فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/09
  • تعداد عناوین: 14
|
  • رضا یاری، غلام علی حشمتی*، حامد رفیعی صفحات 350-367

    عدم شناخت از پتانسیل و توانمندی های مراتع باعث شده تا این منابع برای تولیدات دامی در حد زیادی مورد بهره برداری قرار گرفته و سایر مقوله های بهره برداری از نظر دور نگه داشته شوند. مراتع ییلاقی چهارباغ دارای تنوع گونه ای بالا از گیاهان دارویی می باشد. با توجه به اهمیت گیاهان دارویی در شرایط کنونی، هدف از تحقیق حاضر شناسایی و تعیین پتانسیل گیاهان دارویی، صنعتی و خوراکی مراتع ییلاقی چهارباغ استان گلستان به منظور بهره برداری پایدار است. نقشه نهایی پتانسیل از تلفیق دو معیار پوشش گیاهی و عوامل محیطی و با کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی با استفاده از دستور Overlay (هم پوشانی) و عامل محدودکننده در هر پلی گون در سال 1394 تهیه شد. نمونه برداری در تیپ های گیاهی به روش تصادفی-سیستماتیک با استقرار سه ترانسکت 100 متری و با اندازه گیری حضور و عدم حضور، درصد تاج پوشش، ترکیب و تولید در پلات های متناسب با نوع پوشش انجام شد. نتایج نشان داد از 184 گونه گیاهی شناسایی شده منطقه 86 گونه دارای اثر دارویی، صنعتی و خوراکی بوده و متعلق به 26 تیره گیاهی می باشند که تیره های Lamiaceae،Astraceae  وFabaceae  به ترتیب با 22، 19و 10 گونه گیاهی دارای بیشترین فراوانی هستند. همچنین نتایج نهایی مدل پتانسیل نشان داد که 2/72 درصد (221/02هکتار) دارای پتانسیل بالا (S1)، 7/57 درصد (4686/72هکتار) دارای پتانسیل متوسط (S2)، 24/28درصد (1972/89هکتار) دارای پتانسیل ضعیف (S3) و 3/15 درصد (1242/84هکتار) بدون پتانسیل (N) می باشد. به طورکلی شاخص اقتصادی تولید و درصد ترکیب گیاهان دارویی از عوامل افزایش دهنده پتانسیل و شیب و کوهستانی بودن منطقه از عوامل کاهش دهنده پتانسیل می باشد. نتایج نشان داد در منطقه می توان با صدور پروانه بهره برداری از گیاهان دارویی برای بهره بردارن دارای پروانه چرا، ضمن کاهش فشار چرای دام؛ به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی بهره بردار کمک کرد.

    کلیدواژگان: پتانسیل گیاهان دارویی، مراتع ییلاقی، چهارباغ، شاخص اقتصادی تولید، سیستم اطلاعات جغرافیایی
  • سحر قربان پور، قاسم علی دیانتی *، محمدعلی علی زاده صفحات 368-375

    به منظور مدیریت اصولی مراتع، آگاهی از ترکیبات شیمیایی گیاهان مرتعی ضروری است. در این تحقیق اثر تیمار سرمای چهار درجه سانتی گراد بر مقادیر پروتئین خام (CP) و دیواره سلولی عاری از همی سلولز (ADF) دو گونه Festuca arundinaceae و Dactylis glomerata در مرحله رشد رویشی مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق که در سال 1395 انجام شد، بذر گونه ها در گلدان کشت گردید. پس از رشد نهال ها (mm50) تعداد 10 تکرار از هر گونه به مدت دو هفته به دستگاه فیتوترون آزمایشگاه مرتع دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تربیت مدرس برای اعمال تیمار سرما منتقل شدند. تعداد 10 تکرار نیز به عنوان سرماندیده (شاهد) در گلخانه ماندند. پس از دو هفته گلدان ها به شرایط عادی گلخانه بازگردانده شدند. هنگامی که گونه ها به حد مطلوب رشد رویشی رسیدند (mm500 (تعداد 7 تکرار از نمونه های برگ دو گونه برای اندازه گیری شاخص های مذکور به آزمایشگاه منتقل و سپس خشک شدند. نتایج نشان داد که پروتئین خام گونه ها، تحت تاثیر تیمار سرما افزایش پیدا کرد ولی مقدار دیواره سلولی عاری از همی سلولز کاهش یافت. مقدار پروتئین خام گونه F. arundinaceae در تیمار سرما،35/40درصد و در تیمار شاهد 31/71درصد بود. مقدار پروتئین خام گونه D. glomerata  در تیمار سرما، 58/29 درصد و در تیمار شاهد 28/10درصد بود و مقدار دیواره سلولی عاری از همی سلولز در این گونه نیز با کاهش همراه بود. نتایج این تحقیق می تواند تاثیر تیمار سرما را بر کیفیت علوفه گیاهان مورد مطالعه نشان داده و در ارائه برنامه بهتر مدیریت مرتع مفید باشد.

