فهرست مطالب

جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام - پیاپی 14 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 14 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/21
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمد پاکدامن *، ابوذر گوهری مقدم صفحات 1-28

    یکی از مهم‌ترین منابع افراط‌گرایی، نارضایتی و احساس شکست است که می‌تواند تمایل افراطی را برای غیریت‌سازی و اتحاد بر مبنای مشترکات «خودی‌ها» و تفاوت‌ها با «دیگران» ایجاد کند. اما تعریف این دو گروه ایستا نیست بلکه به میزان گسترش افراطی‌گری و راست‌گرایی، «خودی‌ها» محدودتر و «دیگران» گسترده‌تر می‌شوند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر راست‌گرایی افراطی علیه عرب‌ها و تاثیر این غیریت‌سازی بر رشد گروه‌های نئونازی یهودی در اسرائیل است. این پژوهش، یک مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع پس واقعه‌ای بوده و داده‌های موردنیاز آن با بررسی اسناد و آمار‌های موجود درباره گروه‌های نئونازی یهودی جمع‌آوری شده است. در نوشتار حاضر، روس‌های اسرائیلی به‌عنوان یکی از ناراضی‌ترین کاست‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این پژوهش پس از بررسی جوانب نارضایتی روس‌های اسرائیلی و بیان عوامل شکل‌گیری و زایایی آن، به رشد حزب راست‌گرای افراطی اسرائیل بیتنو به زعامت آویگدور لیبرمن روس تبار و اقبال روس‌ها به‌عنوان پرجمعیت‌ترین گروه قومیتی، به این حزب می‌پردازد. لیبرمن و حزب اسرائیل بیتنو بر طبل دشمنی با عرب‌ها می‌کوبند و با اتخاذ شدیدترین رویکرد‌ها علیه فلسطینیان در تلاش برای متحد کردن خودی‌ها هستند. این غیریت‌سازی که در زمان جنگ به حداکثر میزان خود می‌رسد، مولد خشونت علیه دشمنان عرب و افزایش بسیج اجتماعی است. اما یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که پس از پایان جنگ، خشونت و غیریت‌سازی در درون جامعه صهیونیستی جریان می‌یابد و با تحدید گروه «خودی‌ها»، نوک پیکان را از دشمن خارجی عرب متوجه مخالفان داخلی می‌کند. بنابراین این غیریت‌سازی به‌مثابه شمشیری دو لبه، اگرچه در کوتاه‌مدت بسیج اجتماعی میان اسرائیلی‌ها را موجب می‌شود اما در بلندمدت، تسری غیریت‌سازی به درون جامعه صهیونیستی و فراهم آمدن بستری برای تسویه‌حساب‌های قومیتی را به دنبال خواهد داشت.

    کلیدواژگان: راست گرایی افراطی، نئونازیسم یهودی، غیریت‎سازی، اسرائیل بیتنو، آویگدور لیبرمن
  • رویا سلیمی *، نوذر شفیعی صفحات 29-52

    طی سال های اخیر خشونت علیه مسلمانان روهینگیا در میانمار توجه افکار عمومی را به خود معطوف کرده است. لذا این پرسش همواره مطرح بوده که علت بروز خشونت های فاجعه بار علیه مسلمانان روهینگیا در میانمار چیست؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده آن است که تعارض هویتی میان مسلمانان روهینگیا و ناسیونالیست های برمه ای که با نگرانی های سیاسی نیز همراه شده است، نقش مهمی در بروز نسل کشی در میانمار دارد. با آنکه بررسی این موضوع به دلیل حساسیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به مسلمانان جهان بسیار اهمیت دارد اما به لحاظ پژوهشی این موضوع در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل نگارش این مقاله می تواند با اهمیت تلقی شود. یافته های این مقاله نشان می دهد که هرگاه شکاف های اجتماعی رنگ و بوی سیاسی به خود گیرند احتمال فعال شدن این شکاف ها در شکل بروز درگیری های خونین افزایش می یابد. ترجمه عملی این گزاره آن است که ذهنیت ناسیونالیست های میانمار مبنی بر تلاش مسلمانان این کشور برای ایجاد حکومتی اسلامی بر پایه پادشاهی آراکان، باعث واکنش خشونت بار آنها نسبت به مسلمانان روهینگیا شد.پادشاهی اراکان در فاصله سال های 1430 تا 1758 در ایالت راخین میانمار حکمرانی داشته است.

