فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (پیاپی 42، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/14
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ناصر شفیعی ثابت*، ملیحه ایوبی، ابوالفضل فدایی باشی صفحات 1-20

    کلانشهرها به‌دلیل تمرکز فوق‌العاده قدرت، سرمایه و جمعیت به شکل افقی به مراکز پیرامونی کشیده می‌شوند و این توسعه فیزیکی، اغلب به صورت ناموزون شکل گرفته و باعث بروز مشکلات زیادی همچون تغییر کاربری اراضی، دگرگونی‌های اجتماعی اقتصادی، طبیعی و در نتیجه بروز مسائل زیست‌محیطی می‌شود. عواملی مانند رشد شهری، ارزش زمین و تراکم توسعه از عوامل اساسی شکل‌گیری خزش شهری به‌شمار می‌روند که ساختار درونی شهرها را دگرگون کرده و باعث گسترش شاخص‌های شهری به‌صورت ناهمگن در نواحی پیرامونی شده ‌ و این نواحی را تبدیل به فضاهای بی‌برنامه می‌کند. در این پژوهش، الگوهای خزش شهری و تحلیل تغییرات به‌‌وجود آمده طی سه دوره به‌وسیله سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور و با استفاده از داده‌ها و تصاویر ماهواره ای لندست TM سال 1986 و +ETM سال 2000 و +ETM سال 2014 (1365-1379-1393) هجری شمسی انجام شد. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که طی سه دوره گذشته، ساخت‌و‌سازهای مسکونی در این ناحیه به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کرده است. به‌طوری‌که مساحت این ساخت‌و‌سازها از89/4 درصد در سال 1986 به 3/10 درصد در سال 2014 افزایش پیدا کرده و در مقابل، مساحت اراضی زراعی از33/61 درصد در سال 1986 به 7/44 درصد در سال 2014 کاهش یافته است. البته ساخت‌و‌سازهای پراکنده و خزش شهری در ناحیه مورد مطالعه به‌صورت الگوی خزش گسسته بوده که باعث رخداد ناپایداری در بخش کشاورزی و اقتصاد روستایی ناحیه شده ‌ است. همچنین گسترش شبکه راه‌ها، بزرگراه‌ها، شبکه برق و ساخت‌و‌سازهای غیرمسکونی، خزش شهری گسسته را در ناحیه مورد مطالعه تشدید کرده است. لذا به منظور کاهش ناپایداری کشاورزی و تغییر کاربری اراضی ارزشمند کشاورزی و مرتعی، توجه به برنامه‌ریزی یکپارچه کاربری زمین در کنار برنامه‌ریزی یکپارچه شهری و روستایی، پیشنهاد می‌شود.

    کلیدواژگان: خزش شهری، تغییر کاربری اراضی، روستاهای پیرامونی، کلانشهر تهران
  • مژگان احمدی، عباس کاویانی*، پیمان دانش کار آراسته، زهره فرجی صفحات 21-46

    تخمین بارش در محاسبات بیلان انرژی، مطالعات هیدرولوژیکی و هواشناسی از اهمیت چشمگیری برخوردار است. با توجه به اهمیت داده‌های بارش در علوم مختلف و عدم وجود شبکه باران‌سنجی گسترده و مناسب، لازم است داده‌های بارش به نحوی برآورد شوند. یکی از راه های برآورد بارش، استفاده از داده‌های ماهواره‌ای است. در‌این پژوهش، به ارزیابی داده‌های بارش مدل GLDAS، CRU، GPCP، TRMM، CMAP و NCEP-NCAR با داده‌های ایستگاهی در استان‌های البرز، قزوین، زنجان، کردستان و همدان پرداخته شد. نتایج نشان داد که در این مناطق، بارش GPCP، TRMM، CMAPو NCEP-NCAR نتایج خوبی داشتند و از میان آنها GPCP وTRMM  نتیجه بهتری را ارائه کرده‌اند. در ارزیابی GPCP با میانگین ایستگاه‌های منطقه مورد مطالعه در پیکسل 3 در سال 2003، ضریب تبیین (R2)، ضریب کارایی مدل(EF)، خطای اریب میانگین (MBE)، میانگین مطلق خطا (MAE) و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) به ترتیب برابر 96/0، 94/0، 13/3، 30/5 و 58/6 میلی‌متر بر ماه به دست آمد. همچنین داده‌های بارش مدل GLDAS با داده‌های ایستگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج نشان داد که در مناطقی که بارش زیاد است، مانند ایستگاه رشت و نوشهر مدل GLDAS از دقت خوبی برخوردار نیست

