فهرست مطالب

  • Volume:3 Issue:4, 2019
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمیدرضا حیدری*، شهرام ارسنگ، لیلا محمودی، فاطمه رمضانی صفحات 430-437
    زمینه و هدف

    اختلال گردن یک شکایت رایج در کاربران کامپیوتر است که بر عملکرد و خستگی افراد تاثیر می گذارد. مطالعات متعددی رابطه بین ناراحتی گردن و کار با کامپیوتر را تایید کرده است. اما تمرکز بر ریشه های این اختلالات می تواند برای اقدامات پیشگیرانه و بهبود طراحی ایستگاه های کاری استفاده شود. بنابراین هدف اصلی این مطالعه، تحلیل وضعیت گردن در کاربران کامپیوتر و شناسایی عوامل مرتبط با آن است که باعث اختلالات اسکلتی عضلانی می شوند.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 169 نفر از کارمندان اداری یکی از بیمارستانهای دولتی شهرستان قم انجام شد. یک پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری اطلاعات جمعیتی و اطلاعاتی در مورد ناراحتی های ناحیه گردن استفاده شد. بخشی از پرسشنامه مربوط به طراحی ایستگاه کار و بخش دیگر، نمره درد در ناحیه گردن برای تعیین شدت درد و زمان است که برای این منظور از مقیاس پنجگانه لیکرت استفاده گردید. برای تعیین زاویه گردن، از روش عکاسی استفاده شد. در نهایت، از نرم افزار SPSS نسخه 22 برای تعیین ارتباط بین پارامترهای اندازه گیری شده فردی و محل کار با  اختلالات اسکلتی عضلانی در ناحیه گردن استفاده شد و از آزمون های آماری مناسب برای مقایسه میانگین و اطلاعات همبستگی استفاده شد.

    نتایج

    رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی و شیوع اختلالات گردن در میان کاربران کامپیوتر نشان داد که دو عامل ارتفاع (P=0/023) و جنسیت (0/012 = P) ارتباط معنی داری با اختلال گردن داشتند. همچنین نتایج نشان داد که در میان ابعاد آنتروپومتری مورد بررسی، ارتفاع، ارتفاع مانیتور از سطح میز و ارتفاع آرنج در حالت نشسته تا ارتفاع چشم ارتباط معنی داری با ناراحتی گردن داشت (P<0/05). تجزیه و تحلیل نسبت شانس نشان داد که زاویه های متوسط ​​و شدید مانیتور نسبت به موقعیت خنثی (زاویه مانیتور کمتر از 10 درجه) می تواند ناراحتی گردن را به ترتیب1/925 و 3/137  افزایش دهد. اگر چه تنها زاویه ی مانیتور شدید (بیش از 20 درجه زاویه ی پیش یا عقب) ارتباط معنی داری با زاویه ی خنثی دارد (P=0/022).

    نتیجه گیری

    بطور کلی می توان نتیجه گرفت که طراحی ایستگاه کار و آموزش مرتبط با ارگونومیک برای کاربران رایانه، معیارهای ایستگاه کاری مانند ابعاد ارتفاع چشم، ارتفاع مانیتور از سطح میز و ارتفاع آرنج در حالت نشسته به ارتفاع صحیح را اصلاح می کند. با این حال، تعیین سهم هر مولفه به شدت برای تحقیقات بعدی توصیه می شود. این امر می تواند اقدامات پیشگیرانه ای را برای کاهش وضعیت نامطلوب گردن ایجاد کند.

    کلیدواژگان: گردن، پوسچر، اختلال، ایستگاه کار، طراحی
  • عارف محمدی نژاد * صفحات 438-442
  • هستی برقی پور* صفحات 443-451
    زمینه

    در اغلب صنایع به منظور کاهش رفتارهای ناایمن، مداخلات ایمنی مبتنی بر رفتار نظیر سیستم آموزش ایمنی و رویه تشویق و تنبیه بکارگرفته شده اند. 

