فهرست مطالب

  • پیاپی 34 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • بهبود ثبات نوری نخ پشمی رنگرزی شده با رنگزای طبیعی اسپرک توسط آنتی اکسیدان ها و جاذب اشعه ماوراء بنفش
    اخترالسادات موسوی، احمد اکبری*، حسن خاتمی صفحات 5-11

    یکی از مشکلات رنگزاهای طبیعی زرد (اسپرک) پایداری کم آن ها در برابر نور و سرعت رنگ پریدگی بالای آن است. همچنین از عوامل مخرب اصلی در رنگ پریدگی الیاف رنگی و کالاهایی همچون فرش دستباف پرتوهای فرابنفش با انرژی زیاد است که موجب شکستن پیوندهای شیمیایی و تجزیه نوری ساختارهای آلی می گردد. در این مطالعه، اثر چند آنتی اکسیدان (گالیک اسید، ویتامین (C و جاذب UV معمول (2 هیدروکسی بنزوفنون) به عنوان یک عامل مکمل به منظور بهبود خواص ثبات نوری مورد بررسی قرار گرفت. تاثیر عوامل موثر بر ثبات نوری نظیر زمان تابش نور، غلظت آنتی اکسیدان، و رطوبت نسبی بهینه سازی شد. سپس تغییرات به وجود آمده با نمونه اصلی مقایسه و با مقادیر تغییر رنگ E∆ بیان شد. نتایج نشان داد در تمامی موارد استفاده از جاذب UV یا آنتی اکسیدان ها تا حدودی باعث بهبود نسبی در خواص ثبات نوری نمونه ها می گردد. بهترین نتیجه در افزایش ثبات نوری در کاربرد گالیک اسید مشاهده شد.

    کلیدواژگان: رنگزای طبیعی اسپرک، ثبات نوری، آنتی اکسیدان
  • شناسایی و بررسی سفره های سیستان و بلوچستان (با تاکید بر ساختار بافت و نقش مایه ها)
    شهدخت رحیم پور*، ابوالقاسم نعمت صفحات 12-19

    سفره دستبافته ای کاربردی برای تهیه نان و تناول غذا است که در مناطق متعدد روستایی و ایلات عشایر توسط زنان بافته می شود. استان سیستان و بلوچستان از مناطق مهم سفره بافی از نظر روش بافت و نقوش این دستبافته است.د روند نزولی تولید سفره که متاثر از شرایط زیست محیطی، اقتصادی، تغییر ساختار زندگی و نادیده انگاشتن ظرفیت های بومی هنر زنان این خطه است، فراموشی بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی هنر این منطقه را به همراه داشته است لذا، این مطالعه برای نخستین بار با هدف بررسی ساختار بافت و نقش مایه های سفره های سیستان و بلوچستان انجام شده است. جمع آوری اطلاعات به کمک مطالعه میدانی و کتابخانه ای، و روش پژ‍وهش توصیفی تحلیلی است. نتایج نشان می دهد ساختار بافت سفره ها به سه روش گلیم بافی، تلفیقی (گلیم دورو و پیچ بافی) و چرخی باف است. طرح کلی سفره ها محرمات، کف ساده، ترنجی و واگیره ای، و پانزده نگاره سفره ها شناسایی گردید. بیشترین کاربرد نگاره ها در معنای جاودانگی و باران خواهی به کار رفته است.

    کلیدواژگان: سفره، سیستان و بلوچستان، ساختار بافت، نقش مایه
  • مطالعه ی کیفی جایگاه و نقش خاندان های هنری در فرش کرمان با تاکید بر خاندان شاهرخی
    ایمان زکریایی *، بدری حکیمیان صفحات 18-28

