فهرست مطالب

دولت پژوهی - پیاپی 18 (تابستان 1398)
  • پیاپی 18 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید علی محمودی* صفحات 1-37
    نافرمانی مدنی در نظریهعدالت جان رالز، کنش اعتراض آمیز شهروندان نسبت به برخی از قانون ها و سیاستگذاری های ناعادلانه در حکومت های دموکراتیک با هدف اصلاح و یا تغییرآن، برپایه قانون اساسی از راه های خردمندانه و صلح آمیز است. رالز نافرمانی مدنی را بر بنیان های فلسفی- اخلاقی استوار می سازد و ضمن توجیه آن برمبنای دواصل عدالت، نقش این کنش مدنی عاری از خشونت را مورد بحث قرار می دهد. او نافرمانی مدنی را به عنوان کنشی قانونی و اخلاقی موجه می داند، زیرا این اقدام در برابر بی عدالتی، ناکارآمدی اقدامات قانونی دیگر و با پذیرش برخی محدودیت های ناگزیر، به عمل درمی آید. این کنش برمدار گسترش آزادی ها، عقلانیت، واقع گرایی و اجماع هم پوشان شکل می گیرد. بدین سان، نافرمانی مدنی حرکتی دموکراتیک با هدف اصلاح پاره ای از قانون ها و ساختارها است و نمی تواند کنشی ستیزه جویانه باشد. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل مفهومی و ارزیابی انتقادی براساس فلسفه تحلیلی، به تبیین و نقد موضوع نافرمانی مدنی در فلسفه سیاسی رالز می پردازد. برآیند این پژوهش آن است که اندیشه های رالز درمقام تعریف و تبیین اصول و ارکان فلسفی اخلاقی و نیز ترسیم دقیق مرزهای نافرمانی مدنی از کنشگری های ستیزه جویانه، دارای سازگاری منطقی و استحکام نظری است. در برابر، رهنمودهای عینی و عمل محور او دراین باره، در مواردی با ابهام ها و کاستی‎هایی همراه است. رالز در ارائه این رهنمود ها از روشی یگانه پیروی نمی کند.
    کلیدواژگان: اجماع هم پوشان، اخلاق، صلح، عدالت، قانون
  • حیدر شهریاری* صفحات 39-96
    مسئله ای که از دیرباز توجه برخی از اندیشمندان سیاسی را به خود جلب کرده است، ویژگی های دولت در ایران می باشد؛ به همین خاطر نظریات مختلفی از جمله پاتریمونیال، نئوپاتریمونیال، سلطانیسم، مطلقه، رانتیر، شبه مدرنیته، استبداد شرقی و غیره به منظور بررسی ویژگی ها و خصوصیات دولت های معاصر در ایران ارائه شده است. غالب نظریاتی که در خصوص ویژگی های دولت در ایران معاصر مطرح گردیده اند، عمدتا کلان نگر، نظری و کیفی (غیرکمی) بوده و هر یک از دریچه یا زاویه خاصی به ویژگی های دولت در ایران معاصر پرداخته اند. این نوشتار برخلاف نظریات و آثار دیگر که عمدتا کلی و مبتنی بر سطوح تحلیل نظری بوده، بر آن است تا با طرح این سوال که ویژگی های ساختاری دولت بعد از انقلاب اسلامی (از اوایل دهه 1390) چه بوده است، پژوهش را آغاز کند. در این راستا، این تحقیق با پیش کشیدن مطالعه موردی در خصوص رابطه بین رشد طبقه متوسط جدید و روند توسعه مردم سالاری در ایران بعد از انقلاب اسلامی، از یک سو و نقش دولت در اثرگذاری بر این رابطه از سوی دیگر، سعی در پاسخ  دادن به این سوال بوده است. روند و یافته های تحقیق که عمدتا به صورت اکتشافی و با روش تحلیل ساختاری انجام گرفته نشان می دهد که دولت در ایران بعد از انقلاب اسلامی دارای دو ویژگی رانتیر و ایدئولوژیک بوده است.
    کلیدواژگان: طبقه متوسط جدید، فرازوفرود توسعه مردم سالاری، ساختار دولت، رانتیر، ایدئولوژیک
  • مهدی عباسی شاهکوه* صفحات 97-129

