فهرست مطالب

رهیافتی نو در مدیریت آموزشی - سال دهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال دهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مهدی نامداری پژمان*، سیدمحمد میرکمالی، جواد پورکریمی، مقصود فراستخواه صفحات 1-34

    هدف این پژوهش، شناسایی مولفه ها و عناصر اثرگذار بر تضمین کیفیت آماده سازی دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان بود. به این منظور، مطالعه کیفی با رویکرد نظریه برگرفته از داده ها و طرح نو انجام شد. 11 نفر از صاحب نظران، 9 نفر از مدیران و 8 نفر از دانشجویان خبره به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته بهره گرفته شد. سوالات اصلی پژوهش با تکنیک 5W1H طراحی و اجرا شدند. میزان پایایی بین کدگذاران 0.79، و پایایی کدگذاری مجدد 0.90به دست آمد. برای شناسایی مضامین و مقوله های تضمین کیفیت آماده سازی دانشجو-معلمان از روش تحلیل مضمون استفاده شد. در نهایت، 15 مولفه اثرگذار در تضمین کیفیت آماده سازی دانشجومعلمان شناسایی شدند که عبارتند از کارورزی، برنامه درسی، برنامه غیر درسی، اعضای هیات علمی، معلمان راهنمای کارورزی، مدیران، مربی گری و الگوی نقش، فرایند یاددهی-یادگیری، هدف گذاری، فرهنگ سازمانی، تمرکززدایی، سنجش و گزینش ورودی، نومعلمی، آینده پژوهی و فراکنش گری و نظام ارزیابی.

    کلیدواژگان: تضمین کیفیت، آماده سازی دانشجو-معلمان، دانشگاه فرهنگیان
  • پیمان یارمحمدزاده*، روح الله مهدیون، سولماز قلی پور صفحات 35-56

    هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر ارتقای فرهنگ کارآفرینی در مدارس از دیدگاه متخصصان و بررسی وضعیت موجود مدارس کاردانش و فنی و حرفه ای از دیدگاه معلمان است. روش این پژوهش رویکرد ترکیبی(کیفی- کمی) از نوع راهبرد اکتشافی متوالی هست به این صورت که روش مرحله کیفی تحلیل محتوای عرفی بوده و در تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز و محوری استفاده شد. در این مرحله 14 مصاحبه شونده که شامل کارآفرین ها، مدرسان مباحث کارآفرینی در مدارس، مدرسان آشنا به کارآفرینی در دانشگاه، مدیران و مسئولان مدارس فنی و حرفه ای و کاردانش شهر تبریز، به صورت هدفمند انتخاب و برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شدکه در نتیجه مرحله کیفی 5 عامل آموزشی، پرورشی، نگرشی، مالی و ساختاری به عنوان عوامل موثر بر فرهنگ کارآفرینی شناسایی شدند. روایی یافته های حاصل از این مرحله با روش تطبیق توسط اعضا و بررسی همکار تضمین شد. در مرحله کمی پژوهش که روش آن توصیفی پیمایشی بود از بین 1152 نفر از معلمان نواحی آموزش و پرورش شهر تبریز 288 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نمونه انتخاب گردیده و با استفاده از پرسشنامه ای که از نتیجه تحلیل یافته های مرحله کیفی تنظیم گردیده بود مورد آزمون قرار گرفتند.  جهت تعیین روایی صوری و سازه پرسشنامه در بخش کمی از نظرات خبرگان و تحلیل عاملی تاییدی و پایاییآن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 91/0 برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت عوامل آموزشی، پرورشی، نگرشی و اعتقادی در حد مطلوبی قرار دارند و عامل مالی در حد متوسط و عامل ساختاری در حد مطلوبی نیست و نتایج آزمون فریدمن نشان داد که عامل آموزشی از میان عوامل موثر فرهنگ کارآفرینی در بالاترین رتبه و عوامل پرورشی، نگرشی و اعتقادی، مالی و ساختاری در رتبه های بعدی قرار دارند.

    کلیدواژگان: فرهنگ کارآفرینی، مدارس کاردانش، مدارس فنی و حرفه ای، رویکرد ترکیبی
  • حمید فرهادی راد*، سکینه شاهی، فروغ طهماسبی صفحات 57-76

    هدف اصلی این پژوهش مطالعه الزامات و شرایط تمرکز زدایی در آموزش و پرورش شهرستان اهواز در حوزه چشم انداز، رهبری و نیروی انسانی بود. برای این مطالعه از روش تحقیق آمیخته متوالی تبیینی استفاده شد. با توجه به ماهیت موضوع و شیوه انجام پژوهش، در بخش کمی از روش تحقیق توصیفی و در بخش کیفی از تحلیل محتوای استدلالی-استنتاجی استفاده شده است. به منظور انجام مطالعه توصیفی، تعداد 115 نفر از مدیران چهار ناحیه آموزش و پرورش شهرستان اهواز به صورت طبقه ای نسبتی از بین 230 مدیر این نواحی انتخاب شدند. در مطالعه کیفی نمونه گیری به شیوه هدفمند و از الگوی نمونه گیری زنجیره ای (شبکه ای) به منظور مشورت با اهل فن تا رسیدن به مواردی که بهترین اطلاعات را در اختیار پژوهشگر قرار دهند و اشباع نظری حاصل شود، استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی پرسش نامه محقق ساخته ای بود که شرایط لازم برای تمرکززدایی بر مبنای سه مولفه ی (چشم انداز، نیروی انسانی، رهبری) را مورد بررسی قرار می داد و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرانباخ 93/0 محاسبه شده بود، بهره گرفته شد. مصاحبه ها نیز با پیشروی بر اساس نظریه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش و پرورش شهرستان اهواز از آمادگی لازم برای پیاده سازی سیاست های کاهش تمرکز بر اساس مولفه های تحقیق، برخوردار نیست. تحلیل مصاحبه ها نشان داد که عوامل زیادی بر شکل گیری این وضعیت تاثیر دارند که به عنوان نمونه می توان به کلی و مبهم بودن چشم انداز تمرکز زایی، توجیه نشدن ضرورت و اهمیت آن برای مجریان، نامناسب بودن سیستم گزینش و انتصاب مدیران، پایین بودن کیفیت برنامه های توانمندسازی مدیران اشاره کرد. سایر نتایج به تفصیل در این مقاله بحث شده است.