    کلیدواژگان: کیفیت علوفه، تیمار سرما، گلخانه، Festuca arundinaceae، Dactylis glomerata
  • فیروزه مقیمی نژاد، محمد جعفری، سلمان زارع*، راضیه دهقان، یاسر قاسمی صفحات 376-386

    قرارگیری ایران بر روی کمربند خشک جهانی با میانگین بارندگی کم و همچنین استفاده از سیستم های آبیاری سنتی و افت شدید سفره های آب زیرزمینی در غالب مناطق و نواحی آن، ضرورت توجه به افزایش کارایی و بهره وری آب را در  بخش های منابع طبیعی، محیط زیست و کشاورزی بیش ازپیش نمایان می سازد. در این راستا، استفاده از مکمل های آبیاری مانند آبیار و آبسار موردتوجه محققان قرار گرفته است. اگرچه تحقیقاتی در زمینه اثر استفاده از مکمل های یادشده بر روی دور آبیاری و خصوصیات رشد طولی گیاهان انجام شده است، اما در زمینه اثر استفاده از این مکمل ها بر خصوصیات خاک، مطالعه ای صورت نگرفته است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی کارایی غلظت های مختلف دو مکمل آبیاری آبیار و آبسار بر خصوصیات خاک تحت کشت گونه گیاهی Atriplex canescens در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تیمار و سه تکرار با غلظت های 1:1000، 1:2500 و 1:5000 و یک تیمار شاهد (بدون استفاده از مکمل ها)، برای یک دوره زمانی 5 ماهه در محیط گلخانه انجام گرفت. در نهایت پس از نمونه برداری خاک از پای بوته ها و انتقال آن ها به آزمایشگاه خاکشناسی، فاکتورهای pH، هدایت الکتریکی، ماده آلی، آهک، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و سدیم قابل جذب اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد استفاده از مکمل های آبیار و آبسار به طور معنی داری منجر به افزایش هدایت الکتریکی و منیزیم قابل جذب خاک شده و کاهش معنی دار ماده آلی، فسفر و کلسیم قابل جذب خاک را به همراه داشته است. اما بر فاکتورهای pH، درصد آهک، درصد ازت کل، پتاسیم، سدیم قابل جذب، درصد سدیم تبادلی و نسبت جذب سدیم خاک اثر معنی داری نداشته است. به طورکلی می توان گفت که اگرچه اثرات مثبت استفاده از مکمل های آبیار و آبسار بر رشد طولی گیاهان، در تحقیقات مختلف به اثبات رسیده است، اما بر اساس نتایج این تحقیق که در یک دوره زمانی 5 ماهه و در محیط گلخانه انجام گرفته است، نمی توان استفاده از این مکمل ها را تا زمان رد اثرات منفی آن ها بر خصوصیات شیمایی خاک توصیه نمود.

    کلیدواژگان: کارایی و بهره وری آب، مکمل آبیار و آبسار، آتریپلکس کانسنس، ویژگی های شیمیایی خاک
  • سمیرا حسین جعفری*، عادل سپهری، علی اکبر کریمیان، حسن سلطان لو صفحات 387-397

