فهرست مطالب

تحقیقات ژنتیک و اصلاح گیاهان مرتعی و جنگلی ایران - سال بیست و هفتم شماره 1 (پیاپی 53، بهار و تابستان 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 1 (پیاپی 53، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/15
  • تعداد عناوین: 13
|
  • بتول شهیدی، جعفر احمدی، صدیقه فابریکی اورنگ* صفحات 1-14

    miRNA ها، مولکول های کوچک غیرکدکننده هستند که بیان ژن ها را از طریق هضم  mRNAیا ممانعت از ترجمه تنظیم می کنند. این مولکول ها با تنظیم دقیق بیان ژن ها، امکان پاسخ مناسب گیاه را به تغییرات مراحل رشدی یا شرایط محیطی فراهم می کنند. در این تحقیق با استفاده از تکنیک Real Time-PCR الگوی بیان miRNA159، miRNA160 و miRNA398 به همراه ژن هدف miRNA398 (CSD) در شش گونه متعلق به جنس های تریتیکوم و آژیلوپس در کنار دو رقم گندم نان شاهد حساس (دریا) و متحمل به خشکی (سیروان)، در شرایط عدم تنش (FC=100%) و تنش خشکی (FC=25%) مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه qRT-PCR نشان داد که تحت تنش خشکی هر سه miRNA افزایش بیان معنی داری (P≤0.01) نسبت به شرایط عدم تنش داشتند. در بین گونه های مورد بررسی بیشترین میزان بیان miRNA159 در گونه Ae.tauschii، miRNA160 در گونه T.urartu، miRNA398 در گونه T.durum و ژن CSD در گونه T.durum مشاهده شد. در مقایسه میانگین اثر متقابل گونه و تنش بیشترین درصد افزایش بیان برای هر سه miRNA در شرایط تنش خشکی در سه گونه T.durum، T.urartu و Ae.tauschii مشاهده شد. همچنین بیشترین میزان افزایش بیان CSD در گونه های T.urartu، T.durum و Ae.tauschii به ترتیب با 62/6، 21/6 و 038/6 برابر نسبت به شرایط عدم تنش مشاهده گردید. در جمع بندی مشخص شد که سه گونه T.urartu، T.durum و Ae.tauschii به دلیل برتری از لحاظ miRNAهای عامل ایجاد تحمل می توانند کاندیدهای مناسبی برای غنی سازی ژرم پلاسم گندم نان و اصلاح برای تحمل تنش خشکی باشند.

    کلیدواژگان: گندم وحشی، تنش خشکی، miRNA، PCR در زمان واقعی
  • سعید دوازده امامی*، محمدعلی علیزاده، صادق جلالی، حسین زینلی صفحات 15-27

     به منظور بررسی تنوع و روابط بین صفات گیاه اسپرس زراعی، آزمایشی روی 20 توده این گیاه با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار، در مزرعه ایستگاه یزدآباد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان طی سال‏های 1393- 1394 انجام شد. نتایج تجزیه واریانس اختلاف معنی‏داری را میان توده‏های مورد مطالعه برای همه صفات به استثناء تعداد گره، تعداد شاخه فرعی، تعداد برگچه و عرض برگ نشان داد. توده پلی کراس با عملکرد علوفه برابر 3179 کیلوگرم در هکتار به عنوان توده برتر شناخته شد. پس از آن توده 9147 (کرج) با 2965 کیلوگرم در هکتار علوفه، در مقام دوم قرار گرفت. عملکرد علوفه همبستگی مثبت و معنی‏داری را با تعداد کل ساقه، تعداد شاخه فرعی، تعداد گره، تعداد برگ و وزن خشک ساقه و برگ داشت. سه مولفه اول در تجزیه به مولفه‏های اصلی، 72 درصد از کل واریانس متغیرها را توجیه کردند. تعداد شاخه فرعی، تعداد گره، تعداد برگ، وزن خشک ساقه و برگ و عملکرد تر و خشک علوفه در هکتار عمده‏ترین نقش را در تبیین مولفه اول داشتند. در مولفه دوم، ارتفاع ساقه، عرض برگ، درصد برگ و ساقه و نسبت برگ به ساقه و در مولفه سوم تعداد برگچه، تعداد کل ساقه، ارتفاع ساقه فرعی و درصد ماده خشک بیشترین اهمیت را در تبیین این مولفه‏ها دارا بودند. تجزیه خوشه‏ای، 20 توده مورد بررسی را در چهار دسته مختلف قرار داد که اختلاف های چشمگیری از نظر عملکرد علوفه بین گروه ها وجود داشت.

    کلیدواژگان: اسپرس، Onobrychis vicifolia، عملکرد، ضریب همبستگی، تجزیه به مولفه‏ های اصلی و تجزیه خوشه‏ ای
  • شکیبا شاهمرادی*، مهدی زهراوی، فرنگیس قنواتی صفحات 28-44

    در این تحقیق تعداد 49 نمونه ژنتیکی موجود در کلکسیون یولاف بانک ژن گیاهی ملی ایران، متعلق به چهار گونه Avena barbata، A. wiestii، A. fatuaو A. sativaمورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش به صورت مشاهده ای، در مزرعه پژوهشی موسسه تحقیقات اصلاح وتهیه نهال و بذر در کرج انجام شد. صفات آگرومورفولوژیکی مطابق با دستورالعمل موسسه ذخایر توارثی گیاهی بین المللی ارزیابی گردید. براساس مقادیر شاخص شانون، صفت رنگ لما دارای بالاترین مقدار تنوع (42/1) بود. در تجزیه به مولفه های اصلی، 43/68 درصد تغییرات موجود در داده ها، توسط هفت مولفه اصلی اول توجیه شد.دو نمونه ژنتیکی 439 (A. barbata) و 449 (A. barbata) دارای نزدیکترین و دو نمونه ژنتیکی 447 (A. wiestii) و 115059 (A.wiestii) دارای دورترین فاصله ژنتیکی بودند. نمونه های ژنتیکی مورد مطالعه با استفاده از تجزیه خوشه ایبه روش K meansدر پنج گروه قرار داده شدند. براساس نتایج تجزیه تابع تشخیص، در مجموع سه تابع تشخیص حاصل گردید که به میزان 100 درصد از واریانس کل را شامل می شد. تابع اول بیشترین تمایز را بین دو گونه A. barbataو A.sativa، و تابع دوم بیشترین تمایز را بین گونه های A. fatuaو A. wiestiiایجاد نمود. مجموع نتایج این تحقیق بیانگر وجود تنوع مناسب در جمعیت های مورد بررسی از لحاظ صفات اندازه گیری شده بود که در امر به نژادی یولاف می تواند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین از توابع تشخیص ایجاد شده در این تحقیق، می توان برای تمایز بین گونه های مربوطه استفاده کرد.