    کلیدواژگان: تمرکززدایی، چشم انداز، نیروی انسانی، رهبری
  • سید علی سیادت، مریم تاجی* صفحات 77-94

    این مطالعه با هدف ارائه مدل و اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیک انجام شده است. جامعه ی آماری این تحقیق را دانشجویان دانشکده آموزش های الکترونیکی دانشگاه شیراز تشکیل می دادند که تعداد آنها برابر با 715 نفر می باشد؛ مطابق با جدول مورگان حجم نمونه برابر با 250 تعیین گردید؛ که به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از تکنیک توزیع دوجمله ای، از بین 21 عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیک که از پیشینه تحقیق برگرفته شده بود، 4 شاخص حذف و 17 شاخص انتخاب شدند. این 17 عامل بر اساس تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی در 5 دسته کلی " کیفیت سیستم، شایستگی اساتید و دستیاران آموزشی، اثربخشی محتوا، تعامل اساتید و دانشجویان، و شایستگی دانشجویان"قرار گرفتند. با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم (نرم افزار لیزرل)، برازش مدل پیشنهادی مورد تایید قرار گرفت. نتایج اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیک که بر اساس تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی گروهی به دست آمد، نشان داد که کیفیت برنامه سیستم یادگیری الکترونیک، کیفیت محتوای ارائه شده، کاربر پسند بودن سیستم یادگیری الکترونیک و سواد اطلاعاتی استاد، مهمترین عوامل موفقیت یادگیری الکترونیک بودند.

    کلیدواژگان: عوامل کلیدی موفقیت، یادگیری الکترونیک، تحلیل عاملی تاییدی، فرایند تحلیل سلسله مراتبی
  • اسماعیل کاظم پور*، زهرا رجبی، سیده معصومه عصایی، حمید رضا فدایی صفحات 95-112

    پژوهش حاضر به منظور ارائه مدل آموزش اقتصاد خانواده  برای دانش آموزان می باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع، توصیفی- پیمایشی است. پس از بررسی سوابق تحقیقات انجام شده در خصوص مبحث آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان، مولفه ها و عناصر الگو استخراج و بر مبنای آنها، الگوی آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان تدوین گردید. 8 مولفه شناسایی و در قالب یک پرسشنامه محقق ساخته تنظیم شد. پس از تعیین روایی پرسشنامه توسط متخصصان، ضریب پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 94/0 بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه متخصصان و کارشناسان (حوزه برنامه ریزی آموزشی، مدیریت آموزشی، تحقیقات آموزشی، اقتصاد، روانشناسی، جامعه شناسی و حسابداری) می باشد که از این تعداد 500 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به دلیل پراکندگی جامعه و محدود بودن تعداد افراد از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از  تحلیل عاملی و شاخص های معادلات ساختاری و نقش عوامل اصلی و از همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش اقتصاد خانواده برای دانش آموزان با 8 عامل قابل مدل سازی است که عبارتند از: مهارت زندگی، تبیین عوامل اجتماعی، آموزش مفاهیم اقتصادی، رویکرد اقتصادی جامعه، محتوای آموزشی مناسب برای درک بهتر مفاهیم اقتصادی، محیط آموزشی، آموزش خانواده، تبیین عوامل فردی و مهارت زندگی. که عامل "مهارت زندگی" بیشترین نقش را در تبیین آموزش اقتصاد خانواده  برای دانش آموزان دارد.

    کلیدواژگان: مدل، اقتصاد، آموزش، خانواده، آموزش اقتصاد خانواده
  • جعفر ترک زاده*، رحمت الله مرزوقی، مهدی محمدی، حبیب احمدی، ناصر جوکار صفحات 113-132

    هدف پژوهش حاضر، تدوین برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای جهت ارتقاء انتظام و امنیت اجتماعی کاربران رسانه بود. بر اساس طرح کیفی و با استفاده از روش مطالعه موردی، مفاهیم و عناصر لازم برای تدوین برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند از طریق نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری با متخصصان و اساتید گروه علوم ارتباطات و رسانه و علوم اجتماعی در پنج دانشگاه تهران، علامه طباطبایی، شیراز، امام حسین (ع)، سوره و پژوهشگاه امام صادق (ع) انجام گرفت. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار Nvivo  از طریق فن تحلیل مضمون، تحلیل و یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتبار یابی داده های کیفی از روش همسوسازی نتایج حاصل از شبکه مضامین و تحلیل اسناد استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای در ابعادی مانند محتوا، منطق، اهداف، روش ها و محیط یادگیری، به عنوان مضامین سازمان دهنده می باشند. این مضامین دارای ابعاد و سطوح مختلف و دارای مضامین پایه متنوعی هستند که در تدوین برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای بایستی مد نظر قرار گیرند.