    کلیدواژگان: روهینگیا، عفو بین الملل، آراکان، دیدبان حقوق بشر، نسل کشی
  • مهدی زیبائی* صفحات 53-72

    موج ناآرامی‌های عربی که در اوائل سال 2011 تمامی کشورهای عرب را به استثناء قطر و امارات متحده عربی در خاورمیانه و شمال افریقا متاثر نمود، تاثیر فراوانی بر نقش‌آفرینی بازیگران درگیر در این واقعه در سطح بین‌الملل داشته است. در این راستا بازیگران مذکور را می‌توان بر حسب عملکرد آنها و نتایج حاصله به چهار دسته تقسیم نمود: اول، آن بخش از کشورهای عرب نظیر عربستان، اردن و مراکش که توانستند بر موج ناآرامی در داخل سوار شوند و بعضا در خارج از مرزهای مربوطه از ناآرامی‌های مذکور به عنوان دستاویزی برای ارتقاء منافع ملی خود استفاده نمایند. دوم، کشورهای تونس و مصر که شاهد یک انقلاب ظاهری و به عبارت بهتر یک اصقلاب (انقلاب اصلاحاتی) بودند؛ به طوری که بقایای نظام سیاسی پیشین در شکل دولت پنهان به مقابله با جریان انقلاب برخاست و سپس به واسطه کودتا یا نظام انتخابات به قدرت بازگشتند. سوم، کشورهای بحرین و سوریه که از منظر حکومت اقلیت بر اکثریت و دخالت نیروهای خارجی بر روند مطالبات قانونی و دموکراتیک مردم دارای شباهت بودند؛ در نهایت، ناآرامی‌های یمن و لیبی به جهت بروز جنگ داخلی، به خشونت گراییدن مطالبات مردمی، فعالیت جریان‌های اسلامی افراط‌گرا و... موجب تبدیل وضعیت نظام سیاسی حاکم در این کشورها به دولت فروپاشیده گردیده است. مقاله حاضر با فرض فقدان همبسته دولت-جامعه در یمن و لیبی طی دوره پیش از بروز ناآرامی‌های سال 2011 سعی دارد با استفاده از نظریه دولت در جامعه‌شناسی تاریخی به طور تطبیقی برخی از عناصر مشترک در بروز و هدایت ناآرامی‌های سال 2011 را در کشورهای مذکور بررسی نماید.

    کلیدواژگان: ناآرامی های عربی، دولت، یمن، لیبی، فساد
  • محمد فرهادی *، علی پورخیری صفحات 73-98

    مقایسه‌ی نقش ایدئولوژی در فرایند جنبش انقلابی ایران و نیکاراگوئه مساله مرکزی این نوشته است. در این راستا استدلال می‌کند ایندو انقلاب گونه جدیدی از انقلابات را معرفی کردند که منجر به تجدید نظر در نظریات انقلاب شدند. تا جایی که نقش ایدئولوژی در این انقلابات باعث جلب توجه متفکران این حوزه به عناصر فرهنگی در تبیین انقلاب بوده است. روش مقاله مقایسه‌ای-تطبیقی است و اطلاعات آن از داده‌های تحلیلی-نظری موجود فراهم آمده است. نتیجه این مقاله ناظر بر این موضع است که انقلاب‌های ایران و نیکاراگوئه مانند سایر انقلاب‌های دیگر دارای وجوه اشتراک و افتراق بسیاری هستند. این در نتیجه‌ی تحقیق استدلال می‌کند با وجود تفاوت‌های زمینه‌ای و حتی اختلاف در محتوای ایدئولوژی در دو انقلاب، نقش ایدئولوژی در بسیج توده‌ای در دو کشور دارای شباهت‌های بسیار است.روش مقاله مقایسه‌ای-تطبیقی است و اطلاعات آن از داده‌های تحلیلی-نظری موجود فراهم آمده است. نتیجه این مقاله ناظر بر این موضع است که انقلاب‌های ایران و نیکاراگوئه مانند سایر انقلاب‌های دیگر دارای وجوه اشتراک و افتراق بسیاری هستند. این در نتیجه‌ی تحقیق استدلال می‌کند با وجود تفاوت‌های زمینه‌ای و حتی اختلاف در محتوای ایدئولوژی در دو انقلاب، نقش ایدئولوژی در بسیج توده‌ای در دو کشور دارای شباهت‌های بسیار است.روش مقاله مقایسه‌ای-تطبیقی است و اطلاعات آن از داده‌های تحلیلی-نظری موجود فراهم آمده است. نتیجه این مقاله ناظر بر این موضع است که انقلاب‌های ایران و نیکاراگوئه مانند سایر انقلاب‌های دیگر دارای وجوه اشتراک و افتراق بسیاری هستند. این در نتیجه‌ی تحقیق استدلال می‌کند با وجود تفاوت‌های زمینه‌ای و حتی اختلاف در محتوای ایدئولوژی در دو انقلاب، نقش ایدئولوژی در بسیج توده‌ای در دو کشور دارای شباهت‌های بسیار است.

