فهرست مطالب

فیزیولوژی ورزشی - پیاپی 42 (تابستان 1398)
  • پیاپی 42 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سارا کربلایی فر، عباسعلی گایینی*، محمدرضا کردی، رضا نوری، پدرام قربانی صفحات 17-30

    آنفارکتوس میوکارد، مرگ سلولی غیرقابل برگشت بخشی از عضله قلب به علت فقدان جریان خون است. فرایند مولکولی افزایش چگالی مویرگی در پاسخ به فعالیت و شدت مناسب فعالیت هنوز معلوم نیست؛ بنابراین، این پژوهش با هدف ارزیابی اثر شش هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن های VEGF و COL-18 و نیز گیرنده مشترک آن ها (Flt-1) انجام شد. تعداد 12 سر رت نر نژاد ویستار 10 هفته ای با وزن 250 تا 300 گرم و مبتلابه انفارکتوس میوکارد، در دو گروه تجربی (60 دقیقه دویدن تناوبی روی تردمیل، هر تناوب شامل چهار دقیقه با شدت معادل 90-85 درصد VO2max و دو دقیقه بازیافت فعال با شدت معادل 60-50 درصد VO2max چهار روز در هفته و به مدت شش هفته) و گروه کنترل (بدون مداخله تمرین) قرار گرفتند. بیان ژن های ذکرشده توسط تکنیک PCR بررسی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 18 (α ≥ 0.05) با روش آماری تی مستقل تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که VEGF میوکارد گروه HIITبه طور معناداری بیشتر از گروه کنترل (0.001 ≥P) و Flt-1 میوکارد در گروه HIIT نیز به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (0.001 ≥ P). COL-18 میوکارد در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل تغییر معناداری نداشت (0.340 = P). به طورکلی، شش هفته تمرین تناوبی شدید باعث افزایش عوامل موثر در آنژیوژنز در رت های نر نژاد ویستار پس از وقوع آنفارکتوس میوکارد می شود.

    کلیدواژگان: آنژیوژنز، آنفارکتوس میوکارد، تمرین تناوبی شدید
  • عاطفه احمدنیا*، محمد فشی، محمدرضا اسد صفحات 31-46

    هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر شش هفته تمرین استقامتی تداومی بر بیان ژن کاسپاز-3 و متالوتیونئین-2 بافت بطن چپ موش‌های صحرایی نر سالمند بود. تعداد 14 سر‌ موش صحرایی  (26-24 ماهه و میانگین وزنی 20 ± 380 گرم)، به‌طور تصادفی به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین، تمرین استقامتی تداومی روی تردمیل را به‌مدت شش هفته انجام دادند (65 تا 70 درصد سرعت بیشینه).بیان ژن‌های کاسپاز-3 و ‌متالوتیونئین- 2 بافت بطن چپ با تکنیک Real time PCR سنجیده شد و پس از کمی‌سازی مقادیر بیان ژن، با استفاده از فرمول 2-∆∆ct به‌وسیله روش آماری تی مستقل بررسی شد (P < 0.05). نتایج نشان داد که شش هفته تمرین استقامتی ‌تداومی به کاهش غیرمعنادار بیان ژن کاسپاز-3 (P = 0.078) و افزایش غیرمعنا‌دار بیان ژن متالوتیونئین-2 (P = 0.513) منجر شد. به‌نظر می‌رسد که انجام تمرین‌های استقامتی تداومی در سالمندان خطر آسیب‌های ناشی از آپوپتوز را القا نمی‌کند و می‌تواند در این جمعیت به‌کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: کاسپاز، متالوتیونئین، بافت بطن چپ، فعالیت استقامتی تداومی، آپوپتوز
  • مهدی خوبی*، عبدالحمید حبیبی، محسن قنبرزاده، سعید شاکریان، بهمن میرزایی صفحات 47-60