    کلیدواژگان: تابع تشخیص، ژرم پلاسم، شاخص شانون، نمونه ژنتیکی، یولاف
  • مهران نوروزپور، ناصر زارع*، پریسا شیخ زاده مصدق، رسول اصغری ذکریا صفحات 45-58

     قره قاط یکی از گیاهان دارویی مهم در طب سنتی است که به منظور کاهش قند خون و تنظیم فشار خون از دیرباز در ایران کاربرد دارد.در این تحقیق تاثیر اکسین، اسید جیبرلیک، کازئین هیدرولایسیت، پوترسین و سالیسیلیک اسید بر استقرار ورشد ریزنمونه های قره قاط و میزان ترکیبات ثانویه آنتوسیانین، فلاونوئیدی و فنل تام بررسی شد. ریزنمونه های تک گرهی و جوانه های انتهایی قره قاط از رویشگاه های طبیعی تهیه شده و پس از ضدعفونی سطحی روی محیط کشت پایه MS حاوی 2 میلی گرم بر لیتر  BAP و سطوح مختلف IBA یا NAA (01/ 0تا 1 میلی گرم بر لیتر) و محیط کشت MS حاوی 2 میلی گرم بر لیتر BAP و 1/0 میلی گرم بر لیتر NAA یا IBA به همراه سطوح مختلف اسید جیبرلیک (0 تا 5/0 میلی گرم بر لیتر)، کازئین هیدرولایسیت (صفر تا 150 میلی گرم بر لیتر)، پوترسین و سالیسیلیک اسید (0 تا 10 میلی گرم بر لیتر) کشت شدند. نتایج نشان داد درصد برگ دهی و زنده مانی ریزنمونه ها به طور معنی داری تحت تاثیر نوع و غلظت اکسین قرار گرفت. درصد برگ دهی و زنده مانی ریزنمونه ها در تیمار هورمونی NAA در غلظت های پایین تر به طور معنی داری بیشتر از غلظت های بالاتر NAA و کلیه سطوح IBA بود. اضافه کردن GA3 به ترکیب محیط کشت باعث افزایش معنی دار تعداد برگ در ریزنمونه شد؛ ولی تاثیری در زنده مانی و درصد برگ دهی ریزنمونه ها نداشت. علاوه بر این کازئین هیدرولایسیت، پوترسین و اسید سالیسیلیک باعث افزایش تعداد برگ و درصد زنده مانی ریزنمونه ها گردید ولی این افزایش در برخی از تیمارها از نظر آماری معنی دار نبود.از نظر میزان متابولیت های ثانویه بین تیمار های مختلف اختلاف معنی داری وجود داشت. بیشترین میزان ترکیبات آنتوسیانینی در محیط کشت MS+2mg/l BAP+ 0.1mg/l NAA و بیشترین میزان فلاونوئید و فنل کل نیز در همان محیط کشت حاوی 15 میلی گرم بر لیتر سالیسیلیک اسید بدست آمد. بنابراین، از نتایج و دستورالعمل ارائه شده در این تحقیق می توان در کشت و تکثیر درون شیشه ای این گیاه استفاده نمود.

    کلیدواژگان: پوترسین، کشت بافت، گیاهان دارویی، Vaccinium arctostaphylos L
  • معصومه رمضانی یگانه، علی اشرف جعفری*، بهزاد ثانی صفحات 59-70

     استفاده از تکنیک پرایمینگ، یک روش موثر برای افزایش توان جوانه زنی بذر گیاهان مرتعی می باشد. به منظور بررسی تاثیر پرایمینگ بذر بر بهبود جوانه زنی بذرهای زوال یافته، در سه گونه گون علوفه ای، آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور در شرایط گلخانه اجرا شد. فاکتور A شامل سه گونه از گون (Astragalus cyclophyllon ، A. siliqusus و A. homosus)، فاکتور B شامل دو سطح از زوال بذر، زوال طبیعی (بذرهای نگهداری شده در سردخانه فعال 4 درجه سانتی گراد به مدت 12 سال) و زوال مصنوعی (با پیری تسریع شده بذرها در دمای 40 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 100% به مدت 48 ساعت) و فاکتور C شامل تیمار پرایمینگ بذر در 4 سطح شامل: اسموپرایمینگ (3/0- و 6/0- مگاپاسکال) با استفاده از پلی اتیلن گلایکول PEG6000، هیدروپرایمینگ (خیس کردن بذر در آب مقطر به مدت 24 ساعت) و شاهد بودند. صفات درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، بنیه گیاهچه، طول ریشه و ساقه و گیاهچه، نسبت طول ریشه به ساقه و وزن تر گیاهچه اندازه گیری گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرهای اصلی و متقابل فاکتورها برای بیشتر صفات از لحاظ آماری معنی دار بودند. در مقایسه بین گونه ها، میانگین صفات در گونه A. siliqususنسبت به دو گونه دیگر بیشتر بود. اثر متقابل پرایمینگ در زوال بذر برای بیشتر صفات معنی دار بود و در زوال طبیعی هیدروپرایمینگ و اسموپرایمینگ 3/0- مگاپاسکال باعث افزایش 25 تا 96 درصدی میانگین کلیه صفات به جز طول ریشه شد. در حالی که در زوال مصنوعی هیدروپرایمینگ باعث افزایش 37 درصدی بنیه بذر نسبت به شاهد شد. به طور کلی نتایج نشان داد که برای احیاء بذر گون های زوال یافته در بانک های ژن می توان از تکنیک های هیدروپرایمینگ و اسموپرایمینگ 3/0- مگاپاسکال به عنوان روشی کارآمد در بازیافت بذرهای زوال یافته گون استفاده کرد.