    با توجه به رتبه اول استان یزد در صادرات آنغوزه شیرین (Ferula assa-foetida) و به منظور مدیریت صحیح رویشگاه های طبیعی این گونه باارزش، این مطالعه در زمینه ارزیابی عملکرد شیرابه در مراحل مختلف تیغ زنی تحت تاثیر خصوصیات خاکی در مراتع تفت استان یزد انجام شد. نمونه برداری در مناطق نصرآباد و عقابکوه-فیض آباد که جزء رویشگاه های اصلی آنغوزه شیرین در استان یزد هستند، انجام شد. روش نمونه برداری به طور کاملا تصادفی بود. در هر منطقه 20 پایه گیاهی با شرایط مشابه و هم سن (5-6 سال) انتخاب و بهره برداری از آنها انجام شد. نمونه برداری خاک نیز از عمق cm30-0 صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSSVer.16 و Excel انجام شد. نتایج نشان داد که پایه های آنغوزه در رویشگاه نصرآباد در مراحل 6، 7، 8، 11، 12 و 13 میزان شیرابه بیشتری داشتند. همچنین میزان شیرابه و کشته کل به ترتیب با مقادیر 28/05و 69/09در منطقه نصرآباد افزایش معنی داری نسبت به منطقه عقابکوه (به ترتیب با مقادیر 21/01و 55/94) داشت (0/01>p). نتایج حاکی از افزایش معنی دار شیرابه تولیدی در برش 6 و 7 و کشته در برش 8 و 9 در مراحل مختلف برش در هر رویشگاه بود (0/01>p). بررسی پارامترهای خاک نشان داد که درصد سیلت، رس، آهک، مواد آلی، پتاسیم (0/01>p) و فسفر (0/05>p) در رویشگاه نصرآباد افزایش معنی داری نسبت به عقابکوه داشت. در حالی که درصد شن کاهش معنی داری را در نصرآباد نشان داد (0/01>p). با توجه به نتایج، تعداد 9 بار تیغ زنی می تواند بهترین پیشنهاد جهت بهره برداری پایدار از مراتع تفت باشد. به منظور توسعه گیاه آنغوزه شیرین می توان از گیاهان مرتع نصرآباد (به دلیل عملکرد شیرابه بهتر) برای جمع آوری بذر استفاده نمود و توان اقتصادی مناطق را بالا برد.

    کلیدواژگان: آنغوزه شیرین، Ferula assa-foetida، عملکرد شیرابه، خاک، استان یزد
  • منیره تقان پور، مجیدمحمد اسمعیلی*، آشورمحمد قره باش، اکبر فخیره صفحات 398-407

    بررسی ارزش رجحانی گیاهان می تواند بهره بردار را در ارائه راهکار های مدیریتی به منظور مکان یابی علوفه برای دام ها، انتخاب مناسب دام متناسب با نوع علوفه موجود در مرتع و تعیین شایستگی مرتع یاری دهد. به همین منظور، بررسی مقایسه ای ارزش رجحانی گونه های مرتعی مورد استفاده شتر و گاو در چهار فصل در مراتع چپر قویمه واقع در شمال شهرستان گنبدکاووس مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار فصل رویشی و دو نوع دام (شتر و گاو) انجام شد. در این پژوهش از 2 نفر شتر کوهان دار ترکمن و 2 راس گاو بومی با سن تقریبی 3 - 4 سال استفاده شد. میزان مصرف هر یک از گونه های گیاهی در چهار فصل با تعقیب 90 دقیقه ای هر یک از دام ها با زمان سنج در صبح صورت گرفت. نتایج نشان داد که زمان صرف شده برای چرای گیاهان مرتعی توسط شتر و گاو، تنها در فصل بهار تفاوت معنی دار دارد و زمان چرای شتر در بهار بیشتر از زمان چرای گاو می باشد. مقایسه میانگین اثر گونه های گیاهی بر زمان چرای گیاهان مرتعی توسط شتر و گاو در فصول مختلف نشان داد که مصرف گونهAtriplex lentiformis  در زمستان، بهار و تابستان بیشتر از سایر گونه های گیاهی است. در فصل پاییز ترجیح اول گاو و شتر گونه Salsola vermiculata بود. نتایج حاصل از اثر متقابل نوع دام و گونه های گیاهی نشان داد که در فصل تابستان گونه Alhagi camelorum و در فصل پاییز گونه Salsola vermiculata به همراه آتریپلکس در درجه اول رجحانی برای شتر می باشند. گاو در سه فصل بهار، تابستان و زمستان Atriplex lentiformis را در بالاترین درجه انتخاب خود قرار داده است ولی در فصل پاییز از گونه یکساله Trifolium scabrum بیشتر استفاده می کند. با توجه به فراوانی گونه های بوته ای و کم توقع از نظر اکولوژیکی در منطقه و ترجیح غذایی دام های مورد مطالعه، بهتر است صنعت شترداری در منطقه توسعه یابد، زیرا تطابق اکولوژیکی این گونه دامی با شرایط اقلیمی و فلوریستکی منطقه بیشتر است.

