فهرست مطالب

علوم و تحقیقات بذر ایران - سال ششم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال ششم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سهیلا دست برهان*، کاظم قاسمی گلعذانی، فرهود یگانه پور صفحات 1-18
    به منظور بررسی جوانه زنی بذر، سبز شدن گیاهچه و تغییرات شاخص های رشد گیاه گاوزبان در واکنش به پیش تیمار بذر و محدودیت آب، آزمون های آزمایشگاهی به صورت طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار و آزمایش مزرعه ای به صورت کرت های خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1391 اجرا گردیدند. تیمارهای آبیاری (I1، I2، I3، I4: به ترتیب آبیاری پس از 60، 90، 120 و 150 میلی متر تبخیر از تشتک کلاس A) و پیش تیمار بذر (P0: بدون پیش تیمار، P1: پیش تیمار با آب، P2: پیش تیمار با نیترات پتاسیم 100 میلی مولار و P3: پیش تیمار با دی هیدروفسفات پتاسیم 100 میلی مولار) به ترتیب در کرت های اصلی و فرعی قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده، پیش تیمار آبی بذر گاوزبان، میانگین سرعت جوانه زنی و رشد گیاهچه را به ترتیب 9/15 و 6/22 درصد افزایش داد. سرعت سبز شدن گیاهچه های گاوزبان هم تحت تیمارهای مختلف بذری حدود هفت درصد بهبود یافت. در مرحله رویشی، شاخص سطح برگ گیاهان حاصل از بذرهای پیش تیمار شده با آب مقطر، KNO3 و KH2PO4 به ترتیب 8/22، 7/39 و 1/16 درصد بیشتر از تیمار شاهد بود. در مرحله گلدهی، با کاهش شاخص سطح برگ از اتلاف آب گیاهان تحت شرایط کمبود آب کاسته شد. همه تکنیک های پیش تیمار بذر، به ویژه پیش تیمار آبی، شاخص سطح برگ را در شرایط آبیاری مطلوب از طریق افزایش سرعت سبز شدن گیاهچه بهبود بخشید. تجمع ماده خشک، سرعت رشد نسبی و سرعت رشد گیاه گاوزبان با افزایش فواصل آبیاری کاهش یافت، با این حال، دوره رشد گیاهان حاصل از بذرهای پیش تیمار شده طولانی تر از گیاهان حاصل از بذرهای تیمار نشده بود که به تولید گیاهانی بزرگ تر در شرایط آبیاری مطلوب منجر شد
    کلیدواژگان: پیش تیمار بذر، تنش خشکی، سرعت رشد، سطح برگ، گاوزبان، ماده خشک
  • سمانه حسینی، محمد رفیعی الحسینی*، پرتو روشندل، محمد مرادی صفحات 19-33
    به منظور حفظ محیط زیست و بهبود رشد گیاه تحت شرایط تنش خشکی، آزمایشی در سال 1394 به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار بر بذر دان سیاه (Guizotia abyssinica (L.F) Cass) در گلخانه پژوهشی دانشگاه شهرکرد اجرا شد. پیش تیمار فیزیکی بذر به صورت قرارگیری بذرها در شدت های مختلف میدان مغناطیسی شامل صفر، 50، 100، 150 و 200 میلی تسلا (در مدت زمان 5 دقیقه) به عنوان عامل اول و دور آبیاری در سه سطح 2، 4 و 6 روز به عنوان عامل دوم در نظر گرفته شد. تاثیر شدت میدان مغناطیسی، تنش خشکی و اثرات متقابل آن ها بر تمامی صفات مورد بررسی معنی دار بود. بیشترین وزن خشک ریشه در شدت میدان 150 میلی تسلا تحت دور آبیاری 2 روز، بیشترین وزن خشک برگ، طول ریشه و تعداد گل در شدت میدان 100 میلی تسلا به ترتیب تحت دور آبیاری 2، 2 و 6 روز، بیشترین محتوای کلروفیل a و (a+b) و کاروتنوئیدها در شدت میدان 50 میلی تسلا تحت دور آبیاری 6 روز، بیشترین محتوای کلروفیل b در شدت میدان 150 میلی تسلا تحت دور آبیاری 4 روز و کمترین محتوای مالون دی آلدئید در شدت میدان 200 میلی تسلا تحت دور آبیاری 2 روز حاصل شدند. بیشترین تعداد گل (به عنوان مهم ترین شاخص موثر در افزایش عملکرد) برای دور آبیاری 2 و 4 روز در شدت میدان 200 میلی تسلا و برای دور آبیاری 6 روز در شدت میدان های 50 و 100 میلی تسلا به دست آمد. به طور کلی می توان گفت اعمال میدان مغناطیسی با شدت های ملایم می تواند در بهبود شرایط تنش موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: مالون دی آلدئید، شدت میدان مغناطیسی، دور آبیاری، رنگیزه های فتوسنتزی
