فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 4 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • پریا اکبری*، زهرا امینی صفحات 1-10

    در تحقیق حاضر، عصاره پلی ساکارید محلول در آب جلبک پادینا (Padina australis) در غلظت های 0، 0/5، 1 و 1/5 گرم بر کیلوگرم غذا برای سنجش توانایی عصاره در بهبود فعالیت آنزیم های گوارشی و شاخص های بیوشیمیایی به جیره غذایی میگوی پا سفید غربی (Litopenaus vannamei) با میانگین وزنی 0/1± 1 گرم اضافه شد. بر طبق تغذیه از این رژیم های غذایی به مدت 60 روز، بیشترین فعالیت آنزیم های پروتئاز و لیپاز در تیمار حاوی 1/5 گرم عصاره پلی ساکارید جلبک بر کیلوگرم غذا مشاهده شد (0/05 >p). سطح آلبومین و پروتئین تام در تیمارهای حاوی سطوح مختلف عصاره پلی ساکارید جلبک بیشتر از تیمار شاهد بود (0/05 > p). کمترین میزان گلوکز، تری گلیسرید، کلسترول، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز در تیمار حاوی 1/5 گرم عصاره پلی ساکارید جلبک بر کیلوگرم غذا مشاهده شد که اختلاف معنی داری را در مقایسه با سایر تیمارها نشان دادند (0/05 > p). نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از 1/5 گرم عصاره پلی ساکارید جلبک پادینا بر کیلوگرم غذا ممکن است عملکرد هضم، سلامت کبد و سیستم ایمنی غیر اختصاصی میگوی پاسفید غربی را افزایش دهد.

    کلیدواژگان: عصاره پلی ساکارید، جلبک پادینا، میگوی پاسفید غربی، آنزیم های گوارشی، فراسنجه های بیوشیمیایی
  • علی بختیاری، عباس علی گایینی*، سیروس چوبینه، محمدرضا کردی، مهدی هدایتی صفحات 11-20

    تمرین استقامتی به افزایش پروتئین ها، آنزیم ها و عملکرد میتوکندریایی در نمونه های انسانی و حیوانی منجر می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه 12 هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) و تداومی با شدت متوسط (MICT) بر بیان پروتئین های میتوکندریایی PGC-1a و TFAM در عضله دوقلو رت های سالمند بود. در این مطالعه تعداد 45 رت نژاد ویستار سالمند 22 ماهه (325-375 گرم) تصادفی به سه گروه HIIT، تمرین تداومی با MICT و گروه کنترل تقسیم شدند. تمرین ورزشی در گروه HIIT در هفته اول 20 دقیقه(2 دقیقه با شدت 85 تا 90 درصد VO2max و 2 دقیقه بازیافت (با شدت 45 تا 50 درصد VO2max) آغاز شد و در هفته دوازدهم به 48 دقیقه رسید. برنامه تمرینی در گروه MICT با 20 دقیقه (با شدت 65 تا 70 درصد VO2max) آغاز و در هفته دوازدهم به 48 دقیقه رسید. مقادیر بیان پروتئین های PGC-1α و Tfam عضله دوقلو به روش وسترن بلات سنجیده شد. از روش آماری تحلیل واریانس-یک راهه برای تجزیه تحلیل داده ها استفاده شد. بیان پروتئین PGC-1α در دو گروه HIIT (0/001 > p) و MICT (0/01> p) در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت. همچنین، مقادیر پروتئین PGC-1α در گروه HIIT در مقایسه با گروه MICT افزایش معناداری داشت (0/01 > p). بیان پروتئین Tfam  در گروه HIIT (0/01 > p) و MICT (0/05 > p) در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت.  HIIT در مقایسه با MICT به افزایش بیشتر بیان پروتئین های PGC-1α و Tfam در عضله دوقلوی رت های سالمند شده منجر است.