    کلیدواژگان: پرایمینگ بذر، پیری زودرس، جوانه زنی، زوال طبیعی، جنس گون
  • صالح سخاوت، امید اسماعیل زاده*، مریم جبلی صفحات 71-85

    شب خسب یکی از گونه های درختی نیام دار بومی جنگل های جلگه ای و پایین بند ناحیه هیرکانی است که به دلیل ابتلا به بیماری قارچی دچار صدمات زیادی شده است. در این تحقیق، امکان استفاده از فناوری فراسرد برای ذخیره سازی بذرهای شب خسب مورد بررسی قرار گرفت. جمع آوری بذر از تعداد 10 پایه درختی از جنگل های پایین بند حوزه غرب هراز واقع در استان مازندران انجام شد. به منظور امکان سنجی قابلیت نگهداری بذرهای شب خسب در شرایط فراسرد از نتایج خصوصیات جوانه زنی بذرهای شب خسب در دو حالت نگهداری در شرایط فراسرد (196- درجه سانتی گراد) با چهار پیش تیمار آماده سازی شامل: ویتریفیکاسیون، گلیسرول 30 درصد، کاهش رطوبت و بدون پیش تیمار به همراه تیمار شاهد (نگهداری در شرایط خشک و دمای 15 درجه سانتی گراد) استفاده شد. بذرها پس از نگهداری یک هفته و یک ماه در شرایط فراسرد خارج و در آب 42 درجه سانتی گراد (شوک حرارتی) قرار داده شدند. سپس برای جوانه زنی درون پتری دیش قرار گرفته و به ژرمیناتور با دمای 22+ درجه سانتی گراد منتقل گردیدند. ثبت و شمارش بذرهای جوانه زده بصورت روزانه تا زمانی که دیگر هیچ بذری جوانه نزد انجام شد. نتایج تحلیل واریانس دو طرفه و آزمون مقایسه میانگین دانکن نشان داد که صفات مختلف جوانه زنی بذرهای شب خسب در 4 پیش تیمار مربوط به فراسرد با تیمار شاهد تفاوت فاحشی نداشت. ازاین رو نتیجه گیری شد که نگهداری بذرهای شب خسب در شرایط فراسرد امکان پذیر است. نتایج این تحقیق همچنین تصریح می کند که بذرهای گونه شب خسب به دلیل داشتن پوسته سخت بذر و محتوای رطوبتی بسیار پایین می توانند بدون استفاده از مواد ضدانجماد (بدون پیش تیمار) در دمای 196- درجه سانتی گراد نگهداری شوند. ازاین رو می توان بدون انجام پیش تیمار نسبت به ذخیره سازی بذرهای شب خسب در شرایط فراسرد اقدام نمود و بانک بذر فراسرد را به عنوان راهبردی موثر برای حفاظت از ظرفیت ژنتیکی این گونه ارزشمند در سطح جنگل های هیرکانی پیشنهاد کرد

    کلیدواژگان: بانک بذر فراسرد، جوانه زنی بذر، شب خسب، کاهش رطوبت، گلیسرول، ویتریفیکاسیون
  • زهرا ابروش*، محمدحسن عصاره، میترا امام صفحات 86-97

    در بین گونه های درختان جنگلی سخت چوب، Eucalyptus citriodoraدرخت سریع الرشدی است که به دلیل دارا بودن اسانس معطر در عطرسازی، داروسازی و داشتن چوب نرم و سبک در صنایع کاغذسازی و مبل سازی کشت می شود. در این تحقیق، ریزازدیادی E. citriodora به روش کشت جوانه جانبی در محیط کشت های MS و WPM بررسی شد. سترون سازی با دو محلول کلرید جیوه 1/0 درصد و هیپوکلریت سدیم 20 درصد حجمی اعمال گردید. شاخه زایی با هورمون های سیتوکینین (BAP، Kin)، اکسین (IBA) و جیبرلین (GA3) در دو سطح محیط کشت در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی اجرا شد. ریشه زایی نیز با هورمون های اکسین IBA، NAA و IAA در محیط کشت MS (2/1 نیترات) در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. آماربرداری از تعداد شاخه ها و جوانه ها، طول شاخه، سبزینگی، تعداد گیاهچه های ریشه دار شده و تعداد کل ریشه انجام شد. نتایج نشان داد که بهترین تیمار سترون سازی محلول هیپوکلریت سدیم 20 درصد حجمی به مدت 18 دقیقه بود. تکثیر مطلوب و رشد طولی شاخه در محیط کشت MS (2/1 نیترات) و هورمون های سیتوکینین BAP، Kin، GA3و IBA به ترتیب در غلظت های (3/0، 2/0، 1/0 و 01/0) و (3/0، صفر، 1/0 و 01/0) میلی گرم در لیتر، به همراه 200 میلی گرم در لیتر PVP بود. ریشه زایی مطلوب در محیط کشت MS (2/1 نیترات)، با تیمار هورمونی NAA 1 میلی گرم در لیتر و تیمار تلفیقی IAA + IBA 5/0میلی گرم در لیتر به دست آمد. در نهایت، گیاهچه های ریشه دار شده در شرایط گلخانه سازگار شدند.نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که کشت بافت روش مناسبی برای تکثیر این گونه ارزشمند در زمانی کوتاه می باشد.

    کلیدواژگان: کشت درون شیشه ای، محیط کشت، MS و WPM و E. citriodora
  • مهدی بذرافکن، محمدحسین دانشور، محمدرضا صالحی سلمی* صفحات 98-107

    نخود شیرین (Lathyrusodoratus L.) متعلق به خانواده بقولات و یک گیاه زینتی علفی و رونده با گل‏ های معطر است. این گیاه به عنوان یک منبع ژنتیکی برای صفات مهم مثل مقاومت در برابر تنش‏ها ازجمله تنش گرمایی محسوب می شود. همچنین به منظور حفظ ساختار ژنتیکی آن، تکثیر این گیاه از طریق کشت بافت می تواند موثر باشد. به منظور یافتن پروتکل کارآمد شاخه زایی از کالوس؛ اثر نوع ریزنمونه، محیط کشت و تنظیم کننده های رشد گیاهی بر کالوس زایی و شاخه زایی نخود شیرین بررسی شد. نتایج نشان داد که ریزنمونه میان گره نسبت به ریشه کالوس بیشتری تولید کرد (77/0 گرم کالوس برای هر ریزنمونه) و محیط کشت MS نسبت به محیط کشت B5 تاثیر بیشتری در کالوس زایی داشت (78/0 گرم کالوس برای هر ریزنمونه). درمجموع بیشترین کالوس زایی (9/1 گرم کالوس برای هر ریزنمونه) هنگامی که ریزنمونه های میان گره در محیط کشت MS همراه با 5/0 میلی گرم 6- بنزیل آمینو پورین (BAP) و 2 میلی گرم در لیتر 1- نفتالین استیک اسید (NAA) کشت شد، به دست آمد. بیشترین باززایی شاخه (33/5 عدد شاخه برای هر ریزنمونه) از کالوس های کشت شده در محیط کشت MS همراه با 1/0 میلی گرم در لیتر تیدیازورون (TDZ) به دست آمد. این پروتکل می تواند پایه و اساس تحقیقات آینده در ارتباط با بهبود ژنتیکی و تولید انبوه نخود شیرین در کشور باشد.