    کلیدواژگان: برنامه درسی، برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای، انتظام، امنیت اجتماعی
  • تورج حسنی راد*، حسن رضا زین آبادی، حسین عباسیان، حمیدرضا آراسته صفحات 133-154

    نبود همگرایی و هم‐افزایی در آموزش عالی و ضعف در کارآیی و رویکرد فرهنگی اجتماعی محیط علمی، کاهش سطح کیفی آموزش عالی و نبود رتبه بندی و ماموریت گرا شدن دانشگاه ها را می توان در زمره مهمترین نقاط ضعف نظام آموزش عالی نام برد که با بهره گیری از ظرفیت های شبکه های اجتماعی بسیاری از آنها مرتفع خواهند شد. هدف از این مقاله، طراحی و تبیین الگوی توسعه شبکه های اجتماعی در سیستم آموزش کشور می باشد، به نحوی که ضمن مرور بسترهای نظری و روش های نوین در توسعه سیستم های یادگیری، پژوهش و کارآفرینی، راهکارهای دستیابی به راهبردهای اثربخش در این ارتباط نیز مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در نهایت الگوی کارآمد توسعه شبکه های اجتماعی در نظام آموزش عالی ارائه گردیده است. این تحقیق با بهره گیری از رویکرد توسعه ای-کاربردی، روش تحلیل محتوا را دنبال نموده و با بهره گیری از الگوی دلفی، مدل پیشنهادی توسط خبرگان اعتبارسنجی گردیده است. نتایج تحقیق، حاکی الگویی چهار مرحله ای مشتمل بر بسترسازی بهره گیری از شبکه های اجتماعی، بسترسازی نظام یادگیری، توسعه سیستم مدیریت یادگیری و استقرار آن می باشد. این در حالی است که اثرات مربوط به قوانین و مقررات، ویژگی های کاربران و حوزه های زیرساختی به عنوان متغیرهای زمینه ای، بر ارتباط میان مراحل تعیین شده اثرگذار خواهند بود.

    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، سیستم مدیریت آموزش، سیستم مدیریت یادگیری، نظام آموزش
  • علیرضا قاسمی زاد*، نازنین سلامی صفحات 155-178

    هدف پژوهش حاضر ارائه چهارچوبی جهت سنجش معنویت محیط کار در آموزش عالی بود. این پژوهش با اتخاذ رویکرد آمیخته و با بهره گیری از روش اکتشافی متوالی از نوع ابزار سازی، انجام شد. جامعه آماری قسمت کیفی این پژوهش؛اساتید و صاحبنظران به عنوان افراد کلیدی به تعدا 28 نفر در استان فارس بود. و در بخش کمی شامل کلیه اساتید هیات علمی در رشته های علوم انسانی به ویژه رشته های مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی بودند. نمونه گیری در بخش کیفی هدفمند با رویکرد افراد کلیدی و رسیدن به اشباع نظری بود و در بخش کمی از نوع دردسترس بوده است. به منظور گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای، مصاحبه نیمه ساختار یافته (بخش کیفی) و پرسشنامه محقق ساخته (بخش کمی) استفاده شد.در این راستا تعداد 184 پرسشنامه جمع آوری و از طریق نرم افزار هایSPSS  و  LISREL مورد  تحلیل عامل تاییدی قرارگرفت. روایی پرسشنامه به روش روایی محتوایی و جرح و تعدیل توسط متخصصین صورت گرفت. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ به مقدار 866/0 به دست آمد. سپس برازش مدل مذکور مورد بررسی و تایید قرار گرفت. در نهایت چهارچوب به دست آمده شامل ابعاد فردی(تعاملات پرهیزگارانه، معناجویی، اخلاق کاری) ، میان فردی(بردباری، عزت نفس، منزلت اجتماعی، تعامل با زیردستان، خدمت رسانی) و فرافردی (اطاعت از مافوق، شایسته سالاری، تعهدشغلی)، می باشد.

    کلیدواژگان: آموزش عالی، آموزه های ایرانی اسلامی، معنویت محیط کار
  • کیومرث علی پور*، محمد نقی ایمانی گله پردسری، رشید ذوالفقاری زعفرانی صفحات 179-208

    هدف از اجرای این پژوهش ارائه الگوی ارتقاء آموزش بهره وری منابع انسانی در دانشگاه آزاد اسلامی بوده  است. روش پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) از نوع اکتشافی با تاکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران (6585 نفر) تشکیل دادند. برای تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی و با استفاده از فرمول تخمین نمونه کوکران 373 نفر انتخاب شدند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه در سه بعد آموزشی، سیاستگذاری و رفتاری صورت گرفته بود که به ترتیب  با ضریب آلفای کرونباخ 85 %، 87 % و 83 % به دست آمده و روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان تایید شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی استفاده از روش کدگذاری نظری صورت گرفته بود. برای تحلیل داده های کمی از نرم افزار آماری SPSS  و نرم افزار مدل سازی LISREL در قالب توصیف و تحلیل صورت پذیرفت.  نتایج پژوهش نشان داد که یافته های بدست آمده در بعد آموزشی، سیاست گذاری و رفتاری در بهره وری فرآیند آموزش در دانشگاه آزاد اثرگذار هستند. لذا با توجه به اثرگذاری ابعاد فوق الگویی جدیدی در بهره وری آموزش منابع انسانی در دانشگاه آزاد اسلامی پیشنهاد شده است.

