فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فاطمه قناد، مظفر صرافی* صفحات 211-238

    رویکردهای بهسازی و نوسازی شهری در سیر تکاملی از بازسازی شهری تا بازآفرینی شهری مطرح می شوند. بازآفرینی شهری رویکردی جامع، یکپارچه و کل نگر است که با توجه هم زمان به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی، به منزله ابزاری موثر برای ارتقای پایداری و افزایش سطح کیفیت زندگی کاربرد دارد. رویکرد بازآفرینی اجتماع محور در یک طبقه بندی از بازآفرینی شهری قرار می گیرد که اشکال جدید مداخله و مشارکت اجتماعات محلی در بازآفرینی شهری را برای عصر جدیدی که روش های سنتی منجر به شکست شده اند مطرح می کند و پتانسیل هایی برای ارائه ظرفیت های باارزش و ارائه دانش محلی و مردمی دارد. هدف بازآفرینی اجتماع محور توانمندسازی اجتماعات محلی دارای رکود اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی و بازسازی اجتماعات خود است. محله آخوند شهر قزوین، یکی از محله های تاریخی این شهر است که از دیدگاه کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و مدیریتی-نهادی شرایط نامناسبی دارد؛ بنابراین هدف این مقاله تدوین برنامه و راهبردهایی براساس اصول رویکرد بازآفرینی اجتماع محور به منظور مرتفع کردن مشکلات این محله است. پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و کاربردی است که با توجه به ویژگی ها و ابعاد آن، جمع آوری اطلاعات و داده ها برای تجزیه و تحلیل ترکیبی به کمک دو روش کتابخانه ای-اسنادی و پیمایش میدانی (از طریق مشاهده و مصاحبه و نظرسنجی) انجام شد. در این پژوهش، مدل شش مرحله ای برای فرایند بازآفرینی اجتماع محور محله آخوند ارائه، و درنهایت راهبردها، سیاست ها و اقداماتی در همه ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و مدیریتی-نهادی به صورت جامع و یکپارچه برای بهبود وضعیت محله پیشنهاد شد. راهبردهای برتر بر پایه اطلاع رسانی، آموزش، توانمندسازی و ظرفیت سازی ساکنان و مدیران، مشارکت و بهره گیری از انواع سرمایه ها و دارایی های اجتماع محلی در زمینه بهسازی و نوسازی و احیای هویت تاریخی و مسکونی محله قرار گرفت.

    کلیدواژگان: اجتماع محلی، بازآفرینی اجتماع محور، برنامه ریزی راهبردی، شهر قزوین، محله آخوند
  • اسماغیل علی اکبری، محسن شاطریان*، فاطمه شیخ زاده صفحات 239-264
    به دنبال ظاهرشدن پیامدهای ناگوار رشد پراکنده شهری، سیاست های رشد هوشمند به منزله راهکارهایی سازگار با توسعه پایدار در سطح جهان شناخته شده است. در حال حاضر، این سیاست های چکیده ای است که همه نظریه های گذشته را دربرمی گیرد و برای منطقی کردن گسترش شهرها به آن توجه می شود. افزون بر این، ظرفیت سازی و سنجش ظرفیت مردم در رسیدن به توسعه پایدار الزامی است. با توجه به اصل تشویق همکاری های جامعه و سهامداران، پیشنهاد نظرسنجی برای افزایش مشارکت شهروندان در حل مسائل شهری مطرح می شود. هدف از این پژوهش، بررسی ظرفیت اجتماعی ده ناحیه شهر کاشان در پذیرش اصول ده گانه رشد هوشمند است. در این پژوهش اصول رشد هوشمند یک بار ترکیب شده و پس از مقایسه مقبولیت آن در قالب یک سیاست در ده ناحیه، تفاوت های نواحی در پذیرش اصول آزموده شده است. پس از این، بررسی جزئی تر مقبولیت هر اصل در هر ناحیه در قالب ظرفیت سنجی اجتماعی صورت گرفته است. پژوهش حاضر کاربردی است که برای دستیابی به اطلاعات مورد نیاز آن از مطالعات میدانی و کتابخانه ای استفاده شده است. داده ها به کمک پرسشنامه در مقیاس پنج طیفی لیکرت، با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده و نقشه ها با استفاده از نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی تهیه شده است. جامعه آماری، 66.731 خانوار ساکن در شهر کاشان است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد کل نمونه 320 به دست آمده است. براساس نتایج، ناحیه بازار بیشترین و ناحیه خزاق کمترین ظرفیت اجتماعی را در پذیرش رشد هوشمند دارند. در بررسی هر اصل در ناحیه های شهر کاشان مشخص شد ظرفیت اجتماعی در پذیرش چهار اصل توسعه انتخاب ها و فرصت های مسکن، حفاظت از فضاهای باز و نواحی زیست محیطی، استفاده از تکنیک های طراحی نوآورانه و تشویق همکاری های جامعه و سهامداران تفاوت معناداری ندارد.
    کلیدواژگان: پرسشنامه، رشد هوشمند، ظرفیت اجتماعی، کاشان، نواحی شهری
  • مهرنوش میرابی، اسماعیل آقائی زاده*، روح الله اوجی صفحات 265-283