  • محمدرضا نعمتی خویی، علی عباسی سورکی*، سیف الله فلاح صفحات 35-46
    گل راعی به دلیل دارا بودن بذور ریز و کم کیفیت به طور معمول استقرار مطلوبی در شرایط مزرعه نشان نمی دهد. در مطالعه حاضر تیمارهای مختلف افزایش کارآیی بر بذرهای گل راعی اعمال و رابطه سبز شدن آن با جوانه زنی و فعالیت آلفاآمیلاز مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام شد. فاکتور اول اسموپرایمینگ بذر با پلی اتیلن گلایکول 6000 در پنج سطح (صفر، 3-، 6-، 9- و 12- بار) و فاکتور دوم استفاده از هورمون جیبرلین در چهار سطح (صفر، 500، 1000 و 1500 میلی گرم بر لیتر) بود. تجزیه واریانس نشان داد پلی اتیلن گلایکول، جیبرلین و اثرمتقابل آن ها به طور معنی داری بر شاخص های جوانه زنی و سبزشدن گل راعی اثر گذاشتند. کاربرد متوالی پلی اتیلن گلایکول و جیبرلین نسبت به شاهد و نیز نسبت به کاربرد جداگانه آن ها اثرات مطلوبی بر جوانه زنی، سبزشدن، بنیه بذر و فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز داشت. تیمار 1000 میلی گرم بر لیتر هورمون جیبرلین در سطح اسمزی 12- بار بالاترین میزان جوانه زنی (5/91 درصد)، سبزشدن (5/80 درصد)، بنیه بذر (08/32) و فعالیت آلفاآمیلاز (21/25 درصد تجزیه نشاسته) را به خود اختصاص داد. درحالیکه تیمار شاهد در تمام صفات اندازه گیری شده پایین ترین کارایی را داشت. نتایج نشان داد همبستگی مثبت و معنی داری بین سبزشدن گیاهچه گل راعی با جوانه زنی (**89/0=r)، شاخص بنیه بذر (**95/0=r) و فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز (**92/0=r) وجود داشت. بر اساس نتایج به نظر می رسد که کاربرد تکنیک پرایمینگ از طریق افزایش جوانه زنی، بنیه بذر و فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز باعث بهبود استقرار گل راعی می گردد.
    کلیدواژگان: گل راعی، پرایمینگ، جوانه زنی، سبزشدن، آلفاآمیلاز
  • کیوان بابائی*، مهدی تاجبخش، عادل سی و سه مرده صفحات 47-65
    به منظور بررسی اثرات پرایمینگ بذر و مدت زمان ماندگاری بر روی خصوصیات جوانه زنی و عملکرد ذرت، دو مطالعه جداگانه در شرایط آزمایشگاه و مزرعه انجام شد. آزمایش اول، تاثیر شش تیمار پرایمینگ (پرایمینگ با آب معمولی، هومیوپاتی اوره، سولفات روی، آب مغناطیسی، آمینول فورته و بذرهای پرایم نشده) و شش مدت زمان ماندگاری بذر (بدون ماندگاری، ماندگاری به مدت یک، دو، سه، چهار و پنج هفته) بر خصوصیات جوانه زنی ذرت سینگل کراس 260 (هیبرید فجر) در سال 1392 در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشکده کشاورزی دانشگاه کردستان مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش دوم، اثر پرایمینگ بر عملکرد هیبرید فجر طی سال های 1392 لغایت 1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزایش مدت زمان ماندگاری شاخص های جوانه زنی نظیر درصد و سرعت جوانه زنی و شاخص بنیه گیاهچه به طور معنی داری کاهش یافت. میزان کاهش این صفات بعد از شش هفته ماندگاری به ترتیب حدود 20، 24 و 77 درصد نسبت به تیمار بدون ماندگاری بود. از طرف دیگر تیمارهای پرایمینگ تاثیری بر درصد جوانه زنی نداشتند، ولی در مقابل تیمارهای پرایمینگ آب معمولی، هومیوپاتی اوره، سولفات روی و آب مغناطیسی به طور معنی داری باعث افزایش سرعت جوانه زنی، طول گیاهچه به ترتیب به میزان 14 و 155 درصد شدند. همچنین نتایج آزمایش مزرعه ای بیانگر تاثیر تیمارهای پرایمینگ فوق بر عملکرد در تمامی سال های مورد بررسی بود. میزان افزایش عملکرد دانه در تیمارهای پرایمینگ نسبت به تیمار شاهد حدود 12 درصد بود. بر اساس نتایج حاصله، پرایمینگ بذر نسبت به عدم پرایمینگ دارای برتری است که در این میان تیمار آب معمولی دارای بیشترین تاثیر بود. همچنین پس از پرایمینگ بذور هر چه سریع تر بایستی نسبت به کاشت اقدام شود.
