فهرست مطالب

پژوهشنامه علوم سیاسی - سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 53، زمستان 1397)
  • سال چهاردهم شماره 1 (پیاپی 53، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • غلامرضا ابراهیم آبادی*، سیدعبدالرحیم ابوالحسنی صفحات 7-34
    بهبود حکمرانی و کیفیت آن دغدغه اصلی اصلاحات در دنیای امروز برای رسیدن به توسعه و پیشرفت کشورها است در این میان تمرکززدایی به عنوان یکی از روش های اصلی بهبود کیفیت حکمرانی مطرح است. در جمهوری اسلامی ایران، و مطابق مفاد قانون اساسی، شوراهای اسلامی شهر و روستا از متولیان اصلی امر تمرکززدایی اند. اما مطالعه سیر تکوین تا تحول و نهایتا میراث برجای مانده از شوراها حکایتگر چرخه معیوب نهادی آن به سمت تمرکزگرایی هرچه بیشتر، مصادره اختیارات و استحاله خصلت حکمرانی محلی است به طوری که با هر اصلاحاتی بخشی از هاله اقتدار و حاکمیتی که به این نهاد حکمرانی محلی اعطاء شده بود، زدوده شده تا نهایتا شورا را به نهادی قابل هضم و ناکارآمد در پیکره نظام اجرایی موجود تبدیل کند. این میراث نهادی ناکارآمد باعث شده تلاش برای اصلاحات بعدی نیز صرفا بازتولید و پیکره بندی مجددی از همان مسیری باشد که قوانین قبلی مشخص و معین کرده بودند. و در نتیجه ناکارآمدی شوراها در امر تمرکززدایی به پدیده ای مزمن و وابسته به مسیر از پیش تعیین شده تبدیل گردد. این مقاله با بهره گیری از روش کیفی و در قالب رویکرد نهادگرایی تاریخی این سئوال اصلی را مورد بررسی قرار می دهد که چرا و چگونه شوراهای اسلامی شهر و روستا به این ناکارآمدی دچار شده و نتوانستند در امر تمرکززدایی موفق باشند.
    کلیدواژگان: تمرکززدایی، شوراهای اسلامی شهر و روستا، نهادگرایی تاریخی، حکومت محلی
  • محمد بابایی*، ساسان مرادی، علی اصغر قاسمی صفحات 35-62
    هدف مقاله شناخت علل سیاسی- اجتماعی و حقوقی پدیده تخریب و مبارزه منفی در انتخابات ریاست جمهوری ایران از نگاه نخبگان سیاسی است. افزایش کم سابقه مبارزات منفی در انتخابات چند دوره اخیر ریاست جمهوری از جمله مسائل مبتلابه ای است که کمتر، علمی مطالعه شده است. پرسش اصلی این است که چرا مبارزه منفی در مناظرات و تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ایران در چند دوره اخیر افزایش یافته است؟ مبانی نظری تحقیق برگرفته از نظریه های فرهنگ و خلقیات و روانشناسی سیاسی -اجتماعی ایرانیان، مبارزات انتخاباتی و نظریه های ساختاری- نهادی است. پژوهش از روش اسنادی برای مطالعات پیشینه و مبانی نظری؛ و از روش کیفی با تکنیک مصاحبه هدفمند و هدایت شده برای جمع آوری داده های میدانی بهره گرفته است. برای انتخاب جامعه آماری نیز با استفاده از روش نمونه گیری «شبکه ای» با شانزده تن از نخبگان سیاسی شامل استادان علوم سیاسی و برخی نمایندگان احزاب مصاحبه شده است. یافته های پژوهش نشان داد تلاش برای کاهش اعتبار رقیب، تاثیرگذاری بر رای دهندگان، غلبه فضای هیجانی، ریشه داشتن فرهنگ حذف و تخریب در جامعه، اولویت منافع گروهی بر منافع ملی، ضعف جامعه مدنی و رفتار مدنی، ضعف احزاب سیاسی، ضعف قوانین بازدارنده و سوگیری نهادهای ناظر و اجرایی انتخابات از جمله مهمترین علل سوق یافتن رقابت های انتخاباتی به مبارزات منفی و تخریب اند.
