فهرست مطالب

  • سال بیست و هشتم شماره 4 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 20
|
  • بهمن لطیفی، سید جواد ابوالقاسمی*، امیررضا شویک لو، مینا احمدی، یاسمن اعتمادیان، ویدا قائمی صفحات 1-11

    در مطالعه حاضر، تغییرات فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی فیل ماهی پرورشی (Huso huso) دودی طعم دهی شده با آب نمک و سس به مدت 30 روز در دمای یخچال مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، فیل ماهی پرورشی پس از صید و آماده سازی، فیله شد. سپس فیله ها در آب نمک اشباع با غلظت 34/6 درصد کلرید سدیم و سس مورد نظر، به مدت یک ساعت غوطه ور و به کمک دستگاه دودی کن صنعتی به روش گرم، دودی شدند. سپس نمونه ها بسته بندی و به مدت 30 روز در یخچال نگهداری شدند. نتایج نشان داد که میزان پروتئین در تیمار دودی سس گذاری شده (32/32-32/28درصد) بیشتر از تیمار دودی آب نمک (28/29-27/84درصد) بود و بین میزان TBA و ‎TVB-N نمونه ها تفاوت معنی داری مشاهده شد (0/05>p‎‏) بطوریکه بالاترین میزان TBA (3/03 میلی گرم مالون الدهید بر 1000 گرم چربی) و ‎TVB-N (25/9میلی گرم ازت بر 100 گرم  نمونه) در پایان دوره نگهداری مربوط به نمونه دودی طعم دهی شده با سس گزارش شد. اما بین pH تیمارها تفاوت معنی داری مشاهده نشد (0/05<p‎‏). میزان بار باکتریایی کل و کلی فرم در طول دوره منفی ‏گزارش شد. اما رشد کپک در پایان دوره نگهداری در هر دو نمونه دودی طعم دهی شده با آب نمک (8 کلونی بر میلی لیتر نمونه) و سس (6 کلونی بر میلی لیتر نمونه) مشاهده شد. نتایج ارزیابی حسی حاکی از آن است که هر 2 نمونه در شرایط بسته بندی تفاوت چندانی نداشته است. بنابراین، بر اساس ارزیابی های حسی و میکروبی، عمر ماندگاری فیله دودی شده به روش گرم و طعم دهی شده با آب نمک و سس در بسته بندی های معمولی 20 روز تعیین شد.

    کلیدواژگان: دوددهی گرم، طعم دهی، فیله، فیل ماهی پرورشی (H. huso)، ماندگاری
  • رضوان موسوی *، منیر غیاث آبادی صفحات 13-22

    اپندیکولارین ها از مهمترین گروه های جمعیت زئوپلانکتونی در دریاها و اقیانوسهای جهان بشمار می روند و بخش قابل توجهی از تولیدات و غذای مصرف کنندگان  ثانویه را تشکیل می دهند. لذا،  هدف از اجرای این تحقیق شناسایی و معرفی اپندیکولارین های آبهای خلیج فارس با تاکید بر الگوی پراکنش زمانی و مکانی در محدوده آبهای ساحلی شمال بوشهر قرار داده شد. اپندیکولارین ها در روزهای میانی و پایانی هر فصل، از اواسط تابستان 1396 لغایت بهار 1397  در خور فراکه، سه نقطه از محدوده مصب شیف، ایستگاه دریایی و مصب لشکری جمح آوری و در کلیه زمانهای نمونه برداری، عمق محل نمونه برداری، عمق شفافیت و پارامترهای فیزیکی درجه حرارت، pH، و شوری اندازه گیری شد. در نهایت در منطقه چهار گونه اپندیکولارین ، Oikopleura dioica      Oikopleura longicauda, و  Appendicularia sicula.  وsp  Fritillaria شناسایی گردید. بالاترین تراکم کل اپندیکولارین ها در ایستگاه دریا و اسفند ماه، با غالبیت  O. dioica  مشاهده شد. برای گونه های  O. dioica  ، فراوانی نسبی 80% گونه  O. longicauda, فراوانی نسبی 18/9درصد و گونه A. sicula،، فراوانی نسبی 1/06درصد محاسبه گردید. دو گونه غالب O. dioica و O. longicauda، الگوی پراکنش مکانی و رونذ تغییرات زمانی کاملا متفاوت نشان دادند . برای گونه  sp. Fritillaria فراوانی نسبی 0/04درصد محاسبه و لذا به عنوان گونه نادر در منطقه معرفی گردید. بر اساس آزمون dbRDA (distance based Redundancy Analysis) ، عمق شفافیت مهمترین پارامتر موثر بر پراکنش گونه O. longicauda، عمق زیستگاه و شوری مهمترین عوامل اثرگذار بر الگوی پراکنش O. dioica و درجه حرارت پارامتر مرتبط باتراکم  A. sicula در منطقه مورد مطالعه مشخص گردید.

    کلیدواژگان: اپندیکولارین، پارامترهای محیطی، الگوی پراکنش، بوشهر، خلیج فارس
  • عباس زمانی*، آناهیتا غفاری صفحات 23-34

    در این تحقیق، تاثیر مقادیر مختلف عصاره پونه (0، 2 و  4 درصد  وزنی- حجمی) بر کیفیت شیمیایی و باکتریایی سوریمی حاصل از ماهی کیلکای معمولی طی مدت 15 روز نگهداری (1، 3، 6، 9، 12 و 15) در دمای یخچال (1±4 درجه سانتی گراد) مطالعه شد. آزمون های شیمیایی شامل شاخص پراکسید (PV)، تیوباربیتوریک اسید (TBA)، مجموع بازهای نیتروژنی فرار (TVB-N)، pH و آزمون های باکتریایی شامل شمارش باکتری های کل (TVC) و سرمادوست (PTC) هر 3 روز یکبار در نمونه ها با سه تکرار انجام شد. نتایج حاصل نشان داد در تیمار شاهد مقدار شاخص PV بطور معنی داری بالاتر از تیمارهای حاوی عصاره پونه بود بطوریکه از 0/64 در روز اول به 5/41 میلی اکی والان اکسیژن در روز 12 نگهداری افزایش یافت (0/05>p). میزان TBA و TVB-N در تیمار شاهد با گذشت زمان تا روز 15 نگهداری افزایش یافت بطوریکه در روز 15 مقادیر 0/43 میلی گرم مالون دی آلدهید برای TBA و 8/32 میلی گرم نیتروژن برای TVB-N ثبت گردید که افزایش معنی داری نسبت به تیمارهای حاوی عصاره پونه داشتند (05/0>p). مقدار pH در تمام طول دوره نگهداری در تیمار شاهد بطور معنی داری بالاتر از تیمارهای حاوی عصاره پونه بود بطوریکه مقدار آن از 7/14 در روز اول به 8/08 در روز 15 نگهداری رسید (0/05>p). تعداد باکتری های TVC و PTC طی مدت نگهداری در تیمارهای حاوی عصاره پونه بطور معنی داری کمتر از تیمار شاهد بود بطوریکه در تیمار شاهد مقادیر آن بترتیب از 55/3 و 25/3 به 6/64 و 5/96 CFU افزایش یافت (05/0>p)، ولی از حد مجاز10 Log7 فراتر نرفت. بر اساس یافته های این مطالعه تیمار حاوی عصاره پونه بویژه تیمار 4 درصد می تواند برای نگهداری سوریمی ماهی کیلکای معمولی در دمای یخچال در کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: سوریمی، عصاره پونه، کیلکای معمولی، ماندگاری، TVC
  • سید پژمان حسینی *، سید بیژن سید علیخانی، مهدی شمسایی، سید هادی سیدالحسینی، حامد منوچهری صفحات 35-43

    این پژوهش به منظور ارزیابی تاثیر سطوح مختلف ترکیب تجاری اسیدهای آلی (بایوترونیک تاپ 3) در جیره، بر شاخص های رشد و ترکیبات لاشه بچه ماهیان کپور معمولی صورت گرفت. ماهیان با میانگین وزن 50 گرم در 12 مخازن فایبرگلاس با تراکم 15 عدد ماهی توزیع و طی مدت 60 روز با سطوح مختلف ترکیب اسیدهای آلی شامل: 0 (شاهد)، 1، 2 و 3 درصد خوراک غذادهی شدند. نتایج نشان داد، که بیشترین وزن نهایی بدن مربوط به تیمار 3 درصد (1/36±144/8گرم) و کمترین وزن نهایی مربوط به تیمار شاهد بود. درحالی که بیشترین ضریب تبدیل غذایی مربوط به تیمارهای شاهد (0/05±2/78) و کمترین آن مربوط به تیمار 3 درصد (0/07±2/2) بود. بیشترین افزایش مقدار نرخ رشد ویژه در تیمار 3 (0/11±1/41 درصد) و کمترین آن مربوط به تیمار شاهد (0/02±0/85 درصد) بود. همچنین، ماهیان تغذیه شده با سطح 3 درصد ترکیب اسیدهای آلی بالاترین مقدار پروتئین خام (0/32±18/81درصد) و پایین ترین مقدار چربی (0/14±3/28 درصد) را داشتند. با توجه به نتایج، به نظر می رسد استفاده از ترکیب تجاری اسیدهای آلی بایوترونیک تاپ 3 در سطح 3 درصد می تواند به عنوان یک محرک رشد در جیره ماهی کپور معمولی تاثیر مثبتی بر عملکرد رشد، نرخ بقاء و همچنین کیفیت لاشه داشته باشد.