    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر پیاده‌روی حاد تناوبی با محدودیت جریان خون بر غلظت پروتئین‌های 4EBP1، ERK و P38 عضله اسکلتی مردان غیرفعال بود. پنج مرد غیرفعال سالم در دو جلسه پیاده‌روی حاد تناوبی با محدودیت جریان خون (پنج وهله سه‌دقیقه ای و یک دقیقه استراحت بین هر وهله با 55 درصد بیشینه ضربان قلب همراه با فشار شریان‌بند از فشار اولیه 120 به 160 میلی‌متر جیوه بالای عضله چهارسرران) و پیاده‌روی حاد تناوبی بدون محدودیت جریان خون (پنج وهله سه‌دقیقه‌ای و یک دقیقه استراحت بین هر وهله با 55 درصد بیشینه ضربان قلب) شرکت کردند. نمونه‌برداری از عضله پهن خارجی ران در قبل و سه ساعت پس از تمرین از پای راست آزمودنی‌ها، با فاصله پنج تا 10 سانتی از هم انجام گرفت. میزان پروتئین‌های 4EBP1، ERK و P38 به‌وسیله تکنیک وسترن بلات بررسی شد. از آزمون‌های تی وابسته و تی مستقل پس از کسر نمره پس‌آزمون از پیش‌آزمون، برای تحلیل داده‌های هر دو گروه استفاده شد (P ≤ 0.05). نتایج آزمون تی وابسته تفاوت معناداری را بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون4EBP1  (0.001= P) و  ERK(0.049=P) و نبود تفاوت معناداری را در  P38 (0.452 = P) در گروه پیاده‌روی تناوبی با محدودیت جریان خون نشان داد. تفاوت معناداری نیز بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون ERK (0.012 = P) و نبود تفاوت معنادار4EBP1  (0.064 =P) و  P38(0.122=P) در گروه پیاده‌روی تناوبی بدون محدودیت جریان خون مشاهده شد. نتایج آزمون تی مستقل تفاوت معناداری را بین دو شیوه تمرینی برای متغیرهای4EBP1 (0.068 =P)،ERK (0.091 = P) و  P38(0.827 = P) نشان نداد (P ≥ 0.05). نتایج پژوهش نشان داد که پیاده‌روی حاد تناوبی همراه با محدودیت جریان خون مسیر پیام‌رسانی MAPK را فعال نمی‌کند.

    کلیدواژگان: تمرین پیاده روی، محدودیت جریان خون، هایپرتروفی، سنتز پروتئین
  • زهرا همتی فارسانی، ابراهیم بنی طالبی*، محمد فرامرزی، امین بی غم صادق صفحات 61-78

    هدف از انجام مطالعه حاضر، تاثیر شدت‌های مختلف تمرین مقاومتی و استقامتی بر بیان microRNA-133a (mir-133a)، RUNX2 و گیرنده فعال‌کننده تکثیر پروکسی زوم گاما (PPARγ) در مغز استخوان موش‌های صحرایی نر سالمند نژاد ویستار بود. 40 سر موش صحرایی نر سالمند (میانگین سنی: 23 ماه، میانگین وزن: 27/438 گرم) نژاد ویستار به پنج گروه مساوی هشت‌تایی شامل تمرین‌های مقاومتی و استقامتی با شدت متوسط و شدید و گروه کنترل به‌طور تصادفی تقسیم شدند. تمرین‌های مقاومتی متوسط و شدید به‌ترتیب با شدت 60 درصد و 80 درصد حداکثر ظرفیت حمل ارادی با استفاده از نردبان مقاومتی، تمرین‌ استقامتی با شدت متوسط 70-60 درصد سرعت بیشینه و تمرین‌ استقامتی با شدت شدید 110-80 درصد سرعت بیشینه، با استفاده از تردمیل جوندگان انجام شدند و هر دو نوع تمرین پنج روز در هفته به‌مدت هشتهفته انجام شدند. بعد از پایان دوره تمرین، بیان mir-133a ، RUNX2 و PPARγ در بافت مغز استخوان تیبیا به روش RT–PCR اندازه‌گیری شد. تجزیه‌وتحلیل آماری با استفاده از آزمون کروسکال والیس در سطحP ≤ 0.05 انجام شد. این پژوهش نشان داد که میزان بیان mir-133a0.197) = P)، Runx2 (0.960 =P) و PPARγ0.872) = P) در گروه‌های تمرینی با شدت بالا و متوسط در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری نداشت؛ بنابراین، به‌نظر می‌رسد که تغییرات سلولی متابولیسم استخوان پس از انجام چنین تمرین‌هایی به دوره‌های طولانی‌تر تمرین ورزشی یا اندازه‌گیری‌های دیگری به‌ویژه در سطح پروتئومیکس نیاز دارد که باید در پژوهش‌های آینده بررسی شود.

