فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 42، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • فرزاد سوری*، محمدباقر خرم شاد صفحات 1-30

    در این مقاله تلاش می کنیم تا ارتباط بین سه مفهوم اعتماد نهادی، دانشگاه، و جامعه پذیری سیاسی را بررسی کنیم. اعتماد نهادی از مهم ترین سرمایه های هر نهاد برای پیشبرد کارکردهایش است. از سویی، یکی از مهم ترین کارکردهای  دانشگاه های دولتی در جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذاری بر روند جامعه پذیری سیاسی مخاطبان اصلی خود، یعنی دانشجویان است. پرسش اصلی این مقاله این است که اعتماد نهادی به مثابه مهم ترین شاخص سرمایه اجتماعی چه تاثیری بر فرایند جامعه پذیری سیاسی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران به مثابه جامعه آماری این مقاله دارد. این مقاله با مبنا قراردادن نظریه رابرت پاتنام درخصوص مفهوم سرمایه اجتماعی این فرضیه را مطرح می کند که جامعه پذیری سیاسی در هر جامعه به طور عمده از طریق نهادهای دولتی صورت می پذیرد  و میزان اعتماد نهادی افراد جامعه به نهادهای دولتی که از آن با عنوان «اعتماد نهادی» یاد می شود در فرایند اجرا و اثربخشی جامعه پذیری سیاسی بسیار حائز اهمیت است. بررسی یافته های آماری مربوط به مطالعه موردی این مقاله نشان داد که با افزایش سطح اعتماد نهادی در دانشگاه های دولتی شهر تهران میزان اثربخشی آن ها بر جامعه پذیری سیاسی دانشجویان مقطع کارشناسی افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: اعتماد نهادی، سرمایه اجتماعی، جامعه پذیری سیاسی، دانشگاه
  • فردین محمدی* صفحات 31-63
    مقاله حاضر سعی در تبیین این مسئله دارد که عاملان اجتماعی میدان آموزش از چه اندازه حجم و ترکیب سرمایه فرهنگی و اقتصادی برخوردار هستند؟ بر اساس حجم و ترکیب سرمایه تحت تملک عاملان اجتماعی، ساختار میدان آموزش را چگونه می توان ترسیم کرد؟ و درنهایت اینکه ساختار میدان آموزش به لحاظ همگونی و ناهمگونی چگونه است؟ بدین منظور چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس نظریات بوردیو تدوین شده است. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد. جامعه آماری مورد مطالعه در روش پیمایش عبارت بود از معلمان و دانش آموزان شهر مشهد که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه بندی و فرمول کوکران 360 معلم و 390 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که به طور کلی میزان سرمایه فرهنگی و اقتصادی معلمان و دانش آموزان پایین تر از سطح متوسط قرار دارد. نتایج تحلیل ساختار نیز بیانگر آن است که ساختار میدان آموزش از پنج طبقه متفاوت تشکیل شده است که این طبقات عبارت اند از: طبقه بالا، متوسط بالا، متوسط متوسط، متوسط پایین و پایین. نتایج توصیفی این طبقات نشان می دهد بیش از 70 درصد جمعیت در طبقات متوسط قرار دارند. درنتیجه، نوعی همگونی نسبی بین طبقات در میدان آموزش وجود دارد و این همگونی نسبی نشان می دهد رابطه رقابتی در ساختار میدان آموزش بسیار ضعیف است.
    کلیدواژگان: میدان آموزش، ساختار میدان، سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، بوردیو
  • قاسم جعفری*، ابوعلی ودادهیر، آمنه صدیقیان صفحات 65-101

    هویت حرفه ای به فرایندی اشاره دارد که در طول سال های تحصیل فرد در دانشگاه به سوال «من چه کسی هستم» پاسخ می دهد. دوره دکتری آخرین مرحله شکل گیری این نوع هویت است که سهم بسزایی در مسیر حرفه ای شدن افراد دارد. مقاله حاضر به آزمون الگوی نظری تکوین هویت حرفه ای دانشجویان دوره دکترای علوم اجتماعی در ایران پرداخته است. نظریه مبنایی ودادهیر، صدیقیان بیدگلی، و جعفری (1396) عملیاتی سازی شده و پرسشنامه مزبور با نمونه ای به تعداد  191 نفر از دانشجویان دوره دکتری علوم اجتماعی مورد آزمون قرار گرفته است. یافته های کمی تحقیق، گزاره های نظری به دست آمده از الگوی نظریه مبنایی را تایید می کند. نتایج رگرسیونی نشان می دهد که در مجموع، عامل های ساختار آموزش عالی، شرایط بیرونی رشته علوم اجتماعی، صفات روانی این دانشجویان، و نیز شرایط مالی و جامعه پذیری علمی می توانند تغییرات متغیر وابسته هویت حرفه ای رشته علوم اجتماعی را در بین پاسخ گویان پیش بینی کنند. نتایج آماری نشان می دهد نقش عوامل بیرونی و ساختاری اهمیت زیادی دارند.