    کلیدواژگان: بارش، سنجش از دور، آزمون های آماری، میان یابی
  • حسین نیک پی*، مهدی مومنی صفحات 47-62

    خشکسالی پدیده‌ مهم آب و هوایی است که می‌تواند بر اساس داده‌های حاصل از ایستگاه‌های هواشناسی و داده‌های سنجش از دور پایش شود. روش‌‌های سنجش از دور، مزیت‌های نسبی قابل توجهی نسبت به سایر روش‌ها برای پایش خشکسالی ارائه کرده‌اند. همچنین شاخص‌های خشکسالی متعددی در سنجش از دور برای پایش خشکسالی ارائه شده است، اما هیچ یک از شاخص‌های متداول در سنجش از دور، تعمیم‌پذیری زمانی، اقلیمی و ارتفاعی ندارند و ضرورت دارد کیفیت عملکرد این شاخص‌ها 1-در اقلیم‌ها، 2-در پهنه بندی‌های ارتفاعی مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش، با اثبات این فرضیه، به تشخیص شاخص مناسب در هر اقلیم و پهنه ارتفاعی می‌پردازد و در هر منطقه، فصل مناسب جهت برآورد شاخص بررسی می‌شود. در این پژوهش، شاخص‌های خشکسالی VCI، VDI، TCI و TVDI با پارامتر LST، NDVI و EVI ارزیابی شده‌اند. برای بررسی اقلیمی و ارتفاعی شاخص‌ها، ابتدا در کل کشور و سپس در استان همدان پهنه بندی اقلیمی و ارتفاعی صورت گرفت و شاخص‌های خشکسالی برای اقلیم‌ها و ارتفاعات مختلف در دو شکل پیکسل-مبنا و شیء-مبنا (پلیگونی) محاسبه و با داده بارشی ماهواره TRMM مقایسه شد. عملکرد شاخص‌های خشکسالی با در نظر گرفتن نوع اقلیم، فصل اخذ داده، ارتفاع و وسعت منطقه جهت برآورد خشکسالی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج متعدد این تحقیق، عدم تعمیم‌پذیری همه شاخص‌ها را از نظر اقلیمی، ارتفاعی و زمانی نشان می‌دهد و به عنوان نمونه، در ارزیابی پیکسلی اقلیم گرم و خشک، بیشترین همبستگی بین شاخص VCI و داده بارشی در ماه خرداد با ضریب همبستگی 0.57 بوده و در ارزیابی همین منطقه بصورت شئ-مبنا شاخص VCI مقدار 0.67 محاسبه شد

    کلیدواژگان: خشکسالی، سنجش از دور، شاخص VCI، شاخص VDI، شاخص TCI، شاخص TVDI
  • مجید هاشمی تنگستانی *، سمیرا شایگان پور صفحات 63-78

