فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 2 (پیاپی 4، پاییز و زمستان 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • میثم محمدی*، اورنگ خادمی صفحات 1-11
    به منظور کاهش ضایعات میوه فلفل دلمه ای رقم "California Wonder" این آزمایش در دانشگاه ایلام طراحی و اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل محلولپاشی قبل از برداشت کلریدکلسیم 5/0 درصد، بسته بندی با سلوفان، محلولپاشی قبل از برداشت کلریدکلسیم 5/0 درصد همراه با بسته بندی با پوشش سلوفان(کلسیم+سلوفان) و شاهد (بدون محلولپاشی و پوشش) بود. میوه های فلفل دلمه ای برای مدت 20 روز در دمای 10 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 95-90 درصد نگهداری شدند و در زمان برداشت و همچنین 10 و 20 روز انبارمانی از نظر صفات مختلف مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش طول دوره انبارمانی بازارپسندی و کیفیت خوراکی میوه ها کاهش یافت، ولی تیمارهای آزمایش باعث حفظ کیفیت و بازارپسندی میوه ها طی دوره انبارمانی شدند. در بین تیمارهای آزمایش کاهش وزن در تیمار ترکیبی کلسیم+سلوفان کمتر بود و تغییرات مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، شاخص طعم (نسبت قند به اسید)، رنگدانه کلروفیل و محتوای کارتنوئید در این تیمار نسبت به سایر تیمارها و شاهد کمتر بود. همچنین تیمار ترکیبی کلسیم+سلوفان دارای بازارپسندی، سفتی بافت، ویتامین ث، فنل کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی بیشتری نسبت به سایر تیمارها بود، هرچند در برخی موارد اختلاف آن با تیمار محلولپاشی با کلریدکلسیم معنادار نبود. بطورکلی همه ی تیمارها باعث حفظ کیفیت میوه فلفل دلمه ای پس از برداشت شدند، ولی تیمار ترکیبی کلسیم+سلوفان بهتر از سایر تیمارها باعث حفظ کیفیت این میوه شد. بنابراین استفاده از تیمار ترکیبی کلسیم+سلوفان به عنوان یک روش برای کاهش ضایعات و حفظ کیفیت و بازارپسندی میوه فلفل دلمه ای طی دوره انبارمانی و بازاررسانی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: بازارپسندی، بسته بندی، پس از برداشت، فلفل دلمه ای سبز، کاهش وزن
  • حمید کلوندی، جمالعلی الفتی*، حبیب الله سمیع زاده لاهیجی، یاور وفایی صفحات 13-20

    تعداد میوه در بوته اصلی ترین صفت تعیین کننده پتانسیل عملکرد لاین های خیار است. در این تحقیق بذرهای نسل F1 حاصل از تلاقی لاین های 118 و 119 خودگشن شده و نسل F2 به دست آمد. سپس هر یک از تک بوته ها، خودگشن شده و نتاج F3 به دست آمد. تعداد 10 بوته از هر کدام از جمعیت های F3خیار در خطوط جداگانه در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی کشت و صفات مرتبط با عملکرد جمعیت های F3 اندازه گیری و ثبت شد. سپس بذور جمعیت های برتر در سال زراعی بعد مجددا کشت شدند و اجازه گرده افشانی باز به آن ها داده شد. نتاج حاصل از گرده افشانی باز لاین های انتخابی به طور مخلوط جمع آوری و در سال زراعی بعدی مجددا کشت شدند تا میزان پیشرفت ژنتیکی حاصل از انتخاب برای صفات مورد نظر تعیین گردد. نتایج نشان داد جمعیت اصلاحی به دست آمده با میانگین 82/39 میوه در بوته نسبت به میانگین جمعیت پایه با 91/28 میوه در بوته، 73/37 درصد افزایش یافت که می توان از جمعیت حاصل به عنوان منبع ژنتیکی امیدبخش خیار برای انتخاب لاین های پرمحصول در برنامه های اصلاحی بعدی استفاده نمود.

