فهرست مطالب

دانشور پزشکی - پیاپی 142 (شهریور 1398)
  • پیاپی 142 (شهریور 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • راحله دولگری، رامین امیرساسان*، جواد وکیلی صفحات 1-8
    مقدمه و هدف

    با توجه به آثار مفید مداخلات ورزشی و تغذیه‌ای در به تاخیر انداختن سالمندی و بهبود کیفیت زندگی، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر 12 هفته تمرین پیلاتس، مکمل‌سازی زردچوبه و ترکیب آنها بر کلوتو سرمی و کیفیت زندگی زنان میانسال دارای اضافه‌وزن انجام شد.

    مواد و روش ها

    در کارآزمایی بالینی حاضر 48 زن یائسه دارای اضافه‌وزن انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل، مکمل‌سازی زردچوبه، تمرین پیلاتس و ترکیب تمرین و مکمل قرار گرفتند. برنامه تمرینی طی 12 هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه شامل 45 دقیقه با شدت 80-40 درصد ضربان قلب ذخیره انجام شد. قرارداد مکمل‌سازی شامل دریافت روزانه 2100 میلی‌گرم پودر زردچوبه بود. نمونه‌های خونی 48 ساعت قبل و بعد از پروتکل تحقیق جهت تعیین غلظت کلوتو سرمی اخذ شد. کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی ارزیابی شد. داده‌ها با آزمون‌های تی‌ زوجی، تحلیل واریانس یک‌راهه و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 ارزیابی شدند.

    نتایج

    12 هفته‌ تمرین پیلاتس با و بدون مکمل‌سازی زردچوبه باعث افزایش معنی‌دار غلظت کلوتو سرمی شد، اما مکمل‌سازی زردچوبه به تنهایی تاثیر معنی‌داری بر آن نداشت. نمره کلی پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی، سلامت بدنی، سلامت ذهنی و عملکرد اجتماعی زنان یائسه پس از تمرین پیلاتس با و بدون مکمل‌سازی به طور معنی‌داری بهبود یافت.

    نتیجه‌گیری

    به نظر می‌رسد تمرین پیلاتس با و بدون مکمل زردچوبه باعث بهبود معنی‌داری در غلظت کلوتو سرمی و کیفیت زندگی زنان یائسه می‌شود، در حالیکه مکمل‌سازی زردچوبه به تنهایی، باعث تقویت آثار ناشی از تمرین ورزشی نمی‌شود.

    کلیدواژگان: پیری، تمرینات پیلاتس، زردچوبه، کلوتو، کیفیت زندگی
  • صدیقه کشت کار، زهرا کیاسالاری، مریم خراسانی، مرضیه فکور، ریحانه قاسمی، مهرداد روغنی* صفحات 9-16
    مقدمه و هدف

    نوبیلتین ، فلانوئید موجود در مرکبات است. خاصیت آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی و ضد آپوپتوزی نوبیلتین در بسیاری از مطالعات اخیر مشاهده شده است. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر نوبیلتین بر شدت آپوپتوز در مدل تجربی بیماری پارکینسون ایجاد شده با تزریق داخل نیگرال لیپوپلی ساکارید در موش صحرایی بود.

    مواد و روش‌ها

    موش‌های صحرایی نر (28n =) به چهار گروه شم، شم تحت تیمار با نوبیلتین، ضایعه‌ دیده و ضایعه ‌دیده تحت درمان با نوبیلتین تقسیم ‌شدند. با تزریق 5 میکروگرم لیپوپلی‌ساکارید داخل سمت راست ناحیه جسم سیاه موش‌های صحرایی در سیستم نیگرااستریاتال ضایعه ایجاد شد. نوبیلتین به میزان 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم از یک ساعت بعد از جراحی تا یک هفته بعد آن به طور روزانه و به شکل خوراکی تجویز شد. در پایان هفته اول پس از جراحی هموژنه بافتی تهیه شده و اندازه‌گیری شاخص شدت آپوپتوز انجام شد.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که درمان با نوبیلتین به کاهش معنی‌دار میزان DNA fragmentation در گروه LPS تیمارشده با نوبیلیین در مقایسه با گروه LPS در مغز میانی منجر ‌شد (P<0.05).