    کلیدواژگان: آمینول فورته، سولفات روی، سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه گیاهچه، عملکرد
  • سیده رقیه خاتمی*، محمد صدقی، رئوف سیدشریفی صفحات 67-78
    به منظور بررسی اثر انواع پرایمینگ بر میزان فعالیت آنزیم های چرخه گلی اکسیلات و هیدرولیتیک بذر ذرت (هیبرید SC704) تحت تنش اسمزی، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی در سال 1393 در دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی صورت گرفت. تیمارهای آزمایش، شامل 4 سطح تنش اسمزی ایجاد شده با پلی اتیلن گلایکول (0، 3-، 6- و 9- بار) و 5 سطح پرایمینگ (شاهد، هیدروپرایمینگ، اسموپرایمینگ، هورمو پرایمینگ و اسید آسکوربیک) با سه تکرار بودند. نتایج آزمایش نشان داد که اثر متقابل تیمار تنش اسمزی و پرایمینگ بر تمام صفات اندازه گیری شده به جز درصد جوانه زنی و ایزوسیترات لیاز معنی دار بود. در سطح بدون تنش بالاترین سرعت جوانه زنی (556/17بذر در روز) مشاهده شد. بیشترین میزان فعالیت آنزیم های آمیلاز (43/4 واحد بر میلی گرم پروتئین)، لیپاز (2/73 واحد بر میلی گرم پروتئین) و پروتئاز (3/2071 واحد بر میلی گرم پروتئین) درتیمار هورمون پرایمینگ و سطح بدون تنش به دست آمد. کم ترین میزان فعالیت آنزیم آمیلاز (1/3 واحد بر میلی گرم پروتئین) در تیمار اسموپرایمینگ و سطح خشکی 9- بار بود، در حالی که کم ترین میزان فعالیت آنزیم های لیپاز (36/60 واحد بر میلی گرم پروتئین) و پروتئاز (1949 واحد بر میلی گرم پروتئین) در تیمار پرایمینگ شاهد و سطح خشکی 9- بار مشاهده شد. بالاترین میزان فعالیت مالات سنتاز (7/2 واحد بر میلی گرم پروتئین) در تیمار هورمون پرایمینگ و خشکی شاهد و کم ترین آن (88/1 واحد بر میلی گرم پروتئین) در خشکی 9- بار در پرایمینگ شاهد به دست آمد. با افزایش شدت تنش، سرعت جوانه زنی بذر و فعالیت آنزیم ها کاهش یافت. در شرایط تنش، پرایمینگ بذر با استفاده از اسید جیبرلیک تا حد زیادی موجب تحمل و جلوگیری از کاهش فعالیت آنزیم های هیدرولیتیک و چرخه ی گلی اکسیلات در بذر ذرت گردید.
    کلیدواژگان: ذرت، سرعت جوانه زنی، آنزیم های هیدرولیتیک، چرخه ی گلی اکسیلات
  • عادل مدحج*، روزبه فرهودی، اعظم قلی راده صفحات 79-91
    این آزمایش به منظور بررسی اثر دگرآسیبی عصاره آبی گلرنگ بر جوانه زنی و فعالیت برخی آنزیم های حیاتی دو علف هرز یولاف وحشی و سوروف انجام شد. اثر غلظت های عصاره گلرنگ (صفر، 10، 20، 30 و 40 درصد) در دو آزمایش جداگانه هر یک به صورت طرح کاملآ تصادفی و پنج تکرار بر ویژگی های جوانه زنی بذر یولاف وحشی و سوروف مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در غلظت های 30 و 40 درصد عصاره آبی گلرنگ، جوانه زنی یولاف وحشی به ترتیب 3/33 و 6/46 درصد بود و در مقایسه با شاهد (3/93 درصد) به طور معنی دار کاهش یافت، درحالی که جوانه زنی بذر سوروف در این دو تیمار در حدود 30 درصد در مقایسه با شاهد کاهش یافت. عصاره گلرنگ سبب کاهش فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز در بذر سوروف شد. میزان فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز گیاهچه سوروف و یولاف وحشی در تیمار عصاره 40 درصد گلرنگ به ترتیب به میزان 2/2 و 9/1 نانومول بر میلی گرم پروتئین در دقیقه بود. افزایش غلظت عصاره گلرنگ باعث تخریب غشای سلولی، افزایش سطح اسید چرب آزاد و کاهش میزان فعالیت آنزیم کاتالاز گیاهچه سوروف شد. بطور کلی، ترکیبات دگرآسیب موجود در عصاره آبی گلرنگ از طریق کاهش فعالیت آنزیم آلفا آمیلاز و افزایش پراکسیداسیون چربی های غشا موجب کاهش میزان و سرعت جوانه زنی گیاهچه سوروف و یولاف وحشی شد. جوانه زنی و رشد گیاهچه یولاف وحشی در مقایسه با سوروف از حساسیت بیشتری به عصاره گلرنگ برخوردار بود.