    مقاله ی حاضر با بهره گیری از روش جامعه شناسی تاریخی و جامعه شناسی معرفت تلاش می کند به روابط قدرت میان جامعه و دولت در ایران پیش از ظهور دولت پهلوی بپردازد. سروران اجتماعی قدرتمند نظیر خاندان سلطنتی و منسوبین آن ها، روحانیون، بزرگ مالکان زمین دار، تجار و بازاریان و در نهایت روسای ایلات و خوانین محلی که از توان کنترل و تنظیم بسیار بالایی در جامعه برخوردار بودند، جامعه ایران را تارمانند ساخته بودند. قدرت سران جامعه موجب می شد تا دولت نتواند خواست های اصلاحی و سیاست های خود را به دلخواه انجام دهد. کشمکش دائمی میان دولت و جامعه سبب اتخاذ شیوه هایی برای رسیدن به «سازش» از سوی حکومت می شد. «تشویق نزاع» در جامعه شبکه ای راهکار دیگر دولت برای غلبه بر این ناتوانی بوده است. این نوشتار بر اساس الگوی نظری میگدال، به تحلیل ساختار جامعه ی ایرانی و قدرت دولت پیشامدرن از دوران صفویه تا ابتدای عصر مشروطه می پردازد و در پی پاسخی برای این پرسش است: «مناسبات قدرت میان دولت و جامعه در ایران پیشامدرن از چه الگویی پیروی می کرد؟» هدف از این پژوهش بررسی جامعه شناختی روابط قدرت حکومت ها با نیروهای اجتماعی از منظری تاریخی است تا از این طریق بتوان به فهم چرایی مساله ی ضعف قدرت سیاسی دولت مدرن در ایران نایل آمد. در این نوشتار نتایج حاصله از نوعی تقابل و ستیز در روابط حکومت ها و نیروهای اجتماعی حکایت داشت که در آن حکومت مستهلک و فرسوده شده و جامعه شبکه ای در تلاش برای حفظ بقاء خود از شر دولت و رقیبان اجتماعی به سر می برد.

    کلیدواژگان: ایران، قاجار، دولت ضعیف، جامعه تارنما، آرمان
  • ولی الله وحدانی نیا*، مسعود درودی صفحات 131-170

    ویژگی سیاست عمومی در هیبت کلاسیک، اراده معطوف به قدرت از سوی حکومتی بود که به طور اقتدارآمیز و متمرکز، سیاست هایش را تدوین و در جامعه تحت امر خود اجرا می کرد. با افزایش مشکلات و چالش های نوظهور که به گونه ای پیچیده و ریزوم وار بر بروز مشکلات دیگر تاثیر می گذارند، پیچیدگی اقدامات دولت و نتایج منبعث از آن، دوچندان شد که دولت ها وادار به تغییراتی در ماهیت سیاستگذاری عمومی خود گردیدند. این تغییر پارادایمی که در راستای افزایش قابلیت و ارتقای عمل دولت در طراحی و اجرای سیاست ها است، متضمن رویکردی غیرمتمرکز و شبکه ای به جای تمرکزگرایی و حکومت محوری می باشد؛ رویکردی که جهت حل مسائل عمومی، به جای «نهاد» و «برنامه» ، بر مجموعه وسیعی از «ابزارها»ی سیاستی یا فناوری های اقدام عمومی، متمرکز است. تجارب اخیر نیز، بیشتر متمایل به موضوع «سبدهای سیاستی» یا آرایش و تنظیم ابزارها در «آمیخته های سیاستی» هستند که محتوای جعبه ابزاریرا شکل می دهند که حکومت ها می توانند از آن، دست به انتخاب و ساخت سیاست های عمومی بزنند. این مقاله با اتخاذ رویکردی معرفت شناسانه، روایت گر ابعاد این تغییر پاردایمی در جهت شناسایی روش های جدید سیاستگذاری عمومی است؛ تلاشی برای فهم و استنباط منطق متاخر دانش سیاستگذاری عمومی مبتنی بر بازآفرینی نقش دولت که ظهور اشکال جدیدی از حکمرانی شبکه ای، چندسطحی و چندذینفعی را درپی داشته است.

