فهرست مطالب

پژوهشنامه امامیه - پیاپی 9 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 9 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • روح الله مدامی، مهدی نجفی افرا* صفحات 5-26

    امروزه نگرش به سیاست نیازمند تحول جدی است تا روشن شود که سیاست در خدمت انسان و کرامت او باشد یا انسان در خدمت سیاست باشد، اگرچه هویتش به تاراج برده شود و جسم و جانش برای سیاست های کلان نادیده انگاشته شود. یکی از معما های دسترسی به صلح جهانی نیز در همین نکته نهفته است. وقتی جان، اخلاق و کرامت انسان مورد توجه قرار گیرد و سیاست پدیداری انسانی و در خدمت کرامت او لحاظ شود، می توان با اتکا به حقیقت مشترک انسانی به هم زیستی عمیق انسان ها رسید. هم زیستی ای که نه از روی مصلحت، بلکه از روی حقیقت انسان و ارزش هایی اخلاقی انسانی باشد که از این حقیقت برمی خیزد. خواجه نصیر با الهام از مکتب شیعی و با اتکا به ارزش های انسانی، علم و شرایط حاکم تلاش می کند تا چنین نگاهی به عرصه سیاست داشته باشد و آن را ابزاری برای تعالی اخلاقی و علمی انسان ها قرار دهد و صلح جهانی را با اتکا به آن در دسترس بداند.

    کلیدواژگان: انسان، سیاست، صلح، خواجه نصیر طوسی، اخلاق، شرایط حاکم
  • جعفر سالمی*، مصطفی جعفرطیاری، محمد مهدی سالمی صفحات 27-45

    علم دینی و تقابل آن با علم سکولار مسئله ای تمام ناشدنی است. آیت الله جوادی و استاد مصباح، که از بزرگان حوزوی و اندیشمندان برجسته تمدن اسلامی معاصر هستند، در حوزه چیستی و امکان علم دینی و تقابل آن با علم سکولار نظریه پردازی کرده اند. مقاله حاضر مقایسه ای است میان دیدگاه های این دو اندیشمند در خصوص معیار دینی و سکولار بودن علم. در این رهگذر هر یک از ایشان علی رغم اختلاف در تعریف و معیار علم دینی، تعریف و مصداق واحدی از علم سکولار ارائه و تبیین می کند. سکولار یا ضددین وصف ذاتی علم نیست، بلکه وصفی است که با در نظر گرفتن بستر، فلسفه ، فاعل و اهداف به یک علم انتساب پیدا می کند. در این بین آیت الله جوادی علم را، که حقیقتی الهی دارد، به اعتبار فاعل بر یک دوراهی قرار می دهد. اگر فاعل الهی و قائل به عناصر فلسفه الهی باشد، علمش دینی و اگر فاعل ملحد و ضددین باشد، علمش الحادی/سکولار لقب می گیرد. استاد مصباح علم را اگر استعداد و صلاحیت توصیف ارزشی داشته باشد، به ارزیابی دینی یا ضددینی درمی آورد. دیدگاه اخیر، صرف تنافی نداشتن علم با دین، در تمام مراحل از مبانی تا مسائل و آثار آن، را در دینی بودن علم کافی می داند.

    کلیدواژگان: علم و دین، علم دینی، علم سکولار، جوادی آملی، مصباح یزدی
  • مرتضی شیرودی*، علی جمعه فکوری صفحات 47-70

    امپراتوری تیموریان قرن نهم و دهم هجری از دوره های درخشان تمدن اسلامی افغانستان است که محققان تاریخ و تمدن اسلامی اعم از مسلمان و غیر مسلمان، البته بدون توجه به جایگاه علما و هنرمندان شیعی تحقیقات فراوانی درباره آن انجام داده اند. پرسش اصلی این پژوهش این است: «شیعیان افغانستان چه نقشی در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی عصر تمیوریان داشته اند؟». هدف این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته نیز نشان دادن نقش فراموش شده شیعیان افغانستان در گسترش و رشد عناصر تمدن اسلامی است. بر اساس تحلیل منابع تاریخی، ادبی و آموزه های مذهبی موجود در آثار هنری دوره تیموریان، یافته های این تحقیق حاکی از آن است که علما و هنرمندان شیعی افغانستان نقش بزرگی در خلق و گسترش رنسانس تیموری ایفا کرده اند.