    فضای سبز شهری یکی از عناصر مهم تشکیل دهنده منظر شهرهاست. در این میان یکی از فضاهایی که عرصه ای برای ایجاد فضاهای سبز در شهرها به شمار می رود، فضای موجود در مجتمع های مسکونی است. این فضاها با توجه به اینکه مساحت نسبتا زیادی را در شهر به خود اختصاص می دهند، نقش مهمی در تامین سرانه مورد نیاز ساکنان داشته و می توانند فرصتی مهم برای ایجاد فضای سبز در شهرها به شمار آیند. این مجتمع ها با توجه به ویژگی های خود، مانند موقعیت قرارگیری، مساحت و...، قابلیت یکسانی برای تامین فضای سبز ندارند و از این نظر برخی وضعیت مطلوب و برخی دیگر نامطلوب دارند. هدف پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، رتبه بندی مجتمع های مسکونی شهر رشت از نظر فضای سبز است. به منظور جمع آوری اطلاعات ابتدا مطالعات اسنادی-کتابخانه ای صورت گرفت و پس از جمع آوری داده های اولیه، فرایند بازدید میدانی آغاز شد و اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایش، پرسشنامه و مصاحبه برای رسیدن به هدف به دست آمد. رتبه بندی مجتمع های مسکونی از نظر مطلوبیت فضای سبز با روش AHP صورت گرفت و برای بررسی فرضیه پژوهش با به کارگیری نرم افزار SPSS، از آزمون اسپیرمن استفاده شد. نتایج بررسی ها نشان می دهد مجتمع های مسکونی گاز و باهور با وزن 54/0 بیشترین امتیاز را دارند و از نظر مطلوبیت فضای سبز در رتبه اول هستند. مجتمع های مسکونی اطلس، پاسارگاد، شقایق، باهنر و سفیدرود کمترین امتیاز و آخرین رتبه را دارند. همچنین نتایج آزمون اسپیرمن نشان دهنده وجود رابطه معناداری میان مساحت و رتبه مجتمع های مسکونی از نظر فضای سبز است؛ یعنی با افزایش مساحت مجتمع های مسکونی رتبه فضای سبز آن ها نیز افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: شهر رشت، فضای سبز، فضای سبز شهری، مجتمع های مسکونی
  • محمد احمدی، حسین حاتمی نژاد*، احمد پوراحمد، کرامت الله زیاری، سعید زنگنه صفحات 285-309

    حق به سلامت یکی از اساسی ترین و مهم ترین حقوق شهروندان در شهر است که بسیاری از گزارش ها، منشورها، قوانین، رویکردها و نظریه های جهانی بر آن تاکید دارند. در حق به سلامت شهری تاکید می شود هرکس با هر ویژگی، نگرش و پایگاه اقتصادی-اجتماعی و در هر مکانی از شهر که زندگی می کند، حق به سلامت کامل جسمی، روانی و اجتماعی و همچنین حق به عوامل تعیین کننده سلامت شهری اعم از امنیت و ایمنی، تغذیه مناسب، درآمد مناسب، شغل مناسب، مسکن مناسب، آب آشامیدنی سالم، پارک و فضای سبز، هوای پاک، پیاده روهای قابل پیاده روی، حمل ونقل عمومی، سازمان های پاسخگو، قوانین سلامت محور، فرهنگ سالم و... دارد. با توجه به اهمیت این موضوع، در پژوهش حاضر متغیرهای حق به سلامت شهری، شناسایی و تجزیه و تحلیل شدند. پژوهش حاضر نیمه بنیادی-کاربردی و توصیفی-تحلیلی است که گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات آن به صورت کیفی-کمی صورت گرفت. گردآوری داده ها و اطلاعات به کمک روش های کتابخانه ای و پیمایشی (مصاحبه) و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات با استفاده از نرم افزار میک مک فازی انجام شد. براساس نتایج، 57 متغیر حق به سلامت شهری شناسایی شدند. این متغیرها در مرحله انتخاب نهایی که به روش مصاحبه دلفی انجام شد به 31 متغیر کاهش یافتند. براساس نتایج تجزیه و تحلیل اثرات که با نرم افزار میک مک فازی انجام شد، متغیرهای درآمد مناسب، آموزش و اطلاعات، عدالت اجتماعی، سلامت اجتماعی، قوانین و سیاست ها، فرهنگ سالم، محیط فیزیکی سالم، سلامت روان، همکاری بین بخشی و شرایط کاری مناسب به ترتیب تاثیرگذارترین متغیرها به شمار می آیند. همچنین متغیرهای سلامت اجتماعی، مشارکت در سلامت، عدالت اجتماعی، سلامت روان، سرمایه اجتماعی، امنیت و ایمنی، سلامت جسم، فرهنگ سالم و محیط فیزیکی سالم، به ترتیب تاثیرپذیرترین متغیرهای حق به سلامت شهری محسوب می شوند. براساس نتایج پژوهش، توجه اساسی به متغیرهای تاثیرگذار نقش بسزایی در تحقق و پایداری حق به سلامت شهری دارد.