    کلیدواژگان: انتخابات، مبارزه منفی، تخریب، ریاست جمهوری. نخبگان سیاسی
  • زهرا حیدری، عباس کشاورز شکری*، زاهد غفاری هشجین، علی مرشدی زاد صفحات 63-94

    یکی از شاخص های اساسی توسعه پایدار؛ مشارکت سیاسی زنان در عرصه های کلان تصمیم گیری های سیاسی و مدیریتی است؛ بنابراین هر کشوری باید تلاش کند که موانع مشارکت زنان را مرتفع سازد. مقاله حاضر باهدف پاسخ به این پرسش کلی نگاشته شده است که موانع ایفای نقش زنان در عرصه تصمیم گیری های سیاسی و مدیریتی چیست. نمونه آماری این پژوهش را 20 نفر از زنان نماینده ده دوره مجلس شورای اسلامی تشکیل می دهند. روش شناسی مبتنی بر تکنیک تحلیل محتوای کمی و کیفی و تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته در جمع آوری داده ها و متون مصاحبه هاست. تحلیل داده ها در محیط Excel و با استفاده از نرم افزار ویزیو به شکل نمودار و مدل های مختلف انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش در رابطه با مقولات مختلف از جمله: موانع مشارکت زنان در عرصه تصمیم گیری سیاسی و مدیریتی عوامل مختلف ساختاری و فرهنگی ذکرشده است؛ مهمترین علت عدم حمایت زنان از هم عوامل اخلاقی (اعتمادبه نفس، تنگ-نظری و.)، ذکرشده است. اصلاح یا تغییر قوانین نسبت به سازمان های مدنی، به عنوان روش نهادی حمایت از زنان بیشتر در اولویت بوده است. در مورد راهکارهای حمایتی نیز عوامل فکری و فرهنگی، ساختاری و قانونی بیشتر اشاره شده است؛ مهمترین اقدام در این زمینه حذف نگاه جنسیتی است؛ شرط شایسته سالاری و توانمندی در رابطه با مقوله شروط ایفای نقش بیشترین فراوانی را داشته است. پژوهشگر در مجموع 4 مقوله اصلی، 20 مقوله ی فرعی اول و 58 مقوله فرعی دوم و 403 عبارت معنایی را شناسایی نموده و بصورت نمودار ترسیم و تحلیل شده است.

    کلیدواژگان: زنان نماینده، تصمیم گیری سیاسی، مجلس شورای اسلامی
  • مهرداد خرم نصر*، مجتبی مقصودی صفحات 95-124
    انجمن های علمی و ازجمله انجمن های علمی حوزه علوم اجتماعی به مثابه نهادهای مدنی، مستقل و خودجوش در دو دهه اخیر با رشد و گسترش فزاینده ای روبرو بوده اند. چنان که بر اساس آمار موجود تا 400 انجمن علمی می توان شمرد و تعدادی از انجمن ها با ایفای نقش مرجعیت علمی، ظرفیت سازی، کادر سازی، ایجاد فضای تعامل و گفتگو توانسته اند جایگاه قابل اعتنایی را در عرصه های علمی و فکری ایجاد کنند. درحالی که گسترش نهادهای مدنی به عنوان شاخصی از فرایند توسعه سیاسی محسوب می شود در جامعه ایران و از سوی نهاد دولت، گسترش انجمن های علمی، به ویژه انجمن های حوزه علوم اجتماعی با چالشی تحت عنوان «اپوزیسیون بودگی» و «اپوزیسیون انگاری» روبرو شده و علی رغم جایگاه مرجعیت علمی با سیاست «بی توجهی» و «عدم شناسایی» نسبت به نقش مشاوره ای، کارشناسی در حوزه سیاستی دست به گریبان می باشند. این پژوهش با انتخاب سه انجمن علوم سیاسی ایران، جامعه شناسی ایران و مطالعات صلح ایران با به کارگیری روش کیفی از طریق مصاحبه عمیق با فعالین انجمنی و با بهره گیری از منابع اسنادی- کتابخانه ای تلاش می کند به حوزه مغفول «کارکردهای علمی - اجتماعی- سیاستی» انجمن ها و چالش های پیش رو از منظر اپوزیسیون بودگی بپردازد. مهم ترین یافته پژوهش ناظر بر وجود فاصله میان مدل آرمانی با مدل واقعی تعاملات نهادهای انجمنی با نهاد دولت و جامعه و نیز درک نادرست دولت از محتوی و کارکرد نقادانه نهاده های انجمنی علوم اجتماعی است.