    کلیدواژگان: اثرگذاری شیعیان، تمدن اسلامی، تیموریان، افغانستان
  • علی حسن نیا، علی راد*، سید محمد موسوی مقدم صفحات 71-96

    اصالت، اعتبار و خاستگاه حدیث شیعهاز مباحث اساسی و پربسامد در مطالعات حدیثی خاورشناسان استکه در این میان، موضوع «تقیه» و «غلو» به دلایلی چند مورد توجه ایشان قرار گرفته است؛ بررسی و مطالعه تاریخی جامعه اولیه شیعه و تاکید بر وجود موثر و گسترده این دو عنصر در آن زمان، از این دلایل مهم است. تردیدافکنی در اعتبار روایات شیعه، تاکید بر وجود متهمان به عدم وثاقت در روایات شیعی و منحصر ساختن شیعه به این دو مسئله و نیز کم یا بی اهمیت جلوه دادن جایگاه مقدس ائمه(ع) از نتایج مهم تحقیقات ایشان است. اختصاص دادن پدیده غلو به شیعه، در نظر نگرفتن موضع صریح و شدید ائمه(ع) و علمای امامیه در برابر غالیان، بی توجهی به راهکارهای ائمه(ع) و علمای امامیه در کشف روایات تقیه ای، انحصار جریان غالب و کلی مکتوبات روایی شیعه به تقیه، بی توجهی به تقیه در دیگر فرق اسلامی، توجه نکردن به روش و سیره اصحاب ائمه(ع) و نیز محدثان امامیه در مواجهه با روایات تقیه ای و نیز عدم تفکیک میان روایات تقیه ای و توریه ای از نقدهای مهمی است که بر مطالعات اینان وارد است. نوشتار پیش رو تلاش دارد دیدگاه های مهم خاورشناسان درباره غلو و تقیه در میراث حدیثی امامیه را بکاودوتحلیل و ارزیابی کند.

    کلیدواژگان: امامیه، تقیه، خاورشناسان، غلو، میراث حدیثی
  • روح الله جعفری*، رضا الهی منش صفحات 97-118

    در برخی از بیانات امیرمومنان حضرت علی (ع) به چگونگی وجودی خداوند، که در عرفان اسلامی از او با عنوان «حقیقت مطلق وجود» و «حق مطلق» یاد می شود و از هر گونه تقید و محدودیتی منزه است، اشاره شده است. از آنجا که کتب عرفانی از بحث جامع نقلی استدلالی برآمده از نطاق و فحوای بیانات ویژه حضرت در باب «توحید صمدی» حق تعالی خالی اند، پژوهش حاضر مسئله چگونگی وجودی حق تعالی از بعد توحیدشناختی در نگاه عرفانی امام علی(ع) را با رویکرد اسنادی و به روش توصیفی تحلیلی برمی رسد. با توجه به یافته های پژوهش، می توان گفت که حضرت حق که مبدا هستی است، دارای «وجودی صمدی» و حضوری مطلق است؛ به گونه ای که هیچ مکان و مکانتی و هیچ مرتبه ای از مراتب از حضور او تهی نیست و حقیقت وجودی او تمام هستی را فراگرفته است. خدا با همه اشیا و اشخاص «معیت قیومیه» دارد و قوام هستی به او است.