    کلیدواژگان: اسید چرب، آلفا آمیلاز، آنزیم کاتالاز، جوانه زنی، دگرآسیبی
  • سعید خماری، مسلم مددی، احمد جوادی* صفحات 93-105
    پرایمینگ بذر به منظور بهبود جوانه زنی و افزایش قدرت گیاهچه در محصولات زراعی، به خصوص در شرایط وقوع تنش های محیطی به کار گرفته می شود. پژوهش حاضر جهت ارزیابی سودمندی پرایمینگ با عناصر کلسیم و روی بر شاخص های جوانه زنی بذر و رشد گیاهچه سیاه دانه تحت تنش شوری طراحی گردید. بدین منظور، آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل پنج سطح پرایمینگ (شاهد، پرایمینگ با نانو اکسید روی، نیترات کلسیم، نیترات کلسیم+نانو اکسید روی و پرایمینگ با آب مقطر) و سه سطح شوری (صفر، 50 و 100 میلی مولار NaCl) بود. در این آزمایش شاخص های جوانه زنی بذر، محتوای سدیم، پتاسیم و کلسیم گیاهچه ها و فعالیت آنزیم پراکسیداز گیاهچه ها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که، پرایمینگ بذر با افزایش میانگین شاخص های جوانه زنی بذر اثرات سوء ناشی از تنش شوری را تا حدود زیادی رفع نمود. با افزایش غلظت نمک در محیط جوانه زنی بذور، مقادیر پتاسیم و کلسیم گیاهچه ها کاهش و میزان سدیم و فعالیت آنزیم پراکسیداز به طور معنی داری افزایش یافت. کاربرد روش های مختلف پرایمینگ بذر، موجب افزایش محتوای پتاسیم و کلسیم و فعالیت آنزیم پراکسیداز و نیز کاهش مقدار سدیم گیاهچه تحت تنش شوری گردید. از بین تیمارهای به کار رفته، پرایمینگ نیترات کلسیم+نانو اکسید روی بیشترین کارآیی و بهترین عملکرد را در کاهش اثرات سوء ناشی از تنش شوری بر صفات مورد اندازه گیری در گیاه دارویی سیاه دانه داشت.
    کلیدواژگان: پرایمینگ بذر، تنش شوری، روابط یونی، سیستم آنتی اکسیدان، سیاه دانه
  • علیرضا یدوی*، عیسی مقصودی، جمیله جانزاده ده شیخ صفحات 107-119

    وجود سولفات مس در آب و خاک می تواند منجر به کاهش جوانه زنی و استقرار گیاهچه و همچنین کاهش رشد و تولید گیاهان شود. بدین منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه زراعت دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل غلظت های مختلف سولفات مس (صفر، 10، 20، 30 و 40 میلی گرم در لیتر) و ارقام مختلف گندم (ارگ، بهار، بک کراس روشن و روشن) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین بنیه طولی (88/23 میلی متر)، بنیه وزنی (54/18 میلی گرم) و وزن خشک گیاهچه (54/18 میلی گرم) از رقم روشن در غلظت صفر سولفات مس حاصل شد. همچنین بیشترین میزان قندهای محلول کل (49/1 میلی گرم بر گرم وزن تر برگ) از رقم بک کراس روشن در غلظت 40 میلی گرم در لیتر سولفات مس و بیشترین میزان پرولین (79/0 میلی گرم بر گرم وزن تر برگ) از رقم بهار در غلظت 40 میلی گرم در لیتر سولفات مس به دست آمد. در بین اثرات اصلی سولفات مس بیشترین ذخیره مصرفی بذر (45/18 میلی گرم)، کارایی استفاده از ذخایر بذر (77/0 میلی گرم بر میلی گرم بذر)، درصد تخلیه ذخایر بذر (01/43 درصد) و سرعت جوانه زنی (19/11) از غلظت صفر و در بین ارقام مختلف گندم بیشترین ذخیره مصرفی بذر (10/18 میلی گرم) و درصد تخلیه ذخایر بذر (89/39 درصد) از رقم روشن، بیشترین کارایی استفاده از ذخایر بذر (76/0 میلی گرم بر میلی گرم بذر) از رقم ارگ و بیشترین سرعت جوانه زنی (94/10) از رقم بک کراس روشن حاصل شد. در بین ارقام مختلف گندم، رقم روشن و بک کراس روشن از لحاظ تحمل به سولفات مس نسبت به ارقام بهار و ارگ برتری داشتند

    کلیدواژگان: بنیه بذر، درصد تخلیه، ذخیره مصرفی، سرعت جوانه زنی، گندم
  • نسرین سادات عیسی نژاد، سعیده ملکی فراهانی*، علیرضا رضازاده صفحات 121-132

    به منظور بررسی اثر محیط رشد پایه مادری بر استقرار گیاهچه و بنیه بذرهای جو (Hordeum vulgare L.) رقم ترکمن، پس از انبارداری طبیعی، آزمایش مزرعه ای به صورت طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با دو فاکتور و سه تکرار اجرا گردید. تیمار های رطوبتی شامل: آبیاری کامل، تنش متوسط (قطع آبیاری در مرحله گلدهی) و تنش شدید (قطع آبیاری از گلدهی تا برداشت)، و تیمارهای کودی شامل شاهد (بدون کود)، کود زیستی، کود ورمی کمپوست، کود شیمیایی، تلفیقی از کود زیستی با شیمیایی و کود ورمی کمپوست با شیمیایی بود که بر پایه مادری اعمال شد. بنیه بذر پس از پنج سال انبارداری طبیعی با استفاده از آزمون های بنیه و هدایت الکتریکی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد انبارداری، درصد ظهور گیاهچه در مزرعه را کاهش داد. درصد ظهور گیاهچه در بذرهایی که تحت تنش خشکی تولید شدند پس از انبارداری کاهش یافت. درحالی که گیاهانی که تحت تنش کم آبی متوسط رشد کردند و کود تلفیقی ورمی کمپوست به همراه کود شیمیایی دریافت کرده بودند در زمان کم (25/8 روز) بیش ترین درصد ظهور گیاهچه در مزرعه (8/99) را داشتند، با این حال نتایج بنیه بذر و استقرار گیاهچه قبل و بعد از انبارداری نشان داد که جوانه زنی توده های بذری که تلفیقی از کود شیمیایی و زیستی دریافت کردند و تحت تنش کم آبی متوسط و شدید رشد کردند در طی انبارداری کاهش نیافت.

