فهرست مطالب

  • سال بیست و یکم شماره 4 (پیاپی 76، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 24
|
  • فهیمه شمسی* صفحات 579-589

    شیمی درمانی یکی از درمان های شناخته شده برای بیماران سرطانی است. اما درمان سرطان به دلیل محدودیت دسترسی داروها به بافت سرطانی، سمیت غیر قابل تحمل و مقاومت دارویی چندگانه موفقیت های زیادی نداشته است. در سال های اخیر به دلیل شناسایی بهتر بیولوژی تومور و پیشرفت فناوری نانوتکنولوژی راه کارهای جدیدی برای معالجه سرطان پیشنهاد شده است. ذرات در مقیاس نانومتری به شیوه های شگفت انگیزی عمل می نمایند به طوری که خواص و ویژگی مواد در مقیاس نانومتری تغییر می کند و خواص نوری، الکترونیک و ساختاری ویژه ای از خود نشان می دهند. در داروسازی نوین، با استفاده از این ویژگی ها، نانوپارتیکل ها به گونه ای مهندسی می گردند که قادر باشند مقادیر بالای دوز داروی سایتوتوکسیک را به سایت سرطانی انتقال دهند در حالی که سلول های سالم از عوارض جانبی داروهای سایتوتوکسیک محفوظ باشند. روش های نوین دارورسانی هدفمند به وسیله نانوپارتیکل ها و تکنیک بیوکونژوگاسیون باعث به وجود آمدن راه کارهای درمانی موفقیت آمیزی برای معالجه سرطان شده است. این مقاله مروری به بررسی دارورسانی به بافت تومور از طریق دو نوع  هدفگیری فعال و غیر فعال می پردازد. هم چنین این مقاله به خصوصیات و ویژگی های نانوپارتیکل ها در دارورسانی هدفمند، بیوکونژوگاسیون و چالش های موجود در سیستم دارو رسانی اشاره می نماید

    کلیدواژگان: سرطان، درمان، نانوتکنولوژی، نانوپارتیکل
  • نگین بدیهیان، امید یقینی*، رویا کلیشادی صفحات 590-601
    هدف

    مطالعات کوهورت گروهی از مطالعات هستند که به بررسی رابطه ی میان بیماری ها با مواجهات می پردازند. در این میان، مطالعاتی که بر تکامل عصبی کودکان تمرکز دارند، در زمره ی مطالعات بسیار ارزشمند می باشند. هدف از پژوهش حاضر، معرفی ابزارهای فارسی قابل استفاده جهت سنجش تکامل عصبی در سنین اوایل کودکی در مطالعات کوهورت بوده است.

    مواد و روش ها

    دستورالعمل مطالعات کوهورت تولد شناخته شده ی بین المللی به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. ابزارهای استفاده شده جهت سنجش تکامل عصبی کودکان در سنین اوایل کودکی استخراج شدند. سپس جستجوی گسترده ای جهت یافتن نسخه ی فارسی دارای روایی و پایایی هر ابزار انجام گرفت.

    یافته ها

     13 مورد از مجموع ابزارهای استفاده شده در مطالعات کوهورت تولد سایر کشورها، شامل معاینه ی نورولوژیک دوبوویتز، پرسش نامه ی رفتار شیرخوار، مقیاس رشدی رفتار نمادین و ارتباط، پرسش نامه ی رفتار اوایل کودکی، چک لیست اصلاح شده ی اوتیسم در نوپایان، چک لیست رفتاری کودکان، آزمون مصور واژگان پی بادی، مقیاس هوش استانفورد- بینه، پرسش نامه ی توانایی ها و مشکلات، سنجش نامه ی رشد و تکامل و سلامت روانی کودکان و نوجوانان، آزمون غربالگری تکامل دنور II، پرسش نامه ی سنین و مراحل و آزمون سنجش تکامل کودکان بیلی III، دارای نسخه ی فارسی مناسب بودند.

    نتیجه گیری

     در پژوهش حاضر 13 ابزار قابل استفاده جهت طراحی مطالعات کوهورت و سنجش تکامل عصبی در سنین اوایل کودکی در جمعیت فارسی زبان معرفی شده و توضیح مختصری در رابطه با هر یک داده شده است.

    کلیدواژگان: کودکان، اختلالات تکامل عصبی، ابزارها و پرسش نامه ها، مطالعات کوهورت، فارسی
  • مرضیه مرتضی نژاد، فاطمه احسانی*، افشین سماعی صفحات 602-609
    هدف

    مولتیپل اسکلروزیس از بیماری های شایع سیستم عصبی مرکزی با شیوع نسبتا بالا در جهان و ایران می باشد. از عوارض این بیماری افسردگی و خواب آلودگی می باشد. با توجه به تغییرات به وجود آمده در سطوح ساختاری و عملکردی مناطق مغزی در طی افسردگی و اختلال خواب، تحریک الکتریکی مستقیم مغزی می تواند درمان موثری در کنترل افسردگی و خواب آلودگی باشد.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه ی کارآزمایی بالینی دوسویه کور، 30 بیمار بر اساس معیارهای ورود، به شکل تصادفی به دو گروه آزمون و شم تقسیم بندی شدند. در هر دو گروه، الکترود آند در ناحیه پره فرونتال خلفی خارجی چپ و کاتد در ناحیه ی سوپرا اوربیتال مقابل به مدت 20 دقیقه گذاشته شد. در گروه آزمون تحریک الکتریکی مستقیم مغزی به مدت 20 دقیقه با شدت جریان 5/1 میلی آمپر در طی 10 جلسه به مدت 20 روز با فاصله استراحت یک روز بین جلسات انجام می شد، در حالی که در گروه شم جریان پس از مدت 30 ثانیه به آرامی قطع می شد.

    یافته ها

     سطح افسردگی پس از مداخله در گروه آزمون به طور معنی داری کم تر از قبل از مداخله بود (P<0/05)، ولی در میزان خواب آلودگی تفاوت معناداری مشاهده نگردید (P>0/05). هم چنین سطح خواب آلودگی و سطح افسردگی پس از مداخله در گروه آزمون در مقایسه با گروه شم به طور معنی داری بهبود یافته بود.

    نتیجه گیری

     تحریک الکتریکی مستقیم مغزی اندال چند جلسه ای ناحیه پره فرونتال چپ در بهبود افسردگی و میزان خواب آلودگی بیماران مولتیپل اسکلروزیس اثر معنی داری دارد.

    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، خواب آلودگی، افسردگی، تحریک الکتریکی مستقیم مغزی، پری فرونتال خلفی خارجی
  • سیروس تقی زاده، صغری بخشی*، ضیاالدین صفوی، مجید میرمحمدخانی صفحات 610-618
    هدف

    اختلالات اسکلتی عضلانی یکی از مهم ترین عوامل ایجادکننده ی درد بوده و دردهای مایوفاشیال یکی از شایعترین موارد آن می باشد که مشخصه مهم آن وجود نقاط ماشه ای است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثرات درمانی دو روش سوزن زدن خشک و نواربندی حرکتی مهاری بر شدت درد و ناتوانایی عملکردی زنان مبتلا به سندرم درد مایوفاشیال عضله تراپزیوس فوقانی بود.

    مواد و روش ها

    تعداد 75 نفر با نقاط ماشه ای فعال در عضله ی تراپزیوس فوقانی وارد مطالعه شده و به سه گروه تجربی 1 (درمان با سوزن خشک) گروه تجربی2 (درمان با نواربندی حرکتی) و گروه کنترل (بدون مداخله) تقسیم شدند.گروه های تجربی دو جلسه با فاصله ی سه روز درمان شدند، و دو متغیر شدت درد و شاخص ناتوانی عملکردی قبل از درمان (پیش آزمون)، سه روز پس از درمان (پس آزمون 1)، و ده روز پس از درمان (پس آزمون 2) ارزیابی گردید.

    یافته ها

    شدت درد و شاخص ناتوانی عملکردی، در دو گروه تجربی 1 و 2 نسبت به گروه کنترل، در مراحل پس آزمون 1 و 2، نسبت به پیش آزمون، کاهش معناداری داشته است (0/05<P). اما تفاوتی میان دو گروه تجربی، در هر دو مرحله مشاهده نشد (0/05>P).

    نتیجه گیری

     دو روش درمانی سوزن زدن خشک و نواربندی حرکتی مهاری در افراد دارای نقاط ماشه ای در عضله ی تراپزیوس فوقانی، سبب بهبودی کوتاه مدت در شدت درد و ناتوانی عملکردی می شود.

    کلیدواژگان: درد، ناتوانایی عملکردی، درد میوفاشیال، سوزن زدن خشک، نواربندی حرکتی مهاری
  • مریم حسینی، لاله لاجوردی*، قربان تقی زاده صفحات 619-627
    هدف

    یکی از نگرانی های سالمندان مسئله ترس از افتادن است. یکی از پیامد های منفی این ترس، کاهش توانایی فرد در انجام فعالیت های روزمره زندگی می باشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات ذهنی بر ترس از افتادن در انجام فعالیت های روزمره زندگی، رضایتمندی، تعادل و تحرک عملکردی سالمندان مقیم جامعه بود.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه کارآزمایی بالینی 40 سالمند 80-60 ساله ارجاع شده به مراکز توان بخشی شهر تهران، شرکت داشتند. کلیه شرکت کنندگان بر اساس جدول اعداد تصادفی در دو گروه مداخله (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. از مقیاس اطمینان از تعادل بر پایه فعالیت، آزمون عملکرد کاری کانادایی، برگ، دسترسی عملکردی و برخاستن و نشستن زمان دار به ترتیب برای سنجش ترس از افتادن، رضایتمندی در انجام فعالیت های روزمره زندگی، تعادل و تحرک عملکردی قبل و بعد از مداخله و پس از دوره پیگیری استفاده شد. گروه مداخله به مدت 4 هفته، هفته ای 3 روز تمرینات ذهنی (15 دقیقه) را علاوه بر تمرینات تعادلی در منزل (30 دقیقه) دریافت نمودند. گروه کنترل فقط تمرینات تعادلی را به همان مدت و تکرار اجرا نمودند.

    یافته ها

    تمرینات ذهنی باعث کاهش معنادار ترس از افتادن سالمندان شد (0/01=P)، اما در سطح رضایتمندی، تعادل و تحرک عملکردی اثر معناداری نداشت (0/05<P).

    نتیجه گیری

    انجام تمرینات ذهنی باعث کاهش ترس از افتادن سالمندان می شود. این تمرینات می تواند برای محققان و درمانگران در برنامه ریزی های پیشگیری و کاهش ترس از افتادن در سالمندان سودمند باشد.

    کلیدواژگان: فعالیت روزمره زندگی، سالمند، ترس، زمین خوردن های تصادفی، تمرین (روانشناسی)، رضایت شخصی، اندام تحتانی
  • علی اصغر قدس*، فاطمه اصغری، مجید میرمحمدخانی، محمدرضا عسگری صفحات 628-632
    هدف

    اضطراب در بیماران تحت انجام مداخلات کرونری از راه پوست امری شایع است و تلاش برای کاهش آن پر اهمیت می باشد. اخیرا تن آرامی به عنوان یکی از روش های غیردارویی برای کاهش اضطراب مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تن آرامی جاکوبسون بر اضطراب بیماران تحت انجام مداخلات کرونری از راه پوست انجام شده است.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور 56 بیمار تحت انجام مداخلات کرونری از راه پوست در بیمارستان نیکان تهران به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان 50 دقیقه قبل از خروج کاتتر شریانی فمورال، پرسش نامه های اضطراب آشکار و پنهان اشپیل برگر را تکمیل کرده و سپس در گروه آزمون، به مدت 15 دقیقه اقدام به تن آرامی نمودند. در گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. سپس اضطراب با استفاده از پرسش نامه اضطراب آشکار اشپیل برگر مجددا اندازه گیری شد.