    کلیدواژگان: mir-133a، RUNX2، PPARγ، تمریناستقامتی و مقاومتی، متابولیسم استخوان
  • سمانه کنشلو، مریم نورشاهی*، مهدی هدایتی، رعنا فیاض میلانی صفحات 79-94

    چاقی و نیاز به کنترل انرژی، درسراسر جهان به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین عوامل در بروز بیماری‌های مزمن محسوب می‌شوند و به‌دلیل انتقال مضرات آن از مادر به فرزند بسیار اهمیت دارند؛ بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرین تناوبی پرشدت در موش صحرایی ماده چاق قبل از بارداری بر زمان خستگی، متیلاسیون ژن‌هایPeroxisome proliferator-activated receptor gamma coactivator 1-alpha (PGC-1α) و سارکولیپین در عضله دوقلوزاده‌های موش بود؛ براین‌اساس، 40 موش صحرایی سه‌ماهه ماده نژاد ویستار خریداری شدند و به چهار گروه مساوی تغذیه پرچرب، (گرم 22 ± 250) کنترل (گرم 30 ± 170)، تمرین + تغذیه پرچرب (گرم 30 ± 240) و تمرین (گرم 33 ± 190) تقسیم شدند. بعد از انجام شش هفته پروتکل تمرین تناوبی شدید، موش‌های ماده باردار شدند و پس از تولد نوزادان، آن‌ها به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول برای بررسی متیلاسیون PGC-1α و سارکولیپین، به روشواکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز اختصاصیتشریح شدند و گروه دوم بعد از دوماه، پروتکل شنا برای سنجش خستگی را انجام دادند. نتایج آزمون آنوای یک‌طرفه نشان داد که کاهش معناداری (P = 0.001) در مقادیر متیلاسیون ژن PGC-1α و افزایش معناداری (P = 0.001) در آزمون سنجش مقاومت به خستگی، بین گروه تمرین با گروه‌های دیگر و گروه تمرین + تغذیه پرچرب با گروه تغذیه پرچرب وجود داشتند؛ بنابراین، انجام تمرین‌های تناوبی شدید قبل از بارداری بر متیلاسیون ژن  PGC-1αو عملکرد ورزشی نوزادان موش صحرایی در مقاومت به خستگی نقش دارد. همچنین، تمرین تناوبی شدید می‌تواند تاثیر ناشی از مصرف غذای پرچرب را کاهش دهد.

    کلیدواژگان: سارکولیپین، اپیژنتیک، تمرین تناوبی پرشدت، PGC-1α
  • حجت الله سیاوشی*، حمید آقا علی نژاد، علی کاشی، محمد علی سمواتی شریف، معصومه هلالی زاده صفحات 95-112

    هدف این پژوهش، نورم‌سنجی آمادگی جسمانی دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی توسط آزمون آمادگی جسمانی استاندارد کانادایی (CSTF) بود؛ براین‌اساس، 314 دانش‌آموز (115 دختر و 199 پسر) کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر (دامنه بهره هوشی: 70-50، سن: 55/2 ± 53/18 سال)، ازطریق مدارس استثنایی استان همدان انتخاب شدند. نخست، قد، وزن، و نمایه توده بدنی دانش‌آموزان سنجیده شدند. سپس، آزمون‌های میدانی انعطاف‌پذیری، استقامت و قدرت ماهیچه‌ای و اکسیژن مصرفی بیشینه (VO2max)، توسط مجموعه آزمون CSTF برآورد شدند. آمار توصیفی، آزمون آنوای یک‌سویه و صدک‌های 20، 40، 60 و 80، برای آنالیز داده‌ها و تدوین هنجارهای آن استفاده شدند.نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دختران و پسران در هریک از متغیرهای استقامت عضلانی، قدرت ماهیچه‌ای و اکسیژن مصرفی بیشینه وجود داشت (0.05 >P)؛ اما انعطاف‌پذیری تفاوت معنا‌داری را نشان نداد (0.05P >). میانگین و انحراف استاندارد آزمون انعطاف‌پذیری 89/9 ± 85/19 (سانتی‌متر)، شنای سوئدی 48/8 ± 89/11 (عدد)، درازونشست 54/9 ± 26/19 (عدد در دقیقه)، قدرت پنجه 64/5 ± 74/14 (کیلوگرم) و ظرفیت هوازی 97/5 ± 51/60 (میلی‌لیتر بر کیلوگرم در دقیقه) بود. داده‌های پژوهش حاضر می‌توانند برای نمره‌دهی و درجه‌بندی دانش‌آموزان دختر و پسر کم‌توان ذهنی استان همدان به‌کار روند.