    کلیدواژگان: زیست زایی میتوکندریایی، سالمندی، تمرین تناوبی خیلی شدید، تمرین تداومی با شدت متوسط
  • ناهید بیژه*، فرشته کوره پز، فاطمه دارینی صفحات 21-34

    مصرف اطریفل صغیر و تمرین هوازی می تواند از راه های مختلف ازجمله افزایش متابولیسم بدن بر چاقی تاثیر بگذارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر چهار هفته تمرین هوازی با و بدون مصرف مکمل اطریفل صغیر بر سطوح نیم رخ لیپیدی و ترکیب بدنی در دختران چاق و دارای اضافه وزن بود. در این مطالعه نیمه تجربی 36 دختر چاق و دارای اضافه وزن بر اساس برخی معیارها انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه 1) تمرین+دارونما 2) مکمل 3) تمرین + مکمل 4) دارونما قرار گرفتند. گروه های اول و سوم به مدت 4 هفته  به اجرای تمرینات هوازی پرداختند و گروه دوم و سوم در طی این مدت روزانه 10گرم اطرفیل صغیر مصرف کردند. 48 ساعت قبل و بعد از پروتکل پژوهش نمونهگیری خون و سنجش ترکیب بدنی جهت سنجش متغیرها انجام شد. داده ها از طریق تی همبسته، آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و تست توکی در سطح معناداری 0/05 تحلیل شد. پژوهش حاضر سبب کاهش معنادار سطح نیم رخ لیپیدی شامل: کلسترول (0/0012 =p)، تری گلیسرید (0/039 = p)، لیپوپروتئین با چگالی پایین (0/001 = p)، لیپوپروتئین با چگالی بالا (0/004 = p)، لیپوپروتئین با چگالی خیلی پایین (0/05 = p)، محیط شکم (0/009 = p) و درصد چربی بدن (0/025 = p) در گروه تمرین + دارونما شد. همچنین کاهش معنادار در شاخص سطح گلوکز ناشتایی (0/043 = p)، نسبت دورکمر به دور لگن (0/001 = p)، محیط شکم (0/042 = p) ودرصد چربی بدن (0/001 = p) در گروه مکمل دیده شد. کاهش معنادار سطح گلوکز (0/003= p)، محیط شکم (0/015 = p)،  درصد چربی بدن (0/001 = p) و شاخص توده بدنی (0/020 = p) در گروه تمرین مکمل نشان داده شد. با توجه به کاهش معنادار درصد چربی بدن و برخی شاخص های آنتروپومتری در گروه های تجربی پیشنهاد می شود دختران چاق برای بهبود ترکیب بدن از مکمل اطریفل صغیر به همراه تمرین هوازی بهره ببرند.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، اطریفل صغیر، نیم رخ لیپیدی، ترکیب بدن
  • زهرا سرحدی، پروین تراب زاده*، مینا رمضانی صفحات 35-45