    روش بررسی

    در این مطالعه با بهره گیری از روش های مشاهده و مصاحبه و استفاده از چکلیست جهت جمع آوری داده ها و استفاده از تکنیک نمونه برداری از رفتار ایمن، اعمال ناایمن مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از اجرای مداخلات آموزشی و تشویق و تنبیه طی دو ماه متوالی، مجددا رفتارهای ناایمن ارزیابی شد. برای تعیین میزان و انواع رفتارهای یادشده با انجام مطالعه پایلوت حجم نمونه موردنیاز برابر 1162 مشاهده تعیین گردید. همچنین برای آنالیز داده ها و تعیین روابط بین متغیرها از تکنیک آزمون نسبت، جداول توافقی و آزمون کای دو و نرم افزار آماری22  SPSS استفاده شد.

    نتایج

     نتایج نشان داد که 22.8% رفتارهای کارکنان قبل از اعمال مداخلات ناایمن بوده و پس از اعمال مداخلات این مقدار به 17% کاهش یافته است. همچنین بین اعمال ناایمن کارکنان با سابقه کاری، محل اشتغال، سن، شیفت کاری، روز از هفته، ماه از سال و ساعت رابطه معناداری وجود داشت. 

    نتیجه گیری

     لذا به منظور کاهش رفتاهای ناایمن، اجرای مداوم دوره های آموزش ایمنی و پیاده سازی مستمر نظام تشویق و تنبیه پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: ایمنی، آسیب، رفتار ناایمن، صنایع غذایی
  • محمد نورمحمدی * صفحات 452-459

    آلودگی به الیاف آزبست یکی از آلاینده های مضر هوای شهر های با ترافیک بالا می باشد.  این مطالعه با هدف تعیین نوع و غلظت الیاف ازبست در هوای مناطق پر ترافیک شهر زاهدان(ایران) در فصل  تابستان 2016 انجام شد.
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، چهار نقطه از مناطق پر ترافیک شهرزاهدان و 2 نقطه بدون ترافیک انتخاب شد. نمونه ها با استفاده از روش توصیه شده NIOSH 7400  در چهار روز متوالی، با دبی 2 لیتر در دقیقه و 4 ساعت در هر روز(در زمان با ترافیک بالای شهری) جمع آوری شد. تراکم آلودگی با استفاده از میکروسکوپ فاز کنتراست phase contract microscopy (PCM) و گراتیکول والتون - بکت، محاسبه شد و با استفاده از طیف های EDS  وتصاویر میکروسکوپی الکترونیکی روبشی(SEM) نوع الیاف تعیین شد.
    میانگین تراکم آلودگی به الیاف آزبست در مناطق با ترافیک زیاد،f/cc   0.0012±0.0004f/cc و با میانه 0.0012بالا تر از حدود مجاز و در مناطق بدون ترافیک با میانگین وانحراف معیار f/cc 0.0003±0.0003 کمتر از حدود مجاز بود. آزمون کروسکال والیس اختلاف بین میانگین های دوگروه اندازه گیری را با p<0.001 معنی دار نشان داد. نوع الیاف آزبست با توجه به طیف های EDS  وتصاویر میکروسکوپی الکترونیکی از نوع اکتینولیت، ترمولیت و کریزوتایل می باشد. نتایج مطالعه نشان داد که الیاف آزبست در هوای مناطق با ترافیک بالا بیش از حدود مجاز ودر مناطق بدون ترافیک کمتر از حدود مجاز می باشد لذا کنترل ترافیک می تواند در کاهش آلودگی موثر باشد.

    کلیدواژگان: آزبست هوابرد، آلودگی هوا، شهر زاهدان
  • علی رضا طاهری فرد، مهدی کافی، حسن احمدی نیا، کرامت رحمانیان، محسن رضائیان* صفحات 460-467
    زمینه و هدف

    سندرم متابولیک یکی از فاکتورهای خطر بیماری های مزمن از جمله بیماری قلبی عروقی می باشد. که با شاخص های مختلف به خصوص چاقی مرکزی سنجیده می شود. یکی از مهمترین صنایع، صنعت جوشکاری است، که آسیب ناشی از آن می تواند مشکلات بسیاری از جمله هزینه های درمان و مراقبت های بهداشتی را به فرد و جامعه تحمیل کند. بنابراین، باتوجه به شیوع بالای سندرم متابولیک که شاخصی برای بیماری های مزمن ازجمله قلبی عروقی می باشد و از طرف دیگر شیوع بالای عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی میان جوشکاران، برآن شدیم تا شیوع سندرم متابولیک را در میان جوشکاران شهرستان رفسنجان مورد بررسی قرار دهیم.