    کلیدواژگان: صمدیت، توحید صمدی، معیت قیومیه، امام علی (ع)، وحدت وجود
  • حمزه علی اسلامی نسب*، محمد سوری، سیدمحمد اکبریان صفحات 119-145

    محمد عابد الجابری، فیلسوف پرآوازه مراکش، با تالیفات بسیار خود در حوزه های متعدد علوم انسانی توانست جایگاه قابل توجهی در جهان عرب و بخش هایی از جهان غرب به دست آورد. وی معتقد بود جهان عرب از قرون طلایی ابتدایی خود بسیار فاصله گرفته و در بحران های اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی غوطه ور است؛ از این رو با بررسی میراث های پنج گانه ایرانی و یونانی و صوفیانه و اسلامی خالص و عربی خالص نتیجه گرفت که تمام عقب ماندگی های جهان عرب ریشه در تفکرات میراث ایرانی (اردشیر) دارد که در قالب آموزه های دو مذهب ساختگی تشیع و تصوف، به مانند دو تیغه قیچی، اخلاق عربی را به تباهی کشاندند. در این مقاله پس از گزارش اجمالی از ادعاهای جابری درباره تصوف از جمله ریشه داشتن زهد صوفیان در دنیاگریزی مانویان و پیوند میان تصوف و تشیع و ریشه داشتن ولایت صوفیانه در ولایت و امامت شیعی و تاثیر میراث ایرانی در احوال و مقامات صوفیه و چگونگی تاثیر آنها در اخلاق عربی این ادعاها را بررسی و نقد می کنیم.

    کلیدواژگان: محمد عابد جابری، تصوف و تشیع، میراث ایرانی، زهد، ولایت صوفیانه
  • خدابخش اسداللهی*، بهنام فتحی، رامین محرمی صفحات 147-173
    بی تردید علی (ع) از شخصیت های بزرگ اسلامی است که همواره شیعه و سنی به جایگاه والای وی اعتراف کرده اند. سنایی از شاعران مسلمانی است که در ارائه فضایل و مناقب دینی، اخلاقی و عرفانی آن حضرت سنگ تمام گذاشته است که از اعتقاد راسخ وی به علی (ع) حکایت دارد. می توان گفت سنایی جزو اولین شاعرانی است که از شعر خود برای ترویج مباحث اعتقادی استفاده می کند. ویژگی ها و فضیلت های علی (ع) که در آیات، احادیث و اشارات تاریخی آمده، در لابه لای اشعار وی نمایان است. طبق اشعار حدیقه الحقیقه، علی (ع) با مولفه هایی نظیر عبادت، توحید و جهاد در راه خدا به خداوند تقرب می جوید. آن حضرت به دلیل آراستگی به فضایلی نظیر جود و بخشش، قناعت، شجاعت، علم، اعتدال و دوری از رذائلی مانند طمع و خشم، هم در دوران زمامداری و هم غیر آن، بهترین الگوی اخلاق معرفی می شود. اگرچه سنایی علی (ع) را پس از سه خلیفه ستوده است، به واسطه خویشاوندی با خاندان نبوت و نیز برخی ویژگی های خارق العاده و برجسته، اکرام و احترام آن حضرت را واجب تر دانسته و توانسته پیوندی ملموس بین راه علی (ع) و راه نبوت ایجاد کند، به طوری که می تواند نمونه و الگوی یک انسان کامل، هم در دنیا و هم در روز قیامت، برای مسلمانان و سایر انسان ها باشد. نهایت اینکه سنایی علی (ع) را امامی دینی، مرادی عرفانی و سخنوری اعجاب انگیز برای خود و دیگران معرفی کرده است.
    کلیدواژگان: فضایل، امامت، جانشینی پیامبر اکرم (ص)، حدیقه الحقیقه سنایی
  • علی قهرمانی*، فاضل بیدار صفحات 175-198

    نظریه تحلیل گفتمان انتقادی از روش های نو و کیفی در بررسی متون است و به جای چیستی توصیف گفتمان، از چگونگی و چرایی تولید آن سخن می گوید. بر پایه این نظریه، میان متن و زمینه متن رابطه تعاملی وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه تئوری فرکلاف، سعی دارد چگونگی تعامل گفتمان علوی با گفتمان خوارج را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی کند. امام علی (ع) به منظور اقناع مخاطبان، نخست سرانجام تلخ برون رفت از سلطه قدرت حاکم را بیان می کنند تا مانع تغییر ایدئولوژی یاران خود شوند و در گام بعد، باطل بودن جهان بینی خوارج را آشکار و از تقابل با ایدئولوژی قدرت مسلط بر جامعه منصرف می سازند. دستاورد این نوشتار، تبیین تقابل ایدئولوژی امام با ایدئولوژی خوارج در خطبه ها، اثرپذیری گفتمان علوی از رخدادهای سیاسی و اجتماعی جامعه و تاثیر گفتمان علوی بر گفتمان خوارج است.