    گیاه اسطوخودوس دارای اثرات زیادی چون ضد درد، ضدافسردگی، قاعده آور، کاهنده ی قند خون، آرامبخشی و خاصیت آنتی اکسیدانی می‎باشد. هدف مطالعه ی حاضر بررسی اثرات تراتوژنیک عصاره ی آبی گیاه اسطوخودوس (Lavandula angustifolia) بر روی رشد و نمو جنین های موش ماده BALB/cدر روزهای 3، 4، 5 و 6 بارداری است. در مطالعه انجام شده 60 سر موش کوچک آزمایشگاهی ماده ی بالغ در محدوده ی وزنی 26-28 گرمی را پس از جفت گیری و مشاهده پلاک واژنی، به صورت تصادفی به 6 گروه 10 تایی شامل گروه کنترل و شم و چهار گروه تجربی تقسیم شدندو عصاره آبی گیاه اسطوخودوس با دوز 15 میلی گرم بر کیلوگرم وزن موش، در روزهای 3، 4، 5 و 6 بارداری به صورت درون صفاقی به آنها تزریق شد. در روز 16 بارداری موش‎ها بیهوش شدند. پس از تشریح، جنین‏ها از نظرمورفولوژیکی مورد بررسی قرار گرفتند و هیستوگرام ها و جداول مربوطه تهیه گردید. نتایج بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS23 و آزمون one way ANOVA، انجام تست توکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. سطوح معناداری آزمون 0/001 > p و 0/05 > p در نظر گرفته شد. در بررسی‏های انجام شده گروه های کنترل و شم ناهنجاری نداشنتد ولی ناهنجاری‏های شدید انحراف اندام حرکتی از محور تقارن، بیرون زدگی مغز وعدم تشکیل مغز، و انحراف از ستون فقرات، خونریزی، بیرون زدگی نخاع، بیرون زدگی چشم، عدم تشکیل اندام حرکتی، عدم تشکیل گوش و چشم، اگزوهپاتیک در جنین ها مشاهده شد. میزان ناهنجاری های انحراف اندام حرکتی از محور تقارن و خونریزی در گروه تجربی4 به ترتیب با100 و 96 درصد و در گروه تجربی3 ناهنجاری خونریزی70 و در گروه تجربی2 ناهنجاری انحراف از محور تقارن 55 درصد مشاهده شد. باتوجه نتایج این پژوهش احتمالا عصاره ی آبی گیاه اسطوخودوس می تواند به علت ترکیبات لینالولی، باعث ایجاد ناهنجاری در جنین های موش شود، لذا مصرف این گیاه در دوران بارداری توصیه نمی شود.

    کلیدواژگان: عصاره ی آبیاسطوخودوس، جنین، ناهنجاری، موش مادهBALB
  • حدیده معبودی*، نرگس جوادزاده، محسن عباسی صفحات 47-55

    با توجه به عوارض اجتناب ناپذیر داروهای بیهوش کننده در آبزی پروری، بررسی های خونی و بیوشیمیایی یکی از راه های بسیار مناسب برای شناسایی اثرات جانبی آنها است. هدف از این مطالعه مقایسه اثر غلظت و زمان دو ماده بیهوشی 2- فنوکسی اتانول و MS-222 بر شاخص های استرس)گلوکز و کورتیزول) خون ماهی شیربت (Barbus grypus) بود. برای این منظور تعداد 100 قطعه ماهی شیربت با میانگین وزن 5±50 گرم برای بیهوشی با ماده 2-فنوکسی اتانول با غلظت های 200، 300 و 400 میکرو لیتر در لیتر و  برای ماده بیهوشی MS222 با غلظت های 40، 50 و 80 میلی گرم در لیتر و یک گروه نیز به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. برای هر ماده پس از رسیدن ماهیان به مرحله 4 و 5 بیهوشی، زمان بیهوشی ثبت و سپس در غلظت موثر خون گیری در فواصل زمانی 3 دقیقه، 6 ساعت، 12 ساعت و 24 ساعت انجام شد. با توجه به نتایج به دست آمده دوز موثر بیهوشی برای 2-فنوکسی اتانول 300 میکرو لیتر/لیتر و برایMS222  50 میلی گرم/لیتر محاسبه شد. همچنین نشان داده شد ماده بیهوشی MS222 و 2-فنوکسی اتانول از دقایق اولیه پس از بیهوشی ماهی با افزایش هورمون کورتیزول سبب افزایش میزان گلوکز خون می شوند این اثرات افزایشی تا 24 ساعت پس از بیهوشی نیز در خون ماهی دیده می شود. مقایسه دو ماده بیهوشی بر فاکتورهای استرس نشان داد تاثیر هر دو ماده سبب افزایش فاکتورهای استرس شده اما اثرات افزایشی 2-فنوکسی اتانول بیشتر است و بین کورتیزول و گلوکز همبستگی مستقیمی وجود دارد. لذا دو ماده بیهوشی بکار رفته سبب القاء استرس در گونه موردمطالعه شده است.

