فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 535 (هفته سوم شهریورماه 1398)
  • پیاپی 535 (هفته سوم شهریورماه 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/19
  • تعداد عناوین: 5
|
  • حمیدرضا شتابی، سیدجلال هاشمی، یاسر فتونی* صفحات 816-823
    مقدمه

     تعداد قابل توجهی از بیماران تحت عمل جراحی دهان و فک و صورت، نیاز به لوله گذاری نازوتراکئال دارند. در انجام لوله گذاری نازوتراکئال، انتخاب مناسب ترین سوراخ بینی از نظر طبیعی بودن شرایط آناتومیک، می تواند در کاهش زمان لازم برای عبور دادن لوله در بینی و اپیستاکسی موثر باشد. به همین منظور، مطالعه ی حاضر با هدف ارزیابی تاثیر انتخاب مجرای بینی راست یا چپ جهت لوله گذاری نازوتراکئال در بروز عوارض پس از آن صورت گرفت.

    روش ها

    در این مطالعه ی کارآزمایی بالینی، تعداد 111 نفر از بیماران تحت جراحی های فک و صورت تحت لوله گذاری نازوتراکئال از سوراخ چپ بینی (55 نفر) و سوراخ راست بینی (56 نفر) قرار گرفتند. زمان لوله گذاری و عوارضی نظیر خونریزی موضعی، اپیستاکسی، برونکواسپاسم، استفراغ و لوله گذاری ساب موکوزال در تمام بیماران ثبت و بین دو گروه مقایسه گردید.

    یافته ها

    زمان لوله گذاری از سوراخ راست بینی (51/47± 55/27ثانیه)، اختلاف معنی داری با سوراخ چپ بینی (48/85± 57/36ثانیه) نداشت (0/826 = P). در مقابل، بروز اپیستاکسی در لوله گذاری از سوراخ راست بینی (0/25 درصد)، به طور معنی داری کمتر از مجرای چپ بینی (43/6درصد) بود (0/039 = P).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این مطالعه، اگر چه زمان لوله گذاری از دو سمت سوراخ بینی در بین دو گروه اختلاف نداشت، اما بروز اپیستاکسی و شدت آن در لوله گذاری از سوراخ راست بینی به مراتب کمتر از سوراخ چپ بینی بود. بنابراین، به نظر می رسد سوراخ راست بینی در بیماران با بینی به ظاهر طبیعی، می تواند به عنوان یک مسیر لوله گذاری مناسب باشد.

    کلیدواژگان: جراحی های فک و صورت، لوله گذاری، بینی، اپیستاکسی
  • مهناز رعایایی، نادیا نجفی زاده، مهران شریفی، نوشین ناظمی نژاد* صفحات 824-831
    مقدمه

    این مطالعه با هدف تعیین تاثیر کاپتوپریل در پیش گیری و درمان سندرم دست و پا، در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال تحت شیمی درمانی با کپسیتابین انجام شد.

    روش ها

     در یک مطالعه ی کارآزمایی بالینی، 66 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال تحت شیمی درمانی با رژیم حاوی کپسیتابین، در دو گروه 33 نفره توزیع شدند. گروه اول، روزانه 50 میلی گرم کاپتوپریل و گروه شاهد، دارونما با دز مشابه از یک هفته قبل از شروع شیمی درمانی تا پایان دوره ی سوم درمان دریافت کردند. بیماران دو گروه در سه و شش هفته بعد از شروع شیمی درمانی و چهار هفته بعد از پایان سه دوره ی شیمی درمانی، از نظر بروز سندرم دست و پا بررسی و مقایسه شدند.