    نتیجه‌گیری

    تجویز نوبیلتین به موش‌های پارکینسونی شده با لیپوپلی‌ساکارید موجب کاهش آپوپتوز می‌شود و احتمالا می‌تواند در درمان کمکی بیماری پارکینسون تاثیر داشته باشد.

    کلیدواژگان: نوبیلتین، آپوپتوز، بیماری پارکینسون، لیپوپلی ساکارید
  • سلمان باقری، المیرا صفایی، شیما عباداللهی، زهرا شریف زاده صفحات 17-26
    مقدمه و هدف

    آنتی بادی های منوکلونال علیه 4-1BB در درمان بیماری های اتوایمیون، عفونت های ویروسی و همچنین ایمونوتراپی سرطان ها کاربرد دارند. آنتی بادی های منوکلونال موشی به علت وجود مشکلاتی از قبیل ایمنی زایی و اندازه بزرگ، کارایی محدودی در بالین دارند. قطعات آنتی بادی کاملا انسانی از قبیل قطعات scFv می توانند جایگزین خوبی برای کاربردهای ایمنی درمانی باشند. هدف از این مطالعه تولید قطعات آنتی بادی تک زنجیره ای انسانی بر ضد 4-1BB به منظور استفاده از آن در ایمنی‌درمانی سرطان است.

    مواد و روش‌ها

    در مطالعه ی حاضر ژن scFv انسانی علیه 4-1BB در وکتور pET-22(+) کلون شده و در باکتری E. coli TOP 10F بیان شد. تائید اولیه scFv تولید شده توسط وسترن بلات و الایزا انجام شد. در ادامه عملکرد این آنتی‌بادی در تحریک سلول های بیان‌کننده 4-1BB با بررسی میزان بیان CD69 در سطح سلول ها، بیان mRNA و تولید پروتئینIL-2 مورد ارزیابی قرار گرفت.

    نتایج

    نتایج این پژوهش نشان دادند که ژن scFv طراحی‌شده در میزبان باکتریایی، بیان شده و قادر به شناسایی آنتی ژن 4-1BB است. تیمار سلول های CCRF-CEM با scFv ضد 4-1BB موجب القای تولید سایتوکاین IL-2 شده و بیان CD69 را بر سطح سلول‌های هدف افزایش می‌دهد.

    بحث و نتیجه گیری

    آنتی بادی تک زنجیره ای انسانی علیه 4-1BB به خوبی در سیستم بیانی باکتری E. coli تولید شده و قادر به شناسایی آنتی ژن هدف و فعال سازی سلول های CCRF-CEM است. از این آنتی بادی نوترکیب می توان در مطالعات بعدی جهت فعال سازی سلول های T در روش‌های سلول درمانی سرطان استفاده نمود.

    کلیدواژگان: مولکول 4-1BB، سلول درمانی، قطعات مناطق متغیر آنتی بادی تک زنجیره (scFv)، آنتی بادی نوترکیب انسانی
  • احمد کاکی، مسعود نیکبخت*، عبدالحمید حبیبی، هادی فتحی صفحات 27-38
    مقدمه و هدف

    التهاب عصبی نقش محوری در توسعه درد نوروپاتی دیابت بازی می‌کنند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی بر سطوح پروتئین HMGB1 و برخی شاخص‌های استرس اکسیداتیو در موش‌های صحرایی با درد نوروپاتی دیابت است.

    مواد و روش ها

    در این بررسی، 40 سر موش صحرایی نر ویستار 8 هفته ای (محدوده وزنی 2/10±220 گرم) به طور تصادفی در چهار گروه نوروپاتی دیابت، نوروپاتی دیابت تمرین، سالم تمرین و کنترل سالم قرار گرفتند. دیابت با تزریق STZ(mg/kg 50) القاء شد. پس از تائید ایجاد نوروپاتی دیابت توسط تست های رفتاری، گروه های تمرین، شش هفته تمرین هوازی تداومی با شدت متوسط 15 متر در دقیقه برای 30 دقیقه روی تردمیل اجرا کردند. سطح سرمی پروتئین HMGB1 با تکنیک الایزا و غلظت مالون دی آلدهید (MAD) و فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و کاتالاز (CAT) در بافت نخاع توسط روش های بیوشیمیایی اندازه‌گیری شد. آزمون آنالیز واریانس دو راهه و آزمون تعقیبی توکی برای تحلیل آماری استفاده گردید.