    قابلیت‌های ویژه داده‌های ماهواره‌ای، در تامین اطلاعات از مواد سطحی زمین، امکان تهیه نقشه‌های زمین‌شناسی را فراهم می‌کند و در این راستا، توان تفکیک طیفی و مکانی داده‌های مورد استفاده، دو ویژگی اساسی آن‌ها  در تعیین میزان دقت و درستی نقشه‌ها است. در این پژوهش، دسته داده‌های استر و سنتینل2، به‌دلیل توان تفکیک طیفی و مکانی بالا، در آشکارسازی واحدهای سنگی کمپلکس سوریان، در شمال شرق فارس بکار گرفته شده‌اند. کمپلکس دگرگون شده رسوبی- آتشفشانی سوریان، بخشی از کمربند سنندج- سیرجان جنوبی در بوانات استان فارس است. بررسی سیماهای طیفی نمونه‌های صحرایی که در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد و همچنین طیف‌های استخراج شده از تصویر، نشان می‌دهد که گروه‌های عاملی اصلی تعیین‌کننده رفتارهای طیفی در منطقه، شامل Fe2+، Fe3+، CO3، Al-OH، Mg-OH و Fe-OH است که بر‌اساس مطالعات کانی‌شناسی، می‌توان آن‌ها  را به کانی‌های کلریت، موسکویت، اپیدوت، آمفیبول، کلسیت و هماتیت نسبت داد که مطالعه مقاطع میکروسکوپی نیز، رخداد آن‌ها ‌را تایید می‌کند. برای آشکارسازی واحدهای سنگی منطقه از روش‌های نسبت‌گیری باندی ، و بر روی 9 باند بازتابی سنجنده استر و روش تحلیل مولفه‌های اصلی بر روی 9 باند سنتینل 2 و استر استفاده شد. این پردازش‌ها توانست، واحدهای سنگی کلریت- اپیدوت ‌شیست، کالک شیست، میکاشیست و همچنین دایک‌های دیابازی و کوارتزیتی را تفکیک کند. مقایسه نتایج این تحقیق، با مشاهدات میدانی و نتایج بدست آمده از مطالعات آزمایشگاهی، نشان داد که استفاده همزمان داده‌های استر و سنتینل-2 و روش‌های پردازش بکار رفته، می‌تواند در تفکیک واحدهای سنگی یک کمپلکس دگرگونی – رسوبی - آتشفشانی موفق باشد.

    کلیدواژگان: آشکارسازی، استر، سنتینل 2، تحلیل طیفی، سوریان، فارس
  • زهرا همتی*، کریم سلیمانی، میرحسن یعقوب زاده صفحات 79-92

    حوضه‌ آبخیز تکاب، یکی از مهم‌ترین حوضه‌های آبخیز دریاچه ارومیه است. این حوضه‌ آبخیز، کاملا مرتفع و کوهستانی بوده و رواناب ناشی از ذوب برف آن، اهمیت بسیار زیادی دارد. تجمع برف در ماه‌های زمستان یک سال، در ماه‌های بهار سال بعدی پر‌اهمیت تلقی می‌شود و آب حاصل از ذوب برف، برای تاسیسات آبی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به‌طوری که سیلاب‌های قابل توجهی را در زمانی که ذوب برف با بارندگی گرم بهاره همراه باشد، به‌وجود می‌آورد. بنابراین پیش‌بینی ذوب برف، لازم و ضروری به‌نظر می‌رسد و بدون در نظر گرفتن این عامل مدیریت منابع و مخازن و برنامه‌ریزی منابع آبی و هیدرولوژی رودخانه‌ها میسر نخواهد بود. برای شبیه‌سازی جریان در حوضه‌ آبخیز تکاب از مدل رواناب ذوب برف SRM، از سال‌های آبی 83-84 و برای اعتبار‌سنجی آن از سال‌های آبی 84-85 استفاده شد. با توجه به اینکه تصاویر سنجنده‌ی MODIS از قدرت تفکیک زمانی مناسب در برف‌سنجی برخوردار هستند، برای برآورد سطح تحت پوشش برف از این تصاویر استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق، نشان داد که استفاده از نقشه‌های پوشش برفی به‌دست آمده از تصاویر MODIS در پیش‌بینی رواناب حوضه مفید است. همچنین نتایج نشان می‌دهد که مدل، قابلیت و توانایی شبیه‌سازی جریان رواناب حاصل از ذوب برف را دارا است. برای ارزیابی مدل از دو شاخص ضریب تعیین و تفاضل حجمی استفاده شده است که در این مطالعه به ترتیب برابر 75/0و 84/27 درصد هستند. مقادیر بدست آمده، نشان می‌دهند که مدل در برآورد رواناب حاصل از ذوب برف این حوضه دقت بالایی دارد و نشانگر قابلیت کاربرد مدل برای حوضه‌های دیگر منطقه است