    کلیدواژگان: ارزش رجحانی، Atriplex lentiformis، چرا، زمان سنجی، خوشخوراکی
  • جواد معتمدی*، الهام آزاد موسوی، میرحسن میریعقوب زاده، مهشید سوری صفحات 408-422

    به منظور احیاء اکوسیستم های مرتعی، ضرورت دارد که مطلوبیت رویشگاه گونه های با ارزش مرتعی، مورد بررسی قرار گیرد و مهم ترین عوامل محیطی موثر در پراکنش آنها، مشخص گردد. از این رو مطلوبیت رویشگاه های جاشیر در مراتع کوهستانی ارومیه، با استفاده از مدل تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی، مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی، یک روش تجزیه و تحلیل چندمتغیره برای مطالعه توزیع جغرافیایی گونه ها در مقیاس داده های حضور به عنوان متغیر وابسته و عوامل محیطی به عنوان متغیر مستقل می باشد. برای این منظور، داده های مکانی حضور گونه جاشیر (رویشگاه بالفعل) با استناد به نقشه تیپ های گیاهی و پیمایش میدانی توسط GPS ثبت و عوامل محیطی (اقلیمی، توپوگرافی و خاکی) مرتبط با رویشگاه، اندازه گیری شدند. با وارد کردن لایه های اطلاعات اقلیمی، توپوگرافی و خاکی و نقشه حضور گونه به نرم افزار بیومپر، نقشه رویشگاه بالقوه گونه جاشیر ایجاد شد. نتایج نشان داد که از 2220 هکتار رویشگاه های مورد بررسی، 370 هکتار (16/6درصد)، رویشگاه بالقوه گونه جاشیر به شمار می رود. در این خصوص، میزان صحت مدل بر مبنای نمایه بویس و استفاده از الگوریتم میانه، 94 درصد ارزیابی شد. همچنین میزان تطابق نقشه تهیه شده با نقشه واقعی پوشش گیاهی، با توجه به ضریب کاپا، 0/88 بود.

    کلیدواژگان: آشیان بوم شناختی، جاشیر، مراتع کوهستانی
  • مالک پاک دل، محسن ملکی* صفحات 423-435

    قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع، قوانین اصلاحات اراضی، قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع، ماده 54 قانونرفع موانع تولید، از جمله قوانین متضاد در زمینه حفظ یا واگذاری منابع ملی در دوره های مختلف بوده اند. این قوانین علاوه بر ایجاد مناقشه، در مواردی همپوشانی هایی هم داشته که سبب پیچیدگی بیشتر در احقاق حقوق اراضی ملی شده است. در سال های اخیر، سیستم سنجش از دور و تفسیر عکس های هوایی به عنوان ابزارهای سریع و دقیق برای تعیین تکلیف اختلافات به وجود آمده، معرفی شده است. در این تحقیق، برای تعیین تکلیف اراضی اختلافی بین دستگاه های اجرایی متولی زمین با بهره برداران، شش پلاک از توابع شهرستان بیله سوار مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور سوابق ثبتی، سوابق اجرای مقررات منابع طبیعی و اجرای مقررات امور اراضی، مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از نرم افزارهای Arc GIS و Earth Google نسبت به تفسیر عکس های هوایی مقارن با اجرای قوانین مزبور و مقایسه آن با مقررات اجرایی و وضعیت موجود اقدام شد. نتایج به دست آمده نشان داد در سطح اعتماد 95 درصد بین سطح اراضی ملی در مقایسه با سطح مرتع و همچنین بین سطح مستثنیات در مقایسه با زراعت در زمان اجرای مقررات منابع طبیعی و اصلاحات اراضی، اختلاف معنی داری وجود دارد. این مساله نشان دهنده این است که از سطح اراضی ملی به نفع اراضی کشاورزی هر ساله کاسته شده است. این نتایج نشان از تداخل در مستثنیات و تصرف در منابع ملی دارد. با اعمال ماده 54 و حذف تداخلات اجرای مقررات موازی، 32/29درصد از مناقشات موجود قابل رفع است.

    کلیدواژگان: قوانین منابع طبیعی، ماده 54 قانون رفع موانع تولید، تصرف، بهره بردار، امور اراضی
  • علی اکبر جعفرزاده*، علی مهدوی، سیدرشید فلاح، رسول یوسف پور صفحات 436-449