    کلیدواژگان: تولید انبوه، تیدیازورون، درون شیشه ای، میان گره، نفتالین استیک اسید
  • صغری رضایی گنجه، مریم دهستانی اردکانی، کاظم کمالی علی آباد* صفحات 108-119

    گیاه استویا (Stevia rebaudiana Bertoni) به علت محتوای بالای شیرین کننده های طبیعی قابل استحصال دارای ارزش فوق العاده بالایی است.با توجه به اهمیت گیاه از نظر صنعتی و به ویژه دارویی، این پژوهش به منظور بهینه سازی جنین زایی بدنی گیاه انجام شد. تولید و القای کالوس رویان زا با استفاده از ترکیبات مختلف تنظیم کننده های رشدی شامل بنزیل آدنین (BA)، نفتالین استیک اسید (NAA) و 2 و 4-دی کلروفنوکسی استیک اسید (2,4-D) در ریزنمونه های برگ و جوانه گیاه در محیط کشت MS به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در پنج تکرار بررسی شد. بیشترین میزان کالوس زایی در محیط کشت حاوی 01/0 میلی گرم بر لیتر BA + 5/0 میلی گرم بر لیتر 2,4-D و بیشترین میزان رویان زایی در تیمار 01/0 میلی گرم بر لیتر BA +1 میلی گرم بر لیتر 2,4-D حاصل شد. همچنین اثر کازئین هیدرولیزات در پنج سطح (0، 50، 100، 150 و 200 میلی گرم بر لیتر) و شیره نارگیل در دو سطح (صفر و 55 میلی لیتر) بر رویان زایی گیاه استویا توسط دو ریزنمونه برگ و جوانه در آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تکرار بررسی شد. در غلظت های صفر و 50 میلی گرم بر لیتر کازئین هیدرولیزات به ترتیب بیشترین (2/20 درصد) و کمترین (84/7 درصد) رویان زایی حاصل شد. بیشترین درصد رویان زایی (82/78 درصد) در محیط کشت MS بدون شیره نارگیل توسط ریزنمونه های جوانه و کمترین درصد رویان زایی با 09/25 درصد توسط ریزنمونه های برگ به دست آمد. پس از آن رویان های حاصل به محیط کشت حاوی 1/0 میلی گرم بر لیتر GA3 (اسید جیبرلیک) برای اندام زایی انتقال یافتند و در این بین 03/18 درصد از رویان ها به گیاهچه کامل تبدیل شدند.

    کلیدواژگان: بنزیل آدنین، زغال فعال، شیره نارگیل، کازئین هیدرولیزات، کشت بافت
  • مریماللهدو، منصور امیدی*، محمدرضا بی همتا، علیرضا عباسی، براتعلی فاخری صفحات 120-131

    ریشه ها و استولن های شیرین بیان یکی از مهمترین داروهای خام را در دنیا تشکیل می دهند و محتوای مقادیر زیادی از ماده موثر گلیسیریزین، که یک نوع تریترپنوئید ساپونین است، می باشند. کشت بافت و تولید کالوس در شیرین بیان پیش نیاز مطالعات بررسی متابولیت های ثانویه و ترانسفورماسیون سلولی در این گیاه می باشد. به منظور تاثیر آنتی اکسیدان ها در کاهش قهوه‏ای شدن و رشد کالوس در دو گونه از شیرین بیان Glycyrrhiza glabra و G. uralensisاز اسید اسکوربیک و PVP (پلی ونیل پیرولیدین) در چهار سطح مختلف استفاده شد. همچنین به منظور تاثیر این آنتی اکسیدان ‏ها در شاخص رشد کالوس، اقدام به کشت سوسپانسیون سلولی در هر دو گونه گردید. برای تولید کالوس از هیپوکوتیل گیاهچه های دو هفته‏ ای و هورمون های NAA (نفتالین استیک اسید) به غلظت نیم میلی گرم در لیتر و BA (بنزیل آمین) به غلظت دو میلی گرم در لیتر به همراه تیمارهای آنتی اکسیدان های اسید اسکوربیک و PVP در غلظت های مختلف در قالب دو آزمایش فاکتوریل جداگانه بر پایه طرح کاملا تصادفی استفاده شد. نتایج نشان داد در واکشت های متوالی میزان 1200 میلی گرم در لیتر PVP در هر دو گونه، کمترین باززایی، نکروزه و بیشترین میزان کالوس را دارا بود. درحالی که در کشت سوسپانسیون سلولی با افزایش غلظت PVP شاخص رشد کالوس کاهش یافته و تیمار PVP با غلظت 1200 میلی گرم در لیتر در هر دو گونه کمترین شاخص رشد کالوس را داشت، که می تواند به دلیل جذب هورمون ها (NAA و BA) توسط هورمون PVP و کاهش غلظت هورمون در محیط باشد. تیمار اسید اسکوربیک به ترتیب با غلظت های 80 و 100 میلی گرم در لیتر در هر دو گونه بیشترین شاخص رشد کالوس را داشت و برای کشت سوسپانسیون سلولی توصیه گردید.

