فهرست مطالب

  • پیاپی 30 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 20
|
  • امید سفالیان*، سهیلا احمدپور، رضا درویش زاده، حسین حاتم زاده صفحات 1-10

    برهمکنش ژنوتیپ در محیط مسئله ای مهم در مطالعه صفات کمی می باشد زیرا تفسیر آزمایش های ژنتیکی را دشوار و پیش بینی ها را با مشکل مواجه می سازد، همچنین پایداری عملکرد در محیط های مختلف را تقلیل می دهد. روش های مختلفی برای درک الگوهای برهمکنش ژنوتیپ × محیط ارایه شده است. به منظور تعیین پایداری عملکرد و سازگاری لاین های اینبرد آفتابگردان و تجزیه برهمکنش ژنوتیپ × محیط، 100 لاین خالص آفتابگردان روغنی که از نقاط مختلف جهان تهیه شده اند، در دو شرایط تنش و بدون تنش شوری به مدت دو سال زراعی (1393-1394) یعنی 4 محیط در محوطه گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در هر یک از شرایط معمول و شوری 8 دسی زیمنس بر متر مورد ارزیابی قرار گرفتند. در تجزیه پایداری به روش واریانس محیطی و ضریب تغییرات محیطی، لاین های با کد 33 و 71 کمترین مقادیر واریانس و ضریب تغییرات را نشان دادند. بر اساس واریانس انحراف از خط ابرهارت و راسل، لاین های 25، 40، 45 ،71 و بر اساس ارزش پایداری AMMI (ASV) لاین های 71، 93، 77 و 51 به عنوان لاین های پایدار شناسایی شدند. جهت شناسایی ژنوتیپ های سازگار با محیط های خاص از روش بای پلات استفاده شد. بر پایه نتایج بای پلات لاین های 71، 61 و 17 پایدارتر از دیگر لاین های مورد بررسی بودند. لاین 71 عملکرد بالاتری نسبت به دو لاین دیگر داشت. لاین 50 با عملکرد بالا، سازگاری خصوصی به محیط نرمال و لاین های 90 و 48 با عملکرد بالا، سازگاری خصوصی به شرایط شور نشان دادند. براساس آماره های پایداری مورد بررسی و روش AMMI، لاین 71 به عنوان پایدارترین لاین تحت شرایط نرمال و تنش شوری معرفی می شود.

    کلیدواژگان: آفتابگردان، برهمکنش ژنوتیپ × محیط، بای پلات، تنش شوری
  • مریم رضایی نیا، محمدرضا بی همتا*، سید علی پیغمبری، علی رضا عباسی صفحات 11-22

    به منظور بررسی واکنش ژنوتیپ های نخود به تنش خشکی از نظر شاخص های فیزیولوژیکی و تغییرات بیوشیمیایی ایجاد شده، آزمایشی بر روی پنج ژنوتیپ نخود در سه سطح تنش 100 (شاهد)، 65 و 30 درصد ظرفیت زراعی در دو دوره ی 7 و 14 روز پس از اعمال تنش (4 تا 6 برگی)، به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در زمان در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال 1392 صورت گرفت. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که بین ژنوتیپ ها، سطوح تنش، مدت زمان تنش و برهمکنش آن ها اختلاف معنی داری وجود داشت. تنش خشکی به طور معنی داری باعث کاهش محتوای آب نسبی و افزایش مقدار نشت الکترولیت گردید. میزان نشت الکترولیت در شرایط تنش خشکی در ژنوتیپ های متحمل به خشکی معمولا کم تر از ژنوتیپ های حساس است که ژنوتیپ های 998 و 606 از این نظر مقاوم و ژنوتیپ 357 ژنوتیپی حساس بود. افزایش مدت زمان تنش میزان فعالیت آنزیم ها را کاهش داد. فعالیت آنزیم های کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز با افزایش شدت تنش در هر دو دوره افزایش یافت، ولی فعالیت سوپراکسید دیسموتاز با افزایش شدت تنش کاهش یافت. فعالیت آنزیم گایاکول پراکسیداز در هر دو دوره با بیشتر شدن شدت تنش تا سطح 65 درصد ظرفیت زراعی افزایش یافت ولی در سطح تنش 30 درصد فعالیت آنزیم نسبت به سطح تنش 65 درصد کاهش یافت. اما پاسخ همه ژنوتیپ ها یکسان نبود و برخی از ژنوتیپ ها روند افزایشی داشتند. ژنوتیپ 606 و 998 از لحاظ آنزیم های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در شرایط تنش فعالیت بیش تر و ژنوتیپ 357 فعالیت کم تری داشتند. از لحاظ فعالیت آنزیم گایاکول پراکسیداز ژنوتیپ 236 و 357 به ترتیب بیش ترین و کم ترین فعالیت را داشتند. در شرایط تنش خشکی فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی در گیاهان متحمل بیش از گیاهان حساس است. با توجه به این که فعالیت آنزیم های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در ژنوتیپ های 606 و 998 دارای بیش ترین میزان بود بنابراین به عنوان ژنوتیپ های متحمل به خشکی، و ژنوتیپ 357 که دارای کم ترین میزان فعالیت آنزیمی بود به عنوان ژنوتیپ حساس به خشکی در این آزمایش معرفی شد. البته واکنش گیاهان به تنش خشکی  بسته به شدت و مدت تنش، نوع گیاه و مرحله رشدی آن به طور قابل ملاحظه ای متفاوت می باشد.

    کلیدواژگان: آسکوربات پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز، نخود، نشت الکترولیت
  • ایران دخت منصوری، حمید نجفی *، نادعلی بابائیان، علی پاک دین صفحات 23-36

    شوری یکی از مهم ترین عوامل محدود کننده رشد و تولید گیاهان در سراسر دنیاست. شناسایی ارقام متحمل به شوری و بهبود تحمل گیاهان، یکی از راه های بهبود عملکرد است. به منظور ارزیابی تحمل به شوری برخی از ژنوتیپ های کلزا و تعیین روابط بین صفات زراعی و بیوشیمیایی کلزا و گروه بندی ژنوتیپ های کلزا در شرایط شوری، آزمایشی بصورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل: 30 ژنوتیپ کلزا و شوری در دو سطح (صفر و 12 دسی زیمنس بر متر) بود. ارتفاع بوته، تعداد شاخه در هر بوته، تعداد کپسول در بوته، طول کپسول، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه، وزن خشک اندام هوایی گیاه، میزان گوگرد برگ و دانه، نسبت سدیم/پتاسیم، محتوای کلروفیل a و b، محتوای کارتنوئید، درصد روغن، درصد پروتئین، عملکرد بیولوژیکی، شاخص برداشت و عملکرد دانه در هر بوته ارزیابی شدند. ژنوتیپ ها در هردو شرایط نرمال و تنش شوری از نظر کلیه صفات اختلاف معنی داری نشان دادند. اثر شوری و اثر متقابل ژنوتیپ و شوری نیز برای اکثر صفات مورد بررسی معنی دار بود. تجزیه خوشه ایبه روش وارد، 30 ژنوتیپ را در هردو شرایط نرمال و تنش شوری در سه گروه مجزا دسته بندی نمود. نتایج مقایسه میانگین گروه ها نشان داد که در شرایط شوری ژنوتیپ های (28،26،27،5، 2 و 24)، کمترین و ژنوتیپ های (3،22،3،6،7،16،20،21و 30) بیشترین میزان صفات، عملکرد، شاخص برداشت، طول کپسول، تعداد دانه در کپسول و وزن هزار دانه را نشان دادند. در نتیجه ژنوتیپ های گروه اول به عنوان حساس و ژنوتیپ های گروه دوم به عنوان متحمل معرفی می شوند. نتایج حاصل از تجزیه به عامل ها و رسم بای پلات ها نیز همخوانی نسبتا زیادی با گروه بندی حاصل از تجزیه خوشه ایداشت. از ژنوتیپ های متحمل برای پروژه های اصلاحی آتیمی توان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: بای پلات، تجزیه به عامل ها، تحمل به شوری، عملکرد، کلزا
  • علی اکبر اسدی*، مصطفی ولی زاده، سید ابوالقاسم محمدی، منوچهر خدارحمی صفحات 37-46

    به منظور بررسی روابط بین صفات زراعی و مورفولوژیکی موثر بر عملکرد گندم، دو ژنوتیپ گندم والدی Gasspard و لاین DN11 به همراه نسل های حاصل از تلاقی این دو والد (F1، F2، خانواده های F3، BC1 و BC2) در قالب طرح آزمایشی بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در دو شرایط نرمال و تنش کمبود آب انتهای فصل و دو سال زراعی متوالی در مزرعه پژوهشی پژوهشکده کشاورزی هسته ای کرج مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه رگرسیون گام به گام نشان داد که صفت عملکرد کاه اولین صفتی بود که وارد مدل شد و به تنهایی به ترتیب 46 و 65 درصد از تغییرات عملکرد دانه تک بوته را در شرایط نرمال و تنش کمبود آب توجیه نمود، پس از این صفت در شرایط نرمال صفات تعداد دانه در سنبله، وزن 100 دانه، تعداد پنجه و تعداد سنبله بیشترین تاثیر را در عملکرد دانه داشت و در مجموع حدود 78 % از کل تغییرات عملکرد دانه تک بوته را توجیه نمودند. در شرایط تنش نیز صفات تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله، وزن 100 دانه و تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک 92 درصد از تغییرات عملکرد دانه تک بوته را توجیه کردند. نتایج تجزیه علیت نشان داد که در شرایط نرمال صفات وزن 100 دانه، تعداد دانه در سنبله، تعداد پنجه، عملکرد کاه و تعداد سنبله و در شرایط تنش کمبود آب انتهای فصل صفات تعداد سنبله، تعداد دانه در سنبله، وزن 100 دانه و عملکرد کاه به ترتیب بیشترین اثر مستقیم را بر روی عملکرد دانه تک بوته داشتند.