    نظام‌های صنفی هنری را می‌توان به عنوان یکی از مهمترین عوامل شکل‌گیری و بقای هنرهای سنتی در نظر گرفت که تسلسل نظام استاد و شاگردی قدیم است. در ساختار هنرهای سنتی خاندان‌های هنری یکی از مولفه‌های تشکیل دهنده‌ی این نظام‌های صنفی هستند. از این روی می‌توان خاندان‌های هنری را به عنوان یک ظرفیت در راستای حفظ و تعالی هنرهای سنتی در نظر گرفت.  اگر مروری گذرا در ارتباط با خاندان‌های هنری صورت بپذیرد، مشخص خواهد شد که بسیاری از رموز هنری در بین خانواده‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌گردد.
    کرمان را می‌توان به عنوان یکی از مناطق فرهنگی و تمدنی واقع در جنوب شرق ایران از هزاره‌های گذشته محسوب داشت؛ از این روی بسترهای رشد هنرهای سنتی در این زیست بوم فرهنگی در طول تاریخ فراهم بوده است. در این میان فرش از مهمترین هنرهای سنتی کرمان به حساب می‌آید. بخش مهمی از سنت فرهنگی فرش کرمان به پویایی و غنای خاندان‌های هنری وابسته است. در میان  تعداد متکثر خاندان‌های هنری در حوزه‌ی فرش کرمان خاندان شاهرخی از موقعیت شاخصی برخوردار است که در این پژوهش هدف پاسخ‌گویی به این پرسش اصلی است که نقش و جایگاه هنرمندان خاندان‌های هنری در فرش کرمان با تاکید بر  خاندان شاهرخی چیست؟ از این روی این پژوهش جهت نیل به این هدف اصلی با بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی از نوع تفسیری و شیوه‌های یافته‌اندوزی روایی و میدانی(مصاحبه و مشاهده) و کتابخانه‌ای به دنبال تبیین این نقش و جایگاه است. نتایج حاصل از پژوهش با اتکا به یافته‌های حاصل از مصاحبه‌های غیررسمی از 10 نفر از افراد مطلع بدست آمده که از طریق تحلیل محتوای عرفی حاصل شده است.
    از جمله یافته‌های این پژوهش می‌توان به این نکته اشاره نمود که خاندان هنری یک ظرفیت فرهنگی- اجتماعی- اقتصادی است که می‌توان موجب تقویت سطوح فرهنگی و هنری فرش دستباف کرمان شود. علاوه براین تقویت خاندان‌های هنری موجب تقویت ارزش‌های فرهنگی و هویتی جامعه گردد. نقش و جایگاه هنرمندان خاندان شاهرخی در فرش کرمان تابع نظام‌های ارزشی حاکم بر جامعه و میدان فرهنگی است. در این میدان، سرمایه‌های اقتصادی و فرهنگی موجب تحولات منزلت اجتماعی هنرمندان می‌شود و تحولات منزلت، جایگاه پویای افراد را در نظام فرهنگی شکل می‌دهد. نقش هنرمندان نیز تابع جایگاه آنهاست، بنابراین منزلت، جایگاه و نقش سه مولفه‌ی پیوسته و مرتبط با یکدیگر در رابطه با نقش و جایگاه هنرمندان خاندان شاهرخی هستند.

    کلیدواژگان: فرش کرمان، خاندان های هنری، نقش، جایگاه، خاندان شاهرخی
  • طراحی «هاف نقشه خوان» و بررسی میزان تاثیر آن در سرعت و کیفیت بافت فرش دستباف.
    سید مصطفی افتخاری*، سید علی مجابی، محمود اشعاری صفحات 29-45

    امروزه در ایران می توان انواع مختلفی از نقشه را برای بافت فرش دستباف عرضه کرد. برای مثال از یک طرح، بنا بر نوع کاربرد، انتخاب کارفرما و انتخاب بافنده، می توان به راحتی نقشه شطرنجی، نقشه عددی و نقشه صوتی تهیه کرد. با این توضیح که استفاده از نقشه های صوتی در حال گسترش است و نسل جدید بافندگان برای استفاده از آن رغبت بیشتری از خود نشان می دهند، چراکه نقشه صوتی از نظر سهولت کار، سرعت بافت، بهداشت حرفه ای و همچنین در برخی موارد تجاری، از نظر هزینه نقشه نسبت به انواع دیگر، مناسب تر است و این در حالی است که نقشه خوان صوتی صرفا عمل نقشه خوانی را انجام می دهد و تشخیص محل درست گره های خوانده شده کماکان بر عهده بافنده است.
    در این تحقیق با طراحی هاف نقشه خوان (دارای شماره ثبت اختراع 88954) و بررسی عملکرد آن، با توجه به امکاناتی که فراهم می کند، مشخص شد که می توان عمل نشان دادن تارها را نیز، توسط دستگاه انجام داد. این کار که در این تحقیق از آن، به جهت سهولت در تشریح، با عنوان «چله یابی» یاد می شود، سرعت بافت را به میزان قابل توجهی، نسبت به انواع دیگر نقشه های فرش دستباف، بالا می برد.
    در نقشه انتخاب شده برای بررسی و مقایسه بین انواع نقشه ها و هاف نقشه خوان، این نتیجه حاصل شده است که برای نقشه خوانی در هاف نقشه خوان به میزان نود درصد زمان کمتری صرف می شود.