    کلیدواژگان: اسیدآلی، رشد، کیفیت لاشه، کپور معمولی
  • شهاب نقدی، مسعود رضائی*، نادر بهرامی فر صفحات 45-54

    در این پژوهش یک حسگر بر پایه فیلم زیستی کیتوزان به همراه حسگرهای برموفنول آبی و برموکروزول سبز بر پایه کاغذ صافی به منظور تعیین کیفیت میکروبی گوشت چرخ شده ماهی کیلکای معمولی نگهداری شده در دمای یخچال استفاده شدند. شاخص بار باکتریایی کل (TVC) در روز صفر برابر با  Log CFU/gr3/473 بود که در انتهای دوره نگهداری به تعداد Log CFU/gr 497/6 تغییر کرد (p<0/05). تعداد باکتری های سرمادوست (PTC) در ابتدای نگهداری Log CFU/gr 473/1 بود و در طول دوره نگهداری در یخچال روند افزایشی نشان داد و سپس به مقدار  Log CFU/gr 7/516 رسید (0/05>p). شاخص بازهای ازته فرار (TVB-N) در ابتدای دوره نگهداری mg N/100g 7/01 بود که در انتهای نگهداری به mg N/100g 44/348افزایش یافت (0/05>p). pH در طول نگهداری از 6/105 به 6/827 تغییر کرد (0/05>p). میزان همبستگی بین شاخص های میکروبی، شیمیایی و تغییر ارزش رنگ (ΔE) متفاوت بوده و بالاترین نتایج همبستگی در حسگر برموفنول آبی مشاهده شد که همبستگی آن با شاخص های باکتری های سرمادوست، بار باکتریایی کل، کل بازهای ازته فرار و pH بترتیب 0/941، 0/989، 0/912 و 0/779 بود (p<0.05). بر اساس نتایج این تحقیق مشخص شد که همزمان با تغییرات میکروبی و شیمیایی درون بسته گوشت چرخ شده ماهی، حسگرها شروع به تغییر رنگ می کنند و کاهش کیفیت را به صورت تغییر رنگ نشان می دهند.

    کلیدواژگان: حسگر تازگی، کیتوزان، فساد باکتریایی، فساد شیمیایی، گوشت چرخ شده ماهی
  • نرگس عالی شاه، فرید فیروزبخش*، زیبنده محرابی صفحات 55-67

    این مطالعه با هدف کاربرد عصاره هیدرو الکلی گزنه درکنترل بیماری ساپرولگنیوز و بررسی تاثیر آن برفراسنجه های خونشناسی، بیوشیمیایی سرم و ایمنی  قزل آلای رنگین کمان آلوده شده با ساپرولگنیا انجام شد. 180 قطعه ماهی قزل الای رنگین کمان با میانگین وزن 27/0±22 گرم در 6  تیمار آزمایشی به طور تصادفی تقسیم بندی شدند. گروه های آزمایشی ابتدا با فلس برداری از ناحیه ساقه دمی مستعد بیماری شدند و سپس با زئوسپور ساپرولگنیا (با دوز105×3 زئوسپور در هر لیتر) به مدت 4 ساعت حمام داده شدند. ماهیان پس ازآلوده سازی در تانک های100 لیتری قرار گرفتند و چهار تیمار بترتیب50 ، 100، 150 و 200 میلی گرم بر لیتر عصاره هیدرو الکلی گزنه روزانه به مدت 1 ساعت در طول 1 هفته دریافت کردند. در پایان یک هفته حمام دهی با غلظت های مختلف عصاره هیدروالکلی گزنه (هفته اول) و در پایان یک هفته پس از قطع حمام دهی (هفته دوم)، افراسنجه های خون شناسی (گلبول قرمز، گلبول سفید، هماتوکریت و هموگلوبین)، فراسنجه های بیوشیمیایی سرم (آلبومین، گلبولین و توتال پروتئین) و فراسنجه های ایمنی (فعالیت لیزوزیم، سیستم کمپلمان و فعالیت انفجارتنفسی) و همچنین درصد تلفات در تمامی تیمارها بررسی شدند.  نتایج بدست آمده نشان داد میزان100 میلی گرم بر لیتر عصاره هیدروالکلی گزنه سبب افزایش معنی دار فراسنجه های خون شناسی، بیوشیمیایی سرم و ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان مبتلا به ساپرولگنیوز می شود (0/05>p). همچنین دوزهای50 ،150 و200 میلی گرم بر لیتر عصاره هیدروالکلی گزنه با افزایش مقاومت ماهیان در برابر ساپرولگنیوز باعث کاهش معنی دار تلفات نسبت به تیمار کنترل شدند. از اینرو، استفاده از عصاره هیدروالکلی گزنه با دوز 100 میلی گرم بر لیتر با روش حمام درمانی جهت بهبود شاخص های خون شناسی و ایمنی و همچنین کنترل ساپرولگنیوز در ماهی قزل آلای رنگین کمان توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: گزنه، خون شناسی، ساپرولگنیوز، قزل آلای رنگین کمان، حمام درمانی
  • محمدحسین خان جانی* صفحات 69-78

    مواد آلی کربن‏دار و میزان شوری از فاکتورهای کلیدی در سیستم بدون تعویض آب با تولید توده زیستی هستند. در مطالعه حاضرT تولید توده زیستی تحت تاثیر سطوح مختلف شوری در سه سطح (10، 21 و 32 ppt) و منابع کربن (ملاس و آرد گندم) در سیستم بدون تعویض آب مطالعه شد. آزمایش در مرکز تکثیر و پرورش آبزیان، بندر کلاهی، میناب، هرمزگان به مدت چهار هفته در ظروف فایبرگلاس 300 لیتری انجام گردید. کمترین میزان اکسیژن محلول (5/68 میلی گرم در لیتر)، آمونیاک (0/29 میلی گرم در لیتر) و بیشترین میزان نیترات (12/68 میلی گرم در لیتر) در تیمار ملاس با شوری  ppt32 به دست آمد. تفاوت معنی داری در برخی از مقادیر پارامترهای کیفی آب شامل اکسیژن محلول، pH، آمونیاک و نیترات بین تیمارهای مختلف مشاهده شد (0/05>p). آنالیز ترکیبات بیوشیمیایی توده زیستی کاهش در میزان پروتئین و افزایش در میزان خاکستر با افزایش شوری نشان داد. میزان چربی در توده های زیستی ملاس کمتر از توده های زیستی آرد گندم بود و اختلاف معنی داری داشت (0/05>p). نتایج تحقیق نشان داد که نوع منبع کربن و میزان شوری بر پارامترهای کیفی آب و ارزش غذایی توده های زیستی در سیستم بدون تعویض آب تاثیر می‏گذارد.

    کلیدواژگان: توده زیستی، منابع کربن، شوری، سیستم بدون تعویض آب
  • غلام رضا دریانبرد*، حسن فضلی، سید امین الله تقوی، غلام علی بندانی، اکبر پورغلامی صفحات 79-87

    این تحقیق به منظور تعیین ترکیب طولی، سنی، محاسبه پارامترهای رشد و مرگ و میر و محاسبه مقدار زی توده ماهی سفید در آبهای ایرانی دریای خزر طی سال بهره برداری 971396 انجام شد. داده های زیست سنجی این مطالعه از ترکیب صید شرکت های تعاونی صیادی پره در استان های گیلان، مازندران و گلستان گردآوری گردید. میانگین (± انحراف معیار) طول چنگالی و وزن کل ماهی سفید بترتیب 6/9±37/4سانتی متر و 418/4±729/8گرم محاسبه شد. دامنه سنی ماهیان سفید 11-2 ساله بوده و بیش از 73/4درصد از ترکیب سنی را ماهیان 4-3 ساله با میانگین (± انحراف معیار) طول چنگالی بترتیب 5/8±33/8و 6/2±0/39 سانتی متر دارا بودند. ضریب همبستگی طول چنگالی و وزن کل 96/0 و مقادیر a و b بترتیب 012/0 و 99/2 محاسبه شد. مقدار ضریب رشد سالانه (K)، طول بی نهایت (∞L) و سن در طول صفر (t0) به ترتیب 0/21 بر سال، 61/4سانتی متر و 0/54- سال و پارامترهای مرگ و میر کل (Z)، طبیعی (M) و صیادی (F) بترتیب 0/76، 0/38 و 0/38 محاسبه شد. مقدار زی توده ماهی سفید حدود 27437/7تن محاسبه و برآورد گردید. به رغم افزایش تولید و رهاسازی بچه ماهیان سفید در سال های اخیر، مقدار زی توده این گونه در آبهای ایرانی دریای خزر روندی کاهشی داشته است.