    کلیدواژگان: ایدئولوژی، جنبش انقلابی، انقلاب ایران، انقلاب نیکاراگوئه
  • محسن خلیلی *، سیدمحسن موسوی زاده جزایری، سیدعبدالامیر نبوی صفحات 99-124

    آزادی نسبی اوایل دهه 40 فرصتی را برای بازسازی و فعالیت دوباره جنبش دانشجویی در ایران فراهم کرد. در این زمان جنبش دانشجویی به دلیل سرکوب سیاسی دهه 30، ناامیدی از روش‌های رفورمی و حاکم شدن مبارزات چریکی در برخی از کشورهای جهان سوم به‌سوی رادیکال شدن در حال حرکت بود. در این میان برخی از احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی مانند جبهه ملی، حزب توده، روحانیون سنتی و نهضت آزادی سعی کردند هویت‌های مشروع، برنامه دار و مقاومت را تعریف و دانشجویان را ترغیب به پذیرش اثربخش بودن اقدامات رفورمی بکنند. با این حال استفاده از پیشینه گذشته همراه با حفظ خطوط قرمز حکومت در عمل باعث نوعی سردرگمی در تعریف هویت توسط برخی از این گروه ها گردید. این‌ مسئله که دانشجویان در دهه 40 چه واکنشی به هویت‌های مشروع، برنامه دار و مقاومت جبهه ملی، حزب توده، روحانیون سنتی و روشنفکران دینی داشتند، موضوعی است که این نوشتار به دنبال بررسی آن است. چارچوب نظری این نوشتار هویت «کاستلز» است. نتیجه تحقیق نشان می دهد انطباق نداشتن هویت‌های مشروع، برنامه دار و مقاومت جبهه ملی، حزب توده، روحانیون سنتی و نهضت آزادی با انتظارات دانشجویان سبب طرد و یا ارائه تفاسیر متفاوت از سوی آن‌ها گردید. روش به‌کاررفته در نوشتار تطبیقی است.

    کلیدواژگان: جنبش دانشجویی، جبهه ملی، حزب توده، روشنفکران دینی، سبک های هویت
  • سعیده مرادی فر، عنایت الله یزدانی * صفحات 125-152

    در جهان فعلی، رسانه ها با بکارگیری بازنمایی توانسته اند مرز بین سرگرمی، اطلاعات و سیاست را در هم آمیزند. سینمای هالیوود از جمله رسانه هایی است که با استفاده از بازنمایی، مرز بین شبیه سازی و واقعیت را از بین برده و حاصل این درهم آمیختگی تحت عنوان حاد واقعیت یا ابرواقعیت به منصه ظهور رسیده است. با در نظر داشت این موضوع می توان اینگونه بیان کرد که سینمای هالیوود و سلطه رمزگان آن می تواند منشاء اصلی خلق حاد واقعیت باشد. چرا که هالیوود به عنوان بازیگری کارآمد در سیاست خارجی آمریکا بدنبال بازتعریف مفهوم دشمن جدید پس از فروپاشی کمونیسم بوده است. در این بین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ارائه تصویری منفی از اسلام و ایران به یکی از گزینه های هالیوود در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد. تلاش هالیوود برای ساخت فیلم هایی با مضمون ضد ایرانی و ضد اسلامی، سئوالات متعددی را در ذهن پژوهشگران بوجود ‌آورده است، سوال هایی نظیر اینکه؛ چگونه سینمای هالیوود موجب بازنمایی و برجسته شدن اسلام و ایران در جهان گردیده است؟ این بازنمایی چه تاثیری بر افکار مخاطبان داشته است؟ مبنای این مقاله مجموعه 22 قسمتی سریال خانم وزیر بوده که با روش نشانه‌شناختی سطوح سه‌گانه تحلیل جان فیسک مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه‌ای که از تحلیل این فیلم حاصل شد حول دو موضوع بازنمایی شده؛ در آغاز می توان شاهد تلاش های آمریکا برای رمزگذاری و بازنمایی سیاسی کشورهای خاورمیانه بود و در مرحله بعد نیز روند مذاکرات صلح با ایران، برای جلوگیری از جنگ و کمک به صلح و امنیت جهانی در این سریال بتصویر کشیده شده است، که نهایتا واقعیت «امر واقع» بر طبق رمزها برای مخاطب ساخته می شود.

    کلیدواژگان: ایران، سینمای هالیوود، آمریکا، بازنمایی، رمزگذاری
  • مهدی عوض پور، حمدالله اکوانی *، منصور میراحمدی صفحات 153-174

    گفتمان سلفی وهابی پس از یک قرن منزلت هژمونیک، از دهه 1970 با چالش‌های درون گفتمانی مواجه شده است. گفتمان صحوه (بیداری) یکی از گفتمان‌هایی است که به دنبال بازاندیشی در بنیادهای فکر سیاسی گفتمان سلفی وهابی بوده است. این گفتمان ضمن نقد تجویز «تبعیت» و بی‌تفاوتی سیاسی در گفتمان سلفی وهابی از آموزه‌های سیاسی اخوان المسلمین بهره گرفت و با تاکید بر احیای نقش دین در جامعه و سیاست به دنبال واسازی گفتمان سلفی و هم‌زمان رقابت با گفتمان اسلام شیعی بود. دال مرکزی این گفتمان «تحکیم شریعت» و دال‌های دیگر آن «انکار علنی منکر»، «فقه واقع» و «ضدیت با سکولاریسم» است. هدف نهایی این خرده گفتمان شکستن انحصار گفتمان رسمی وهابی و پرداختن به سیاست و اسلامی کردن جامعه از رهگذر کنش سیاسی بوده است. این گفتمان توانست دال مرکزی سیاسی گفتمان سلفی وهابی را که «تبعیت» از حاکمان است، متزلزل کرده و ضربه‌های سختی به ساختار معنایی این گفتمان رسمی وارد کند. صحنه اگرچه در ساحت سیاست رسمی هژمون نشد و گفتمان‌های رقیب به‌صورت جدی به ساختارشکنی از دال‌های گفتمان صحوه پرداخته و با قدرت گفتمان و «قدرت پشت گفتمان» مانع از هژمون شدن آن شدند اما در زیست جهان فرهنگی و اجتماعی مسلمانان اهل سنت ازجمله گفتمان‌های واجد اعتبار و دسترسی است. هدف این مقاله بررسی شکل‌گیری و پیدایش گفتمان صحوه؛ منازعه آن با گفتمان رسمی سلفی وهابی و چرایی هژمونیک‌ نشدن صحوه است. روش مقاله تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه است.