    یافته ها

     دو گروه از نظر سن، وضعیت تاهل، تحصیلات، محل سکونت و وضعیت بیمه ی درمانی تفاوت معنی داری نداشتند (P>0/05). میانگین اضطراب پنهان دو گروه اختلاف معنی داری نداشت (0/935=P). نتایج آزمون تی زوجی نشان داد که میانگین اضطراب آشکار بیماران شرکت کننده در گروه تن آرامی در مراحل قبل و بعد از مداخله اختلاف آماری معنی داری داشت (0/001=P). اما در گروه کنترل تفاوت معناداری وجود نداشت (0/793=P).

    نتیجه گیری

     نتایج این مطالعه نشان داد که تن آرامی جاکوبسون می تواند اضطراب بیماران تحت مداخلات کرونری از راه پوست را کاهش دهد، لذا می توان پیشنهاد داد که تن آرامی جاکوبسون به عنوان یک روش غیرتهاجمی برای کاهش اضطراب بیماران قبل از انجام مداخلات کرونری از راه پوست مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: بیماری شریان کرونری، آنژیوپلاستی، اضطراب، آرام سازی، آرام سازی جاکوبسون
  • الهام چارقچیان، نوشین پیمان*، حبیب الله اسماعیلی صفحات 633-638
    هدف

    نوزادان باید به طور انحصاری از شیر مادر تا شش ماهگی تغذیه شوند. هدف این مطالعه تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر نظریه خودکارآمدی و استراتژی های سواد سلامت بر تغذیه انحصاری با شیر مادر در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی مشهد در سال 1394 بود.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1394 از میان زنان باردار نخست زای 32هفته به بالا، 90 زن به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند و در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه سواد سلامت مادری و خودکارآمدی شیردهی بود. مداخله آموزشی بر اساس تئوری خودکارآمدی و سواد سلامت طراحی و در 3 جلسه آموزشی 60 دقیقه ای اجرا شد. 3ماه بعد از مداخله آموزشی پرسش نامه ها تکمیل و با توجه به این که در این زمان مادران، زایمان کرده و دارای فرزند بودند سطح شیردهی مادران با پرسش نامه سطوح شیردهی labbok بررسی شد.

    یافته ها

    قبل از مداخله تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر میانگین نمره سواد سلامت مادری و خودکارآمدی شیردهی مشاهده نشد. اما بعد از مداخله، تفاوت آماری معناداری در میانگین نمره سواد سلامت مادری (0p<0/001) و خودکارآمدی شیردهی (p<0/001) و تغذیه انحصاری با شیر مادر (0/007=p) در گروه مداخله مشاهده گردید.

    نتیجه گیری

     بر طبق نتایج طراحی و اجرای مداخلات آموزشی مبتنی بر خودکارآمدی و سواد سلامت بر روی زنان باردار می تواند منجر به افزایش تغذیه انحصاری با شیر مادر گردد.

    کلیدواژگان: سواد سلامت، خودکارآمدی، تغذیه با شیر مادر
  • رضا محمدی، فرشید رحیمی بشر، شهرام اعتمادی فر، محمود ثالثی، رضا مسعودی* صفحات 639-649
    هدف

    بیماری های قلبی عروقی علت عمده ناتوانی زودرس در نیروی کار جامعه بوده و علاوه بر بیمار سایر افراد خانواده و حتی جامعه را متاثر می کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر اجرای برنامه توانمندسازی مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی بر فعالیت روزمره زندگی بیماران مبتلا به سندروم حاد کرونری انجام شد.

    مواد و روش ها

     مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور حاضر در سال 1396-1395 با شرکت 70 بیمار مبتلا به سندروم حاد کرونری انجام شد. بیماران با نمونه گیری در دسترس و سپس تخصیص تصادفی با بلوک های چهارتایی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. پرسش نامه فعالیت روزمره زندگی در دو گروه تکمیل و برای گروه آزمون برنامه توانمند سازی مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی در 7 جلسه و برای گروه شاهد مراقبت رایج اجرا شد. بلافاصله، یک ماه و سه ماه بعد مجددا پرسش نامه در دو گروه تکمیل شد.

    یافته ها

     میانگین و انحراف معیار تغییرات فعالیت روزانه بیماران بلافاصله بعد از مداخله در گروه آزمون 3/48±3/2 و در گروه شاهد 1/47±0/03 بود.  دو گروه از نظر اطلاعات جمعیت شناختی همسان بودند (0/05<P). مقایسه میزان تغییرات فعالیت روزمره زندگی در افراد دو گروه آزمون و شاهد نشان داد میزان تغییرات بعد از مداخله نسبت به قبل از آن در گروه آزمون به طور معنی داری بیش تر از گروه شاهد بود (0/001>P).

    نتیجه گیری

     نتایج این مطالعه نشان داد که توانمندسازی مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی باعث افزایش میزان فعالیت روزمره زندگی در بیماران مبتلا به سندروم حاد کرونری می شود.

    کلیدواژگان: فعالیت روزمره زندگی، سندروم حاد کرونری، برنامه توانمندسازی، مدل اعتقاد بهداشتی
  • عاطفه امینیان فر، الهام فاطمی*، راهب قربانی، رقیه محمدی صفحات 650-655
    هدف

    آزردگی عضلانی تاخیری(Delayed onset muscle soreness, DOMS)  که بعد از ورزش های اکسنتریک رخ می دهد، موجب کاهش عملکرد ورزشی به خصوص در ورزشکاران حرفه ای می گردد. مطالعات مختلفی به منظور پیشگیری و کنترل پیامدهای DOMS انجام شده است. مطالعات پیشین تاثیر ویبراسیون موضعی(Local vibration, LV)  و ویبراسیون عمومی بدن (Whole body vibration, WBV) را بر کاهش علائم DOMS تایید نموده است. اما تاکنون در مطالعه ای تاثیر این دو روش با هم مقایسه نشده است. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر LV و WBV بر جلوگیری از بروز DOMS انجام شد.

    مواد و روش ها

    49 داوطلب سالم غیر ورزشکار به صورت تصادفی در دو گروه مطالعه LV ,WBV و گروه کنترل قرار گرفتند. در گروه LV از ویبراتور با فرکانس 50 هرتز  روی عضلات 4 سر رانی، کاف و همسترینگ به مدت 1 دقیقه استفاده شد. در گروه WBV، درمان شامل 1 دقیقه ویبراسیون با فرکانس 35 هرتزدر وضعیت اسکوات 100 درجه روی سکوی ویبراتور بود. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. سپس سه گروه به مدت 30 دقیقه روی تریدمیل با شیب 30 درجه رو به جلو و پایین با سرعت 4 کیلومتر در ساعت حرکت کردند. شاخص های DOMS (سطح آنزیم CK، درد و آزردگی عضلانی، محیط ران و حداکثر قدرت ایزومتریک عضله کوادری سپس) قبل و 48 ساعت بعد از مداخله اندازه گیری شدند.

    یافته ها

    در گروه LV و WBV، شدت DOMS شامل سطح آنزیم Creatine Kinase (CK)، آزردگی عضلانی، حداکثر قدرت ایزومتریک  و محیط ران در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری نشان داد (p<0/05). تفاوت معناداری در شدت DOMS بین دو گروه LV و WBV مشاهده نشد (0/05<P).

    نتیجه گیری

     این مطالعه نشان داد که LV دارای اثرات مشابهی با WBV می باشد و با توجه به این که کاربرد LV برای ورزشکار مستلزم صرف هزینه کم تر بوده و کاربری آسانی دارد، استفاده از آن پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: آزردگی عضلانی تاخیری، لرزش موضعی، لرزش عمومی بدن، درد
  • علیرضا شفیعی، صونا صادق پور، علی فخاری*، علی جهان، مریم مقدم صفحات 656-660
    هدف

    مصرف متامفتامین با آسیب های شناختی و عصبی-روان شناختی همراه است. تعیین تاثیر این ماده بر روی فعالیت ها و ویژگی های مغز انسان، می تواند زمینه ساز پیشگیری  و درمان عوارض ناشی از سوء مصرف آن شود. مطالعات پیشین تفاوت هایی را در نوار مغزی افراد وابسته به متامفتامین نسبت به افراد سالم نشان داده اند. با توجه به وجود ناخالصی در مواد اعتیاد زای صنعتی در ایران و کم بودن تعداد مطالعات در این زمینه، به نظر می رسد بررسی ویژگی های الکتروفیزیولوژیک مغز در مصرف کنندگان متامفتامین در جامعه ایرانی مفید باشد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی تحلیلی، 18 بیمار در مرحله ترک متامفتامین و 18 فرد سالم بدون سابقه روان پزشکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. سیگنال های مغزی از طریق نوار مغزی کمی (QEEG) در حالت چشم باز برای هر یک از این گروه ها ثبت شد و توان نسبی و مطلق امواج در لوب های اکسیپیتال، تمپورال، پاریتال و فرونتال با نرم افزار نوروگاید محاسبه گردید.

    یافته ها

    گروه مورد در مقایسه با گروه کنترل توان مطلق پائین تری در سه الکترودFz ، Cz، Pz بر حسب چهار باند فرکانسی در امواج دلتا و تتا داشتند (p=0/01). هم چنین توان نسبی باندهای دلتا و تتا و بتا در گروه مورد کم تر از گروه شاهد بود (p=0/048).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مصرف کنندگان متامفتامین در مرحله ترک مواد نسبت به گروه کنترل امواج دلتا و تتای کاهش یافته تری نسبت به افراد عادی دارند که این یافته در لوب پاریتال بارزتر است. به نظر می رسد که این تغییر در اثر بروز تغییرات شیمیایی و ساختاری مغزی رخ می دهد.

    کلیدواژگان: متامفتامین، الکتروانسفالوگرافی
  • زهره کلانی، سید مصطفی سیدحسینی، مریم دادمهر* صفحات 661-666
    هدف

    اضطراب بیماران در مطالعات الکتروفیزیولوژیک قلب (Cardiac electrophysiological studies, EPS) و ابلیشن به جهت وجوه ناشناخته آن برای بیماران نیاز به توجه بیش تر داشته و اقدامات لازم جهت کاهش آن ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه آماده سازی بر میزان اضطراب بیماران در انتظار این مداخلات انجام گرفته است.

    مواد و روش ها

     این کار آزمایی بالینی به صورت موازی با مشارکت 51 بیمار بستری که به صورت هدفمند انتخاب و با تقسیم تصادفی در دو گروه آزمون (25 نفر) و کنترل (26 نفر)، انجام شده است. اضطراب بیماران دو گروه، با پرسش نامه اضطراب موقعیتی اشپیل برگر اندازه گیری و سپس برنامه آماده سازی شامل نمایش فیلم تهیه شده، توضیحات شفاهی و پمفلت آموزشی، برای بیماران گروه آزمون ارائه گردید. در روز انجام EPS و ابلیشن، اضطراب بیماران مجددا در هر دو گروه تعیین گردید.