    کلیدواژگان: نهج البلاغه، گفتمان انتقادی، نورمن فرکلاف، خوارج
  • سید محمد شفیعی*، ابراهیم قاسمی، مهدی جعفرزاده، محمدرضا قاسمی صفحات 199-219

    احمد بن محمد بن عیسی اشعری از اصحاب امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع) و از راویان بزرگ شیعه در قرن سوم هجری به شمار می رود. تمام فقها و علمای رجال درباره وثاقت ایشان اتفاق نظر دارند. او احادیث مختلفی را درباره مبداشناسی نقل کرده است. در این تحقیق سعی شده است با مطالعه و بررسی این روایات، آرای کلامی وی درباره مبداشناسی به دست آید. در این مقاله بیان شده است که عالم حادث است و خدا خالق آن است. انسان فطرتا خدا را می شناسد و در عالم ذر به ربوبیت او اقرار کرده است. برخی از صفات ثبوتی و سلبی خدا برشمرده شده و تصریح شده است که خالقیت، رازقیت، ربوبیت، مالکیت، فاعلیت و هدایت مخصوص خداوند است و هیچ چیزی شبیه خدا نیست؛ نه در ذات و نه در صفات، بلکه خدا این اسماء الحسنی را خود برای خویش اختیار کرده است. انسان مجبور نیست، اما توانایی و استطاعت مطلق و مستقل نیز ندارد؛ یعنی در محدوده اراده و قضا و قدر الهی اختیار دارد.

    کلیدواژگان: احمد بن محمد بن عیسی، مبداشناسی، توحید
  • آیسودا هاشم پور، عبدالعلی شکر* صفحات 221-245

    شناخت خداوند و چگونگی حصول آن از اموری است که در نهج البلاغه به شکل ویژه مورد عنایت حضرت علی (ع) قرار گرفته است. از نظر ایشان دسترسی به کنه ذات و صفات حق تعالی غیر ممکن است، اما از طریق علم حضوری و نیز علم حصولی به صفات او، می توان به شناخت خداوند نایل شد؛ هرچند این شناخت نیز بر حسب توانایی و استعداد افراد متغیر است. اسباب علم حضوری را فطرت و اسباب علم حصولی را براهینی چون حرکت، حدوث، نظم، غایی و إنی فراهم می سازد. در نوشتار حاضر بیانات امیر المومنین(ع) درباره ابواب خداشناسی، تحلیل و قالب های متعارف منطقی آنها نشان داده شده است. حضرت مطالب خداشناسی را به گونه ای مستدل بیان کرده اند که ذهن مخاطب را یاری می دهد تا از فهم مقدمات به نتیجه دست یابد. این شیوه می تواند جایگاه والای عقل و فطرت در خداشناسی را در کلام حضرت علی(ع) نمایان سازد و فتح بابی برای پژوهش های بدیع نهج البلاغه باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ادله خداشناسی حضرت در نهج البلاغه، علاوه بر استحکام در محتوا، از ساختار و شکل منطقی نیز برخوردار است.

    کلیدواژگان: خداشناسی، استدلال منطقی، نهج البلاغه، حضرت علی(ع)
  • حامد دژآباد*، امیر رشیدی صفحات 247-271

    یکی از کتاب هایی که به دارقطنی، از محدثان بنام اهل سنت در قرن چهارم، منسوب است کتاب فضایل الصحابه و مناقبهم و قول بعضهم فی بعض است که تاکنون اثری از آن در دسترس نیست و ظاهرا مفقود است. چند سال قبل در عربستان سعودی کتابی نشر یافت که بنا بر ادعای محققان آن کتاب، جزء یازدهم و تنها قسمت یافته شده از کتاب دارقطنی است. اهمیت این کتاب حدیثی کوچک در این است که فقط شامل فضایل شیخین از لسان امام علی (ع) و خاندان ایشان است. در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به مقبولات و مسلمات، بعد از بررسی سندی این کتاب و سندهای تعدادی از روایات و نقد محتوایی آنها نشان داده می شود که طبق معیارهای علمی رجالیان اهل سنت تمام روایات این بخش حدیثی ضعیف است و تنها دو روایت آن تا حدی از مرتبه ضعف بالاتر می آید؛ البته متن آن دو نیز با قرائن متقن حدیثی و تاریخی ناسازگار است.