    کلیدواژگان: تجزیه رگرسیون، تجزیه علیت، تنش کمبود آب، گندم، همبستگی
  • مجتبی موسوی، حمید مظفری*، حمید جباری، بهزاد ثانی صفحات 47-57

    این مطالعه با هدف ارزیابی تنوع ژنتیکی 122 ژنوتیپ گلرنگ موجود در موسسه تحقیقات ژنتیک گیاهی و گیاهان زراعی (IPK) و مرکز بین المللی اصلاح گندم و ذرت (CIMMYT) و مقایسه خصوصیات زراعی آن ها با پنج رقم زراعی گلرنگ کشور (صفه، گلدشت، گل مهر، پدیده و پرنیان) طی سال زراعی 96-1395 در قالب طرح آگمنت در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج انجام شد. نتایج بیانگر وجود تنوع ژنتیکی بالا در ژرم پلاسم مورد مطالعه بود و در بین ژنوتیپ های گلرنگ صفت ارتفاع بوته از بیشترین تنوع برخوردار بود. تجزیه خوشه ایژنوتیپ های مورد بررسی را به چهار خوشه اصلی تفکیک نمود که خوشه اول شامل ژنوتیپ های زودگل و خاردار، خوشه دوم شامل ژنوتیپ هایی با پتانسیل عملکرد بالا و ارتفاع بوته زیاد، خوشه سوم شامل ژنوتیپ های پاکوتاه و خاردار و خوشه چهارم شامل ژنوتیپ های نیمه پاکوتاه، خاردار و نسبتا زودگل با عملکرد دانه نسبتا کم بودند. با استفاده از تجزیه به مولفه های اصلی، صفات مورد مطالعه به دو مولفه با واریانس تجمعی 7/56  درصد کاهش یافتند. بر این اساس، مولفه اول زمان گل دهی و مولفه دوم عملکرد نام گرفت. بر اساس نتایج حاصله از ترسیم نمودار بای پلات، ژنوتیپ ها در 4 گروه طبقه بندی شدند که ژنوتیپ های موجود در گروه های اول و دوم از نظر عملکرد دانه برتر بودند. بیشترین عملکرد دانه را ژنوتیپ NSZK "A" دارا بود (400 گرم در متر مربع)، بیشترین ارتفاع را ارقام تجاری و ایرانی صفه، پرنیان، گل مهر به همراه ژنوتیپ ایرانی 49 دارا بودند و کمترین تعداد روز تا گل دهی مربوط به ژنوتیپ شماره 91 (آلمانی) بود. ژنوتیپ های پابلند از عملکرد دانه بهتری در مقایسه با پا کوتاه ها برخوردار بودند و اکثر ژنوتیپ های خاردار زودگل تر از ژنوتیپ های بدون خار بودند. در مجموع نتایج نشان داد که تنوع ژنتیکی قابل ملاحظه ای در ژرم پلاسم گلرنگ وجود دارد که می تواند جهت گزینش والدین و ژنوتیپ هایی مطلوب در برنامه های به نژادی گلرنگ مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ارتفاع بوته، تجزیه بای پلات، تجزیه کلاستر، خار، زودگل
  • مهدی فیضی، محمود سلوکی*، بهزاد صادق زاده، ابوالقاسم محمدی، برات علی فاخری صفحات 58-67

    با توجه به اطلاعات محدود در ارتباط با نواحی کروموزومی مرتبط با تجمع عنصر روی در بذر جو تحقیقی برای مکان یابی QTL های کنترل کننده غلظت و محتوای روی (Zn) روی 121 ژنوتیپ جو مشتمل بر ارقام محلی، اصلاح شده و لاین های بومی جو دریافتی از بانک ژن تحت شرایط مزرعه ای انجام گردید. آزمایش در قالب طرح لاتیس مربع با 2 تکرار در سال های زراعی 95-1394 و 96-1395 در موسسه تحقیقات دیم کشور (ایستگاه مراغه) اجرا شد. جهت ارزیابی ساختار جمعیت و تجزیه ارتباط، از تعداد 149 مارکر ریزماهواره استفاده گردید. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، بین ژنوتیپ ها برای صفات غلظت و محتوی روی در بذر اختلاف آماری معنی دار وجود داشت. ضمنا دامنه تغییرات این صفات بسیار زیاد بود که نشانگر وجود تنوع ژنتیکی بسیار خوب بین ژنوتیپ ها می باشد. در ارتباط با صفت غلظت عنصر روی در بذر جو، 5 عدد QTL روی کروموزوم های H2، H3، H4 و H5 شناسایی شدند که در مجموع 81 درصد از واریانس فنوتیپی غلظت روی در بذر را تبیین کردند. در بین این نشانگرها، نشانگر ریزماهواره BMAG0720 بیشترین میزان (25%) ضریب تبیین واریانس فنوتیپی صفت غلظت روی و همچنین 23 درصد از تغییرات فنوتیپی صفت محتوای روی در بذر را تبیین می کرد. پنج نشانگر ریزماهواره بر روی کروموزم های 2، 3 و 4 با صفت محتوای روی در بذر ارتباط معنی دار نشان دادند. بطور خلاصه می توان گفت که شناساییQTL های بزرگ اثر برای صفات غلظت و محتوای روی در بذر جو، سودمندی استفاده از نشانگرهای مولکولی در نقشه یابی ژنی برای این قبیل صفات را نشان می دهد که از این پتانسیل می توان برای انتخاب به کمک نشانگر (MAS) در آینده ای نزدیک در برنامه های اصلاح برای بهبود ارزش تغذیه ای جو استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ژنوتیپ های جو، کارایی جذب، مکان های ژنی صفات کمی (QTL)، نشانگرهای مولکولی
  • سامان معتضدی، سعید سیف زاده*، رضا حق پرست، حمیدرضا ذاکرین، حمید جباری صفحات 68-87

    توسعه ارقام پرمحصول، هدف اصلی در بسیاری از برنامه های اصلاحی گندم بوده و تحقق این هدف به شناخت روابط بین عملکرد دانه و اجزای مرتبط با آن بستگی دارد. به منظور بررسی روابط بین عملکرد دانه با برخی از صفات مورفوفیزیولوژیک و تعیین اهمیت نسبی هر یک از آنها، تعداد 25 ژنوتیپ گندم نان از نظر 14 صفت مورفوفیزیولوژیک در دو شرایط دیم و آبیاری تکمیلی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط مزرعه طی سال های زراعی 1395-1393 در شرایط آب و هوایی مدیترانه ای غرب کشور (ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم سرارود کرمانشاه) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس، تفاوت معنی داری را بین لاین ها از نظر کلیه صفات مورد مطالعه در دو شرایط دیم و آبیاری تکمیلی نشان داد. ضرایب همبستگی ساده بین صفات در هر دو شرایط دیم و آبیاری تکمیلی نشان داد صفات پایداری غشاء سلولی، طول برگ پرچم، طول ریشک، محتوای آب نسبی، وزن هزار دانه و درصد کلروفیل، بیشترین همبستگی را با عملکرد دانه داشتند. نتایج تجزیه رگرسیون نشان داد که صفات طول پدانکل، محتوای آب نسبی، محتوای پرولین و درصد کلروفیل در شرایط دیم و صفات محتوای آب نسبی و محتوای پرولین در شرایط آبیاری تکمیلی وارد مدل رگرسیونی شدند و به ترتیب 0/906 و 0/840 از کل تغییرات مربوط به عملکرد دانه را تبیین نمودند. برای مشخص نمودن آثار مستقیم و غیرمستقیم و سهم هر یک بر عملکرد نیز تجزیه ضرایب مسیر انجام شد که بر این اساس، بیشترین آثار مستقیم مثبت مربوط به طول پدانکل، محتوای آب نسبی و درصد کلروفیل تحت شرایط دیم و محتوای آب نسبی تحت شرایط آبیاری تکمیلی بود که نشان دهنده اهمیت این صفات بر عملکرد دانه می باشد. ژنوتیپ شماره 1 (آذر 2) برای شرایط آبیاری تکمیلی و ژنوتیپ شماره 25 (ریژاو) برای شرایط دیم از بقیه ارقام و لاین های مورد بررسی برتر بوده و قابل معرفی برای کشت در شرایط آب و هوایی منطقه مورد مطالعه می باشند. صفات فیزیولوژیکی محتوای آب نسبی برگ، میزان پرولین، درصد کلروفیل و همچنین صفات مورفولوژیکی طول پدانکل و طول برگ پرچم به عنوان صفات مناسب به منظور اصلاح ارقام دیم معرفی می گردند.

    کلیدواژگان: تجزیه همبستگی، صفات مورفوفیزیولوژیک، تجزیه علیت، طول پدانکل، محتوای آب نسبی
  • مراد چشمه نور، محمدرضا بی همتا*، علی اکبر بوشهری، علی رضا عباسی، بهرام علی زاده صفحات 88-97

    تنش‎ خشکی یکی از عوامل مهمی است که باعث محدودیت رشد و کاهش عملکرد در کلزا می‎شود. این پژوهش به منظور مطالعه ویژگی‎های مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی ژنوتیپ‎های زمستانه کلزا در شرایط بدون تنش و تنش خشکی انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک‎های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 95-96 در مزرعه تحقیقاتی پردیس تحقیقات کشاورزی بروجرد اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب صفات نشان ‎داد که برهمکنش ژنوتیپ و محیط برای صفاتی مانند عملکرد دانه، دوره گلدهی، تعداد روز تا شروع گلدهی، دوره رسیدگی دانه در سطح احتمال یک درصد معنی‎دار شد. از طرفی برهمکنش ژنوتیپ و محیط برای صفت میزان سبزینگی برگ در سطح احتمال پنج درصد معنی‎دار شد. نتایج مقایسه میانگین‎ها نشان داد که در شرایط تنش خشکی ژنوتیپ L72 بیشترین عملکرد دانه را داشت. ژنوتیپ 1142 در هر دو شرایط تنش و بدون تنش خشکی کمترین عملکرد دانه را داشت. دو صفت دوره رشد تا گلدهی و دوره رسیدگی دانه به ترتیب با 94% و 97%، بیشترین وراثت پذیری عمومی را در شرایط بدون تنش و تنش خشکی داشتند. در تجزیه به عامل‎ها در شرایط بدون تنش عامل های اول تا چهارم و در شرایط تنش عامل‎های اول تا سوم به ترتیب 82% و 72% از واریانس کل را به خود اختصاص دادند. در شرایط بدون تنش و تنش خشکی به ترتیب بیشترین فاصله ژنتیکی بین ژنوتیپ‎های 1139 با احمدی و 1139 با 1144 مشاهده شد. در نتیجه، ژنوتیپ‎های که دارای فاصله ژنتیکی بیشتری از همدیگر هستند، می توانند به عنوان کاندید برای برنامه‎های اصلاحی آینده مورد استفاده قرار گیرند.