    کلیدواژگان: آموزش، سیاستگذاری، رفتاری، کارایی، اثربخشی و بهره وری
  • سید علی مهربان، ابوالفضل کرمی*، حسن اسدزاده، نعمت الله ستوده اصل صفحات 209-236

    هدف از پژوهش حاضر  تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی پیشرفت تحصیلی از طریق سبک های فرزندپروری و باورهای معرفت شناختی در دانش آموزان متوسطه دوره دوم بود. (تعداد 400 نفر از دانش آموزان مناطق آموزش و پرورش شهر تهران برای شرکت در این تحقیق انتخاب شدند). نمونه پژوهش به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید که از این تعداد، 220 نفر دانش آموز دختر و 180 نفر دانش آموز پسر به پرسشنامه های سبک های فرزند پروری بامریند (BPSQ) و پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (EQ) پاسخ دادند. نتایج این پژوهش نشان داد، سبک های فرزندپروری اقتداری تاثیر مستقیم مثبت و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارند. سبک های فرزندپروری استبدادی تاثیر مستقیم منفی و معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارند. در حالیکه سبک های فرزندپروری سهل انگاری تانیر مستقیم منفی و غیر معناداری بر پیشرفت تحصیلی دارند. همچنین ضرایب همبستگی پیرسون بین ابعاد پرسشنامه باورهای معرفت شناختی با پیشرفت تحصیلی نشان داده شده اند، که ساده بودن، قطعیت و منبع دانش همبستگی مثبت و رابطه معناداری با پیشرفت تحصیلی دارند، ولی یادگیری ذاتی و یادگیری سریع، همبستگی منفی با پیشرفت تحصیلی دارند.

    کلیدواژگان: سبک های فرزندپروری، باورهای معرفت شناختی، پیشرفت تحصیلی
  • منیژه رجبی، حسن سلطانی* صفحات 237-264

    این مطالعه با هدف ارائه مدل و اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیک انجام شده است. جامعه ی آماری این تحقیق را دانشجویان دانشکده آموزش های الکترونیکی دانشگاه شیراز تشکیل می دادند که تعداد آنها برابر با 715 نفر می باشد؛ مطابق با جدول مورگان حجم نمونه برابر با 250 تعیین گردید؛ که به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از تکنیک توزیع دوجمله ای، از بین 21 عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیک که از پیشینه تحقیق برگرفته شده بود، 4 شاخص حذف و 17 شاخص انتخاب شدند. این 17 عامل بر اساس تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی در 5 دسته کلی " کیفیت سیستم، شایستگی اساتید و دستیاران آموزشی، اثربخشی محتوا، تعامل اساتید و دانشجویان، و شایستگی دانشجویان"قرار گرفتند. با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول و دوم (نرم افزار لیزرل)، برازش مدل پیشنهادی مورد تایید قرار گرفت. نتایج اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت یادگیری الکترونیک که بر اساس تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی گروهی به دست آمد، نشان داد که کیفیت برنامه سیستم یادگیری الکترونیک، کیفیت محتوای ارائه شده، کاربر پسند بودن سیستم یادگیری الکترونیک و سواد اطلاعاتی استاد، مهمترین عوامل موفقیت یادگیری الکترونیک بودند.

    کلیدواژگان: عوامل کلیدی موفقیت، یادگیری الکترونیک، تحلیل عاملی تاییدی، فرایند تحلیل سلسله مراتبی
  • امیررضا استخریان حقیقی* صفحات 265-284

    امروزه، پیدایش رسانه های نوین آموزشی یکی از مهم ترین دستاوردهای پیشرفت بشری و یکی از با ارزش ترین ابزار های آموزش همگانی می باشد که پیوسته و با سرعت فراوان به دلیل جایگاه و اهمیت کلیدی آن در حال گسترش است. توان آموزشی هر رسانه تا حدی به نوع  و ساختار کانال ارتباطی آن و از طرفی نیز به موضوع، شکل و اهداف آموزشی مورد انتظار بستگی دارد. لذا از اینرو فرآیند مدیریت رسانه های آموزشی به منظور تحقق رسالت رسانه آموزشی باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. هدف از اجرای این پژوهش این است که: شاخص های اصلی که منجر به بهبود مدیریت رابطه بین رسانه آموزشی و مخاطب می گردند را در پنج حیطه که شامل حجم محتوای رسانه، راحتی کاربر با رسانه، جذابیت سمعی بصری رسانه، تعامل پذیری کاربر با محتوای رسانه و سازگاری نرم افزاری و سخت افزاری رسانه می باشد در ایران مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش انجام شده، از نوع پیمایش الکترونیک و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته از نوع بسته است. جامعه آماری پژوهش از، خبرگان و مدیران رسانه های آموزشی در کشور انتخاب شده است که تعداد 30 نفر به روش خوشه بندی در نمونه آماری قرار گرفتند. پنج حیطه مورد تحقیق در این مقاله در قالب پنج فرضیه بیان شده است؛ به نحوی که با استفاده از تحلیل آماری استنباطی آزمون T، فرضیه ها تست و نهایتا با میانگین فاصله اطمینان 95% مورد تایید قرار گرفته اند. نتایج بررسی نشان داد که کاهش حجم محتوا، افزایش راحتی کاربر، افزایش جذابیت های سمعی بصری، افزایش تعامل پذیری محتوا و همچنین افزایش قابلیت های سازگاری نرم افزاری و سخت افزاری سبب بهینه شدن رابطه مخاطب با محتوای رسانه ای و افزایش اثر یادگیری در نظام آموزشی نوین می گردد.

    کلیدواژگان: مدیریت رسانه، رسانه آموزشی، فن آوری اطلاعات، مدیریت آموزش، محتوای دیجیتالی
  • فاطمه احمدبیگی*، قدسی احقر، محسن ایمانی نائینی صفحات 285-308