    کلیدواژگان: هویت حرفه ای، دانشجویان دکترای علوم اجتماعی، رشته علوم اجتماعی، تئوری زمینه ای، آزمون الگوی ساختاری
  • صادق آبسالان* صفحات 103-128
    مقاله حاضر به بررسی چگونگی پروبلماتیک شدن گفتمان آموزش در ایران و منازعه پیرامون آن اختصاص دارد؛ اینکه نظام آموزش در ایران از چه زمان به ابژه ای برای اندیشه بدل شد؟ این پرسش نتیجه نگاهی متفاوت به تاریخ نظام آموزش در ایران است. تاکنون این تاریخ، تحت تاثیر شیوه تاریخ نگاری سنتی به گونه ای خاص فهم و توضیح داده شده است. این شیوه، در تحلیل و تبیین گسست از گفتمان آموزش سنتی، توجهش معطوف به نقش ساخت های کلان و بنیادین، پندارهای مبتنی بر پیشرفت، و اصالت دادن به نقش سوژه های معین بوده است. این مقاله شیوه یادشده را کنار نهاده و با رویکرد تاریخ نگاری فوکو به موضوع پیدایش گفتمان آموزش جدید و منازعه پیرامون آن توجه کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهد گسست از نظام آموزش سنتی، نه محصول آگاهی سوژه ای خاص است و نه در چارچوب منطقی ساختی و فراتاریخی قابل تبیین است. آنچه زمینه پیدایش این گسست را فراهم می آورد وقوع و همایندی رخدادهایی خاص در تاریخ ایران است. تلاقی این رخدادها و ناتوانی گفتمان قدیم در توضیح و چاره اندیشی برای وضعیت جدید، به پیدایش گفتمانی جدید منجر شد. گفتمانی که برخورد با بحران های موجود را نه بر اساس نظم گفتمانی قدیم، بلکه مبتنی بر علوم، فنون، و نظام عقلانیت جدید غرب پی گرفت. مجموعه این شرایط، نهاد آموزش در ایران را به موضوعی پرمناقشه تبدیل کرد و به تحولات و منازعه های زیادی پیرامون علوم و نهادهای آموزشی جدید دامن زد.
    کلیدواژگان: نظام آموزش، موسسه های آموزشی جدید، رخداد، تبارشناسی، تاریخ نگاری سنتی
  • افشین حمدی پور، رسول زوارقی*، سمیرا مرادی صفحات 129-150
    هدف از مقاله حاضر شناسایی عوامل موثر در توانمندسازی دانشی اعضای هیئت علمی علوم انسانی دانشگاه تبریز در راستای ایجاد تحول در این مقوله با روش تحلیل عامل اکتشافی است. مقاله حاضر از نوع توصیفی پیمایشی است و جامعه مورد مطالعه 204 تن از اعضای هیئت علمی بوده که از بین آن ها 78 تن به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و داده ها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. برای سنجش پایایی پرسشنامه، از آلفای کرونباخ و برای تعیین اعتبار سازه ای از فن تحلیل عاملی بر اساس تجزیه به مولفه های اصلی استفاده شد. نتایج تحلیل عوامل نشان داد که شش عامل اصلی (موانع روان شناختی، فردی، ارتباطی، فرایندی، سازمانی، نوآوری و فناوری) به ترتیب مهم ترین چالش های توانمندسازی دانشی از دیدگاه نمونه آماری اند. یافته ها نشان داد اعضای هیئت علمی چالش های سازمانی را «کمتر از حد متوسط»، چالش های ارتباطی و روان شناختی را در حد «متوسط» و چالش های فردی، فرایندی، نوآوری، و فناوری را «بیش از حد متوسط» درک کرده اند. نتیجه آزمون فریدمن هم نشان داد که میانگین شش عامل تفاوت معناداری با هم دارند. شناسایی و اولویت بندی چالش های توانمندسازی دانشی استادان حوزه های علوم انسانی می تواند به شناسایی ضعف های اساسی در این راستا و برنامه ریزی برای تقویت آن ها به منظور زمینه سازی برای ایجاد تحول در علوم انسانی منجر شود.
    کلیدواژگان: اعضای هیئت علمی علوم انسانی، مدیریت دانش، تحول در علوم انسانی
  • بابک داریوش، ناصرالدین علی تقویان، سمیه جلیلی *، شادی محمدی صفحات 151-181