    کلیدواژگان: دارقطنی، فضایل خلفا، اهل بیت (ع)، ضعف سندی و متنی
  • محمدمهدی شقاقی، جواد پنجه پور*، احمد عابدینی صفحات 273-290

    در حکومت پیامبر اکرم (ص) اقلیت های دینی، شامل مسیحیان، یهودیان و مجوسیان، جزئی از جامعه اسلامی محسوب شدند و این تلفیق برگرفته از دستور خداوند در قرآن، همچون آیات 8 و 9 سوره مبارکه ممتحنه، انجام گرفت همان گونه که در سیره و احادیث امامان معصوم (ع) نیز قابل مشاهده است؛ از جمله نامه امیرمومنان علی (ع) به مالک اشتر در نهج البلاغه که مستندی متقن از دستورات و تاکیدات مهم، همچون رعایت عدالت اجتماعی و برخورد همراه با مهر و عطوفت کارگزاران حکومت با اقلیت های دینی است. حضرت همچنین لزوم انجام تکالیف اقلیت ها، مانند پرداخت جزیه، و برخورداری شان از حقوقی همچون حق مشارکت سیاسی و فعالیت اقتصادی در جامعه اسلامی را جهت حفظ یکپارچگی و رشد حکومت اسلامی گوشزد کرده است. در این مقاله با بررسی متون نهج البلاغه تاکیدات حضرت علی (ع) درباره حقوق اقلیت های دینی را بررسی می کنیم.

    کلیدواژگان: حکومت، معصومان، نهج البلاغه، اقلیت، دین
|
  • Rouhollah Modami, Mahdi Najafi Afra * Pages 5-26

    Today there is need to seriously transform politics in order to determine whether politics should be in the service of the human and his dignity, or the human should be in the service of politics, even if he is robbed of his identity and his body and soul are neglected for the sake of large-scale politics. Here lies a puzzle of achieving the world peace. When there is a concern for the human life, moral character, and dignity, and politics is considered as a human phenomenon and in the service of his dignity, we can then rely on the shared human truth so as to achieve a profound coexistence among people, where such coexistence does not arise from expediencies and arises, instead, from the human nature and moral values arising therefrom. Inspired by his Shiistic beliefs and relying on human values, science, and predominant conditions, Khwāja Naṣīr tries to establish such a view of politics according to which it is an instrument for moral and epistemic transcendence of humans and a means by which world peace can be achieved.

    Keywords: Human, Politics, Peace, Khwāja Naṣīr Ṭūsī, Ethics, predominant conditions
  • Jafar Salemi *, Mostafa Ja`Fartayyari, Mohammad Mahdi Salemi Pages 27-45

    The problem of religious science and its contrast to secular science is an unending debate. Ayatollah Javadi Amoli and Ayatollah Mesbah, two great figures of the Islamic seminary and two prominent scholars of contemporary Islamic civilization, have theorized about the nature and possibility of religious science and its contrast to secular science. The present paper is a comparative study of the views of these two scholars concerning criteria of religious and secular sciences. While they provide different definitions and criteria of religious science, they present the same definition and instance of secular science. Being secular or anti-religious is not an essential feature of any science. Instead, it is a feature ascribed to a science given its background, philosophy, practitioner, and goals. Ayatollah Javadi categorizes science, with its divine reality, into two types in terms of its practitioner. If the practitioner believes in elements of divine philosophy, then the science will be religious, and if the practitioner is atheist and anti-religious, then the science will be atheist or secular. Ayatollah Mesbah evaluates science as religious or anti-religious in terms of its disposition for value-based descriptions. The latter view considers a science as religious insofar as it does not conflict the religion at any stage from its foundations to its problems and effects..