    کلیدواژگان: آزمون کانادایی، نورم سنجی، کم توان ذهنی، آمادگی بدنی، قدرت، استقامت، انعطاف پذیری
  • احمد رحمانی*، علی گرزی، زهرا محمدی صفحات 113-132

    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر دو الگوی تمرین با نسبت روزهای استراحت به تمرین متفاوت همراه با مصرف عسل طبیعی، بر میزانIL-6  سرم و بیان آن در بافت هیپوکمپ بود. 36 موش صحرایی نر نابالغ در شش گروه کنترل، عسل (10 درصد در آب آشامیدنی)، تمرین تناوبی شدید چهارروزه، تمرین تناوبی شدید چهارروزه + عسل، تمرین تناوبی شدید هفت‌روزه و تمرین تناوبی شدید هفت‌روزه + عسل قرار گرفتند. دوره‌های تمرین چهارروزه (سه روز تمرین و یک روز استراحت) و هفت‌روزه (شش روز تمرین، یک روز استراحت) تناوبی شدید (16-10 متر در دقیقه در هفته اول و 40-36 متر در دقیقه در هفته آخر) به‌مدت یک ماه انجام شد. غلظت IL-6 سرم در گروه تمرین هفت‌روزه نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (P = 0.001). سطوح IL-6 سرم در گروه عسل- تمرین هفت‌روزه پایین‌تر از گروه تمرین هفت‌روزه بدون مکمل (P = 0.018) بود. بین گروه چهارروزه و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود نداشت (P = 0.946). هر دو نوع تمرین‌های هفت‌روزه (P = 0.007) و چهارروزه (P = 0.005) موجب بالاتررفتن معنادار بیان ژن IL-6 هیپوکمپ شدند؛ اما مصرف مکمل عسل در گروه هفت‌روزه (P = 0.583) و چهارروزه (P = 0.983) موجب تعدیل بیان ژن IL-6 هیپوکمپ نشد؛ بنابراین، تمرین‌های تناوبی شدید بیان ژن IL-6 را در هیپوکمپ افزایش می‌دهند؛ اما دوره‌های تمرینی طولانی‌تر موجب افزایش سیستمیک سایتوکاین‌های التهابی می‌شوند. مصرف عسل اثرهای مرکزی تمرین‌های تناوبی شدید را تعدیل نمی‌کند؛ بااین‌حال، می‌تواند التهاب سیستمیک را کاهش دهد. همچنین، اثرهای ضدالتهابی عسل در شرایط غیرتمرینی و غیرالتهابی، مشاهده نمی‌شوند.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید، عسل، اینترلوکین-6، هیپوکمپ
  • صابر رضانژاد، مهدی کارگرفرد*، عفت بمبئی چی، رویا کلیشادی صفحات 133-154

    هدف از انجام این مطالعه، بررسی تاثیر 12 هفته تمرین هوازی با و بدون مصرف مولتی‌ویتامین- مینرال در هوای آلوده بر برخی عوامل ایمونولوژیک مردان سالم بود. تعداد 46 مرد سالم (سن: 1/2 ± 25 سال؛ شاخص توده بدنی: 98/0 ± 83/23 کیلوگرم بر مترمربع) به‌طور تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی همراه با مکمل (11 نفر)، تمرین هوازی به‌تنهایی (11 نفر)، مکمل به‌تنهایی (12 نفر) و کنترل (12 نفر) در هوای آلوده با میانگین شاخص هوای ناسالم قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل 90 دقیقه تمرین هوازی، سه جلسه در هفته با شدت 85-60 درصد ضربان قلب ذخیره بیشینه به‌مدت 12 هفته بود. علاوه‌براین، از شرکت‌کنندگان گروه تمرین همراه با مکمل خواسته شد که 500 میلی‌گرم مولتی‌ویتامین- مینرال به‌مدت 12 هفته مصرف کنند. تعداد گلبول‌های سفید، نوتروفیل‌ها، لنفوسیت‌ها، مونوسیت‌ها، ائوزینوفیل‌ها و بازوفیل‌ها، سطوح کوتیزول و ایمونوگلوبین A بزاقی به‌ترتیب با روش‌های سل کانتر، الیزا و ایمونودیفیوزیون در حالت پایه و در پایان 12 هفته مداخله اندازه گیری شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری تکراری تجزیه‌وتحلیل شدند. پس از مداخله، افزایش معناداری در سلول‌های ایمنی و سطوح کورتیزول (P = 0.047) در گروه تمرین (P = 0.01)، و کاهش معناداری در لنفوسیت‌ها (P = 0.001)، مونوسیت‌ها (P = 0.01) و بازوفیل‌ها (P = 0.041) در گروه مکمل وجود داشت. همچنین، سطوح ایمونوگلوبین بزاقی آدر گروه تمرین همراه با مصرف مکمل، به‌طور معناداری افزایش یافتند (P = 0.01)؛ درحالی‌که در دیگر گروه‌ها بدون تغییر ماندند. نتایج نشان داد که تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل موجب بهبودی در برخی عوامل ایمنی در هوای آلوده می‌شود؛ بااین‌حال، برای دستیابی به نتایج قطعی‌تر به بررسی‌های بیشتری نیاز است.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، مولتیویتامین مینرال، ایمنی، ایمونوگلوبین آ، کورتیزول، هوای آلوده
|
  • S. Karbalaeifar, A. A. Gaeini*, M. R. Kordi, R Nuri, P Ghorbani Pages 17-30