    یافته ها

    در انتهای مطالعه، 2 نفر (6/1 درصد) از گروه مورد و 8 نفر (24/2درصد) از گروه شاهد مبتلا به سندرم دست و پا بودند (0/039 = P). بروز سندرم دست و پا در دو گروه مورد و شاهد، در سه هفته بعد از شروع درمان، صفر و در شش هفته بعد از شروع درمان در دو گروه مورد و شاهد، به ترتیب 3 مورد (9/1درصد) و 5 مورد (15/2درصد) بود (0/450 = P) و در چهار هفته بعد از اتمام سه دوره ی شیمی درمانی، 2 مورد (6/1درصد) و 8 مورد (24/2درصد) بود (0/039 = P).

    نتیجه گیری

    تجویز کاپتوپریل در بیماران تحت شیمی درمانی حاوی کپسیتابین، باعث کاهش بروز علایم سندرم دست و پا در چهار هفته بعد از اتمام سه دوره ی شیمی درمانی گردید و با توجهبه تشابه پاتوژنز سندرم دست و پا با دیگر اختلالات عروقی، به نظر می رسد تجویز کاپتوپریل با کاهش بروز علایم سندرم دست و پا همراه باشد

    کلیدواژگان: سندرم دست و پا، کاپتوپریل، کپسیتابین
  • بهزاد ناظم *، عظیم هنرمند، نگار رضایی صفحات 832-838
    مقدمه

    امروزه، الکتروشوک درمانی به عنوان یکی از روش های درمانی کارامد در اختلالات روان پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد. با این وجود، هم تحریک اولیه ی ایجاد شده توسط Electroconvulsive therapy (ECT) و هم تشنج ایجاد شده منجر به افزایش تعداد ضربان قلب و فشار خون به شکل قابل توجهی می گردد و به حدی می رسد که در بیماران با خطر بالا، می تواند منجر به ایسکمی و بیماری کرونری گردد. در این مقاله به مقایسه ی اثرگذاری دو دز دارویی لابتالول بر روی تغییرات همودینامیک ناشی از الکتروشوک درمانی پرداخته شد.

    روش ها

    در این مطالعه ی کارآزمایی بالینی تصادفی متقاطع بر روی 36 بیمار، برای دو نوبت درمان ECT به صورت تصادفی، در هر بار یک دز لابتالول شامل دزهای 0/2 و 0/4 میلی گرم/کیلوگرم استفاده گردید. همچنین، تمام بیماران سوکسینیل کولین 0/5 میلی گرم/کیلوگرم و تیوپنتال سدیم با دز 2 میلی گرم/کیلوگرم دریافت نمودند. فشار خون، ضربان قلب، میزان اشباع اکسیژن، مدت ریکاوری و زمان ایجاد تنفس خودبه خودی پس از ECT و عوارض در دو ترکیب درمانی ثبت و مقایسه گردید.

    یافته ها

    در دو گروه میانگین فشار خون متوسط، سیستول و دیاستول تفاوت معنی داری در مقایسه با هم نداشتند و میزان تهوع و استفراغ به طور معنی داری در گروه با دز کم لابتالول نسبت به گروه با دز بالای لابتالول کمتر و این تفاوت معنی دار بود (0/020 = P).

    نتیجه گیری

    هر دو دز 0/2 و 0/4 میلی گرم/کیلوگرم لابتالول، بدون تاثیر بر کیفیت و زمان تشنج، می تواند همودینامیک پایداری را طی الکتروشوک درمانی ایجاد نماید، اما از نظر بروز عوارض، دز کم لابتالول مطلوب تر است.

    کلیدواژگان: الکترو شوک درمانی، لابتالول، هودینامیک
  • ناهید چگنی، سیده خدیجه حسینی، حجت الله شهبازیان، مریم حسن وند* صفحات 839-844
    مقدمه

     امروزه، پرتوهای فوتونی پرانرژی در درمان انواع سرطان ها استفاده ی بسیاری دارد. با این وجود، تولید الکترون به عنوان ذرات آلوده کننده در مسیر فوتون ها، ضرورت تحقیق در این زمینه را فراهم می آورد.