    مواد و روش ها

    مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی است که در سال 1397  بر روی 78 جوشکار درب و پنجره ساز شهرستان رفسنجان انجام گرفت. جمع آوری داده ها در دو مرحله صورت گرفت، در مرحله اول بر اساس چک لیستی که شامل اطلاعات دموگرافیک و مرحله دوم انجام تست های آزمایشگاهی و در نهایت با ثبت داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 21، اطلاعات کمی به صورت "انحراف معیار±میانگین" و اطلاعات کیفی به صورت "تعداد(درصد)" گزارش گردید.

    یافته ها

    میزان فراوانی سندرم متابولیک و شاخص های آن در 78 نفر از کارگران جوشکار درب و پنجره ساز شهر رفسنجان نشان می دهد دورکمر 54 (69.2%) نفر از این افراد بیشتر از 90 سانتی متر بود که به عنوان افراد دارای چاقی مرکزی محسوب می شوند. از میان 43 نفر جوشکاری که وارد فاز دوم مطالعه شده بودند. 29 (67.4%) نفر مبتلا به چاقی مرکزی بودند. شایع ترین فاکتورها پس از چاقی مرکزی میان این 43 نفر به ترتیب مربوط به فشارخون بالا (55.8%)، تری گلیسیرید بالا (37.2%)، افزایش قندخون ناشتا (20.9%) می باشد.

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه نشان داد که حدود نیمی از جوشکاران تحت بررسی که انجام تست های آزمایشگاهی نیز همکاری نمودند، حداقل دارای دو شاخص سندرم متابولیک بودند.

    کلیدواژگان: سندرم متابولیک، چاقی مرکزی، جوشکاران، رفسنجان
  • ایرج علی محمدی، شهرام وثوقی، سید حسین طباطبایی، حسین ابراهیمی*، سیده ملیکا خارقانی صفحات 468-473
    مقدمه

    بی شک یکی از مشکلات اصلی اکثر دانشجویان که می تواند بر موفقیت تحصیلی آنان اثرگذار بوده و باعث افت تحصیلی دانشجویان بشود عدم کیفیت خواب مطلوب می باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی کیفیت خواب و رابطه آن با وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید.

    روش کار

    این یک مطالعه مقطعی بود که در بین دانشجویان خوابگاهی و غیرخوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید. بعد از تعیین حجم نمونه (400 نفر)، افراد به صورت تصادفی انتخاب گردیدند و پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ در بین آنها توزیع گردید. بعد از تکمیل پرسشنامه ها، اطلاعات آن ها استخراج و وارد SPSS گردیده و مورد آنالیز قرار گرفتند.

    یافته ها

    یافته های مطالعه نشان دادند که بین وضعیت سکونت و وضعیت تحصیلی دانشجویان ارتباط معنی دار وجود دارد (P˂0/001) .تاهل و اشتغال ارتباط معنی دار با وضعیت تحصیلی داشته (0/05˂P) و افراد متاهل و شاغل دارای وضعیت تحصیلی بهتری نسبت به دوره دبیرستان بودند. اکثر دانشجویان اعم از خوابگاهی و غیر خوابگاهی دارای کیفیت کلی خواب ضعیف بودند (5>). تنها بعد کیفیت ذهنی خواب با وضعیت تحصیلی دانشجویان ارتباط معنادار داشت(0/028).

    نتیجه گیری

    مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر انگیزه، هدف، برنامه ریزی، امکانات و تجهیزات، شرایط فردی و خانوادگی ، وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده و... بر روی وضعیت تحصیلی تاثیر گذار می باشد. با توجه به اینکه وضعیت تحصیلی مقوله پیچیده ای بوده و تحت تاثیر عوامل مختلف قرار دارد، می توان گفت که کیفیت خواب می تواند تحت تاثیر عوامل دیگر از قبیل هدف، نقش کمتری در وضعیت تحصیلی دانشجویان داشته باشد.

    کلیدواژگان: وضعیت تحصیلی، کیفیت خواب، پترزبورگ، خوابگاه، منزل شخصی
|
  • Tajudeen Rasheed* Pages 416-421
    Background

    Utilization of self-protective equipment at the workplace of battery technicians could consequently protect the health of the artisans ‘and prevent lead-related occupational hazards. This study assessed the knowledge of lead poisoning hazards and the rate of utilization of personal protective equipment (PPE) among battery technicians in Lagos, Nigeria.