    کلیدواژگان: بذر ذخیره، پیشرفت ژنتیکی، تعداد میوه در بوته، دیفرانسیل گزینش
  • حسن حسنی جیفرودی*، مهدی محب الدینی صفحات 21-35
    به منظور بررسی تنوع ژنتیکی برخی توده های بومی شنبیله ایرانی بر اساس صفات مورفولوژیکی، 13 توده از نقاط مختلف کشور جمع آوری شدند و آزمایشی بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه ی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1392 انجام گرفت. با توجه به نتایج این تحقیق، توده های مورد بررسی از نظر اغلب صفات ارزیابی شده در سطح احتمال پنج و یک درصد با یکدیگر اختلاف معنی داری داشتند. عملکرد توده ها بین 29/5 تا 87/27 گرم وزن تر متغیر بود که به ترتیب در توده های مرند و مرودشت مشاهده شد. توده های مورد بررسی از 46 تا 79 روز بعد از کاشت وارد مرحله ی گلدهی شدند. وزن هزار دانه در میان توده ها از 60/8 گرم در توده ی اردستانی و 80/29 گرم در توده ی مرودشت متغیر بود. ضریب همبستگی بین صفات کلیه توده های مورد بررسی نشان داد که بین میزان سطح برگ با وزن تر بوته همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت. همبستگی مثبت و معنی داری نیز بین ارتفاع زمان برداشت با وزن تر بوته و همچنین بین تعداد شاخه در بوته با تعداد گل، تعداد نیام و تعداد بذور در نیام مشاهده شد. بیشترین شدت همبستگی بین دو صفت تعداد گل و تعداد نیام در بوته مشاهده شد. تجزیه به عامل ها صفات مورد بررسی را در شش عامل اصلی و مستقل قرار داد. این عامل ها با مقادیر ویژه بیشتر از یک، مجموعا 74/80 درصد واریانس کل را توجیه کردند. بر اساس تجزیه خوشه ای، توده ها در سه گروه قرار گرفتند و هر گروه به سه، دو و هشت توده را شامل شدند.
    کلیدواژگان: برنامه اصلاحی، بقولات، ژرم پلاسم گیاهی، گیاه دارویی
  • فرزاد رسولی*، فاطمه عابدینی، سید مرتضی زاهدی صفحات 37-51
    امروزه تنش خشکی مهم ترین عامل محدود کننده رشد و تولید در گیاهان می باشد. نانوذره دی اکسید تیتانیوم می تواند تاثیرات متفاوتی بر خصوصیات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه داشته باشد. پژوهش حاضر در قالب فاکتوریل بر پایه بلوک کامل تصادفی با سه تکرار تاثیر غلظت های مختلف نانوذره دی اکسید تیتانیوم (0، 50، 100 و 200 میلی گرم بر لیتر) و دو سطح آبیاری (آبیاری معمولی، دور آبیاری 5 با فواصل روزه) مورد بررسی قرار گرفت. پس از 60 روز تغییرات میزان شاخص کلروفیل، سطح برگ، پرولین، پروتئین، کربوهیدرات کل، پارامترهای فلورسانس کلروفیل (FO, FV/FM) و عناصر (پتاسیم، منگنز، آهن و روی) ارزیابی شد. تنش کم آبی به همراه محلول پاشی نانوذره دی اکسید تیتانیوم میزان شاخص کلروفیل، پرولین، پروتئین، غلظت پتاسیم، روی، آهن، منگنز، سطح برگ افزایش و میزان حداقل فلورسانس کلروفیل کاهش داد.همچنین با افزایش غلظت نانوذره دی اکسید تیتانیوم، مقدار کربوهیدرات محلول کل افزایش و تغییری در میزان (FV/FM) نسبت به گیاه شاهد مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: پرولین، پروتئین، سطح برگ، کربوهیدرات محلول کل
  • رسول آذرمی*، موسی ترابی گیگلو صفحات 53-59

    در بسیاری از گیاهان نورپسند، سایه دهی به دلیل کاهش تشعشع نوری، ویژگی های رشدی و عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. در همین راستا به منظور بررسی تاثیر شدت های مختلف سایه دهی (0، 25 و 50 درصد) بر رشد و نمو کرفس، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که حداکثر طول ساقه، ارتفاع گیاه و تعداد ساقه در تیمار سایه دهی 50 درصد و حداقل آنها در شدت نور کامل به دست آمد. سطح برگ و سطح ویژه برگ در گیاهان در معرض نور کامل نسبت به سایه دهی 50 درصد به ترتیب 330 و 42 درصد کاهش نشان داد. نسبت Fv/Fm و هدایت روزنه ای برگ با کاهش شدت نور افزایش یافت. شاخص کلروفیل برگ، وزن تر و خشک دمبرگ و پهنک برگ برای گیاهان تحت سایه در مقایسه با گیاهان تحت نور کامل بیشتر بود. بیشینه عملکرد (718 گرم در بوته) در سایه دهی 50 درصد و کمینه آن در شدت نور کامل (155 گرم در بوته) تولید شد. از نتایج آزمایش می توان نتیجه گیری نمود که کرفس های رشد یافته در سایه دهی 50 درصد رشد و عملکرد بهتری داشتند.