    این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی تفکر انتقادی و اثربخشی آن بر یادگیری مشارکتی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال  1396 انجام شد. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری، همین طور از نظر نوع داده آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از صاحب نظران و خبرگان دانشگاهی (متخصصان علوم تربیتی و فلسفه) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هم چنین جامعه آماری در بخش کمی شامل 60 نفر از دانشجویان دختر و پسر دوره کارشناسی حسابداری بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، در دو گروه 30 نفر آزمایش و کنترل همتاسازی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش تفکر انتقادی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختاریافته انفرادی اکتشافی بود که برای حصول اطمینان از روایی بخش کیفی و به منظور اطمینان خاطر از دقیق بودن یافته ها از دیدگاه پژوهشگر، از نظرات اساتید و خبرگان این حوزه و متخصصان علوم تربیتی و فلسفه استفاده شد. در بخش کمی نیز به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی چو و باولی (1999) استفاده شد4</sup>. داده های گردآوری شده حاصل از بخش کمی از طریق آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون تحلیل کوواریانس و t وابسته) و با استفاده از نرم افزار SPSS-V22 و Lisrel-V8.8 تحلیل شد. یافته ها نشان داد: از جمله مولفه های تفکر انتقادی شامل مهارت تحلیل، مهارت خودگردانی، مهارت ارزشیابی، مهارت استنباط و درک، مهارت توضیح و مهارت تفسیر بود. بر اساس ابعاد و مولفه های شناسایی شده، مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار بود. نتایج پژوهش نشان داد که اثربخشی الگوی تفکر انتقادی طراحی شده بر یادگیری مشارکتی در بین دانشجویان موثر بوده و پایداری آن در طول زمان نیز ماندگار بوده است.

    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، یادگیری مشارکتی، مهارت خودگردانی، مهارت تفسیر، دانشجویان
  • مختار رنجبر* صفحات 309-328

    هدف از این پژوهش بررسی تاثیر خودراهبری بر مدیریت دانش فردی مدیران مدارس می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران مدارس شهرستان لامرد بودند که با روش سرشماری 171 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس خودراهبری شیخ نظامی و مقیاس مدیریت دانش فردی باقری بود. روایی پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل گویه و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه گردید که برای خودراهبری 85/0 و برای مدیریت دانش فردی 92/0 گزارش شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل رگرسیون خطی و چندگانه با استفاده از نرم  افزار SPSS و آزمون تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار Lisrel تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که خودراهبری بر مدیریت دانش فردی مدیران مدارس تاثیر معناداری دارد. همچنین ابعاد خودراهبری شامل خودپرورشی، مدیریت زمان، مهارتهای ارتباطی، مدیریت اسناد، برنامه ریزی رشد حرفه ای و توجه به حفظ سلامت جسمانی و روانی نیز تاثیر مثبت و معناداری بر مدیریت دانش فردی مدیران مدارس شهرستان لامرد دارد. تاثیر همزمان متغیرها در مدل نهایی با استفاده از رگرسیون چندگانه و آزمون تحلیل مسیر نشان داد که کلیه ابعاد خودراهبری پیش بینی کننده مثبت و معناداری برای مدیریت دانش فردی مدیران مدارس شهرستان لامرد می باشد.

    کلیدواژگان: خودراهبری، مدیریت دانش فردی، مدیریت زمان، مهارت های ارتباطی، برنامه ریزی رشد حرفه ای
  • روح الله شریفی*، فاطمه همتی، رضا غفارثمر صفحات 329-352

    هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین سبک های مدیریت کلاس مدرسان زبان انگلیسی با رویکرد آنها در ارتباط با تلفیق فناوری آموزش با برنامه درسی فراگیران می باشد که بر روی 172 نفر (زن=114 و مرد=58) از مدرسان زبان انگلیسی شاغل در موسسات آموزش زبان انگلیسی شهر شیراز انجام گردید. در این پژوهش سه نوع سبک مدیریت (سبک غیرمداخله گر، تعاملی و مداخله گر) بر اساس چارچوب نظری ولفگانگ و گلیکمن(1998) در نظر گرفته شد و متغیر فناوری آموزشی با توجه به شش مولفه تشکیل دهنده آن (ریسک پذیری و احساس راحتی با فناوری، مزایای اداراک شده به کارگیری فناوری، باورها و رفتارها در ارتباط با استفاده از فناوری در کلاس، فواید آموزشی، اجرایی و ارتباطی، پشتیبانی فنی و بهره گیری فراگیران از فناوری آموزشی) مورد بررسی قرار گرفت. داده های این پژوهش در دو مرحله جمع آوری گردید که در اولین مرحله با پاسخ نمونه 172 نفری به دو پرسش نامه سبک مدیریت کلاس (1998) و فناوری آموزشی(2008)، داده ها جمع آوری گردید.ضریب پایایی دو پرسشنامه از طریق کرونباخ آلفا به ترتیب 887/0 و 853/0 محاسبه گردید. در این مرحله روش انجام این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. در مرحله دوم، شش نفر از مدرسان با تجربه به صورت هدفمند انتخاب گردیدند و در یک مصاحبه نیمه ساختاریافته شرکت کردند. نتایج نشان داد که سبک مدیریت مداخله گر سبک غالب مدرسان می باشد و اینکه مدیریت آموزشی با 5 مولفه و مدیریت افراد و رفتار هر کدام با 3 مولفه فناوری آموزشی ارتباط معنادار داشتند. تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که سه مولفه فناوری به طور معناداری از قدرت پیش بینی سبک مدیریت کلاس برخوردار می باشد.

    کلیدواژگان: سبک های مدیریت کلاس، فناوری آموزشی، باور معلمان، آموزش زبان انگلیسی
|
  • Mahdi Namdari Pejman*, Sayyed Mohammad Mirkamali, Javad Purkarimi, maghsoud forsatkhah Pages 1-34

    The aim of this study was to identify the components and elements affecting the quality assurance in preparing of teacher-students at the Farhangian University. For this purpose, a qualitative study with the approach of Grounded Theory and emerging design was implemented. Through purposeful sampling method selected 11 experts, 9 managers and 8 connoisseur student-teachers were selected. Semi-structured interviews were used to collect data. The main question were designed and implemented through 5W1H technique. The reliability of inter-coders was 0.79, and re-encoding reliability was obtained 0.90. Thematic analysis was used for identifying themes and categories of the quality assurance of student-teacher preparation. Finally, 15 components were identified affecting the student-teachers preparedness quality assurance, including practicum, curriculum, hidden curriculum, faculty, internship guide teachers, managers, coaching and role model, teaching-learning process, goal setting, organizational culture, decentralization, assessment and selection of input, induction, future study and proactioning, and evaluation system.