    کلیدواژگان: انجمن های علمی، علوم اجتماعی، اپوزیسیون انگاری، دانش انتقادی، توسعه سیاسی
  • زینب خسروی، بهروز افخمی* صفحات 125-162
    با قدرتمند شدن کرتیر در دربار امپراتوری ساسانی تغییراتی در نظام سیاسی و مذهبی بوجود آمد که برآیند آن؛ وحدت و یکپارچگی جغرافیای سیاسی ایران، حمایت و حفاظت از موقعیت ژئوپلیتیک کشور و تبلیغ و ترویج اندیشه سیاسی مذهبی به صورت نظام مند در سراسر امپراطوری ایران زمان ساسانی است. در این پژوهش اطلاعات به شیوه کتابخانه ای از منابع تاریخی، باستان شناسی و علوم سیاسی گردآوری شده و با روش توصیفی تحلیلی بر پایه نظریه گرامشی و گاتمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و سعی شده به سوالاتی مانند: چه عواملی، بسترهایی را ایجاد کرد تا کرتیر اندیشه سیاسی خود را انتشار دهد؟ کرتیر از چه نمادهایی در نشر اندیشه سیاسی خود بهره برد؟ و اندیشه سیاسی او منافع کدام طبقه اجتماعی و یا گروه درباری را تامین می کرد؟ پاسخ دهد. نتایج نشان می دهد که از آغاز تاسیس شاهنشاهی ساسانی لزوم تئوریزه کردن ایدئولوژی برای نظام سیاسی مطرح بود که اردشیر اول با مضامین حماسی و شاپور اول با اندیشه سیاسی تسامح گرایانه، ایدئولوژی موقتی را ارائه دادند؛ اما با سلطه طبقه اشراف، آن ها برای مشروعیت در جغرافیای سیاسی ایران و شکل دهی به هویت ملی در روابط بین الملل ایدئولوژی ملی گرایانه برپایه آموزه های زرتشت ، داستان های ملی و عامیانه و انجام آیین ازدواج با محارم را شکل دادن تا حوزه نفوذ لازم را بدست آورند و برای مشخص-کردن قلمرو و مرزهایشان نماد آتشکده را در مناطق مختلف برپا کردند و کرتیر مجری این ایدئولوژی بود، اشراف که بسیاری از آن ها موبد بودند، اداره کنندگان واقعی کشور تا دوره قباد و خسروانوشیروان بودند.