    کلیدواژگان: گفتمان صحوه، گفتمان سلفی وهابی، منازعه معنایی، تحلیل گفتمان
  • مرتضی نورمحمدی* ، محمدعارف فصیحی دولتشاهی صفحات 175-202

    بخش بزرگی ازبحران های مزمنی که افغانستان چه دردوران حاکمیت های گذشته وچه دردوره حاکمیت حامد کرزای ونیزدولت وحدت ملی باآن دست وپنجه نرم می کند به ضعف وناتوانی دولت رفرنس داده می شود.شواهد تاریخی نشان داده است که دولت درافغانستان به صورت پیوسته ازاعمال حاکمیت تجربی عاجز بوده است. دراین کشور، دولت به جای این که به سمت یافتن تهدیدات درخارج ازکشورحرکت کند هماره برسرامنیت با بازیگران فروملی به منازعه برخاسته است.دولت های به وجود امده بعداز11سپتامبرنیزازاین امرمستثنی نبوده و سیاست های حمایتی جامعه ملل نیز نتوانسته است گسستی درشکنندگی وضعف دولت دراین کشور به وجود بیاورد.دولت کرزای ونیز دولت وحدت ملی برغم بین المللی شدن وحمایت های همه جانبه جهانی ازمصادیق کامل دولت ورشکسته و ناکام محسوب می گردد. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که چه زمینه ها، شرایط و عواملی در ناکامی دولت درافغانستان پساطالبان موثر بوده اند ؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی - تحلیلی بررسی شده آن است که کاهش قدرت سیاسی، سطح بالای خشونت سیاسی،سطح پایین انسجام اجتماعی- سیاسی، کشمکش عمده سیاسی در ایدئولوژی سازمان دهنده دولت، ضعف ایده دولت و وجود هرج و مرج منظم که ازبرجسته ترین ویژگی های افغانستان درطول تاریخ بوده است،ازجمله عواملی است که دولت های پساطالبان را درانتهای طیف دولت های ناکام وپیشا مدرن قرار داده است.

    کلیدواژگان: افغانستان، مجموعه امنیتی منطقه ای، دولت ضعیف، کشمکش عمده سیاسی در ایدئولوژی سازمان دهنده دولت، فقدان انسجام سیاسی
  • راضیه بابایی، زاهد غفاری هشجین * صفحات 203-234

    مقاله حاضر به منظور شناخت قدرت هوشمند سید حسن نصر الله دبیر کل حزب‌ الله لبنان در تقابل با مخالفان نگاشته شده و در صدد پاسخ به این سوال بوده که قدرت هوشمند سید حسن نصر الله در مواجهه با مخالفان چگونه بوده است؟ برای یافتن پاسخ این سوال از روش کیفی از نوع اسنادی‌-تحلیلی استفاده و داده‌ها با ابزار فیش‌برداری جمع‌آوری شده است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که سیدحسن نصر الله در مواجهه با مخالفان تلفیقی از قدرت سخت و نرم را با اعمال ترکیبی از دو سبک رهبری تراکنشی و الهام-بخش، متناسب با شرایط مخالفان (داخلی و خارجی) اعمال نموده است. قدرت سخت سیدحسن نصر الله با به کارگیری دو مهارت سازمانی و سیاسی‌ در سخنرانی‌های عید مقاومت 2000 تا 2018 در مواجهه با مخالفان و قدرت نرم او با بهره از سه مهارت هوش احساسی، ارتباطات و چشم‌انداز و نیز بهره‌برداری از هوش محیطی در مواجهه با مخالفان، اعمال شده‎است. او در مواجهه با مخالفان بیشتر از قدرت سخت و سبک رهبری تراکنشی استفاده نموده و در صورت اعمال قدرت نرم نیز از روش‌های ضد الهام‎بخش در برابر مخالفان استفاده کرده است.