    کلیدواژگان: شیرین بیان، اسید اسکوربیک، PVP، کالوس، سوسپانسیون سلولی
  • حمیده برزگر، کاظم کمالی*، حمید سودایی زاده صفحات 132-142

    اروانه یزدی (Hymenocrater yazdianus) از گونه های مهم دارویی و مرتعی متعلق به تیره نعنا می باشد. در این تحقیق تکثیر انبوه این گیاه با روش کشت بافت بررسی شد. پس از ضدعفونی جوانه های جانبی و انتهایی به عنوان ریزنمونه در کلرید جیوه 1/0 درصد، سه بار شست وشو با آب مقطر استریل حاوی اسید سیتریک به غلظت 1/0 درصد، در محیط کشت موراشیگ و اسکوگ (MS) (1962) بدون تنظیم کننده رشد گیاهی استقرار یافت. سپس گیاهچه ها برای انجام پرآوری به همین محیط کشت، شامل ترکیب چهار غلظت بنزیل آدنین (BA) (0/0، 5/0، 1، 5/1 میلی گرم بر لیتر) و سه سطح ایندول بوتیریک اسید (IBA) (0/0، 01/0 و 1/0 میلی گرم بر لیتر) در 12 تیمار و 8 تکرار منتقل شدند. نتایج نشان داد که بیشترین شاخه زایی در محیط کشت موراشیگ و اسگوگ با غلظت 1 میلی گرم بر لیتر بنزیل آدنین و 01/0 میلی گرم بر لیتر ایندول بوتیریک اسید با متوسط 5/5 شاخه به دست آمد. برای ریشه زایی محیط های کشت موراشیگ و اسگوگ و لینسمایر و اسگوگ (LS) (1956) مورد بررسی قرار گرفتند. در این محیط ها از پنج سطح ایندول بوتیریک اسید (0، 05/0، 1/0، 1 و 2 میلی گرم بر لیتر) استفاده شد و 95 درصد گیاهچه ها در محیط کشت موراشیگ و اسگوگ با 2 میلی گرم بر لیتر ایندول بوتیریک اسید ریشه دار شدند. در نهایت، 83 درصد گیاهچه های ریشه دار شده در محیط پیت و پرلیت با نسبت 2 به 1 با موفقیت سازگار گردیدند.

    کلیدواژگان: ایندول بوتیریک اسید، بنزیل آدنین، سازگاری، ریشه زایی، شاخه زایی
  • اعظم مومنی، فاطمه ذاکر تولایی*، فرهاد شکوهی فر، محمد خیرخواه صفحات 143-151

    گیاه دارویی و معطر کاکوتی کوهی با نام علمی Ziziphora clinopodioides L. متعلق به جنس Ziziphora و تیره نعناع می باشد. هدف از این مطالعه بهینه‎سازی باززایی این گیاه می باشد و برای این کار از دو کموتایپ با کدهای 5 و 6 استفاده شد. بدین‎منظور، ابتدا آزمون برای کنترل آلودگی از هیپوکلریت سدیم یک درصد و الکل 96% استفاده شد. در مرحله بعد کنترل ترکیبات فنولی تولید شده با استفاده از ترکیبات سه ماده PVP (پلی‎وینیل پیرولیدین)، زغال فعال و اسید آسکوربیک بررسی شد. شاخه‎زایی چند‎گانه با استفاده از ریزنمونه جوانه جانبی در محیط کشت MS حاوی ترکیب هورمونی BAP در پنج سطح در ترکیب با NAA (نفتالین استیک اسید) با غلظت 01/0 میلی گرم در لیتر انجام گردید. ریشه زایی شاخه ها در محیط کشت MS حاوی ترکیب هورمونی NAA در دو غلظت 1/0 و 3/0 میلی گرم در لیتر انجام شد. نتایج نشان داد که تیمار هیپوکلریت سدیم یک درصد به‎همراه الکل 96 % موفق به رفع آلودگی تا 74 درصد شد. تیمار ترکیب پلی‎وینیل پیرولیدین، اسید آسکوربیک و زغال فعال با میانگین 25/8 درصد قهوه ای شدن در هر دو کموتایپ 6 و 5 کمترین میزان قهوه‎ای ‎شدن را نشان داد. بیشترین شاخه زایی در کموتایپ 5 با 88 درصد در تیمار 2 میلی‎گرم در لیتر BAP به اضافه 01/0 میلی گرم در لیتر NAA و در کموتایپ 6 با 100 درصد در تیمار 5/2 میلی‎گرم در لیتر BAP به اضافه 01/0 میلی‎گرم در لیتر NAA به‎دست آمد. بیشترین درصد ریشه زایی در کموتایپ 6، در تیمار 3/0 میلی گرم در لیتر NAA با 3/33 درصد مشاهده شد. نتایج این پژوهش می تواند در ریزازدیادی و تکثیر وسیع این گیاه استفاده شود.

    کلیدواژگان: ریزازدیادی، ریشه‎زایی، شاخه‎زایی چند‎گانه، Ziziphora clinopodioides Lam
  • مهدی طالبی، محمد مقدم*، عبدالله قاسمی پیربلوطی صفحات 152-163

    به منظور بررسی تنوع فنوتیپی زیره سیاه ایرانی (Bunium persicum) هفت جمعیت از این گیاه در رویشگاه های طبیعی آن در استان های خراسان رضوی و جنوبی بررسی شدند. نتایج نشان داد تنوع زیادی در بین جمعیت ها به ویژه از نظر صفات تعداد چترک های چتر، طول برگ، تعداد بذر در بوته و عرض گل آذین وجود داشت. تجزیه خوشه اینیز جمعیت ها را به 2 گروه تقسیم کرد و نشان داد که تنوع مورفولوژیکی با تنوع جغرافیایی مطابقت دارد. ارتفاع بوته با تعداد چتر در بوته، طول برگ، طول و عرض گل آذین و همچنین طول گل آذین با عرض گل آذین نیز همبستگی مثبت بالایی با یکدیگر داشتند. تجزیه به مولفه ها نشان داد که 4 مولفه اصلی توانستند 81/93% از کل واریانس صفات را توجیه نمایند که مولفه اول با بیشترین سهم (08/52%) شامل صفات ارتفاع بوته، تعداد چتر در بوته، تعداد چترک در چتر اصلی، طول برگ، طول و عرض گل آذین و تعداد بذر در بوته بود. طبق نتایج بدست آمده از این تحقیق مشخص شد که سه جمعیت دهبار، دره ارغوان و فریزی چناران به دلیل داشتن صفات مطلوبی ازجمله ارتفاع بوته بلند، طول برگ بیشتر، تعداد چترک در چتر و تعداد بذر در بوته بالا گیاهان مناسبی برای کارهای اصلاحی و اهلی سازی می باشند.