    Methods

    This study was a quantitative, cross-sectional survey design. Multistage and systematic sampling technique was used to select N=384 adult battery technicians aged 18 years old and higher. The questionnaire was validated and the reliability established through pilot study. Data were collected and analyzed with chi-square and multiple logistic regressions statistical model using SPSS version 24.No missing N value and hypotheses were tested at p < 0.05 and 95% confidence interval.

    Results

    Few participants, 9.9% had good knowledge of lead poisoning hazards, and it indicates a poor level. The rate of utilization of PPE at the workplaces was 18 % which is low. Chi-square analysis of the knowledge of lead poisoning hazard and PPE utilization for battery technicians in the organized and roadside settings were X2=0.1481, p=0.7003, and X²=3.2607, p=0.0709, respectively which isnot statistically significant.

    Conclusion

    Knowledge of lead poisoning hazard influenced the rate of utilization of PPE at the workplace of battery technicians. So, an effort to improve the use of PPE could be done through implementation of occupational safety policy, training and dissemination of information on the threat of lead poisoning for battery technicians to achieve positive behavioral change.

    Keywords: Knowledge, Lead poisoning hazard, Battery technicians, PPE utilization, Nigeria
  • Hakime Zamani, Badi, Vali Sarsangi, Mitra Hannani, Hossein Akbari, Ashraf Mazaheri Tehrani* Pages 422-429
    Background
    The sick-building syndrome (SBS) is an unhealthy condition of occupants of a building, caused by environmental factors such as small space, poor ventilation, and different pollutants in the building. Symptoms of SBS, including nervous, respiratory, dermal, and sensory problems, start by entering a building or slightly after that, and disappear with leaving the building.
    Objectives
    The aim of this study was to determine the frequency of SBS in the employees of Shahid Beheshti hospital of Kashan.
    Methods
    In a descriptive, cross-sectional study conducted, a sample of 279 randomly - selected employees of Kashan’s Shahid Beheshti hospital, were involved. The study was performed on four groups of doctor, nurse, servant and employee. To collect the data, a questionnaire was used. It consisted two parts: demographic data and questions of SBS questionnaire of World Health Organization. The collected data were analyzed using SPSS; and statistical tests such as t-test and Chi-square were performed.
    Results
    The prevalence rate of SBS in general, women and men was estimated 50.81%, 55.3% and 44.7%, respectively. Symptoms of indisposition (47.32%), skin dryness (41.56%) and headaches (38.92%) had the highest frequency. In all job groups, headache and illness had the highest frequency. Studying SBS symptoms in different job groups showed that skin dryness and dry and sore throat in physicians were significantly less than those in the other groups (p<0.05).
    Conclusion
    The prevalence of SBS symptoms is relatively high in the studied population. Considering the significant relation between the environmental factors and the prevalence of SBS, improving the workplace conditions is recommended.
    Keywords: Sick Building Syndrome, Hospital, Employees
  • Hamidreza Heidari*, Shahram Arsang, Maryam Mahmoodi, Fatemeh Ramezani Pages 430-437
    Background

    Neck disorder is a common complaint in computer users which affects the task performance and fatigue. Several studies confirmed the relation between neck discomfort and working with a computer. But focusing on the root risk factors inducing neck discomfort can be applied for taking preventive measures and improving workstation design. So, the main purpose of this study was the neck posture analysis in computer users and identifying the related risk factors.

    Methods

    This descriptive-analytical study was performed in 2018 on 169 administrative staff in one of the governmental hospitals in Qom. A researcher-made questionnaire was used to investigate neck discomfort and related risk factors. To determine the angle of the neck, photographic analysis method was used. Finally, SPSS software version 22 and appropriate statistical tests including the logistic regression model, two independent t-test, and chi-square test in contingency tables were used to determine the relationship between individual parameters and workstation with neck angles and neck pain.

    Results

    The results showed that two factors of the height (p= 0.023) and the gender (p= 0.012) had a direct statistically significant association with neck disorder statistically. In addition, the anthropometric dimensions, monitor height from desk level was positively correlated with neck discomfort but sitting elbow to eye height was negatively correlated with neck discomfort (p<0.05). Odds Ratio analysis showed that moderate and severe monitor angle compared to neutral posture (monitor angle less than 10 °) can increase neck discomfort as 1.925 and 3.137, respectively.

