also can pave the way to an ideal goal that is a precise translation containing all the delicacies of the original text. So, with the approach of technical and literary pathology of translation, the present study aims to investigate the issue of translators' errors when attempting to translate Asma al-hosna to Persian.

    In so doing, data about 43 of these non-selective names were extracted from the Quran.After separating all relevant data and determining their frequency and lexical categories, their equivalents were selected from 35 contemporary Persian translations of the Holy Qur'an. Then they were analyzed in a general and thematic critique method and errors due to translator's oversight were described and classified.

    It was found that translators have contravened translation principles in at least 11 cases. Some of these errors include: not observing the consistency in translation; not observing the translation brevity; proposing unfamiliar and incomprehensible equivalents for commonalty; using undue ellipsis; choosing diverse equivalents for the same syntactic structures and using unnecessary structural changes.

    Keywords: translation pathology, Persian translation, Asma al-Hosna, equivalent selection, Quran
  • Abolfazl Horri* Pages 37-68

    Through descriptive-analytic method, and based upon the common patterns of translating the Proper Names (PNs), this paper investigates the translation resistance and, or the challenges the translators are exposed to, while translating some Glorious Divine Names, GDNs. Generally, GDNs is placed under the domain of PNs, about which some strategic models have been presented in translation studies (TS). This paper takes the Leppihalme's and Baker's models as its approaching method. Hence, it is followed by the detailed discussion of translations of the 11 GDNs taken from Sura Al-Hashr (59:23-24) as rendered by the nine well-known English translators. Having used different Qur'anic exegetical sources, the typical meanings of GDNs are extracted and compared side by side to answer this question that how and by which strategies the translators have rendered these GDNs. Finally, it deems that the nine translators have not been able to convey the colorful Qur'anic meanings of DNs. Prefereably, they have less employed the contextual and intertextual relations than the semantic strategies of translation, transliteration, literal translation, replacement, and substitution included, in translating these GDNs. In sum, the Glorious Divine Names show resistant to translation from Arabic into English.

    Keywords: GDNs, Translation Resistance, PNs, Transliteration, Substitution
  • Roya Arabalidousti*, Jalil Parvin, Soheil Kasirinejad Pages 69-108

    One of the most important challenges in the process of translating the Quran into other languages is the observation of grammatical rules and conveying it into the aim language correctly. «Tazmin» is one of these rules. The application of this rule in the Qur’anic verses has always been controversial. This research, using a descriptive-analytical method, criticizes how the Hebrew translators encountered with the rule of «Tazmin» in Qur’an. The correct translation of «Tazmin» cases is of high importance because it sometimes affects our understanding of the juristic, theological and aesthetic dimensions of the Quranic verses. One of the results of the survey is that the Hebrew translators of the Quran have hardly been successful in grasping and conveying «Tazmin» in their translations. Although Muslim translators have been more successful in this field, they also have in many cases failed in true understanding and translating it, hence making impressions contrary to the principles of the Shariah. The errors of the Hebrew translators are mainly due to their ignorance of the people’s culture at the era of Quran’s revelation and their inability to properly transmit «Tazmin».

    Keywords: Syntactic Tazmin, Translation of the Quran, Hebrew language
  • Alireza Fakhari*, Zahra Besharati Pages 109-136

    GhairMonsaref nouns in Arabic include some numbers which, due to being descriptions and non-repetitive, are called Ma’dule numbers. The concept of Mosana and Solas and Roba’ in Quran consists of a series of such numbers that are grouped under Maf’al and Fo’al and can be found in verse 3 of Nisa and verse 1 of Fatir in Quran. Although some translators of Quran have stick to the idea of repetition while translating these numbers, many of them have offered translations that do not match this target meaning. This has created different and sometimes contradictory understandings in the minds of readers and has problematized the process of reading each verse. The present study adopts a descriptive-analytic approach in order to closely examine the meaning of Ma’dule numbers in Farsi translations of Quran. The semantic analysis of Ma’dule numbers highlights the idea of “repetition and variety” for Mosana and Solas and Roba’ at the same time as bringing forth the meaning of numbers and counting in the words. This sense is more in line with “binary, tertiary and fourfold” that can be used as translations for the above words.

    Keywords: Ma’dule numbers, Mosana, Solas, Roba’, translation of Quran
  • Hoda Gharali, Mohammad Hassan Masoumi*, Mohammad Janati Far Pages 137-165

    The holy Quran is an ocean of meaning, therefore translating it from Arabic language to Persian language and other languages requires the understanding of language delicacies. Today, semantics provide the readers with methods which help them understand the text better and understand its hidden meanings. In words level, the issue of conceptual relationships between the words has been raised in semantics which provide the readers with methods which help them figure out the relationships between the words of a text and detect its implications. One of these relations is semantic opposition between the words.  In this article, we have tried to understand the implications of opposite words of Quran in ten last parts of it based on semantic opposition principle using descriptive-analytical method. And we have tried to explain the pathology of these equivalents by critically reviewing Moezzi and Payandeh equivalencies. The significance and importance of this research is that it introduces some of delicacies of literary texts to the translators and shows them some of the probable challenges. Results of this research indicate that ignoring the opposition and emphasizing on basic meaning of words, not paying attention to the multiple implications of opposite words in the context, neglecting morphology of opposite words, not paying attention to the context and collocations of opposite words, and translating the opposite words with incomplete words are the most important pathologies of the two abovementioned translations which have resulted in deficiency in transferring the meaning or in redundancy in these equivalencies in some areas.

    Keywords: Translation of Quran, Moezzi, Payandeh, Semantic Opposition, Conceptual Relationships
  • Sajjad Mohammadfam*, Samad Abdollahi Abed, Naser Hamzepour Pages 167-196

    Due to the formation of numerous translations of the Qur'an and the important role of translation in relation of all sections of society with the teachings of the Holy Qur'an, scholarly criticism of the translations of the Holy Qur'an has emerged as one of the areas of Qur'anic studies in contemporary period. The importance of research in this field is understood when we see translational errors leading to differences in the perceptions of the Qur'an among the general public. Studies of the criticism of the translations of the Qur'an have sought to establish a critical mechanism for evaluating the translations of the Qur'an and hence, it introduces the translators slip places. The present study, through a descriptive and critical analysis, has investigated " Assumming different words as one due to negligence " as one of the slips of the Persian translators of the Holy Qur'an. Enumerating different types of assumming different words as one due to negligence, the two types of " Negligence in diagnosing the root of the words"and “Negligence in pay attention to the differences between similar constructions” have introduced and gave them 12 examples. Statistical reports of translators' performance in the studied samples indicate that translations of Ansarian, Bahrampour, Safavid Mousavi Garmaroudi and Ali Akbar Taheri's have the lowest Negligence. On the other hand, the translations of Mohammad Ebrahim Boroujerdi (9 slips), Mohammad Kazem Arfa (7 slips), Ibrahim Ameli (6 slips), Mohammad Kazem Moezzi (6 slips) have had less success in staying away from Assumming different words as one due to negligence.

    Keywords: Persian translation of the Quran, equality, etymology, morphology