    روش ها

    با استفاده از کد BEAMnrc، کلاهک درمان شتاب دهنده ی Varian2100C/D با انرژی 6 مگاولت شبیه سازی شد و با استفاده از تکنیک های پیشرفته ی کاهش واریانس، منحنی های دز عمقی محور مرکزی به دست آمد و با منحنی های اندازه گیری شده مقایسه گردید. برای محاسبه ی Percentage depth dose (PDD) و پروفایل، از کد DOSXYZ استفاده شد. همچنین، اثر حذف آلودگی الکترونی توسط فیلترهای Al، Pb، (methyl methacrylate)Poly (PMMA)، خلا و کیسه ی هلیم بین ستون هوای کلاهک شتاب دهنده و تخت درمان و ترکیب آن ها بررسی شد.

    یافته ها

    با افزایش Source to surface distance (SSD) و افزایش ستون هوا، انتظار افزایش سهم آلودگی الکترون می رفت، اما نشان داده شد که افزایش ارتفاع ستون هوا، خود مانند یک فیلتر عمل می کند و الکترون های کم انرژی را جذب می کند. حضور هلیم به جای ستون هوا، دز سطحی را تا حدود 10 درصد نسبت به ستون هوا کاهش می دهد و برای عناصر سبک نظیر Al و PMMA نه تنها آلودگی الکترون کاهش نیافت، بلکه افزایش پیدا کرد و تنها برای فیلتر سربی کاهش 3/5 درصد مشاهده گردید.

    نتیجه گیری

    جهت فیلتراسیون آلودگی الکترون ناشی از کلاهک دستگاه و کولیماتورهای ثانویه، استفاده از مواد با عدد اتمی و چگالی بالا و کیسه ی هلیم به طور هم زمان پیشنهاد می شود .

    کلیدواژگان: پرتودرمانی، فوتون ها، الکترون ها، هلیم، فیلتر
  • شبنم شهریوری، زینب باقری، ندا سرای گرد*، حمید لطیفی صفحات 845-856

    با وجود هزینه های هنگفت و زمان بسیاری که در مراحل پیش کارآزمایی های بالینی صرف می شود، بیش از نیمی از فراورده های دارویی به دلیل عدم اثربخشی یا بروز عوارض جانبی از چرخه ی تولید حذف می گردند. این در حالی است که بروز مقاومت های دارویی و تفاوت های فردی، در بیماری های پیچیده ای همچون سرطان و نیز گسترش روزافزون مفهوم پزشکی شخصی، نیاز به ارایه ی مدل های کارآمد و موثر را در بررسی های دارویی بیش از پیش نمایان می سازد. کشت های سلولی، ابزارهای مهمی بررسی های دارویی هستند که در مراحل پیش کارآزمایی بالینی به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرند. امروزه، مسجل شده است که سهم عظیمی از عدم موفقیت مراحل پیش کارآزمایی بالینی به عدم موفقیت کشت های سلولی در شبیه سازی شرایط بدن بر می گردد. به همین دلیل، امروزه ظهور کشت های سه بعدی، پنجره ای جدید را به روی مطالعات دارویی گشوده است. مطالعات متعددی نشان می دهند که شیوه های نوین کشت سلول با توانایی شبیه سازی تعاملات سلول-سلول، سلول- ماتریکس و ایجاد شیب غلظت دارو، اکسیژن، متابولیت ها و مواد غذایی، مشابه با شرایط بدن، به طور مستقیم یا غیر مستقیم (از طریق تاثیرگذاری بر بیان ژن ها و ایجاد فنوتیپ طبیعی)، مطالعات دارویی را قابل اعتمادتر کرده است. به تازگی، برای تطابق بیشتر با بدن، از کشت های سه بعدی در تراشه های میکروسیالی نیز استفاده می شود. ریزتراشه ها، به دلیل اندازه ی نزدیک به سلول ها و عروق بدن، امکان کشت سلول به شیوه ی پویا و غیره، شباهت بیشتری با بدن فراهم می کنند. در مقاله ی پیش رو، ضمن مروری بر روش های مختلف کشت سه بعدی، کاربردهای آن در مطالعات دارویی نیز مطرح می گردد.