    کلیدواژگان: بجنورد، حق به شهر، سلامت شهری، میکمک فازی
  • محمدحسین سرایی*، محمدرضا رضایی، محسن عادلی صفحات 311-331
    آگاهی از وضعیت دسترسی به فضاهای باز شهری برای اسکان موقت پس از زلزله، از مواردی است که می تواند در مدیریت بحران بسیار حیاتی باشد. شناسایی این نقاط پیش از وقوع زلزله سبب می شود مدیران در مقطع زمانی ناپایدار و غیرقطعی پس از زلزله تصمیم گیری منطقی داشته باشند. همچنین این مسئله تاثیر محدودیت های خاص مکانی و زمانی آن مقطع را کم رنگ تر می کند. در مطالعه حاضر، به ارزیابی چگونگی دسترسی شهروندان شهر گرگان به فضاهای باز شهری پرداخته شده است. بدین منظور از الگوریتم ژنتیک برای حل مسئله ای مکان محور که داده های ورودی آن از GIS گرفته شده، استفاده شد. در زمینه تخصیص بهینه مکان در محیط GIS، دو سناریوی سخت گیرانه و سهل گیرانه با اعمال و بدون اعمال محدودیت انسداد راه مدنظر قرار گرفتند؛ از این رو برای سناریوی اول 48 قطعه و برای دیگری 153 قطعه زمین به عنوان زمین هایی با قابلیت بالقوه اسکان موقت درنظر گرفته شد. در زمینه حل مسئله تخصیص با استفاده از الگوریتم ژنتیک نیز با اعمال تغییرات در پارامترهای حل مسئله و در قالب دو سناریوی فوق، شش گزینه مختلف انتخاب شدند که کمترین مقدار هزینه انتقال جمعیت از مراکز بلوک های جمعیتی را به فضاهای باز داشتند. با پذیرش احتمالی بودن شرایط پس از وقوع زلزله، نتایج کلی پژوهش نشان می دهند در صورت وقوع زلزله شدید با احتساب انسداد راه در حالت سخت گیرانه، 24 و در حالت سهل گیرانه، 35 درصد از جمعیت به فضاهای باز دسترسی دارند. این موضوع در سناریوی سهل گیرانه به ترتیب 35 و 47 درصد خواهد بود. نتایج حل مسئله هاب با استفاده از الگوریتم ژنتیک نیز مشابه حالات سهل گیرانه و سخت گیرانه بدون احتساب انسداد راه است.
    کلیدواژگان: الگوریتم ژنتیک، حل مسئله هاب، زلزله، شهر گرگان فضاهای باز
  • سید اسحاق جلالیان*، مهدی سعیدی، محمد ویسیان صفحات 333-348
    گردشگری در چند دهه اخیر محرکه ای مهم در عصر رقابت پذیری شهرها در سطح جهان محسوب می شود که به شکلی ویژه به آن توجه شده است. در کشور ایران، جاذبه ها و موقعیت های گردشگرپذیر فراوانی وجود دارند که در شرایط کنونی، برنامه ریزی جامع و کارآمدی برای آن ها صورت نگرفته است؛ برای مثال، در شهر مریوان، با وجود جاذبه های گردشگری گوناگون، اقداماتی سازنده در حوزه برند گردشگری آن انجام نشده است. در این زمینه باید به ارزش ویژه برند مقصد گردشگری توجه شود. مولفه ها و شاخص های گوناگونی، ارزش ویژه برند مقصد گردشگری را تشکیل می دهند که روابط و اثرگذاری آن ها در محدوده مطالعاتی مشخص نیست؛ از این رو پژوهش کاربردی حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که میان مولفه های کلیدی سازنده ارزش برند مقصد گردشگری چه رابطه ای وجود دارد و اثرگذاری آن ها چگونه است. به منظور بررسی روابط میان مولفه های پژوهش، از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-PLS استفاده شد. براساس نتایج، ضریب اثر مستقیم کیفیت ادراک شده بر آگاهی از برند 326/0، آگاهی از برند بر وفاداری 326/0، تصویر برند بر وفاداری 649/0 و تصویر برند بر آگاهی از برند 662/0 است. ضریب اثر غیرمستقیم تصویر برند بر وفاداری 215/0 و کیفیت ادراک شده بر وفاداری نیز 106/0 است. بیشترین میزان اثر کل (864/0) در مدل ساختاری مربوط به مولفه تصویر برند است. تصویر برند و کیفیت ادراک شده با ضریب اثر کل 326/0 و 864/0 به صورت مستقیم و غیرمستقیم، 92/0 و 93/0 درصد از کل واریانس مولفه آگاهی از برند و وفاداری را پیش بینی می کنند.
    کلیدواژگان: ارزش ویژه برند، شهر مریوان، مدل سازی معادلات ساختاری، مولفه ها
  • علی شماعی*، فرزانه ساسان پور، رحمان علی حسینی صفحات 349-374
    تحلیل تاب آوری در محله های بخش مرکزی شهر تبریز در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی-زیرساختی و اکولوژیکی به منظور دستیابی به راهکارهای مناسب مدیریت مخاطرات محیطی از اهداف این پژوهش است. شناخت وضعیت تاب آوری محله های بخش مرکزی شهر و دستیابی به عوامل تاب آورساز با توجه به قدمت، فرسودگی و نارسایی زیرساختی و پهنه بندی سطح تاب آوری از ضرورت های برنامه ریزی و مدیریت شهری است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف شناخت وضعیت تاب آوری محله های 24 گانه بخش مرکزی شهر تبریز در ابعاد چهارگانه تاب آوری انجام شده است. شاخص های انتخاب شده با روش های ELECTRE و AHP و مصاحبه با متخصصان شهری در محله های بخش مرکزی شهر تبریز جمع آوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد ابعاد کالبدی، اجتماعی و اقتصادی به ترتیب پایین ترین امتیاز را در میان چهار بعد سنجش میزان تاب آوری دارند. همچنین محله های منصور، اهراب، مقصودیه و دانشسرا بیشترین میزان تاب آوری و محله های گجیل، باغ شمال، مارالان و سرخاب پایین ترین سطح تاب آوری را در میان محله های 24گانه دارند. ناپایداری ابعاد کالبدی و اقتصادی بافت منجر به ناپایداری دیگر ابعاد تاب آوری شده است؛ بنابراین رویکرد تاب آورسازی کالبدی و اقتصادی محله های پایدار با راهبرد تاب آورسازی اقتصادمدار می تواند نسخه ای موثر برای ارتقای تاب آوری محله های بافت قدیم باشد.
    کلیدواژگان: بخش مرکزی شهر، تحلیل فضایی، تاب آوری شهری، محله، شهر تبریز
  • مصطفی محمدی *، هادی علی زاده، داود عباسی صفحات 375-391