    کلیدواژگان: کرتیر، اندیشه سیاسی، هژمونی، نمادگرایی، اشراف
  • حسین علایی* صفحات 163-191
    هدف از این پژوهش بررسی مسائل سیاسی و اختلافات مهم در روابط بین جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی سعودی و ارزیابی منافع مشترک و همچنین ارائه راهکارهایی برای مصالحه سیاسی و بهبود مناسبات بین دو کشور است. فرضیه تحقیق عبارت از این است که شکل گیری اختلافات دو کشور ریشه در "مسائل سیاسی" فیمابین و "سیاست های آمریکا" در منطقه دارد و حل و فصل آنها و نیل به بهبود مناسبات، تابعی از رفع مسائل سیاسی و چگونگی رابطه دو کشور با آمریکا است. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تبینی و تحلیلی است و گردآوری اطلاعات با روش جستجوی کتابخانه ای و اینترنتی و مطالعه اسناد و متون صورت گرفته است. در نتیجه گیری با ترسیم چشم اندازی از روابط آتی ایران و عربستان ، زمینه ها و راهکارهای عبور از موانع سیاسی و چگونگی نیل به برقراری روابط دوجانبه مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های این پژوهش مشخص می سازد که راهکار بهبود مناسبات بین دو کشور، تکیه بر "اشتراکات و منافع مشترک" بجای اصرار بر اختلافات و پیگیری "نظام امنیت توافقی" یا دسته جمعی در خلیج فارس و "برقراری روابط سیاسی" بین دو کشور از طریق "مذاکره جامع و فراگیر" می باشد.
    کلیدواژگان: روابط سیاسی دو جانبه، جمهوری اسلامی ایران، خلیج فارس، پادشاهی سعودی، غرب آسیا
  • سید محمد محمدی* صفحات 193-220
    الگوی توسعه سیاسی هندوستان نشان می دهد که مفروضات مکتب نوسازی برای تشریح فرایند توسعه، حداقل در بعضی از کشورها، نه مفید است و نه صحیح. بر پایه واقعیت های عینی، دموکراسی ماندگار در هندوستان محصول نوسازی عرصه های اقتصادی و فرهنگی نمی باشد، بلکه دموکراسی خود ابزاری بود برای ایجاد نوسازی و تحولات اساسی و ساختاری در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. به بیان دیگر نزد نظریه پردازان نوسازی، دموکراسی متغیر وابسته و محصول تحول در عرصه های دیگر اجتماعی است؛ اما بنا برفرایند دموکراسی در هند و نظر بسیاری از تئوری پردازان دموکراتیزاسیون، از جمله آمارتیا سن، دموکراسی می تواند متغیر مستقل و علت تحول در عرصه های دیگر نیز باشد. نهادهای کارآمد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ثمره نهادهای سیاسی دموکراتیکی می-شوند که به لحاظ وجودی بر نهادهای دیگر اولویت دارند. بر این مبنا دموکراسی بیش از آنکه عنوان یک وضعیت خاص باشد، آنگونه که از سوی نظریه پردازان مکتب نوسازی مطرح شده بود، فرایندی است پویا و مداوم که از طریق عملیاتی نمودن مفهوم مشارکت همگانی، حتی در پایینترین گستره های اجتماعی، به ایجاد جامعه ای با روابط منصفانه تر منجر می شود. دغدغه اساسی ما در مطالعه پیش رو، با تکیه بر فرایند دموکراتیزاسیون در هندوستان، فهم ضرورتهایی است که دموکراسی را به متغیر مستقل توسعه ای پایدار مبدل می سازد. مطالعه حاضر از نوع مطالعات بنیادی است که سعی می کند با ارجاع به چگونگی توسعه سیاسی در هند و رجوع به بعضی از نظریه های عرصه دموکراتیزاسیون به مطالعات موجود در زمینه دموکراسی در ایران تعمیق ببخشد.