    کلیدواژگان: سیاستگذاری عمومی، پارادایم حکمرانی، ابزارهای سیاستگذاری، آمیخته های سیاستی
  • طهماسب علیپوریانی، مختار نوری* صفحات 171-208
    نهاد دولت مدرن که بر پایه آموزه لیبرالی قرارداد اجتماعی ظهور یافته بود، در عصر جهانی شدن و با شکل گیری دگرگونی های پارادایمیک اندیشه سیاسی از سوی نحله های فکری مختلف به پرسش گرفته شده است. این نوع انتقادات بر گفتمان لیبرال طیفی از متفکران انتقادی مانند میشل فوکو، ژاک دریدا، جورجوآگامبن، ژاک رانسیر و دیگران را در بر می گیرد. اما نقد دولت در نزد متفکران معاصر، تنها به این دسته از اندیشمندان محدود نمی شود، بلکه جریان جماعت گرایی با محوریت اندیشمندانی چون السدیر مک اینتایر را می توان یکی از این مکاتب انتقادی در پارادایم فلسفه سیاسی معاصر دانست که بر مهم ترین گزاره های لیبرالی عصر مدرن مانند فردگرایی، بی طرفی دولت و جهانشمولی این نوع تفکر نگاهی انتقادی دارد و در مقابل بر مفاهیمی چون جماعت گرایی، فضیلت محوری، مداخله گرایی اخلاقی دولت و زمینه مندی، تاکید فراوان دارد. کانون تمرکز این مقاله بررسی نگاه انتقادی مک اینتایر نسبت به مقوله «بی طرفی دولت» خواهد بود. پرسش این است که «السدیر مک اینتایر چه دیدگاهی نسبت به نهاد دولت دارد؟ و موضع وی نسبت به گزاره بی طرفی دولت در اندیشه لیبرالی چیست؟». فرض بر این است که «اولا مک اینتایر دیدگاه تایید کننده ای نسبت به دولت مدرن و روایت کلان آن ندارد و در مقابل از جماعت‏گرایی طرفداری می کند. همچنین گزاره بی طرفی دولت در اندیشه لیبرالی را منکر می شود و از مداخله گرایی قاعده مند دولت برای اخلاقی کردن شهروندان دفاع می کند». مک اینتایر اندیشمندی نوارسطویی است که بر احیای فضیلت و سعادت در عصر مدرن آنگونه که در عصر کلاسیک یونانی رواج داشت تاکید ویژ ه ای دارد.
    کلیدواژگان: لیبرالیسم، فردگرایی، بی طرفی دولت، جماعت گرایی، فضیلت
  • عباس نرگسیان*، قاسمعلی جمالی صفحات 209-244
    کاهش فساد، ارتقاء پاسخگویی و جلب اعتماد و رضایت عمومی به عنوان اهداف برجسته هر دولتی محسوب می گردد. شفافیت یکی از ابزارهای کلیدی و مجادله برانگیز در دستیابی به این اهداف است که با تکیه بر موضوع دسترسی آزاد به اطلاعات، این امر را تحقق می بخشد. وزارتخانه های دولتی نیز به منزله بالاترین نهادهای اجرایی کشور عهده دار جهت دهی و پیاده سازی تمامی امورات کشور می باشد که قرارگیری ذره بین شفافیت برروی وزارتخانه ابهامات عملکردی آنها را مرتفع خواهد نمود. صبغه پژوهش از نوع کمی و از نظر هدف، پژوهش از نوع ارزشیابی می باشد. همچنین محیط پژوهش میدانی و استراتژی پژوهش از نوع پیمایشی می باشد. با توجه به سطوح وزارتخانه ها در قانون مدیریت خدمات کشوری ایران و رتبه وب سایت های آنها، به روش سرشماری وضعیت شفافیت 18 وب سایت وزارتخانه های ایران بوسیله یک بازبینه سه بعدی که 40 پرسش در بردارد، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که وب سایت وزارتخانه هایی که در دسته امور حاکمیتی قرار دارند، از شفافیت کمتری برخوردارند. همچنین وب سایت‏هایی که رتبه بهتری در کشور ایران دارند، از شفافیت بیشتری برخوردارند.
    کلیدواژگان: شفافیت، فناوری اطلاعات، وب سایت، وزارتخانه، حاکمیت
  • وحید سینائی*، ابوالقاسم شهریاری صفحات 245-269

    وقوع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران به بهانه حضور نیروهای آلمانی، پیامدهای ناگواری داشت. پایان دولت رضاشاهی به معنای شروع دوره جدیدی بود که در آن دیگر از اقتدار مطلق خبری نبود. وخیم تر شدن شرایط کشور، متفکران ایرانی را به تامل درباره ایران برای دوران پسارضاشاه برانگیخت. یکی از آن ها احمد کسروی بود. او باتوجه به حضور چندین ساله اش در عرصه سیاست ایران و تجربه های زیسته اش، به بازسازی نظریه دولت در دوران پس از رضاشاه دست یازید. از این رو پرسش این مقاله، چیستی مختصات دولت پسارضاشاهی در اندیشه کسروی است. برای پاسخ به این پرسش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، نوشته های کسروی در بازه زمانی 1321 تا 1324 مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که کسروی با در نظر گرفتن شرایط موجود با رویکردی واقع گرایانه، دولتی نخبه گرا را بر گزیده و با یادآوری آنچه در مشروطه و دوره رضاشاه روی داده بود بی طرفی در روابط خارجی، شکل دهی به ارتشی مستقل، تلاش برای آگاه سازی مردم و در نظر گرفتن شرایط فرهنگی ایران در قانونگذاری را از وظایف این دولت نخبه گرا می داند.