    تاب آوری رویکردی راهبردی برای ارتقای ظرفیت مانایی مولفه های توسعه شهری در برابر حوادث و بلایای انسانی و طبیعی است. آگاهی و اتخاذ سیاست های راهبردی برای بسترسازی تفکر مانایی و تحمل پذیری این مولفه ها، به خصوص در بخش زیرساخت های شریانی مانند شریان های حمل ونقل شهری، امری ضروری و مهم در شهرها و به خصوص کلان شهرها، به جهت تراکم جمعیت و تراکم مصرف آنها می باشد. براین اساس، پژوهش کاربردی-توسعه ای و توصیفی-تحلیلی حاضر، به تحلیل تاب آوری زیرساخت شریانی حمل ونقل در کلان شهر اهواز پرداخته است. بدین منظور پنج شاخص تبیین کننده، یعنی الگوی طراحی شبکه شریانی، قرارگیری در بافت شبکه، درجه محصوریت شبکه، سنخ شناسی شبکه و تراکم مصرف شبکه با استفاده از روش دلفی و شیوه نمونه گیری هدفمند شناسایی شد و مبنای تحلیل و ارزیابی میزان تاب آوری شریان های حمل ونقل شهری در کلان شهر اهواز قرار گرفت. جهت وزن گذاری شاخص های تبیین کننده، از دیدگاه های پانزده کارشناس مرتبط با موضوع مورد بحث استفاده شد. ابزارهای تحلیلی پژوهش، مدل شباهت به گزینه ایده آل فازی (FTOPSIS) و تحلیل فضایی (Spacial Analysis) در قالب نرم افزار Arc GIS 10-3 است که متناسب با اهداف پژوهش برای تحلیل وزن ها و نمایش و تحلیل فضایی تاب آوری شریان های حمل ونقل شهری در گستره فضایی کلان شهر اهواز استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد پیشران تبیین کننده درجه محصوریت شبکه بیشترین حساسیت را برای تبیین تاب آوری در حمل ونقل شهری در کلان شهر اهواز دارد. از سوی دیگر، تحلیل فضایی پیشران های تبیین کننده سه نقطه بحرانی با لکه های داغ را در بخش های مرکزی، شمالی و غربی کلان شهر اهواز برای سنجش تاب آوری حمل ونقل شهری نشان می دهد.