    کلیدواژگان: انبارداری، تنش خشکی، کود تلفیقی، استقرار
  • مهدی احمدیوسفی، بهنام کامکار، مهدیه امیری نژاد*، جاوید قرخلو صفحات 133-144

    آزمون پیری تسریع شده یکی از مهم ترین آزمون های مورد استفاده برای ارزیابی پتانسیل فیزیولوژیک بذور تولیدشده می باشد. این آزمایش جهت بررسی اثر تیمار های مختلف کود، زغال زیستی حاصل از بقایای عدس و قارچ تریکودرما در گیاه مادری بر جوانه زنی و سایر مولفه های جوانه زنی گیاهچه های بذر ذرت (هیبرید KSC 704) تحت آزمون پیری تسریع شده، به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه نمونه شهرستان جیرفت در سال 1395 اجرا شد. چهار سطح کود (NPK) به ترتیب (شاهد (بدون کود)،30 درصد،70 درصد و 100 درصد توصیه کودی منطقه به میزان (اوره 400، سوپرفسفات ترپیل 100 و پتاس 150 کیلوگرم در هکتار) به عنوان فاکتور اصلی و دو سطح استفاده و عدم استفاده از زغال زیستی (20 تن در هکتار) و سه سطح قارچ تریکودرما؛ شامل (شاهد (بدون قارچ)، Trichoderma atroviride و (Trichodema harzianum به عنوان فاکتورهای فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که جوانه زنی و شاخص جوانه زنی تحت تاثیر پیری تسریع شده کاهش یافتند. همچنین استفاده از زغال زیستی، گونه تریکودرما و سطوح مختلف کودی بر درصد گیاهچه عادی، سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه طولی گیاهچه و شاخص بنیه وزنی گیاهچه تحت تنش پیری اثر معنی داری داشتند و حداکثر کیفیت بذر تحت شرایط زغال زیستی، قارچ Trichodema  harzianum و سطح کودی 70 درصد حاصل شد. با توجه به نتایج به دست آمده در تیمارهای شاهد (عدم مصرف کود) و مصرف کود (30، 70 و 100 درصد توصیه کودی) تیمارهای مورد استفاده کمیت مصرف کود را تحت تاثیر قرار نمی دهند، اما کارایی مصرف کود را افزایش می دهند همچنین استفاده از زغال زیستی، سطوح کودی مختلف و نوع قارچ باعث افزایش کیفیت و مرغوبیت بذور تولیدشده روی بوته مادری نسبت به شرایط شاهد شد

    کلیدواژگان: بنیه بذر، جوانه زنی، زوال بذر، ذرت
|
  • Soheila Dastborhan *, Kazem Ghasemi Golezani, Farhood Yeganehpoor Pages 1-18
    In order to evaluate seed germination, seedling emergence and changes in growth indices of borage in response to seed priming and water limitation, laboratory tests were laid out as completely randomized design with four replicates and field experiment was carried out as split plot based on randomized complete block design with three replications in 2012. Irrigation treatments (I1, I2, I3 and I4: irrigation after 60, 90, 120 and 150 mm evaporation from class A pan, respectively) and seed priming methods (P0: unprimed, P1: hydro-priming, P2: priming with 100 mM KNO3, P3: priming with 100 mM KH2PO4 for 8 h at 15±1°C) were allocated to main and sub plots, respectively. Results indicated that seed hydro-priming increased germination rate and seedling dry weight of borage by 15.9% and 22.6%, respectively. Emergence rate of borage seedlings was also improved about 7% under different seed treatments. At vegetative stage, leaf area index of plants from seeds primed with water, KNO3 and KH2PO4 was 22.8, 39.7 and 16.1% higher than that of unprimed seeds. At flowering stage, water loss of the plants decreased under water deficit conditions by reducing the leaf area index. All priming techniques, especially hydro-priming, improved leaf area index, particularly under well watering, through increasing seedling emergence rate. Dry matter accumulation, relative growth rate and crop growth rate decreased with increasing irrigation intervals. However, growth duration of plants from primed seeds was longer than those from unprimed seeds, leading to the production of larger plants under well watering.