    نتایج

    تمرین هوازی باعث کاهش معنی دار سطح سرمی پروتئین HMGB1 و غلظت MAD و افزایش فعالیت آنزیم‌های SOD و CAT نسبت به گروه نوروپاتی دیابت شد (P<0.05). همچنین سطوح پروتئین HMGB1 و غلظت MAD افزایش و فعالیت آنزیم های SOD و CAT در گروه نوروپاتی دیابت کاهش داشت P<0.05)).

     

    نتیجه‌گیری

    به نظر می‌رسد تمرین هوازی سطوح پروتئین HMGB1 و استرس اکسیداتیو را تعدیل و حساسیت نوسیسپتورها به عوامل درد زا را بهبود می بخشد. پیشنهاد می شود که تمرین هوازی به عنوان یک مداخله درمانی غیردارویی برای بیماران دیابتی به منظور کاهش درد نوروپاتیک استفاده شود.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، HMGB1، استرس اکسیداتیو، نوروپاتی محیطی دیابت
  • محمود احمدزاده*، سعید نیکوخصلت، رامین امیرساسان، حسین شیروانی صفحات 39-48
    هدف

    هدف از تحقیق حاضر مقایسه تاثیر 8 هفته تمرینات HIIT و CMT بر قطر پایان دیاستولی (LVDd)، قطر پایان سیستولی (LVDs)، ضخامت نسبی دیواره بطنی (RWT) و توان هوازی مردان غیرفعال سالم بود.

    مواد و روش‌ها

    به این منظور 21 مرد غیرفعال (با وزن 1/2 ±6/78 کیلوگرم، قد 8/1±5/175 سانتیمتر و سن 21/1±25 سال) به سه گروه هفت نفره کنترل (CON)، HIIT و CMT تقسیم شدند. گروه CMT (با بار ثابت 2 watts.kg-1bodyweight) و گروه HIIT (30 ثانیه با بار 7/3 watts.kg 1bodyweight و 120 ثانیه با بار 4/1 watts.kg-1bodyweight) به مدت 8 هفته و انرژی مصرفی برابر تمرین (دوچرخه ثابت) کردند. اکوکاردیوگرافی و آزمون Vo2max (تست بروس) آزمودنی ها قبل و بعد از تمرینات انجام شد. داده های حاصل با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (05/0P<) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برای مقایسه زوجی نیز از آزمون بونفرونی استفاده شد.

    نتایج

    نتایج نشان دادند که بعد از 8 هفته تمرینات، LVDd در گروه HIIT نسبت به گروه های CON، (03/0=P) و CMT افزایش معنی دار (04/0=P) و در LVDs در گروه CMT نسبت به گروه های CON (02/0=P) و HIIT افزایش معنی داری (01/0=P) داشت. همچنین، شاخص RWT در هر دو گروه HIIT و CMT نسبت به گروه CON، افزایش معنی داری (به ترتیب 03/0=P و 04/0=P) داشت. همچنین مشخص شد که توان هوازی هر دو گروه HIIT و CMT نسبت به گروه CON، افزایش معنی داری داشت (به ترتیب 03/0=P و 04/0=P).

    بحث و نتیجه‌گیری

    تمرینات HIIT را به عنوان نقش محافظتی در کاهش بار کاری میوکارد به دلیل افزایش قطر پایان دیاستولی، افزایش زمان استراحت و افزایش بازگشت وریدی در افراد غیرفعال می توان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: تناوبی با شدت بالا (HITT)، تداومی با شدت متوسط (CMT)، قطر پایان دیاستولی (LVEDd)، قطر پایان سیستولی (LVEDs)، اکوکاردیوگرافی
  • سارا زنگی آبادی، شاهرخ نویدپور، حسین ذولفقاریان، محمد اسلام پناه، غلام حسن واعظی* صفحات 49-58
    مقدمه و هدف

    زهر Mesobuthus به عنوان خانواده buthidae شناخته می‌شود که بر اساس مطالعات انجام شده، این زهر می‌تواند باعث مرگ انسان شود. از طرفی خواص ضدالتهابی سیکلوسپورین در پیوند اعضاء از طریق سرکوب سیستم ایمنی و التهاب نشان داده شده است و احتمالا می‌تواند با اثر زهر مقابله کند؛ بنابراین در مطالعه حاضر اثر سیکلوسپورین بر روی زهر epeus Mesobuthus مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش‌ها