    کلیدواژگان: تاب آوری، حمل ونقل، زیرساخت شریانی، کلان شهر اهواز
  • ندا ناصری، الیاس مودت*، پرستو گرمسیری، کورش مومنی، سعید ملکی صفحات 393-409

    یکی از موضوعات مدنظر برنامه ریزان شهری «برنامه ریزی ایمنی» شهرهاست که یکی از اساسی ترین پیش فرض های جامعه جهانی برای برنامه ریزی انسان محور محسوب می شود. تحلیل و کاهش آسیب پذیری در برابر مخاطرات طبیعی به حوزه مهم و گسترده ای در برنامه ریزی و مدیریت بحران تبدیل شده است. براساس ضرورت موضوع پژوهش حاضر با استفاده از آمار فضایی COPRAS، مدل سازی معادلات ساختاری و شبیه سازی بوت استرپ آسیب پذیری شهری در شهر یزد بررسی شد. پژوهش حاضر رویکرد توسعه ای-کاربردی دارد و ترکیبی از روش های پژوهش (کتابخانه ای، میدانی و توصیفی-تحلیلی) است. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از برنامه های EQS، PLS، Grafer، Excel و GIS استفاده شد. براساس نتایج پژوهش، در مجموعه متغیرهای ساختمانی از نظر مساحت در آسیب پذیری فیزیکی-کالبدی متغیر ساختمان هایی با مساحت زیر 100 تا 200 مترمربع هیچ گونه توزیع و پراکندگی ندارند. میانگین آن ها نیز بیانگر وضعیت آسیب پذیری این شاخص در شهر یزد است. در مجموعه متغیرهای نوع سکونت در آسیب پذیری اجتماعی، کمترین ضریب پراکندگی به متغیرهای سکونت گاه های گروهی مربوط است. همچنین نتایج وزن داده ها درباره مناطق با استفاده از شبیه سازی ضریب اطمینان 95 درصد است. همچنین نتایج تکنیک کوپراس در مناطق سه گانه شهر یزد به ترتیب 0/85، 0/0، و 0/87 درصد است که به ترتیب در رتبه دو، سه و یک آسیب پذیری قرار دارند.

    کلیدواژگان: آسیب پذیری، زلزله، مدل سازی، یزد
  • ریحانه مهره کش، حمید صابری*، مهدی مومنی، مهری اذانی صفحات 411-429

    امروزه رویکردها و مفاهیم گوناگونی برای رفع مشکل شهرها مطرح شده است که زیست پذیری یکی از مفاهیم مرتبط با برنامه ریزی شهری به شمار می آید. این مقوله به درجه تامین ملزومات جامعه بر مبنای نیازها و ظرفیت های افراد آن جامعه اشاره دارد. در این پژوهش، به تاثیر ویژگی های کالبدی بر سایر ابعاد زیست پذیری (اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی) پرداخته شده است. سه منطقه از میان پانزده منطقه شهری مدنظر قرار گرفته اند که شامل مناطق 1، 5 و 8 شهرداری اصفهان هستند. هدف پژوهش کاربردی و توصیفی-تحلیلی حاضر، شناخت وضعیت زیست پذیری اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، بررسی کیفیت مسکن در این مناطق و میزان اثرگذاری شاخص های کالبدی بر زیست پذیری است تا بتوان علاوه بر رفع نیازهای فیزیکی شهروندان، حس رضایت عمومی آن ها را تاحدی برآورده کرد. روش گردآوری داده ها میدانی و با استفاده از پرسشنامه است. حجم نمونه نیز به کمک فرمول کوکران 384 نفر به دست آمده است. برای تبیین عوامل موثر کالبدی بر زیست پذیری از مدل معادلات ساختاری استفاده شد تا ارتباط میان متغیرها درک شود. یافته ها بیان کننده این است که شاخص کالبدی بر زیست پذیری اقتصادی تاثیرگذار است و رابطه ای معنادار با هم دارند. میزان بتا نیز 0/62 است. همچنین شاخص کالبدی بر زیست محیطی اثر دارد و رابطه ای معنادار با بتای 0/32 دارد، اما این شاخص بر زیست پذیری اجتماعی، هویت و مسکن نقش موثری ندارد.