    Keywords: science, religion, Religious Science, secular science, Javadi Amoli, Mesbah Yazdi
  • Mortaza Shiroudi *, Ali Jom’Ah Fakoori Pages 47-70

    The Timurid Empire in the 15th century featured a brilliant period of the Islamic Civilization in Afghanistan, and much research has been done in this regard by Muslim and non-Muslim scholars of Islamic history and civilization, although they have ignored the place of Shiite scholars and artists. The main question of this research is as follows: what role did Shi’as in Afghanistan have in the growth and flourishing of the Islamic Civilization in the Timurid era? The research draws upon an organized descriptive-analytic method in order to show the forgotten role of Shiite Afghans in the development and growth of the Islamic Civilization. Based on an analysis of historical and literary sources as well as religious doctrines underlying works of art in the Timurid era, the present research shows that Shiite scholars and artists in Afghanistan have played a remarkable role in the creation and development of the Timurid renaissanc.

    Keywords: impact of the Shi’as, Islamic Civilization, Timurids, Afghanistan
  • Ali Hasannia, Ali Rad *, Seyed Mohammad Mousavi Moqadam Pages 71-96

    The authenticity, validity, and origins of Shiite hadiths are essential and frequent issues in studies by Orientalists. In particular, they have studied “taqīyya” (dissimulation) and “ghuluww” (exaggeration) for a number of reasons, including a historical study of the early Shiite community with an emphasis on these two features in that period. Their research has resulted in reservations about the validity of Shiite hadiths, an emphasis on some Shiite hadiths being transmitted by allegedly unreliable people, reducing Shiism to taqīyya and ghuluww, and making the sacred place of the Shiite Imams seem unimportant or less important. Crucial objections can be raised against these studies, including the restriction of the ghuluww or exaggeration phenomenon to the Shi’a, not taking into account the explicit and harsh reaction of the Shiite Imams against exaggerators, negligence of strategies offered by the Imams and Imāmī scholars in order to discover taqīyya-based or dissimulated hadiths, restriction of the dominant and universal stream of Shiism to taqīyya, failure to consider taqīyya in other Islamic sects, failure to take note of the method and practice of the companions of the Imams as well as Imāmī scholars of hadiths in the face of dissimulated hadiths, and failure to draw a distinction between dissimulated and tawrīya-based hadiths (that is, those in which what is said is intended to mean what is not usually understood therefrom). In this paper, we try to analyze and evaluate significant views of Orientalists concerning ghuluww and taqīyya in the Imāmī heritage of hadiths.

    Keywords: Imāmīyya, taqīyya, orientalists, Ghuluww, heritage of hadiths
  • Rouhollah Jafari *, Reza Elahimanesh Pages 97-118

    In some remarks by Amīr al-Mu’minīn ‘Alī, there are references to the quality of God’s existence, which is referred to in Islamic mysticism as the “absolute reality of existence” and “absolute truth” transcending any constraints and limits. Since books of mysticism are void of comprehensive discussions based on transmitted evidence and arguments arising from speeches and implications of the Imam’s words concerning the Exalted God’s “Ṣamadī (absolute) Monotheism,” the present research considers the problem of the existential quality of the Exalted God from a monotheist standpoint in the mystical view of Imām ‘Alī with a documented and descriptive-analytic method. Given the findings of the research, we can say that God as the origin of being has a “Ṣamadī (absolute) existence” and is omnipresent such that there is no place or position or stage which is void of His presence, and His existential reality encompasses the whole being. God has “constitutive togetherness” (al-ma’īyya al-qayyūmīyya) with every object and every person, and the whole being is constituted by Him.