    Myocardial infarction (MI) is cell death in part of the myocardial during an Ischemia. Cell process in response to activity and appropriate intensity is not clear yet. Therefore, this research done to evaluate the effect of 6 weeks high intensity interval training (HIIT) on expression of VEGF, COL-18 and their common receptor (Flt-1) genes. For this purpose, 12 Wistar male rats with 10 weeks old and average weight 250-300 gr that infected to myocardial infarction and they were designed in to two groups of experimental (60 minutes of interval running on treadmills that each interval is 4 minutes with the 85-90 percent of Vo2max and 2 minutes of active rest at 50-60 percent of Vo2max for four days in a week and during a period of 6 weeks) and control group (without any training) . Genes expression was investigated by the PCR technique and data were analyzed by the SPSS 18 with T test (α≤0.05). The findings of present study showed that the amount of VEGF in HIIT (6.397 mg/ml) is significantly much more than the control group (1.002 mg/ml) (P=0.001) and the amount of Flt-1 in HIIT group (8.927 mg/ml) was also significantly much more than control group (1.380 mg/ml) (P≤0.001) . and the amount of COL-18 in HIIT group (1.724 mg/ml) was not significantly more than control group (1.265 mg/ml) (P≤0.340). In general, 6 weeks of HIIT can effective on angiogenesis factors after MI in male Wistar rats.

    Keywords: Angiogenesis, Myocardial Infarction, High Intensity Interval Training
  • A. Ahmadnia*, M. Fashi, M. R. Asad Pages 31-46

    The aim of this study was to evaluation the effect of 6 weeks continuous endurance training (CET) on Caspase-3 and metallothionein-2 in left ventricular Cardiac tissue of male rats.14 elderly male rats divided to two group’s control (n=7) and endurance training (n=7) (65% - 70% maximum speed). Gene expression of Caspase-3 and metallothionein-2 were assessment by Real time - PCR and the quantification of gene expression levels using the formula 2-ΔΔct were used by Independent t-test. The results showed that the 6 weeks of d CET leads to non-significant decrease in Gene expression of Caspase-3 (P=0.078) and non-significant increase of metallothionein-2 (P=0.513). It seems, continuous endurance training does not to cause apoptotic damage in elderly people and can be used in this population.

    Keywords: Caspase-3, Metallothionein-2, Left Ventricular Tissue, Continuous Endurance Activity, Apoptosis
  • M. Khoubi*, A. Habibi, M. Ghanbarzadeh, S. Shakerian, B. Mirzaii Pages 47-60