    یافته ها

     در روز انجام EPS و ابلیشن، میانگین نمره اضطراب گروه آزمون (12/21±43/20) و گروه کنترل (7/17±56/80) تفاوت معنی داری داشت (0/000=p) در گروه آزمون، میانگین نمره اضطراب بعد از مداخله کاهش معنی داری داشت (000/0=p) میانگین اضطراب در کل زنان مورد بررسی قبل از انجام مداخله (9/97±58/77) به طور معناداری بیش از میزان اضطراب در کل مردان (8/88±46/58) بود (0/000=p).

    نتیجه گیری

     برنامه آماده سازی می تواند میزان اضطراب را در بیماران تحت EPS و ابلیشن به نحو قابل توجهی پایین آورد. لذا اجرای این برنامه، جهت کاهش اضطراب بیماران و ایجاد شرایط مناسب برای موفقیت هر چه بیش تر این نوع مداخلات، پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: بی نظمی ضربان قلب، مطالعه الکتروفیزیولوژیک قلب، روش ابلیشن، اضطراب
  • نعمت ستوده اصل، راهب قربانی، فاطمه رهایی*، محمدرضا عسگری صفحات 667-673
    هدف

    یکی از عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی، عوامل استرس زا می باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه بین میزان و مولفه های رفتاری استرس و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان گروه پزشکی بود.

    مواد و روش ها

     این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود که روی 408 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان در سال تحصیلی 95-1394 انجام گرفت. روش نمونه گیری این تحقیق چندمرحله ای بود. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه استرس دوران دانشجویی گادزلا استفاده شد. شاخص پیشرفت تحصیلی میانگین نمرات پایان ترم دانشجویان بود.

    یافته ها

    نتایج تحقیق نشان داد هم بستگی مستقیم و معنی داری بین پیشرفت تحصیلی با نمره کلی استرس دانشجویان وجود ندارد (0/728=P و 0/017-=r). بین مولفه رفتاری استرس و پیشرفت تحصیلی هم بستگی منفی و معنی داری مشاهده شد (0/046=P و 0/120-=r).

    نتیجه گیری

     نتایج پژوهش حاکی از عدم وجود رابطه بین نمره استرس با پیشرفت تحصیلی دانشجویان است، اما بین مولفه های رفتاری استرس و پیشرفت تحصیلی، هم بستگی معنی داری در جهت منفی وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می شود با برگزاری کلاس های آموزشی مدیریت استرس برای دانشجویان به آن ها در جهت مواجهه با استرس های پیش رو کمک شود.

    کلیدواژگان: فشار روانی، اضطراب، پیشرفت تحصیلی، دانشجویان
  • زهرا سلیمانی*، محی الدین تیموری، سلمان عبدی، سید صادق رحیمی صفحات 674-678
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط آگاهی واج شناختی، سرعت نامیدن و عملکرد هجی کردن در کودکان طبیعی فارسی زبان بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعه مقطعی، توصیفی- تحلیلی، روی 30 دانش آموز عادی پایه دوم و سوم ابتدایی شهر تهران که به صورت تصادفی انتخاب شدند، انجام گرفت. از آزمودنی ها آزمون های خواندن و نارساخوانی نما، نامیدن خودکار سریع و آگاهی واج شناختی و آزمون هجی کردن به عمل آمد.

    یافته ها

    بین آگاهی درون هجایی با نامیدن سریع رنگ ها، اعداد و حروف، و نمره کل آزمون آگاهی واج شناختی و نامیدن سریع حروف هم بستگی معنادار وجود داشت. در کودکان طبیعی بین تمام خرده آزمون ها آگاهی واج شناختی به جز آگاهی هجایی با هجی کردن رابطه معناداری داشت. در آزمون سرعت نامیدن تنها بین سرعت نامیدن اعداد و هجی کردن هم بستگی معنادار وجود داشت (p<0/05).

    نتیجه گیری

    آگاهی واج شناختی و سرعت نامیدن اعداد صرفا با هجی کردن رابطه معنادار دارد. هم چنین عدم هم بستگی معنی دار بین آگاهی واج شناختی و سرعت نامیدن احتمالا نشان دهنده استقلال این دو مهارت در زبان فارسی است.

    کلیدواژگان: سرعت نامیدن، آگاهی واج شناختی، هجی کردن، کودکان
  • رحمان رحیمی*، مریم خدامرادی، فاطمه فلاح صفحات 678-685
    هدف

    کافئین دارای اثرات بهبود دهنده عملکرد ورزشی است، اما اثرات آن بر غلظت هورمون های آنابولیکی مشخص نیست. بنابراین، در این پژوهش تاثیر مصرف کوتاه مدت کافئین بر هورمون های آنابولیکی رشد و تستوسترون متعاقب فعالیت مقاومتی مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

     برای این منظور 30 مرد تمرین کرده ی مقاومتی (با میانگین سن 4/06±21/72سال، قد 5/08±179/31سانتی متر، وزن 14/70±77/31کیلوگرم) به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و در یک طرح تصادفی دوسوکور، کنترل شده با دارونما و متقاطع اقدام به مصرف مکمل کافئین (6 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و دارونما (مالتودکسترین،6 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) یک ساعت قبل از فعالیت مقاومتی کرده و نمونه های خون قبل، بعد و 15 دقیقه بعد از انجام فعالیت مقاومتی گرفته شدند.

    یافته ها

     نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در ارتباط با غلظت هورمون رشد حاکی از وجود تفاوت معنی دار بلافاصله و 15 دقیقه بعد از فعالیت مقاومتی بین شرایط کافئین و دارونما بود (P<0/05)، اما در ارتباط با غلظت هورمون تستوسترون تفاوت معنی داری بین شرایط مصرف کافئین و دارونما وجود نداشت (0/05<P).

    نتیجه گیری

     به طور کلی، پژوهش حاضر نشان داد که کافئین (6 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) سبب افزایش معنی دار غلظت هورمون رشد پس از فعالیت مقاومتی (شدت 85% یک تکرار بیشینه) در ورزشکاران گردید، اما تاثیری بر غلظت هورمون تستوسترون نداشت.

    کلیدواژگان: کافئین، هورمون رشد، هورمون تستوسترون، فعالیت مقاومتی، ورزشکاران
  • علیرضا رحمانی، داود نعمت اللهی، کاظم گودینی، زینب آتش زبان، قاسم آذریان* صفحات 686-693
    هدف

    با گسترش تولید و مصرف آنتی بیوتیک ها و ورود باقی مانده آن به محیط زیست، بروز جهش و ایجاد ژن مقاوم در باکتری ها باعث افزایش پاتوژن های مقاوم شده که تهدید جدی برای سلامت انسان ها و اکوسیستم های طبیعی می باشد. در این مطالعه از فرآیند نوین اکسیداسیون پیشرفته الکتروشیمیایی با استفاده از الکترود β-PbO2 جهت تخریب آنتی بیوتیک سیپروفلوکساسین استفاده شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه تجربی-مقطعی حاضر با ایجاد یک پایلوت در مقیاس آزمایشگاهی صورت گرفت. برای تهیه الکترود β-PbO2 از روش الکتروشیمیایی و جهت بررسی مرفولوژی سطح الکترود از آزمایشات SEM  و XRD استفاده گردید. برای تخریب آنتی بیوتیک متغیرهای pH، شدت جریان الکتریکی، زمان ماند و غلظت آنتی بیوتیک بهینه گردیدند و حذف COD و مصرف انرژی الکتریکی مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     نتایج نشان داد که پارامترهای بهره برداری و تشکیل لایه پایدار β-PbO2 نقش اساسی در تخریب آنتی بیوتیک ایفاء می نمایند و تعیین حالت اپتیمم و کنترل دقیق آن باعث افزایش راندمان می گردد. بالاترین راندمان تخریب آنتی بیوتیک در شدت جریان الکتریکی mA/cm240، 3=pH و زمان ماند 90 دقیقه به دست آمد. حذف آنتی بیوتیک (82/9%) بیش تر از حذف COD (50/5%) اتفاق افتاد و در حالت بهینه مصرف انرژی الکتریکی در حدود kWh/m338 بود. استفاده از شدت جریان الکتریکی پایین جهت تخریب آنتی بیوتیک در زمان های طولانی تر باعث ماندگاری بیش تر الکترود می گردد.

    نتیجه گیری

     استفاده از فرآیند الکتروشیمیایی جهت تخریب آنتی بیوتیک سیپروفلوکساسین گزینه موثر و جالبی است به نحوی که برخلاف فرآیندهای متداول که اکثرا در تخریب آنتی بیوتیک ها ناتوان هستند با این روش می توان با حداقل هزینه سرمایه گذاری، کارایی بالایی در تخریب آنتی بیوتیک سیپروفلوکساسین به دست آورد.

    کلیدواژگان: فاضلاب، فرآیند الکتروشیمیایی، سیپروفلوکساسین، پالایش آب
  • محیا امین، محمدرضا خانی، حسن نیک نژاد، بابک شکری* صفحات 694-701
    هدف

    اخیرا گزارشاتی در زمینه استفاده از پلاسمای سرد اتمسفری در درمان سرطان منتشر شده است. در این مطالعه اثرات انتخابی پلاسمای سرد بر سلول های سرطانی سینه (MDA-MB-231) و دهانه رحم (Hela)  به عنوان یک روش درمانی جدید سرطان مورد مطالعه قرار گرفت.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه تجربی، پلاسمای سرد اتمسفری توسط جت پلاسما تولید گردید و طیف سنجی نوری به منظور بررسی رادیکال های آزاد تولید شده توسط پلاسما به کار گرفته شد. هم چنین اثرات ترکیب های گازی هلیوم و هلیوم-اکسیژن و بازه های زمانی تابش پلاسما بر زیست پذیری سلول های MDA-MB-231 و Hela بلافاصله، 24 و 48 ساعت پس از تابش توسط تست MTT تعیین شدند. به منظور بررسی اثرات انتخابی پلاسما، روش تیمار مستقیم بر زیست پذیری سلول های نرمال فیبروبلاست مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    بررسی نتایج طیف سنجی نوری نشان داد که با کاهش فاصله ی نمونه از نازل تابش و افزایش ولتاژ کاری رادیکال های آزاد تولید شده توسط پلاسما افزایش می یابند. افزایش زمان تابش مستقیم پلاسما از یک تا پنج دقیقه سبب کاهش زیست پذیری سلول های سرطانی گردید. بیش ترین پاسخ ضد سرطانی 48 ساعت پس از تابش پلاسما و در ترکیب گازی هلیوم-اکسیژن مشاهده شد. هم چنین نتایج نشان داد که سلول های سرطانی به تیمار با پلاسما نسبت به سلول های نرمال فیبروبلاست حساس تر هستند.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج امید بخش این مطالعه در کاهش زیست پذیری سلول های سرطانی و اثر سمی کم تر بر سلول های نرمال، روش درمانی پلاسمای سرد می تواند به عنوان یک روش جدید مورد بررسی بیش تر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: پلاسمای سرد اتمسفری مستقیم (CAP)، رادیکال آزاد، سلول های سرطانی دهانه ی رحم (Hela)، سلول های سرطان سینه (MDA-MB-231)، زیست پذیری
  • فهیمه فلاح، آزاده امین زاده* صفحات 702-707
    هدف

    بیماری پارکینسون یک اختلال نورودژنراتیو شایع است که با اختلال عملکرد پیش رونده عصبی مشخص می شود. شواهد زیادی نشان می دهند که استرس اکسیداتیو نقش مهمی در پاتوژنز بیماری پارکینسون دارد. در مطالعه حاضر اثر محافظتی توپیرامات بر استرس اکسیداتیو و آپوپتوز ناشی از 6- هیدروکسی دوپامین در سلول های PC12 بررسی شده است.