    کلیدواژگان: شدت نور، کرفس، صفات کمی و فیزیولوژیکی
  • کامبیز مشایخی*، زینب کیخا، سید علیرضا موحدی نایینی، بهنام کامکار، سید جواد موسوی زاده صفحات 61-73
    ساکارز به عنوان منبع کربوهیدرات و بور به عنوان عامل تاثیرگذار در انتقال کربوهیدرات، در رشد نشاها تاثیر مثبت دارد. در این تحقیق به اثر تغذیه ساکارز و اسیدبوریک روی کیفیت نشا در خزانه و میوه گوجه فرنگی در مزرعه پرداخته شده است. ابتدا بذور رقم سوپرآ در سینی نشا کشت شدند. نشاها به دو گروه 1- محلول پاشی در خزانه، 2- محلول پاشی پس از انتقال به مزرعه، تقسیم شدند. محلول پاشی هر گروه طی سه مرحله با غلظت های 0، 5 و 10 درصد ساکارز و 0، 1/0 و 2/0 درصد اسیدبوریک، انجام شد. نتایج نشان داد که تغذیه با ساکارز و بور در خزانه، طول نشا و سطح برگ را تا 30 درصد نسبت به شاهد کاهش داد که برای کاهش استرس ناشی از انتقال به مزرعه مناسب می باشد. در نتیجه ی کاهش رشد قسمت هوایی، نسبت ریشه به ساقه نشاها تا 35 درصد نسبت به شاهد افزایش یافت. همچنین محلول پاشی نشاها با 10 درصد ساکارز همراه با 1/0 درصد اسیدبوریک، موجب افزایش وزن خشک ساقه نشا تا 04/0 گرم و کاروتنوئید تا 214/0 میلی گرم در گرم وزن تر شد. پس از انتقال به مزرعه نیز، بیشترین تعداد گل با 86/114 و بالاترین تعداد خوشه با 7/19 عدد در اسیدبوریک 2/0 درصد مشاهده شد. همچنین افزایش تعداد میوه تا 70/18 عدد در ساکارز پنج درصد همراه با اسیدبوریک 1/0 درصد نسبت به شاهد (40/10 عدد) دیده شد. به طور کلی بالا بردن ذخایر کربوهیدراتی نشا از طریق محلول پاشی با ساکارز عامل کلیدی استقرار در مزرعه می باشد. از طرف دیگر بور انتقال ساکارز را درون گیاه میسر می سازد.