    کلیدواژگان: سرطان، ریزتراشه میکروسیالی، کشت سلولی، توسعه و کشف فراورده ی دارو
|
  • Hamidreza Shetabi, Seyyed Jalal Hashemi, Yaser Fatouni Pages 816-823
    Background

    A significant number of patients undergoing maxillofacial surgery needs nasotracheal intubation. In nasotracheal intubation, selecting the most appropriate nostril regarding normal anatomical conditions can be effective in reducing the time needed to pass the tube through the nose and epistaxis. The purpose of this study was to evaluate the effect of choosing right or left nostril on the post nasotracheal intubation complications.

    Methods

    In this study, 111 patients underwent maxillofacial surgery with nasotracheal intubation of the left (n = 55) and the right nostril (n = 56), were enrolled. Intubation time and complications such as bleeding, epistaxis, bronchospasm, vomiting, and submucosal intubation were recorded and compared between the two groups.

    Findings

    The time of intubation through the right nostril with 55.72 ± 51.47 seconds was not significantly different from the left nostril with 57.86±48.88 seconds (P = 0.826). In contrast, the incidence of epistaxis in intubation through the right nostril with 25.0% was significantly lower than the left one with 43.6% (P = 0.039).

    Conclusion

     According to the results of this study, although the time of intubation through the both nostrils was not different between the two groups, the incidence of epistaxis and its severity in the intubation through the right nostril were far less than the left one. Therefore, it seems that the right nostril be an appropriate pathway of intubation in the patients with a natural-looking nose.

    Keywords: Maxillofacial surgery, Intubation, Nose, Epistaxis
  • Mahnaz Roayaei, Nadia Najafizadeh, Mehran Sharifi, Nooshin Nazeminejad* Pages 824-831
    Background

    This study aimed to evaluate the effect of captopril added to standard chemotherapy regimen containing capecitabine in the prevention of hand and foot syndrome in patients with colorectal cancer.

    Methods

    n a clinical trial study, 66 patients with colorectal cancer under chemotherapy with capecitabine-containing regimens were distributed in two groups of 33. The first group received 50 mg of captopril daily and the control group, placebo with a similar dose from one week before commencement of chemotherapy to the end of third course of treatment. Patients in two groups were evaluated for the onset of hand and foot syndrome three and six weeks after starting chemotherapy, and four weeks after the end of third course of chemotherapy.

    Findings

    At the end of our study, 2 patients (6.1%) in the intervention group and 8 patients (24.2%) in the control group suffered from hand and foot syndrome (P = 0.039). Six weeks after the start of treatment, the prevalence of hand and foot syndrome in intervention and control groups was 3 (9.1%) and 5 (15.2%) (P = 0.45), and 2 (6.1%) and 8 (24.2%) cases four weeks after the completion of the three courses of chemotherapy, respectively (P = 0.039).

    Conclusion

     Administration of captopril in patients undergoing chemotherapy with capecitabine-containing regimen reduced symptoms of hand and foot syndrome four weeks after the completion of the three courses of chemotherapy. According to the similarity of the pathogenesis of hand and foot syndrome with other vascular disorders, administration of captopril seems to reduce the symptoms of hand and foot syndrome.

    Keywords: Hand-foot syndrome, Captopril, Capecitabine
  • Azim Honarmand, Negar Rezaei, Behzad Nazem* Pages 832-838
    Background

    Nowadays, electroconvulsive therapy (ECT) is considered as an effective treatment for psychological disorders. The ECT, and induced seizure, stimulates cardiovascular system through parasympathetic system and then sympathetic stimulation. Therefore, heart rate and blood pressure increase significantly to the extent that may cause ischemia and coronary diseases in high-risk patients. In the current study, the effects of two different doses of labetalol treatment on hemodynamic changes during ETC were compared.

