فهرست مطالب

مطالعات مدیریت بر آموزش انتظامی - سال دوازدهم شماره 4 (پیاپی 48، زمستان 1398)
  • سال دوازدهم شماره 4 (پیاپی 48، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • جواد منظمی تبار* صفحات 11-25
    زمینه و هدف

    مهارتهای اجتماعی مجموعه رفتارهای فرا گرفته شده و مورد قبولی است که افسران پلیس را قادر می سازد تا با مردم رابطه مطلوب داشته باشند.این پژوهش با هدف بررسی میزان اثربخشی اجرای آزمایشی ارزشیابی کیفی (عملکردی) در مقایسه با روش ارزشیابی کمی(نمره ای) بر مهارت های اجتماعی دانش آموختگان دانشگاه علوم انتظامی در سال تحصیلی98-97 انجام شده است.

    روش

    روش تحقیق ما از نوع علی مقایسه ای می باشد.و جامعه آماری کلیه دانش آموختگان دانشگاه به تعداد تقریبی 420نفر هستند،که برای تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعداد201نفر ازآنها به عنوان حجم نمونه (100 نفر ارزشیابی عملکردی و 101 نفر ارزشیابی کمی) به روش تصادفی ساده انتخاب شدند.اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته از دانش آموختگان جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از روش های آمار توصیفی همچون میانگین و انحراف معیار و برای بررسی فرضیه های تحقیق به دلیل برقرار بودن مفروضات استفاده از آزمونهای آماری پارامتریک از آزمون تی برای گروه های مستقل استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج بدست آمده نشان می دهند که ارزشیابی عملکردی تاثیر بیشتری نسبت به ارزشیابی نمره ای بر میزان کارگروهی و همکاری و کاهش رقابت و همچنین افزایش مشارکت آنها در بحث و گفتگوهای دانشجویی دارد. با توجه به نتایج این تحقیق اجرای ارزشیابی کیفی عملکردی با رفع برخی کاستی ها توصیه می شود. همچنین در وضع موجود میزان برخورداری دانش آموختگان گروه ارزشیابی کمی از مهارت های اجتماعی در کل همه موارد پایین تر از حد میانگین بود.

    کلیدواژگان: ارزشیابی عملکردی، ارزشیابی نمره ای، مهارت اجتماعی، مشارکت، کارگروهی
  • سید مهدی احمدی بالادهی*، علی دستور صفحات 27-52

    هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اقدامات مدیریت دانش بر توانمندسازی روانشناختی منابع انسانی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی، همبستگی محسوب می گردد. به منظور گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش کنراد و نیومن(1999)و پرسشنامه استاندارد توانمند سازی روانشناختی اسپریتزر (1995) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه کارکنان ستاد فرماندهی انتظامی استان هرمزگان بوده که نمونه آماری براساس فرمول کوکران؛ 194 نفر می باشد. به منظور تحلیل استنباطی داده های حاصله از ابزارهای اندازه گیری از نرم افزارspss و از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون و آزمون فریدمن استفاده شده است. نتایج آزمون نشان می دهد که مدیریت دانش و مولفه های آن اثر مثبتی بر توانمندسازی روانشناختی منابع انسانی دارد. همچنین براساس آزمون فریدمن، ذخیره سازی دانش با ضریب 97/2دراولویت اول قراردارد، در نتیجه بیش ترین رابطه را با توانمندسازی روانشناختی دارد و در ادامه بکارگیری و کاربرد دانش باضریب 67/2در اولویت دوم و تسهیم دانش با ضریب 37/2 در رتبه سوم و کسب تولید دانش با ضریب 98/1 در رتبه چهارم و پایانی قرار دارد درنتیجه کم ترین رابطه را با توانمندسازی روانشناختی در ناجا دارد.

    کلیدواژگان: مدیریت دانش، توانمند سازی روانشناختی، منابع انسانی، هرمزگان
  • عزت دیره*، بیتا سیف صفحات 53-69
    هدف

    پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش الگوهای تعاملی سازگار برمهار هیجان زنان شاغل شهر بوشهر بود. در این تحقیق نیمه آزمایشی برای تعیین اثربخشی آموزش الگوهای تعاملی سازگار از طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. بدین منظور40 نفر از 92 زن شاغل ناجا بوشهر به صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه 20 نفره آزمایش وکنترل به صورت تصادفی قرار داده شدند. به اعضای گروه آزمایش طی 8 جلسه 60 دقیقه ای مداخله آموزشی برمبنای مدل بهبود الگوهای ارتباطی کریستنسن و شنک (1991) ارائه گردید. قبل و بعد از اجرای مداخله پرسشنامه مهار هیجانی راجر و نجاریان (1989) اجرا و در مرحله پیگیری مجدد ا اندازه گیری گردید.