    کلیدواژگان: ماهی سفید، پارامترهای رشد، مرگ و میر، زی توده، دریای خزر
  • امیررضا شویک لو*، یزدان مرادی صفحات 89-101

    در یک قرن گذشته، از فرآورده هایی مانند پودر و روغن ماهی، سیلاژ ماهی و غیره در خوراک دام استفاده شده است. کشور ما از چند دهه گذشته از واردکنندگان پودر ماهی بوده و هست و برای افزایش تولید داخلی و کاهش واردات، تلاش های بسیاری انجام شده است. مطالعات گسترده برای استفاده از ماهیان میان زی ریز (فانوس ماهیان) در دریای عمان از جمله ی این کوشش ها بوده است. فانوس ماهیان از ذخایر بکر و دست نخورده ای هستند که برای استفاده از آن ها جهت مصرف انسانی و خوراک دام پژوهش های زیادی انجام شده است. توسعه نیافتن صید و فرآوری فانوس ماهیان در ایران- با توجه به حجم سرمایه گذاری های انجام شده- دلایل مختلفی از جمله شناخت ناکافی از این ماهیان دارد. این مقاله با مرور آخرین یافته های پژوهشی، ضمن معرفی این آبزی و بیان ویژگی های پروتئین و چربی آن، به ضرورت استفاده از آن در خوراک دام و مصرف انسانی می پردازد.

    کلیدواژگان: فانوس ماهیان، میکتوفیده، پودرماهی، مصرف انسانی
  • عباس زمانی*، مریم خواجوی صفحات 103-115

    در مطالعه حاضر، تاثیر جایگزینی آرد ماهی با پروتئین تک یاخته باکتریایی بر عملکرد رشد و فعالیت آنزیم های پروتئازی (پپسین، تریپسین و پروتئاز قلیایی) بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) (وزن متوسط: 55/0± 51/2 گرم) برای مدت 6 هفته بررسی شد. پنج جیره آزمایشی با سطوح جایگزینی صفر(A)، 25 (B)، 50 (C)، 75 (D) و 100 % (E) آرد ماهی همسان از نظر پروتئین و انرژی با پروتئین تک سلولی تهیه گردید. بررسی شاخص های افزایش وزن بدن، نرخ رشد نسبی، نسبت کارایی پروتئین، نسبت کارایی چربی و نسبت کارایی غذا نشان داد این شاخص ها در جیره آزمایشی C به طور معنی داری بالاتر از سایر تیمارها بودند (p<0/05). ضریب تبدیل غذایی در جیره آزمایشی C و E بترتیب کمترین و بیشترین مقدار را نشان داد و اختلاف معنی داری با سایر تیمارها مشاهده گردید (p<0/05). میزان نرخ بقاء در جیره های آزمایشی 100 % بود. بیش ترین میزان فعالیت آنزیم های تریپسین و پروتئاز قلیایی ضمائم پیلوریک و روده در ماهیان تغذیه شده با جیره آزمایشی C مشاهده شد که نسبت به جیره های غذایی D و E اختلاف معنی داری را نشان داد (0/05>p). هم چنین بالاترین فعالیت آنزیم پپسین معده در جیره C مشاهده شد که با سایر جیره ها به استثناء جیره B دارای اختلاف معنی داری بود (0/05>p). براساس نتایج حاصل از عملکرد رشد و فعالیت آنزیم های پپسین، تریپسین و پروتئاز قلیایی جیره حاوی 50 %پروتئین تک یاخته نسبت به سایر جیره ها می تواند برای رشد ماهی قزل آلای رنگین کمان مناسب باشد.

    کلیدواژگان: آرد ماهی، پروتئین تک یاخته، پروتئاز، شاخص های رشد، Oncorhynchus mykiss
  • زانیار فتحی، نصرالله احمدی فرد* صفحات 117-128

    در این تحقیق تاثیر پسآب شهرستان سقز بر تنوع و پراکنش ماهیان رودخانه سقز استان کردستان در چهار ایستگاه مختلف شامل: 1) ایستگاه سد چراغ ویس، 2) ایستگاه قبل از ورود پسآب به رودخانه، 3) ایستگاه بعد از ورود پسآب به رودخانه و 4) ایستگاه قبل از ورود رودخانه به سد شهید کاظمی از تیر تا مهر ماه 1396 مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی تنوع زیستی از شاخص های شانن-وینر، سیمپسون، و مارگالف و برای تعیین ارتباط بین عوامل محیطی (فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی) و فراوانی گونه های ماهی از آنالیز CCA استفاده شد. براساس نتایج گونه Capoeta gracilis بیشترین تعداد حضور را در تمام ایستگاه ها نشان داد ولی بیشترین و کمترین تعداد گونه های ماهی به ترتیب متعلق به ایستگاه های 4 و 2 بود. خانواده Cyprinidae بیشترین فراوانی و خانواده Nemacheilidae و Sisoridae هر کدام با یک گونه کمترین تعداد ماهیان صید شده را دارا بودند. بالاترین شاخص مارگالف، شانون -وینر و سیمپسون در ایستگاه 4 مشاهده شد. اگر چه از نظر شاخص تنوع سیمپسون دو ایستگاه 3 و 4 مشابه هم بودند. از نظر ارتباط شاخص های تنوع زیستی با فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی، شاخص غالبیت گونه ای سیمپسون با درصد نیترات، فسفات و مقدار BOD5 و شاخص تنوع گونه ای شانون - وینر با نیترات، فسفات، آمونیاک و BOD5 همبستگی مثبت نشان دادند. از سویی، هر دو شاخص مذکور با مقدار اکسیژن محلول همبستگی منفی داشتند. در جمع بندی می توان گفت پسآب شهرستان سقز با افزایش مقادیر نیترات و فسفات آب رودخانه سقز سبب حذف بعضی گونه ها و حضور گونه های گیاهخوار شده است و بدین طریق بر جمعیت گونه های ماهی رودخانه سقز تاثیرگذار بوده است. بنابراین، توصیه می شود پسآب شهرستان سقز قبل از ورود به رودخانه تصفیه گردد تا ضمن بهره برداری پایدار از تخریب چشم اندازهای طبیعی اکوسیستم های رودخانه ای جلوگیری گردد.

    کلیدواژگان: شاخص های اکولوژیکی، رودخانه سقز، تنوع گونه یی، فراوانی ماهی
  • حجت الله فروغی فرد*، محمدرضا زاهدی، کیومرث روحانی، مریم معزی، عیسی عبدالعلیان صفحات 129-138

    پرورش توام مرحله نوزادگاهی میگوی پاسفید غربی (Litopenaeus vannamei)  با تراکم های مختلف جلبک قرمز (Gracilaria corticata) در یک دوره پرورش 30 روزه از 25 تیرماه تا 25 مرداد ماه 1397 مورد آزمایش قرار گرفت. چهار تیمار شامل پرورش  پست لارو (PL15) میگوی پاسفید غربی با تراکم 2000 عدد پست لارو در متر مربع بدون جلبک (تیمار 1T) و توام با جلبک گراسیلاریا با تراکم های 400 ، 800 و 1200 گرم در متر مکعب (تیمار های 2T، 3T و 4T) و  تیمارپرورش جلبک گراسیلاریا با تراکم 400 گرم در متر مکعب، بدون میگو(5T) مورد مقایسه قرار گرفتند. بر اساس نتایج بدست آمده، بیشترین درصد بازماندگی،  بیشترین نرخ رشد ویژه و بالاترین وزن نهائی میگوی L. vannamei  (3/05±95/33درصد ، 0/02±12/26و 47/88±543/7میلی گرم) در تیمار 4T مشاهده شد که به طور معنی داری از تیمارهای 1T و2T  بالاتر بود(0/05>P). بیشترین نرخ رشد ویژه جلبکG. corticata (0/08± 2/37) و بیشترین درصد افزایش وزن (5/02 ±103/50درصد)  در تیمار 2T و کمترین میزان نرخ رشد ویژه جلبک  G. corticata (0/10±0/23) و کمترین درصد افزایش وزن 3/15±7/08 درصد)در تیمار 5T مشاهده شد. این پژوهش بوضوح نشان داد که پرورش جلبک قرمز G.corticata در تانک های  نوزادگاهی میگوی L. vannamei  می تواند منجر به افزایش پارامترهای رشد و درصد بازماندگی پست لارو گردد و این افزایش با میزان تراکم جلبک در تانک ها ارتباط مستقیم و معنی داری دارد.