    مواد و روش ها

     سلول های PC12 به مدت 24 ساعت با توپیرامات درمان شدند. سپس سلول ها به مدت 24 ساعت در معرض 6- هیدروکسی دوپامین با غلظت 75 میکرومولار قرار گرفتند. زنده مانی سلولی توسط 3-(4،5- دی متیل 2-تیازولیل) 5،2 دی فنیل-2- تترازولیوم (تست MTT) مورد بررسی قرار گرفت. سطح گروه های فعال اکسیژن (ROS) با 2،7 دی کلرو دی هیدروفلورسین دی استات (DCF-DA) ارزیابی شد. میزان پراکسیداسیون لیپیدی و قدرت آنتی اکسیدانی تام نیز اندازه گیری شد.

    یافته ها

    توپیرامات در غلظت 8 میکرومولار زنده مانی سلول هایی که در معرض 6- هیدروکسی دوپامین قرار گرفتند افزایش داد. در مقایسه با گروه کنترل، 6- هیدروکسی دوپامین سبب کاهش حیات سلولی شد و این اثر توسط توپیرامات معکوس شد. توپیرامات هم چنین باعث کاهش میزان ROS و پراکسیداسیون لیپیدی شد. علاوه بر این، توپیرامات به طور قابل توجهی قدرت آنتی اکسیدانی تام را در سلول های درمان شده با 6- هیدروکسی دوپامین افزایش داد.

    نتیجه گیری

     یافته های این مطالعه نشان داد که توپیرامات از طریق فعالیت آنتی اکسیدانی، سلول های PC12 را از سمیت عصبی ناشی از 6- هیدروکسی دوپامین محافظت می کند.

    کلیدواژگان: 6- هیدروکسی دوپامین، استرس اکسیداتیو، بیماری پارکینسون، توپیرامات، سلول های PC12
  • سارا چوب دار، عباس علی وفایی، علی رشیدی پور، کتایون صداقت* صفحات 708-715
    هدف

    استرس موجب افزایش رهایش گلوکوکورتیکوئید ها و اختلال در پلاستیسیتی نورون ها به خصوص در هیپوکمپ شده که می تواند منجر به اختلال در حافظه و یادگیری شود. از آن جا که ویتامین D نقش محافظت کننده بر سیستم عصبی داشته و گیرنده های آن در هیپوکمپ حضور دارند، احتمال دارد بتواند در مقابل اثرات منفی استرس مزمن نقش محافظت کننده ایفا کند. بنابراین، هدف این مطالعه، بررسی اثرات محافظتی ویتامین D بر اختلال یادگیری و حافظه ناشی از استرس مزمن در موش بزرگ آزمایشگاهی بوده است.

    مواد و روش ها

     موش ها، (تعداد=78)، به صورت تصادفی به گروه های استرس و کنترل (هر کدام با 3 زیر گروه) تقسیم شدند. در گروه استرس حیوانات به مدت 28 روز، روزی 3 ساعت تحت استرس محدود کننده قرار گرفتند. گروه ها دو بار در هفته حلال ویتامین D یا ویتامین D در دو دوز (µg/kg 10 یا 5) به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. سپس سطح کورتیکوسترون پلاسمایی ارزیابی شد. برای سنجش یادگیری و حافظه آزمون های ماز آبی و سپس احترازی غیر فعال انجام شد.

    یافته ها

    گروه استرس سطح بالاتر کورتیکوسترون را نسبت به گروه کنترل در خون نشان دادند (P<0/0001). در تست ماز آبی موریس تمام گروه ها محل سکو را در 4 روز آموزش یاد گرفتند (0/0001=P) تست حافظه فضایی نشان دهنده مدت زمان کم تر رسیدن به محل سکو برای موش های استرس دیده بود. دوز بالای ویتامین D موجب پیدا کردن زودتر سکو شد (0/0002=P). در تست احترازی غیر فعال گروه استرس نسبت به گروه کنترل مدت زمان کم تری در ناحیه تاریک بود (0/0997=P) دریافت ویتامین D تغییر قابل ملاحظه ای در نتیجه آزمون نداد.

    نتیجه گیری

    در این مطالعه مدل استرس مزمن محدود کننده موجب افزایش سطح کورتیکوسترون خون و تغییر در رفتارهای ناشی از یادگیری بلند و کوتاه مدت فضایی و شرطی شد. درمان با ویتامین D کمک به کاهش سطح کورتیکوسترون پلاسمایی بهبود رفتارهای یادگیری فضایی گردید.

    کلیدواژگان: استرس محدود کننده، ویتامین D، موش صحرایی، آزمون احترازی غیر فعال، کورتیکوسترون، ماز آبی موریس
  • الهام سام خانیانی، داوود نوده ئی، فاطمه سالم، محمدحسین ضرغامی، مریم خسروی، بشری هاتف، هدایت صحرایی، حسن قشونی* صفحات 716-725
    هدف

    در این تحقیق تاثیر مهار گیرنده های NMDA گلوتاماتی موجود در هیپوکمپ پشتی بر پایداری رفتارهای شبه اضطرابی و شبه افسردگی ناشی از استرس شوک الکتریکی کف پا مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    موش های کوچک آزمایشگاهی نر نژاد NMARI به وزن 30 گرم به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول 30 دقیقه پس از دریافت یکی از سه دوز ممانتین (mg/kg 1 و 2/5 و 5) و یا سالین (ml/kg 1) به صورت داخل صفاقی، شوک الکتریکی کف پا را دریافت کردند. گروه دوم به صورت دو طرفه در هیپوکمپ پشتی کانول گذاری شدند و پس از یک هفته ابتدا دوزهای مختلف ممانتین (µg/mouse 1 و 5 و 10) را به صورت داخل هیپوکمپی دریافت و 5 دقیقه بعد شوک دریافت کردند که به مدت 4 روز تکرار شد. 6 روز پس از خاتمه استرس، اضطراب القائی حیوانات با استفاده از ماز مرتفع به علاوه بررسی شد. 2 روز بعد از تست اضطراب، آزمایش استرس شنای اجباری بر حیوانات انجام شد.

    یافته ها

     استرس باعث کاهش زمان ماندن در بازوی باز در ماز مرتفع و افزایش زمان بی حرکتی در آزمون شنای اجباری شد و تجویز محیطی ممانتین در هر سه دوز  توانست  این اثرات را جلوگیری نماید. هم چنین، تجویز داخل هیپوکمپی ممانتین از القاء اضطراب و افسردگی ناشی از استرس جلوگیری کرد.

    نتیجه گیری

     استرس توانست باعث بروز رفتارهای شبه اضطرابی و شبه افسردگی پایدار شود. مهار گیرنده های گلوتاماتی NMDA  هیپوکمپ این اثرات را کاهش داد

    کلیدواژگان: رفتار شبه افسردگی، اضطراب، ممانتین، گیرنده های NMDA گلوتاماتی
  • سمیه مرادی، منیژه مختاری *، فرییا قاسمی، شهاب شیبانی، فهیمه اسدی صفحات 726-734
    هدف

    رتینوبلاستوما از تومورهای چشمی بدخیم در کودکان است. هدف از درمان رتینوبلاستوما حفظ بینایی و به حداقل رساندن عوارض جانبی است. در این مطالعه سمیت غلظت ایمن نانوذرات طلا در شرایط in vitro، بر روی تومور رتینوبلاستوما در شرایط in vivo  بررسی شد.

    مواد و روش ها

    ارزیابی سمیت نانوذرات طلا با استفاده از تست MTT، پس از گذشت 48 ساعت در انکوباتور CO2 با دمای 37 درجه سانتی گراد در سلول های رده Y79 با غلظت های 1/69، 1/75، 3/5، 7، 14 و 28 میکروگرم بر میلی لیتر از نانوذرات طلا، در شرایط in vitro انجام شد. دوز ایمن در شرایط in vitro، استخراج شد. سمیت نانوذرات طلا در درمان تومور رتینوبلاستوما، در شرایط in vivo در مدل حیوانی خرگوش با استفاده از آنالیز هیستوشیمی و نیز اندازه گیری سطح مقطع تومور با استفاده از آنالیز تصاویر متوالی فراصوتی و استخراج آن با استفاده از نرم افزار Image J بررسی شد.

    یافته ها

     نتایج نشان داد با افزایش غلظت نانوذرات طلا، درصد سلول های زنده در مقایسه با گروه کنترل، در غلظت های بیش تر از 1.69 میکروگرم بر میلی لیتر دارای اختلاف معنی دار (p<0/05) و در غلظت 69/1 میکروگرم بر میلی لیتر بدون اختلاف معنی دار (p>0/05) بوده است. نتایج نشان داد تزریق نانوذرات طلا در داخل چشم خرگوش حامل تومور رتینوبلاستوما، موجب کاهش ابعاد تومور در چشم خرگوش می شود.

    نتیجه گیری

     سمیت نانوذرات طلا، اثر درمانی بر روی سلول های رده Y79 در شرایط in vitro و تومور رتینوبلاستومای چشم در شرایط in vivo دارد.

    کلیدواژگان: نانوذرات طلا، سلول های رده Y79، رتینوبلاستوما، سرطان های چشم، خرگوش
  • مژده زمانی، عطیه هاشمی*، نجمه زارع، هدی جهان دار صفحات 735-742
    هدف

    مولکول چسبان سلول اپیتلیال (EpCAM) یک گلیکوپروتئین غشایی است که بیان آن در اکثر تومورهای با منشا اپیتلیالی افزایش می یابد و لذا می تواند در شناسایی و درمان سرطان ها با کمک روش های ایمونولوژیکی به عنوان یک هدف مناسب به کار گرفته شود. لذا تولید نوترکیب این پروتئین به فرم طبیعی حایز اهمیت می باشد. در دو دهه ی گذشته مخمر پیکیا پاستوریس به دلیل دارا بودن مزایای هر دو سیستم بیانی پستاندار و پروکاریوتی، به عنوان میزبان رایج در تولید پروتئین های نوترکیب مطرح بوده است. در این مطالعه پیکیا بیان کننده بخش خارج سلولی EpCAM ساخته شده است.

    مواد و روش ها

     ژن بهینه شده ی کدونی مولد پروتئین EpEX در محل های برشی آنزیم های XhoI و XbaI وکتور pPICZαB همسانه سازی شد. سازه نوترکیب با کمک الکتروپوراسیون در سویه GS115 وارد شد. کلون های مثبت با کمک PCR و با استفاده از جفت پرایمر مربوط به ژن AOX1 ارزیابی شدند.

    یافته ها

    صحت ساخت سازه نوترکیب pPICZαB-EpEX با استفاده از توالی یابی و آنالیز آنزیمی با استفاده از آنزیم های XhoI و XbaI (باندهای 3506 و 843 جفت باز) هم چنینBamHI  (باندهای 3651 و 698 جفت باز) تایید شد. نتایج حاصل از غربالگری بر پایه PCR، زمانی که دو پرایمر مربوط به ژن AOX1 به کار گرفته شد، نشان دهنده ی حضور دو باند (2200 و 1345 جفت باز) در کلون های نوترکیب بود.

