فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیست و دوم شماره 10 (پیاپی 294، دی 1398)
  • سال بیست و دوم شماره 10 (پیاپی 294، دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مرضیه لطف علی زاده، زینب خادمی*، آسیه ملکی، مونا نجف نجفی صفحات 1-11
    مقدمه

    میزان مرگ و میر و عوارض در نوزادانی که زودرس به دنیا می آیند، بیشتر است، لذا بایستی از وقوع زایمان زودرس جلوگیری کرد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه میزان افزایش طول مدت بارداری در تجویز شیاف پروژسترون و قرص دوفاستون در بارداری های مبتلا به زایمان زودرس در صورت توقف روند زایمان انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 98-1397 بر روی 195 نفر از مادران باردار 37-18 سال که با حاملگی تک قلو و با تشخیص زایمان زودرس در سن بارداری 34-24 هفته با پرده های سالم در بیمارستان های دانشگاه مشهد بستری شدند، انجام شد. پس از درمان زایمان زودرس، در صورتی که روند زایمان متوقف شد، زنان باردار به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: (64 نفر در گروه شیاف پروژسترون، 65 نفر در گروه قرص دوفاستون و 65 نفر در گروه کنترل). دوفاستون به صورت قرص 10 میلی گرم، 2 بار در روز هر 12 ساعت و پروژسترون به صورت شیاف پروژسترون 200 میلی گرم روزانه تجویز شد. میزان افزایش طول مدت بارداری از شروع درمان تا زمان زایمان، سن حاملگی در زمان زایمان و نتایج نوزادی شامل: وزن موقع تولد، آپگار دقیقه اول و پنجم و بستری در NICU بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 23) و آزمون های آنووا، کروسکال والیس و کای اسکوئر استفاده شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در مقایسه نتایج شیاف پروژسترون نسبت به قرص دوفاستون، میانگین وزن نوزادان در گروه شیاف پروژسترون 9/115±293 گرم بیشتر بود (03/0=p). میان گروه های شیاف پروژسترون و قرص دوفاستون نسبت به کنترل به ترتیب، میانگین افزایش طول مدت بارداری 8/2±83/11 روز (01/0=p) و 8/2±2/7 روز (03/0=p)، میانگین وزن نوزادان 9/115±9/578 گرم (01/0=p) و 9/115±9/285 گرم (03/0=p)، میانه آپگار دقیقه اول (003/0=p) و پنجم (01/0=p) به طور معنی داری بیشتر بود؛ اما میانگین سن ختم بارداری فقط در گروه شیاف پروژسترون نسبت به کنترل، به طور معنی داری بیشتر بود (01/0=p) و در گروه قرص دوفاستون نسبت به کنترل، اختلاف معنی داری وجود نداشت (07/0=p).

    نتیجه گیری

    شیاف پروژسترون و قرص دوفاستون باعث افزایش طول مدت و سن ختم بارداری، وزن نوزادان و میانه آپگار دقیقه اول و پنجم نوزادان شدند؛ اما شیاف پروژسترون در مقایسه با قرص دوفاستون در افزایش وزن نوزادان موثرتر بود.

    کلیدواژگان: پروژسترون، پیشگیری، زایمان زودرس
  • سولماز فخاری، عیسی بیله جانی، سیمین آتش خویی، مهدی خانبابایی گول*، صفا سلیمانزاده صفحات 12-20
    مقدمه