    کلیدواژگان: مرحله نوزادگاهی، پارامتر های رشد، درصد بازماندگی، Gracilaria corticata، Litopenaeus vannamei
  • مینا سیف زاده* صفحات 139-149

    تحقیق حاضر با هدف تهیه سس از میگوی ژاپنی منجمد تالاب انزلی، بررسی کیفیت و زمان ماندگاری آن در دمای یخچال انجام شد. این تحقیق شامل 4 تیمار از میگو بانضمام سوربیتول، برنج پخته و سوکرالوز بود. سایر ترکیبات یکسان بودند. میگو عمل آوری شده با نمک خالص به عنوان شاهد بود. پراکسید (میلی اکی والان گرم/کیلوگرم روغن)، TBRS (میلی گرم/کیلوگرم)، TVB-N (میلی گرم/100 گرم) و pH در تیمارهای برنج 0.85-1.65, 0.14-0.99, 23.54-68.87 سوربیتول 5.35-7.35 ، سوکرالوز 45/1-72/0، 95/0-10/0، 82/64-50/12 و 50/6-31/5 و شاهد1.13-2.95, 0.72-1.84, 23.64-73.16 و 5.35-7.35بودند. شمارش باکتری های تیمارها در حد مجاز بود. در تیمار برنج طعم و مزه (4/37) و پذیرش کلی (4/25) در مقایسه با سایر تیمارها افزایش معنی دار نشان دادند (0/05>p). پروتئین و جذب نمک بین تیمارهای آزمایشی و شاهد تفاوت معنی دار نشان دادند (0/05>p). تیمار سوربیتول بیشترین رطوبت (24/12درصد) را داشت. تولید سس در تیمار برنج (380 میلی لیتر) بیشترین و در تیمار سوربیتول (220 میلی لیتر) کمترین مقدار بود (0/05>p). تیمارهای برنج و سوربیتول به مدت پنج ماه ولی شاهد و سوکرالوز به مدت چهار و شش ماه کیفیت مطلوبی داشتند. با توجه به نتایج، برنج پخته برای تهیه سس میگو پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تالاب انزلی، سس میگو، مدت زمان ماندگاری، میگوی ژاپنی
  • پریا اکبری*، رها فدایی صفحات 151-162

    این مطالعه به بررسی اثر عصاره پلی ساکارید محلول در آب جلبک الوا (Ulva rigida) بر فعالیت آنزیم های گوارشی و فراسنجه های بیوشیمیایی میگوی پاسفید غربی (Litopeneaus vannamei) پرداخته است. پست لارو میگوها با متوسط وزن 0/1±1 گرم با 4 رژیم غذایی (با سه تکرار) حاوی 0، 0/5، 1و 1/5 گرم جلبک الوا بر کیلوگرم غذا به مدت 60 روز تغذیه شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره پلی ساکارید جلبک الوا بر فعالیت آنزیم های گوارشی موثر است. بهترین فعالیت آنزیم های گوارشی در میگوهای تغذیه شده با 1/5 گرم عصاره جلبک الوا بر کیلوگرم غذا مشاهده شد. در رژیم های حاوی سه سطح عصاره جلبک الوا میزان گلوکز، کلسترول، تری گلیسیرید، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز بi صورت معنی داری کاهش یافت (0/05>p). سطح پروتئین تام و گلوبولین در میگوهای تغذیه شده با 1 و 1/5 گرم عصاره جلبک بر کیلوگرم غذا به طور معنی داری بیشتر از تیمار شاهد بود (0/05>p). از اینرو، استفاده از عصاره پلی ساکارید محلول در آب جلبک الوا در سطح 1/5 گرم بر کیلوگرم غذا برای بهبود عملکرد آنزیم های گوارشی، متابولیسم چربی و قند و سیستم ایمنی غیر اختصاصی در میگوی پاسفید غربی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: آنزیم های گوارشی، جلبک الوا، فراسنجه های بیوشیمیایی، میگوی پاسفید غربی، پلی ساکاریدهای محلول در آب
  • لاله رومیانی*، مهرنوش تدینی صفحات 163-176

    این پژوهش با هدف تاثیر دما، pH، نمک، اسانس نارنج (Citrus aurantium L.) و بسته بندی اتمسفر تغییر یافته (50 درصد دی اکسیدکربن، 45 درصد نیتروژن و 5 درصد اکسیژن) در کنترل باکتری Salmonella typhimurium در برگر کپور نقره ای در سال 97-1396 انجام شد. در این پژوهش pH در سطوح 5/5، 6 و 5/7، دما در سه سطح 4، 25 و 37 درجه سانتی گراد، نمک در سه سطح 0، 1/5 و 3 درصد و اسانس نارنج در سطوح 0، 0/025 و 0/05 درصد درنظر گرفته شد. روند رشد این گونه در برگر در pH 5/5، 6 و 5/7 در دماهای 4، 35 و 37 درجه سانتی گراد طی 12 روز نگهداری افزایش یافت. در pH 5/7 با نمک 1/5 درصد و 3 درصد و اسانس نارنج 0/025 درصد و 0/05 درصد در دماهای 4، 25 و 37 درجه سانتی گراد در روزهای ششم، هشتم، دهم و دوازدهم رشد باکتری S. typhimurium افزایش یافت. همچنین در pH 6 با نمک 5/1 درصد و اسانس نارنج 0/025 درصد در روزهای هشتم، دهم و دوازدهم در دمای 25 و 37 درجه سانتی گرد رشد این باکتری زیاد بود. در دمای 4 درجه سانتی گراد در pH 5/5 با نمک 5/1 درصد و اسانس نارنج 0/05 درصد، pH 5/5 و 6 با نمک 3 درصد و اسانس نارنج 0/05 درصد، pH 5/5 با نمک 3 درصد و اسانس نارنج 0/025 درصد در روزهای هشتم، دهم و دوازدهم عدم رشد باکتری S. typhimurium مشاهده گردید. اسانس گیاه نارنج در سطح 0/05 درصد در دمای 4 درجه سانتی گراد، نمک 3 درصد و pH 5/5  قدرت کنترل رشد باکتری S. typhimurium را در برگر ماهی داشت.

    کلیدواژگان: برگر ماهی، اتمسفر تغییر یافته، اسانس نارنج، Salmonella typhimurium
  • سید عبدالحمید حسینی، ابوالفضل سپهداری*، محمدمیثم صلاحی، اسماعیل کاظمی، سید محمدجلیل ذریه زهرا صفحات 177-186

    این پژوهش در پاییز و زمستان سال 1395 در مرکز تحقیقات ژنتیک و اصلاح نژاد ماهیان سردآبی شهید مطهری یاسوج وابسته به موسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور انجام گرفت. هدف انجام این مطالعه، تعیین کارایی محلول پرفیش در مهار و کاهش تلفات ناشی از آلودگی قارچی تخم های ماهی قزل آلای رنگین کمان در مراحل مختلف انکوباسیون، در مقایسه با مالاشیت سبز و فرمالین بود. به این منظور از تراف های کالیفرنیایی (ابعادcm70×35×20) با عمق cm20، ارتفاع آب cm10و دبی 4 تا 6 لیتر در دقیقه استفاده گردید. سپس تخم لقاح یافته ماهی قزل آلای رنگین کمان به تراف ها به تعداد 700 عدد در هر تراف انتقال یافت. در این بررسی 9 تیمار (پرفیش 15، 37، 75، 150، 300 میلی گرم در لیتر، مالاشیت 2میلی گرم در لیتر ، فرمالین 1000 میکرولیتر در لیتر، شاهد مثبت و منفی) با سه تکرار مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که تیمار مالاشیت سبز، فرمالین و پرفیش 75 میلی گرم در لیتر به ترتیب با 94/169.38±1.94, 64.99±8.05 63.76±4.72 و 63.76±4.72 دارای بالاترین درصد چشم زدگی در بین تیمارهای آزمایشی بودند. همچنین میزان تخم گشایی در تیمار پرفیش 75 میلی گرم در لیتر با میانگین(95.8±.6) دارای بیشترین مقدار بود، این در حالی است که این میزان با نتایج بدست آمده از درصد تخم گشایی تیمارهای پرفیش 37 میلی گرم در لیتر (18/3±8/80)، شاهد مثبت (8/2 ± 66/90) و منفی (78/1 ± 39/91) دارای اختلاف معنی دار می باشد. کمترین میزان ناهنجاری (شامل نقص در اسکلت، کیسه زرده و...) در لاروها نیز در تیمار فرمالین (3.33±1.15) و بیشترین میزان ناهنجاری نیز در تیمار پرفیش 15 میلی گرم در لیتر (5.33±2.08) مشاهده گردید ولی اختلاف معنی داری بین تیمارها وجود نداشت. مجموع نتایج حاصل از تحقیق حاضر حاکی از آن است که استفاده از پرفیش 75 میلی گرم در لیتر دارای مخاطرات و تلفات کمتری در مقایسه با مالاشیت سبز می باشد و می تواند به عنوان ترکیب جایگزین مناسب جهت مقابله با آلودگی های قارچی (ساپرولگنیا) تخم ماهی قزل آلای رنگین کمان عمل نماید.