    کلیدواژگان: زیست پذیری، شاخص کالبدی، شهر اصفهان، محله های شهری، هویت و حس تعلق
|
  • Fatemeh Ghannad, Mozaffar Sarrafi * Pages 211-238

    Urban rehabilitation and renovation approaches in the evolution trend are considered from urban reconstruction to urban regeneration. Urban regeneration is a comprehensive, integrated, and holistic approach, which According to the social, economic, environmental dimensions. In the classifying of urban regeneration, community-led urban regeneration is located, which proposes new forms of community intervention and participation of urban regeneration and this method represents potentials for valuable capacity and grassroots knowledge. The aim of community-led urban regeneration is enabling of communities with Social, economic, environmental stagnation to reconstruct their communities. The Akhund neighborhood in Qazvin city is one of the historical neighborhoods in this city, which there are inappropriate conditions in dimensions of economic, socio-cultural, physical, environmental, and management-institutional. Therefore, the aim of this research is the representation of plans and strategies based on community-led urban regeneration principles to remove neighborhood problems. Research methodology of this study is descriptive-analytic with a practical goal. The data has been gathered with library-document and field studies. In this research, a six-step model is presented for community-led urban regeneration in this neighborhood, and finally, strategies, policies, and actions are proposed in all dimensions of economic, socio-cultural, physical, environmental, and management-institutional in the form of comprehensive and integrated to improve neighborhood conditions. The predominant strategies were mainly based on informing, educating, enabling and capacity building of residents and managers, participation and utilization of various types of community assets and capitals in the field of rehabilitation and renovation and revival of the historical and residential identity of the neighborhood.

    Keywords: Strategic PlanningCommunity-led RegenerationLocal CommunityAkhund neighborhoodQazvin city
  • Esmail Aliakbari, Mohsen Shaterian *, Fatemeh Sheikhzadeh Pages 239-264
    Following the appearance of unpleasant consequences of sprawl, smart growth policies have known as solutions compatible with sustainable development globally. In addition, making capacity and assess people's capacity is required to achieve sustainable development. Encourage the cooperation of the community and stakeholders principle suggests to do surveys to increase citizen involvement in solving urban problems. The aim of this study is to investigate the social capacity of 10 areas of Kashan in accepting the ten principles of smart growth. The Principles of smart growth compound and its acceptability has compared in the form of a policy in 10 areas and then regions differences have been surveyed in accepting principles. Then more detailed examination in each area has been discussed in terms of social capacity for accepting each principle. This study is applied. To achieve the required information have been used library studies, questionnaires, publications and conferences articles.the questionnaire data in five Likert scale have analyzed using SPSS software and maps have been made using Geographic Information System software. The statistical society is household that is living in Kashan city (66731 household).the total number of samples are obtained 320 by using Cocran formula.the results indicate in generally ,although there is not significant difference in the principles of smart growth in the areas of the city, examining each principle in the area of Kashan show social capacity in areas are different in six principles of smart growth.
    Keywords: social capacity, smart growth, Kashan, areas, difference in urban areas
  • Esmaeil Aghaeizadh *, Ruhollah Oji, Mehrnoosh Mirabi Pages 265-283

    Urban green space is one of the most important elements of urban landscape. Meanwhile residential complexes are one of the important potentials for green spaces in cities. These complexes play an important role in providing the per capita needed of the inhabitants. These complexes don’t have the same capability to provide green space due to their features such as location, area and etc. and in this respect some are desirable and some are undesirable. The purpose of this descriptive-analytical research is to rank residential complexes in Rasht in terms of green space. Field study was done after documentary studies and the information needed was obtained through surveys, questionnaires and interviews to reach the goal. The AHP method was used to rank the residential complexes in term of green space and Spearman test was used to test the research hypothesis using SPSS software. The results show that Gas and Bahor residential complexes with the weight of 0.54 have the highest score and are in the first place in terms of green space desirability. Atlas, Pasargad, Shaghayegh, Bahonar and Sefidrood residential complexes have the lowest rating and the last rank. Spearman test results also show a significant relationship between the area and rank of residential complexes in terms of green space; that is to say, with the increase in the area of residential complexes, their rank of green space is also increasing. This means that with the increase in the area of residential complexes, their rank of green space will also increase

    Keywords: Green space, urban green space, residential complexes, Rasht
  • Mohammad Ahmadi, Hossein Hataminejad *, Ahmad Pourahmad, Keramatollah Ziari, Saeed Zanganeh Pages 285-309