    کلیدواژگان: تنش خشکی، تنوع ژنتیکی، کلزا، مورفو-فیزیولوژی، وراثت پذیری
  • پرستو مجیدیان، بهرام مسعودی*، حمید صادقی صفحات 98-107

    به منظور ارزیابی مقدماتی از لحاظ خصوصیات زراعی مهم، 54 رقم و لاین خالص وارداتی سویا در یک طرح آگمنت با سه شاهد ویلیامز، کوثر و سحر در  موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج در سال 1395 مطالعه شدند. در طول دوره رشد از خصوصیات مهم زراعی نظیر ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد شاخه در بوته و تاریخ های سبز شدن، گلدهی، کپسول بندی، رسیدگی، برداشت و یادداشت برداری به عمل آمد. پس از برداشت، عملکرد دانه، وزن صد دانه و درصد روغن دانه تعیین شد. به علاوه، ارقام مورد نظر از نظر مقاومت به بیماری پوسیدگی فیتوفترایی بررسی شدند. بر اساس نتایج حاصل از درصد ضریب تغییرات در بین ژنوتیپ های وارداتی مورد بررسی در منطقه کرج بیشترین مقدار ضریب تنوع فنوتیپی مربوط به تعداد غلاف های پوچ (99/08)، تعداد غلاف در شاخه های فرعی (83/12)، تعداد دانه در یک بوته (72/73) و تعداد غلاف در تک بوته (66/68) و کمترین ضریب تنوع فنوتیپی مربوط به درصد روغن (11/77)، تعداد روز تا رسیدگی کامل (14/1494و تعداد روز تا پر شدن دانه (18/9) بودند. ژنوتیپ های مورد نظر به چهار گروه بر اساس تجزیه کلاستر برای کلیه صفات زراعی تقسیم بندی شدند. به علاوه، ارزیابی واکنش ارقام و لاین های خالص وارداتی سویا به بیماری پوسیدگی فیتوفترایی نشان داد که از بین 54 ژنوتیپ تعداد 22 ژنوتیپ دارای واکنش نیمه مقاوم و مقاوم بودند. نتایج کلاستربندی ارقام بر اساس مقاومت به بیماری، آن ها را در 2 گروه اصلی و 4 زیر گروه قرار داد. به طور کلی می توان پیشنهاد کرد که ارقام Amcor 89، Beeson 80، Winchester، Graham و Colfax عملکرد دانه تک بوته بالا و همچنین مقاومت به بیماری پوسیدگی فیتوفترایی را نشان دادند که از این ارقام می توان در برنامه های اصلاحی در آینده استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سویا، عملکرد، تجزیه واریانس، SPSS، بیماری بوته میری
  • مهدی محب الدینی*، نرگس مهری، رقیه فتحی صفحات 108-117

    سیاهدانه با نام علمی Nigella sativa L. یکی از گیاهان دارویی تیره Ranunculaceae است، که دانه های آن حاوی روغن، پروتئین، آلکالوئید (مثل نیجلیسین و نیجلیدین)، کینون ها (مانند تیموکینون)، ساپونین و اسانس فرار می باشند. تنوع ژنتیکی رکن اصلی بیش تر برنامه های اصلاحی بوده و انجام گزینش وابسته به وجود تنوع ژنتیکی مطلوب در صفات مورد بررسی می باشد. از این رو، به منظور تعیین تنوع ژنتیکی تعدادی از اکوتیپ های سیاهدانه و انتخاب بهترین اکوتیپ های گیاه دارویی سیاهدانه بومی ایران، آزمایشی در استان اردبیل به صورت طرح بلوک های کاملا تصادفی با 4 تکرار و در دو مکان از نظر صفات مورفولوژیکی و زراعی انجام پذیرفت. نتایج تجزیه واریانس داده ها تفاوت معنی داری بین صفات مورد بررسی در هر دو مکان نشان داد، که بیانگر وجود تنوع ژنتیکی بین اکوتیپ ها و متفاوت بودن اثر مکان بر میزان عملکرد و صفات مورفولوژیک اکوتیپ های سیاهدانه است. براساس نتایج تجزیه همبستگی، صفات عملکرد بیولوژیک، تعداد برگ، تعداد انشعابات ساقه، تعداد گل و کپسول در بوته به عنوان صفات مهم و تاثیرگذار بر عملکرد دانه شناخته شده اند. در مجموع مقایسه میانگین عملکرد دانه نشان داد که اکوتیپ های کرج، اردبیل1، تاکستان، همدان و لردگان از نظر عملکرد دانه در هر دو مکان از سایر اکوتیپ ها برتر بودند.

    کلیدواژگان: سیاهدانه، تجزیه همبستگی، تنوع ژنتیکی، عملکرد بذر
  • میلاد قاسمی، سعید اهری زاد*، علی بنده حق، مجید نوروزی، رقیه اژدری صفحات 118-125

    تنش خشکی یکی از مهم ترین تنش های غیر زنده محیطی می باشد که تولید محصولات کشاورزی را تحت تاثیر قرار می دهد. به منظور شناسایی جمعیت های متحمل به تنش کم آبی در رازیانه و تعیین موثرترین شاخص های تحمل به خشکی، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در دو شرایط آبیاری مطلوب و محدود به طور مجزا در سه تکرار بر روی 19 جمعیت رازیانه در سال 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز به اجرا گذاشته شد. اعمال تنش کمبود آب به صورت قطع آبیاری از زمان شروع گلدهی بوته ها برای شرایط تنش کمبود آب انجام شد. در شرایط آبیاری مطلوب و نیز تا مرحله گلدهی بوته ها در شرایط تنش کم آبی آبیاری به روال مرسوم انجام گرفت. بر اساس نتایج تجزیه واریانس مرکب، بین شرایط مختلف آبیاری و نیز بین جمعیت های مورد مطالعه از نظر اکثر صفات در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنی داری وجود داشت. همچنین برهمکنش شرایط×جمعیت برای اکثر صفات در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. صفات تعداد چتر در بوته، تعداد دانه در چتر، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و عملکرد اسانس  در تمام جمعیت های مورد ارزیابی در شرایط تنش کم آبی کاهش معنی دار یافتند. در حالی که میزان اسانس در تمام جمعیت ها در شرایط تنش افزایش معنی دار داشت. ارزیابی جمعیت ها از نظر تحمل به خشکی توسط شش شاخص مختلفSSI ،TOL ،MP ،STI ، GMP و  HARMصورت گرفت. با توجه به همبستگی مثبت شاخص های MP،HARM ، GMP و STI با عملکرد دانه و اسانس در شرایط آبیاری مطلوب و تنش کم آبی این چهار شاخص به عنوان موثرترین شاخص برای تعیین جمعیت های متحمل به تنش کم آبی شناسایی شدند. بر اساس این چهار شاخص مهم، جمعیت های بناب، بیرجند، آلمان (11486) و همدان متحمل به تنش کم آبی و جمعیت های قاضی آنتپ و خورشیدآباد حساس به تنش کم آبی شناسایی شدند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که جمعیت بناب از نظر صفات مهم نظیر عملکرد دانه، عملکرد اسانس، تعداد چتر در بوته، وزن هزار دانه و زیست توده در شرایط آبیاری مطلوب و از نظر تعداد چتر در بوته در شرایط تنش بیشترین میانگین این صفات را در مقایسه با سایر جمعیت ها دارا بود.

    کلیدواژگان: اسانس، تنش کم آبی، رازیانه، عملکرد دانه، همبستگی
  • معروف خلیلی*، محمد علی ابراهیمی، مریم رستمی صفحات 126-132

    به منظور ارزیابی تنوع ژنتیکی و خصوصیات کمی و کیفی ژنوتیپ های گندم در رابطه با زیر واحدهای گلوتنین با وزن ملکولی بالا، تعداد 30 رقم و لاین امید بخش گندم از نظر تنوع آللی در مکان های ژنی کنترل کننده پروتئین گلوتنین به روش SDS-PAGE مورد ارزیابی قرار گرفت. الگوی باندی پروتئین های گلوتنین استخراج شده از بذر ارقام و لاین ها حاکی از حضور سه زیر واحد در جایگاه ژنی Glu-A1، چهار زیر واحد در جایگاه Glu-B1 و دو زیر واحد در جایگاه Glu-D1 بود. در مکان ژنی Glu-A1 آلل های نول، 1 در مکان ژنی Glu-B1، زیر واحدهای 8+7 و 18+17 و در مکان ژنی Glu-D1 زیر واحدهای 10+5 دارای بالاترین فراوانی بودند. در تحقیق حاضر ژنوتیپ های زرین، پیشگام، آذر، رسول، توس، 26 و 29 با امتیاز ژنومی 10 به عنوان بهترین ژنوتیپ ها از لحاظ کیفیت نانوایی شناسایی شدند. بر اساس نتایج تجزیه رگرسیون داده ها آلل *2 جایگاه ژنی Glu-A1، 43 درصد از تغییرات درصد رطوبت دانه، آلل های *2 جایگاه ژنی Glu-A1 و آلل 10+5 جایگاه ژنی Glu-D1 درمجموع 52 درصد از تغییرات میزان پروتئین دانه، آلل 10+5 جایگاه ژنی Glu-D1، 43 درصد از تغییرات عدد زلنی، آلل 8+7 جایگاه ژنی Glu-B1، 40 درصد از تغییرات میزان سختی دانه و آلل 16+13 مکان ژنی Glu-B1 38 درصد از تغییرات میزان نشاسته دانه را توجیه نمودند.