    نتیجه گیری

     ساخت سویه مهندسی شده مولد EpEX در این مطالعه تایید شد. از این سویه ساخته شده می توان در تولید پروتئین نوترکیب EpEX جهت اهداف تشخیصی و درمانی استفاده کرد

    کلیدواژگان: پیکیا پاستوریس، همسانه سازی مولکولی، EpEX، Epithelial cell adhesion molecule، سرطان
  • فاطمه محمد قلی زاد، عطیه هاشمی* صفحات 743-750
    هدف

    مولکول چسباننده سلول های اپیتلیال (EpCAM) در سطح سلول های توموری اپیتلیال به طور فزاینده ای بیان می شود. بنابراین EpCAM یک آنتی ژن با ارزش در درمان هدفمند محسوب می شود. استفاده از آنتی بادی های منوکلونال رویکردی جذاب در درمان هدفمند سرطان است. محدودیت های آنتی بادی های منوکلونال نظیر اندازه ی بزرگ منجر به توسعه قطعات تک زنجیره ای ناحیه متغیر آنتی بادی (scfv) شد. پیکیا پاستوریس به علت انجام فرایندهای پس از ترجمه و قیمت ارزان به عنوان میزبانی مناسب در بیان پروتئین های نوترکیب در مقیاس بالا مورد توجه است. در این مطالعه، پیکیا پاستوریس بیان کننده scfv علیه قسمت خارج سلولی (EpEX) EpCAM  ساخته شد.

    مواد و روش ها

    ژن بهینه شده ی کدونی مولد پروتئین anti-EpEX-scfv در سایت های آنزیمی XhoI و XbaI وکتور pPICZαB وارد شد. صحت سازه نوترکیب به کمک توالی یابی و آنالیز آنزیمی تایید شد. سازه نوترکیب با کمک الکتروپوراسیون در سویه GS115 وارد شد. کلون های مثبت با کمک PCR و با به کارگیری سه جفت پرایمر ارزیابی شدند.

    یافته ها

    صحت سازه نوترکیب با استفاده از آنزیم های HindIII وBamHI  (باندهای 2788 و 1537 جفت باز) هم چنین XhoI و XbaI (باندهای 3506 و 819 جفت باز) تایید شد. کلون های نوترکیب با کمک PCR با مشاهده دو باند (2200 و 1321 جفت باز) زمانی که دو پرایمر AOX استفاده شد، هم چنین یک باند (968 جفت باز) زمانی که پرایمر AOX و پرایمر اختصاصی ژن استفاده شد، تایید شد. هنگامی که دو پرایمر اختصاصی ژن به کار گرفته شد، یک باند (751 جفت باز) مشاهده شد.

    نتیجه گیری

     این یافته ها ساخت سویه مهندسی شده را تایید می کند. پروتئین anti-EpEX-scfv می تواند انتخابی مناسب در زمینه ی ایمنی درمانی سرطان باشد.

    کلیدواژگان: پیکیا پاستوریس، anti-EpEX-scfv، آنتی بادی منوکلونال، EpCAM، ایمنی درمانی سرطان
  • مائده امینی، انوشیروان کاظم نژاد*، فرید زایری، اعظم امیریان، نورالسادات کریمان صفحات 751-758
    هدف

    در حوزه پزشکی تشخیصی، ارزیابی دقت تشخیصی نشانگرهای زیستی (بیومارکرها) یا تست‏ها همواره مورد توجه بوده است. گاهی ممکن است یک نشانگر زیستی به تنهایی برای پیش‏بینی بیماری به اندازه کافی حساس و ویژه نباشد. اما با ترکیب چندین نشانگر شاید بتوان به تشخیص بهتری دست یافت. هدف از این مطالعه، بررسی عملکرد ترکیب نشانگرهای زیستی برای تشخیص زودهنگام دیابت بارداری بود.

    مواد و روش ها

     در این مقاله، از اطلاعات 523 زن باردار مراجعه کننده به بیمارستان‏های مهدیه و طالقانی واقع در شهر تهران استفاده شد. میزان استریول غیر کونژوگه، آلفا فیتوپروتئین و بتا گنادوتروپین کوریونی انسانی در اوایل سه ماهه دوم بارداری مورد اندازه‏گیری قرار گرفت. از سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد و معیارهای حساسیت و ویژگی برای ارزیابی دقت این نشانگرها و نیز یافتن ترکیب خطی بهینه‏ای از آن‏ها استفاده شد. انتخاب نقطه برش بهینه بر اساس شاخص یودن بود.

    یافته ها

     در ترکیب دوتایی نشانگرها، بزرگ ترین مقدار سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد، حساسیت و ویژگی به ترتیب 0/593، 61/90درصد و 58/30درصد با نقطه برش بهینه 0/11 به‏دست آمد. در ترکیب سه‏تایی با تعدیل اثر سن و شاخص توده بدنی، بیش ترین مقدار سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد، حساسیت و ویژگی به ترتیب 0/751، 82/95درصد و 74/62درصد با نقطه برش بهینه 0/10 محاسبه شد.

    نتیجه گیری

     بر اساس نتایج این پژوهش، ترکیب خطی سه‏تایی نشانگرها با در نظر گرفتن اثر متغیرهای کمکی به طور معناداری عملکرد تشخیصی بهتری داشت.

    کلیدواژگان: نشانگر زیستی، منحنی مشخصه عملکرد، دیابت بارداری، تشخیص اولیه
  • محمد صادق عباس زاده، مانی حسینی، مهسا رهنمانی نیا، ساناز عبدل زاده، محسن سلیمانی* صفحات 759-767
    هدف

    دانشجویان علوم پزشکی به عنوان افرادی که مسئولیت ارتقای سلامت جامعه را بر عهده دارند به علت ماهیت فعالیت های خود در معرض خطر برای چاقی، افسردگی و فشارخون بالا می باشند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط شاخص های تن سنجی با فعالیت فیزیکی، افسردگی و فشار خون در دانشجویان ساکن در خوابگاه بود.

    مواد و روش ها

     در این مطالعه توصیفی 253 نفر از دانشجویان ساکن در خوابگاه مورد مطالعه قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک، وضعیت تغذیه، خواب و نمره افسردگی آن ها از طریق پرسش نامه تکمیل شد. فعالیت بدنی نیز با استفاده از پرسش نامه بین المللی فعالیت فیزیکی بررسی گردید. مقادیر تن سنجی و فشار خون آن ها نیز اندازه گیری شد. پس از جمع آوری داده ها تجزیه و تحلیل در سطح معنی داری 05/0 انجام شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بیش تر دانشجویان (55/7%)، پسر با میانگین سنی 1/72±20/6سال بودند. میانگین شاخص توده بدنی 3/44±21/94کیلوگرم بر مترمربع و میزان اضافه وزن و چاقی آن ها 19% بود. میانگین فشار سیستولیک آن ها 13/10±115/02میلی متر جیوه بود. حدود 4/26% دانشجویان دچار افسردگی بودند و 62/84% آن ها فعالیت فیزیکی متوسطی داشتند. نمره افسردگی با نسبت دور کمر به قد و نسبت دور گردن به قد ارتباط معنی داری داشت (P<0/05).دانشجویان در هفته به طور میانگین 337/24±903/87دقیقه را در حالت نشسته سپری می کردند و میانگین نمره کل معادل انرژی صرف شده آن ها 1525/17±2477/91بود. شاخص هایی هم چون دور گردن، نسبت دور کمر به باسن، نسبت دور کمر به قد و نسبت دور گردن به قد با چاقی و فشار خون بالا ارتبط معنی داری داشت (P<0/05). اما با فعالیت بدنی ارتباطی نداشت (P<0/05).

    نتیجه گیری

     به نظر می رسد توزیع نامناسب چربی در بدن و شاخص هایی هم چون نسبت دور کمر به قد و نسبت دور گردن به قد با افزایش فشار خون و افسردگی ارتباط دارد و یکی از مشکلات بهداشتی در دانشجویان می باشد. گرچه فعالیت بدنی دانشجویان در حد متوسط بود اما به نظر می رسد تغییر در الگوی تغذیه و افزایش فعالیت های ورزشی و اصلاح سبک زندگی بتواند به کاهش توزیع نامناسب چربی و فشار خون در دانشجویان کمک کند.

    کلیدواژگان: چاقی، فشار خون، تن سنجی، فعالیت بدنی، دانشجویان پزشکی
|
  • Fahimeh Shamsi* Pages 579-589

    Chemotherapy has been the main known treatment for cancer diseases. However, its achievement rate remains low, mainly because of the restricted accessibility of drugs to the tumor tissue, their painful toxicity, and development of multi-drug resistance. In recent years, either better understanding of tumor biology or development of the ever-growing field of nanotechnology has proposed new treatment strategies for cancer diseases. Conspiciously, at nano-scale range, particles act in surprising ways and the properties of materials alter as their size approaches the nanoscale which causes them to offer novel optical, electronic, and structural properties. In novel pharmaceutical science, nanoparticles engineer in such a way that is capable of carrying large doses of chemotherapeutic agents into cancer cells, while sparing normal tissues from dose-limiting side effects. New targeted drug delivery approaches using different nanosystems and bioconjugate techniques providing possibilities in developing successful cancer therapy. The present review summarizes two different targeted drug delivery methods (passive and active targeting) and also provides an insight into properties of nanoparticles in targeted drug delivery systems, bioconjugation, and challenges in this regard.

    Keywords: Cancer, Treatment, Nanotechnology, Nanoparticle
  • Negin Badihian, Omid Yaghini*, Roya Kelishadi Pages 590-601
    Introduction

    Cohort studies are defined as studies that investigate the correlation between exposures and diseases. Meanwhile, studies that investigate the effect of different exposures on children are of high priority, especially those focused on neurodevelopment. This study aimed to introduce available surveys in Persian language suitable for cohort studies that could be used for assessing neurodevelopment of young children.

    Materials and Methods

    The protocols of well-known international birth cohort studies all around the world were reviewed. The surveys and questionnaires used for evaluating neurodevelopment in young children were extracted. A comprehensive search was conducted to identify which surveys/questionnaires are validated in Farsi.

    Results

    13 surveys and questionnaires used in international birth cohort studies, including Dubowitz neurological examination, The Infant Behavior Questionnaire, Communication and Symbolic Behavior Scale, The Early Childhood Behavior Questionnaire, Modified Checklist for Autism in Toddlers-Revised with Follow-Up Interview, Child Behavior Checklist, Peabody Picture Vocabulary Test, Stanford-Binet Intelligence Scale, Strength and Difficulties Questionnaires, Development and Well-Being Assessment, Denver Developmental Screening Test-II, Ages and Stages Questionnaire and Bayley-III were found to have a valid Farsi version.

    Conclusion

    Here, 13 usable surveys and questionnaires for using in cohort studies and assessing neurodevelopment in Iranian population were introduced and shortly explained

    Keywords: Pediatrics, Neurodevelopment Disorders, Surveys, Questionnaires, Cohort Studies, Persian
  • Marzieh Mortezanejad, Fatemeh Ehsani*, Afshin Samai Pages 602-609
    Introduction

    Multiple sclerosis (MS) is one of the most common diseases of the central nervous system with high prevalence in the world and Iran. The common complications of disease are depression and drowsiness. Due to structural and functional brain changes following depression and drowsiness in patients with MS, brain electrical stimulation may be considered as an effective intervention in therapy.