    The purpose of the study was to investigate of effect of acute interval walking with blood flow restriction on 4EBP1, ERK and P38 proteins of skeletal muscle in inactive men. Five healthy sedentary were participated in 2 sessions including acute interval walking- BFR (5 intervals 3-min walking at 55% MHR and 1 min at rest with BFR) and acute interval walking (5 intervals 3-min walking at 55% MHR and 1 min at rest without BFR). Sampling of Vastus lateralis muscle before and 3 hours after the training from the right foot of the subjects at a distance of 5 to 10 cm. 4EBP1, ERK and P38 proteins concentration evaluated by Western blotting. Dependent t-test and and Independent t-test was used to analyze the data after subtracting the post-test score from the pre-test. However, there was a significant difference between the pre and post test for 4EBP1 (P = 0.001) and ERK (P = 0.049) in the blood flow restriction group. There was no significant difference between pre and post test of P38 (P = 0.452).significant difference was observed for ERK (P = 0.012) in acute interval walking.and (P = 0.049). There was no significant difference between pre and post test of 4EBP1(P = 0.064) and P38 (P = 0.122). No significant difference was found between two group for concentration of 4EBP1 (P=0.068), P38 (P-0.091) and ERK (P=0.827), (P ≥ 0.05). This study has shown that, Acute interval walking with blood flow restriction does not activate MAPK pathway signaling in inactive men.

    Keywords: Walking, Blood Flow Restriction, Hypertrophy, Protein Synthesis
  • Z. Hemati Farsani, E. Banitalebi*, M. Faramarzi, A. Bigham Sadegh Pages 61-78

    aging is known as a low bone mass and microarchitectural deterioration of bone tissue, resulting in increased risk of fracture. However, appropriate exercise for the prevention and treatment of osteoporosis has not been determined. The aim of this study was to determine the effects of compare effects of aerobic and resistance exercise training protocols with different intensities on microRNA-133a (mir-133a), Runx2 and Peroxisome proliferator-activated receptors-gamma (PPARγ) in bone marrow Wistar elderly rats. This experimental study was done on 40 Wistar male rats (23-month-old and with an average weight of 441.75 gram). They were randomly divided into five equal groups (n=8) include moderate (60% Maximum voluntary carrying capacity) or high (80% Maximum voluntary carrying capacity) intensity resistance training, moderate (60-110% Maximum speed) or high (80-110% Maximum speed) intensity endurance training and control. The two training groups completed 8 weeks of training program, 5 days a week according to resistance or endurance protocols. After completing training, expression of mir-133a, Runx2 and PPARγ on bone marrow were measured RT-PCR. The statistical analysis was performed using Kruskal-Wallis test with significance level of P

    Keywords: Bone Metabolism, Mir-133a, Runx2, Endurance, Resistance Training, PPAR
  • S. Koneshlou, M. Nourshahi*, M. Hedayati, R. Fayaz milani Pages 79-94

    Obesity and the need to control energy is considered to be one of the most important factors in the outbreak of chronic diseases all over the world. It must be taken into account due to transmission of its adverse effects from mother to offspring. Accordingly, the present study aims to investigate the effect of high-intensity periodic training in obese female rats before pregnancy on fatigue time, methylation of Peroxisome proliferator-activated receptor gamma coactivator 1-alpha (PGC-1α) and sarcolipin genes in the Gastrocnemius Muscles of their offspring. To achieve this goal, 40 three-month-old Wistar female rats were bought and categorized into four groups: high-fat diet (250±22 g), control (170±30 g), training with high-fat diet (240±30 g) and training (190±33 g). The female rats became pregnant after six weeks of HIIT protocol. Their offsprings were divided, after birth, into two groups. By using specific PCR method, the first group were dissected to examine methylation of PGC-1α and sarcolipin. The second group performed swimming protocol after two months to assess fatigue level. One-way ANOVA test results demonstrated a significant decrease (P=0,001) in PGC-1α gene methylation amounts and a significant increase (P=0,001) in resistance to fatigue test between training group and the other groups and between training with high-fat diet group and high-fat diet group. Hence, HIIT before pregnancy in influential on PGC-1α gene methylation and the performance of rats’ offsprings (resistance to fatigue). Additionally, HIIT can reduce the effects of high-fat foods.

    Keywords: Sarcolipin, Epigenetic, High-Intensity Interval Training, PGC
  • H. Siavoshy*, H. Agha Alinejad, A. Kashi, M. Ali Samavati Sharif, M.Helalizadeh Pages 95-112
    The aim

    of this research was providing normative data for physical fitness of intellectual disability students by the Canadian Standardized Test of Fitness (CSTF). For this purpose, 314 students (115 females, 199 male) with educable intellectual disability (IQ Score: 50-70; age: 18.53±2.55 years) were selected from Special schools in Hamadan province.

    Methods

    At first, the height, weight, and body mass index (BMI) of the students were measured. Then, flexibility, muscle endurance, muscle strength, and maximum oxygen uptake (VO2max), were estimated by the CSTF battery test. Descriptive statistics, One-way ANOVA test, and Percentiles 20, 40, 60 and 80 were used to make the normative data and analyze the data.