    کلیدواژگان: الکتروفروز، زیر واحدهای گلوتنین (HMW)، SDS-PAGE، گندم
  • کیوان مهدوی، علی اصغر نصرالله نژاد *، خلیل زینلی نژاد، احد یامچی، حسن سلطان لو، ماهاندر تودی، راجیو کومار وارشنی صفحات 133-141

    تنش خشکی اثرات زیانباری بر رشد و تولید بسیاری از گیاهان از جمله گیاهان زراعی دارد. نخود (Cicer arietinum L.) به عنوان یکی از مهم ترین حبوبات، در معرض تنش خشکی انتهایی در مناطق خشک و نیمه خشک قرار می گیرد. عوامل رونویسی نقش های کلیدی مهمی در انتقال پیام و واکنش سازگاری به تنش های غیرزیستی نظیر خشکی ایفا می کنند. در مطالعه حاضر، عوامل رونویسی در یک مطالعه ترانسکریپتوم در بافت های ریشه و اندام هوایی در دو رقم نخود کابلی با سطوح متفاوت تحمل به خشکی، شامل بیونیج (متحمل) و هاشم (حساس) ارزیابی گردید. از 4572 ژن افتراقی، 1806 ژن به عنوان عوامل رونویسی با استفاده از جستجو در پایگاه عوامل رونویسی گیاهی (PTFD) شناسایی شدند. بیشترین اعضا (101) به خانواده bHLH تعلق داشت و خانواده های ERF (87)، kinase superfamily (76)، NAC (74)، MYB (72)، WRKY (72) و غیره در رتبه های بعدی قرار گرفتند. مقایسه ارقام متحمل (بیونیج) و حساس (هاشم) در شرایط خشکی نشان داد که توزیع عوامل رونویسی به نوع رقم و بافت نمونه برداری شده بستگی دارد. خانواده های عوامل رونویسی شامل B3، NAC، MYB، WRKY و bHLH و غیره در پاسخ به تنش خشکی بیشترین اعضاء را داشتند. همچنین، نتایج نشان داد که چندین عامل رونویسی که در واکنش های مربوط به تنش های غیرزیستی و مسیرهای بیوسنتزی مهم نظیر بیوسنتز اسید آبسزیک و پرولین درگیر بودند، در بافت هوایی رقم بیونیج بیان بالاتری نسبت به رقم هاشم داشتند که نشان دهنده نقش بیشتر بافت هوایی در القای تحمل به خشکی در رقم متحمل بود. به طور کلی، یافته های این تحقیق محققان را در درک بهتر انتقال پیام و شبکه های تنظیمی درگیر در تنش ها در گیاه نخود یاری می کند و زمینه برای استفاده از عوامل رونویسی کلیدی و بهبود تحمل به تنش خشکی از طریق مهندسی ژنتیک را فراهم می کند.

    کلیدواژگان: نخود، تنش خشکی، ترانسکریپتوم، انتقال پیام، عوامل رونویسی
  • پیام پزشک پور، سهیلا افکار* صفحات 142-151

    عدس به خاطر توانایی اش در تثبیت نیتروژن، نگهداری رطوبت خاک و محدود کردن فرسایش خاک می تواند به افزایش حاصلخیزی خاک کمک کند. به منظور مقایسه و طبقه بندی 14 ژنوتیپ عدس، آزمایشی در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار  با بررسی 21 صفت، در طول سال زراعی 91-90 انجام شد. تجزیه واریانس تنوع قابل توجهی در میان ژنوتیپ های مورد مطالعه نشان داد و تفاوت معنی داری برای عملکرد بذر، عملکرد بیولوژیکی، وزن صد دانه، تعداد غلاف دو بذر و بهره وری از بارش بدست آمد. همچنین مقایسه میانگین نشان داد که ژنوتیپ10G بهترین ژنوتیپ برای عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیکی، تعداد غلاف دو بذر و بهره وری از بارش بوده، بنابراین برای کشت توسط کشاورز قابل توصیه است. در نتیجه تجزیه مولفه های اصلی، 5 مولفه اول 83% تغییرات را بیان می کنند که مولفه اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم به ترتیب 41%، 14%، 12%، 8% و 6% کل تغییرات را توجیه کردند. تجزیه کلاستر بر اساس صفات مطالعه شده با استفاده از فاصله اقلیدسی و روش وارد، ژنوتیپ ها را در سه گروه قرار داد و بیشترین فاصله بین گروه 1 و 3 بود. بنابراین ژنوتیپ هایی از گروه هایی که از نظر ژنتیکی از هم دور هستند می توانند به عنوان والدین در برنامه دورگ گیری برای بدست آوردن ژنوتیپ های مطلوب استفاده شوند. می توان نتیجه گیری کرد که تنوع ژنتیکی قابل توجهی بین ژنوتیپ های عدس مورد مطالعه وجود دارد که می تواند برای غربال کردن ژنوتیپ ها و والدین مناسب جهت برنامه های اصلاحی عدس بکار برده شوند.

    کلیدواژگان: تنوع ژنتیکی، گروه بندی، مولفه های اصلی، صفات زراعی، عدس
  • سعید نواب پور*، احد یامچی، عاطفه رحمانی صفحات 152-159

    به منظور بررسی تاثیر کود اوره بر روی بیان ژن نیترات ردوکتاز و صفات مورفولوژیک دو ژنوتیپ گندم، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سال زراعی 91-90 با چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو ژنوتیپ گندم، رقم مروارید و لاین N 8019، دو رژیم متفاوت کود اوره شامل 150 کیلوگرم در هکتار با تقسیط 50 کیلوگرم در زمان کاشت و 100 کیلوگرم در مرحله ساقه دهی و شاهد (بدون تیمار کود) بودند. نمونه گیری از بافت ریشه در مراحل یک روز پس از کود سرک، هفت روز پس از کود سرک و زمان رسیدگی فیزیولوژیک انجام شد. نتایج حاصل از الگوی بیان ژن نیترات ردوکتاز با کاربرد روش Real Time PCR  نشان داد بیان ژن نیترات ردوکتاز تحت تاثیر کود اوره تغییر یافت و اختلاف معنی داری در بیان ژن نیترات ردوکتاز بین دو ژنوتیپ گندم وجود داشت. مصرف کود اوره به طور معنی داری باعث بهبود تمام صفات مهم زراعی اندازه گیری شده به جز وزن هزار دانه شد. مصرف کود اوره عمدتا از طریق افزایش تعداد دانه در سنبله باعث افزایش عملکرد دانه گردید. همبستگی مثبت بین میزان بیان ژن نیترات ردوکتاز و صفات طول ریشه، وزن خشک ریشه، طول سنبله، وزن هزاردانه و وزن خشک اندام هوایی ملاحظه شد. این مسئله از جنبه اصلاحی امکان معرفی یک شاخص همبسته را در پروژه های انتخاب میسر می نماید.

    کلیدواژگان: بیان ژن، ژن نیترات ردوکتاز، صفات مورفولوژیک، کود اوره، گندم
  • جمیله عابدی، قاسم محمدی نژاد*، امین باقی زاده صفحات 160-167

    به منظور شناسایی ریزماهواره های پیوسته با برخی صفات زراعی گندم در شرایط تنش خشکی انتهای فصل، جمعیتی شامل 96 خانواده F2:4 حاصل از تلاقی ژنوتیپ های خارچیا (والد متحمل) و گاسپارد (والد حساس) طی 2 سال ارزیابی شدند. از میان 92 ریز ماهواره برای ارزیابی والدین، 32 ریزماهواره چند شکلی داشتند که در کروموزوم های B2، D2، B3، A4، B4، D4، A5، B5، D5، B6، A7، B7، D7 گندم توزیع شده بودند. بر اساس روش مکان یابی فاصله ای مرکب، سه QTL برای صفت ارتفاع گیاه مکان یابی گردید که بر روی کروموزوم B7 قرار داشتند و بالاترین QTL با بیشترین LOD برابر با 3/21 و در فاصله بین Xgwm274 و Xgwm369 قرار داشت و 14/3درصد از تغییرات فنوتیپی را توجیه می کرد، برای صفت تعداد دانه در سنبله اصلی یک QTL بر روی کروموزوم B2 و برای صفت شاخص برداشت نیز یک QTL بر روی کروموزوم B4 شناسایی گردید. جایگاه مشترک برخی از QTLهای مکان یابی شده بیانگر پیوستگی ژنی یا اثر پلیوتروپیک است. اشباع نقشه مورد نظر و ارزیابی پایداری صفات مورد بررسی می تواند با قابلیت بیشتری شناساییQTL های کنترل کننده را تایید نماید و زمینه گزینش بر اساس نشانگر را فراهم نماید.