    کلیدواژگان: قدرت هوشمند، قدرت سخت، قدرت نرم، سیدحسن نصر الله ، جنگ روانی، حزب الله لبنان
  • سمیرا محمدی *، علی مرشدی زاد صفحات 235-268

    انقلاب‌ها در بسترهای متفاوت اجتماعی شکل می‌گیرند و عوامل متعددی در آن نقش دارند. دین به عنوان یک عامل اجتماعی در وقوع انقلابها نقش مهمی ایفا می‌کند، به گونه‌ای که ادبیات سیاسی مربوط به تئوری‌پردازی انقلاب‌ها را گسترش داده است.از نیمه دوم قرن بیست تاکنون جهان اسلام متشکل از کشورهای عربی، شاهد بروز جنبش‌ها و تمایلات اسلام‌گرایانه است که به صورت دومینویی اکثر کشورهای اسلامی را فرا گرفته است. یکی از موضوعات و مسائل چالشی مرتبط با انقلاب‌های عربی که مورد توجه محققین بوده است، نقش دین و جریان‌های دینی در این انقلاب‌ها می‌باشد. سوال اصلی این تحقیق این می‌باشد که نقش دین در روند شکل‌گیری انقلاب‌های 2011 عربی چگونه بوده است و در مقایسه با سایر جریان‌های غیر‌دینی چه نقشی در تحولات جهان عرب داشته است؟ لذا در جستار حاضر، برای بررسی نقش دین در انقلاب‌های عربی (مطالعه موردی؛ مصر و لیبی) جایگاه آن در قالب یک دستگاه مفهومی متشکل از؛ ایدئولوژی، رهبری و سازمان‌دهی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. بر اساس یافته های این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که به علت بستر خاص اجتماعی- فرهنگی جوامع عربی حضور دین و اسلامگراها با مشی دموکراتیک را نمی‌‌توان در وقوع انقلاب‌های عربی انکار کرد و می‌توان به جرات گفت که دین به عنوان یک عامل حداقل ثانوی در کنار سایر جریان‌های غیردینی نقش مهمی داشته است. در واقع این نشانه‌ها سیاست "ما‌بعد اسلام‌گرایی" را در‌خود دارند. سیاستی که در پی تلفیق آزادی با مذهب است و می‌کوشد یک دولت دموکراتیک را با جامعه‌ای مذهبی توامان کند و زمینه‌های افراطی‌گرایی را از بین ببرند؛ که این امر ریشه در تحولات و صبغه دموکراسی‌خواهی و تغییرات مدرن جوامع عربی دارد.

    کلیدواژگان: جنبش های انقلابی، دین، جامعه شناختی مصر، جامعه شناختی لیبی
  • سعید ساسانیان * صفحات 269-298

    این مقاله در پی یافتن نسبتی معنادار میان مشروعیت اجتماعی یک بازیگر و توان بازدارندگی آن در مقابل رقبا و مخالفان خارجی است. فرضیه درنظرگرفته شده بر این مبنا سامان یافته که کارآمدی موجب افزایش مشروعیت اجتماعی شده و در نهایت فرهنگ استراتژیک یک ملت را تقویت خواهد کرد. چنین فرهنگی نیز بر رفتارهای استراتژیک بازیگر از جمله بازدارندگی موثر خواهد بود تا جایی که هرگونه اختلال در روابط بازیگر و حامیانش که موجب کاهش مشروعیت اجتماعی آن شود، در ابعاد بازدارندگی آن در مقابل دشمن خارجی موثر واقع می‌شود. مقاله کوشیده است تا با تمرکز بر مناسبات حزب‌ الله با مردم لبنان و جایگاه این مناسبات در ارزیابی راهبردی اسرائیل از حزب‌ الله ، میان مشروعیت اجتماعی این جنبش و توان بازدارندگی آن با تاکید بر پیامدهای بحران سوریه بر لبنان، نسبتی معنادار برقرار کند. اعمال تحریم‌های مالی و بانکی بر حزب‌ الله به‌گونه‌ای که مردم لبنان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد، از جمله طرح‌های ایالات متحده آمریکا و اسرائیل است تا کارآمدی حزب‌ الله را در نظر مردم لبنان مخدوش جلوه دهد. چنین طرحی در صورت تحقق، می‌‌تواند کارآمدی و مشروعیت اجتماعی حزب‌ الله را در نظر مردم لبنان کاهش داده و زمینه‌ی مهار آن توسط رژیم صهیونیستی را فراهم سازد. روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی بوده و شیوه جمع‌آوری داده‌های آن نیز به صورت کتابخانه‌ای انجام شده است.