    Materials and Methods

    In this double blind clinical trial, 30 patients with MS were randomly divided into experimental and sham a-tDCS groups according to the inclusion and exclusion criteria. Correspondingly, the anode electrode was placed on the left dorsolateral prefrontal cortex (DLPFC) and cathode on the opposite supra orbital. In the experimental group, 20-minute DLPFC a-tDCS with intensity of 1.5 mA was performed during 10 sessions for 20 days with a one-day rest interval between sessions. However, in the sham a-tDCS group, although the electrodes were placed in the same positions as it used for the experimental group, the stimulation was slowly turned off after 30 seconds.

    Results

    The results in the experimental group showed that the depression after intervention was significantly decreased as compared to before intervention (P<0.05), but there was no significant differences in the rate of drowsiness before and after the intervention (P>0.05), although the trend of drowsiness was toward reduction. Also, drowsiness and depression level were significantly improved after the intervention in experimental as compared to control group.

    Conclusion

    Multi-session a-tDCS over the left DLPFC have a significant effects on the improvement of depression and rate of drowsiness in patients with MS.

    Keywords: Multiple Sclerosis, Drowsiness, Depression, Transcranial Direct Current Stimulation, DLPFC
  • Cyrus Taghizadeh, Soghra Bakhshi*, Ziaeddin Safavi, Majid Mirmohammadkhani Pages 610-618
    Introduction

    Musculoskeletal disorders are one of the most important causes of the pain, and the myofascial pain syndrome is one of the most commonly reported cases which characterized by the presence of trigger points. The purpose of the present study was to compare the therapeutic effects of two methods of dry needling and inhibitory kinesio taping on the pain intensity and functional disability in females with upper trapezius myofascial pain syndrome.

    Materials and Methods

    A total of 75 patients with active trigger points in the upper trapezius muscle were enrolled and divided into experimental group 1 (dry needling treatment), experimental group 2 (inhibitory kinesio taping treatment) and control group (without intervention). The experimental group 1 and 2 received two sessions treatment with three days’ interval. The severity of the pain and the functional disability index were assessed before treatment (pre-test), three days after treatment (post-test 1), and 10 days after treatment (post-test 2).

    Results

    In the both post-tests, the pain intensity and the functional disability index were significantly decreased in the both experimental groups compared to the control group (P<0.05). However, there were no significant differences between the two experimental groups in the both post-tests (P>0.05).

    Conclusion

    The use of the dry needling or the inhibitory kinesio taping method in the subjects with the myofascial trigger points in the upper trapezius muscle causes short-term improvement in the pain and the functional disability.

    Keywords: pain, functional disability, myofascial pain syndrome, Dry needling, inhibitory kinesio taping
  • Maryam Hosseini, Laleh Lajevardi*, Ghorban Taghizade Pages 619-627
    Introduction

    One of the negative consequences of such a fear is a decline in the person's ability to perform daily life activities. The purpose of this study was to investigate the effect of mental practice on fear of falling in activity of daily living, satisfaction, functional mobility and balance in the community-dwelling elderly people.

    Materials and Methods

    In this clinical trial study, 40 elderly people participated aged 60-80 who were referred to rehabilitation centers in Tehran, Iran were investigated. Correspondingly, all participants were randomly assigned to two groups of intervention (20 people) and control (20 people). Activity Balance Confidence test, Canadian Occupational Performance Measure, Berg Balance Scale, Functional Reach Test, and Timed Up and Go were respectively administered for assessment of fear of falling, satisfaction in activity of daily living, functional balance, and mobility before and after intervention and after the follow up period. In addition to home-based balance exercise (30 minutes), the intervention group received mental practice training 3 days (15 minutes) a week for 4 weeks, while the control group only performed home based balance exercises with the same duration and frequency.

    Results

    Mental practice training significantly reduced the fear of falling in elderly (P = 0.01), But in satisfaction level, balance and functional mobility did not have a significant effect (P > 0.05).

    Conclusion

    Mental practice training can significantly reduce fear of falling in elderly (P = 0.01). These exercises can be useful for researchers and therapists in prevention and reduction planning for elderly's fear of falling.

    Keywords: Activity of Daily Living, Aged, Fear, Accidental Falls, Practice (Psychology), Personal Satisfaction, Lower Extremity
  • Ali Asghar Ghods*, Fatemeh Asghari, Majid Mirmohamadkhani, Mohammad Reza Asgari Pages 628-632
    Introduction

    Anxiety is common in patients undergoing percutaneous coronary intervention. Some studies have shown that one of the decreasing factors in anxiety is relaxation. Importantly, this study has been done with the aim of investigate the effect of Jacobson's relaxation on anxiety in patients undergoing percutaneous coronary intervention.

    Materials and Methods

    In this double-blind clinical trial 56 patients undergoing percutaneous coronary intervention randomly assigned in to two test and control groups. Participants completed the state and trate anxiety Spilberberg questioner 50 minutes prior to the femoral Catheter outlet, then in test group, patients relaxed for 15 minutes. There was no intervention in the control group. In the two groups before the arterial catheter outlet, stat anxiety was measured again using Spilberger's state Anxiety Questionnaire.

    Results

    There were no significant differences between the two groups regarding age, marital status, education, place of residence and health insurance status. Interestingly, the findings showed that the mean of trait anxiety had no difference in two groups. The mean of state anxiety in relaxation group before and after intervention had Statistical significant difference but there was no significant difference in control group.

    Conclusion

    Remarkably, the results of this study showed that Jacobson's relaxation can reduce anxiety in patients undergoing coronary artery bypass grafting. Therefore, Jacobson's relaxation can be suggested as a non-invasive method to reduce the anxiety of patients before coronary intervention.

    Keywords: Coronary Artery Disease, Angioplasty, Anxiety, Relaxation, Jacobson Relaxation
  • Nooshin Peyman*, Habibollah Esmaily, Elham Charoghchian Pages 633-638
    Introduction

    All infants should be exclusively breastfed until the age of six months. In this way, the aim of this project was to investigate the effect of education based on the theory of self-efficacy and health literacy on exclusive breastfeeding in pregnant women referred to health centers of Mashhad in 2015.

    Materials and Methods

    In this randomized clinical trial, 90 nulliparous women with gestational age of ≥ 32 weeks were selected using the multi-stage sampling method and were assigned to control and intervention groups. Data collection instruments were maternal health literacy and also breastfeeding self-efficacy questionnaires. An educational intervention was designed based on self-efficacy theory and the health literacy and implemented in the form of three 60-minute sessions. The questionnaires were completed three months after completion of the educational intervention. Remarkably, given that the mothers had given birth during this time, their breastfeeding level was evaluated based on the Labbok breastfeeding level questionnaire.

    Results

    Before the intervention, there were no significant differences between interventional and control group in maternal health literacy and breastfeeding self-efficacy scores, but after the intervention, there was a significant difference in maternal health literacy (p<0/001) and breastfeeding self-efficacy (p<0/001) and exclusive breast feeding (p=0/007) of interventional group.

    Conclusion

    According to the results, design and implementation of educational interventions based on self-efficacy and health literacy of pregnant women can increase exclusive breastfeeding

    Keywords: Health Literacy, Self Efficacy, Breast Feeding
  • Reza Mohammadi, Shahram Etemadifar, Mahmood Salesi, Reza Masoudi*, Farshid Rahimi Pages 639-649
    Introduction

    Cardiovascular diseases are major cause of early disability in the community workforces; in addition to the patient, it affects other family members and even the community. The aim of the study was to explore the effect of empowerment program according to the health belief model (HBM) on the activity daily living (ADL) of patients with acute coronary syndrome (PACS).

    Materials and Methods

    The double-blinded-randomized-controlled clinical-trial was conducted on the 70-PACS in the year 2016-2017. Patients were randomly assigned in the intervention and control groups by convenience sampling and random allocation with quadric-blocks. Considerably, at the first, the ADL questionnaire was filled-out in the two groups, then, for the intervention group, the empowerment program according to the HBM in 7-session and for the control group, the usual care was conducted. Immediately, one and three months later, the questionnaire was filed out in the two groups, again.

    Results

    The mean and standard deviation of ADL of patients immediately after intervention in the intervention were 3.2 ± 3.48 and in the control groups were 0.03 ± 1.47. The two groups were matched according to the demographic information (P>0.05). The comparison of changes in the ADL in the two intervention and control groups showed that the changes in the post-intervention than the pre-intervention were significantly higher in the intervention than the control group (P <0.001).

    Conclusion

    The results of the study showed that the empowerment program according to the HBM could increase the ADL of patients with acute coronary syndrome.

    Keywords: Activity Daily Living, Acute Coronary Syndrome, Empowerment Program, Health Belief Mode
  • Atefe Aminianfar, Elham Fatemy*, Raheb Ghorbani, Roghaye Mohamadi Pages 650-655
    Introduction

    Delayed onset muscle soreness (DOMS) that occurs after eccentric exercise can cause limitations in sports activities, especially in professional athletes. Relatively, different studies have been designed to prevent and control the consequence of the DOMS. Previous studies have confirmed the impact of local vibration (LV) and whole body vibration (WBV) to reduce the symptoms of DOMS. However, the effects of these two methods have not been compared in any study. The aim of the present research was to compare the effects of LV and WBV to prevent the symptoms of DOMS.

    Materials and Methods

    Forty-nine typical, non-athletic volunteers were assigned randomly into two experimental (LV and WBV) and a control groups. The VT group received 50 Hz vibration on the left and right quadriceps, hamstring and calf muscles for 1 min. The WBVT group, the intervention was one minute of vibration (35Hz) using a vibratory platform with 100° of knee flexion. The control group did not receive any intervention. Then, three groups walked downhill on a 30° declined treadmill at a speed of 4 km/hour. The DOMS symptoms (isometric maximum voluntary contraction force of quadriceps muscles, DOMS level by visual analogue scale, thigh circumference and Serum Creatine Kinase) were measured before and 48 hours after the intervention.

    Results

    The WBV and LV groups showed significant changes in the DOMS symptoms in the form of less maximal isometric and voluntary strength loss, lower creatine kinase levels, and less muscle soreness (P <0 .05) compared with the control group. However, the intensity of DOMS was not significantly different between the WBV and LV groups (p>0.05).

    Conclusion

    This study showed that the LVand WBV had same effects on the DOMS symptoms. The LV procedure is more convenient and more economical to be used by the athletes, its application is recommended.

    Keywords: Delay Onset Muscle soreness, Whole body vibration, Local vibration, pain
  • Ali Reza Shafiee, Sona Sadeghpour, Ali Fakhari*, Ali Jahan, Maryam Moghadam _ Pages 656-660
    Introduction

    Methamphetamine consumption is associated with cognitive and neuropsychological damage. Determining the effect of this substance on the activities and characteristics of the human brain can lead to the prevention and treatment of complications caused by abuse. There are diverse chemical formulas in Iran with unknown properties. Moreover, few studies have focused on electrophysiological changes in this field which accounts for a robust study in Iran.

    Materials and Methods

    In this descriptive-analytic study, 18 recently abstinent methamphetamine dependent individuals with the matched non-user counterparts were recruited. Brain signals were recorded through EEG with open eyes. Absolute and relative power values were calculated based on frontal, parietal, temporal and occipital regions for each group.