    Methods

    The current cross-sectional randomized clinical trial study was conducted on 36 patients underwent two sessions of ECT. Each time, they were randomly treated with one of the labetalol doses of 0.2 or 0.4 mg/kg. Furthermore, all the patients were treated with 0.5 mg/kg succinylcholine and 2 mg/kg sodium thiopental. Blood pressure, heart rate, oxygen saturation, recovery duration, time of spontaneous respiration return following ECT, and dose-related complications were recorded in two groups and compared.

    Findings

    Comparison of two groups presented no statistical differences regarding mean arterial, systolic, and diastolic blood pressure; while nausea and vomiting occurred less in low-dose-treated group (P = 0.020).

    Conclusion

     Both doses of 0.2 and 0.4 mg/kg labetalol could make a stable hemodynamic without affecting the quality and duration of the seizure in negative manner; but low dose of labetalol was accompanied with fewer adverse effects.

    Keywords: Electroconvulsive therapy, Labetalol, Hemodynamics
  • Nahid Chegeni, Seyedeh Khadijeh Hosseini, Hojjatollah Shahbazian, Maryam Hassanvand Pages 839-844
    Background

    Today, high-energy photon beams are widely used in the treatment of all types of cancers. However, the production of electrons as contaminants in the photon pathway provides the necessity for research in this field.

    Methods

    Using BEAMnrc code, a Varian2100C/D accelerator head was simulated with 6 MV energy. Applying the advanced techniques of the variance reduction, Depth Dose curves at the Isocenter were obtained and compared to the measurements.</em> We used DOSXYZ code to calculate the Percentage depth dose (PDD) and profile curves. The effect of eliminating electron contamination by helium bag between the accelerator head and treatment bed, Vacuum, Al, Pb, Poly(methyl methacrylate) (PMMA) filters and their composition were also investigated.

    Findings

    By increasing the source to surface distance (SSD) and the air column, we expected an increase in the contribution of electron contamination, but our results showed that increasing the height of air column acted like a filter and scattered low-energy electrons. The presence of helium instead of the air column reduced the surface dose by about 10% compared to the air column. Electron contamination increased for light elements such as Al and PMMA, and decreased by 3.5% for the lead filter.

    Conclusion

    The use of materials with lower atomic numbers and high densities for filtration of electron contamination of the head of the device and secondary collimators and helium bag is simultaneously proposed.

    Keywords: Radiation therapy, Photons, Electrons, Helium
  • Shabnam Shahrivari, Zeinab Bagheri, Neda Saraygord*, Hamid Latifi Pages 845-856

    Despite the expensive and time-consuming pre-clinical assessments, more than 50% of medicines fail to reach manufacturing cycle due to the low therapeutic index or possible side effects. Moreover, the challenge of drug resistance and person-to-person variation in complex diseases, such as cancer, and the growing concept of personalized medicine has also made a strong demand for more reliable pre-clinical drug assessment models. Cell culture is an essential and widely-used model in pre-clinical trials, but today we know that traditional culture methods fail to mimic the real in-vivo microenvironment, and hence they are proven to be responsible for the trails’ failure. It seems that the problem is going to be solved by the advent of three-dimentional (3D)-cell culture systems in which cell-cell and cell-matrix interaction, as well as the gradients of drugs, oxygen, metabolites, and nutrients, are well designed to efficiently mimic natural conditions, and provide more reliable results for drug assessments. A variety of researchers have purposed that this new paradigm, either directly or indirectly (by affecting gene expression and inducing natural phenotypes), affect cell behavior to meet the challenge of pre-clinical and clinical inconsistency. Recently, 3D-cultures on microfluidic platforms are used to provide a higher level of adaptation to living bodies. Due to the comparable similarity between microchips and living cells scales as well as the body vessels, besides the possibility to run a dynamic culture situation with real physical tension, etc. they are more potent to mimic actual in vivo microenvironment. Therefore, here, we are going to review various models of 3D-cell culture systems, and discuss their impact on pharmaceutical researches.

    Keywords: Cancer, Microfluidic microchips, Cell culture, Drug discovery