    کلیدواژگان: تجزیه به مولفه ها، تجزیه خوشه ای، تنوع فنوتیپی، ضرایب همبستگی، گیاه دارویی
|
  • B. Shahidi, J. Ahmadi, Sedigheh Fabriki Ourang * Pages 1-14

    MicroRNAs are small non-coding molecules that regulate the expression of genes through mRNA digestion and/or translation inhibition. By accurately regulation the expression of the genes, these molecules allow the plant to respond appropriately to the changes in growth stages or environmental conditions. In this study, the miRNA159, miRNA160, miRNA398, and the miRNA398 targeted gene (CSD) were investigated in six species belonging to the Triticum and Aegilops species, along with the susceptible (DARYA) and tolerant (SIRVAN) check cultivars under drought (FC=25%) and non-stress (FC = 100%) conditions using real-time PCR. The qRT-PCR analysis showed that all three miRNAs had a significant (P≤0.01) increase in expression under drought stress. The highest expression of miRNA159, miRNA160, miRNA398, and CSD gene was observed in the species Ae.tauschii, T.urartu, T.durum, and T.durum, respectively. By the mean comparing of species × stress interaction, the highest expressions were observed in the three species T.durum, T.urartu and Ae.tauschii for all three miRNAs under drought stress. Also, the highest increase in CSD expression under drought stress was observed in T.urartu, T.durum and Ae.tauschii equal to 6.62, 6. 21 and 0.63 fold in compared to the non-stress condition, respectively. It was concluded that the species T.urartu, T.durum and Ae.tauschii due to their superiority in terms of containing miRNAs causer tolerance, could be suitable candidates for bread wheat germplasm enrichment and breeding to drought stress tolerance.

    Keywords: Drought Stress, miRNA, Real-time PCR, Wild Wheat
  • S. Davazdahemami *, M.A. Alizadeh, S. Jalali, H. Zeinali Pages 15-27

     In order to evaluate genetic variation and relationship among 20 genotypes of sainfoin, an experiment was conducted as a randomized complete block design with 3 replications in Agricultural and Natural Resource Research Center of Isfahan, during 2015-2016. Results of variance analysis showed significant differences among the genotypes for all traits, in exception of number of nodes, lateral branches, leaflets and leaf width. PLC population had the highest forage yield (3179 kg/h). 9147 population was the second population for forage yield (2965 kg/h). Correlation coefficients showed that forage yield had a positive correlation with total stems, number of lateral branches, nodes, leaves and leaf and stem dry weight. Using principal component analysis, the first three components accounted for 72% of the total variation. Number of lateral branches, nodes, leaf, leaf and stem dry weight and wet and dry forage yield were the most important traits in the first component. Stem height, leaf width, leaf and stem percentages and leaf/stem in the second component and leaflets, total stems, lateral stem height and dry matter percentage in the third component were important. Genotypes were classified into 4 groups with distinct variations for forage yield.

    Keywords: Onobrychis sativa, yield, Correlation coefficient, Principal components analysis, Cluster analysis
  • Shakiba Shahmoradi *, M. Zahravi, F. Ghanavati Pages 28-44

    In this research a total of 49 accessions in oat collection of National Plant Gene Bank of Iran belonging to four species of Avena barbata, A. wiestii, A. fatua and A. sativa were studied. The experiment was performed in an observatory designin research field of Seed and Plant Improvement Institute located in Karaj, Iran. The agromorphological traits were measured according to IBPGR descriptor. Based on Shannon index, lemma color had the largest variety (1.42). In principal component analysis, the first seven components comprised 68.43% of total variation. Two accessions of 439 (A. barbata) and 449 (A. barbata) were the nearest and two accessions of 447 (A. wiestii) and 115059 (A. wiestii) and were the farthest based on genetic distance. The studied accessions were placed  in five groups by K means clustering method. Three discriminant functions were developed justifying total variance in data. The first and second discriminant functionsmaintained the most distinction between two species of A. barbata and A.sativa and between two species of A. fatua and A. wiestii, respectively. Total results indicated presence of suitable diversity in the studied population based on the measured traits which could be exploited in oat breeding in future. In addition, the discriminant functions developed in this research could be used in distinguishing the relating oat species.

    Keywords: Discriminant Function, germplasm, accession, Shannon index, OAT
  • M. Noruzpour, N. Zare *, P. Sheikhzadeh, Mosadegh, R. Asghari, Zakaria Pages 45-58

     Whortleberry is one of the important medicinal plants in traditional medicine that has been used in Iran for decades in reducing blood sugar and blood pressure adjustment. In the present study, the effect of auxin, gibberellin (GA3), casein hydrolysate (CA), putrescine (PU), and salicylic acid (SA) on in vitro establishment and growth of Whortleberry explants and the amount of anthocyanin, flavonoid and total phenolic compounds in in vitro condition were evaluated. The apical bud and nodal explants were collected from natural habitat, surface sterilized and cultured on the MS medium supplemented with 2 mg/L BAP and different concentrations of NAA or IBA (0.01- 1 mg/l) and MS medium supplemented with 2 mg/L BAP and 0.1 mg/L NAA or IBA and different concentrations of gibberellin (0- 0.5 mg/l), CA (0- 150 mg/l), PU and SA (0- 10 mg/l). The results indicated that the percentage of explant viability and leaf producing explants were significantly influenced by auxin type and concentration. So, the percentage of explant viability and explants leaf production on MS media supplemented with low concentration of NAA were significantly higher than those of the higher concentration of NAA and all levels of IBA. Addition of GA3 to the culture medium was significantly increased the number of leaves per explant. Furthermore, CA, PU and SA led to an increase in the percentage of explants leaf production and number of leaves per explant, but this increase was not statistically significant in some of these treatments. Moreover, the amount of secondary metabolites was significantly affected by medium compositions. So, the highest amount of anthocyanin was observed in the MS + 2mg/l BAP+0.1mg/l IBA and the highest amount of flavonoids and total phenolic compounds were observed in the same medium 15 mg

    Keywords: medicinal plant, plant tissue culture, putrescine, Vaccinium arctostaphylos L
  • M. Ramezani Yeganeh, A. A. Jafari *, B. Sani Pages 59-70

     Seed priming is an effective method for enhancement of seed germination and seedling establishment in range plant species. In order to study of priming effects on seed germination of deteriorated seeds of Astragalus Spp., a factorial experiment was conducted based on completely randomized design with three replications in glasshouse condition in research institute of forests and rangeland, Tehran, Iran in 2016. The factor A was Astragalus species in three levels (Astragalus cyclophyllon, A. siliqusus andA. homosus), Factor B was seed deterioration in two levels (seed preserved in cold store (+4°C for 12 years), and accelerated aged seeds (by incubation in 100% relative humidity and temperature 40°C for 48 h). Factor C was priming treatments in four levels as: osmoprimings using PEG (-0.3Mpa and -0.6Mpa), hydropriming (soaking seeds in distilled water for 24 h) and control. Data were collected for seed germination, rate of germination, seed vigor, shoot, root and seedling length, root/shoot length ratio and seedling fresh weight. Result of analysis of variance showed significant effects of main factors and their interaction for most of traits. The A. siliqusus had higher mean values for all of traits except root length followed by A. cyclophyllon and A. homosus, respectively. The priming by deterioration interaction effect, showed that, for natural deteriorated seeds, both hydropriming and osmopriming -0.3Mpa had increased 25 to 96% means of traits except root length, whereas for artificial aged seed only hydropriming had improved 37% of seed vigor. It was concluded that for regeneration of aged seeds preserved for a long time in gene banks both hydropriming and osmopriming are effective methods to recover of deteriorated seeds of Astraglus spp.