    فشارخون در بیماران چاق نسبت به افراد عادی بیشتر تحت تاثیر داروهای بی حسی نخاعی است. با توجه به عدم وجود مطالعه و توصیه مقالات در مورد مقایسه افدرین و فنیل افرین در بیماران چاق در زمان سزارین، مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر درمان افت فشارخون ناشی از بی حسی نخاعی با افدرین و فنیل افرین بر وضعیت گازهای خون شریانی و آپگار نوزاد در زایمان سزارین مادران چاق انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1395 بر روی 100 زن باردار با شاخص توده بدنی بیشتر یا مساوی 30 کیلوگرم بر متر مربع (بر طبق فرمول) کاندید عمل سزارین انتخابی در بیمارستان الزهراء تبریز انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و وضعیت مادر و جنین و همچنین آنالیز گازهای خونی شریانی اخذ شده از شریان نافی در چک لیست پژوهشگر ساخته وارد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های تی تست، کای دو و من ویتنی یو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در بررسی متغیرهای بی کربنات(048/0=p)، افزایش باز (035/0=p)، ضربان قلب (002/0=p)، فشارخون سیستولیک (003/0=p) و دیاستولیک (004/0=p) حین بی حسی و جراحی، بین دو گروه اختلاف آماری معناداری وجود داشت و گروه فنیل افرین دارای ثبات بیشتری بودند. در سایر متغیرها (فشارخون و میزان اشباع اکسیژن شریانی) (06/0<p) و نمره آپگار نوزادان (دقیقه اول و پنجم) (05/0<p) اختلاف آماری معناداری بین دو گروه وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    فنیل افرین موجب درمان بهتر و موثرتر فشارخون نسبت به افدرین در زنان باردار با شاخص توده بدنی بیشتر یا مساوی 30 کیلوگرم بر متر مربع تحت بی حسی نخاعی می گردد و عوارض نوزادی مانند اسیدوز متابولیک در بیماران چاق درمان شده با فنیل افرین کم تر مشاهده شده است.

    کلیدواژگان: آپگار، افدرین، چاقی، سزارین، فنیل افرین
  • فرهاد یوسفی*، دنیا فرخ، سید علی علمداران، بیتا عباسی، مریم صالحی، مجید شمس صفحات 21-27
    مقدمه

    با توجه به شیوع بالای سرطان پستان، یافتن راهکارهایی برای تشخیص زودرس، سریع، راحت و در دسترس، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بعد از غربالگری و پی بردن به وجود ضایعه در پستان، باید نوع ضایعه و درجه بدخیمی ضایعه مشخص شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تطابق بین یافته های سونوگرافیک و هیستولوژیک در ضایعات پستان که تحت بیوپسی سوزنی هسته ای قرار گرفتند، انجام شد.

    روش کار

     این مطالعه مقطعی آینده نگربر روی 149 نفر از بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امید وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد که طی سال های 97-1394 تحت بیوپسی سوزنی هسته ای از ضایعات پستان قرار گرفته بودند، انجام شد. بیمارانی که دارای BI-RADS 3 و 4 و 5 بوده و طبق توصیه جراح، نیاز به بیوپسی از ضایعه داشتند، تحت بیوپسی از ضایعه با هدایت سونوگرافی قرار گرفتند. همچنین ضایعاتی که در بررسی سونوگرافیک دارای نمای بدخیم بودند اما پس از بیوپسی سوزنی هسته ای و بررسی هیستولوژیک در گروه ضایعات خوش خیم قرار گرفته بودند؛ تحت اکسیزیون و بررسی مجدد قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و روش های آماری توصیفی (جدول توزیع فراوانی و درصد فراوانی) انجام شد.

    یافته ها

    ضایعات دارای BI-RADS 3 در هیستولوژی، تماما خوش خیم بودند (11 مورد). میزان فراوانی بدخیمی در ضایعات با BI-RADS 4، 39 مورد (31%) بود. تمام موارد با BI-RADS 5 در هیستولوژی، بدخیم بودند. بیوپسی اکسیزیونال در 8 بیمار (44%) از 18 بیمار دارای ضایعات BI-RADS 4b که جواب نمونه بیوپسی سوزنی هسته ای آنها خوش خیم بود، بدخیم گزارش شد.