    کلیدواژگان: 2-فنوکسی اتانول، MS222، کورتیزول، گلوکز، ماهی شیربت
  • مجید غلامی *، مهرداد استادپور صفحات 57-63

    در این بررسی تاثیر داروی سالینومایسین و لازالوسید بر دفع اووسیست کوکسیدیا در شش گروه مختلف جوجه گوشتی مورد مطالعه قرار گرفت. گروه های 1 و 2 دریافت کننده لازالوسید و گروه های 3 و 4 دریافت کننده سالینومایسین بودند. گروه های 2 و 4 علاوه بر دریافت دارو، در سن 14روزگی سوسپانسیونی از 4 گونه شایع آیمریا دریافت نمودند. علاوه بر این، گروه 5 به عنوان کنترل منفی از دارو استفاده نکرده و مورد چالش نیز قرار نگرفت. گروه 6 به عنوان کنترل مثبت در سن 14 روزگی فقط مخلوط آیمریا را دریافت نمود. در 7، 14 و 21 روز پس از تلقیح، تعداد اووسیست مدفوع در هر شش گروه شمارش شد. علاوه بر آن، میزان مصرف خوراک، اضافه وزن و ضریب تبدیل غذایی در طول دوره پروش به طور تجمعی محاسبه و مقایسه شد. مقایسه میزان دفع اووسیت در گروه های دریافت کننده دارو و اووسیت نشان داد کمترین دفع اووسیت در گروه های دریافت کننده سالینومایسین و لازالوسید مشاهده می گردد که مصرف مداوم این داروها منجر به کاهش دفع اووسیست می گردد. بیشترین اضافه وزن، کمترین مصرف خوراک و کمترین ضریب غذایی مربوط به گرو ه های دریافت کننده سالینومایسین و لازالوسید می باشد. همچنین از نظر آماری اختلاف معنی داری بین دو داروی سالینومایسین و لازالوسید وجود ندارد. لذا می توان بیان کرد داروی سالینومایسین یا لازالوسید می توانند باعث کاهش دفع اووسیست و بهبود شاخص های رشد در جوجه های آلوده به گونه های آیمریای شایع در ایران شوند.

    کلیدواژگان: کوکسیدیوز، آیمریا، سالینومایسین، لازالوسید، جوجه گوشتی
  • نازنین فتحی، زهرا کشت مند* صفحات 65-74

    سموم شیمیایی موجب اختلال عملکرد کبد می شود .هدف از این بررسی مطالعه اثر پروبیوتیک های باسیلوس کوآگولانس و لاکتوباسیلوس کازئی بر آسیب کبدی ایجاد شده توسط تتراکلرید کربن درموش های صحرایی نر می باشد. در این مطالعه تجربی  تعداد 40 موش نر بالغ نژاد ویستار به پنج گروه تقسیم شدند کنترل (نرمال سالین روزانه 0/5 میلی لیتر)، شم (روغن زیتون روزانه 0/5 میلی لیتر)، شاهد (تتراکلریدکربن با نسبت 1:1 با روغن زیتون، 2 میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن، یکبار) و گروه های تیمار)تتراکلریدکربن یا  پروبیوتیک های باسیلوس کواگولانس یا لاکتوباسیلوس کازئی). آسیب کبدی با تزریق داخل صفاقی تتراکلریدکربن القا و تیمار با پروبیوتیک با دوز CFU 109 به مدت 35 روز به صورت گاواژ انجام شد.یک روز پس از آخرین گاواژ، میزان آنزیم های کبدی سنجیده شده  و هیستولوژی بافت کبد با رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین بررسی گردید. داده های به دست آمده با استفاده از anova یک طرفه، تست توکی و p value کمتر از 0/05 ارزیابی شد. یافته های این مطالعه نشان می دهد، سطح آنزیم های بافت کبد درگروه دریافت کننده تتراکلریدکربن  در مقایسه با گروه کنترل و شم افزایش معنی داری داشته است (0/05>p). در حالی که در گروه های تیمار کاهش معنی داری را در مقایسه با گروه دریافت کننده تتراکلریدکربن نشان داد (0/001>p). همچنین آسیب بافت کبدی درگروه های دریافت کننده تتراکلریدکربن در مقایسه با گروه کنترلو شم نشان داده شد (0/001 >p).درگروه های آسیب دیده بافت کبدی تیمار شده با پروبیوتیک ها بهبودی در بافت کبد در مقایسه با گروه دریافت کننده تتراکلرید کربن مشاهده گردید (0/05 >p). احتمالا، پروبیوتیک های باسیلوس کواگولانس و لاکتوباسیلوس کازئی با تحریک ترشح ترکیبات با خاصیت آنتی اکسیدانی و ضد التهابی ، اثرات مخرب تتراکلریدکربن در بافت کبد را کاهش می دهند.