    کلیدواژگان: حزب الله ، اسرائیل، بازدارندگی، مشروعیت اجتماعی، فرهنگ استراتژیک
  • خلیل الله سردارنیا *، حسین محسنی صفحات 299-325

    آزاد سازی سیاسی یا دموکراسی حداقلی با دموکراسی حداکثری و نهادینه شده یکسان نیست و لزوما به تثبیت و نهادینه شدن دموکراسی نمی انجامد. تحقق این هدف، مستلزم شرایط و فرصت های مطلوب در ساختار قدرت و حاکمیت و کنشگران سیاسی و مدنی است. این پژوهش با روش پژوهش تحلیلی- تبیینی و رویکرد جامعه شناختی سیاسی در قالب نظریه ساختار- کارگزار و ساختمندی و با هدف تحلیل ریشه ها و چالش های فراروی آزاد سازی سیاسی در اردن انجام شده است که با وقوع بحران اقتصادی و جنبش های اجتماعی اعتراضی طبقه های متوسط و توده ها در اردن از سال 1989 آغازشد و با بهار عربی جنب و جوش یافت، ضمن عدم انکار پاره ای دستاوردها، هنوز با چالش های سیاسی و اجتماعی جدی مواجه است. مهمترین پرسش پژوهش آن است که فرایند آزاد سازی سیاسی در اردن در سه دهه اخیر با چه موانع یا چالش های مهم سیاسی – اجتماعی برخوردار بوده است؟ یافته های تحقیق که در واقع همان تایید فرضیه ها هستند نشان می دهد که فرایند آزاد سازی سیاسی در اردن با وجود یک سری شرایط نسبتا خوب در ساختار قدرت، رهبری سیاسی، جنبش های اجتماعی و کنشگران مدنی و سیاسی، دارای یک سری دستاوردهای خوب دموکراتیک بوده است که نظام سیاسی این کشور را از شیخ نشین های خلیج فارس متمایز می سازد. با این وجود با یک سری چالش های مهم ساختاری و غیر ساختاری مواجه بوده که عبارتند از: ضعف اراده سیاسی در حاکمیت، چیرگی قابل توجه نخبگان و کنشگران حکومتی سنتی- قبیله ای، نهادینگی فرهنگ تابعیت در توده ها و شکاف های ایدئولوژیک و سیاسی بین کنشگران و نیروهای اجتماعی و معترض.

    کلیدواژگان: آزاد سازی سیاسی، ریشه ها، چالش ها، اردن
|
  • Mohammad Pakdaman*, Abuzar Gohari Moghadam Pages 1-28

    One of the most prominent source of radicalism is the feeling of dissatisfaction and failure which can bring about tendency to antagonism and establishing Us and Others based on similarities and differences. Definition of these two fronts are dynamic and can be varied based on the level of radicalism; the more radical stance is taken, the narrower Us and the broader Others are made. Main goal of this paper is to study the effect of radical right attitude toward Arabs on the rise of Jewish Neo-Nazi groups in Israel. This study is conducted using ex post facto method. In this article, Russian cost as one of the most dissatisfied groups in Israel is studies. Therefore, rise of Yisrael Beiteinu lead by Avigdor Liberman is analyzed, followed by examining different aspects of Russian dissatisfaction. It should be said that Russians show high tendency toward Yisrael Beiteinu which is originally Russian. The above political party, similar to its leader, is a pioneer in making Arabs Others and unifying Us. It should be said that advocating such antagonism is like two-bladed sword; on one hand, it makes mobilization in short term while on the other hand and in long term, it has nothing but stereotype otherness inside Zionist society. This paper shows that the above-mentioned othering will be at its maximum level in developing situation before burst of war flames in order to gain support and make mobilization followed by its corresponding side-effects which is racial attacks against Israelis by Jewish Neo-Nazi groups.

    Keywords: Extreme Right, Jewish Neo-Nazism, Antagonism, Yisrael Beiteinu, Avigdor Liberman
  • roya salimi *, nozar shafiee Pages 29-52

    In recent years, violence against Rohingya Muslims in Myanmar has attracted Public opinion attention. So the question always has been considered, what is the cause of divulge, catastrophic violence against Rohingya Muslims in Myanmar? The hypothesis of the article, which has been examined by descriptive-analytic method, is that the identity conflict between Rohingya Muslims and Burmese nationalists associated with political concerns also plays an important role in the incidence of genocide in Myanmar. Although it is important to study this issue because of the sensitivity of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran to Muslims around the world, but in terms of research, this issue has been less addressed in Iran. For this reason, writing this article can be considered important. The findings of this paper show that whenever social gaps, assume color and smell of politics the chances of activating these gaps in the form of the occurrence of bloody conflicts increases. The actual translation of this proposition is that the mentality of Myanmar's nationalists, Based on the Muslims attempts in this country to create an Islamic state based on the Arakan kingdom, Caused their violent reaction to the Rohingya Muslims.

    Keywords: Rohingya, Amnesty International, Arakan, Human Rights Watch, Genocide
  • Mehdi Zibaei * Pages 53-72

    The Arab uprisings that swept across all Arab countries in MENA, except for Qatar and the United Arab Emirates, in early 2011 have a great impression on their international Agencies. According to the reactions and results of uprisings, states could be divided into four parts. First, the Arab countries such as Saudi Arabia, Jordan and Morocco could ride the uprising wave in their homes and to somewhat utilized these events in favor of their national interests. Second, Tunisia and Egypt experienced a superficial revolution which is called Refolution (reformist revolution); in this case, remnants of the last system in the shape of a deep state challenge revolutionary flows and then by a coup d'etat or a fraud in election system returned to power. Third, Bahrain and Syria are alike from governing minority on the majority and foreign inventions on democratic and legal crowd demand perspective. Finally, the Yemen and Libya Uprisings have some commonalities like breaking out civil war, leading public demands to the violation, radical Islamic groups’ actions and so on that brought about a general situation in which these states collapsed. I believe that both of Yemen and Libya suffered from lack of society-state complex before erupting revolts. I will try to study some common elements in starting and conducting 2011 uprisings within Yemen and Libya behind Historical Sociology lenses.