    کلیدواژگان: نوسازی، توسعه سیاسی، دموکراتیزاسیون، هندوستان، ایران
|
  • Gholamreza Ebrahimabadi *, Seyyed Rahim Abolhasani Pages 7-34
    Improving governance and its quality is main concern of reforms for achieve development in today's world. In the meantime decentralization is one of the main ways to improve the quality of governance. In the islamic republic of Iran, and in accordance with the articles of the Constitution, the Islamic city and village councils are the main trustees of decentralization. But investigating the genesis and transformation process of the councils and ultimately legacy left by these councils anticipats its defective institutional cycle towards more centralization, confiscation of powers and transformation of the character of local government, So with any reforms decreased part of the aura of authority that was given to this local governance until finally transform the council into a digestible and inefficient institution in the body of the existing administrative system. This inefficient institutional legacy has led to efforts for the next reforms were just reproduce and reconfigure the same path that the previous rules were determined. As a result, the inefficiency of the councils in decentralization becomes a chronic phenomenon and depending on the predetermined path . This paper with utilizing qualitative method and within the framework of historical institutionalism addresses this main question that why and how did the city and village Islamic councils fail to decentralization ?
    Keywords: decentralization, Islamic councils of the city, village, historical institutionalization, local governmant
  • Mohammad Babaei *, Sasan Moradi, Ali Asghar Ghasemi Pages 35-62
    The aim of the article is to understand the political, social and legal causes of Mudslinging and the negative struggle in the presidential elections of Iran from the political elite viewpoint. The increase in the amount of negative campaigns in the recent presidential elections is one of the issues facing Iran, which has been less studied. The main question is why the negative struggle in the presidential election debates and propaganda has increased in recent years? Theoretical foundations of research are based on theories of Iranian culture and political psychology, electoral campaigns, and structural-institutional theories. Survey method as well as a semi-structured interview technique applied to collect field data. Using a "network" sampling method to select the statistical community, as we could interviewed with 16 political elites including political science professors and some representatives of the parties. Findings of the research showed that the priority of group interests against national interests, the weakness of civil society and civil behavior, the weakness of political parties, the weakness of the laws and the bias of election observational and executive institutions are among the most important causes of electoral negative competition.
    Keywords: Elections, Negative struggle, Mudslinging, presidential, Political elite
  • Zahra Haydari, Abbas Keshavarz Shokri *, Zahed Ghaffari Hashjin, Ail Morshedizad Pages 63-94

    One of the main indicators of sustainable development is the political participation of women in the process of political and administrative decision making. any country must try to alleviate the barriers for the participation of women. The current study aims to answer the general question of ‘what are the barriers for women to play their roles in political and administrative decision making processes?’ The sample of the study includes 20 female members of parliament from ten rounds of Islamic Consultative Assembly. The methodology of the study is based on the quantitative and qualitative content analysis technique and the semi-structured interviews technique in collecting data and the content of the interviews. The data were analyzed in Excel and using Microsoft Visio in the form of various charts and models. Based on the findings of the study, the role-based barriers for women for participating in political and administrative decision making processes involve various structural and cultural factors. The main reason for women not supporting each other included ethical factors (self-confidence, stinginess, and so on. With regards to supportive measures, intellectual, cultural, structural, and legal factors were among the ones most mentioned. The most important action in this regard is the removal of gender perspective. The criterion of meritocracy showed the highest frequency among the conditions required for playing the role. The researcher summed up 4 main categories, 20 first subcategories and 58 second sub categories and 403 semantic expressions and is plotted and analyzed as graphs.

    Keywords: female members of parliament, political decision making, Islamic Consultative Assembly
  • Mehrdad Khoram Nasr *, Mojtaba Maghsoodi Pages 95-124
    Scientific associations of social sciences, as independent, self-governing, civil society organizations, grew exponentially over the last two decades. According to the statistics, up to 400 scientific associations can be counted. While the expansion of civil society is regarded as an indicator of the political development process, in the Iranian society , the expansion of scientific associations, especially social science associations, faces the challenge of "oppositionism" and "oppositionalism", and despite the position of scientific authority of scientific associations, government chooses The policy of "neglect" and "lack of recognition" towards them.  This research, by choosing three Iranian scientific associations include Political Science Association, Iran's sociology Association and Iranian Peace Studies scientific associations , and it uses the qualitative method through an interview with activists of associations and using bibliographic methods . The most important finding of the study is to show the gap between an ideal model and the actual model of the interactions of associative institutions in the state, and misunderstanding of the state about the critical function of the social sciences associations.