    کلیدواژگان: تتراکلرید کربن، باسیلوس کواگولانس، لاکتوباسیلوس کازئی، کبد، موش صحرایی
  • مهران مسلمی*، رقیه صالحانی، شهریار مهدی ابادی صفحات 75-86

    جهت بررسی اثر پوشش نایسین و عصاره گیاه رزماری (Rosmarinus officinalis) بر روی شاخص های حسی و فساد میکروبی ماهی قزل آلای رنگین کمان در شرایط نگهداری سرد از چهار گروه تیمار شامل: تیمار شاهد (فیله های بدون پوشش)، فیله پوشش داده شده با نایسین 0/1 درصد، فیله پوشش داده شده با نایسین 0/5 درصد و 1 درصد عصاره گیاه رزماری و فیله پوشش داده شده با نایسین 0/1درصد و 2 درصد عصاره گیاه رزماری استفاده شد. آزمون های کنترل کیفی شامل آزمون های میکروبی؛ شمارش تعداد شمارش کلی باکتری ها، شمارش باکتری های سرماگرا و شمارش باکتری های اسید لاکتیک و ارزیابی های حسی؛ رنگ، بو و بافت هر 4 روز یک بار به مدت 12 روز انجام شدند. نتایج نشان دادند با افزایش زمان نگهدای تعداد کلی باکتری ها، باکتری های سرماگرا و باکتری های اسید لاکتیک و شاخص های رنگ، بو و بافت در تیمارهای شاهد افزایش معنی داری داشت (P<0/05). اثر پوشش با نایسین 5/0 درصد - 1 و 2 درصد عصاره گیاه رزماری بر تعداد کلی باکتری ها، باکتری های سرماگرا و باکتری های اسید لاکتیک و شاخص های رنگ، بو و بافت در طی دوره نگهداری معنی دار بود (05/0p <)، تیمارهای پوشش داده شده با نایسین 0/1، نسبت به دو تیمار فوق اثر قابل توجهی در کنترل فساد نمونه ها نداشت. بر اساس نتایج این پژوهش استفاده دوزهای بالاتر عصاره گیاه رزماری در افزایش زمان ماندگاری ماهی قزل آلای رنگین کمان در شرایط نگهداری سرد موثر است.

    کلیدواژگان: نایسین، ماندگاری، رزماری، قزل آلای رنگین کمان
|
  • P. Akbary *, Z. Amini Pages 1-10

    In the present study, the water soluble polysaccharide extract of Padina australis (PPE) was added in concentrations of 0, 0.5, 1 and 1.5 g/kg to the diet of white leg shrimps (Litopenaeus vannamei) with average weight of 1±0.1 g to assess its ability to improve the activity of digestive enzymes and the biochemical parameters. Following feeding on these diets for 60 days, the highest activity of lipase and protease was shown in treatment containing 1.5 g PPE/kg diet (p < 0.05). The levels of albumin and total protein were higher in treatments containing various levels of PPE compared to the control treatment (p < 0.05). The lowest levels of GLU, TRI, CHO, ASP.ALT and ALP were observed in the treatment containing 1.5 g PPE/kg diet indicating significant difference with other treatments (p < 0.05). The results demonstrated that inclusion of 1.5 g/kg diet of PPE in commercial feeds might enhance the digestion function, liver health and nonspecific immunity system of L. vannamei.