    کلیدواژگان: آلودگی قارچی، قزل آلای رنگین کمان، دوره انکوباسیون، پرفیش
  • امیدوار فرهادیان*، سجاد پهلوانی، نصرالله محبوبی صفحات 187-197

    استفاده از غذاهای پلانکتونی بخصوص زئوپلانکتون نقش مهمی در دوران آغازین تغذیه لاروی دارد. یکی از مهم ترین روش ها در ارزیابی عملکرد تغذیه ای لاروها، اندازه گیری میزان بلع است. در این مطالعه لاروهای 20 و 40 روزه ماهی فلاور (بترتیب 6 و 18 میلی گرم وزن خشک) با سه طعمه زنده زئوپلانکتونی شامل Ceriodaphnia quadrangula، ناپلیوس Artemia franciscana و ترکیبی از مخلوط برابر (با نسبت 1:1 از نظر تعداد) در سه تراکم 2، 5 و10 طعمه در هر میلی لیتر در شرایط تاریکی و روشنایی تغذیه شدند. نتایج نشان داد نرخ بلع C. quadrangula در تراکم 2، 5 و 10 طعمه در میلی لیتر برای لاروهای 20 روزه فلاور بترتیب 05/3737.05, 11.68 16.13 در شرایط روشنایی و 83.82, 18.73 و 22.26 طعمه بر ساعت به ازای هر لارو در شرایط تاریکی است در حالیکه برای لاروهای 40 روزه بترتیب 17.92, 60.76 23.62 در شرایط روشنایی و 29.79, 58.35 and 37.23 طعمه بر ساعت در شرایط تاریکی بدست آمد. از سوی دیگر، نرخ بلع ناپلیوس A. franciscana برای لاروهای20 روزه فلاور 139.2, 158.13 and 200در شرایط روشنایی و 36.72, 53.7 و192.81 طعمه برساعت در شرایط تاریکی، در حالیکه در لاروهای 40 روزه 79/117، 22/181 و 241 در روشنایی و 17/125، 4/89 و 26/128 طعمه بر ساعت بدست آمد. نتایج نرخ بلع طعمه مخلوط در لارو 20 روزه 35/40، 51/41 و 75/41 در روشنایی و 98/56، 72/25 و 93/18 طعمه بر ساعت در شرایط تاریکی بود در حالیکه در لارو 40 روزه بترتیب 3/143، 57/183 و 84/180 در روشنایی و 15/112، 25/181 و 29/205 طعمه بر ساعت بدست آمد. با افزایش تراکم و افزایش سن لاروها میزان بلع افزایش یافت. نرخ بلع ویژه C. quadrangula، ناپلیوس A. franciscana و مخلوط برابر آنها در لاروهای20 روزه بترتیب 4/5-5/2، 23/2-54/0 و 12/2-87/0 درصد وزنی در ساعت و در لارو 40 روزه 1.37-5.27, 0.34-0.88 و 0.70-1.85 درصد وزنی در ساعت بود. شاخص انتخاب (Electivity index, E) برای طعمه مخلوط با افزایش سن لاروها تمایل کمتر به مصرف ناپلیوس آرتمیا دارد. بر اساس رفتارتغذیه ای لارو ماهی فلاور قابلیت پرورش را با هر دو طعمه زنده دارد. اما ناپلیوس آرتمیا عملکرد تغذیه ای مناسب تری داشت.

    کلیدواژگان: میزان بلع، Ceriodaphnia quadrangula، ناپلیوسArtemia franciscana، ماهی فلاور
  • اسماعیل کاظمی، ایمان سوری نژاد*، سید علی جوهری، زهرا قاسمی، علی رضا قائدی صفحات 199-208

    در پژوهش حاضر اثر تغذیه با منابع مختلف روی شامل فرم معدنی، آلی و نانو بر تغییرات آنزیمی و یونی پلاسمای سمینال مولدین قزل آلای رنگین کمان بررسی گردید. تعداد 108 قطعه مولد نر با میانگین وزنی 45/93±2138 گرم، طی 16 هفته در قالب چهار تیمار با افزودن 40 میلی گرم در کیلوگرم روی معدنی (تیمار یک)، نانو ذره روی (تیمار دو)، روی آلی (تیمار سه) به جیره و در تیمار کنترل بدون افزودن مکمل روی به جیره تغذیه شدند. بر اساس یافته های مربوط به تاثیر جیره های مختلف بر آنزیم های پلاسمای سمینال، کمترین میزان آنزیم ALT، AST، LDH و SOD در تیمار تغذیه شده با مکمل معدنی روی بدست آمد که با تیمار کنترل که دارای بیشترین مقدار بود، اختلاف معنی داری داشت (0/05>p). اختلاف معنی داری در میزان آنزیم ALP بین تیمارهای مختلف مشاهده نگردید (0/05<p). میزان آنزیم های کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز بین تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری نداشت (0/05<p). در مورد تاثیر مکمل های مختلف روی بر ترکیبات غیر آلی پلاسمای سمینال نیز مشاهده شد که یون فسفر تحت تاثیر مکمل های مختلف روی قرار نگرفت (0/05<p) اما مقایسه میانگین مقادیر منیزیم (mg/dl 0/37±2/63) و کلسیم (mg/dl 0/15±7/23) نشان دهنده افزایش معنی دار مقادیر این یون ها در تیمار تغذیه شده با مکمل معدنی روی، نسبت به تیمار کنترل بود (0/05>p). در مجموع، با توجه به نقش کاهشی روی معدنی در مقادیر ترانس آمینازها و نقش افزایشی آن در مقادیر ترکیبات غیر آلی منیزیم و کلسیم در پلاسمای سمینال، این ریز مغذی ضروری می تواند به عنوان کاندیدای مناسبی برای تحقیقات بیشتر در جهت بهبود کیفیت اسپرم مولدین نر قزل آلای رنگین کمان از طریق افزودن به جیره غذایی در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: مولد قزل آلای رنگین کمان، جیره غذایی، روی معدنی، آنزیم های پلاسمای سمینال
  • سپیده عمرانی*، وحید خیرابادی، اکرم علی اکبریان صفحات 209-215

    تالاب بین المللی گمیشان در جنوب شرقی دریای خزر قرار دارد و متاثر از اقلیم دریای خزر و آب و هوای خشک و نیمه بیابانی دشت ترکمن صحرا می باشد. به دلیل ورود رسوبات حمل شده توسط رودخانه گرگان رود همراه با جریانات آب دریای خزر که به سمت تالاب حرکت دارد، جهت جریان آب تالاب تا حدود تقریبا 13 کیلومتری از جنوب به شمال و بعد از آن از شمال به جنوب می باشد. اطلاعات کمی در مورد این منطقه وجود دارد، انتظار می رود که تعداد جلبک بالای 15000 سلول نشان دهنده احتمالی شکوفایی فیتوپلانکتونی در آب باشد که ممکن است اثرات زیبایی شناسی یا بهداشتی رخ دهد.

    کلیدواژگان: تالاب گمیشان، تنش های زیست محیطی، تنوع و تراکم فیتوپلانکتون، عناصر مغذی
  • مجتبی نادری*، فاطمه پیشه ورزاد صفحات 217-221

    در پژوهش حاضر رفتار لانه سازی خرچنگ Ocypode rotundata به مدت یک سال از بهمن 1393 لغایت دی 1394 در سواحل جنوب غربی جزیره قشم مورد مطالعه قرار گرفت. در مجموع، 9 ساختار تشخیص داده شد که شامل لانه های I شکل، J شکل، y شکل با انشعاب کوتاه، y شکل، مارپیچی، مارپیچی با پیچیدگی زیاد، لنگر شکل، J شکل با دو انشعاب و y شکل با دو انشعاب بودند. با توجه به نتایج به دست آمده، لانه های I شکل، J شکل، y شکل و مارپیچی شکل در تمام فصول سال و لانه های مارپیچی با پیچیدگی زیاد تنها در بازه زمانی فصل بهار تا تابستان مشاهده شدند. پراکنش تمامی لانه ها در هر دو منطقه مورد مطالعه در ساحل دیده شد به طوری که با گذر از منطقه زیر خط ساحلی و فاصله گرفتن از دریا به سمت منطقه بالای خط ساحلی، قطر، طول و عمق لانه های مورد بررسی افزایش یافت و فراوانی آنها با کاهش در تعداد در بالای خط ساحلی مواجه شد. نتایج نشان داد که خرچنگ نر تمایل بیشتری به حفر لانه های J شکل، مارپیچی شکل و لانه های مارپیچی با پیچیدگی زیاد نسبت به خرچنگ ماده دارد. در مقابل، جنس ماده تمایل بیشتری برای حفر لانه های y شکل نسبت به جنس نر داشت. تمایل به ساخت لانه های I شکل برای هر دو جنس به نسبت برابر مشاهده شد.

    کلیدواژگان: لانه سازی، Ocypode rotundata، پهنای کاراپاس، جزیره قشم
|
  • B. Latifi, S.J. Abolghasemi*, A.R. Shaviklo, M. Ahmadi, Y. Etemadian, V. Ghaemi Pages 1-11

    In the present study, the physicochemical, microbial and sensory changes of Huso huso fillets smoked and flavored with brine and sauce for 30 days in the refrigerator were investigated. For this purpose, H.huso was filleted after harvesting and preparation. The fillets were immersed in saturated brine with a concentration of 6.34% NaCl and the sauce for one hour and smoked by hot smoky machine. Then, the samples were packed and stored for 30 days at refrigerator. The results showed that the percentage of protein in the smoked and flavored with sauce (32.28-32.32%) were higher than the brine treatment (27.84-28.29%), and there was a significant difference between TBA and TVB-N (p<0.05). So that, the highest levels of TBA (2.03 mg of malondialdehyde/1000 g of fat) and TVB-N (25.9 mg of nitrogen/100 g of sample) were reported at the end of the storage period for smoked and flavored with sauce (p<0.05); however, there was no significant difference between pH of treatments (p>0.05). The amount of total bacteria and coliform was negative during the period; but, mold was observed in both samples of smoked and flavored with brine (8 colonies per ml sample) and sauce (6 colonies per ml sample) at the end of storage period. The sensory evaluation results indicate that the both samples were not significantly different in terms of packaging. Therefore, based on sensory and microbiological evaluations, the shelf-life of hot smoked and flavored fillets with brine and sauce was 20 days in usual packages.