    کلیدواژگان: رواناب، ذوب برف، مدلSRM، MODIS، حوضه ی آبخیز تکاب
  • رضا شاکری، کامران شایسته*، مهدی قربانی صفحات 93-114

    فعالیت‌های طبیعی و انسانی در مناطق ساحلی، باعث تغییرات پویای کاربری و پوشش زمین می‌شود. رشد سریع جمعیت در این مناطق، باعث تسریع در روند تغییر کاربری‌ها و پوشش طبیعی زمین و انتقال به کاربری‌های مسکونی و توسعه زیرساخت‌ها می‌شود. این پژوهش، به‌منظور بررسی و مدل‌سازی تغییرات کاربری زمین در حوزه تالاب انزلی بین سال‌های 1975 تا 2015، با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و پیش‌بینی تغییرات احتمالی کاربری زمین در سال 2045 با استفاده از مدل LCM انجام شده است. به منظور دستیابی به تغییرات کمی و کیفی رخ‌داده در منطقه مورد مطالعه، نقشه‌های کاربری حوزه آبخیز تالاب انزلی از تصاویر ماهواره لندست سال‌های 1975، 1989، 2000 و 2015 استفاده شده است. بر این اساس، شش طبقه کاربری کشاورزی، مرتع، جنگل، اراضی تالابی، اراضی مسکونی و تالاب با استفاده از روش طبقه‌بندی الگوریتم حداکثر احتمال مدنظر قرار گرفت. ارزیابی صحت نقشه‌های کاربری زمین مستخرج از تصاویر ماهواره‌ای به دو صورت دقت کلی و ضریب کاپا به ترتیب برابر 87 درصد و 0.71 با استفاده از 323 نقطه از طریق الگوریتم نمونه‌گیری لایه‌ای تصادفی محاسبه شد. تجزیه و تحلیل ماتریس تشخیص تغییرات نشان می‌دهد که در طی دوره زمانی 1975 تا 2015 کل تغییرات و انتقال کاربری‌های مختلف به یکدیگر 76648.14 هکتار است. بیشترین تغییرات بین کاربری‌های مختلف در طی این زمان مربوط به انتقال کاربری‌های مختلف به کاربری کشاورزی به میزان 49827.69 هکتار است که این میزان معادل 65 درصد کل تغییرات کاربری‌های مختلف است. در تغییر کاربری‌های صورت گرفته به کشاورزی، کاربری‌های جنگل (64 درصد)، مرتع(16 درصد)، اراضی تالابی (10 درصد)، تالاب(8 درصد) و مناطق مسکونی (2 درصد) بیشترین سهم را دارند. در طول مدت مطالعه، گسترش کاربری مسکونی همواره روندی مثبت و منطبق بر افزایش جمعیت داشته است. مدل‌سازی پتانسیل انتقال با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و استفاده از 7 متغیر و 8 زیر مدل انجام شد. نتایج مدل‌سازی با استفاده از شبکه عصبی در اکثر سناریوها صحت بالایی (60.14 تا 88.73 درصد) را نشان داد. به منظور بررسی صحت مدل‌سازی ضریب کاپای استاندارد (0.8948) و مقادیر خطای Null Successes (77.9 درصد), Hits (3.1 درصد), Misses (15.9 درصد), False Alarms (3.1 درصد) محاسبه و وضعیت صحت برای موقعیت و کمیت پیکسل‌های هر طبقه به دست آمد. نسبت Hits به کل پیکسل‌های تغییر کرده (14.2) بیانگر قابل‌قبول بودن نتایج مدل در پیش‌بینی تغییرات کاربری زمین است. مقایسه نتایج حاصل از تبدیل و تغییر کلاس‌ کاربری‌های زمین در دوره زمانی 2015 تا 2045 (پیش‌بینی‌شده) در منطقه، نشان می‌دهد اگر روند بهره‌برداری از سرزمین با شیوه مدیریت فعلی ادامه یابد، 10036.26 هکتار اراضی جنگلی به اراضی کشاورزی (67.69 درصد)، مرتع(32.04 درصد)، مناطق مسکونی(0.16 درصد) و اراضی تالابی تبدیل می شود و با احتساب انتقال سایر کاربری‌ها به کاربری جنگل در مجموع در طول این مدت، شاهد کاهش 9963.36 هکتار جنگل خواهیم بود. به طور کلی در این مدت اراضی کشاورزی، مرتع و مناطق مسکونی افزایش یافته و کاربری‌های جنگل، تالاب و اراضی تالابی کاهش خواهد داشت.