    خدمات اکوسیستم های مرتعی مزایایی هستند که جامعه از طبیعت دریافت می کند. اکوسیستم های مرتعی دامنه وسیعی از کالاها و خدمات شامل خدمات تولیدی، خدمات تنظیمی، خدمات فرهنگی و خدمات پشتیبانی حیات را برای بشر فراهم می سازند. در این پژوهش چهار مورد از خدمات اکوسیستم مراتع زاگرسی در حوزه آبخیز میشخاص شهرستان ایلام مورد بررسی و ارزش گذاری اقتصادی قرار گرفت. برای محاسبه کارکرد تولیدی مراتع  در سال 1397 از روش ارزش گذاری مستقیم محصولات دامداری و برای برآورد خدمات اکوسیستمی شامل تولید آب، جلوگیری از فرسایش خاک و ترسیب کربن، به ترتیب از مدل تولید آب InVEST، روش EPM و محاسبه کربن کل با نرخ دلار 42000 ریال استفاده گردید. مجموع ارزش هر هکتار از مراتع منطقه برای کل خدمات موردبررسی معادل 4/121 میلیون ریال به دست آمد، که بیشتر ارزش در واحد سطح (هر هکتار) مربوط به کارکرد تولید آب (56/6میلیون ریال)، ترسیب کربن (33/4میلیون ریال)، حفاظت از خاک (21 میلیون ریال) و کارکرد تولیدی (10/4 میلیون ریال) به دست آمد. نتایج نشان داد که کارکرد تولید آب دارای بیشترین ارزش بین سایر خدمات اکوسیستمی مورد مطالعه بوده و 6/46 درصد از سهم ارزش گذاری خدمات را به خود اختصاص داد. در ارتباط با جلوگیری از فرسایش خاک نتایج نشان داد که مراتع منطقه قادر هستند مانع از تحمیل حدود 164749 میلیون ریال خسارات ناشی از هدررفت خاک شوند. هر هکتار از این مراتع 31/48تن کربن در خود ذخیره می کنند که با توجه به سطح زیر پوشش این مراتع کل مقدار ترسیب کربن 246885 تن بوده و دارای ارزشی معادل 262191 میلیون ریال می باشد. مجموع ارزش اقتصادی سالانه تولید علوفه برای دامداری وابسته به مرتع برابر 81978 میلیون ریال به ‎دست آمد (هر هکتار 10/4میلیون ریال). به طور کلی، مراتع منطقه مورد مطالعه از لحاظ خدمات تنظیمی مانند تولید آب و ترسیب کربن از اهمیت بیشتری نسبت به کارکرد تولیدی (دامپروری وابسته به مرتع) برخوردار هستند و حفظ و ارتقاء تامین این گونه خدمات غیربازاری در مراتع منطقه هم از جنبه انسانی و هم از جنبه اقتصادی بسیار مهم می باشد.

    کلیدواژگان: کارکرد تولید علوفه، تولید آب، ترسیب کربن، فرسایش خاک، مراتع زاگرس
  • بهزاد رایگانی*، حسین ارزانی، اسماعیل حیدری، محمد مهدی مقدمی صفحات 450-460

    مطالعه حاضر اطلاعات فنولوژیکی و تولید گیاهی به دست آمده از تصاویر سنجش از دور و میزان تاثیر پذیری آن از داده های اقلیمی در استان تهران را مورد بررسی قرار داده است. تغییرات طولانی مدت فصل رویش گیاهان در استان تهران از سال 2000 تا 2014 و منحنی های فنولوژیکی برای هر فصل رویش از داده های NDVI مودیس به دست آمد. برای تولید و استخراج پارامترهای فنولوژیکی از نرم افزار TIMESAT و برای تجزیه و تحلیل سری زمانی از مدلساز روند زمین در نرم افزار TerrSet استفاده شد. همچنین همبستگی منحنی فنولوژیکی با داده های سری زمانی دما و بارش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این ارزیابی نشان داد که در قسمت شمالی استان تهران شروع فصل رویش افزایش و طول فصل رویش گیاهان کاهش یافته است. به لحاظ شاخص های تولیدی گیاه نیز در قسمت شمالی، به ویژه در قسمت شمال شرق استان تغییرات معنی دار دامنه به واسطه افزایش ارزش حداکثر NDVI، باعث افزایش پارامتر های تولیدی گیاه شده است. این در حالی است که قسمت جنوبی، به ویژه در جنوب غربی منطقه کاهش در شروع فصل و افزایش در طول فصل رویش را نشان می دهد. نتایج نشان داد، در مناطقی که عوامل غیراقلیمی پوشش گیاهی را تغییر می دهند، رابطه معنی داری بین پوشش گیاهی و پارامتر های اقلیمی مثل بارش وجود ندارد. به هر میزان که به محیط انسانی با جمعیت و تنش بیشتر نزدیک می شویم، همبستگی پوشش گیاهی و بارش کمتر می شود. این مسئله نشان دهنده تاثیر عوامل انسانی در این تغییرات می باشد.