    Keywords: Hot smoking, Flavored, Fillet, Cultured H. huso, Shelf life
  • M. Ghiasabadi, R. Mousavi * Pages 13-22

    Appendicularians are the most important group among zooplankton communities, widely distributed in all the oceans and they are considered as one of the most important sources of productivity and food supplies for secondary consumers. So this study aimed to identify, introduce and assess the temporal and spatial variations of the Appendicularians in the Persian Gulf, restricted to coastal waters of northern part of Bushehr. Appendicularians were collected during seven sampling programs, from Frake river-estuary, three sites of large creek-estuary of the Shif, one site in the sea, and one site in the Lashkari creek-estuary, at middle and last day of each season, midsummer of 2016 to spring of 2017. During all surveys, depth of the sampling location, Secchi depth, water temperature, pH, and salinity were measured. Finally, 4 species were identified, Oikopleura dioica, Oikopleura longicauda Appendicularia sicula and Fritillaria sp. The highest total density was observed in the sea station at March, with dominance of O. dioica and a relative abundance of 80%, relative abundance of O. longicauda, A. sicula and Fritillaria sp. were calculated 18.9%, 1.06% and 0.04% respectively, so Fritillaria sp were introduced as rare species. Two species of O. dioica and O. longicauda demonstrated completely different spatial and temporal distribution pattern, and based on dbRDA (distance based Redundancy Analysis), transparency explains effectively the distribution pattern of O. longicauda, and also depth and salinity are the most important factors which explain the distribution pattern of O. dioica and temperature was correlated factor with abundances of A. sicula, in our study area.

    Keywords: Appendicularian, Environmental parameters, Distribution Pattern, Bushehr, Persian Gulf
  • A. Zamani*, A. Ghaffari Pages 23-34

    In this research, the pennyroyal extract (PE) effect was studied at different concentrations (0, 2 and 4% w/v) on chemical and bacterial quality of surimi produced from common Kilka over a period of 15 days (0, 3, 6, 9, 12 and 15 days) during refrigerator storage (4±1°C). The experiments was conducted to determine chemical tests including peroxide value (PV), thiobarbitoric acid (TBA), total volatile bases nitrogen (TVB-N), pH and total viable count (TVC) and psychrophilic count (PTC) as bacterial tests at 3 days intervals with triplicate. Findings showed that the PV content was significantly higher than that from control treatment as it was increased from 0.64 on the first day to 5.41 meq O2 on the 12th day (p<0.05). The TBA and TVB-N amounts were increased in the control treatment until 15th day so that it was recorded 0.43 mg malondialdehyde for TBA and 32.8 mg N for TVB-N on day 15  with a significant difference compared to those containing PE (p<0.05). The pH value was significantly higher in control than groups treated with PE during the whole storage period (p<0.05), with an increase from 7.14 at day 1 to 8.08 at day 15. The TVC and PTC bacteria from treated groups with PE were significantly lower than those from control wherein TVC and PTC bacteria were increased in the control from 3.55 to 3.25 to 6.64 and 5.96 log cfu/g, respectively (p>0.05); but it was remained lower than the proposed acceptable limit (7 log cfu/g). Based on the findings of the present study, 4% PE can use for enhance the shelf life of the common kilka surimi at refrigerator.

    Keywords: Surimi, pennyroyal extract, common kilka, shelf life, TVC
  • S.B. Seyedalikhani, S.H. Seyedalhosseini, H. Manouchehri, S.P. Hosseini *, M. Shamsaie Pages 35-43

    This study was carried out to evaluate the effects of different levels of dietary commercial organic acids mixture (Biotronic® Top3) on growth performance and carcass composition of common carp juveniles. Fish with an average weight of 50g were stocked in 12 fiberglass tanks with 15 fish per tank density for 60 days and fed with 0 (control), 1, 2 and 3% of dietary organic acids mixture. Results showed that the highest body weight was observed in 3% treatment (144.8±1.36 g) and the lowest value was related to the control treatment. However, the highest feed conversion ratio was obtained in the control (2.78±0.05) and the lowest value was observed in the 3% treatment (2.2±0.07). The highest specific growth rate was observed in 3% treatment (1.41±0.11%) and the lowest value was related to the control treatment (0.85±0.02%). Also, fish fed with 3% organic acids mixture showed the highest levels of carcass crude protein (18.81±0.32%) and the lowest fat content (3.28±0.14%). According to the results, it seems that the organic acids mixture at level of 3% can be used as a growth promoter and has a positive effect on growth performance, survival rate and carcass quality of common carp.

    Keywords: Organic acid, Survival rate, Growth performance, Carcass quality, Common carp
  • Sh. Naghdi, M. Rezaeei*, N. Bahramifar Pages 45-54

    In this study, a sensor based on chitosan biofilm with bromophenol blue and bromocresol green sensors based on filter paper were used to determine the bacterial quality of common Kilka fish mince in refrigerated temperature. The total viable bacterial count (TVCs) on day zero was 3.473 log CFU / gr, which at the end of the storage period was changed to 6.497 log CFU / gr (p <0.05). The psychrotrophic bacterial counts (PTCs) at the beginning storage time was a 1.473 log CFU / gr and increased during the refrigerated storage time and achieved to 7.516 log CFU / gr (p <0.05). Total volatile basic nitrogen (TVB-N) at the beginning of the storage period was 7.01mg N/100g, which increased to 44.348 mg N/100g at the end of the storage (p <0.05). The pH during storage time changed from 6.105 to 6.827 (p <0.05). The correlation among microbial, chemical and color change values (ΔE) was different, and the highest correlation was observed in bromophenol blue indicator, which correlates with TVCs, The PTCs, TVB-N and pH were 0.941, 0.989, 0.912 and 0.779, respectively (p <0.05). Based on the results of this study, it was found which bacterial and chemical changes spoilage in the minced fish package was simultaneous with the sensors color change and they show a quality decrease as form color change.

    Keywords: Sensor freshness, Chitosan, Bacterial spoilage, Chemical spoilage, Mince fish
  • N. Alishah, F. Firouzbakhsh*, Z. Mehrabi Pages 55-67

    The aim of this study was to investigate the effects of nettle (Urtica dioica) hydroalcoholic extract (NHE) on saprolegniasis control, serum biochemistry, immunological and hematological indices of rainbow trout infected with Saprolegnia. Rainbow trout (n=180, weight=22±0.27g) were randomly distributed in six treatments. Experimental groups were first made prone to the disease by scaling the caudal peduncle, and then were exposed to bathing with S. zoospores (3×105/L) for 4 hours. After infection, fish were stocked in 100 L tanks and received four treatments (50, 100, 150, and 200 mg/L of NHE) daily for 1 hour during 1 week. At the one-week bathing with NHE (first week), and a week after the bathing (second week), parameters of hematology [red blood cells (RBCs), white blood cells (WBCs), hematocrit, and hemoglobin], serum biochemistry (albumin, globulins, and total protein), immunity parameters (lysozyme activity, complement system, and respiratory burst activity), and mortality rate were examined in all treatments. Results showed that 100 mg/L of NHE significantly increased hematological, serum biochemical and immunity parameters in rainbow trout infected with saprolegnia (p< 0.05). Also, doses 50, 150 and 200 mg/L of NHE significantly reduced mortality rate with increasing fish resistance to saprolegniasis compared the control. Hence, the use of NHE at a dose of 100 mg/L with bath therapy is recommended to improve hematological and immunological parameters, and to control of saprolegniasis in this species.

    Keywords: Nettle, Hematology, Saprolegniasis, Bath therapy, Rainbow trout
  • Mohammad Hossein Khanjani* Pages 69-78

    Carbonaceous organic matter and water salinity are the key factors in zero water exchange system with biofloc production. In the present study, production of biofloc in different water salinities and carbon sources was investigated in zero water exchange system. For this purpose, three levels of salinity (10, 21 and 32 ppt) and two types of carbon source (molasses and wheat flour) were considered in zero water exchange system. The experiment was conducted in tanks with water volume of 300L for 4 weeks in propagation and cultivation aquatics center located in Bandar Kolahi, Minab, Hormozgan province. Minimum dissolved oxygen (5.68 mg/l) and NH3 (0.29 mg/l) and maximum NO3 (12.68 mg/l) obtained in the tanks with molasses, as carbon source, and 32ppt water salinity. Some of water phsicochemical parameters including dissolved oxygen, pH, NH3 and NO3 were measured regularly and significant differences were observed among the different treatments (p<0.05). The analysis of the biochemical composition of the bioflocs showed a decrease in protein and an increase in ash content along with increase in water salinity. Lipid content in molass biofloc was significantly lower than the wheat flour biofloc (p<0.05). The results showed that type of carbon source and value of salinity would be effective on water quality parameters and nutrition value of bioflocs in zero water exchange system.

    Keywords: Biofloc, Carbon sources, Salinity, Zero water exchange system
  • Gh.R. Daryanabard*, H. Fazli, Gh.A. Bandani, S.A. Taghavi, A. Poorgholami Pages 79-87

    This study was conducted to determination length and age composition, growth and mortality parameters and estimate biomass of Kutum in the Iranian coastal waters of the Caspian Sea from 2017 to 2018. The biometrics data were collected from the fishing cooperatives in the Guilan, Mazandaran and Golestan provinces. The mean (± SD) of fork length and total weight were obtained 37.4±6.9 cm and 729.8±418.4 gr respectively. The range of age was from 2 to 11 year and fish with 3 to 4 years comprised up to 73.4 percent. The mean (± SD) of fork length for 3 and 4 age groups were 33.8±5.8 and 39.0±6.2 cm respectively. In length – weight relationship a, b and r2 were calculated 0.012, 2.99 and 0.96. K value, L∞ and t0 were calculated 0.21 (/year), 61.4 cm and -0.54 respectively. Mortality parameters such as Z, M and F were calculated 0.76, 0.36 and 0.36 respectively. The biomass of kutum estimated 27437.7 tons.