    Keywords: Arab uprising, state, Yemen, Libya, corruption
  • mohamad farhadi*, ali porkheiri Pages 73-98

    A comparison of the role of ideology in the process of the revolutionary movement in Iran and Nicaragua is the central issue. In this regard, he argues that these two revolutions introduced a new type of revolution that led to a revision of the views of the revolution. To the extent that the role of ideology in these revolutions has attracted the attention of the thinkers of this field to cultural elements in explaining the revolution. The comparative-comparative study method is presented and its information is provided from available analytical-theoretical data. The result of this article is that the revolutions in Iran and Nicaragua, like other other revolutions, have many aspects of sharing and differentiating.As a result of the research, it argued that despite the differences in the ground and even the differences in the content of ideology in the two revolutions, the role of ideology in mass mobilization in the two countries is very similar.

    Keywords: Ideology, Revolutionary Movement, Iran's Revolution, Nicaraguan Revolution
  • mohsen khalili *, mohsen mosavizadeh, Seyed Abdolamir Nabavi Pages 99-124

    After the coup d'état of 1332, and the closure of the political space and the limitation of the activities of the student movement in Iran, relative freedom of the early 1340s provided an opportunity to rebuild and re-engage in the student movement in Iran. At this time, the student movement was moving toward radicalization due to the political repression of the 1330s, the frustration of the methods of reforming and ruling the guerrilla struggles in some Third World countries. Some political parties and political groups such as the National Front, the Tudeh Party, traditional clerics and religious intellectuals have tried to define legitimate, planned and resistance identities and encourage students to accept the effectiveness of reform efforts. The issue that the students in response to legitimate, planned and resistance identities of the National Front, the Tudeh Party, traditional clerics and religious intellectuals reacted to in the 1940s is what the paper is seeking to investigate. The authors of this article, using the Castells' theoretical framework, found that the non-conformance of legitimate, planned, and resilient identities with the expectations of students caused rejection or presentation of different interpretations by them. The method used in the comparative text is.

    Keywords: Important vocabulary: student movement, national front, Tudeh party, traditional clerics
  • saeedeh moradifar, Enayatollah Yazdani * Pages 125-152

    In the current world, the media have been able to combine the boundaries of entertainment, information and politics with the use of representations. Hollywood cinema is one of the media that, using the representation, eliminated the boundary between simulation and reality, and the result of this interconnectedness, as the hyperreality, has come to fruition. With this in mind, it can be argued that Hollywood cinema and the domination of its codes can be the main source of creation of the hyperreality. As Hollywood, as an effective actor in US foreign policy, sought to redefine the concept of a new enemy after the collapse of communism Hollywood's attempt to make anti-Iranian and anti-Islamic films, Production of such movies have raised many questions for the scholars, such as how Hollywood’s actions reflects and emphasizes the image of Iran and Islam throughout the world, and how this reflection impacts the mind of the viewers. The basis of this article is the 22-episode series Madam Secretary. The identification of symbols is conducted in this paper using John Fiske three-layer analysis. The result of the analysis of this film is about two representations; In the beginning, we can see American efforts to encode and represent the political representation of Middle Eastern countries and in the next stage, peace talks with Iran have been drawn up to prevent war and help peace and global security in the series, which is, in the end, the reality of the "fact" made according to the codes for the audience

    Keywords: Iran, Hollywood cinema, United States, Reflection, encoding
  • Mehdi Evazpour, hamdallah Akvani*, MANSOUR MIRAHMADI Pages 153-174

    Sahwa (Awakening) or Salafi Movement discourse, with special attention to politics and social problems, was born as the result of reflection on SalafiWahabist discourse and relationship with Muslim Brotherhood discourse in the Saudi Arabia social context and it spread in other Arab societies. Emphasizing the revitalization of the role of religion in society and politics, this discourse tries to compete with Shiite Islamic discourse. Its master signifier is "consolidation of Sharia" and its other signifiers are "obvious denial of the forbidden", "real fiqeh" and "anti-secularism". Its aim has been to break the monopoly of formal Wahabi discourse and dealing with politics and Islamization of society. This discourse managed to challenge the master-signifier of SalafiiWahabi discourse which is manifested in "obedience" for rulers and entered strong strikes on signification structure of formal discourse.Although Sahwa could not become hegemonic at the political stage and the rival discourses deconstruct its signifiers and prevented from articulating its signifiers by soft and hard measures but it got validity and accessibility in the socio-cultural life-world of Sunni Muslims and caused the emergence of Jihadi, Scientific and JamiehSalafi discourses. The aim of this article is to examine the formation and emergence of Sahwa discourse, its conflict with formal WahabiSalafi discourse and the reason for its failure in gaining hegemony, in spite of its high potential. The research method is Laclau and Mouffe's discourse analysis.