    Keywords: quality assurance, preparation of student-teachers, Farhangian University
  • peyman Yar mohammadzadeh*, R Mahdun, S GHolipur Pages 35-56

    The purpose of this study is to identify the effective factors on promoting entrepreneurial culture from experts view at schools and to survey the status- qua of kardanesh (technical & professional schools) from teacher view. The research method in this study is sequential exploratory mixed methods approach it was used by conventional content analysis in the qualitative phase with open and axial coding in analyzing the data. In this level, 14 purposeful selected interviewees pointed to five effective factors on entrepreneurial culture include educational, training, attitudinal, financial and structural factors; the validity of the findings was assured by members checking and peer review methods. In the quantitative level, the answer of 288 teachers was analyzed as partial stratified random sampling with one sample T- test and Friedman test. The results showed that educational, training, attitude in all factors has a satisfactory level, while financial factor is on average level and structural factor is not on a satisfactory level; and the results of Friedman’s test showed that educational factor has the highest rank among effective factors in promoting the entrepreneurial culture at school and the factors including training, attitudinal, financial, and structural being placed in next ranks.

    Keywords: entrepreneurial culture, experts, teachers, technical & professional schools
  • H Farhadi Rad*, S Shahi, F Tahmasebi Pages 57-76

    The main aim of this research was study about requirements and circumstances of decentralization in Ahvaz education in the field of viewpoint, leadership and human resource. Explanatory mixed method research was used for this aim. Based on nature and research method, descriptive method in quantitative part and content analyze in qualitative part was used. Sample size in quantitative part was 115 principals selected from 4 educational district of Ahvaz and selected by stratified sampling. Purposeful sampling and snowball one used for qualitative part. Instruments for data gathering was questionnaire and interview. Results showed that Ahvaz education isn’t ready for decentralization policies carryout. Interview analyze showed that main reasons for this situation are viewpoints of decentralization is unclear, personnel are not justified for importance and necessity of decentralization, inappropriate system for selection and appointment of principals and low quality programs for principals empowerment.

    Keywords: Decentralization, Viewpoint, Human resource, Leadership
  • S.A Siadat, M Taji* Pages 77-94

    The importance and need to evaluate the self-development of leadership among managers for the conscious development of skills, self-direction, guidance and control of leadership by many researchers. There are a lot of data and information related to the self-assessment of the leadership of the schools in schools that are unused. In this paper, in order to design a model for leadership development of school principals using the decision tree technology, firstly, the factors of tendency to self-control of leadership in school principals were surveyed by experts from two motivational perspectives and self-regulatory skills, and weights of criteria were calculated. Then, the degree of self-development was calculated for 335 school principals in Isfahan province. Finally, using the QUEST, CHAID, C5.0 and CART algorithms, there are some rules for the self-improvement of the leadership of school principals. Findings of this research show that the tendency to self-development of leadership in school principals is a priority in terms of motivation. The results of this research provide a field of knowledge that can be applied to them.

    Keywords: leadership self-orientation, school administrators, data mining, decision tree
  • E Kazempour*, Z Rajabi, S. M Asaei, H.R Fadaee Pages 95-112

    The purpose of current study is to present a model for family economic education for students. Method of study in the light of purpose is applied, and in the light of kind is descriptive- exploratory. With studying theoretical bases about subject of family economy education for students and also studying background, components and model elements were extracted, and on basis of them, model of family economy education was codified for students. 8 components were identified and were made and adjusted in form of a researcher’s questionnaire. After determining questionnaire’s validity by masters, reliability coefficient of questionnaire by method of Cronbach’s alpha has been 94 centesimal. Statistical society of current study includes all experts in the field of (educational planning, educational management, educational studies, psychology economy, sociology and accounting) that from this number, 500 persons were selected as sample. As a result of society’s scatter, and limitation of person’s number, purposeful sampling method has been used .For data analysis, factorial analysis and structural equations indexes and role of main factors and Pearson correlation were used. Results showed that family economy education for students is model ability with 8 factors that consists of: life skill, Explain Social factors, Education Economic concepts, economic approach, Educational content for better understanding of economic concepts, Education Environment, Family Education, Expander Individual factors. That role of “life skill” factor is the most in specifying family economy education for students.

    Keywords: Model, Economy, Education, family, Family economy education
  • J Torkzadeh*, R Marzughi, M Mohammadi, H Ahmadi, N Joukar Pages 113-132

    Abstract The purpose of this study was to developing a curriculum for media literacy teaching to enhance the social security and safety of media users. Based on the qualitative design and case study method, the concepts and elements necessary for the developing of a curriculum for media literacy by using open-ended and semi-structured questionnaire through targeted sampling and theoretical saturation technique with experts and faculty members of the Department of Communication Science and media and social sciences in Tehran, Allame Tabatabai, Shiraz, Imam Hussein (AS), Sura and Imam Sadegh (AS) institute universities. Then, the data were categorized and organized using the Nvivo software through theme analysis, analysised and findings organized in the form of a basic, organizing, and comprehensive content network. The qualitative data validation method was used to reconcile the results of the content network and to analyze the documents. Based on the results, media literacy curriculum with dimensions such as content, logic, goals, methods, and learning environment are organized as themes. These themes have different dimensions and levels with a variety of basic content that should be considered in developing a media literacy curriculum.