    It can be stated that the right to health is one of the most basic and most important rights of citizens in the city, as it has been emphasized by numerous reports, charters, laws, approaches and world theories. The right to urban health stipulates that everyone with any attribute, attitude, socio-economic status or location of residence is entitled to full physical, mental and social health as well as the determinants of health including proper income, proper housing, safe drinking water, parks and green spaces, clean air, walkable sidewalks, etc. Because of the importance of the right to urban health and the necessity of collecting and introducing its variables for measurement and presentation, the present study aims to identify and evaluate the right to urban health and its variables. The present study uses a descriptive-analytical research Method. According to the results of the study, a total of 57 variables were identified for urban health. These variables were reduced to 31 at the final stage of selection conducted with interviews using the Delphi method. The results of the analysis of the effects with the FLMICMAC software showed that the variables of proper income, education and information, social justice, social health, rules and policies, cultural health and healthy physical environments were the most influential variables, respectively; whereas the variables of social health, health engagement, social justice, mental health, social capital, security and safety, bodily health, cultural health and healthy physical environments were the most influenced variables of the right to urban health, respectively.

    Keywords: The right to the city, Urban health, Bojnourd, FLMICMAC
  • Mohammad Hosein Saraei *, Mohammad Reza Rezaei, Mohsen Adeli Pages 311-331
    Awareness of citizens' access to urban free spaces at post-earthquake period can be critical for crisis management. Identifying these points at pre-earthquake period can lead to reasonable decision at an unstable and uncertain time of post-earthquake. In the present study, the process of access of citizens of Gorgan to urban free spaces in the post-earthquake period has been evaluated. For this purpose, an Integrated combination of GIS and genetic algorithm have been used. Regarding to the optimal allocation in the GIS environment, two flexible and non-flexible scenarios with and without consideration of road blocking constraints were considered. For this purpose, for the first scenario, 48 pieces of land and for the second scenario, 153 pieces of land were considered as destination points. In solving the allocation problem using the genetic algorithm, six different scenarios with the lowest cost of population transfer from origin points (demographic block centers) to destination points (free spaces) were considered. By accepting the assumption of probabilistic conditions at post-earthquake, the general results of the research show that in the event of an intense earthquake, by according to blocking road in a non-flexible condition, 24% and in a flexible condition, 35% of the population has access to free spaces. This value in the flexible scenario would be 35% and 47% respectively. The results of hub problem solving by genetic algorithm are similar to the flexible scenario without considering the blocking roads.
    Keywords: Earthquake, Free Spaces, HUB Problem, Genetic Algorithm, Gorgan City
  • Eshagh Jalaliyan *, Mehdi Saidi, Mohammad Waysian Pages 333-348
    Marivan city is a notable example; although there are various touristic destinations in Marivan, no effective practices have been done in the area of its brand equity. Regarding, focus on the brand equity of tourism destination is of the most importance. Several ingredients and indices form the brand equity that their impression and correlations are still in doubt in the studied area. Thus, the present paper aims to answer the question of what is the link between the key ingredients of tourism destinations and their impressions. The research is applied research in terms of goal. Therefore, a structural equation modeling (SEM) technique by means of a partial least square orientation was carried out using Smart-PLS to examine the link between the research ingredients. Results show the coefficients of direct effect of perceived quality on brand awareness, brand awareness on loyalty, brand image on loyalty and brand image on awareness was 0.326, 0.326, 0.649 and 0.662, respectively. Moreover, the coefficient of the indirect effect of brand image on loyalty as well as perceived quality on loyalty were 0.215 and 0.106, respectively. With regard to the given structural modeling, the most total effect, 0.864, was found for the brand image. Brand image and perceived quality, with total effect coefficient of 0.326 and 0.864, respectively, directly and indirectly, anticipate 0.92.5 and 0.92.9 (%) of the total variance of brand awareness and loyalty. The effective solutions have been suggested to improve the situation of brand equity at Marivan.
    Keywords: Brand Equity, Ingredients, Structural Equation Modeling, Marivan City
  • Ali Shamaei *, Farzaneh Sasanpour, Rahman Allihosseini Pages 349-374
    The neighborhoods in the central part of Tabriz are vulnerable to natural and human hazards due to the age and exhaustion of construction materials and narrow, disordered passages due to the lack of infrastructure and urban facilities. This situation has reduced the possibility of aids and crisis management and, eventually, the resiliency of the neighborhoods in times of crisis and emergencies. Therefore, it necessitates the analysis and promotion of the level of resiliency of neighborhoods. This study was conducted using descriptive-analytical method with the aims of recognizing the condition of resiliency of the considered neighborhoods and zoning the resiliency level of the old 24 neighborhoods of the central part of Tabriz in the four-fold dimensions of resiliency and subscale indices of each dimension using the methods of electricity and AHP, and seeking the opinions of experts and relevant specialists in Tabriz central area neighborhoods. The findings and results of the study showed that the physical, social and economic dimensions gained the lowest place respectively among the four dimensions of resiliency measurement. Mansour, Ahrab, Maghsoudiyeh and Daneshsara neighborhoods have the highest resiliency and the neighborhoods of Gajil, Baghshomal, Maralan and Sorkhab have the lowest level of resiliency among the studied 24 neighborhoods.
    Keywords: Urban Resilient, Tabriz City, Neighborhood, City Centers, Spatial Analysis
  • Mostafa Mohammadi *, Hadi Alizadeh, Davoud Abbasi Pages 375-391