    Keywords: Ṣamadīyya (absoluteness), Ṣamadī (absolute) monotheism, constitutive togetherness, Imām ‘Alī, Unity of Being
  • hamzehali islaminasab*, Mohammed Soori, Seyyed Mohammad Akbarian Pages 119-145

    Mohammed Abed al-Jabri, a well-known Moroccan philosopher, wrote numerous books concerning human sciences, through which he could secure a significant place for himself in the Arab and parts of the Western world. He believed that the Arab world is far from its early Golden Ages, and is deep in moral, cultural, and economic crises. Thus, having considered five heritages—Persian, Greek, Sufistic, pure Islamic, and pure Arabic—he concluded that all the underdevelopment of the Arab world is rooted in the thoughts represented by the Persian heritage (Ardashir), which have corrupted the Arab morality in the form of the doctrines of what he refers to as two “fabricated” denominations: Shiism and Sufism. In this paper, we provide a brief account of al-Jabri’s claims concerning Sufism—including the origination of Sufi asceticism in Manichaeistic aversion of this world, connection between Sufism and Shiism, and the origination of the Sufistic notion of wilāya (guardianship) in the Shiite notion of Imamate, and the impact of the Shiite heritage on Sufi states and stages as well as Arab morality.

    Keywords: Mohammed Abid al-Jabri, Sufism, Shiism, Persian heritage, asceticism, Sufistic wilāya
  • Khodabakhsh Asadollahi *, Behnam Fathi, Ramin Moharrami Pages 147-173
    Imām ‘Alī is undoubtedly a great Islamic figure whose greatness is appreciated by both Shi’as and Sunnis. Sanā’ī was a Muslim poet who did his best to present religious, moral, and mystical virtues and dignities of the Imam, which implies his firm belief in ‘Alī. Sanā’ī was allegedly one of the first poets who deployed his poetry to promote religious beliefs. His poetry features the characteristics and virtues of ‘Alī as they appear in Quranic verses, hadiths, and historical references. According to poems in Ḥadīqat al-Ḥaqīqa, ‘Alī approximated God with worships, monotheism, jihad on the path of God, and the like. Because of having virtues such as generosity, courage, knowledge, and moderateness, and avoiding vices such as greed and rage both during and before his reign, he is introduced as the best moral role-model. Although Sanā’ī has praised ‘Alī after praising the three caliphs, he stated that it is more obligatory to honor and respect ‘Alī because of his kinship with the Prophet as well as other extraordinary and prominent characteristics of his. Sanā’ī has managed to create a tangible connection between the path of ‘Alī and that of prophethood in such a way that he can be regarded as an archetypical role-model both in this world and on the day of resurrection for Muslims and other humans. Finally, Sanā’ī has characterized ‘Alī as a religious leader, a mystical master, and a wonderful orator both for himself and for others.
    Keywords: virtues, Imamate, succession of the Prophet of Islam, Ḥadīqat al-Ḥaqīqa, Sanā’ī
  • Ali Ghahramani *, Fazel Bidar Pages 175-198

    The theory of critical discourse analysis is a new qualitative method of considering texts, which is concerned with how and why discourse is produced, instead of what it is. According to this theory, there is an interactive relationship between a text and its context. In this research, we draw upon a descriptive-analytic method based on Fairclough’s theory to consider how ‘Alī’s discourse interacted with Khawārij’s on three levels: description, interpretation, and explanation. In order to convince his audience, Imām ‘Alī delineates bitter consequences of rioting against the power of the ruler so as to prevent his companions from changing their ideology, and in the next step, he unearths the falsity of Khawārij’s worldview and tries to dissuade them from opposing the predominant ideology. This paper explains the contrast between the Imam’s ideology and Khawarij’s in his sermons, the Imam’s discourse being affected by political and social events, and the impact of his discourse on that of Khawārij.

    Keywords: Nahj al-Balāgha, critical discourse, Norman Fairclough, Khawārij
  • Sayyed Mohammad Shafiei *, Ebrahim Qasemi, Mahdi Jafarzadeh, Mohammad Reza Qasemi Pages 199-219

    Aḥmad ibn Muḥammad ibn Īsā al-Ash’arī was a companion of Imām al-Riḍā, Imām al-Jawād, and Imām al-Hādī, and a great Shiite transmitter of hadiths in the ninth century. His reliability is a matter of consensus among all Shiite jurists and scholars of rijal (biography of hadith transmitters). He transmitted different hadiths concerning originology (study of the originator or creator of the world). In this research, we have sought to study these hadiths, and thus, infer his theological views in originology. In this paper, we show that the world is incipient, rather than eternal, and it was created by God. Humans innately know God, and have admitted His Lordship in the World of Dharr. We enumerate some of God’s positive and negative attributes, and make explicit that the only creator, provider, lord, owner, agent, and guide, and there is nothing like God neither in essence nor in attributes. God has restricted such beautiful names to Himself. Humans do have free will, but they do not have an independent and absolute power or ability. That is, their power lies within the limits of God’s will and predestinations.