    Keywords: Kutum, Growth, mortality parameters, Biomass, Caspian Sea
  • A.R. Shaviklo*, Y. Moradi Pages 89-101

    In the last century, products such as fishmeal, fish oil, and silage, etc. have been used in animal feed. In the past few decades, our country has been importing fishmeal. Therefore, many efforts have been made to increase domestic production and to reduce the imports. Extensive studies have been conducted on the use of small mesoplagic (lanternfish) in the Oman Sea as a part of these efforts. The lanternfishes are untapped resources, which many researchers have been carried out about their application in human foods and animal feeds. Despite of the volume of investments made by the government, the slow development of the catching and processing of the lanternfishes in Iran has various reasons, including inadequate knowledge of this fish. This article, introduces this fish and its protein and fat properties by reviewing the latest research findings, and emphasizes the necessity of using it in animal feed and human food.

    Keywords: : Lanternfish, Myctophid, fish meal, human consumption
  • A. Zamani*, M. Khajavi Pages 103-115

    The present study was conducted to evaluate the effect of fish meal replacement with single cell protein on growth performance and proteolytic enzymes activity of pepsin, trypsin and alkaline protease in rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) fry (weight: 2.51±0.55g) for 6 weeks. Five experimental diets were prepared with replacement levels of 0 (A), with 25% (B), 50% (C), 75% (D) and 100% (E) of fish meal with microbial protein as isonitrogenous and isoenergetic. Parameters of body weight gain, relative growth rate, protein, lipid and feed efficiency ratio in diet C were significantly the higher than other treatments (p<0.05), while feed conversion ratio was shown the highest and the lowest values in diet C and E, respectively , with a significant difference than those from other treatments (p<0.05). The survival rate was 100 % in the diets. The highest activity of trypsin and alkaline protease enzymes from pyloric caeca and intestine was observed in diet C, which showed a significant difference compared to D and E diets (p<0.05). Also, pepsin had significantly the highest activity in C diet than that from other diets exception for B diet (p<0.05). The findings of growth performance and pepsin, trypsin and alkaline protease activity were revealed the diet containing 50% single cell protein could be appropriate for rainbow trout growth.

    Keywords: Fish meal, Single cell protein, Protease, Growth performance, Oncorhynchus mykiss
  • Z. Fathi, N. Ahmadifard* Pages 117-128

    In this research, the effects of urban wastewater on the diversity and distribution of fish in the Saghez River, Kurdistan province, were investigated at four different stations including 1) the station of the Cheragveis dam, 2) the station before the wastewater into the river, 3) the station after the entry of wastewater into the river; and 4) the station before the river to the Kazemi dam during Jully to September of 2017. The Shanon-winer, Margalof and Simpsoon indices were used for calculationg the species diversity and the correlation between physicochemical factors and species diversity and frequency of fish species were analyzed using CCA analysis in Canoco software. The results showed that the species Capoeta gracilis showed the highest aboundance in all 4 stations, but the maximum and minumum number of fish species belonged to stations 4 and 2, respectively. The cyprinidae family with 12 species and subspecies and 96.2% of the total number of fish were observed at all stations. The Nemacheilidae and Sisoridae families with one species had the lowest aboundance. Based on the results of biodiversity indices, the highest Margalf, Shannon-wiener and Simpson index was observed at station 4. However, for the Simpson index, two stations 3 and 4 were similar. In terms of correlation between biodiversity indices and physicochemical factors, there were correlations between Simpson dominance index with nitrate, phosphate, and BOD5 , Shannon-wiener index with nitrate, phosphate, ammonia and BOD5. On the other hand, both indices showed a high correlation with the dissolved oxygen. The highest positive correlation was found between the frequency of C. auratus and nitrate, phosphate, ammonium and BOD. In conclusion, effluent of the city Saghez has increased the amount of nitrate and phosphate in the river, which has resulted in the removal of some species and the presence of herbivorous species, thus influencing the population of the Seghez River fish species. Therefore, it is recommended that the effluent of the city Saghez should be treated before entering the river, in order to prevent permanent destruction of natural ecosystems.

    Keywords: Ecological indeces, Saghez river, Species diversity, fish abundance
  • H. Fourooghifard*, M.R. Zahedi, M. Moezzi, E. Abdolalian, K. Roohani Pages 129-138

    Integrated culture of Litopenaeus vannamei postlarvae with different densities of Gracilaria corticata was examined during a 30-day period from July 17 to August 16,  2018. Four  treatments of nursing the whiteleg  shrimp L. vannamei  post larvae (PL15) at a density of 2000 Pl/m2 integrated with  different densities of red sea weed (0, 400 , 800  and 1200 g algae/m2) (T1,T2, T3 and T4) plus a control treatment, culturing of red algae Gracilaria corticata at a density of 400 g without shrimp (T5) were compared. Based on the results, the survival rate, the specific growth rate(SGR) and the final weight  of L. vannamei  (95.33±3.05, 12.26±0.02 and 543.7±47.88) in  treatment T4  were significantly higher than the treatments T1 and T2 (p<0.05). The maximum SGR of G. corticata  (2.37±0.88) and the highest percentage of weight gain (WG) (103.5 ± 5.02%) was observed in treatment T2. The minimun SGR  (0.23±0.10) and the minimum WG (7.08±3.15%) was observed in treatment T5. This research clearly showed that culturing of red algae G.corticata  in the nursery tanks of  L. vannamei  post larvae could lead to increase the growth parameters and survival rate of post larvae and the increasing in these parameters were significantly related to the density of algae in tanks.

    Keywords: Postlarvae nursery, Growth parameters, Survival rate, Litopenaeus vannamei, Gracilaria corticata
  • M. Sciefzadeh* Pages 139-149

    The present study was conducted to evaluate sauce production of frozen Macrobrachium nipponense from Anzali wetland and determined its quality and shelf life during storage period at 4oC. The treatments included sorbitol, cooked rice and sucralose. The other components were same. Shrimp processed by pure salt was as control. Peroxide (meq/kgoil), TBRS (mg/kg), TVB-N (mg/100g) and pH were in rice: 0.85-1.65, 0.14-0.99, 23.54-68.87 and 6.01-6.99, sorbitol: 0.93–1.94, 0.36-1.52, 26.34-64.12 and 6.05-6.97, sucralose: 0.72-1.45, 0.10–0.95, 12.50-64.82 and 5.31-6.50 and control treatments: 1.13-2.95, 0.72-1.84, 23.64-73.16 and 5.35-7.35. The bacterial counts of the treatments were acceptable. In rice treatment, taste (4.37) and overall acceptance (4.25) showed a significant increase compared to other treatments (p<0.05). Protein and salt absorption showed differences between experimental and control treatments (p<0.05). Sorbitol treatment had the highest moisture (12.24%). Sauce production was highest in rice (380 ml) and lowest in sorbitol (220 ml) treatments. Rice, sorbitol, sucralose and control treatments had high quality for five, five, six and four months. Given the results, cooked rice is suggesting for shrimp sauce production.

    Keywords: Anzali wetland, Shrimp sauce, Shelf life, Macrobrachium nipponense
  • P. Akbary*, R. Fadaei Pages 151-162

    This study was carried out to investigate the effect of water-soluble polysaccharides extract of algae Ulva rigida (WPU) on the activity of digestive enzymes and biochemical parameters of shrimp (Litopenaeus vannamei). Three replicate groups of shrimp (1.0±0.1g) were fed by four diets containing included, 0 or control, 0.5, 1 and 1.5 g/kg of WPU for 60 days. The results of this study showed that WPU was effective on the activity of digestive enzymes of L. vannamei. The best the activity of digestive enzymes were observed in shrimp that fed with 1.5 g/kg of WPU diet. Regarding biochemical parameters, the diets supplemented with three levels of WPU reduced glucose, cholesterol, triglyceride, aspartat aminotransferase, alanin aminotransferase and alkaline phosphatase in experimental shrimps. Also, protein and globulin levels of shrimp receiving WPU at 1.0 and 1.5 level were significantly higher than those fed control treatment. In conclusion, the incorporation of water-soluble polysaccharides from green algae U. rigidaat 1.5 g/kg doses improves function of digestive enzymes, carbohydrate and lipid metabolisms and nonspecific immunity in shrimp L. vannamei.