    کلیدواژگان: شاخص NDVI، مدل ساز روند زمین، تحلیل گرایش، بارش
  • هادی اسکندری، حامد اسکندری، حسن خسروی*، حمید غلامی صفحات 461-475

    خشکسالی یک رخداد طبیعی تکرارشونده و موقتی است که منجر به وارد آمدن خسارت های زیادی به زندگی انسان و اکوسیستم های طبیعی می شود. در این تحقیق، از شاخص بارش استاندارد شده (SPI) برای ارزیابی خشکسالی ها استفاده شد. برای این منظور از آمار ماهانه 15 ایستگاه باران سنجی در حوضه غرب تالاب جازموریان استفاده شد و شاخص های خشکسالی SPI در نرم افزار MATLAB محاسبه شدند. سپس نقشه پهنه بندی مربوط به آن ها در دوره های مختلف با استفاده از نرم افزار ArcGIS تهیه شد. همچنین از تصاویر ماهواره ای تراسنجنده مودیس MOD13A2، نقشه شاخص پوشش گیاهی NDVI برای بازه زمانی 2015-2000 تهیه گردید. سپس همبستگی بین آن ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون مورد مطالعه قرار گرفت. بررسی شاخص خشکسالی SPI نشان داد که بیشترین میزان خشکسالی مربوط به سال های 2007، 2008، 2009 و نیز 2014 بود. نتایج آزمون روند من- کندال در ایستگاه های هواشناسی حاکی از وجود روند افزایشی معنی دار در ایستگاه حسین آباد، صالح آباد است، در حالی که در سایر ایستگاه ها این روند معنی دار نمی باشد. نتایج حاصل از شاخص NDVI نیز نشان دهنده وجود روند تغییرات این شاخص در سال های مختلف می باشد. به طوری که کلاس 0/1-0 در این بازه زمانی روند کاهشی داشته، کلاس های 0/2-0/1 ، 0/3-0/2 و 0/4-0/3روند افزایشی را نشان داده اند، کلاس بزرگتر از 0/4 نیز روند کاهشی داشته است. همچنین با توجه به نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون، بیشترین میزان همبستگی بین شاخص های SPI و NDVI در ایستگاه های میانده و دشت کوچ وجود داشت و کمترین همبستگی نیز مربوط به ایستگاه های فتح آباد اسفندقه، کهنک شیبانی، کراد دلفارد، قلعه ریگی و تنگ سرگز بود.

    کلیدواژگان: خشکسالی هواشناسی، شاخص NDVI، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون روند من- کندال، حوضه غرب تالاب جازموریان
  • زهرا حیدری *، پژمان طهماسبی، اصغر شاهرخی صفحات 476-489

    مطالعه حاضر با هدف شناخت عوامل محیطی موثر بر پراکنش اکولوژیک گونه Salvia hydrangea DC. ex Benth در منطقه حفاظت شده تنگ صیاد استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. این گونه، یکی از گیاهان دارویی و معطر است که در رویشگاه های طبیعی در نواحی کوهستانی و مرتفع کشور یافت می شود. پس از بازدید صحرایی در توده های معرف گونه و توده های فاقد گونه، نمونه برداری به روش سیستماتیک- تصادفی صورت گرفت. درصد پوشش گیاهی و پارامترهای توپوگرافی (درصد و جهت شیب و ارتفاع از سطح دریا) در هر پلات ثبت شد. در هر توده گیاهی 2 تا 3 پروفیل خاک از دو عمق 15 -0 و 30 -15 سانتی متری در امتداد هر ترانسکت برداشت و پارامترهای فیزیکی و شیمیایی در آزمایشگاه اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون t مستقل، آنالیز مولفه های اصلی (PCA) و آنالیز تشخیص (DA) استفاده شد. نتایج تجزیه مولفه های اصلی نشان داد که از بین عوامل محیطی شیب، کربنات کلسیم معادل، فسفر، جرم ویژه ظاهری و سنگ و سنگریزه عمق اول و دوم، هدایت الکتریکی و پتاسیم عمق اول از متغیرهای تاثیرگذار بر حضور گونه مورد بررسی بودند. آنالیز تشخیص نیز در درجه اول فسفر و کربنات کلسیم معادل عمق دوم و در درجه دوم جرم ویژه ظاهری، pH، کربن آلی و پتاسیم عمق دوم و کربن آلی، پتاسیم و سنگ و سنگریزه عمق اول و شاخص دریافت گرما را در تمایز مکان ها و انتشار گونه مورد مطالعه موثر دانسته است. نتایج همچنین نشان داد که گونه به شیب های بالا (حدود 40 درصد)، خاک های بدون شوری و قلیاییت، بافت سبک و فسفر حدود 11 و 6 پی پی ام در عمق اول و دوم خاک سازگاری بیشتری دارد. از نتایج این تحقیق می توان برای کشت و جلوگیری از انقراض گونه در مراتع با شرایط اکولوژیک مشابه استفاده نمود.