    Keywords: Sahwa discourse, SalafiWahabi discourse, signification conflict, discourse analysis
  • morteza normohamade* , mohammad aref fasihi dowlatshahi Pages 175-202

    A large part of the chronic shortages that Afghanistan is suffering from is a reference to the weakness of the government. Historical evidence has shown that the government in Afghanistan has consistently been unable to exercise empirical sovereignty. In this country, the government has come into conflict with foreign actors rather than seeking to locate threats outside of the country. Governments that have been created since September 11th have not been included in this, and the United Nations support policies have failed to break the violent breakdown of government in that country. This paper seeks to answer the question of which areas, conditions and factors contributing to the failure of the government in post-communist Afghanistan have been effective? The hypothesis of the article, which has been examined by descriptive-analytic method, is that the reduction of political power, the high level of political violence, the low level of socio-political cohesion, the existence of systematic chaos, which was one of the most prominent features of Afghanistan throughout history, is one of the factors that the government The post-Taliban have put the failed state of the past in a state of choice

    Keywords: choice. Keywords: Afghanistan, regional security suite, weak government, signs of weak government, signs of weak government in Afghanistan
  • Razieh Babaei, ZAHED GHAFARIHASHJIN* Pages 203-234

    This essay is discussing the intelligence power of Sayed Hasan Nasrallah the general-secretary of Hezbollah in confronting his opponents, and it answers the following question “What is the intelligence power that Sayed Hasan Nasrallah use in confronting the opponents?” To answer this question, the Qualitative research “analyzing documents” and collecting data by “taking notes” has been used. The result of this research, indicated that Sayed Hasan Nasrallah integrates two types of power in his confrontation “the hard power and the soft power” with one extra method of these two ways “transactional leadership and Inspiration” which Commensurate with the opponents’ conditions “in and out opponents” “The Hard power” is used by recruiting his political and arrangement skills in his speeches in “Resistance Day” occasion since 2000-2018, in confrontation his opponents. However, the soft power was used by brightening three abilities “Emotional Integellience”, the ability of “communicating” and estimating the situation “, and by using the environmental intelligence (the intelligence that fits the audience environment) in confronting his opponents. In confrontation opponents field, he used “the hard power and the transactional leadership” more than the other skills. However, in the soft power field, he used the “Against inspiration” way to confront his opponents.

    Keywords: power intelligence, Hard & Soft power, Sayed Hasan Nasrallah, psychological warfare, Hezbollah in Lebanon
  • samira mohammadi*, Ali morshedizad Pages 235-268

    From the second half of the twenty centuries ,the Islam world consists of Arab countries,has witnessed the emergence of Islamist movement and trends that dominate most Muslim countries. One of the challenging topics related to Arab revolutions that notice the scholars are “the role of religion and religion trends on the revolutions. The main question of this research is to find “How was the role of the religion in formation trends of 2011 Arab revolutions and what’s its role in Arab world changes in comparison of other religion trends. Therefore,in this research, in order to investigate the role of religion in Arab revolutions(Case study: Egypt and Libya)and its place as a conceptual danwei consists investigating of idealogy,leadership and organizations .the research method is qualitative (descriptive-comparative)type. According to the finding of study we concluded that due to the special so socio-cultural context of the Arabic society,the presence of religion and Islamification with democratic. Occurring the Arab revolution can not be denied. Definitely,it can be said that the religion as a secondary factor,has an important role along side other non-religious trends. In fact, these signs have a "post-Islamist" policy. A policy that seeks to combine freedom with religion and endeavors to integrate a democratic state with a religious community and eliminate the basics of extremism, which is rooted in the evolution of democracy and the modern changes of Arab societies.

    Keywords: revolution, religion, Egypt sociological, Lybia sociological
  • Saeed Sasanian* Pages 269-298

    Current paper aims at finding significant relationship between efficiency of an actor and its deterrence capacity against external competitors and opponents. The hypothesis is that efficiency leads to increased social legitimacy and ultimately strengthens the strategic culture. Such culture also would influence the actor’s strategic behaviours including deterrence that any disturbance in the relationship between the actor and his supporters, which reduces his social legitimacy, is effective in deterrence against the external enemy. With focus on relationship between Hezbollah – Lebanese people and status of this relationship in strategic assessment of Israel about Hezbollah, this paper attempts to establish a significant relationship between efficiency of this movement and its deterrence capability emphasizing the consequences of the Syrian crisis on Lebanon. The decline in Hezbollah's efficiency is one of the strategies of the United States and Israel to distort Lebanon's relations with Hezbollah. The imposition of financial and banking sanctions against Hezbollah, which also affects the Lebanese people, is defined below this strategy. Analytical – descriptive research method was used and data were collected using library sources.

    Keywords: Hezbollah, Israel, Deterrence, Strategic Culture, Social legitimacy
  • khalil sardarnia *, Hosein Mohseni Pages 299-325