    Keywords: Polysaccharide extract, Padina australis, Litopenaeus vannamei, Digestive enzymes, Biochemical parameters
  • A. Bakhtiyari, A. Gaeni *, S. Choobineh, M.R. Kordi, M. Hedayati Pages 11-20

    Endurance training increase the proteins, enzymes and mitochondrial functions in human and animal samples. The purpose of this study was comparison of the influence of 12-week high-intensity interval training (HIIT) and moderate intensity continuous training (MICT) on PGC-1a and Tfam mitochondrial proteins expression in gastrocnemius muscle of elderly rats. In this study 45 elderly 22 months old Wistar rats (weighing 325-375g) were randomly divided into three groups: HIIT, MICT, and the control group. The exercise in the HIIT group was started with 20 minutes (2 minutes at 85-90% VO2max intensity and 2 minutes of recovery period at 45-50% VO2max intensity) in the first week and then reached to 48 minutes in the 12th week. The training program in the MICT group was begun with 20 minutes (at 65-70% VO2max intensity) and reached to 48 minutes in the 12th week. The expression levels of PGC-1α and Tfam proteins in gastrocnemius muscles were measured by Western blot method. One-way ANOVA was used to analyze the data. The PGC-1α expression was significantly increased in the HIIT (P< 0.001) and MICT (P<0.01) groups compared to the control group. Also, PGC-1α levels were significantly increased in the HIIT group compared to the MICT group (P<0.05). Tfam expression was significantly increased in the HIIT (P<0.01) and MICT (P<0.05) groups compared to the control group. HIIT resulted in a greater increase in PGC-1α and Tfam expressions in the gastrocnemius muscle of elderly rats compared to MICT.

    Keywords: Mitochondrial biogenesis, Aging, High-intensity interval training, Moderate continuous training
  • N. Bijeh *, F. Dareini, F. Korepaz Pages 21-34

    Supplementation by triphala along with aerobic exercises may affect obesity in various ways including increased metabolism. This study aimed at investigating the effect of four weeks of aerobic training with/without triphala supplementation on levels of lipid profile and body composition in obese and overweight girls. In this quasi-experimental study, 36 obese and overweight girls were selected based on certain criteria and randomly divided into four groups: 1) exercise + placebo 2) supplement 3) exercise + supplement 4) placebo. The first and the third groups performed the aerobic exercises for 4 weeks, and the second and third groups consumed 10 grams of triphala daily in the same period. Blood sampling and physical examination were performed to measure the variables 48 hours before and after the research's protocol. The data were analyzed by paired sample t test, one-way ANOVA and Tukey test at the significance level of 0.05. The present study significantly decreased lipid profiles including cholesterol (p = 0.0012), triglyceride (p = 0.039), low density lipoprotein (p = 0.001), high density lipoprotein (p = 0.004), very low density lipoprotein (p = 0.05), WC (p = 0.009) and body fat percent (p = 0.025) in the placebo + exercise group. Also, the significant decrease in fasting glucose index (p = 0.043), WHR (p = 0.001), WC (p = 0.042) and body fat percent (p = 0.001) was seen in the supplement group. Significant decrease was indicated in glucose level (P = 0.003), WC (p = 0.015), body fat percent (p = 0.001) and body mass index (p = 0.020) in the supplement + exercise group. Considering the significant reduction in body fat percentage and some anthropometric indices in the experimental groups, it was suggested that the obese girls use triphala supplement in addition to the aerobic exercises to improve their body composition.