    کلیدواژگان: مریم گلی تماشایی (Salvia hydrangea DC. ex Benth.)، اکولوژی گیاهی، عوامل رویشگاهی، تجزیه مولفه های اصلی، منطقه تنگ صیاد
  • سیده خدیجه مهدوی*، محمد منصوری فر، محمد مهدوی، جلال محمودی صفحات 490-503

    تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر عوامل محیطی (ارتفاع و خاک) بر کمیت و کیفیت اسانس کاسنی وحشی در منطقه لزور از توابع شهرستان فیروزکوه صورت گرفت. نمونه ها از اندام های هوایی، ریشه و خاک در مرحله گل دهی کامل، از سه دامنه ارتفاعی 2400-2700، 2700-3000 و 3000-3300 متر جمع آوری شدند. در آزمایشگاه مقدار 100 گرم از اندام هوایی و ریشه گیاه خشک شده و اسانس گیری به روش تقطیر با آب توسط دستگاه کلونجر انجام و سپس اسانس به دست آمده به منظور شناسایی ترکیبات به دستگاه کروماتوگراف گازی (GC) و کروماتوگراف گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) تزریق گردید. نتایج تحقیق نشان داد بازده اسانس اندام هوایی در ارتفاعات 2400-2700، 2700-3000 و 3000-3300 متری به ترتیب 39/0، 58/0 و 50/0 درصد می باشد. اصلی ترین ترکیب های اسانس در اندام هوایی و ریشه بتاپینن، سیسکادین 4-ان 7 ال، سیسابینن هیدرات، ایودسما، هیومیولن اپوکساید 2 و الفا بیسابولول می باشند. بازده اسانس ریشه در سه طبقه ارتفاعی 2400-2700، 2700-3000 و 3000-3300 متری به ترتیب 68/0، 74/0 و 71/0 درصد می باشد. رابطه خصوصیات شیمیایی خاک و بازده اسانس در هر دو بخش ریشه و اندام هوایی نشان داد که بین بازده اسانس و خصوصیات خاک، به جز pH و EC همبستگی مثبت وجود دارد. در صورتی که هدف، برداشت درصد بالایی از اسانس کاسنی باشد، جمع آوری آن در ارتفاع 3000-2700 متری پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: اسانس، خاک، کاسنی وحشی، فیروزکوه
  • رضا امیدی پور، عطاالله ابراهیمی*، پژمان طهماسبی، مرزبان فرامرزی صفحات 504-521

    حفاظت موثر از خدمات و کارکردهای اکوسیستم، وابسته به تنوع زیستی است. به دلیل گسترگی و چندوجهی بودن تنوع زیستی، در تحقیق حاضر از روش‎های مختلف ارزیابی تنوع زیستی (شاخص‎های تنوع گونه‏ای و تنوع کارکردی) برای ارزیابی رابطه بین تنوع زیستی و کارکرد اکوسیستم در مراتع استپی سرد بروجن در چهارمحال و بختیاری استفاده شد. به همین دلیل، ارتباط شاخص‏های مختلف تنوع گونه‏ای (غنا، یکنواختی، تنوع شانون و سیمپسون) و تنوع کارکرد تک ویژگی (میانگین وزنی جامعه) و چندویژگی (غنای کارکرد، یکنواختی کارکرد، واگرائی کارکرد، شاخص رائو) با کارکرد اکوسیستم در تولید زی توده روزمینی در قالب دو فرضیه نسبت زی توده (اثر انتخاب) و تکمیلی آشیان‎های اکولوژیک مورد بررسی قرار گرفت. برای محاسبه شاخص‏های تنوع گونه‏ای و تنوع کارکرد، علاوه بر فراوانی گونه‏های گیاهی، ویژگی‏های کارکردی موثر بر تولید زی توده روزمینی (شاخص های سطح، سطح ویژه، نیتروژن، فسفر، مقدار کلروفیل و محتوای خشک و وزن خشک همگی مربوط به برگ، ارتفاع و میانگین قطر تاج گیاه) با استفاده از 63 کوادرات 2×2 مترمربعی در سال 1395 اندازه گیری شد. ارتباط بین شاخص‎های مختلف تنوع زیستی و زی توده روزمینی با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیونی بررسی شد. نتایج نشان داد که شاخص‎های تنوع غنای گونه‏ای (R2=0/67)، شانون (R2=0/63) و سیمپسون (R2=0/49) ارتباط معنی‎دار و مثبتی با زی توده روزمینی داشتند. واگرایی کارکردی (R2=0/38) و غنای کارکردی (R2=0/33) نیز ارتباط معنی‏دار منفی و مثبتی با زی توده روزمینی داشتند. اکثر شاخص‎های تنوع کارکرد مبتنی بر یک ویژگی (میانگین وزنی فسفر برگ، نیتروژن برگ، سطح برگ، وزن خشک برگ، طول برگ، محتوای خشک برگ و ارتفاع گیاه) دارای ارتباط منفی با کارکرد اکوسیستم در تولید زی توده روزمینی بودند. نتایج رگرسیون چندگانه خطی نشان داد که شاخص‎های تنوع گونه، تنوع کارکرد تک ویژگی و تنوع کارکرد چند ویژگی به ترتیب 67، 55 و 52 درصد از تغییرات کل کارکرد اکوسیستم را توجیه نمودند. از این رو، جنبه‏های مختلف تنوع زیستی دارای ارتباط معنی‎داری با کارکرد اکوسیستم در تولید زی توده روزمینی هستند و برای حفاظت پایدار از خدمات و کارکردهای اکوسیستم، حفاظت از تنوع زیستی اهمیت بالایی دارد. همچنین در این منطقه، ارتباط تنوع زیستی و زی توده روزمینی، در قالب فرضیه استفاده تکمیلی آشیان اکولوژیک قابل تفسیر است که بیان می‎دارد که افزایش تنوع گیاهی موجب استفاده از همه قسمت‎های آشیان‏های اکولوژیک شده و در نتیجه آن رقابت بین گیاهان برای کسب منابع کاهش و کارکرد اکوسیستم به حداکثر خواهد رسید.