    این یک مطالعه تجربی است. تعداد 50 موش سوری به 5 گروه 10 تایی طبقه‌بندی شدند. زهر Mesobuthus epeus و سیکلوسپورین در دوزهای10، 20 و 30 میلی‌گرمی انتخاب شد. در این مطالعه موش‌های هایی که سیکلوسپورین را دریافت نکردند به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. پارامترهای بیوشیمیایی همراه با نیتریک اکساید و سیتوکاین IL-2 در همه‌ی گروه‌ها بوسیله متد روتین اسپکتروفوتومتری و الایزا به ترتیب اندازه‌گیری شد. ضمن اینکه، بررسی‌های پاتولوژیک کلیه و کبد نیز انجام شد.

    نتایج

    همه‌ی شاخص‌های بیوشیمیایی و IL-2 بطور قابل‌ملاحظه‌ای پس از تزریق زهر Mesobuthus افزایش یافت.(P<0.001) از سوی دیگر، گروه‌های موش پس از دریافت سیکلوسپورین کاهش معنی‌داری در همه‌ی پارامترهای مورد مطالعه نشان داند.(P<0.001).

    نتیجه‌گیری

    سیکلوسپورین در دوز 30 میلی‌گرمی قادر به کاهش پاسخ التهابی شده و می‌تواند داروی درمانی مناسبی برای بیماران عقرب‌گزیده باشد.

    کلیدواژگان: زهر عقرب مزوبوتوس، سیکلوسپورین، پارامترهای بیوشیمیایی، کبد و کلیه، موش سوری
|
  • Rahele Dolgari, Ramin Amirsasan*, Javad Vakili Pages 1-8
    Background and Objective

    Considering anti-aging and preventive effects of exercise and nutritional interventions, the present study was carried out to demonstrate combined effects of 12 weeks of Pilates exercise training and daily turmeric supplementation on serum Klotho level and health-related quality of life in overweight middle-aged women.

    Materials and Methods

    Forty-eight post-menopausal overweight women were selected and randomly divided into four groups of Pilates exercise, turmeric supplementation, combination of both and control. Each Pilates training session (12 weeks, threesessions per week)consisted of 45 minutes of exercise with an intensity of 40-80% heart rate reserve. The supplementation contract included daily receiving 2,100 mg of turmeric powder.Blood sampleswere obtained 48 hours before and after the intervention and serum Klotho levelswere measured. HRQL was assessed using short form 12 (SF-12) questionnaire, completed before and after intervention.

    Results

    Results showed that 12 weeks of Pilates training with and without turmeric supplementation significantly increased Klotho levels and improved HRQL,physical health, mental health and social function, but turmeric supplementation alone and did not have significant effect on these factors (P>0.05).

    Conclusion

    Collectively, this study highlights the beneficial effects of Pilates exercise training, but not turmeric supplementation, on Klotho level and HRQL in middle-aged women.

    Keywords: Aging, Pilates training, Turmeric, Klotho, Quality of life
  • Sedigheh Keshtkar, Mehrdad Roghani, Maryam Khorasani, Marzieh Fakour, Reihane Ghasemi, Zahra Kiasalari* Pages 9-16
    Background and Objective

    Nobiletin is a flavonoid in the citrus. The antioxidant, anti-inflammatory and anti-apoptotic properties of nobiletin have been observed in many recent studies. The aim of the present study was to investigate the effect of nobiletin on apoptosis in an experimental model of Parkinson's disease induced by intranigral injection of lipopolysaccharide in the rat.

    Materials and Methods

    Male rats (n = 28) were divided into four groups: sham, sham under treatment with nobiletin, lesion, and lesion treated with nobiletin. To achieve unilateral lesion of the nigrostriatal system, rats received 5 microgram of LPS into the right substantia nigra. Nobiletin was daily administered p.o. at a dose of 10 mg/kg one hour after surgery for one week. At the end of the first week, tissue homogenate was prepared and severity of apoptosis wasmeasured.

    Results

    The results showed that treatment with nobiletin decreases the level of DNA fragmentation in the LPS group ascompared to the LPS group in midbrain area (p <0.05).

    Conclusion

    Administration of nobiletin to lipopolysaccharide-induced Parkinsonian rats reduces apoptosis and may be potentially effective for ancillary therapy of Parkinson's disease.

    Keywords: Nobiletin, Apoptosis, Parkinson's disease, lipopolysaccharide