    فضا و محیط مصنوع نقش مهمی در شکل گیری هویت، ساختار فکری و فرهنگی و سبک زندگی افراد داشته و می تواند در ایجاد، تشدید و یا کاهش معضلات روانی و اجتماعی آن ها تاثیر گذار باشد. مقاله حاضر با هدف دستیابی به راهکارهایی جهت تسهیل روند هویت بخشی و کاهش تنش های فکری، اجتماعی و فرهنگی دانشجویان در فضا یا فضاهای آموزشی دانشگاه تهیه و تولید شده است. ساختار اصلی مقاله برآمده از یک تحقیق میدانی است. پژوهش در میان پنج دانشگاه منتخب دولتی در شهر تهران  به روش تحقیق آمیخته انجام شده و داده ها به صورت ترکیبی از دو روش مصاحبه و پرسشنامه گردآوری شده است. یافته های مصاحبه از اساتید دانشگاه ها و مسئولین و کارشناسان فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با روش دلفی گلوله برفی و یافته های حاصل از پرسشنامه و مصاحبه در نیازسنجی از دانشجویان از روش نمونه گیری خوشه ایبه دست آمده و تحلیل یافته های این بخش با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است. برای تحلیل وضعیت کنونی اجتماعی فضایی دانشگاه های مورد مطالعه نیز، با فعالان فرهنگی دانشجویی مصاحبه انجام شده است. نتایج نشان داد که از نظر خبرگان دانشگاهی، دو معیار «ایجاد حس تعلق» و «اجتماع پذیری» نسبت به عوامل دیگر اهمیت بیشتری دارد. دانشجویان نیز بر این باورند که فضاهای فرهنگی و اجتماعی و نیز کالبدی موجود در دانشگاه ها جواب گوی نیازهای آن ها نبوده و به مشکلاتی از قبیل نداشتن فضای کافی، امکانات و تجهیزات مناسب، عدم انعطاف پذیری، عدم وجود نور کافی در این فضاها اشاره داشته اند. در پایان نیز پیشنهاداتی برآمده از یافته های پژوهش، به صورت دسته بندی شده ارائه شده است.

    کلیدواژگان: فضاهای آموزش عالی، هویت، امنیت، حس تعلق، اجتماعپذیری
|
  • M.B. Khoramshad, F. Souri * Pages 1-30

    In this paper, we try to examine the relationship between the three concepts of institutional trust, university, and political socialization. Institutional trust is one of the most important assets and needs of each institution to advance its functions. On the other hand, one of the most important functions of written and non-written of public universities in the Islamic Republic of Iran is to influence the process of political socialization of their main audience, students. The main issue of this article is that institutional trust as the most important indicator of social capital has a significant effect on the political socialization of undergraduate students at Tehran's public universities as a statistical society of this research. Postulating the theory of Robert Putnam on the concept of social capital, this article propounds this hypothesis that political socialization in every society carried out mainly through state institutions and the amount of citizen's trust to state institutions, which is called institutional trust and is one of the most important elements of social capital, is very important in the implementation process and the effectiveness of political socialization. Study of statistical findings in the case study of this study showed that with increasing institutional trust in public universities in Tehran, their effectiveness in increasing the political socialization of undergraduate students increase.

    Keywords: Institutional trust, Social capital, Political Socialization, university
  • F. Mohammadi * Pages 31-63
    This article attempts to explain the extent to which social actors in the field of education have the size and composition of cultural and economic capital? How can the structure of the training field be drawn based on the size and composition of capital under the ownership of social actors? And finally, what is the structure of the field of education in terms of coherence and heterogeneity? Consequently, the conceptual framework of the research was developed based on Bourdieu's ideas. Data gathering and analysis was done by survey method and questionnaire tool. The statistical population of the study was a survey of the teachers and students of Mashhad who were selected by using cluster sampling method and Cochran formula from 360 teachers and 390 students. The results of the research indicate that, in general, the amount of cultural and economic capital of teachers and students is lower than the average level. Structural analysis results also indicate that the training field structure consists of five different classes, which are: upper, medium to high, medium to medium, medium to low, and low. The descriptive results of these classes indicate that more than 70% of the population is in the middle class. This result shows that there is a kind of relative homogeneity between classes in the field of education, and this relative homogeneity indicates the weak competitive relationship in the structure of the training field.
    Keywords: educational field, structure, cultural capital, Economic Capital, Pierre Bourdieu
  • G. Jafari *, A. Vedadhir, A. Sedighian Pages 65-101