    Keywords: Borage, Drought stress, Dry matter, Growth rate, Leaf area, Seed priming
  • Samaneh Hoseini, Mohammad Rafiei Alhoseini *, Parto Roshandel, Mohammad Moradi Pages 19-33
    In order to protect environment and improve plant growth under drought stress conditions, an experiment was conducted as factorial in a completely randomized design with three replications on Niger )Guizotia abyssinica (L.F) Cass( seed at the research greenhouse of Shahrekord University in 2015. Physically pre-treatment as a seed placement in different magnetic field intensities including 0, 50, 100, 150 and 200mT (at 5 minutes time) as the first factor and  irrigation intervals at three levels of 2, 4 and 6 days as the second factor were considered. The effect of magnetic field, drought stress and their interaction were significant on all of the evaluated characteristics. The maximum root dry weight in 150mT field intensity under 2 days irrigation intervals, the maximum leaf dry weight, root length and number of flower in 100mT field intensity under 2 and 6 days irrigation intervals, respectively, the maximum content of chlorophyll a and (a+b) and carotenoids in 50mT field intensity under 6 days irrigation intervals, the maximum content of chlorophyll b in 150mT field intensity under 4 days irrigation intervals and minimum malondialdehyde content in 200mT field intensity under 2 days irrigation intervals were obtained. The maximum number of flowers (as the most important index on increasing yield) were obtaind at 200mT fields intensity for 2 and 4 days and at 50 and 100mT fields intensity for 6 days irrigation intervals. In general, it can be said application of magnetic field with moderate intensities can alleviate stress conditions.
    Keywords: Irrigation interval, Magnetic field intensity, Malondialdehyde, Photosynthetic pigments
  • Mohammadreza Nemati Khoei, Ali Abbasi Sooraki *, Seif Allah Fallah Pages 35-46
    Because of small and low quality seeds, St Johns wort (Hypericum perforatum L.) have not favorable establishment in the field. In these study effects of different seed enhancement treatments were applied on the seeds and relationship of emergence with germination characteristics and amylase activity were evaluated. A factorial experiment was conducted in randomized ccompletely design with four replications. Osmopriming with Polyethylene glycol 6000 in five levels (0, -3, -6, -9 and -12 bar) were conducted as first factor and application of Gibberellic acid at four concentration (0, 500, 1000 and 1500 ppm) as second factor. Analysis of variance showed that polyethylene glycol, gibberellin and their interaction had significant effects on germination and emergence of St Johns wort seeds. Continuous application of PEG and GA had most favorable effect on germination, emergence, vigor and Amylase activity compared to the control and separate application of them. Concentration of 1000 ppm of gibberellin in -12 bar of osmotic potential caused to highest germination (91.5 %), emergence (80.5 %), seed vigor (32.08) and amylase activity (25.21 starch breakage percentage). While the control showed lowest performance in all measured traits. Correlation analysis showed a positive and significant correlation between seedling emergence of and germination percentage (r=0.89**), seed vigor (r=0.95**) and amylase activity (r=0.92**) of St Johns wort seeds. Based on the results, it is seems that application of priming techniques improve establishment of St Johns wort seeds via increasing germination, seed vigor and amylase activity.
    Keywords: Hypericum perforatum L, Priming, Germination, emergence, α amylase
  • Keyvan Babaei *, Mehdi Tajbakhsh, Adel Siosemardeh Pages 47-65
    To evaluate the effects of seed priming and durability on the germination and yield of corn, two separate studies were conducted in laboratory and field conditions. The first experiment, the effect of six priming treatments (priming with tap water, homeopathic urea, zinc sulphate, magnetic water, Aminol Forte and untreated seeds) and Durability of six seed (without lasting, lasting for one, two, three, four, five weeks) On germination characteristics of maize single cross 260 (hybrid Fajr) in 1392 in seed technology laboratory Faculty of Agriculture, University of Kurdistan were studied. In a second experiment, the effect of priming the hybrid Fajr yield during the years 1392 till 1394 were evaluated in Kurdistan University Research Farm. The results showed that by increasing the Durability of characteristics such as germination percentage and speed of germination and seedling vigor index decreased significantly. The reduction of these traits after six weeks, the durability approximately 20, 24 and 77 percent respectively compared to those with no durability. On the other hand priming treatments had no significant effect on germination percentage, but in contrast to tap water, homeopathic urea, zinc and magnetic water priming treatments significantly increases the speed of germination, seedling length, by 14 and 155%, respectively. The results of field experiments show the effect of the above priming treatments were evaluated on yield in all years. Amount of grain yield increased about 12 percent compared to control priming treatments. According to the results, seed priming than no priming has priority that among these tap water treatment has the greatest impact. Also after priming seeds of the plant should act as soon as possible.