    کلیدواژگان: تنش خشکی، گندم نان، SSR، QTL
  • پرویز صفری، سیده فاطمه دانیالی، مهدی رحیمی*، احمد مهدوی صفحات 168-177

    خشکی مهم ترین تنش غیرزیستی است که تولید و کیفیت محصول گندم را در ایران تحت تاثیر قرار می دهد. اطلاعات درباره کنترل ژنتیکی توارث تحمل به تنش خشکی عملکرد دانه برای تعیین نوع برنامه اصلاحی و تولید ارقام متحمل ضروری است. این امر اصلاح گران را قادر می سازد تا مناسب ترین راه کار را برای اصلاح صفت انتخاب کنند. در این مطالعه، استنباط بیزی با به کارگیری روش گزینش متغیر گیبز (GVS) برای شناسایی مهم ترین اثرات ژنتیکی مرتبط با تحمل به خشکی و شرایط عادی در چارچوب روش تجزیه میانگین نسل ها مورد استفاده قرار گرفت. به همین منظور آزمایش هایی شامل دو جفت تلاقی با ارقام حساس و متحمل (هامون × دریا و سپاهان × مروارید) و نسل های حاصل از تلاقی آنها برای دو سال به صورت کرت های خرد شده در دو شرایط آبیاری مطلوب و قطع آبیاری از زمان گرده افشانی بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شدند. برای مطالعه توارث صفت در تجزیه میانگین نسل ها از آزمون مقیاس مشترک استفاده می شود. محدود بودن درجات آزادی به تعداد پارامترهای موجود در مدل و امکان برآورد بیش از حد یا کمتر از حد اثرات اصلی و اپیستازی از معایب این روش هستند. یک روش جایگزین برای رفع این محدودیت ها استفاده از استنباط بیزی و روش های گزینش مدل مثل GVS است. GVS با برآورد احتمالات پسین در بر گرفتن پارامترهای مدل، شناسایی اثرات برخوردار از بیشترین قدرت تمایز در مدل را امکان پذیر  می سازد. نتایج نشان دهنده کنترل توارث عملکرد دانه در شرایط تنش و غیرتنش توسط عمل ژنی افزایشی، غالبیت و اپیستازی بودند. بنابراین استفاده از روش هایی مانند گزینش دوره ای و به دنبال آن روش شجره ای که تمام اثرهای ژنی را در بردارند می تواند روشی سودمند برای بهبود تحمل به تنش خشکی باشد. از آن جایی که عمل ژنی افزایشی، غالبیت و اپیستازی در توارث عملکرد دانه موثر بودند، روش هایی که از تمام اثرهای ژنی استفاده می کنند مثل تولید بذر هیبرید ممکن است در بهبود عملکرد گندم در شرایط مختلف موثر باشد.

    کلیدواژگان: آزمون مقیاس مشترک، استنباط بیزی، تجزیه میانگین نسل ها
  • علی رضا نبی پور*، محمد نوروزی صفحات 178-187

    به منظور بررسی تنوع ژنتیکی لاین های اصلاحی جدید برنج از نظر صفات مختلف زراعی، 20 لاین پیشرفته جدید به همراه رقم فجر در مزرعه معاونت تحقیقات برنج کشور (آمل) در سال زراعی 1390 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. بر روی هر ژنوتیپ صفات طول شلتوک، عرض شلتوک، طول دانه، عرض دانه، ارتفاع بوته، بیشترین طول خوشه، تعداد پنجه، متوسط طول خوشه، شکل دانه، تعداد دانه های پر و پوک، درصد دانه های پر، وزن هزار دانه و عملکرد دانه ارزیابی شدند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که بین ژنوتیپ ها از نظر صفات مورد بررسی به غیر از صفت عرض دانه اختلافات معنی داری وجود دارد که نشان دهنده حضور تنوع ژنتیکی در لاین های مورد بررسی است. در مقایسه میانگین عملکرد، گروهی از لاین ها برتری معنی داری نسبت به شاهد فجر داشتند. بر اساس مقایسه میانگین ها، لاین های NA9، NA17 و NA5 بیشترین عملکرد را تولید نمودند که لاین NA5 علاوه بر عملکرد بالاتر، از نظر صفات وزن هزار دانه و طول شلتوک نیز دارای اندازه های مناسبی بود. بر اساس نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام دو صفت ارتفاع بوته و وزن هزاردانه به عنوان متغیرهای تاثیرگذار بر عملکرد وارد مدل شدند، به طوری که وزن هزاردانه حدود 30 درصد تاثیر بیشتر نسبت به ارتفاع بوته بر مقدار عملکرد داشت. تجزیه علیت نشان داد که دو صفت فوق هر کدام مستقل از همدیگر و عمدتا به کمک اثرات مستقیم در تعیین عملکرد تاثیر دارند. تجزیه خوشه ایبا استفاده از روش WARD، لاین ها را به چهار خوشه گروه بندی کرد.

    کلیدواژگان: برنج، تنوع ژنتیکی، تجزیه علیت، تجزیه کلاستر
  • زینب تقی زاده، حسین صبوری*، مهناز کاتوزی، حسین حسینی، حسین علی فلاحی صفحات 188-197

    به منظور مطالعه تنوع ژنتیکی و تعیین روابط میان عملکرد دانه و برخی صفات مورفو فیزیولوژیک، تعداد 103 خانواده جو F3  حاصل از تلاقی بادیا و کویر در سال زراعی 93-1394 در مزرعه پژوهشی دانشگاه گنبدکاووس در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که صفات عملکرد دانه و اجزای آن از تنوع بالایی برخوردار بوده و بین خانواده ها تفاوت معنی داری از لحاظ کلیه صفات مورد بررسی به جز طول دانه، طول برگ، قطر پدانکل، تعداد سنبلچه و ارتفاع بوته وجود داشت. صفت عملکرد دانه بیشترین همبستگی (**58/0) مثبت را با صفت وزن سنبله داشت. نتایج تجزیه رگرسیونی گام به گام نشان داد که صفات عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، وزن سنبله و ارتفاع بوته سهم بالا و موثری در عملکرد دانه داشتند. بر اساس نتایج تجزیه علیت نیز، بیشترین اثرات مستقیم و غیرمستقیم در جهت افزایش عملکرد دانه، به ترتیب به صفات عملکرد بیولوژیک (34/0) و وزن سنبله (15/0) تعلق داشت. بنابراین، این صفات به عنوان مهم ترین اجزای موثر بر عملکرد دانه شناخته شدند و می توان آن ها را به عنوان معیارهای گزینش برای بهبود عملکرد دانه معرفی نمود. تجزیه خوشه ایبر اساس صفات اندازه گیری شده خانواده های مورد بررسی را به دو گروه تقسیم کرد که بین گروه ها از نظر بیشتر صفات اختلاف معنی داری وجود داشت، و گروه اول به عنوان گروه مطلوب برگزیده شد.

    کلیدواژگان: تجزیه علیت، تجزیه خوشه ای، تنوع ژنتیکی، همبستگی، جو
  • زهرا مزگی نژاد*، محمدقادر قادری، علی ایزان لو، زهره علی زاده صفحات 198-205

    به منظور بررسی تاثیر نانو ذرات اکسیدآهن و اکسید روی بر زیست مانی کالوس های زرشک بی دانه (Berberis vulgaris L.)، آزمایشی در مهرماه 1396 در دانشکده کشاورزی بیرجند انجام شد. کالوس ها به مدت دو ماه بر روی محیط کشت MS/2 حاوی ترکیبات هورمونی (TDZ -BAP) و نانوذرات اکسید آهن و اکسید روی در غلظت های مختلف قرار گرفتند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با ده تیمار در سه تکرار اجرا شد و صفات مورد بررسی شامل وزن تر، وزن خشک، درصد زیست مانی، سطح کالوس، درصد رطوبت جرمی و میزان جذب نوری (OD)  بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد بین تیمارها از نظر صفات وزن تر، وزن خشک، درصد رطوبت جرمی در سطح پنج درصد اختلاف معنی داری وجود دارد، مقایسات میانگین تیمارها نشان داد (TDZ و نانو اکسید روی با غلظت 100 پی پی ام) دارای بالاترین وزن خشک کالوس، وزن تر و درصد رطوبت جرمی و (BAP و نانو اکسید روی با غلظت 75 پی پی ام) دارای بیشترین درصد زیست مانی بود.  مقایسات متعامد بین تیمارها نشان دادند تیمار TDZ و نانو اکسید آهن با غلظت 100 پی پی ام دارای بالاترین و تیمار TDZ و نانو اکسید روی با غلظت 75 پی پی ام دارای کمترین میزان OD بودند. در مجموع، نتایج نشان دهنده اثر مثبت  نانو ذرات اکسید روی بر کاهش قهوه ای شدن و افزایش زیست مانی کالوس های زرشک بی دانه بود.

    کلیدواژگان: تترازولیوم، تیدیازورون، قهوه ای شدن، متعامد، محیط کشت MS
|
  • Omid Sofalian*, Soheila Ahmadpoor, Reza Darvishzadeh, Hosein Hatamzadeh Pages 1-10

    The genotype by environment interaction is a major challenge in the study of quantitative characters because it complicates the interpretation of genetic experiments and do predictions difficult, also it reduces grain seed yield stability in different environments. In order to determine the yield stability, adaptability and analysis of the genotype × environment interaction of oily sunflower inbred lines under normal and salt stress conditions, 100 genotypes coming from different geographical regions were evaluated using a randomized complete block design with three replications for two successive years (2006 to 2007). In stability analysis using statistics such as environmental variance and coefficient of variation, lines 71 and 33 showed minimum variations compared to other lines. Based on Eberhart and Russell regression method, lines 71, 45, 40 and 25 was the most stable genotypes. AMMI statistics revealed lines with code numbers of 71, 77, 93 and 51 as the most stable genotypes. Biplot technique was used to identify the appropriate genotypes for special environments. Based on this method, lines 71, 61 and 17 showed the lowest interaction and considered as the most stable genotypes. However, line 71 showed highest seed yield compared two other lines. The line with code number of 50 showed special stability and high yield under normal conditions whereas lines 90, 48 showed special stability and high yield under salt stress conditions. In conclusion, based on different stability analysis statistics and AMMI analysis the line 71 are introduced as most stable line under normal and salt stress conditions.