    Keywords: Aerobic exercise, Triphala, Lipid profile, Body composition
  • Z. Sarhadi, P. Torabzadeh *, M. Ramezani Pages 35-45

    Lavender has numerous effects such as analgesic, antidepressant, hypoglycemic, sedative and antioxidant properties and causes menstruation. The aim of the present study was to investigate the teratogenic effects of aqueous extract of Lavandula angustifolia on the development of BALB/c female mouse's embryos in the 3rd, 4th, 5th and 6th days of gestation. In this study, 60 adult female mice, weighing 26-28g, were randomly divided into 6 groups of 10 samples each (n = 10) including the control and the sham groups and four experimental groups, after copulation and observation of vaginal plaque, and Lavender aqueous extract was injected intraperitoneally in the 3rd, 4th, 5th and 6th days of gestation with the dose of 15 mg/kg mouse weight. Mice were anesthetized on day 16 of gestation. After dissection, the embryos were morphologically examined and the relevant histograms and charts were prepared. The results were assessed by using SPSS 23 software and one-way ANOVA test and Tukey test. The test significance levels were considered as p < 0.001 and p < 0.05. In the study, severe abnormalities including limb displacement from symmetry axis, encephalocele and no brain development, scoliosis, hemorrhage, spinal cord protrusion, eye protrusion, lack of limb, ear and eye development and exohepatic development was observed in embryos while the control and the sham groups had no abnormalities. The rate of limb displacement from symmetry axis and hemorrhage in the experimental group No. 4 were 100% and 96%, respectively, and in the experimental group No. 3, the hemorrhage abnormality was 70% and in the experimental group No. 2, limb displacement from symmetry axis was 55%. The results indicated that the aqueous extract of Lavender can cause abnormalities in mouse embryos due to its linalool composition, thus it is not recommended for use during pregnancy.

    Keywords: Lavender aqueous extract, Embryo, Abnormality, BALB, c female mouse
  • H. Maboudi *, N. Javadzadeh, M. Abbasi Pages 47-55

    Given the inevitable side effects of anesthetics in aquaculture, blood and biochemical assessments are among the appropriate ways of identifying their side effects. This study was aimed at comparing the effects of the density and the duration of two anesthetics, known as 2-fenoxyethanol and MS-222, on the blood stress indicators (Glucose & Cortisol) of Barbus grypus. To do this, 100 Barbus grypus weighing 50±5 g were selected and considered as three groups: one for anesthesia with 2-fenoxyethanol with concentrations of 200, 300 and 400 µl/l, one for anesthesia MS222 with concentrations of 40, 50 and 80 mg/l and one as the control group. For each of the anesthetics, the anesthesia times were recorded after the fishes reaching the 4 th and 5 th stages of anesthesia, then blood sampling was done in effective dose in 3minutes-6hours-12hours and 24 hours intervals. According to the results, the effective dose of anesthesia for 2-fenoxy ethanol was 300 µl/l and for MS222 was 50 mg/l. The results showed that MS-222 and 2-fenoxy ethanol caused the increase in the blood glucose through increase in cortisol since the early minutes after the fish’s anesthesia and theses increasing effects would remain in the fish’s blood for 24 hours after its anesthesia. The comparison of the effects of these anesthetics on the stress indicators showed that both of them caused the rise of the stress indicators, but the increasing effect of 2-fenoxy ethanol was higher, and there was a direct correlation between glucose and cortisol. So both of the anesthetics caused the stress induction on the studied species.

    Keywords: 2-Phenoxy ethanol, MS222, Cortisol, Glucose, Barbus grypus
  • M. Ostadpour, M. Gholami* Pages 57-63