    کلیدواژگان: احمد کسروی، دولت، نخبه گرایی، رضاشاه، ایران
|
  • Seyed Ali Mahmoudi * Pages 1-37
    Civil disobedience in John Rawls’ theory of justice is protesting actions of citizens against some unjust laws and policy making in a democratic governments. The objective of such actions is reform and change on the basis of a constitution through rational and peaceful manners. Rawls relied on civil disobedience on the philosophical and moral foundation and, while justifying it on the basis of two principles of justice, discusses the role of this non-violent civil action. In his assessment, civil disobedience is justifiable as a legal and moral action, for this treatment confronts unjust, no efficient other lawful acts, and acceptance of some inevitable limitations. It is forming on the basis of expansion of liberties, rationality, and overlapping consensus. Hence Civil disobedience is a democratic movement and its objective is reform of some laws and structures; therefore it cannot be considered as militant actions. This research uses conceptual analysis and critical evaluation based upon analytic philosophy to explain and criticize the issue of civil disobedience in Rawls political philosophy. The outcome of this study is that Rawls’ thoughts as a means of defining and explaining the philosophical and ethical principles, as well as the precise drawing of civil disobedience boundaries from militant practices have the rational consistency and theoretical strength. Against this observation, his objective guidance and action in this regard are in some cases subject to ambiguities and shortcomings. Rawls does not follow a same method regarding such guidance.
    Keywords: justice, law, Morality, Overlapping Consensus, Peace
  • Heidar Shahriari * Pages 39-96
    Characteristics of state in Iran has attracted some of political scientists’ attraction since past times; therefore, various theories, including Patrimonial, Neo-Patrimonial, Sultanism, Absolutism, Rentier, Quasi-Modernity, Eastern Despotism, etc., have been proposed to examine the characteristics and features of contemporary states in Iran. Most of the theories about the features of the state in contemporary Iran are mainly general, theoretical and qualitative, each dealing with the characteristics of the state in contemporary Iran from a particular angle or point of view. Contrary to other theories and works, which are largely general and based on the levels of theoretical analysis, the present paper seeks to begin with the question of what constituted the structural features of government after the Islamic Revolution (until the early 1990s). In this regard, this paper attempts to respond to this by proposing a case study of the relationship between the growth of the new middle class and the process of democracy development in Iran after the Islamic Revolution, on one hand, and the role of the state in influencing this relationship on the other hand. The process and findings of this survey, which are mainly exploratory and structured, show that the government in Iran after the Islamic Revolution has both rentier and ideological features.
    Keywords: New middle class, Rise, fall of the development of democracy, Government structure, Rentier, Ideological
  • Mahdi Abbasi Shahkooh* Pages 97-129

    This article, using the method of historical sociology and the sociology of knowledge, attempts to address the power relations between society and government in Iran before the emergence of the Pahlavi state. Powerful social masters such as the royal family and their relatives, clergies, landowners, merchants and marketers, and ultimately local rulers and head of tribes who had a high degree of control and regulation in society, made the Iranian society to be web like. The power of the leaders of the society prevented the government from fulfilling its reformative demands and policies. The constant struggle between the state and society led to ways of achieving "compromise" by the state. "Encouraging strife" in networked society has been another way for the government to overcome this inability. This paper analyzes the structure of Iranian society and the power of the pre-modern state from the Safavid era to the beginning of the Constitutional era based on Migdal's theoretical model and seeks to answer the question: “What pattern of power relations between the state and society in pre-modern Iran did it follow?” The purpose of this study is to examine the sociological power relations of the governments with social forces from a historical perspective in order to understand the reason for the problem of the weakness of the political power of the modern state in Iran. In this article, the results suggest a kind of confrontation and contrast between governments and social forces in which government is disintegrated and the network community struggles to survive the government and social rivals.