    Keywords: Aḥmad ibn Muḥammad ibn Īsā, originology, Monotheism
  • aysooda hashempour, Abdolali Shokr * Pages 221-245

    In Nahj al-Balāgha, Imām ‘Alī particularly considered knowledge of God and how it is acquired. In his view, it is impossible to grasp the core of God’s essence and attributes. However, one might know God through knowledge by presence as well as knowledge by acquisition of His attributes, although such knowledge varies with different abilities and dispositions of people. Knowledge by presence is occasioned by one’s innate nature or fiṭra, and knowledge by acquisition is facilitated by proofs such as arguments from motion, incipience, and fine-tuning as well as teleological and causal arguments. In the present paper, we overview and analyze statements by Amīr al-Mu’minīn ‘Alī concerning issues of theology, uncovering their ordinary logical forms. The Imam has presented arguments for the existence of God that help his audience to arrive at the conclusion just by understanding the premises. Such a method might reveal the crucial place of reason and innate understanding in knowledge of God in Imām ‘Alī’s words, and can pave the path for novel research about Nahj al-Balāgha. The research shows that arguments for God as presented in Nahj al-Balāgha are both cogent in their contents and firm in their logical forms.

    Keywords: knowledge of God, logical reasoning, Nahj al-Balāgha, Imām ‘Alī
  • Hamed Dejabad *, Amir Rashidi Pages 247-271

    Faḍā’il al-Ṣaḥāba wa Manāqibuhum wa Qawl Ba’ḍihim fī Ba’ḍ (Virtues of the Sahaba and their dignities and what they have said about each other) is a book attributed to Dārquṭnī, a prominent Sunni scholar of hadiths in the 10th century, which is apparently not available to us. A few years ago, a book was published in Saudi Arabia, which was claimed by its editors to be the 11th and the only available part of Dārquṭnī’s book. The importance of this small book of hadiths lies in the fact that it only includes virtues of the first two caliphs as expressed by Imām ‘Alī and his household. In this paper, we deploy a descriptive-analytic method drawing on what is acceptable and taken granted by both sides, and then study the chains of transmitters of the books and some of its hadiths and criticize its content to show that all hadiths in this section are unreliable in terms of criteria accepted by Sunni scholars of rijal, and only two of its hadiths fair a bit better in terms of reliability, although they conflict well-established evidence from hadiths and history.

    Keywords: Dārquṭnī, virtues of caliphs, Ahl al-Bayt, unreliable chains of transmitters, unreliable content
  • Mohamadmahdi Shaghaghi, Javad Panjepour *, Ahmad Abedini Pages 273-290

    During the reign of the Prophet of Islam, religious minorities, including Christians, Jews, and Magi, were deemed parts of the Islamic community, and their coexistence with Muslims was implied by Quranic orders, as in verses 8 and 9 of Sura al-Mumtaḥina, as well as the practice and hadiths of Infallible Shiite Imams, including Amīr al-Mu’minīn ‘Alī’s letter of Mālik al-Ashtar in Nahj al-Balāgha, which is a reliable document featuring crucial orders and emphases, such as the observance of social justice as well as compassionate treatment of religious minorities by governmental agents. The Imam points out that religious minorities are obliged to fulfil their duties, such as jizya payments, and that they have rights such as political participation and economic activities in the Islamic society, so as to protect the integrity and development of the Islamic government. In this paper, we study texts of Nahj al-Balāgha to examine Imām ‘Alī’s emphases on the rights of religious minorities.

    Keywords: Government, Infallibles (Ma’ṣūmīn), Nahj al-Balāgha, Minorities, Religion