    Keywords: Seed deteriorate, Seed priming, Astragalus Spp. Accelerated aging test
  • S. Sakhavat, Omid Esmael Zadeh *, M. Jebelli Pages 71-85

     Persian Silk tree (Albizia julibrissin Durazz.) is one of the native leguminous species in plain and lowland hyrcanian forests, which has been severely damaged by fungal disease. In this research, feasibility of preservation of A. julibrissin seeds in cryo condition was studied. Seeds of A. julibrissin were collected from 10 trees in lowland forests of western part of Haraz watershed, Mazandaran province, Iran. Seed germination characteristic of this species were analyzed in cryopreservation with four pretreatments including: vitrification solutions, 30% glycerol, desiccation and without cryoprotectants as well as control treatment, storage in dry condition at 15°C temperature. Seeds after one week and one month storage in liquid nitrogen condition were removed from the liquid nitrogen and the seeds were soaked into water at +42°C (heat shock). Then, seed were placed in petri dishes and so on were transferred into germinator at +22 ºC. Seed germination was daily checked as long as no seed has been germinated. Results of two way ANOVA followed by Duncan as a post hoc multiple comparisons showed that there were no significant differences between germination traits of A. julibrissin seeds in four pretreatments of cryopreservation with control treatment. So we concluded that cryopreservation of A. julibrissin seeds is feasible. Our result indicated that having hard seed coat and as well as very low moisture content enable A. julibrissin seeds to be preserved in cryo condition without any cryoprotectants. Therefore, cryopreservation of A. julibrissin seeds could be done without any pre-treatment and it could be proposed as an effective strategy to protect the genetic recourse of this valuable species of the Hyrcanian forests in Iran.

    Keywords: germination, seed, Albizia julibrissin, cryo seed bank, Glycerol, Vitrification solution, Desiccation
  • Zahra Abravesh *, M.H. Assareh, M. Emam Pages 86-97

    Among species of hardwood forest trees, Eucalyptus citriodora is a fast growing plant that is cultivated for aromatic essential oils in perfumes, pharmaceuticals, and its soft and light wood in the paper and furniture industry. The micropropagation of E. citriodora Lemon-scented Gum was carried out in two medium culture of MS (1/2N) and WPM through bud culture. Sterilization was done using solutions of mercuric chloride 0.1% and sodium hypochlorite 20%. Shoot multiplication was done with cytokinin (BAP, Kin), auxin (IBA) and gibberellin (GA3) hormones and rooting with auxin hormones IBA, NAA and IAA in only MS (1/2N) medium. The shoot multiplication was assessed in two medium using factorial experiment based on the completely randomized design (CRD) and rooting multiplication in one medium using CRD. Propagation coefficient, shoot length, greenity, total root and rooted seedlings were measured. The best sterilization was immersion seeds in 20 % sodium hypoclorite solution in 18 min. The best propagation and shoot elongation was obtained in MS (1/2N) medium coupled with BAP, Kin, GA3 cytokinin hormones and auxin hormones IBA in 0.3, 0.2, 0.1, 0.01 mgl-1 and 0.3, 0, 0.1, 0.01 mgl-1concentrations respectively by 200 mgl-1 P.V.P. The best rooting treatments were a modified MS (1/2N) medium, auxin hormone NAA and IBA+IAA in 1 mgl-1, 0.5mgl-1. These plantlets transferred to soil and were kept in the greenhouse conditions. The results of this study show that tissue culture is a suitable method for the propagation of this valuable species in a short time.

    Keywords: in vitro, Culture medium, Eucalyptus citriodora, MS, WPM
  • M. Bazr Afkan, M. Hosein Daneshvar, Mohamadreza Salehi Salmi * Pages 98-107

    Sweet pea (Lathyrus odoratus L.), belongs to Fabaceae family, is an ornamental herbaceous plant with fragrant flowers and climber. This plant is as a source of genetic for important traits such as resistance to edaphic stresses. In order to keep genetic sources, plant propagation through tissue culture can be effective. To establish an efficient protocol of shoot regeneration from callus, effects of explant type, culture media and plant growth regulators on callus induction and shoot regeneration of sweet pea were evaluated. The results showed that internode was the best explant for callus induction (0.77 g callus per each explant) and MS was the best medium to induce callus formation with 0.78 g callus per each explant. The highest callus induction (1.9 g callus per each explant) was achieved planting internode on MS medium supplemented with 0.5 mg.l-1 6-benzylaminopurine (BAP) and 2.0 mg.l-1 1-Naphthaleneacetic acid (NAA) after 25 days of culture. Shoots regenerated at the highest frequency with 5.33 shoots when calli were cultured on MS medium with 1.0 mg.l-1 Thidiazuron (TDZ). This protocol provides a basis for future studies on genetic improvement and could be applied to large-scale multiplication systems for commercial nurseries of Lathyrus odoratus L.

    Keywords: in vitro, internode, mass production, Naphthaleneacetic acid, Thidiazuron
  • S. Rezaii Gangeh, M. Dehestani Ardakani, Kazem Kamali Aliabad * Pages 108-119

    Stevia plant(Stevia rebaudiana Bertoni.) is an important plant species due to its high content of recoverable natural sweeteners. Considering the industrial and medical importance of plant, the current study was performed with the aim of optimizing somatic embryogenic of this plant. Embryogenic callus induction and embryogenesis were investigated using different concentrations of Benzyl Adenine (BA), Naphthalene Acetic Acid (NAA) and 2,4-Dihydrophenoxy acetic acid (2,4-D) in leaf and bud explants in MS culture medium in a factorial experiment based on completely randomized design (CRD) with five replications. The highest callus induction was obtained in culture media contained 0.01 mg/l (BA + 0.5 mg/l 2, 4-D and the highest embryo induction was obtained in 0.01 mg/l BA + 1 mgl-1 2, 4-D treatment. Also the effect of Casein hydrolysate on the embryogenesis of the Stevia plant were investigated in five concentrations (0, 50, 100, 150 and 200 mgl-1) and coconut milk in two levels (0 and 55 ml) by both explants of leaf and bud in a factorial experiment based on CRD with six replications.  In concentrations of 0 and 50 mg/l of Casein hydrolysate respectively obtained the highest (20.2%) and lowest (7.84%) embryos. The percentages of embryogenesis in MS medium without coconut milk was 78.82% for bud explants and 25.09% for leaf explants, and finally, embryos were transferred to medium containing 0.1 mgl-1 of GA3 for organogenesis, and 18.03% of the embryos were grown to complete seedling.