    Keywords: Biplot, Genotype by Environment Interaction, Salt Stress, Sunflower
  • Maryam Rezaeinia, Mohammareza Bihamta*, Seyed Ali Peighambari, Ali Reza Abbsi Pages 11-22

    The aims of this study to assess the response of chickpea genotypes to drought stress in terms of physiological parameters and subsequent biochemical changes for more understand of drought resistance mechanisms in plants and accession to better genetic resources. Investigation were of 5 chickpea genotypes under 100, 65 and 30 percent of field capacity at two sampling time i.e. 7 and 14 days after stress induction (in 4 to 6 leaves stage). The experiment design factorial split-plot in time experiment in a completely randomized design with three replications at greenhouse of college of agriculture and natural resource of University of Tehran in 2013. Results showed that there were significant differences among genotypes, stress levels, duration of stress and interaction among them. Drought stress reduced the relative water content (RWC) and electrolyte leakage (EL) significantly. The electrolyte leakage rate under drought stress conditions in drought-tolerant genotypes is usually less than sensitive genotypes; genotypes of 998 and 606 are resistant to this and genotype of 357 are sensitive. Increase of the duration of stress, reduced the activity of the antioxidant enzymes. According to the results, the catalase (CAT) and ascorbate peroxidase (APX) enzymes activity in both periods increased in higher drought stress. Activity of superoxide dismutase (SOD) decreased with increasing tension stress. In elevated density of stress, guaiacol peroxidase (GPX) enzyme activity increased to 65% crop capacity in both periods. However, compared to 65%, the enzyme activity decreased at 30% stress level. In regard, the responses of all genotypes were not the same and some genotypes had an elevating trend. Genotypes 606 and 998 showed more activity level in enzymes of catalase, ascorbate peroxidase and superoxide dismutase under stress condition and but genotype 357 had a less value. The activity guaiacol peroxidase in genotypes of 236 and 357 had the highest and lowest activity, respectively. Under drought stress conditions, the activity of antioxidant enzymes was more in tolerant plants than others. Given that the activity of catalase, ascorbate peroxidase and superoxide dismutase enzymes were highest in genotypes 606 and 998, so they were introduced as drought tolerant genotypes in this experiment. The genotype 357, with the lowest enzyme activity, was introduced as a susceptible genotype. Of course, the reaction of plants to drought stress varies considerably depending on the severity and duration of the stress, and also plant type and growth stage.

    Keywords: Ascorbate Peroxidase, Catalase, Chickpea, Electrolyte Leakage Index, Superoxide Dismutase
  • Irandokht Mansouri, Ali Pakdin, Hamid Najafi *, Nadali Babeian Pages 23-36

    Salinity is one of the most important factors limiting the growth and production of plants around the world. Identification of tolerant cultivars and improving plant tolerance is the most effective method for increasing yield. In order to evaluate the relationship between agronomic and biochemical traits of canola and grouping of canola genotypes in salinity conditions, an experiment was conducted at Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University. The experiment was a factorial based on randomized complete block design with three replications. Factors included of 30 canola genotypes and two levels of salinity (0 and 12 ds /m-1). The evaluated traits include: height, the number of branches per plant, number of capsules per plant, capsule length, number of seeds per capsule, 1000-grain weight, dry weight of plant, leaf and seed sulfur, sodium / potassium ratio, chlorophyll content a and b, carotenoid content, percentage of oil, percentage of protein, Biological yield, harvest index and grain yield per plant. Genotypes in both conditions without salt stress and salinity stress showed significant differences for all traits. The effect of salinity and interaction between genotype and salinity were also significant on the above traits. The 30 genotypes of canola were classified by cluster analysis of Ward method into three separate groups in both conditions, without salt stress and salinity stress. The results of mean comparison showed that in the salinity conditions genotypes (28, 26,27,5, 2 and 24) showed the least and The genotypes (3, 22, 3, 6, 7, 16, 20, 21 and 30) showed the highest traits,such as, yield, harvest index, capsule length, number of seeds per capsule and 1000-seed weight. As a result, genotypes of the first group are introduced as sensitive and genotypes of the second group are introduced as tolerated. Factor analysis and biplots had a great similarity to the cluster analysis. According to the results, Salinity tolerant genotypes, can be used for future Plans of plant breeding.

    Keywords: Biplot, Canola, Factor Analysis, Salt Tolerance, Yield
  • Ali Akbar Asadi*, Mostafa Valizadeh, Seyed Abolghasem Mohammadi, Manochehr Khodarahmi Pages 37-46

    In order to investigate the relationship between agronomic and morphological traits affecting wheat yield, two genotypes of wheat (Gasspard cultivar and DN11 line), along with generations of crosses (F1, F2, F3, BC1 and BC2), were examined in a randomized complete block design with three replications in normal and water deficit conditions in two consecutive years in the field of Research Institute of Nuclear Agriculture of Karaj. Stepwise regression analysis showed that straw yield was the first trait that entered the model and alone explained 46% and 65% of grain yield per plant in normal and water deficit conditions, respectively. Following this trait, under normal conditions, number of grain per spike, 100 grain weight, number of tiller per plant and number of spikes per plant had the high effect on grain yield per plant, explained about 78% of the total variation. In water deficit condition, the number of grain per spike, number of spikes per plant, 100 grain weight and days to maturity justified 92% of the grain yield per plant. The results of path analysis showed that in normal conditions, 100 grain weight, grain number per spike, tiller number per plant, straw yield and number of spike per plant and in water deficit condition, number of spike per plant, number of grain per spike, 100 grain weight and straw yield had the most direct effect on grain yield per plant.

    Keywords: Correlation, Path Analysis, Regression Analysis, Water Deficit Condition, Wheat
  • Hamid Mozafari*, Hamid Jabbari, Behzad Sani, Mojtaba Mosavi Pages 47-57

    In this study, the genetic diversity of 122 safflower genotypes from the institute of plant genetics and crop plant research (IPK) and International Maize and Wheat Improvement Center (CIMMYT) were evaluated and their agronomic characteristics were compared with five Iranian Safflower cultivars (Sofe, Goldasht, Golmehr, Padide and Parnian). The study was carried out in the Augment design during 2016-2017 at the research field of seed and plant improvement institute in Karaj. The results indicated high genetic variation in the germplasm. Among safflower genotypes, plant height had the most variation. Cluster analysis was divided genotypes into four main clusters. The first cluster included early and spiny genotypes, while the second cluster contained genotypes with high yield potential and high plant height, third cluster consisting of spiny dwarf genotypes and the fourth cluster including semi-dwarf, spiny, relatively early flowering and relatively low grain yield. Based on the principal component analysis, the studied traits were reduced to two components and cumulative variance was 56.7% for two first components. Accordingly, the first and second components were flowering time and yield, respectively. Based on the results of biplot, genotypes were classified into four groups. Genotypes in the first and second groups had the higher grain yield than others. The highest grain yield was observed in NSZK "A" genotype (400 g.m-2). Iranian commercial cultivar including Sofe, Parnian and Golmehr and Iranian genotype No. 49 showed the maximum plant height. The lowest number of days to flowering was observed in genotype No. 91 (German). Tall genotypes had more grain yield than dwarf. Most spiny genotypes were early flowering than spineless genotypes. Overall, the results showed that there is a considerable genetic variation in safflower germplasm that can be used to select parents and desirable genotypes in safflower breeding programs.

    Keywords: Biplot Analysis, Cluster Analysis, Early Flowering, Plant Height, Spin
  • Mehdi Feizi, Mahmood Solouki*, Behzad Sadeghzadeh, Baratali Fakheri, Abolghasem Mohammadi Pages 58-67

    There is a little information regarding the chromosomal regions conferring seed zinc accumulation in barley. With the aim of QTL mapping of Zn concentration and content, 121 barley genotypes (including local landraces, released cultivars, gene bank germplasm) were screened under field conditions. The trial was conducted in square latice in 2015-2017 cropping seasons at dryland agricultural research institute (DARI) in Maragheh. To construct genetic linkage map, 149 SSR markers were applied. Based on ANOVA, there was a great genotypic variation for seed Zn concentration and content among the genotypes, which approves the excessive diversity of genotypes. Five QTLs located on 2H, 3H, 4H and 5H were associated with seed Zn concentration, and could explain 81% of total phenotypic variation. Marker BMAG0720 had the highest (25%) phenotypic variation. This marker could also explain 23% of total variation for seed Zn content. Moreover, 5 genomic regions on 2H, 3H and and 4H were associated with seed Zn content. In conclusion, the identification of these major QTLs would provide an important starting point for marker assisted selection (MAS) that may contribute to the improvement of barley productivity and nutritional quality.

    Keywords: Barley Genotypes, Molecular Markers, QTL Regions, Zinc Uptake, Accumulation Efficiency
  • Saman Motazedi, Saeed Sayfzadeh*, Reza Haghparast, Hamidreza Zakerin, Hamid Jabbari Pages 68-87

    The development of high yielding cultivars is the main goal of many wheat breeding programs and the realization of it depends on the relationship between grain yield and its components. To investigate the relationship between grain yield and some morphological characteristics and to determine the relative importance of each of them, 25 bread wheat genotypes were evaluated in both rain-fed and supplementary irrigation systems with randomized complete block design with three replications during the farming periods in a farm featuring Mediterranean climate in west of country between 2014 and 2016 (Kermanshah’s Sararud Rain-Fed Agricultural Research Station). Variance Analysis results showed significant differences among lines for all studied traits in both rain-fed and supplementary irrigation. Simple correlation coefficients between traits in both conditions indicated that cell membrane stability, flag leaf length, Awn length, relative water content, thousand grain weight and chlorophyll content, are significantly correlated with the grain yield. Regression analysis showed that peduncle length, relative water content, proline content and chlorophyll content in rainfed and traits such as the relative water content and proline content for the supplementary irrigation condition were introduced into regression model, 0/906 and 0/840 of the total changes related to grain yield, respectively.To determine the direct and indirect effects of traits on yield, path coefficient analysis was done, the highest positive direct effects on grain yield were related to peduncle length, relative water content and chlorophyll content under both mentioned conditions, that showed important characteristics in relation to grain yield. Genotype No.1 (Azar2) for supplementary irrigation conditions and Genotype No. 25 (Rijjaw) for rainfed conditions are superior to the rest of the studied cultivars and lines also can be introduced for cultivation in the climatic conditions of the study area. The physiological characteristics of leaf relative water content, proline content and chlorophyll content as well as morphological traits of peduncle length and flag leaf length are introduced as suitable traits for the improvement of rainfed cultivars.