    Keywords: Iran, Qajar, Weak government, Web like society, Ideal
  • Valiallah Vahdaninia *, Masood Darodi Pages 131-170

    The characteristic of classical public policy was the will to power by a government that authoritatively and centrally formulated its policies and implemented them in the society under its control. With the increase of emerging problems and challenges that are affecting other problems in a complicated and rhizome- like way, the complexity of the government's actions and their consequences has doubled as governments are forced to make changes in the nature of their public policy. This paradigm shift aimed at enhancing the capability and promoting government action in policy design and implementation implies a decentralized and network approach rather than a centralized and government-based one, an approach that focuses on a broad set of policy tools or technologies for public action, rather than the "institution" and "program", to solve public issues. More recent experiences are more inclined to the topic of 'policy baskets' or the arrangement of tools in 'policy blends' that form the content of a toolbox from which governments can choose and construct public policies. The present article, by adopting an epistemological approach, narrates the dimensions of this paradigm shift in identifying new public policy approaches; an attempt to understand the late logic of public policy knowledge based on the recreation of the role of government that has led to the emergence of new forms of network, multilevel and multipurpose governance.

    Keywords: Public Policy Making, Governance paradigm, Policy tools, Policy blends
  • Tahmasb Alipuriani, Mokhtar Nouri * Pages 171-208
    The institution of the modern state, based on the liberal doctrine of social contract, has been questioned in the age of globalization by the formation of paradigmatic transformations of political thought from different think tanks. This kind of criticism of liberal discourse encompasses a range of critical thinkers such as Michel Foucault, Jacques Derrida Giorgo Agamben, Jacques Rancière and others. But the critique of the state by contemporary thinkers is not confined to this category of thinkers, but communitarianism, with its thinkers such as Al-Sadir McIntyre, can be regarded as one of these critical schools of thought in the paradigm of contemporary political philosophy with a critical look at the most important liberal propositions of modern times such as individualism, state neutrality, universality of this kind of thinking and an emphasis on concepts such as communitarianism, virtue, state moral interventionism, and contextualization. The focus of this article will be to examine McIntyre's critical attitude towards the issue of "state neutrality." The question is, "What is Al-Sadir McIntyre's view of the institution of government? And what is his position on the neutrality of the state in liberal thought? "It is assumed that “First of all, McIntyre has no endorsing view of modern government and its grand narrative, and is in favor of communism. It also denies the impartiality of the state in liberal thought and advocates the rule-based interventionism of the state to moralize citizens ". Macintyre is a new Aristotelian thinker who emphasizes the restoration of virtue and prosperity in the modern age as it was in the classical Greek era.
    Keywords: liberalism, Individualism, State neutrality, Communitarianism, Virtue
  • Abbas Nargesian *, Ghasemali Jamali Pages 209-244
    Reducing corruption, promoting accountability and gaining public trust and satisfaction are among the top goals of any government. One of the key and controversial tools in achieving these goals, transparency is achieved relying on the issue of free access to information. Government ministries, as the highest executive bodies of the country, are also responsible for directing and implementing all affairs throughout the country, which the magnifying glass of transparency on the ministry will eliminate their operational ambiguities. Research method is quantitative and the research goal is evaluative. Also the field research environment and the research strategy are survey type. Given the levels of ministries in Iran's Civil Service Management Law and the ranking of their websites, the transparency of the 18 ministries' websites was assessed and evaluated by a three-dimensional survey of 40 questions. The findings of the study indicate that the websites of the ministries in the category of governance are less transparent; Moreover, websites that rank better in Iran are more transparent
    Keywords: Transparency, Information Technology, Website, Ministry, Governance
  • Vahid Sinaee *, Abol Ghasem Shahriari Pages 245-269

    The outbreak of World War II and the occupation of Iran on the pretext of the presence of German troops in this country had unfortunate consequences. The end of Reza Shah Administration meant the beginning of a new era in which absolute authority did not exist anymore. The deterioration of conditions in the country prompted Iranian thinkers to speculate about Iran for the post-Shah era. One of these thinkers was Ahmad Kasravi. According to his many years of experience in the Iranian politics and his life experiences, Kasravi achieved to reconstruct the theory of government in post-Reza Shah Period. Hence; this article will examine the nature and specifics of post-Reza Shah Administration in Ahmad Kasravi’ thought. In order to answer this question using qualitative content analysis method, Kasravi's writings have been investigated from 1942 to 1945. The findings indicate that Kasravi, considering the existing conditions and pursuing a realistic approach, selected an elitist government and recalling what occurred during Iran’s Constitutional period and Reza Shah reign, he believes that neutrality in foreign relations, formation of an independent army, trying to inform people and considering Iran’s cultural conditions in legislation are this elitist government’ duties.

    Keywords: Ahmad Kasravi, Government, Elitism, Post- Reza Shah, Iran