    کلیدواژگان: تنوع زیستی، حفاظت، نسبت زی توده، استفاده تکمیلی، کارکرد اکوسیستم
  • مهدی معمری*، لیدا عندلیبی، الهام علی جعفری، اردوان قربانی صفحات 522-536

    یکی از مراحل حساس در اصلاح مراتع و ایجاد چراگاه های دست کاشت، استقرار اولیه گیاهان است. این تحقیق به منظور بررسی اثر نانوسیلیکات پتاسیم (NSP)[1] (با غلظت های 0، 500 و 1000 میلی گرم در لیتر)، ریزموجودات مفید ([2]EM) (با غلظت یک و دو درصد)، سوپرجاذب (H[3]) (با غلظت های 0، 10 و 30 گرم در کیلوگرم) و کود دامی (FM[4]) (به مقدار 0 ، 100 و 200 گرم در کیلوگرم) بر خصوصیات رشد Medicago sativa در محیط گلخانه به صورت طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار انجام شد. برای این منظور، در پایان دوره رشد شاخص های ارتفاع گیاه، طول ریشه، وزن تر گیاه، وزن خشک گیاه، حجم گیاه، سطح برگ، درصد استقرار، محتوی نسبی آب برگ، شاخص پایداری غشا، نشت الکترولیت، شاخص کلروفیل و سرعت فتوسنتز محاسبه شدند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار سطح برگ در تیمار FM100 (51/40سانتی متر مربع)، درصد استقرار در تیمار H30 (95/5درصد)، وزن تر و خشک گیاه، حجم گیاه و طول ریشه در تیمار FM200 (به ترتیب 100/35گرم در گلدان، 23/26گرم در گلدان، 92/26سانتی مترمربع در گلدان و 20 سانتی متر) و ارتفاع گیاه در تیمار FM100 (82/7سانتی متر) مشاهده شد. همچینن، بیشترین مقدار ویژگی های فیزیولوژیکی یونجه شامل نشت الکترولیت در تیمار EM1 (63/44درصد)، پایداری غشاء در تیمار H30 (79/09درصد)، محتوی نسبی آب برگ در تیمار NSP500 (87/74درصد) و سرعت فتوسنتز در تیمارهای NSP500(30/13 میکرومول بر متر مربع بر ثانیه) مشاهده شد. بنابراین می توان از تیمارهای مذکور در بهبود استقرار و رشد گیاه M. sativa در برنامه های اصلاح مراتع و استقرار مراتع دست کاشت استفاده نمود. [1]- Nano silica potassium[2]- Effective microorganisms[3] -Hydrogel[4] - Fertilizer manure

    کلیدواژگان: استقرار گیاه، نانوسیلیکات پتاسیم، ریزموجودات مفید، کود دامی، سوپرجاذب
|