    Keywords: Correlation Analysis, Morphophysiological Traits, Path Analysis, Peduncle Length, RWC
  • Morad Cheshmehnoor, Mohammadreza Behamta*, Aliakbar Boshehri, Alireza Abasi, Bahram Alizadeh Pages 88-97

    Drought stress is one of the important factors that inhibit growth and yield reduction in rapeseed. This research was conducted to study the morphological and physiology characteristics of winter rapeseed genotypes under control and drought stress conditions. The experiment was performed-based on randomized complete block design with three replications in 2016 at Borujerd agricultural research campus. The results of combined analysis showed that genotype and environment interaction was significant for some traits such as grain yield, flowering period, number of days to flowering and seedling period at 1% probability level. On the other hand, genotype and environment interaction for Chlorophyll was significant at 5% probability level. The results of mean comparisons showed that 1142 genotype had the least grain yield in both control and drought stress conditions. L72 genotype had the highest grain yield under drought stress condition. Growth to flowering and seedling period traits with 94% and 97% in control and drought stress, respectively, had the highest general heritability. In factor analysis, under control and drought stress conditions, the first to fourth and the first to third factors had 82% and 72% of total variance, respectively. Under control and drought stress conditions, the highest genetic distance was observed between genotypes 1139 with Ahmadi and 1139 with 1144, respectively. As a result, genotypes with more genetic distance than each other can be used as candidates for breeding programs in the future.

    Keywords: Drought Stress, Genetic Diversity, Morpho-Physiological, Rapeseed
  • Parastoo Majidian, Bahram Masoudi*, Hamid Sadeghi Pages 98-107

    In order to preliminary evaluation based on important agronomic traits, 54 soybean pure lines and cultivars were assessed according to augmented design with three control cultivars including Williams, Kosar and Sahar at Seed and Plant Improvement Institute at Karaj in 1395. During the growth period, important agricultural characters such as plant height, number of pods per plant, number of seeds per pod, number of branches per plant and dates of emergence, flowering, podding, maturity and harvesting were recorded. The grain yield, 100 seed weight and seed oil percentage were determined after harvest. Based on the results of coefficient of variation (%) of imported genotypes in Karaj region, the highest amount of phenotypic variation was related to the number of empty pods (99.08), number of pods in ranches (83.12), number of seeds per plant (72.73) and number of pods per plant (66.68) and the lowest phenotypic variation coefficient related to oil percentage (11.77), number of days to maturity (14.94) and number of days until grain filling (18.9). The studied genotypes were classified into four groups based on cluster analysis for all agronomic traits. In addition, the investigation of pure lines and cultivars of imported soybean in terms of response to Phytophthora disease showed that among the 54 genotypes, 22 genotypes had a semi-resistant and resistant reaction. The results of clustering on the basis of resistance to Phytophthora rot divided cultivars in two main groups and four subgroups. In total, it should be suggested that cultivars of Winchester, Beeson 80, Amcor 89, Beeson, L75-3735, L77-1794, Oak land showed high single-plant seed yield and resistance to Phytophthora which could be used in future breeding programs.

    Keywords: Analysis of Variance, Rot Disease, Soybean, SPSS, Yield
  • Mehdi Mohebodini*, Narges Mehri, Roghayeh Fathi Pages 108-117

    Black cumin (Nigella sativa L.) is one of the medicinal plants of Ranunculaceae family. Its seeds are containing oils, proteins, alkaloids (such as nigellicine and nigellidine), quinines (such as thymoquinone), sapiens and essential oil. Genetic diversity is important in breeding programs, so that selection depends on the existence of genetic diversity in traits. Therefore, an investigation was carried out to select the most successful Black cumin ecotype (s) and to assess the genetic diversity according to the morphological and agronomical traits in some of black cumin ecotypes at two locations based on randomized complete block design with 4 replications (in the research filed of Mohaghegh Ardabili University and Khalkhal city). The results of analysis of variance showed significant differences among studied traits in both locations, wich indicates the existance of genetic variation between ecotypes and the difference in location effect on yield and morphological traits of black cumin ecotypes. According to the results of correlation analysis, it can be concluded that the biological yield, leaf number, number of stem branches and number of flowers and follicle were the most important and effective traits affecting yield and considering that among genotypes, the biggest diversity were observed for these traits, therefore, selecting and breeding for these traits can ideally improve the grain yield. Comparison of means of grain yield showed that Karaj, Ardabil 1, Takestan, Hamadan, Lordegan ecotypes were superior to other ecotypes in both locations.

    Keywords: Nigella sativa L, Genetic Diversity, Seed Yield, Correlation Analysis
  • Milad Ghasemi, Saeid Aharizad*, Ali Bandehagh, Majid Norouzi, Roghayeh Azhdari Pages 118-125

    Drought stress is one of the most important non-polluting environmental stresses affecting crop production. In order to identify tolerant fennel populations to water deficit stress and determine the most effective drought tolerance indices, an experiment was conducted in randomized complete block design with three separate replications under limited and normal condition of irrigation with 19 fennel populations at the Agricultural Research Station, University of Tabriz in 2016. Water deficit stress applied during the beginning of flowering by disruption irrigation. Routine irrigation performed for normal condition. Combined analysis of variance showed that there is significant difference (p ≤ 0.01) between two irrigation condition and also populations for most traits. Population × condition interaction of most traits was significant (p ≤ 0.01). The results showed that the number of umbels per plant, number of grain per umbel, grain weight, grain yield and essential oil yield in all evaluated populations are reduced under water deficit stress conditions. While the essential oil of the whole population increased in the water deficit stress conditions. Evaluation of population from the drought tolerance was performed by six different index SSI, TOL, MP, STI, GMP and HARM. According to positive correlation indices MP, GMP, HARM and STI with grain yield and essential oil yeild, under normal and water deficit stress condition of irrigatin this four indicators were identified as the most effective index for determining drought tolerant populations. According to the four major indices, Bonab, Birjand, Germany (11486) and Hamedan populations were identified as water deficit stress tolerant and Qazyantp and Khorshidabad populations were identified as sensitive to water deficit stress. The comparison results showed that Bonab population was the best a population from the important characteristics such as grain yield, essential oil yield, umbels per plant, grain weight and biomass under normal irrigation conditions and from the umbel per plant under stress conditions.

    Keywords: Correlation, Essential Oil, Fennel, Grain Yield, Water Deficit Stress
  • Marouf Khalili*, Mohamad Ali Ebrahimi, Maryam Rostami Pages 126-132

    In order to evaluate the genetic diversity of quantity and quality of wheat, 30 varieties and lines of wheat were evaluated by SDS-PAGE methode. The banding pattern of glutenin proteins extracted from seed indicated the presence of three subunits in the Glu-A1 gene site, four subunits at Glu-B1 and two subunits at the Glu-D1 site. In the Glu-A1 site, the alleles of the Null, in Glu-B1 site, sub units of 8 + 7 and 18 + 17 and in Glu-D1 site, subunits of 5 + 5 had a the heighest frequency. In this research, the genotypes of Zarin,Pishgham, Azar, Rasoul, Tous, 26 and 29 with genomic score of 10 were identified best genotypes in terms of baking quality. Based on regression analysis of data, allele 2* of loci Glu-A1 explaned 43% of the changes in moisture content, Alleles 2* of Glu-A1 and allele 10 + 5 of Glu-D1 loci justefied 52% of total seed protein variation. Allels 10 + 5 of Glu-D1 locus, allocated 43 percent of Zeleny number variation. Allele 8 + 7 of Glu-B1 locus, showed 40% of hardness variation. Finally alleles 16 + 13 of Glu-B1 locus justifed 38 percent of the starchcontent.

    Keywords: Electrophoresis, Glutenin Subunits (HMW), SDS-PAGE, Wheat
  • Khalil Zaynali Nezhad, Ahad Yamchi, Hasan Soltanloo, Mahendar Thudi, Rajeev Kumar Varshney, Keyvan Mahdavi, Ali Asghar Nasrollahnezhad * Pages 133-141

    Drought causes detrimental effect on growth and productivity of many plants, including crops. Chickpea (Cicer arietinum L.) as one of the most important legume crops is subjected to terminal drought stress in arid and semi-arid regions. Transcription factors (TFs) play key roles during signal transduction and adaptation response to abiotic stresses such as drought. In the present study, TFs were assessed in a transcriptome analysis in the root and the shoot tissues of two contrasting drought responsive kabuli chickpea. Out of 4572 differentially expressed genes, 1806 TFs were identified using search on the plant transcription factor database (PTFD). The highest members (101) of the TFs belonged to bHLH family, followed by ERF (87), kinase superfamily (76), NAC (74), MYB (72), WRKY (72), etc. The comparison of the tolerant (Bivanij) and the sensitive (Hashem) cultivars under drought stress showed that the TFs were differently distributed based on the cultivars and the tissue types. The TF families including B3, NAC, MYB, WRKY, bHLH, etc. had most members in response to the drought stress. Furthermore, the results revealed that several TFs which were involved in abiotic stress-related responses and major biosynthetic pathways such as ABA and proline biosynthesis were up-regulated in the shoot of Bivanij as compared to Hashem indicating the vital role of the shoot for inducing drought tolerance in the tolerant cultivar. As result, these findings help the researches to better understanding of signal transduction and stress-related regulating networks in chickpea and provide the transferring of key TFs and promoting drought tolerance by genetic engineering.