    Conclusion

    Generally, it can be concluded that workstation design can affect taking a posture in computer users. So, establishing correct workstation criteria such as eye height, monitor height from desk level and sitting elbow to eye height dimensions are very important. However, determination of the proportion of each parameter effect is strongly recommended for other investigations. This can develop preventive measures for reducing neck awkward postures.

    Keywords: Neck, Posture, Disorder, Workstation, Design
  • Razieh Janizadeh, Parviz Kakaei, Tayebe Nickdel, Mahin Khalil Tahmasbi, Norooz Tamoradi, Atefeh Mohamadi Nezhad* Pages 438-442
    Background

    Today with industry growth, hazards are increasing. The most important parts of these industries are human resources and employees, that face with many various hazards. Therefore, in order to protect and increase the productivity these hazards must be identified and analyzed to be controlled.

    Methods

    The present study focused on hazard identification and risk assessment in spinning sector of a textile industry as one of the important and strategic industries by using HAZAN method.  For data gathering, different methods including HAZAN worksheet, risk detecting checklist, walking, talking, process plots and documents were used, and then risk assessment was carried out.

    Results

    The finding represented 102 risks in the production line. Most of the risks were found in ring section (n=33), Flyer (n=26), Autoconer (n=18), Tightening (n=15) and Packing (n=10) respectively. 20.59% of these risks were 2nd rank (undesirable), 16.67% were 3rd rank (acceptable if controlled) and 62.74% were 4th rank (acceptable). In addition, high-risk jobs were feeding the empty bobbin during the shift and bobbin handling from the Autoconer unit. Also, analyses were performed based on the risk assessment method and statistical tests were not required.

    Conclusion

    The 4th rank risk was the largest group that’s acceptable. It is notable that 2nd risk rank should be turned into 3rd risk rank in reliable time. For 3rd risk rank making sure that existing control is in place is sufficient. For making a safe work environment and increasing productivity, minimizing risk by safety training and other measures are useful.

    Keywords: Textile industry, HAZAN method, Risk assessment
  • Elmira Jadidi, Hasti Borgheipour*, Iraj Mohammadfam Pages 443-451
    Background

    Behavioral-based safety interventions such as the safety training system and reward and punishment procedures were used in most industries in order to reduce unsafe behaviors.

    Methods

    In this applied study, unsafe behavior was evaluated by collecting data through observation, interviews, checklists and the Safety Behavior Sampling technique. After conducting safety training, as well as reward and punishment procedures for two consecutive months, unsafe behaviors were evaluated again. To determine the rate and diversity of the behaviors through a pilot study, a sample size of 1162 was determined to be observed. Moreover, to analyze the data and to specify the relationship between the variables, the ratio test, contingency tables, chi-square test and SPSS 22 statistical software package were used.

    Results

    The results of the study showed that 22.8% of employees’ behaviors were unsafe before applying interventions, which got decreased to 17% after the intervention. There was also a significant relationship between the unsafe behaviors of the employees and their work experience (P-value was 0. 004), age (P-value was 0.023), work shift (P-value was 0.027), day of the week (P-value was 0. 007) and month of year (P-value was 0. 043).

    Conclusions

    The paper indicated that continuous implementation of safety training courses and continuous implementation of the reward and punishment system are necessary in order to reduce unsafe behaviors.

    Keywords: Safety, Unsafe behavior, Food industry
  • Ramazan Mirzaei*, Naser Hamidinejad, Ahmadreza Khazaei, Jamshid Gholampoor, Mohammad Nourmohammadi, Alireza Ansari Pages 452-459
    Background

    Asbestos fibers are one of the hazardous air pollutants in high-traffic areas of cities. This study was conducted during summer 2016 with the aim of determining the concentration and type of asbestos fibers in the air of high-traffic areas of Zahedan, Iran.

    Methods

    In this descriptive, cross-sectional study, 4 high-traffic and 2 traffic-free areas of Zahedan were chosen. Ambient air samples were collected according to the NIOSH 7400 method, with a flow rate of 2 l/m and 4 hours per day. The asbestos fiber in the samples were analyzed with the use of Phase-Contrast optical Microscopy (PCM) and Scanning Electronic Microscopy (SEM).