    Professional identity refers to a process that answers the question "who am I" during One has been studying for years at university. The PhD is the latest stage in the development of this kind of identity that has a great bearing on the career path of individuals. The present article attempts to test the theoretical model of the PhD students' professional identity development in Iran's social sciences. The Grounded Theory of Vedadhir and Others (2017) have been operationalized and the questionnaire has been tested with participation of 191 PhD students of social sciences. Quantitative findings confirm the theatrical propositions obtained from the basic theory model. As can be seen in the above equation, Regression results show that in general, the structure of higher education, the external conditions of the social sciences, the psychological traits of PhD students of social sciences, as well as financial conditions and scientific socialization can change the dependent variable of the professional identity of the PhD degree of social sciences among respondents Better than the rest of the independent variables. The statistical results indicate that the role of external and structural factors is important.

    Keywords: professional identity, PhD students of social science, social science, grounded theory, test of structural mode
  • S. Absalan * Pages 103-128
    This research attempts to study how the discourse of education became problematic in Iran. Apart from investigating the conflicts over such a problem, we will face a consequent question: when the educational system came to be a problem and an object of though? Such a question is the result of a different view toward the history of Iranian education. Up to now, such a history has been impacted by traditional historiography in which the researcher focuses on the role of fundamental structures, development-driven conception, and originality of the role of specific subjects. In this article we move from that traditional approach and rely on Foucaultian historiographical approach to the appearance of the discourse of new education and its related conflicts. Findings of this research show that the break in traditional educational system is neither the result of any specific subject nor it can be explained in any metahistorical framework. The main cause was the coincidence and co-occurrence of some events in history of Iran. Such a Coincidence of events and the inability of the old discourse to explain the new conditions led to the formation a new discourse that went on to be based on new western sciences, technology and rationality instead of following the old discursive order. All these conditions made the education a problematic object in Iran and led to considerable changes and conflicts around the sciences and educational institutes.
    Keywords: Educational System, Event, Genealogy, Modern Educational Institutes, Traditional Historiography
  • A. Hamdipour, R. Zavaraqi *, S. Moradi Pages 129-150
    Using descriptive survey method. The population of the study was 204 faculty members of humanities, the 78 members among them selected as sample population using the aim of this study is exploratory factor analysis of the knowledge management implementation challenges from the perspective of the humanities, social and behavioral sciences faculty members of Tabriz University. The present study performed random sampling, and a questionnaire the data collection. Cronbach's alpha was used to determine the reliability. In order to determine the validity of measurement tools, questions were performed using Factor analysis technic based on Principal Component Analysis. The finding showed that six factors (psychological barriers, interpersonal, communication, process, organizational, and technological and innovation) are the most important effective obstacles involved in the implementation of knowledge management in the colleges. The result of Friedman test result showed that there is a significant difference between the mean of 6 factors. The findings also showed that identify and prioritize of the barriers of implementing knowledge management can lead to the identification of key aspects of knowledge management and various universities can be able to use from these findings before spending money for the implement of knowledge management.
    Keywords: Humanities Faculty Members, Knowledge Management, Evolution in the Humanities
  • B. Dariush, N. Taghavian, S. Jalili *, Sh. Mohammadi Pages 151-181

    Artificial space and environment play important roles in the formation of identity, intellectual and cultural structure and the lifestyle of the individuals and can influence the creation, intensification and/or reduction of their psychological and social problems. The present study has been prepared and produced with the objective of attaining solutions to the facilitation of identification process and reduction of intellectual, social and cultural stresses of the university students in academic educational space(s). The study is originally drawn on a field research. The research has been conducted herein on five selected state universities in Tehran based on a mixed survey method and the data have been collected using interviews and questionnaires. The findings of the interviews with the university professors, officials and cultural experts of the ministry of sciences, research and technology have been obtained based on snowball Delphi method and the findings of the questionnaires and interviews for performing students’ need assessment have been obtained based on cluster sampling method and this section’s findings have been analyzed using SPSS software. To analyze the current social-spatial status of the studied universities, as well, interviews were made with the academic cultural activists. The study results are indicative of the idea that two scales, namely creation of a sense of attachment and sociability, are of a greater importance as viewed by the academic experts, in contrast to the other factors. The university students, as well, were found believing that the cultural and social as well as the contextual spaces existent in the universities do not respond to their needs and such problems as shortage of sufficient space, facilities and appropriate equipment, inflexibility, inadequate lighting in these spaces were pointed out. In the end, suggestions will be presented in a classified manner based on the study findings.

    Keywords: higher educational spaces, identity, security, sense of attachment, sociability