    Resilience is a strategic approach to improving the sustainable capacity of urban development indicators to deal with human and natural disasters. Awareness and adoption of strategic policies for establishing the thinking of improving the capacity and tolerability of these indicators, especially the arterial infrastructure, such as the urban transport arteries with traditional approaches, is nowadays essential and important in cities and especially metropolitan areas population density and consumption density. In this process, the present study, with an “applied-development” approach and a “descriptive-analytic” methodology, analyzes the resilience of the transport infrastructure in the metropolitan city of Ahwaz. For this purpose, 5 explanatory indicators, namely Arterial Network design model, network layout, network confinement degree, network characterization and network consumption density were identified using a targeted sampling Delphi method as the basis for analyzing and evaluating the arterial irradiation Urban transport was used in Ahwaz metropolitan area. To weigh the predictive index of the indicators of five, we use viewpoints of 15 experts that selected as Delphi method. The results of this study indicate that the degree of encoding explanatory propulsion has the most sensitivity for explaining the anomalies in urban transportation in the city of Ahvaz. On the other hand, the spatial analysis of the propulsion system explains three critical points with hot spots in the central, northern, and western parts of the Ahwaz metropolitan area to measure the fluctuation of urban mobility.

    Keywords: transportation, arterial infrastructure, resiliency, metropolis of Ahvaz
  • Neda Naseri, Elias Mavedat *, Parastoo Garmsiri, Kourosh Momeni, Saeed Maleki Pages 393-409

    One of the topics of interest to urban planners issue "safety planning" cities is that one of the most basic assumptions of the international community for human-centered planning. Reducing vulnerability to natural hazards analysis and critical areas and wide in the sphere of planning and crisis management has become. The need for this study using spatial statistics simulation Bootstrap and COPRAS to the issue of urban vulnerability (VI) in the city of Yazd. The study has a developmental approach – Applications And a combination of research methods (library, athletics and analytical - descriptive). As well as the analysis of data from applications EQS, PLS, Grafer, Excel and GIS have been used. The results show that in the area of the vulnerability of building physical variables - variable frame buildings with an area of 100 to 200 square meters not have any distribution and dispersion. They suggest that the vulnerability of mean index in the urban of Yazd The variables of living in social vulnerability lowest coefficient of dispersion and habitat variables included in the group. The results are weighted in relation to the areas with the use of simulators have gained more confidence. As the city of Yazd using BootStrap gained confidence 95/0. And the results of the three regions COPRAS techniques that amount, respectively, in 0/85, 0/0, and 87/0% As the number two, three and one Vulnerability (SoVI & SBVI) are located.

    Keywords: modeling, Earthquake, Vulnerability, Yazd
  • REYHANEH MOHREKESH, Hamid Saberi *, Mahdi Momeni, Mehri Azani Pages 411-429

    Today, different approaches and concepts have been proposed to solve the problem of cities, which is livability is one of the concepts discussed in connection with urban planning. The current approach to the present study is based on the applied purpose and based on the descriptive-analytical nature. The sample size has been determined using the Cochran formula of 384 people, which was added to the assurance of a further 10 people. The 5-level Likert spectrum technique was used to explain the effective factors on the livability. The model of structural equations was used to understand the relationship between variables and in order to fit the overall model, the chi-square, GFI, and AGFI indices, and the remaining root mean square (which is one of the most important indicators) was used. In this study, the relationship between independent variable (physical livability index) and dependent variable (economic, social, environmental and social indicators) has been investigated. The physical characteristics of the 15 areas of the city of Isfahan have been considered, so that from the regions, 3 regions and from each region 2 neighborhoods were examined and approximately 65 questionnaires filled in each area. The physical index has an impact on the economic and environmental .the results show that the physical indices have a significant impact on economic viability and that beta is 0.62 significantly related and that the physical index affects environmental impacts and has meaningful relation with beta is 0.32, but this index has an effective role on social, identity and housing.

    Keywords: livability, Physical index, Identity of belonging sense, Urban neighborhoods, Isfahan City