    کلیدواژگان: فرش دستباف، بهینه سازی، هاف، نقشه خوان
  • بررسی ساختار فرمی طرح ونقش قالی یک سرناظم استان فارس ازدوره قاجارتا معاصر
    فرنوش ایران منش، علی وندشعاری* صفحات 46-60

    در حوزه ی قالی بافی مناطق روستایی و عشایری استان فارس طرح و نقش های گوناگونی رایج می باشد. یکی از نمونه طرح های معروف در این منطقه طرح «یک سرناظم» است که در گذشته  مختص ایل قشقایی و طایفه کشکولی بوده، اما در حال حاضر بافت آن در دیگر مناطق استان فارس نیز رایج شده است. مشخصه ی اصلی این طرح و نقش، ساختار کلی و عناصر شاخص آن می باشد که با تردیدهای بسیاری از سوی پژوهشگران در قالب های محتوایی مختلفی قرار داده شده است. این طرح و نقش از سمت برخی از پژوهشگران در حوزه قالی های محرابی و همچنین در قالب درگاهی که به سمت یک باغ گشوده شده، معرفی و مورد مطالعه قرار گرفته است. مساله اصلی و هدف مقاله در راستای سوالات مطرح شده، شناسایی ویژگی های اصلی طرح یک سرناظم و یافتن شاخصه های اصلی این طرح و نقش در قالی های استان فارس و دسترسی به  میزان تغییر این طرح و نقش از دوره قاجار تا زمان حاضر می باشد. این تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بوده که به شیوه کیفی عناصر شاخص و تشکیل دهنده قالی یک سر ناظم را در دو گروه قالی های قدیم و قالی های جدید مورد مطالعه، تجزیه و تحلیل قرار داده است. روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی می باشد. بر اساس مطالعات انجام شده 50 نمونه قالی یک سرناظم به عنوان جامعه آماری گردآوری گردیده است که به شکل هدفمند(غیر تصادفی) و بر اساس فراوانی های موجود10 نمونه قالی قدیم و 10 نمونه قالی جدید به عنوان جامعه نمونه انتخاب گردیده و مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ساختارفرمی طرح و نقش و ویژگی های شاخص شناسایی قالی یک سر ناظم از دوره قاجار تا کنون دچار تغییراتی در فرم و نیز نگرش به محتوای این طرح گردیده است. این طرح و نقش بر گروه قالی های جدید با تنوع در کلیت ترکیب بندی و سادگی در فرم عناصر ظاهر گردیده و همچنین محل بافت آن از یک محدوده جغرافیایی خارج شده و در بیشتر مناطق استان فارس بافته می شود.

    کلیدواژگان: قالی، طرح و نقش، طرح ناظم، دوره قاجار، دوره معاصر، استان فارس
  • تاریخ شفاهی رنگرزی پشم در فرشبافی ایل قشقایی
    سیده اکرم اولیایی *، سید محمد مهدی میرزا امینی صفحات 61-72

    استان فارس یکی از مراکز تولید فرش دستباف است. نوع اقلیم و شرایط آب و هوایی این استان کشت گونه های مختلفی از گیاهان را در این سرزمین ایجاد کرده که هر کدام در ترکیب با یکدیگر و دندانه های مختلف، طیف گوناگونی از رنگ را در رنگرزی الیاف ایجاد می کند. این تحقیق با هدف کشف اتفاقات، حوادث و خاطراتی است که در فرایند رنگرزی، نوع انتخاب رنگ و سلیقه بافندگان روستایی و عشایری فارس به روش تاریخ شفاهی است. تاریخ شفاهی درواقع گفت وگویی قاعده مند و آگاهانه بین دو نفر درباره ابعادی از وقایع گذشته است که از نظر هر دوی آنها دارای اهمیت تاریخی است و برای تبدیل شدن به سند و ماندگاری آن ثبت و ضبط می شود. در این تحقیق به روش کیفی و با ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته با 42 تن از عوامل فرش دستباف روستایی و عشایری فارس مصاحبه شده است. روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی یا افزایشی و حجم نمونه بر اساس اشباع نظری انتخاب شد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که سیر استفاده از رنگزاهای طبیعی در تولیدات فرش این استان چگونه بوده است.