    Keywords: Scientific associatons, social sciences, oppositionalism, critical knowledge, Political Development
  • Zeynab Khosravi, Behrooz Afkami * Pages 125-162
    the outcome of political thought of Kartir is the unity and integrity of the political geography of Iran, the protection and preservation of the geopolitical position of the country, religious and political thought was made propaganda ystematically throughout the Sassanid Empire of Iran. In this study, information was collected of historical, archaeological and political sources and analyzed using a descriptive-analytical method based on Gramsci and Gutman's theory. And was tried to answer questions like: What factors created the ground for Carter's political thought to be published? What symbols did Kartir use to disseminate his political thought? And what social class or court group provide political thought of Kartir the interests. The results show that from the beginning of the founding of the Sassanid Empire the theoreticizing of the ideology for the political system was argued that Ardeshir I provided an epistemological ideology with epic themes and Shapur I with tolerant political thought; But with the domination of the aristocracy, they are used to legitimize in political geography of Iran and the formation of a national identity in international relations, based on the teachings of Zoroastrian, nationalism and folk stories, and the practice of marriage with conscience To form the area of influence and to determine their territory and borders, they set up the symbol of fire in different regions, and Carter was the organizer of this ideology, the aristocrats, many of whom were priests, were the real dealers of the country until The period of Ghobad and Khosravanushirovan .
    Keywords: Kartir, Political Thought, Hegemony, Symbolism, Aristocracy
  • Hossein Alaei * Pages 163-191
    The purpose of this study is to investigate political issues and significant differences in relations between the Islamic Republic of Iran and the Kingdom of Saudi Arabia and assess common interests as well as provide solutions for political reconciliation and the improved relations between the two countries. The research hypothesis is that the formation of divisions between the two countries is rooted in "political issues" and "American politics" in the region, resolving them and achieving better relations is a function of solving political issues and how the two countries are interacting with the United States. The method of this research is descriptive-explanatory and analytical, and data collection is done using the library and internet search method and the study of documents and texts. In conclusion, by outlining a vision of future relations between Iran and Saudi Arabia, the context and ways to overcome political obstacles and how to achieve bilateral relations are examined. The findings of this study indicate that the strategy of improving relations between the two countries based on “common and mutual interest” rather than insisting on differences and pursuing a "security agreement" or a collective in the Persian Gulf and "establishing political relations" between the two countries the "comprehensive and inclusive negotiation" approach.
    Keywords: “Bilateral Political Relations”, “the Islamic Republic of Iran”, “the Persian Gulf”, “Saudi Kingdom”, “West Asia”
  • Seyed Mohammad Mohammadi * Pages 193-220
    When India came to democracy it was considered to be essentially a backward and traditional society. The post-independence conditions of India and the process of its political development shows that the assumptions of the modernization school of thought are neither useful nor correct for describing the development process in India, Although the growth of democracy in countries such as South Korea can confirm the views of political modernization. Based on objective facts, democracy in India was instrumental in creating modernization and structural changes in various political, social and cultural arenas. According to Democratization theorists, democracy is more than the title of a particular state, as proposed by the theorists of the modernization thinkers, a dynamic and continuous process that leads to the operationalization of the concept of the universal participation. The beneficial economic, cultural and social institutions are the fruits of democratic political institutions that externally prioritize other institutions. In present study, our fundamental concern is to understand the reason of sustainability of democracy in India and the lessons which it might have for Iran. The research hypothesis is based on the belief that the particular process of democratization in India is the reason of this durability. The study is attempting by describing the processes of democracy at the speculative level as well as the real life, demonstrate the reasonableness of the hypothesis of research and the lessons that it may have for the political development in Iran.
    Keywords: Modernization, Political Development, Democratization, India, Iran