    Results

    Remarkably, it was revealed that absolute power values were lower in Cz, Pz and Fz electrodes in terms of four frequency bands in delta and theta waves (p = 0.01). Interestingly, relative power values were lower among methamphetamine users in delta and theta frequency bands compared to the control group.

    Conclusion

    methamphetamine users have more decreased delta, theta and beta frequency bands especially at parietal regions. Chemical or subtle structural changes may be responsible for this result (p = 0.048).

    Keywords: Methamphetamine, Electroencephalography
  • Zohreh Kalani, Seyed Mostafa Seyed Hossaini, Maryam Dadmehr* Pages 661-666
    Introduction

    Patients' anxiety in cardiac electrophysiological studies (EPS) and ablation due to its unknown aspects needs more attention and the necessary measures to reduce it. The aim of this study was to determine the effect of the preparation program on patients' anxiety waiting for these interventions.

    Materials and Methods

    This clinical trial was carried out in parallel with the participation of 51 hospitalized patients which is purposefully selected and randomly divided into two groups, intervention (n = 25) and control (n = 26). The anxiety of the patients in both groups was measured by the Spielberger State Anxiety inventory, and then the program of preparation, including the show of the film, oral explanations and educational pamphlet, were presented to the patients in the intervention group. In the day of EPS and ablation, the anxiety of the patients was measured in both groups.

    Results

    In the day of EPS and ablation, the mean anxiety score of the intervention group (43.20±12.21) and control group (56.87±7.17) were significantly different (p=0.000). Importantly, in the intervention group, the mean of anxiety score was significantly decreased after the preparation program (p=0.000). The mean anxiety score in the all women before the intervention (58.77 ± 9.97) was significantly higher than the anxiety in the all men (46.58±8.88) (p=0.000).

    Conclusion

    The preparation program can significantly reduce the level of anxiety in patients undergoing EPS and ablation. Therefore, implementation of this program is recommended to reduce patients' anxiety and create the suitable conditions for the success of these interventions

    Keywords: Cardiac Arrhythmias, Cardiac Electrophysiologic Techniques, Ablation Techniques, Anxiet
  • Nemat Sotoudeh Asl, Raheb Ghorbani, Fatemeh Rahaei*, Mohammad Reza Asgari Pages 667-673
    Introduction

    One of the effective factors on the academic achievement is stressors. Correspondingly, the aim of this study was to investigate the relationship between the stress behavioral items and the academic achievement among the students of the various branches of medicine.

    Materials and Methods

    It was a descriptive-analytic study performed on 408 students in Semnan University of Medical Sciences (Semnan, Iran) (2015-2016). In this study, the multi-stage sampling method was used. The data was collected using the Gudzla's Student Stress Questionnaire. The average of each students’final scores was considered as the academic achievement index.

    Results

    The results showed that there was no direct and significant correlation between the academic achievement and the students’ general stress score (P = 0.728, r = -0.017). But, a negative and a significant correlation between the behavioral stress item and the academic achievement (P = 0.046, r = -0.202) was observed.

    Conclusion

    The results of the study indicated that there was no significant relationship between the stress score and the academic achievement. However, there is a significant correlation between the behavioral stress items and the academic achievement in the negative direction. Hence, it is suggested the stress management short-term courses could help students to manage their stress.

    Keywords: Psychological Stress, Academic Success, Anxiety, Student
  • Zahra Soleymani*, Salman Abdi, Mohyeddin Teimouri, Seyyed Sadegh Rahimi Pages 674-678
    Introduction

    The aim of the present study was to investigate relationship among phonological awareness, rapid naming and spelling in normally developing Farsi speaking children.

    Materials and Methods

    In this description- analytical cross sectional study 30 normally developing students randomly selected from Tehran (Iran). The students performed Nama reading and dyslexia, rapid automatized naming, phonological awareness, and spelling tests.

    Results

    There were significant relationships between intra syllabic awareness and rapid colors, numbers, and letters naming respectively and between total score of phonological awareness and rapid letters naming. Among different sub-tests of phonological awareness, the significant relationship was just between syllabic awareness and spelling. Among different sub-tests of rapid atomized naming the significant relationship was between rapid numbers naming and spelling (p<0.05).

    Conclusion

    The relationships were found among rapid numbers naming and phonological awareness with spelling. Conspiciously, the lack of significant relationship between phonological awareness and rapid naming shows these two skills probably are independent in Farsi.

    Keywords: Rapid Naming, Phonological Awareness, Spelling, Children
  • Mohammad Rahman Rahimi*, Maryam Khodamoradi, Fatemeh Falah Pages 678-685
    Introduction

    Caffeine has the athletic performance-enhancing effects, but its effect on concentrations of anabolic hormones is unclear. Therefore, this research examines the short–term effect of caffeine consumption on anabolic hormones of growth (GH) and testosterone (TS) after performing resistance exercise (RE).

    Materials and Methods

    In this randomized double-blind, and placebo-controlled crossover study, 30 volunter men (mean age 21.72 ± 4.06, height 179.31 ± 5.08 centimeter, wight 77.31 ± 14.70 kilogram) who did resistance exercise consumed caffeine supplement (6 mg.k-1 of the body weight) and placebo (maltodextrine 6 mg.k-1 of the body weight) one hour before the RE, and the blood samples were taken before, after and 15 min after RE.

    Results

     Analysis of data showed that GH concerntration showed a significant difference between the conditions of caffeine and placebo immediately and and 15 minutes after RE (P<0.05), but no significant diference was found in TS concentration caffeine and placebo groups at any times.

    Conclusion

    In general, the present study indicated that caffeine (6 mg.k-1) leads to the significant increase in GH concentration after RE (85% of 1RM) in athletes, but, it had not any effect on the concentration of TS

    Keywords: Caffeine, Growth Hormone, Testosterone, Resistance Exercise, Athelets
  • Ali Reza Rahmani, Davood Nematollahi, Kazem Godini, Zeinab Atashzaban, Ghasem Azarian* Pages 686-693
    Introduction

    Since the use of antibiotics and the release of their residuals to the environment have extensively been growing, it is expected to see mutagenated and resistant bacteria, which are a serious threat to the human health and natural ecosystems. In this study, a novel electrochemical advanced oxidation process by means of the β-PbO2 was employed in order to decompose ciprofloxacin.

    Materials and Methods

    This experimental cross-sectional study was performed by a pilot-scale reactor. In order to prepare the β-PbO2 electrode, the electrochemical method was applied and SEM and XRD analyses were used to survey the morphology of the electrode’s surface. Operating parameters of pH, current density (CD), temperature, and antibiotics content were optimized. Moreover, COD removal and electrical energy consumption were studied.

    Results

    The findings illustrated that the parameters and the formation of the stable layer of β-PbO2 had a basic role in ciprofloxacin destruction and the maximum removal efficiency happened under optimum conditions as follows: CD 40 mA/cm2, pH 3 and contact time 90 min. Additionaly, the antibiotic was treated better than COD and energy consumption was 38 kWh/m3 in these conditions. Also, a lower CD can be utilized for ciprofloxacin degradation, which this makes the electrode more stable in longer contact times.

    Conclusion

    This employed method in this present study could remove the antibiotic better than conventional processes. Generally, this method has high removal efficiency in ciprofloxacin destruction with minimum investments

    Keywords: Waste water, Electrochemical Process, Ciprofloxacin, Water purification
  • Mohammadreza Khani, Hassan Niknejad, Babak Shokri*, Mahya Aminraya Pages 694-701
    Introduction

    There are many reports published about the use of cold atmospheric plasma in cancer treatment recently. In this way, the selective effects of cold plasma on the breast (MDA-MB-231) and cervical (Hela) cancer cells were studied as a new cancer treatment method.

    Materials and Methods

    In this study, cold atmospheric pressure plasma was generated using a plasma jet reactor and also optical emission spectroscopy (OES) was used to investigate the free radicals produced by the plasma. Futhermore, the effects of helium and helium-oxygen gas mixtures and the time of plasma radiation on the viability of MDA-MB-231 and Hela cells immediately, 24 and 48 hours after radiation were determined by MTT assay. In this account, in order to investigate the selective effects of plasma, direct treatment method was used to evaluate the viability of normal fibroblast cell line.

    Results

    The results of optical emission spectroscopy showed that decreasing the sample distance from the plasma jet nozzle and increasing operating voltage increased the free radicals produced by plasma. Increasing the time of direct plasma radiation from one to five minutes reduced the vitality of the cancer cells. The most anti-cancer response was observed 48 hours after plasma irradiation and in the helium-oxygen gas mixture. Also, the results showed that cancer cells are more sensitive than normal fibroblast cells to plasma treatment.

    Conclusion

    According to the promising results of this study, reducing the viability of cancer cells and fewer toxic effect on normal cells, cold plasma therapy can be considered as a new method for cancer therapy.

    Keywords: Cold Atmospheric Plasma (CAP), Free Radical, Breast Cancer Cells (MDA-MB-231), Cervical Cancer Cells (Hela), Viability
  • Fahimeh Fallah, Azadeh Aminzadeh* Pages 702-707
    Introduction

    Parkinson's disease (PD) is a common neurodegenerative disorder characterized by progressive neuronal dysfunction. Growing evidence has shown that oxidative stress plays a crucial role in the pathogenesis of Parkinson's disease. Correspondingly, the current study evaluated the protective effect of topiramate in 6-hydroxydopamine induced oxidative stress and apoptosis in PC12 cells as an in vitro model for PD.

    Materials and Methods

    PC12 cells, a cellular model of PD, were treated with topiramate for 24 h. Then they were treated with 75 μM 6-hydroxydopamine for 24 h. Cell viability was examined by 3-(4,5-dimethyl-2-thiazolyl)-2,5-diphenyl-2-tetrazolium bromide (MTT) assay. Intracellular reactive oxygen species (ROS) levels were measured using 2, 7 dichlorodihydrofluorescein diacetate (DCF-DA) assay. The levels of lipid peroxidation and total antioxidant power (TAP) were also measured.

    Results

    Remarkably, topiramate at concentration of 8 μM increased survival of PC12 cells exposed to 6-hydroxydopamine. Cell viability of PC12 cells on 6-hydroxydopamine was decreased compared to controls, which was reversed by topiramate. Topiramate also reduced intracellular reactive oxygen species (ROS) level and cellular lipid peroxidation. In addition, topiramate significantly increased total antioxidant power in 6-OHDA-treated cells.

    Conclusion

    Findings of this study showed that the topiramate protects PC12 cells against 6-OHDA-induced neurotoxicity through its potent antioxidant activity

    Keywords: 6-Hydroxydopamine, Oxidative Stress, Parkinson Disease, Topiramate, PC12 cells
  • Sara Choobdar, Abbasali Vafaei, Ali Rashid, Pour, Katayoun Sedaghat* Pages 708-715
    Introduction

    Long-term stress disturbs HPA axis and increases glucocorticoids release, which disturbs neural plasticity in the hippocampus and may lead to learning and memory deficits. Noticeably, vitamin D plays a protective role in the nervous system and has receptors in the hippocampus. This behavioral study investigates the possible protective role of vitamin-D against the negative effects of chronic stress on learning and memory.

    Materials and Methods

    All the Rats were randomly divided to two groups; stress and control groups (each had 3 subgroups). Stress-group animals were exposed to restraint stress for 28 days, 3 hours/day. During 28 days, vitamin D (5 or 10 mg/kg), or vehicle was injected (IP) twice weekly to both groups. At day 29, blood sample collected for serum corticosterone assay. Morris water maze (MWM) test was performed in the order of 4 days training, one-day probe testing and finally working memory test. Passive avoidance test was performed after MWM.