    کلیدواژگان: خزانه، لیکوپن، رشد، کربوهیدرات، محلول پاشی
|
  • Meysam Mohammadi *, Orang Khademi Pages 1-11
    In order to reduce losses and preserve the fruit quality of green bell pepper cultivar “California Wonder”, this study was designed by using a factorial experiment on the basic of a completely randomized design at Ilam University. Treatments were consisted of pre-harvest spraying of calcium chloride 0.5% (CaCl2), packaging with cellophane, pre-harvest spraying of CaCl2 0.5% with packing of cellophane (CaCl2+ cellophane) and control (without spraying and cellophane packaging). Fruits were stored at 10°C and relative humidity 90-95 percent for 20 days and characteristics were evaluated at harvest, and after 10 and 20 days storage. Results showed that increasing the storage period decreased marketability and the quality of the fruits, but all treatments preserved the quality and marketability of the fruits over the storage period. Among the treatments, weight losses and variation in total soluble solids (TSS), titratable acidity (TA), taste index (TSS/TA ratio), chlorophyll and carotenoid content were lower under calcium + cellophane treatment than what recorded for other treatments and control. Also, calcium + cellophane combination had higher marketability, texture firmness, vitamin C, total phenol and antioxidant capacity. Although, for some characteristics, the treatment’s effect was not significantly different with pre-harvest spraying of CaCl2 0.5%. Altogether, all treatments preserved the quality of fruits in post-harvest, but the combination of calcium + cellophane was better than other treatments. Therefore, using a combination of calcium + cellophane is recommended as a method for reducing losses and maintaining the quality and marketability of green bell peppers during the storing and marketing.
    Keywords: Marketable, Packaging, Post-harvest, Weight loss
  • Hamid Kalvandi, Jamalali Olfati *, Habibolah Samizadeh Lahiji, Yavar Vafaee Pages 13-20

    The number of fruits per plant is the main trait in cucumber that determines the yield potential of lines. The F1 generation was obtained from a cross between lines 118 × 119 lines. The F2 generation was achieved by inbreeding of the F1 progenies and each of the F2 plants were inbred for generation of F3 progenies. Ten plants of each F3 population were planted in separate lines in a completely randomized complete block design and on the F3 plant populations different traits were measured and recorded. After evaluation of the F3 populations, the stock-seeds of the selected lines were re-cultivated in the following year and allowed to be open pollinated. The open-pollinated off-springs of selected lines were collected in a bulk method and in the following year, re-cultivated once again to determine the genetic value of the selection. Results indicated that the bred population with an average of 39.82 fruits per plant was 37.73 percent improved in comparison to average of the F3 population (28.91 fruits per plant). Therefore, the bred population can be used as a selection sources for further breeding programs and selection of more valuable cucumber lines.

    Keywords: Seed-stock, Genetic advanced, Number of fruit per plant, selection differential
  • Hasan Hasani Jifroudi *, Mehdi Mohebodini Pages 21-35
    In order to evaluate genetic diversity of Iranian indigenous Fenugreek populations on the basis of morphological traits, thirteen populations were collected from different regions of Iran and the experiment was conducted based on a completely randomized design with three replications. Results revealed that all populations exhibited significant differences for majority of studied traits. Yield of landraces varied between 5.29 to 27.87gr of fresh weight. The minimum and maximum fresh weights were recorded in Marand and Marvdasht landraces, respectively. Also, landraces bloomed 46 to 79 days after sowing. Thousand kernel weight was variable from 8.60gr (Ardestani) to 29.80gr (Marvdasht). Correlation coefficients showed significant positive correlation of leaf area and fresh weight. Also, a significantly positive correlation was observed between height at harvest time with fresh weight and number of stems with number of flowers, and number of pods with number of seeds per pod. In this study, factor analysis dropped features into six main and independent groups. Factors with eigenvalues higher than one were justified 80.47 percent of total variance. Cluster analysis divided all populations into three main groups, in which, there were three, two and eight landraces, respectively. Generally, the results showed that Iranian Fenugreek landraces have a high genetic diversity in regard to the studied traits.