    Keywords: Digestive enzymes, Ulva algae, Biochemical parameters, Litopeneaus vannamei, Water soluble polysaccharide
  • L. Roomiani*, M. Tadayoni Pages 163-176

    The aim of this study was to determine the effect of temperature, pH, salt, Citrus aurantium eseential oil and modified atmosphere packaging (50% carbon dioxide, 45% nitrogen and 5% oxygen) on control of Salmonella typhimurium was carried out in 1996-97. In this research, pH was adjusted at 5.5, 6 and 7.5, temperature at 4, 25 and 37 ºC, salt at three levels 0, 1.5 and 3 %, and citrus essential oil at 0, 0.025 and 0.05%. S. typhimurium growth was increased in fish burger at pH 5.5, 6 and 7.5 at 4, 25 and 37 ° C, during 12 days of storage. Bacterial growth was increased at pH 7.5 with 1.5% and 3% salt and 0.025% and 0.05% citrus essential oil at 4, 25 and 37 ° C, respectively, on days 6, 8, 10 and 12. Growth was also observed at pH 6 with 1.5% salt and 0.025% citrus essential oil on days 8, 10 and 12 at 25 and 37 ° C. At 4 ° C at pH 5.5 with 1.5% salt and citrus oil 0.05%, pH 5.5 and 6 with 3% salt and citrus oil 0.05%, pH 5.5 with salt 3% and 0.025% citrus essential oil were not observed of growth of bacterial on the 8th, 10th and 12th days. Citrus essential oil at 0.05% level at 4 ° C, 3% salt and pH 5.5 had the ability to control Salmonella typhimurium growth in fish burger.

    Keywords: Fish burger, Modified atmosphere packaging, Citrus aurantium L., Salmonella typhimurium
  • S.A. Hosseini, M.J. Zorriehzahra, A. Sepahdari*, M.M. Salahi, E. Kazemi Pages 177-186

    This research was conducted in autumn and winter 2016 in Shahid Motahary Coldwater Fishes Genetic and Breeding Research Center. In this study, comparison of Perfish solution efficiency with malachite green and formalin on fungal contamination control of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) eggs in incubation stage was done. For this porpuse the California incubators (20 × 35 × 30 cm) with depth of 20 cm, the height of water on the egg, 10 cm and water flow rate 4 to 6 liters per minute were used. Then the number of 700 fertilized eggs transported to each incubator tray. In this study, 9 treatments (perfish 15, 37, 75, 150, 300 ppm; malachite 2ppm; formalin 1000ppm; positive control and negative control) were tested with 3 replications. The highest Percentage of Eyed eggs in treatment of green malachite, formalin and perfish 75 ppm were observed respectively with 69.38±1.94, 64.99±8.05 and 63.76±4.72. The highest of hatching rate were observed in treatment of perfish 75 ppm (95.8±.6). Treatments of formalin and perfish 15 were showed the lowest (3.33±1.15) and highest (5.33±2.08) of larva deformity respectively, without the Significant difference among the experimental treatments. Finally the results showed that the best and more effective dose of Perfish was 75ppm in 30 min. furthermore with involving all aspects Perfish solution is a suitable new compound for the prevention of fungal contamination during the incubation period of Rainbow trout eyed eggs.

    Keywords: Fungal contamination, Rainbow trout, Incubation period, Perfish
  • O. Farhadian*, S. Pahlevani, N. Mahboobi Pages 187-197

    Use of planktonic diets especially zooplankton are important in first larval feeding period in fishes. One of the methods for evaluation of larval feeding performance is measuring ingestion rate. In this study, three different live foods, Ceriodaphnia quadrangula, Artemia franciscana nauplii, and combination (1:1 in number) of C. quadrangula and nauplii A. franciscana in light and dark conditions were offered to Flower fish larvae viz 20 (6 mg dry weight) and 40 days (d) (18 mg dry weight) after haching at different prey densities of 2, 5 and 10 ind./ml. Results showed that 20-d larvae of Flower consumed C. quadrangula at a rate of 11.68–43.82 ind./h, A. franciscana nauplii at 36.72–200 ind./h, and mixture of C. quadrangula and A. franciscana nauplii at 18–57 ind./h. Results showed that ingestion C. quadrangula at density of 2, 5 and 10 in./ml for 20-days larvae were 37.05, 11.68 and 16.13 at light, respectively,  and 83.82, 18.73 and 22.26 prey/h/larvae at dark; while for 40-days larvae were 17.92, 60.76 and 23.62 at light, respectively, and 29.79, 58.35 and 37.23 prey/h/larvae at dark. Correspondingly, ingestion of A. franciscana for 20-d  larvae were 139.2, 158.13 and 200  at light, and 36.72, 53.7 and 192.81 prey/h/larvae at dark, these amounts for 40-d larvae were 143.3, 183.57 and 180.84 at light, and 112.15, 181.25 and 205.29 prey/h/larvae at dark. The ingestion  rate increased with increasing age larvae and increasing prey density. The weight specific ingestion (WSI) of C. quadrangula, A. franciscana and its combination ranged 2.5-5.4, 0.54-2.23 and 0.87-2.12 % weight/h for 20-d larvae and 1.37-5.27, 0.34-0.88 and 0.70-1.85% weight/h  for 40-d larvae. The WSI decreased with increasing age larvae. The electivity indices (E) indicating lower tendency towards nauplii of A. franciscana consumption. Based on feeding behaviour, Flower fish larvae could be cultured with two live prey, but suitable feeding performance obtained with nauplii of A. franciscana.

    Keywords: Ingestion rate, Ceriodaphnia quadrangula, Artemia franciscana, Flower fish
  • E. Kazemi, I. Sourinejad*, A.R. Ghaedi, S.A. Johari, Z. Ghasemi Pages 199-208

    In the present study, the effects of feeding with different sources of zinc supplements including mineral, nanoparticulate, and organic forms on the enzymatic and ionic changes of seminal plasma in rainbow trout broodstocks were investigated. A total of 108 broodstock males with mean weight of 2138±93.45 g were fed during 16 weeks in four treatments with adding 40 mg. kg-1 of 1. Mineral zinc supplement, 2. Zinc nanoparticles supplement, 3. Organic zinc supplement, 4. Broodstocks fed with control diet with no adding of zinc supplement. According to the findings related to the effect of different rations on seminal plasma enzymes, the lowest levels of ALT, AST, LDH and SOD enzymes were recorded in fish fed with mineral zinc supplement. These values were significantly different compared to the control with the highest levels (p˂0.05). There was no significant difference in ALP value between different treatments (p>0.05). Catalase and glutathione peroxidase enzyme values were not significantly different between treatments (p>0.05). Regarding the effect of different zinc supplements on inorganic compounds of seminal plasma, it was observed that the phosphor ion was not affected by these supplements (p>0.05) but a comparison between magnesium and calcium mean values (2.63±0.37 mg/dl and 7.23±0.15 mg/dl, respectively) in different treatments indicated a significant increase of these ion values in fish fed with mineral zinc supplement compared to the control (p˂0.05). In conclusion, regarding the decreasing effect of mineral zinc on the transaminases values and its increasing effect on the inorganic compounds values of magnesium and calcium in seminal plasma, this essential micronutrient could be considered and further investigated as an appropriate dietary supplement for improving the sperm quality of rainbow trout male broodstock.

    Keywords: Rainbow trout broodstock, Food ration, Mineral zinc, Seminal plasma enzymes
  • S. Omrani*, V. Kheyrabadi, A. Ali Akbarian Pages 209-215

    In this study, relationship between summer dynamics of chlorophyll a, nutrient, temperature, pH, salinity, dissolved oxygen, phytoplankton diversity and density are investigated in Gomishan wetland. Based on results, 5 branches of phytoplankton (13 genus and 15 species) has identified in summer. Cyanophyta and Bacillariophyta have the most phytoplankton diversity and Chlorophyta and Cyanophyta have the most cell density. At 4, 5 and 6 stations under the influence of agricultural drainage, urban and industrial wastewaters, the blooming of Cyanobacteria and Chlorophyta has occurred. The eutrophic level obtained eutrophic (mild) and hypereutrophic at these stations. Pearson correlation result shows that log Chla is significant with salinity at the level of p <0.05 and is significant with water temperature and orthophosphate at the level of p <0.01. According to the results, limited exchange of the Caspian Sea water has an effective role on environmental stress of the area that includes increased nutrient concentrations, temperature, salinity, concentration and density of the algal harmful species. To preventing harmful algal blooms, wastewater treatment from the primary pollution sources and using of aerobic stabilization ponds in the presence of resistant microalgae including chlorella, chlamydomonas and chroococcus is suggested.

    Keywords: Environmental stresses, Gomishan wetland, Phytoplankton diversity, density, Nutrients
  • M. Naderi*, F. Pishehvarzad Pages 217-221

    In this study burrowing behavior of Ocypode rotundata investigated on southwest beaches of Qeshm Island, Persian Gulf, Iran, from February 2015 to January 2016. 9 shapes were recognized which included: single tube burrows, J-shaped, y-shaped with a short branch, y-shaped, spiral burrow, complex burrows, anchor-shaped, J-shaped with two branches, y-shaped with two branches. According to results, single tube burrows, J-shaped, y-shaped and spiral burrow observed in all of seasons whilst, complex burrows observed just during spring to summer. Distribution of burrows occurred in foreshore and backshore studied zone. With crossing of foreshore to backshore, diameter, length and depth of burrows increased while, abundance of burrows showed reduction in number. On the other hand, results showed that male crabs would like to dig J-shaped, spiral and complex burrows. Conversely, built y-shaped burrows in female crabs were more than male crabs. However, crabs of both sexes were found in single tube burrow with similar proportion in the present study.

    Keywords: Burrowing, Ocypode rotundata, Carapace width, Qeshm Island