    کلیدواژگان: تاریخ شفاهی، رنگرزی، رنگزاهای طبیعی، فرش فارس، فرش دست باف
|
  • Improving light fastness of Reseda Luteola natural dyed wool with antioxidants and UV absorbent
    Akhtar, Alsadat Mousavi, Ahmad Akbari*, Hassan Khatami Pages 5-11

    One of the problems of natural yellow dyes (weld) is their low stability against light and their high fading rate. One of the main destructive factors in pale of color fibers and hand-woven carpet is the high-energy ultraviolet radiation which causes chemical bonds to break and optically damages of organic structures. In this study, the effect of some antioxidants (gallic acid, ascorbic acid) and conventional UV absorbents, (2- hydroxy benzophenone as a supplement agent is studied in order to improve light fastness property. The effect of light fastness variables such as exposure time, antioxidants concentration, relative humidity were optimized. Afterward, the obtained changes were compared with the original sample and were stated in terms of ΔE color change value. The results showed that in all cases, the use of UV absorbents or antioxidants relatively improves light stability properties of the samples. The best result in increasing light stability was observed in using gallic acid.

    Keywords: Natural weld dye, wool, light stability, antioxidant, UV absorbents
  • Identification and study of Sistan and Baluchestan tablecloths With an emphasis on Texture structure and Motifs))
    Shahdokht Rahimppour*, Abolghasem Nemat Pages 12-19

    Tablecloths are used to make bread and tinned food, which is woven by women in numerous rural areas and nomadic tribes. Sistan and Baloochestan province is one of the important areas of plafond in terms of texture and design. The decline in the production of tablecloth, which is affected by the environmental, economic, life-changing and neglected indigenous capacities of women's art in this region, Forgiveness has been part of the cultural and social identity of the art of this region. Therefore, this study was conducted for the first time with the aim of studying the texture structure and table tiling of Sistan and Baluchestan. Data collection was done by field study and library, and descriptive-analytic research method. The results show that the texture structure of the tables is simple, combined, and rolled in three ways. The layout of the tablecloths of Muharramat, Katshad, Terrani, and Infected, and the fifteen columns of the Tablets was identified. The most used images are used in the sense of immortality and rainworship.

    Keywords: Tablecloth, Sistan, Baluchestan, texture structure, Motif
  • Qualitative Study in Role and Position of Artistic Families in Kerman Carpet With Emphasis on Shahrokhi Family
    Badri Hakimian, Iman Zakariaee * Pages 18-28

    Artistic guild systems can be considered as one of the most important factors in the formation and survival of traditional arts, that is the continuation of the system of master and apprenticeship. In structure of traditional arts, artistic families are one of the components of these guild systems. Hence, we could to consider artistic families as a potential for the preservation and excellence of traditional arts. If we have a passing overview to artistic families, it will be clear that many artistic experiences and secrets pass from one generation to the next. Kerman can be considered as one of the cultural regions in the southeast of Iran from the millennia; therefore, the contexts for the growth of traditional arts has been provided in this cultural ecosystem throughout history. The rug and carpet waving is one of the most important traditional arts in Kerman. An important part of the cultural tradition of Kerman carpet is dependent on the dynamics and richness of artistic families and among the numerous artistic families in history of Kerman’s carpet, Shahrokhi's family has a significant position.
    In this research, the main purpose is to answer this question: what is the role and position of artistic families in Kerman carpet with emphasis on Shahrokhi's family? Therefore, ‌in order to achieve the main goals of the research, qualitative research method (interpretive) has been used and the data of this research have been gathered by documentary and field method (interview and observation). The results of this study have been derived from the conventional content analysis of informal interviews with 10 informed individuals in this field.
    One of the most important results of this research is that the artistic families are cultural-socio-economic capacities that can boost the cultural and artistic levels of handmade carpet in Kerman. In addition, the strengthening of artistic families will strengthen the cultural values and identity of the community. The role and position of the Shahrokhi family artists in society of Kerman carpet is dependent on value systems and cultural field. In this field, economic and cultural capital causes changes in the social degree of artists and changes social degrees shape the dynamic position of them in the cultural systems. The role of artists also depends on their positions; therefore, degree, position and role are three components that are continuous and related to each other in relation to the role and position of the Shahrokhi family artists.

    Keywords: Kerman Carpets, Artistic Families, Role, position, Shahrokhi family
  • Design of "map reader HOF" and assess its impact on the quality and speed of handmade carpet weaving.
    Seyed Mostafa Eftekhari*, Seyed Ali Mojabi, Mahmoud Ashari Pages 29-45

    Various types of maps for carpet weaving can be made in Iran nowadays. For example, According to the application and selection employer and the weaver, from a map can be procured easily raster map, digital map or map provided audio. With the explanation that the use of audio maps is expanding and the amateur weavers are more willing to use it. Because the maps provided audio is more suitable for ease of work, tissue speed, occupational health, as well as for the cost of the map than the other types in some commercial cases. While the audio reader performs only the map readings, the recognition of the correct location of read nodes is still a weaver task.
    In this research, with the design of the "Map reader HOF" (Patent Number 88954) and its performance review, it became clear the recognition of the correct location of the map nodes could be done by the device. In this research, the Find the warp has been chosen to describe the work of the machine more easily. This device feature speeds up the handmade carpet texture significantly compared to other types of maps.
    In the selected map to check and compare between different types of maps, the result is that the "Map reader HOF" It needs to 90% less time for Read the map.