    Keywords: Aminol Forte, Zinc sulphate, Germination rate, Seedling vigor index, Yield
  • Seyedeh Roghayeh Khatami *, Mohammad Sedghi, Raoof Seyed Sharifi Pages 67-78
    This study was conducted as a factorial experiment to evaluate the effect of seed priming and osmotic stress on the activity ofhydrolytic and glyoxylate cycle enzymesin maize based on completely randomized design in  2012 at College of Agriculture, the University of Mohaghegh Ardabili. Treatments were four levels of osmotic stress originated from PEG 6000 (0, -3, -6 and -9 bar) and five levels of priming (Control, hydropriming, osmopriming, hormone priming and ascorbic acid) in three replications . The results showed that interaction of drought stress and priming was significant on all traits except of Germination Percentage and  isocitratelyase activity (only single effect of osmotic stress and priming was significant). The highest germination rate (17.556 seed day-1) observed in control drought. The highest activity of amylase, lipase and protease (4.43, 73.2 and 2071.3 unit mg-1 protein, respectively) observed in hormone priming and non-stress conditions. The lowest amylase activity (3.1 unit mg-1 protein) was related to osmo-priming and -9 bar drought while the lowest activity of lipase and protease (60.36 and 1949 unit mg-1 protein, respectively) observed in -9 bar drought in non-primed seeds. The highest activity of malate synthase (2.7 unit mg-1protein) observed in hormone priming and non-stress conditions, but the lowest activity (1.88 unit mg-1 protein) was related to -9 bar drought stress and non-primed seeds. Increase in the severity of stress decreased the germination rate and the activity of enzymes. Seed priming with gibberellic acid caused to resistance to drought conditions and prevention of decrease in the activity of hydrolytic and glyoxylate cycle enzymes in maize seeds
    Keywords: maize, Germination rate, hydrolytic enzymes, glyoxylate cycle
  • Adel Modhej *, Roozbeh Farhoodi, Azam Gholizadeh Pages 79-91
    In order to evaluate the effect of safflower aqueous extracts on seedling growth and enzymes activity of wild oat and barnyard grass, this experiment was arranged in a completely randomized design (CRD) with five replications in 2 separated experiments. Effect of different concentrations of safflower extracts (0, 10, 20, 30 and 40%) were examined on seed germination characters of wild oat and barnyard grass weeds. The results showed that in the concentrations of 30 and 40% of safflower aquatic extract, wild oat germination was 33.3% and 46.6%, respectively, and significantly decreased in comparison with control (93.3%). While, under 30 and 40% concentrations, barnyard grass germination was 30% lower than control treatment. Safflower extract reduced the activity of α-amylase enzymes in barnyard grass seeds. The activity level of α-amylase enzymes and wild oat seedlings in the treatment of 40% safflower extract was 2.2 and 1.9 nmol / g protein / min, respectively. Increasing the concentration of safflower extract resulted in degradation of cell membranes, increased free fatty acid levels, and decreased activity of barnyard grass catalase enzymes. In general, the allelopathic compounds in the aqueous extract of safflower reduced the amount and speed of germination of wild grasshoppers and wild oat by reducing the activity of α-amylase enzyme and increasing the peroxidation of membrane fats. Germination and seedling growth of wild oat compared to barnyard grass were more susceptible to safflower extract.
    Keywords: allelopathy, α-amylase, fatty acid, germination percentage
  • Saeid Khomari, Moslem Madadi, Ahmad Javadi * Pages 93-105
    Seed priming has been used to improve germination and to enhance seedling vigour of field crops especially under environmental stresses. The present research was designed in order to evaluate the advantage of seed priming with calcium and zinc on seed germination indices and seedling growth of black cumin under salt stress. For this purpose, a factorial experiment was carried out based on RCB design with four replicates. Experimental factors included five priming methods (non-priming control, priming with calcium nitrate, nano zinc oxide, calcium nitrate+nano zinc oxide and hydro-priming) and three salinity levels (0, 50 and 100 mM NaCl). In this experiment, seed germination indices, sodium, potassium and calcium content of seedlings and peroxidase activity of seedlings were measured. The results of the present research indicated that despite the inhibitory effect of salinity on black cumin seed germination and seedling growth characteristics, seed priming substantially alleviated the deleterious impacts of salt due to enhancement of prescribed parameters. When NaCl concentration increased, K and Ca contents of seedling was reduced and Na amount and guaiacol peroxidase activity was increased, while seed priming caused increase of K and Ca and decrease of Na under salinity. Among the applied priming methods, seed priming with calcium nitrate+nano zinc oxide had the highest efficacy and the best performance in ameliorating inhibition of measured parameters of black cumin induced by salt.