    کلیدواژگان: کاربری زمین، مدل تغییر کاربری زمین (LCM)، پیش بینی، تالاب انزلی
  • حمیدرضا صادقی، جعفر معصوم پور سماکوش*، مرتضی میری صفحات 115-124

    یکی از مهم‌ترین مشکلات پژوهشگران در مطالعات جوی و هیدرولوژیکی، نداشتن داده‌های به‌روز و طولانی‌مدت با دقت مناسب است. در بسیاری از مناطق کوهستانی و بیابانی، ایستگاه‌های سینوپتیک و باران‌سنجی با فاصله مناسب توزیع نشده‌اند. لذا استفاده از داده‌های بارش ثبت‌شده توسط ماهواره‌ها می‌تواند مکمل مناسبی برای رفع کمبود این نوع از داده باشد. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی صحت داده‌های ماهواره‌ای در مقابل داده‌های مشاهداتی است. در این پژوهش تصاویر بارش روزانه ثبت‌شده توسط سنجنده GPM با قدرت تفکیک 1/0× 1/0 درجه در غرب میانه ایران برای 1390 روز در بازه زمانی 12/3/2014 تا 31/1/2016 مورد ارزیابی قرار گرفته است. بدین منظور، از داده‌های بارش روزانه 31 ایستگاه سینوپتیک به ‌عنوان داده مشاهداتی و برای ارزیابی داده‌ها از شاخص‌های آماری R2، EF، IA، slope، bias، Rmse، استفاده ‌شده است. نتایج نشان داد که در مجموع بارش روزانه حاصل از سنجنده GPM در غرب میانه ایران از دقت مناسبی برخوردار نیست. بر اساس ضریب تعیین بیش از 77 درصد ایستگاه مقدار ضریب تعیین کمتر از 5/0 دارند و تنها برای 7 ایستگاه، مقدار ضریب تعیین به 5/0 و بیشتر می‌رسد که در بهترین حالت برای ایستگاه نورآباد لرستان مقدار این شاخص 57/0 است. نتایج سایر شاخص‌ها نیز بیانگر دقت پایین و انحراف بالای مقادیر بارش روزانه این سنجنده در مقابل بارش مشاهداتی است. مقایسه مجموع بارش برآورد شده سنجنده GPM در مقابل مجموع بارش هر ایستگاه نشان داد هرچند این سنجنده نمی‌تواند مقدار دقیق و مناسبی از بارش روزانه منطقه غرب ایران را برآورد کند، باوجود این، رفتار مکانی بارش غرب ایران را در حالت کلی به‌خوبی نشان می‌دهد و این شرایط بیانگر دقت بیشتر این سنجنده در مقیاس‌های زمانی بالاتر (ماه، سال) است.