    Keywords: curriculum, media literacy curriculum, discipline, social security
  • T Hasanirad*, H Zrin abadi, H Abasian, H.R Araste Pages 133-154

    The lack of convergence and synergy in the field of higher education of universities, the reduction of social capital and the weakness in the efficiency and sicial - cultural approach in the scientific environment , the reduction of the quality of higher education, and the lack of ranking and mission- oriented universities can be the most important weaknesses in the higher education system that many of them will be overcome by utilizing by the capacities of social networks. Therefore , the purpose of presenting this article is to design and explain the social network devemopment model in the country's education system so that, while reviewing the theoretocal framework and modern mothods in the development of new learning systems , new research and intrepreneurship , strategies for achieving effective strategies in this communication has also been studied and analyzed accurately and finally an effective model of social network development in the coyntry's higher education system has been presented. This research, using a developmental - practical approach, follows the data steategy of foundation and using the Delphi model , the proposed model has been validated by experts. The results of the research indicate that there is a four- step model consisting of establishment of network utilization, the establishment of the learning system, the development of a learning management system abd its establishment. However, the effects of laws and regulations , user attributes , and infrastructure domains as field variables will affect the relationship betweendesignated stages. Key words: social networks, Education management system , Learning management system , Higher education system

    Keywords: Social networks, education management system, learning management system, higher education system
  • A Ghasemizad*, N Salami Pages 155-178

    The aim fo This study was to provide a framework for assessing workplace spirituality in higher education. In this regard, by adopting a mixed method and using the sequential exploratory study, selective texts with the aim of extracting the sources of spirituality in ancient Iranian culture as well as Islamic teachings were studied. Finally, a researcher-made questionnaire was developed and validated in quantitative part.The sampling method was purposeful at the qualitative section with the approach of key people and achieved theoretical saturation and was available in a quantitative part. Instrument in in the qualitative section included texts relating to research concepts like Quran, Nahjolbalagheh and famous religious books and Avesta religious books and interviews with knowlegable people such as university professors of Quran sciences and the prophet's sayings, Islamic texts, Archeology, history, management, Avesta and Zoroastrian specialists and in quantitative section include all professors of Azad and state university of Fars province. Sampling was theoretical in qualitative section and purposeful (judgment) in quantitative section. Then, 184 questionnaires were collected and analyzed by using SPSS and LISREL softwares and descriptive statistics and Confirmatory factor analysis. Validity of the questionnaire was achieved by Cronbach's alpha which was 0.866. Then, Research causal model was evaluated and fitness of the model was confirmed. Finally, the framework includes individual aspects (acting pious, meaning-seeking, work ethic), interpersonal (tolerance, self-esteem, social status, interact with subordinates, service) and Transpersonal (obedience to superiors, meritocracy, job commitment)

    Keywords: workplace spirituality, Iranian ancient culture, ancient teachings, Islamic teachings
  • K Alipour*, M. N Imani Galah Prdsry, R Zolfaghari Zafarani Pages 179-208

    Abstract The purpose of this study was to provide a model for promoting human resource productivity education in Islamic Azad University. In terms of purpose, it is an applied research method (qualitative and quantitative) of exploratory type. The statistical population of this research consists of 6585 employees of all Islamic Azad University units of Tehran province. Using cluster random sampling method, using the Cochran model's estimation formula, 373 people were selected and in the qualitative section 15 opinions were used. Finally, the questionnaire's research tool was compiled in 9 questions and based on the contents of exploratory interviews Data is collected step by step. And in the section of 80 questions in the Likert spectrum, a researcher constructed in three educational, behavioral and policy dimensions. The validity of the questionnaire was approved by the experts and the Cronbach's alpha coefficient was used to calculate the reliability of the questionnaire. To analyze the data in the qualitative section, the theoretical coding method is used. To analyze the quantitative data in this study, a confirmatory factor analysis was used to determine the validity of the tool and the path analysis and structural equation model for the model test. The results of the research show that the findings in the educational, policy and behavioral dimension affect the efficiency of education process in the University of Azad University. Therefore, considering the effect of these dimensions, a new model has been proposed on the efficiency of human resource education in Islamic Azad University.

    Keywords: Education, Policy, Behavioral, Effectiveness, Productivity
  • S.A mehraban, A Karami*, H Asadzadeh, N Sotodehasl Pages 209-236

    The purpose of this study was to develop a structural model for predicting academic achievement through parenting styles and epistemological beliefs in secondary school students (based on the Karagic-Morgan formula of 400 students in Tehran's districts) to participate in this research. Out of this, 200 female students and 200 male students responded to Bumerind's parenting styles questionnaire (BPSQ) and Shomer's epistemological beliefs (EQ) questionnaire. The research sample was selected randomly in a multi-stage cluster. The results of this study showed that parenting styles have a direct positive and significant effect on academic achievement. Autocratic parenting styles have a direct negative and significant effect on academic achievement. While negligent childbearing styles have a direct negative and insignificant effect on academic achievement. Also, Pearson correlation coefficients between epistemological beliefs dimensions and academic achievement have been shown that the simplicity, certainty and source of knowledge have a positive correlation and have a significant relationship with academic achievement, while inferior learning and quick learning have a negative correlation with academic achievement.

    Keywords: parenting styles, epistemological beliefs, and academic achievement
  • M Rajabi, H Soltani* Pages 237-264

    This study aimed to provide model and prioritize the key factors of electronic learning success. The statistical population of this study was the students of the Faculty of Electronic Education of Shiraz University, which is equal to 715 people. In accordance with Morgan's table, the sample size was 250, which was determined by non-random sampling in Access Available. Using the binomial distribution technique, among the 21 key e-learning success factors that were derived from the research background, 4 indicators were eliminated and 17 indicators were selected. These 17 factors were based on exploratory factor analysis technique in five general categories: "System Quality, Teachers 'Competency and Educational Assistants, Content Effectiveness, Teachers' Interaction, Student Interaction, and Student Competency". Using the confirmatory factor analysis technique (Laser software), the fitting of the proposed model was confirmed. The results of prioritizing the key factors of electronic learning success, based on the hierarchical analysis process technique, showed that the quality of the program of the electronic learning system, the quality of the provided content, user-friendliness of the electronic learning system and the teacher's information literacy, the most important success factors Learning electronics.