    Keywords: Antioxidant system, Black cumin, Ionic relations, Salt stress, Seed priming
  • Alireza Yadavi *, Eisa Maghsoodi, Jamileh Janzadeh Deh Sheikh Pages 107-119

    Existence of copper sulfate in water and soil could leads to decreasing of germination and seedling establishment and also reduction in growth and crop productivity. A factorial experiment was conducted as a completely randomized design with three replications in agriculture faculty of Yasouj University. Experimental factors were included different concentrations of copper sulfate (0, 10, 20, 30 and 40 mg per liter) and different cultivars of wheat (Arg, Bahar, Back cross roshan and Roshan), respectively. The results indicated that the most length vigor (23.88), weight vigor (18.54) and dry weight of seedlling (18.54) were obtained from Roshan cultivar in 0 concentration of copper sulfate. Also the highest slouble sugars content (1.49 µmol/g) was achieved from Back cross roshan cultivar in 40 concentration of copper sulfate and the most amount of proline (0.79 µm/g) from Bahar cultivar in 40 concentration of copper sulfate. Among the main effects of copper sulfate the highest seed consumptive reserve (18.45 mg), seed reserve utilization efficiency (0.77 mg/mg seed) and seed reserve depletion percentage (53.1 percent) was obtained form 0 concenteration of copper sulfate and among the different wheat cultivars the most seed consumptive reserve (18.10 mg) and seed reserve depletion percentage (39.89%) form Roshan cultivar, the highest seed reserve utilization efficiency (0.76 mg.mg-1 seed) from Arg cultivar and the most germination rate (10.94) were obtained from Back cross roshan cultivar. Among the different wheat cultivars, Roshan and Back crass roshan cultivars in terms of tolerance to copper sulphate were superior to Arg and Bahar cultivars.

    Keywords: Consumptive reserve, Depletion percentage, Germination rate, Seed vigor, Wheat
  • Nasrin Sadat Eisanezhad, Saeideh Maleki Farahani *, Alireza Rezazadeh Pages 121-132

    To evaluate the effect of maternal plant growth environment on the establishment and seed vigor of barley (Hordeum vulgare L. cv.Torkaman) after the warehouse storage, an experiment was conducted factorial y based on complete randomized block design in three replications. The irrigation treatments, included full irrigation, moderate stress (witholding flowering stage) and severe stress (witholding from flowering to harvest), and fertilizer treatments includedcontrol (without fertilizer), bio-fertilizer, organic fertilizer, chemical fertilizer, combination of bio-fertilizer with the chemical fertilizer and combination of organic fertilizer with chemical fertilizers. Seed vigor were measured after five years storage. The drought stress imposed on the mother plant reduced the seedling field emergence after storage, while the plants under moderate drought stress which received the integrated fertilizing system of vermicompost and chemicalfertilizer , in short time (8.25) had the highest seedling field emergence (99.8), although results of the seed vigor and seedling establishment  befor and after storage indicated that germination of the seeds which recieved biological fertilizer alongwith  chemical and grew under mild and severe water stress did not reduce after storage.

    Keywords: Storage, Drought stress, Integrated fertilizer, Barley seed, Establishment
  • Mehdi Ahmad Yousefi, Behnam Kamkar, Mahdiyeh Amiri Nezhad *, Javid Gharekhloo Pages 133-144

    Accelerated aging test is the most important test used to evaluate the physiological potential of seeds of various species and provides related information about their adaptability degree.In this research, the effect different fertilizer, biochar and Trichoderma fungus treatments was investigated on germination and other seed germination components of corn KSC 704 under accelated aging test,This experiment was conducted as  split–plot factorial based on randomized complete block design with three replications to determine the changes in maize’s seed quality on the parent plant at Jiroft's Nemooneh Field in 2016. The main factor was four levels of fertilizers NPK respectively representing the control (no Fertilizer), 30%, 70%,and 100% of recommended value (Urea 400, superphosphate trepil 100 and potash 150 kgha-1), while biochar(with biochar and no biochar) (20 kgha-1),and three strains of control (no Trichoderma) and Trichoderma (Trichoderma atroviride and Trichodema harzianum) were assigned to sub plots. To assess the quality of maize seeds KSC.704 hybrid produced on the parent plant, accelerated ageing test (including normal seedling percentage, germination rate, seedling length and weight) were performed. The results showed that utilization of biochar, Trichoderma strains and fertilizer levels significantly affected normal seedling percentage,MGT, seedling length vigor index and seedling weight vigor index in accelerated ageing test and the highest seed quality was obtained via combined treatment of using biochar, Trichoderma (Trichodema harzianum) and 70% of the recommended fertilizer dose. According to the results obtained in the control treatments (no fertilizer) and fertilizer application (as 30, 70 and 100% of recommended fertilizer dose,Trichoderma and biochar treatments did not affect the amount of fertilizer used, but increased the fertilizer use efficiency

    Keywords: Corn, Germination, Seed deterioration, Seed vigor