    کلیدواژگان: سنجش ازدور، GPM، آزمون آماری، بارش، غرب میانه ایران
|
  • Shafiei Sabet N *, Ayoubi M, Fadaei Bashi A Pages 1-20

    AbstractMetropolises are horizontally drawn to the periphery due to the extreme concentration of power,capital,population,this physical development often occurs unevenly,which causes manyproblems including land use change,natural,socioeconomic transformation,and consequentlyenvironmental problems. Factors such as urban growth,land value,development density areamong the most important factors in the formation of urban sprawl,which transforms the innerstructure of cities,causes the heterogeneous development of urban indicators in periphery,and ittransforms the areas into unplanned spaces. In this research,urban sprawl patterns,analysis ofchanges were carried out during three periods,using GIS,remote sensing,as well as Landsat TMsatellite data,images of 1986,ETM+ 2000,ETM+ 2014. The findings of this researchshow that in the past three years,residential construction has increased dramatically in the region. Thearea of such construction rose from 4.89% in 1986 to 10.3% in 2014. In contrast,the area ofagricultural land decreased from 61.33% in 1986 to 44.7% in 2014. Moreover,scattered structuresand urban sprawl in the studied area were according to discrete sprawl pattern,which has led toinconsistencies in the agricultural sector,rural economy of the area. Furthermore,the expansion ofthe network of roads,highways,electricity networks,non-residential construction haveexacerbated the discontinuous urban sprawl in the study area. On this basis,attention to the integratedland use planning alongside urban,rural integrated planning might be a remedy to reduceagricultural instability,to change the use of valuable agricultural lands,rangeland.

    Keywords: urban sprawl, land use change, sprawl pattern, rural settlements, Tehran metropolis
  • Ahmadi M, Kaviani A*, Daneshkar Arasteh P, Faraji Z Pages 21-46

    Determination of precipitation in energy balance calculations are vital for hydrological studies and meteorology. Due to the importance of precipitation data in different sciences and the absence of a wide and appropriate rainwater meter, precipitation data needs to be estimated in some way. One of the ways to estimate precipitation is the use of satellite data In this study, GLDAS, CRU, GPCP, TRMM, CMAP and NCEP-NCAR models are evaluated with station data in Alborz, Qazvin, Zanjan, Kurdistan and Hamedan provinces. The results showed that GPCP, TRMM, CMAP and NCEPNCAR had good outcomes in these regions, among which GPCP and TRMM provided better results.In the evaluation of GPCP with mean stations in the study area in pixel 3 in 2003, the explanatory factor (R2), EF coefficients, average error margin (MBE), absolute error of error (MAE) and root mean square error (RMSE) were 0.96, 0.94, 3.13, 5.30, and 6.58, respectively. In addition, precipitation data model of GLDAS is evaluated with station data. Results show that GLDAS model is not very accurate in areas with high precipitation such as Rasht and Noshahr stations.

    Keywords: Precipitation, remote sensing, statistical tests, interpolation
  • Nikpey H.*, Momeni M. Pages 47-62

    Drought is an important phenomenon which can be monitored based on weather data obtained from weather stations and remote sensing data. Remote sensing methods have offered significant relative advantages compared to the other methods for monitoring drought . Also , several drought indicators have provided in remote sensing for monitoring drought , but none of the common indicators in remote sensing did not have generalizability of time , climate and altitude and it is necessary the performance quality of these indexes 1) in climates, 2) in altitudinal zoning examined .This study also proved this hypothesis , to identify appropriate indicators in every altitudinal zone , and in every region the index considered the appropriate season to evaluate indexes . In this study , drought indices ,VCI ,VDI ,TCI and TVDI by LST parameter , NDVI and EVI have been evaluated. To evaluate climate and altitudinal indicators , first in the whole country and then in Hamadan province , climate and altitudinal zoning done and drought indexes for different climates and altitude was determined in two forms pixel-based and object-based (polygons) and compared to precipitation data TRMM sensors . The operation of drought indexes were analyzed to drought evaluation by taking account climate type , data acquisition season , altitude and area . The results of this research shows lack of generalizability of all indictors in terms of climate , altitude and time indicators and for example , in pixel evaluating of hot and dry climate , the highest correlation between VCI index and precipitation data was in June and the lowest correlation is in December.