    In this study, the effect of salinomycin and lasalocid on coccidian oocyte shedding was investigated in 6 groups of broilers. The groups 1 and 2 received lasalocid, and the groups 3 and 4 received salinomycin. In addition to the reception of medication, the groups 2 and 4 challenged with suspension containing 4 common Eimeria species when 14 days old. Group 4 as negative control, did not receive any medication and did not challenge with Eimeria, as well. The group 6, as positive control, only challenged with Eimeria mixture. The number of fecal oocytes was counted 7, 14 and 21days after inoculation in all groups. Moreover, the feed consumption, feed conversion rate and body weight increase was cumulatively assayed and compared during the breeding period. The comparison of oocyte shedding amount among the groups receiving oocyte and medication indicated that minimum oocyte shedding was observed in broilers receiving salinomycin and lasalocid and the continuous consumption of these medications led to the reduction of oocyte shedding. Furthermore, maximum body weight increase, minimum feed consumption and minimum feed conversion rate were associated with the salinomycin and lasalocid receiving groups. Also, there was no statistically significant difference between salinomycin and lasalocid medications. Thus, it might be suggested that salinomycin or lasalocid may reduce the oocyte shedding and improve growth indices in broilers infected by the Eimeria species which are widespread in Iran.

    Keywords: Coccidiosis, Eimeria, Salinomycine, Lasalocid, Broiler
  • N. Fathi, Z. Keshtmand * Pages 65-74

    Chemical pesticides cause liver dysfunction. The study was aimed at investigating the effects of Bacillus coagulants and Lactobacillus casei probiotics on liver damage induced by carbon tetrachloride(CCl4) in male rats. In this experimental study, 40 adult male Wistar rats were divided into 5 groups: control group (normal saline, 0.5 ml/day), sham group (Olive oil, 0.5 ml/day), placebo group (CCl4 in the ratio of 1:1 with Olive oil, 2ml/kg body weight, single dose), and treatment groups (CCl4 and Lactobacillus casei or Bacillus coagulans probiotics(. Liver damage was induced by intraperitoneal injection of CCl4 and probiotic treatment with a dose of 109 CFU for 35 days as gavage. One day after the last gavage, the levels of liver enzymes were measured and the histology of the liver tissue was assessed by hematoxylin-eosin staining. The obtained data was analyzed using one way ANOVA, Tukey test and p4 was significantly higher than that of the control and the sham groups (p<0.05). However, they showed a significant reduction in the treatment groups compared to the group receiving CCl4 (p<0.001). Liver tissue damage was also observed in the group receiving CCl4 compared to the control and the sham groups (p<0.001). The recovery in the liver tissue was observed in the group treated with probiotics compared to the group receiving CCl4 (p<0.05). Bacillus coagulans and Lactobacillus casei probiotics might reduce the destructive effects of CCl4 on the liver tissue through stimulating the secretion of antioxidant and anti-inflammatory compounds.

    Keywords: Carbon tetrachloride, Bacillus coagulans, Lactobacillus casei, Liver, Rat
  • M. Moslemi *, R. Salehani, Sh. Mehdiabadi Pages 75-86

    In order to investigate the effect of nicine and rosemary extract (Rosmarinus officinalis) on sensory and microbial spoilage indicators of rainbow trout in cold storage conditions, four treatments were used including: control treatment (uncoated fillets), fillet coated with 0.1% nisin, fillets coated with 0.5%  nisin and 1% rosemary extract and fillet coated with 0.1% nisin and 2% rosemary extract. Quality control tests were carried out in 4 day interals during the 12 day period including microbial tests, counting the total number of bacteria, counting the psychrotrophic bacteria and counting the lactic acid bacteria, and sensory assessments such as color, odor and texture. The results indicated that increasing the storage time caused the significant increase in the total number of the bacteria, the number of the psychrotrophic bacteria and the lactic acid bacteria, and color, odor and texture indices in the control treatments (p <0.05). The effect of coating by 0.5% nisin plus 1 and 2% of rosemary extract on the total number of bacteria, the number of the psychrotrophic bacteria and the lactic acid bacteria and color, odor and texture indices during the storage period was significant (p<0.05). The treatments coated with 0.1% nisin, had no significant effect on the control of the samples’ spoilage compared to the above samples. The results indicated that the use of higher doses of Rosemary extract is effective in increasing the shelf life of rainbow trout in cold storage conditions.

    Keywords: Nisin, Shelf-life, Rosemary, Rainbow trout