    Keywords: Chickpea, Drought Stress, Signal Transduction, Transcription Factors, Transcriptome
  • Payam Pezeshkpour, Soheila Afkar* Pages 142-151

    Lentil (Lens culinaris), with its ability for nitrogen fixation, maintaining soil moisture and limiting soil erosion helps in increasing soil fertility. In order to compare and classify of 14 lentil genotypes, an experiment was carried out in the randomized complete block design with three replications during the cropping year of 2011-2012. Analysis of variance indicated remarkable diversities among genotypes under study and significant differences were obtained for seed yield, biological yield, 100-grain weight, number of the pod with couple seed and rain efficiency. Mean comparisons also showed the genotype G10 was the best genotypes for seed yield, biological yield, the pod with couple seed and rain efficiency, so this genotype is advisable for culture by farmers. As the per principal component analysis, first five principal components expressed 83% of total variation in which PC I, PC II, PC III, PC IV & PC V accounted for 41%, 14%, 12%, 8% and 6% of total variation, respectively. Cluster analysis, based on the traits studied, using Euclidean distance following Ward’s method with Euclidean distance divided the genotypes into three groups and the maximum distance was between cluster I and III. Thus the genetically diverged genotypes of the clusters could be used as the parent in hybridization program to get desirable genotypes. It can be concluded that there is remarkable genetic variability among studied lentil genotypes, which could be utilized in the screening of desirable parents and genotypes for lentil breeding programs.

    Keywords: Agronomic Traits, Clustering, Genetic Diversity, Lentil, Principle Component
  • Said Navabpour*, Ahad Yamchi, Atefeh Rahmani Pages 152-159

    In order to study the effects of urea fertilizer regime on the differential gene expression of nitrate reductase and agronomic traits in two wheat cultivars, the experiment was carried out in a factorial based on randomized complete block design with four replications in 2012 at research field of Gorgan University of agricultural sciences and natural resources. Experimental treatment included factorial combination of two wheat genotypes (Morvarid cultivar and N8019 line) and two different urea regime (150 kg/ha, by splitting 50 kg at sowing time, and 100 kg at stem elongation, and control (no fertilizer). Root tissue samples were collected at three times including one day and seven days after using fertilizer and at physiologic maturity stage. Nitrate reductase gene expression was measured using Q-PCR technique. Results showed there was significant difference on gene expression using urea in two genotypes. Urea usage has improved all agronomic traits except grain weight. Increases of grain yield were mostly due to more grain number per spike. There was positive significant correlation between gene expression and some traits, such as root length, root dry weight, spike length, grain weight and shoots dry weight. This could be important to introduce a selection index in breeding projects.

    Keywords: Gene Expression, Morphologic Traits, Nitrate Reductase Gene, Urea Fertilizer, Wheat
  • Jamileh Abedi, Ghasem Mohammadinejad*, Amin Baghizadeh Pages 160-167

    In order to identify microsatellite markers linked to some traits of wheat under drought stress at the end of the season, the population included 96 family F2:4 genotypes derived from the cross Kharchia (tolerant parent) and Gaspard (susceptible parent) were evaluated for 2 years. Of the 92 microsatellite markers used to assess parents, 32 markers were polymorphic that located on chromosomes 2B, 2D, 3B, 4A, 4B, 4D, 5A, 5B, 5D, 6B, 7A, 7B, 7D. Based on composite interval mapping was found 3 QTL for plant height trait which were located on chromosome 7B and  the highest QTL with the largest LOD equal to 3.21 was located between Xgwm274 and Xgwm369 and justified 14.3 percent of phenotypic variation. For number of seeds per main spike trait, 1 QTL was detected on chromosome 2B and 1 QTL was identified on the chromosome 4B for harvest index trait. The common position of some of the located QTLs indicates a genetic linkage or pleiotropic effect. The saturation of the desired map and the evaluation of the stability of the studied traits can confirm the ability to identify the controller QTLs and provide the basis for Marker-Assisted Selection.

    Keywords: Bread Wheat, Drought Stress, QTL, SSR
  • Parviz Safari, Mehdi Rahimi*, Seyyedeh Fatemeh Danyali, Ahmad Mahdavi Pages 168-177

    Drought is the main abiotic stress seriously influencing wheat production and quality in Iran. Information about genetic controlling drought tolerance inheritance for grain yield is necessary to determine the type of breeding program as well as develop tolerant cultivars, enabling breeders to choose the most appropriate strategy to breeding trait of interest. In this study, Bayesian inference using Gibbs variable selection (GVS) approach used to identify the most important gene effects related to drought tolerance in context generation mean analysis. For this purpose, field experiments consist of two pairs of crosses with non-tolerant and tolerant cultivars and generations derived from them were carried out across two years as split plot designs based on RCBD with three replications in which main plots assigned to irrigation treatment consist of two levels (well watered and cessation of irrigation at pollination stage) and sub-plots given to the generations. To study the inheritance of any trait in generation mean analysis, joint scaling test is applied. Restrictions of degrees of freedom to number of parameters of model and over- or underestimation of the main and epistatic effects are disadvantages of this method. An alternative approach to obviate these limitations is to perform Bayesian inference and model selection strategies like GVS. GVS using estimation of posterior inclusion probabilities of effects identifies the most discriminant effects in the model. Since the additive, dominance and epistatic gene actions involved in drought tolerance inheritance, methods which utilize all type of gene effects, like recurrent selection followed by pedigree method may be useful for drought tolerance stress improvement. Also hybrid seed production, which utilizes all types of gene effects, may be useful in improving yield in wheat.

    Keywords: Bayesian inference, Generation mean analysis, Joint scaling test
  • Alireza Nabipour*, Mohammad Norouzi Pages 178-187

    Successful reorganization of rice genetic structure to improve grain yield needs extensive information on the traits that influence yield, either directly or indirectly, and the amount of their genetic diversity. In order to assess the genetic diversity of some agronomic traits among the promising lines of rice and their relation to yield, twenty lines along with a superior local check (Fajr) were evaluated under randomized complete blocks with 3 replications at Rice Research Station, Amol, in 2011. Studied traits included number of tillers, panicle length, paddy and grain length, paddy and grain width, plant height, grain shape, number of grains, percentage of filled and empty seeds, thousand grain weight and grain and paddy yield. The results of analysis of variance revealed highly significant differences among the genotypes for all the traits except for grain width. Comparison of means suggested that the lines NA5, NA17, NA9 had higher yields than the other lines. NA5 was also superior in terms of seed weight and grain length. Grain yield had significant correlation with grain length, 1000-grain weight and plant height; however the strongest correlation with yield was related to 1000-grain weight. Based on stepwise regression, plant height and grain weight were entered into path analysis, where grain weight had higher direct and indirect effects than plant height. Therefore, grain weight would be an appropriate criterion for selecting high-yielding genotypes. Cluster analysis using WARD method grouped the lines into 4 clusters.

    Keywords: Cluster analysis, Genetic diversity, Path analysis, Rice
  • Zeinab Taghizadeh, Hossein Sabouri*, Hossein Ali Fallahi, Mahnaz Katouzi, Hossein Hosseini Pages 188-197

    In order to study the genetic diversity and the relationship between yields with some morpho-physiological traits, 103 families of F3 barley derived from cross Badia and Kavir were planted in randomized complete block design in three replications at the research field of Gonbad Kavous University, during 2014-2015. Results showed that grain yield and its components, had high genetic variability, and Significant differences were observed among studied taraits except grain length, leaf length, pedancle diameter, number of spikelets and plant hight. Grain yield had the highest correlation (0.58**) with Spike weight. The results of step wise regression showed that biological yield, harvest index, spike weight and plant hight had high contributions on grain yield. Based on the results of Path analysis the most direct and indirect effects in increasing grain yield, belong to biological yield (0.34) and spike weight (0.15) respectively, So these traits were identified as the most important components affecting on grain yield and can be used as selection criteria for yield improvement. Cluster analysis based on measured traits studied families divided into two groups that there was significant differences some of the traits in the between of groups, and the first group was chosen as desirable group.

    Keywords: Barley, Correlations, Cluster analysis, Genetic diversity, Path analysis
  • Zahra Mezginezhad*, Mohammadghader Ghaderi, Zohre Alizde, Ali Izanloo Pages 198-205

    In order to investigate the effect of iron oxide and zinc oxide nanoparticles on callus viability of Berberis vulgaris L., an experiment was conducted in October 2017 at Birjand Agricultural College. Callus were placed on MS/2 medium containing hormonal compounds (TDZ-BAP) and iron oxide and zinc oxide nanoparticles at different concentrations for 2 months. The experiment was conducted in a completely randomized design with 10 different treatments in three replications. The traits were dry weight, weigh weight, callus area, percent of moisture, viability percent, OD485nm. The results of analysis of variance showed that there was a significant difference between treatments for fresh weight, dry weight, moisture percentage content at 5% level, and the comparison of mean treatments showed that (TDZ + 100 PPM zinc oxide nanoparticles) had the highest callus dry weight, fresh weight and moisture percentage (BAP + 75 PPM zinc oxide ) had the highest bioavailability. Orthogonal comparisons between group treatments showed that (TDZ + 100 PPM nano-iron oxide) had the highest and (TDZ + 75 PPM Zn) had the lowest OD. Overall, the results indicated a positive effect of zinc oxide nanoparticles on reducing browning and highest viability of seedless barberry calluses.

    Keywords: Browning, MS medium, Orthogonal, Tetrazolium, Thidiazuron