    یافته ها

    یافته های پژوهش پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون درگروه آزمایش نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل از نظر الگوهای تعاملی و مولفه های مهار هیجان از قبیل کنترل پرخاشگری، بازداری هیجان وکنترل تکانه های هیجانی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون اندازه گیری مکرر در دوره پیگیری نشان داد کنترل خشم و بازداری هیجان با گذشت 45 روز بعد از اجرای پس آزمون ماندگار بوده است.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش می توان استنتاج کرد که آموزش الگوهای تعاملی سازگار بر ارتقاء قدرت مهار هیجان و کنترل خشم زنان موثر است.

    کلیدواژگان: الگوهای تعاملی سازگار، مهارهیجان، زنان شاغل
  • مریم امانی فر* صفحات 71-108

    تحقیق حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین درگیری تحصیلی و جهت گیری اهداف در دانش آموزان انجام پذیرفت. روش مطالعه توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری در مطالعه حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 98-1397 بود. 384 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها پرسشنامه درگیری تحصیلی شوفلی و بکر (2006)، پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2006)، پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و پرسشنامه خودکارامدی تحصیلی مظاهری و صادقی (1394) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر انجام پذیرفت.یافته های نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد بین انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بین انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی با عملکرد گرایشی و تسلط گرایشی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و بین انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی با عملکرد اجتنابی و تسلط اجتنابی رابطه منفی معنادار وجود دارد. انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین درگیری تحصیلی و جهت گیری هدف نقش واسطه ای دارد (05/0>p).

    کلیدواژگان: انگیزش تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی، جهت گیری اهداف، دانش آموزان، درگیری تحصیلی
  • لیلا ذوقی*، فاطمه قلی زاده عنصرودی صفحات 109-142

    هدف از این پژوهش مقایسه کارکرد اجرایی، توجه، پردازش حسی و توانایی عددی بین کودکان عادی و کودکان ناتوانی یادگیری بود. روش پژوهش در این مطالعه علی - مقایسه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع دبستان سنین 7 تا 9 سال پایه اول تا سوم ابتدایی دارای ناتوانایی یادگیری و عادی شهر تهران که در سال تحصیلی 1396-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 30 دانش آموز عادی و 30 دانش آموز ناتوانی یادگیری که به روش تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شده بودند. برای جمع آوری اطلاعات از آزمون هوشی وکسلر برای متغیرهای پژوهش استفاده شد. بدین صورت که از زیر مقیاس وکسلر (شباهت ها، واژگان و درک مطلب) برای متغیر توجه و از زیر مقیاس (طراحی با مکعب ها، مفاهیم تصویری و استدلال تصویری) برای متغیر کارکرد اجرایی و از زیر مقیاس (فراخنای ارقام و توالی حرف و عدد) برای متغیر توانایی عددی و از زیر مقیاس (رمز نویسی و نمادیابی) برای متغیر پردازش حسی استفاده شده بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها آزمون های تحلیل واریانس چند متغیری، تحلیل واریانس تک متغیری و  آزمون مقایسه های زوجی و برای محاسبات از نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 استفاده شده بود. که یافته نشان داد با 95 درصد اطمینان بین کارکرد اجرایی، توجه، پردازش حسی و توانایی عددی در کودکان عادی و ناتوانی یادگیری تفاوت معناداری وجود دارد.

    کلیدواژگان: کارکرد اجرایی، توجه، پردازش حسی، توانایی عددی، ناتوانی یادگیری
  • صیاد درویشی*، عبدالرحمن میرزا خانی صفحات 143-168

    حقوق شهروندی وقتی تحقق می یابد که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند و همچنین به فرصت های مورد نظر زندگی از حیث اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسان داشته باشند و مسئولین مربوطه از جمله کارکنان پلیس آموزش مربوط به حقوق گفته شده را فراگرفته و نسبت به آن شناخت و در مراودات خود با مردم آن را رعایت نمایند. این مقاله می کوشد تا ضمن نگاه اجمالی به برخی از نظریه های علمی به بررسی نظم اجتماعی در پرتو آموزش حقوق شهروندی به کارکنان پلیس پرداخته و مولفه های حقوق شهروندی اسلامی در تولید و بازتولید نظم اجتماعی را تبیین نماید. در این نوشتار روش تحقیق به صورت میدانی، اسنادی با استفاده از ابزار فیش برداری می باشد. برای رسیدن به استنتاج منطقی و به دور از نگرش های بسته، از روش تحلیل محتوی و با استفاده از نظریه تفسیرگرایی کلینفورد گیرتس، اشاعه گرایی کلارک ویسلرو کارکردگرایی مالینوفسکی تجزیه و تحلیل انجام پذیرفته است.شاخصه اصلی الگوی شهروندی در حکومت علوی، شهروندی متعهدانه است که افراد در آن ضمن برخورداری از حقوق الهی خویش، به صورت فعال و متعهدانه ای در عرصه اجتماعی شرکت می کنند و غایت فعالیت های خویش را سعادت و کرامت قرار داده اند. لذا در کنار رعایت و تثبیت مولفه های حقوق شهروندی اسلامی توسط کارگزاران و رده های اجرایی آموزش دیده از جمله پلیس می توان نظم اجتماعی پایدار را تولید و بازتولید نمود.