    Results

    Stress group revealed higher levels of serum corticosterone (P <0.0001) relative to controls. In MWM test, all groups learned the location of the platform during training. Latency in reaching the platform was reduced by the training days (P = 0.0001) for all the groups. Probe test indicated that stress groups reached the platform sooner than the control groups. Higher dose of vitamin D reduced this latency (P = 0.0002). Conversely, in passive avoidance test, stress groups spent less time in the dark than the control group (P = 0.0997).  Vitamin D (10 μg / kg) did not change the results.

    Conclusion

    In this study, chronic restraint stress increased blood corticosterone levels and changed the behavioral effects of long and short term spatial and conditional memory. Treatment with vitamin D improved spatial learning.

    Keywords: Chronic Limiting Stress, Hippocampus, Memory, Learning, Vitamin D, Corticosterone, Morris Water Maze, Passive-avoidance Test
  • Elham Samkhaniani, Davud Nodehei, Fatemeh Salem, Mohammad Hossein Zarghami, Maryam Khosravi, Boshra Hatef, Hedayat Sahraei, Hassan Ghoshooni* Pages 716-725
    Introduction

    In the present study, the effect of inhibition of glutamate NMDA receptors located in the dorsal hippocampus on the maintenance of anxiety and depression like behaviors induced by electric foot shock stress was investigated.

    Materials and Methods

    NMARI male mice were divided into two categories. The first category received electro foot shock for 30 minutes after injection of memantine (1, 5 and 10 mg/kg) or saline (1ml/kg) intraperitoneally. The second category was bilaterally cannulated in the dorsal hippocampus and one week later, the animals first received different doses of memantine (1, 5 and 10 μg /mouse) intra-hippocampally and five min before stress. Remarkably, this procedure was repeated for 4 consecutive days. Six days after stress termination, maintenance of anxiety in animals was examined using the elevated plus maze. Two days after the anxiety test, forced swimming test was conducted for depression like behavior maintenance evaluation.

    Results

    Stress reduced the open arm time in the elevated plus maze. Intraperitoneal administration of memantine prevented the stress effect. Also, intra-dorsal hippocampus administration of memantine preventd the maintenance of anxiety induced by stress. Stress also increased the immobility time in the forced swimming test. Both intraperitoneal and intra-dorsal hippocampus administration of memantine inhibited the maintenance of depression induced by stress.

    Conclusion

    Electric foot shock can lead to persistence anxiety and depression like behavior in mice. Inhibition of NMDA glutamate receptors in the dorsal hippocampus reduced the stress response.

    Keywords: Anxiety, Depression, Glutamate NMDA Receptors, Memantine
  • Somayeh Moradi, Manijhe Mokhtari*, Fariba Ghasemi, Shahab Sheibani, Fahimeh Asadi Pages 726-734
    Introduction

    Retinoblastoma is a malignant tumor in children. The goal of retinoblastoma treatment is to maintain vision and minimize side effects. In this study, the toxicity of the gold nanoparticle safety in vitro was investigated on an eye tumor of retinoblastoma under in vivo conditions.

    Materials and Methods

    For the evaluation of the toxicity of gold nanoparticles using MTT test after 48 hours in a CO2 incubator at 37 ° C, Y79 cell line was administered under in vitro conditions at concentrations of 1.69, 1.75, 3.5, 7, 14 and 28 μg/ml of gold nanoparticles.  Safe dose in vitro was extracted. The toxicity of gold nanoparticles in the treatment of retinoblastoma tumor under in vivo conditions in a rabbit animal model using histochemistry analysis and hemoxin-eosin staining, as well as measuring the cross-sectional area of the tumor using ultrasonic sequential image analysis and extraction using software Image J was studied.

    Results

    The results showed that with increasing the concentration of gold nanoparticles, the percentage of live cells in comparison with the control group had a significant difference (p <0.05) at concentrations greater than 1.69 μg/ml and no significant difference (p> 0.05) in the concentration of 1.69 μg/ml. The results indicated that the injection of gold nanoparticles into the rabbit's eye, with retinoblastoma tumor reduced the size of tumor in the rabbit's eye.

    Conclusion

    It is concluded that the toxicity of gold nanoparticles has a therapeutic effect on Y79 cell line in vitro and in the eye of retinoblastoma tumors in vivo

    Keywords: Gold nanoparticles, Y79 cell line, Retinoblastoma, Eye Neoplasms, Rabbit
  • Mozhdeh Zamani, Atieh Hashemi*, Najmeh Zarei, Hoda Jahandar Pages 735-742
    Introduction

    Epithelial cell adhesion molecule (EpCAM) is a membrane glycoprotein that is overexpressed on the majority of tumor cells of epithelial origin and thereby can be used as a target of immunodetection and immunotherapy of cancer. So, it is important to produce this protein in its native form. Interestingly, during the last two decades, the yeast Pichia pastoris (P. pastoris) has become a popular host for the production of recombinant proteins because it combines the advantages of both mammalian and prokaryotic expression systems. In this study, the Pichia expressing EpCAM extracellular domain (EpEX) was constructed.

    Materials and Methods

    The codon optimized gene encoding EpEX protein was cloned in the XhoI and XbaI restriction sites of the pPICZαB vector. The constructed plasmid was integrated into GS115 strain by electroporation. Positive clones were evaluated by PCR using AOX1 primers.

    Results

    Sequencing as well as restriction enzyme analysis utilizing XhoI and XbaI (3506, 843 bp bands), as well as BamHI (3651, 698 bp bands) confirmed construction of recombinant EpEX pPICZαB. PCR based screening results of integrants showed two bands (2200 and 1345 bp), when AOX1 primer set was used.

    Conclusion

    These findings imply that the engineered strain was constructed. The constructed strain can be used in EpEX recombinant protein production for diagnostic and therapeutic purposes.

    Keywords: Pichia pastoris, Molecular Cloning, EpEX, Epithelial Cell Adhesion Molecule, Neoplasms
  • Fatemeh Mohammadgholizad, Atieh Hashemi* Pages 743-750
    Introduction

    Epithelial cell adhesion molecule (EpCAM) is highly expressed on epithelial tumors. So, EpCAM is a valuable antigen for targeted therapy. Using monoclonal antibodies (mabs) is an attractive approach for targeted cancer therapy. Importantly, limitations of intact mabs including large size led to the development of antibody fragments such as single chain fragment variable (scfv). Pichia pastoris is considered as a suitable host for large-scale production of recombinant proteins because of post-translation modification system and low cost. Here, the Pichia expressing a scfv against EpCAM extracellular domain (EpEX) was constructed.

    Materials and Methods

    The codon optimized gene encoding anti-EpEX-scfv protein was cloned in the XhoI and XbaI sites of the pPICZαB vector. The recombinant plasmid was confirmed by restriction enzyme analysis and sequencing. The constructed plasmid was integrated into GS115 strain by electroporation. Positive clones were evaluated by PCR using three sets of primers.

    Results

    Restriction enzyme analysis utilizing HindIII and BamHI (2788, 1537 bp bands), as well as XhoI, XbaI (3506, 819 bp bands) confirmed construction of recombinant pPICZαB-anti EpEX- scfv. In this way, PCR based screening results of integrants showed two bands (2200 and 1321 bp), when AOX1 primer set was used as well as one band (968 bp) when the 3´ insert-specific primer paired with 5´ AOX1 primer. There was one band (751 bp) in PCR result of confirmed integrants when insert-specific primer set was utilized.

    Conclusion

    These findings imply that the engineered strain was constructed. The anti-EpEX-scfv protein can be used as a potential candidate in cancer immunotherapy.

    Keywords: Pichia pastoris, Anti-EpEX-scfv, Monoclonal Antibodies, EpCAM, Cancer Immunotherapy
  • Maedeh Amini, Anoshirvan Kazemnejad*, Farid Zayeri, Azam Amirian, Nourossadat Kariman Pages 751-758
    Introduction

    In medical diagnostic field, evaluation of diagnostic accuracy of biomarkers or tests has always been a matter of concern. In some situations, one biomarker alone may not be sufficiently sensitive and specific for prediction of a disease. However, combining multiple biomarkers may lead to better diagnostic.  The aim of this study was to assess the performance of combination of biomarkers to early detection of gestational diabetes.

    Materials and Methods

    In the present study, the information of 523 pregnant women referring to Mahdieh and Taleghani hospitals located in Tehran city was used. Relatively, Unconjugated Estriol (uE3), Alfa-Fetoprotein (AFP), and Beta- Human Chorionic Gonadotropin (β-HCG) were measured in the early second trimester of pregnancy. The accuracy of these biomarkers and also finding optimal linear combination of them was evaluated by area under receiver operating characteristic (ROC) curve (AUC), sensitivity, and specificity. Choosing of the best cut-point was based on Youden index. Data were statistically analyzed applying R 3.5.1 software package.

    Results

    In the combination of two biomarkers, the largest AUC, sensitivity, and specificity values were 0.593, 61.90%, and 58.30%, respectively with optimal cut-point value 0.11. In the combination of the three biomarkers by adjusting for age and BMI effects simultaneously, the largest AUC, sensitivity, and specificity values were 0.751, 82.95%, and 74.62%, respectively with optimal cut-point value 0.10.

    Conclusion

    Based on the findings of this research, the linear combination of the three biomarkers by considering covariate effects improved the diagnostic performance.

    Keywords: Biomarker, Receiver Operating Characteristic Curve, Gestational Diabetes Mellitus, Early Diagnosis
  • Mohammad Sadegh Abbaszaeh, Mani Hosseini, Mahsa Rahnamania, Sanaz Abdolzadeh Ghare Aghaj, Mohsen Soleimani* Pages 759-767
    Introduction

    Medical science students as people responsible for health promotion in community are exposing to obesity, depression and hypertension related to their activity. The aim of this study was evaluate the relationship between anthropometric indices with physical activity, depression and blood pressure in students living in dormitories of of Semnan University of Medical Sciences.

    Materials and Methods

    In this descriptive study 253 medical students residing in dormitory were selected. Correspondingly, demographic information, nutrition and sleep status and depression score of students were complete. Physical activity evaluated by international physical activity questionnaire. Anthropometric indices and blood pressure measured with WHO guidelines.

    Results

    Findings showed that the most of students (55.7%) were male with mean age 20.6±1.72 years. Mean of body mass index was 21.94±3.44 kg/m2 and 19% of medical students were overweight or obese. Mean of systolic pressure was 115.02±13.10 mmHg. 26.4% of students had depression and 62.84% had moderate physical activity. Depression score had significant relationship with waist to-height and neck to-height ratio (P<0.05). Mean of spend sitting time was 903.87±337.24 min per week and mean of equal to energy expenditure score was 2477.91±1525.17. Anthropometric indices such as circumferences of neck, waist-to-hip ratio, waist to-height ratio, neck to-height ratio were significant relationship with hypertension and obesity of students (P<0.05) but these indices were not significant to physical activity score (P>0.05).

    Conclusion

    It seems that distribution of fat in the body and indices such as waist to-height and neck to-height ratio correlated with hypertension and depression in students as health problems. Although, the physical activity of students was moderate, it seems that change in nutritional pattern, increase of sport activities and change in life style can be help to prevention of obesity and hypertension in medical students.

    Keywords: Obesity, Blood Pressure, Anthropometry, Physical Activity, Medical Students