    Keywords: Drought, NDVI, LST, VCI Index, TRMM
  • Hashemi Tangestani M. *, Shayghanpour S Pages 63-78

    The specific capabilities of satellite data in providing information from the Earth surface materials provide a possibility for producing the geological maps, and in this regard, the spatial and spectral resolutions of the utilized data are two fundamental characteristics in determining the precision and accuracy of the maps. In this research, the data sets of ASTER and Sentinel 2, due to their high spatial and spectral resolutions, were used to enhance the lithological units of the Sureyan complex, northeastern Fars. The metamorphosed sedimentary-volcanic complex of Sureyan is part of the Southern Sanandaj- Sirjan Belt, in Bavanat, Fars province. Investigating the spectral features of field samples, measured at the Shahid Chamran University of Ahvaz, and the spectra extracted from the imageries indicated that the main functional groups responsible for spectral features were Fe2+, Fe3+, OH, CO3, Al-OH, Mg-OH, and Fe-OH. Based on the mineralogical studies, these groups could be attributed to the occurrences of chlorite, muscovite, epidote, amphibole, calcite, and hematite, which were approved by studies of microscopic thin sections. The band ratios (6+8)/7, (7+5)/6, and (6+9)/(7+8) were conducted on 9 reflection bands of ASTER, and the principal components analysis, on 9 reflection bands of ASTER and Sentinel-2. These processing methods were successful in discriminating the chlorite-epidote schist, calk-schist, mica-schist, and the basalt and quartzite dykes as well. Comparing the results of this study to the field observations and the results obtained by laboratory investigations revealed that simultaneous use of ASTER and Sentinel-2 data and the applied processing methods could be successful in discriminating the lithological units of a metamorphic-sedimentary-volcanic complex.

    Keywords: enhancement, ASTER, Sentinel-2, spectral analysis, Sureyan, Fars
  • Hemmati Z *, Solaimani K, Miryaghoubzadeh M.H Pages 79-92

    Takab watershed basin is one of the most important basins of Lake Urmia. The basin is quite hilly and mountainous, and the runoff from its snow melting is of substantial significance. Snow accumulation in winter is considered to be crucial in the spring of the following year, and the water from snow melting is especially important for water facilities in a way that it results in serious floods when the snow melts with warm spring rain. Therefore, the prediction of snow melting seems necessary. Furthermore, managing water resource and reservoirs as well as planning of rivers hydrology would not be possible without considering this factor. The SRM snow melt runoff model was used to simulate the flow considering the 83-84 water years. Furthermore, to test the validity of the model, the 84-85 water years was used. Due to the fact that the MODIS images have the appropriate time resolution, such images have been used to estimate the underlying snow area. Results of the study showed that the use of snow cover maps, derived from MODIS images, is useful in predicting the runoff of the basin. The findings also show that the model has the ability to simulate the snowmelt runoff. To evaluate the model, two indexes, namely, the coefficient of determination and volume difference were used which were obtained as 0.75 and 27.84%, respectively. The obtained values indicate that the model has high accuracy in estimating the runoff from snow melting in this basin and represents the applicability of the model to other basins in the region.