    Results

    The mean and standard deviation of asbestos contamination density in high-traffic areas were 0.0012 (0.0004) f/cc and 0.0012, respectively, which were higher than the threshold limit value (TLV). In traffic-free areas with mean and standard deviation of 0.0003 ± 0.0003 f/cc the asbestos concentration was lower than the allowed limits. To check the normality of data Kolmogorov-Smirnov test was used (p< 0.05). The results of Kruskal-Wallis test showed that there is a meaningful difference between the means of the two measured groups (p< 0.001). The types of asbestos fibers based on EDS spectrums and electron microscope images were actinolite, tremolite, and chrysotile.

    Conclusion

    The findings of the present study indicated that the concentration of asbestos fibers in the sampleswas higher than the WHO standards for ambient air (0.00005 PCM f/ml). The use of asbestos fibers in car brake and clutch, as well as in asbestos cement sheet and insulation in buildings are among the most important sources of air pollution in the city.

    Keywords: Airborne asbestos, Zahedan, Air pollution
  • Alireza Taheri Fard, Mehdi Kafi, Hassan Ahmadinia, Karamat Rahmanian, Mohsen Rezaeian* Pages 460-467
    Background

    Welders are exposed to different chemical damaging factors such as fumes, gases and dusts caused by welding. Some studies have referred to a possible association between occupational exposure and engaging with metabolic syndrome. Metabolic syndrome is a set of factors such as abdominal obesity, high blood pressure (hypertension), high blood sugar, high triglycerides and High-density lipoprotein (HDL) levels that are a fundamental risk factor for diabetes, cardiac disease and stroke. Hence, we accordingly decided to investigate the incidence of metabolic syndrome among welders in Rafsanjan.

    Methods

    This is a cross-sectional descriptive study performed on 78 door and window welders in Rafsanjan in 2018. Data collection was carried out at two stages, first stage was based on a checklist containing demographic information and the second one included laboratory tests, and finally by recording data in SPSS software, quantitative data was reported as “mean ± standard deviation” and qualitative data was reported as “number (percent)”.

    Results

    43 out of 78 welders were tested by anthropometric and blood tests, 29 (67.4%) had central obesity. Of these 29, 15 (51.7%) had at least two of four conditions, indicating their metabolic syndrome. After central obesity, the most common factors among these 43 patients respectively were hypertension (55.8%), high triglyceride (37.2%), and high fasting blood sugar (20.9%).

    Conclusion

    The findings of the present study revealed that about half of the studied welders had at least two metabolic syndrome indices. In future studies, implementation of partnership building strategies and increased collaboration incentives to achieve a larger sample size are recommended.

    Keywords: Metabolic Syndrome, Central Obesity, Welders, Rafsanjan
  • Iraj Alimohammadi, Shahram Vosughi, Seyed Hossein Tabatabaei, Rana Ghasemi, Mahdi Ahmadian, Hossein Ebrahimi*, Seyedeh Melika Kharghani Pages 468-473
    Background

    Undoubtedly, lack of good quality sleep is a major problem for students, affecting their educational success causing them academic failure. Therefore, this study is carried out aiming to determine sleep quality and its relation with educational status of Iran University of Medical Sciences students.

    Methods

    This study is a sectional-analytic one performed on dormitory and non-dormitory students of Iran University of Medical Sciences. The criteria of entering the study include being student for at least one yea r, non-affliction to special diseases and not using drugs and tobacco. People were selected in proportional stratified sampling method after determining the sample volume (400), and Petersburg sleep quality questionnaires were distributed among them. After completion of the questionnaires, their data were extracted and introduced into SPSS version 21. The data obtained via T statistical tests for which Pearson correlation was analyzed were independent.

    Results

    The sleep quality mark was higher than 5 for majority of the students including the dormitory and non-dormitory ones; expressing weak sleep quality. Sleep quality was 7.36 for dormitory students and 7.97 for non-dormitory ones; expressing significant statistical difference (p=0.018). The results suggest that educational status of non-dormitory students (0.22) is better than the dormitory ones (-1.23), and the difference is statistically significant (p=0.000). moreover, the results suggest that there is no relation between good sleep quality and educational status of the students (p=0.232).

    Conclusion

    The study results suggest that sleep quality is not related to educational status. Considering that educational status is a complex matter and is affected by multiple factors including: intelligence, motivation and hard work, sleep quality plays less significant role regarding educational status.

    Keywords: Educational Status, Sleep Quality, Residence, Dormitory, Non-Dormitory