    Keywords: Breeding programs, Legumes, Medicinal plant, Germplasm
  • Farzad Rasoli *, Fatemeh Abedini, Seied Morteza Zahedi Pages 37-51
    Drought stress is the most important factor limiting growth and production of plants. Titanium dioxide nanoparticles have different effects on morphological, physiological and biochemical properties of the plants. In this study, effects of spraying of Titanium dioxide nanoparticles (0, 50, 100 and 200 mg/l) and two levels of irrigation (normal irrigation, 5-days irrigation intervals) was evaluated through a factorial assay based on randomized block complete design with three replications. Sixty days after starting the assay, changes in chlorophyll index, leaf area, proline, protein, total carbohydrate, chlorophyll fluorescence parameters (Fo, Fv/Fm) and nutrients (potassium, manganese, Iron, and zinc) were measured. Under water deficit stress, spraying of Titanium dioxide nanoparticles, increased the amount of chlorophyll index, proline and protein content, concentrations of potassium, zinc, iron, manganese; leaf surface and reduced the amount of minimum chlorophyll fluorescence. Also, total soluble carbohydrate content increased increased in parallel with titanium dioxide nanoparticles concentration, while the treatment did not affect the amount of FV/FM.
    Keywords: Fv, Fm, Fo, Leaf surface, Proline, Protein, Total soluble carbohydrate
  • Rasoul Azarmi *, Mousa Torabi Giglou Pages 53-59

    In many sun-loving plants, shading affects their growth characteristics and yield due to the reduction of solar radiation. In order to evaluate effect of different shading levels (0, 25 and 50 percent) on growth and yield of celery (Apium graveolens L.), this experiment was carried out as randomized complete block design with four replications. Results showed that the maximum and minimum length, height and stem number of celery recorded for plants exposed to 50 percent shading and full light intensity, respectively. Leaf area and specific leaf area in plants exposed to full light decreased 330 and 42 percent, respectively in comparison to those received 50 percent shading. The Fv/Fm ratio and leaf stomatal conductance increased with decreasing light intensity. Leaf chlorophyll index, fresh and dry weight of leaf petiole and blade of plants under shade were higher than those grew under full sunlight. The maximum (718g per plant) and minimum total yield (155g per plant) obtained in shading 50 percent and full light intensity, respectively. For conclusion, celeries grown in 50 percent light intensity had better growth and yield.

    Keywords: Celery, Light intensity, Quantity, physiological characteristics
  • Kambiz Mashayekhi *, Zeynab Keykha, Seyed Alireza Movahedi Naeini, Behnam Kamkar, Seyed Javad Mousavizadeh Pages 61-73
    Sucrose and boron as a source of carbohydrates and an effective factor in carbohydrate transport, respectively heve positive effects on seedlings’ growth. In this study, the effect of spraying sucrose and boric acid were evaluated on seedlings and fruits quality of tomato in the nursury and field, respectively. Tomato seeds (Var. SuprA) were planted in seedling tray. Seedlings were subdivided into two groups for foliar application: 1- were sprayed in the nursery, and 2- were sprayed after transplanting into the soil. Foliar application of each group was performed in three stages with concentrations of 0, 5 and 10% sucrose and 0, 0.1 and 0.2% boric acid. The results revealed that nutrition of sucrose and boric acid in nursery reduced seedlings’ height and leaf area upto 30 percent in comparison to the control, which might be desirable to tolerate the potential stress caused by transplanting process. Because of decreased shoot growth, the root to shoot ratio of seedlings increased by all treatments containing sucrose upto 35 percent compared to control. Spraying with 10 percent sucrose and 0.1 percent boric acid in nursery were significantly improved shoot dry weight to 0.04 g and carotenoid upto 0.214 mg/gFW. Also, tomato seedlings sprayed with sucrose and boric acid immediately after transplanting had positive effects on plants growth. The highest number of flowers (114.86) and the highest number of clusters with (19.7) were recorded for 0.2 percent boric acid treatment. Maximum number of fruits per plant (18.70) was recorded for spraying sucrose 5 percent plus boric acid 0.1 percent. For coclusion, increasing the carbohydrate content of transplant through sucrose foliar application is a key factor in plant establishment. It was also found that the boron element allows sucrose transfer into the plant. The simultaneous use of sucrose and boron improved sucrose absorption rates in the plants.
    Keywords: Carbohydrate, Foliar application, growth, Lycopene, Nursery