    Keywords: Runoff, Snow Melting, SRM Model, MODIS, Takab Watershed basin
  • Shakeri R, Shayesteh K*, Ghorbani M Pages 93-114

    Natural and human activities in coastal areas cause dynamic changes in land use and land cover. Rapid population growth in these areas accelerates the process of land use and natural land cover changes, and the transition to residential use and infrastructure development. This research was conducted to investigate and modeling land use changes in Anzali wetland basin between 1975 and 2015 using satellite imagery and predicting possible land use change in 2045 using the LCM model. In order to achieve quantitative and qualitative changes in the study area, the land use maps of the Anzali wetland basin have been produced based on Landsat satellite images for years 1975, 1989, 2000, and 2015. For this purpose, six land use classes including agriculture, rangeland, forest, wetland areas, urban lands, and wetland surface were considered. The accuracy of the land use maps was verified by overall accuracy and kappa coefficients using 323 points based on stratified random sampling and these two parameters were 87% and 0.71, respectively. The LCM model was used to detect and map the changes of different land use categories in the Anzali wetland basin during the periods 1975-1989, 1989-2000, 2000-2015, and predict land use changes in 2045. Analysis of the change detection matrix shows that during the period 1975 to 2015, the total change and transfer of different land uses to each other is 76648.14 hectares. The most changes among different land use during this time are related to the transfer of different land uses to agriculture for 49827.69 hectares, which is equivalent to 65% of the total changes of different land uses. Changing of different land uses to agricultural use is the main change in the uses of this period. forests (64%), rangelands (16%), wetland areas (10%), wetland surface (8%) and residential areas (2 %) have the largest share, respectively. Throughout the study, the expansion of urban land use has always been a positive trend in line with population growth. Based on these changes and by taking 7 independent variable and 8 sub-models, transition potential modeling was done using Artificial Neural Network. The results of modeling in most scenarios showed high accuracy (60.14 to 88.73 percent). To verify modeling accuracy, the standard Kappa coefficient (0.8948) and Null Successes error (77.9%), Hits (3.1%), Misses (15.9%), False Alarms (3.1%) were calculated and accuracy of the position and number of pixels in each class was determined. The ratio of Hits to the total pixels has changed (14.2) indicates that model results are acceptable in predicting land-use changes. Comparison of the results of the changes and conversion of land use classes in the period 2015 to 2045 (predicted) in the region shows that if the land utilization trend continues with current management mode, 10036.26 hectares of forest lands would change to agricultural lands (67.69%), rangeland (32.04 %), urban areas (0.16 %) and wetland surface, and considering the transfer of other uses to forestry, eventually the 9963.36 hectares of forest will be reduced during this period. In general, agriculture, rangeland, and urban areas will increase during this period.

    Keywords: land use, Land Change Modeler (LCM), prediction, Anzali wetland
  • Sadeghi H. R., Masoompour Samakosh J.*, Miri M. Pages 115-124

    One of the most important problems of researchers in atmospheric and hydrological studies is sometimes the lack of accurate and up-to-date data. In many mountainous and desert areas, synoptic stations and rain gauges are not distributed at the right distance. Therefore, the use of satellite data recorded by rainfall can be a good complement to the lack of this type of data. The purpose of this study is to evaluate the accuracy of satellite data versus observational data. In this study, the daily rainfall data recorded by the GPM sensor with a resolution of 0.1 0.1 in the Midwest of Iran for 691 days in the period from 12/3/2014 to 31/1/2016 has been investigated. For this purpose, the daily precipitation data of 31 synoptic stations were used as observational data, and the statistical indices R, EF, IA, slope, bias, Rmse were used to evaluate the data. The results showed that 74% of the stations had a strong correlation of 0.8-0.5. But based on over-estimated and underestimated indicators, it was found that the GPM sensor has a low precipitation rate of 58% of the stations, Also, for stations in the province of Kermanshah (with the exception of the Kengawer, which has a bias of zero), there is an over estimated rainfall.

    Keywords: Measurement, GPM, Statistical test, Rainfall assessment, Middle East of Iran