    Keywords: Benzyl-adenin, activated charcoal, Coconut milk, Casein hydrolysate, Tissue culture
  • M. Allahdou Allahdou, M. Omidi *, M.R. Bihamta, A.R. Abbasi, B.A. Fakheri Pages 120-131

     The roots and stolons of Glycyrrhiza species constitute one of the most important crude drugs in the world and contain a large amount of glycyrrhizin, an oleanane-type triterpenoid saponin. Tissue culture and callus production in licorice species are prerequisites for studies on secondary metabolites and cell transformation. In order to effect of antioxidant to reduce the browning and growth of callus, was used Ascorbic Acid and PVP in different levels. Also in order to influence these antioxidants in the callus growth index, were cultured both species as cell suspension. Callus was produced from hypocotyl related to two weeks’ seedlings. Callus was induced from NAA (0.5 mg/L) and BA hormones (2 mg/L) as well as ascorbic acid and PVP treatments at different concentrations as two separated factorial experiments based on CRD design. The results showed that in consecutive sub culture 1200 mg/L of PVP had the least generation, necrosis and the most callus production in both species. Whereas, in cell suspension, with increasing PVP concentration, was decreased callus growth index and 1200 mg/L PVP has shown the lowest callus growth index in both species. It can be said that PVP absorb NAA and BA hormones in cell suspension and therefore it was reduced concentration of hormones in medium. Ascorbic acid treatment with 80 and 100 mg/L had the highest callus growth index in both species respectively and it is recommended for cell suspension culture in licorice.

    Keywords: Licorice, ascorbic acid, PVP, Callus, cell suspension
  • H. Barzegar, Kazem Kamali Aliabad *, H. Sodaezadeh Pages 132-142

     Hymenocrater yazdianus is one of the important medicinal and range plant. This plant belongs to Lamiaceae family that grows in arid land regions. In this research mass production of Hymenocrater plant via tissue culture technique was studied. Lateral and apical buds were used as a primary explant for cultivation. For sterilization, Mercuric chloride was used at 0.1% concentration for 2 minutes. After sterilization, explants were washed 3 times with sterilized water containing 0.1% Citric acid for browning prevention of theme. Then all explants transfer to MS medium without any plant growth regulators as an establishment stage. After 4 weeks, explant transported in MS medium containing 0, 0.5, 1, 1.5 mgl-1, Benzyl adenine (BA) and Indole-butyric acid (IBA) concentrations at 0, 0.01 and 0.1 mgl-1 in 12 treatments for proliferation. The results showed, highest shoot number were obtained when we used MS medium at a concentration (1 mgl-1BA and IBA 0.1 mg l-1) In this culture medium we obtained 5.5 shoots in each tube. For rooting stage, MS and LS culture media were studied. In these culture media IBA was used in 0.0, 0.05, 0.1, 1 and 2 mgl-1. The results indicated using MS medium supplemented to 2 mgl-1 95% of explants were rooted.  Finally rooted plantlets were adapted successfully in peat and perlite complex to ratios of 2:1 and in vitro culture plant successfully transferd to the field.

    Keywords: Indole-butyric acid, Benzyl adenine, rooting, proliferation, Adaptation
  • A. Momeni, F. Zaker Tavallaie *, F. Shokoohifar, M. Kheirkhah Pages 143-151

     Medicinal and aromatic medicinal plant, Ziziphora clinopodioides L., belonging to the genus Ziziphora and Lamiaceae family. The aim of this study was to optimize asexual regeneration in two genotypes of this species as code 5 and 6. For this purpose, the first experiment was conducted for contamination control using sodium hypochlorite 1% and alcohol 96%. In the next step, the control of produced phenolic compounds was investigated by combining three polyvinylpyrrolidone, active charcoal and ascorbic acid. Multiple shoots induction were performed using lateral bud explant in a MS medium containing the BAP at five levels in combination with NAA (0.01 mg/L). Rooting of branches was performed in MS medium containing NAA at two levels (0. 1 and 0.3 mg/L). Result showed 1% sodium hypochlorite treatment coupled with 96% alcohol eliminated contamination up to 74%. The treatment of combination of polyvinylpyrrolidine, ascorbic acid and activated charcoal with average value of 8.25% had the lowest browning in both Genotype of 6 and 5. The highest branching values of (88% and 100%) were obtained in the treatment of 2 and 2.5 mg/L BAP combined with 0.01 mg/L NAA in genotype 5 and 6, respectively. The highest value of rooting (33.3%) was observed in genotype 6 using 0.3 mg/l NAA. The results of this research could be  used in the micropropagation and proliferation of this plant.

    Keywords: : Micropropagation, Multiple shoot induction, rooting, Ziziphora clinopodioides Lam
  • M. Talebi, M. Moghaddam *, A. Ghasemi Pirbalouti Pages 152-163

     In this experiment morphological diversity of seven wild populations of Bunium persicum from Razavi and South Khorasan provinces of Iran were studied. Results showed significant differences among the populations for some morphological traits such as umbellate per umbel, leaf length, number of seeds per plant and inflorescence width. Cluster analysis of morphological traits divided populations into two groups and showed that the geographical and genetic diversity does match. Plant height with number of umbels, leaf length, inflorescence length and width and inflorescence length with inflorescence width had a high positive correlation. principle component analysis showed that four major components accounted 93.81 percent of the total variation, which the first components  including plant height, number of umbels, number of umbellate per umbel, leaf length, inflorescence length and width and number of seeds per plant traits had the most proportion (%52.08). According to obtaining results, populations 1, 2 and 3 due to idealistic traits such as higher values for plant height, leaf length, umbellate per umbel and seeds per plant were the best populations for breeding improved varieties and domestication

    Keywords: cluster analysis, Correlation coefficient, factor analysis, medicinal plant, Phenotype diversity