    Results

    There was a significant difference between females and males in muscle endurance and strength, and Vo2max levels (P<0.05). Flexibility did not show a significant difference (P>0.05). The mean and standard deviation of sit and reach test was 19.85±9.89 (cm), push-up was 11.89±8.48 (n), sit-up was 19.26±9.54 (n/min), hand grip was 14.74±5.64 (kg), and Vo2max was 60.51±5.97 (ml/kg.min) for all participants.

    Conclusion

    This normative data can be used for scoring and grading of female and male intellectual disability students of Hamedan province.

    Keywords: Canadian Test, Norms, Intellectual Disability, Physical Fitness, Strength, Endurance, Flexibility
  • A. Rahmani*, A. Gorzi, Z. Mohammadi Pages 113-132

    This study was designed to investigate the effects of two models of training with different days of rest-to-training ratios of high-intensity interval training (HIIT) and natural honey supplementation on serum interleukin-6 (IL-6) and its expression in the hippocampus of immature Wistar rats. Thirty-six male rats were randomly assigned into six groups: control; honey (10% in drinking water); 4-day strenuous interval training; 4-day strenuous interval training+honey; 7-day strenuous interval training; and 7-day strenuous interval training+honey. They underwent HIIT (from 10-16 m/min in the first week to 36-40 in the last week) during 4-day (three days training, one day rest) and 7-day (six days training, one day rest) models for a month. Results demonstrated that the serum concentration of IL-6 was significantly (P=0.001) higher in the 7-day program in comparison with the control group.  Supplementation with honey in the 7-day group resulted in a lower level of serum IL-6 compared with 7-day group alone (P=0.018). There was no significant difference between four days and control groups (P=0.946). Both 7-day (P=0.007) and 4-day (P=0.005) training programs lead to a significantly higher level of gene expression of IL-6 in the hippocampus. However, honey supplementation didn’t modulate hippocampal gene expression in 4-day-honey (P=0.983) and 7-day-honey groups (P=0.583). Therefore, HIIT increases hippocampal gene expression of IL-6; however, longer period of training cause increase systemic inflammatory cytokines. Although honey supplementation couldn't adjust the central effect of the intensive interval training, it can ameliorate systemic inflammation. Also, honey hasn't anti-inflammatory effect in non-training and non-inflammatory conditions.

    Keywords: High Intensity Interval Training, Honey, IL-6, Hippocampus
  • S. Rezanejad, M. Kargarfard*, E. Bambaeichi, R. Kelishadi Pages 133-154

    The purpose of this study was to examine the effects of 12 weeks of aerobic training with and without consumption multivitamin minerals supplementation in polluted air on some immunological factors in healthy men. 46 healthy men (age: 25 ± 2.2; BMI:23.83 ± 0.98 kg/m2</sup>), were randomly assigned into 4 groups: aerobic training with multivitamin minerals supplement (AT+MS, n=11); aerobic training only (AT, n=11); multivitamin minerals supplement only (MS, n=12) and control (C, n=12) in polluted air with an average unhealthy index. The exercise program consisted 90 min aerobic training, 3 times weekly on non-consecutive days at 60-85% of heart rate reserve (HRR) for 12 weeks. Participants in the AT+MS group were additionally asked to consume 500 mg multivitamin-mineral supplement daily for 12 weeks. White blood cells, neutrophils, lymphocytes, monocytes, eosinophils and basophils, cortisol levels, and salivary immunoglobulin A were measured by cell Counter, ELISA and immunodefusion techniques in baseline and at the end of 12 weeks of intervention. The data were analyzed using repeated-measures analysis of variance. After intervention, there was significant increase in the number of all immune cells (P=0.01) cortisol levels (P=0.047) in the AT group and a significant decrease in the number of lymphocytes (P=0.001), monocytes (P=0.01) and basophile (P=0.041) in the MS group. Also, the s-IgA levels increased significantly (P=0.047) in the AT+SM group, but remained unchanged in the other groups. The results of the study showed that aerobic training combined with multivitamin minerals supplementation causes improvement in some of the immunological factors in the polluted air. However, to achieve more conclusive results, further investigation is needed.

    Keywords: Aerobic Training, Multivitamin Mineral, Immunity, Immunoglobulin A, Cortisol, Polluted Air