    Keywords: Key factors of success, e-learning, confirmatory factor analysis, hierarchical analysis process
  • Amir Reza Estakhrian Haghighi * Pages 265-284

    Today, the emergence of modern educational media is one of the most important achievements of human progress and one of the most valuable tools of public education which is steadily expanding rapidly due to its key position and importance. The educational capability of each medium depends to a certain extent on the type and structure of its communication channel and also on the subject, form, and expected learning objectives. Therefore, the process of managing educational media in order to realize the mission of educational media should be carefully considered. In this research, we have tried to identify the main indicators that improve the management of the relationship between the educational media and the audience in five areas, the volume of media content, the user's convenience with the media, the audiovisual appeal of the media, the user's interactivity with media content and software and hardware compatibility to be investigated in Iran. The research method used in this study is electronic scanning and data collection tool. The statistical community of experts and media education managers in the country has been selected which the statistical sample was 30 person by clustering method. The five areas studied in this paper are expressed in five hypotheses. In this way, the hypotheses were tested by inferential statistical analysis and finally proved with an average confidence interval of 95%.

    Keywords: Media Management, Educational Media, Information Technology, Educational Administration, Digital Content
  • F Ahmadbeigi*, GH Ahghar, Mohsen Iimani naeini Pages 285-308

    The present research was conducted with the aim of Designing and validation of critical thinking model and its effectiveness on cooperative learning in Students of Islamic Azad University, North Tehran Branch in 1396. The research was practical in terms of objectives and Semi-experimental, pre-test and post-test design with control and follow-up group in terms of data collection method. Moreover, it was exploratory mixed in terms of type of data. In the qualitative section, the population consisted of 12 of experts of the scientific community and organizational specialists (Specialists in Education and Philosophy) who were selected using purposive sampling method. Furthermore, in the quantitative section, the population consisted of 60 male and female undergraduate students were selected using sampling method and matched in two groups of 30 experimental and control groups. The experimental group received eight 90-minute sessions of critical thinking training, and the control group remained on the list. Data collection tool was individual exploratory Semi-structured interview in the section of qualitative research which valuable opinions of professors and specialists familiar with the area of Specialists in Education and Philosophy who were informed in this area were employed in order to investigate the validity of the results. In the section of quantitative research, Cooperative learning Cho and Bowley (1999) were used to collect data. Content validity was used in order to analyze qualitative data of the research. Moreover, the collected data were analyzed through descriptive (Frequency, percentage frequency, mean, standard deviation, and range of changes) and inferential (Exploratory factor analysis, Mancova and dependent t) statistics using SPSS-V22 and Lisrel-V8.8 software. The findings demonstrated: One of the components of critical thinking included analysis skills, self-management skills, assessment skills, inferential and understanding skills, explanatory skill and interpretation skills. Based on the dimensions and components identified, the research model was fit to fit. The results showed that the effectiveness of the critical thinking model designed for cooperative learning among students was effective and its sustainability over time was also persistent.

    Keywords: critical thinking, cooperative learning, interpretation skill, self discipline skill
  • M Ranjbar * Pages 309-328

    The purpose of this study was to investigate the effect of self-directed on personal knowledge management of school managers. The research method was descriptive survey and the research tools were the self-directed scale of sheikhnezami and the personal knowledge management scale of Bagheri. Validity of the questionnaires was calculated using Case's analysis and its reliability was calculated using Cronbach's alpha method, which was 0.85 for self-directed and 0.92 for personal knowledge management. Data were analyzed using descriptive statistics and inferential statistics including linear regression analysis and multiple regression analysis using SPSS software and path analysis using Lisrel software. Findings showed that self-directed have a significant effect on personal knowledge management of school managers. Self-directed dimensions including self-education, time management, communication skills, document management, professional growth planning, and attention to physical and mental health have a positive and significant effect on personal knowledge management in Lamard schools managerss. The simultaneous effect of variables in the final model using multiple regression and path analysis showed that all self-directed dimensions have a positive and significant predictive value for personal knowledge management in managers of Lamerd city schools.

    Keywords: Self-directed, personal Knowledge Management, Time Management, Communication Skills, Professional Growth Planning
  • Rouhollah Sharifi*, Fatemeh Hemmati, Reza Ghaffar Samar Pages 329-352

    The main objective of this study is the investigation of the relationship between classroom management styles and EFL teachers’ attitudes toward the integration of technology into learners’ curriculum. The participants of the study comprised of 172 EFL teachers (female=114, male=58) teaching at different language institutes in Shiraz. Three styles of classroom management (interventionist, non-interventionist, and interactionist) were explored based on the theoretical framework of Wolfgang and Glickman (1982) and the variable of educational technology was investigated in terms of six subscales (Risk-taking Behaviors and comfort with the technology, Perceived benefits in using technology in the classroom, Beliefs and Behaviors about Classroom Technology, Technology Support and Access, Administrative and Instructional Uses and Students General and Specific Needs) . The data of the study was collected in two stages. At first, the participants were asked to answer the classroom management inventory of Attitude and Beliefs on Classroom Control (ABCC) developed in 1998 and Teacher Technology Integration Survey (TTIS) which was developed in 2008. In the second stage, six available EFL teachers based on purposive sampling participated in semi-structured interviews discussing the barriers to the integration of technology. The findings showed that the interventionist style is the dominant management style among teachers and classroom management was also shown to be significantly correlated with five out of six elements of educational technology. Multiple regression analysis also revealed that three out of six elements of educational technology significantly predicted the type of management style, the EFL teachers favored. predicted the type of management style, the EFL teachers favored.

    Keywords: EFL teachers, classroom management styles, educational technology, teacher beliefs