    Keywords: Handmade carpet, Optimization, HOF, Map reader
  • The Study of the Formal Structure of Pattern and Design of Yek-sar Nazem Rugs of Fars Province from Qajar Era to the Contemporary Period
    Farnoosh Iranmanesh, Ali Vandshoari* Pages 46-60

    In the domain of rural and nomadic carpet weaving of Fars Province, there are various common patterns and designs. One of these famous patterns is called Yeksar Nazem which, in the past, solely belonged to Qashqai and Kashkouli tribes but, at present, is popular in other areas of Fars Province as well. The main feature of this pattern is its general structure and elements which have been skeptically categorized by researchers in different contextual forms. This pattern has been studied by some researchers among Mehrabi carpets and Darghahi pattern which opens to a garden. The aim of this research is to study the main features of Yeksar Nazem pattern and to identify its main elements in Fars Province carpets so that its pattern of change from Qajar to the present period can be obtained. This study is descriptive-analytic which qualitatively analyzes the main elements of Yeksar Nazem carpets of Fars Province in two groups of old and new carpets.  The method of data collection is field and library study. 50 samples of Yeksar Nazem carpets were considered as the main data pool, out of which, and based on the available frequencies, 10 carpets were purposefully (non-randomly) selected as old carper samples and 10 carpets as new ones. The results indicate that the structural form of the pattern and the main features of Yeksar Nazem carpets have observed changes in the structure and the attitude towards the content of this pattern from Qajar era to the contemporary period. This pattern has recently appeared among new carpets with diversity in overall composition and simplicity in the form of elements. Its weaving place has also been extended from a particular geographical area to wider areas in Fars Province.

    Keywords: rug, design, pattern, Nazem pattern, Qajar era, contemporary period, Fars Province
  • Oral History of Wool Dyeing in Qashqai Carpet
    Seyed Mohammad Mahdi Mirzaamini, Seyedeh Akram Oliyaei * Pages 61-72

    Fars province is one of the centers for producing handmade carpets. This Province according to the division in the nomadic section Includes: Three tribes of Qashqai, khamseh and lor. And distributed north to south of the province in various urban and rural areas. This makes fars province one of the most valuable place in carpet waeving in Iran and a carpet exporter in the world.   Climate type and climatic conditions of this province cultivate various species of plants in the land, each of which combines with each other and different mordant , creates a variety of colors in the dyeing of fibers. This research is aimed at discovering the events and memories of the dyeing process, the type of color choices and the taste of rural and nomadic Persian weavers by oral history method.Oral history is in fact a consciously dialogue between two people about the dimensions of past events, both of which have historic significance and recorded to become a document and its durability. Oral history, as a research method from the beginning to the end, involves numerous, long, and timely stages. Which, if it meets its standards, will have tremendous results . And its purpose is merely to record the lost historical documents, such as memories, experiences, and knowledge of people directly related to the topic in question. This process, in this research, was conducted through interviewing and away from any interference with and application of the researcher's personal views, merely to record the memories of individuals. In this qualitative research, Semi-structured interview tool was interviewed with 42 factors of rural and nomadic carpet Fars. Sampling method was selected as snowball or incremental and sample size based on theoretical saturation. Dyeing of fibers in Fars tribes was done annually in the spring and after wool picking and washing the fibers. These tribes usually used of plants that are in their tripes, which is why it is possible that one of the reasons for the darkness of carpets in the Arabian and eastern parts of Fars with carpets of Qashqai  tribes and western regions, the same difference in the type of plants available to them. Fars province was one of the areas that used of chemical dyes after many years later. As the tribesmen did not know the proper dyeing process with these chemicals, they were treated like natural dyes, and sometimes they used natural teeth to fix it, which did not affect the color of the dye. Therefore, they do not wash their woolen linen, which are painted with chemical dyes, and usually replace and sell it after several years of use. Until in the 1970s, several producers such as Seyyed Razi Miri, Gholamreza Zolanvari and Abbas Sayyah re-tried to revive natural and vegetative dyes, and now the province has the most use in using these dyes in its nomadic and rural productions.

    Keywords: Oral history, Dyeing, Natural dyes, Fars tribes, Handmade carpets