    نتیجه گیری

    در مواردی که ضایعات پستان در سونوگرافی دارای BI-RADS 4b هستند و نتایج حاصل از بیوپسی سوزنی هسته ای، مطرح کننده ضایعات خوش خیم است، انجام اقدام تشخیصی هیستولوژیک تکمیلی جهت رد بدخیمی توصیه می شود. جهت تایید نتایج مطالعه حاضر، مطالعات بیشتر در حجم نمونه بالاتر پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: سرطان پستان، سونوگرافی پستان، BIRADS
  • آرزو سنایی پور، عطیه محمدزاده وطنچی، زهرا رجب پور، حسن مهراد مجد، فریبا زمرشیدی* صفحات 28-34
    مقدمه

    ترومبوز وریدهای مغزی، یک اختلال نادر عروقی مغز است. دوران بارداری و نفاس به دلیل افزایش انعقادپذیری با افزایش خطر ترومبوز وریدی مغز همراه است. با توجه به مرگ و میر و ناتوانی جدی ناشی از ترومبوز وریدی مغز و اهمیت دوران بارداری و نفاس، وقوع این اختلال در این دوران بایستی مورد توجه ویژه قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف تعیین علائم بالینی و پیامدهای مادری و نوزادی در دوران بارداری و نفاس، متعاقب ابتلاء به ترومبوز وریدی مغز انجام گرفت.

    روش کار

     این مطالعه گذشته نگر بر روی 30 نفر از زنان با ترومبوز وریدی مغز در دوران بارداری و نفاس بستری در بیمارستان قائم مشهد طی سال های 95-1390، با روش نمونه گیری سرشماری انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. اطلاعات دموگرافیک، متغیرهای بالینی شامل علائم بالینی اولیه، سینوس درگیر، وجود انفارکت و خونریزی و میزان مرگ و میر مادری و نوزادی گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون تی زوجی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

     13 نفر (3/43%) از بیماران در دوران بارداری و 17 نفر (7/56%)، در دوره نفاس دچار ترومبوز وریدی مغز شده بودند. تظاهر اولیه در بیش از نیمی از افراد، سردرد (7/57%) بود. سینوس ساژیتال فوقانی شایع ترین (70%) و سینوس سیگموئید راست، نادرترین (6/16%) سینوس درگیر بود. در بین افراد مبتلا به ترمبوز سینوس وریدی، 4 بیمار و 1 جنین فوت شدند که هر 4 بیمار دچار انفارکت هموراژیک بودند.

    نتیجه گیری

    با توجه به اهمیت دوران بارداری و نفاس، تشخیص سریع و درمان به موقع ترومبوز وریدی مغز، به خصوص توجه به علامت سردرد، جهت بهبود پیش آگهی بسیار مهم است.

    کلیدواژگان: بارداری، ترومبوز وریدی مغز، نفاس
  • فرزانه رشیدی فکاری، معصومه سیمبر*، رها روستا، فهیمه رشیدی فکاری، آذر مصاحب، مرضیه ساعی قره ناز، ویدا قاسمی صفحات 35-41
    مقدمه

    در تریاژ مامایی، زنان مراجعه کننده با شکایت مامایی و زنان در شرایط حاد یا اورژانس، برای اولین بار ارزیابی می شوند. زمان انتظار مراجعین، یکی از عوامل مهمی است که باید در مدیریت و سازماندهی بخش بهداشت و درمان مورد توجه قرار گیرد. حال آنکه، تاکنون زمان انتظار دقیقی برای مراقبت های اورژانسی و تریاژ مامایی در ایران برآورد نشده است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین میانگین زمان انتظار برای تریاژ مامایی در شهر تهران انجام شد.

    روش کار

     این مطالعه مقطعی در سال 1397 بر روی 9238 مراجعه کننده به تریاژ مامایی بیمارستان های آموزشی درمانی شهر تهران که در آنها تریاژ با استفاده از فرم تریاژ مامایی 5 سطحی (سطح 1 مراجعین بسیار بدحال، سطح 2 مراجعین با وضعیت پرخطر، سطح 3 بررسی فوری مراجعین، سطح 4 مراجعین بدون مشکل حاد و سطح 5 معرفی مراجعین نیازمند صرفا به یک ویزیت یا مشاوره) به صورت فعال اجرا می شود، انجام شد. در این مطالعه از چک لیست حاوی اطلاعات فردی، مامایی و همچنین ثبت زمان انجام تریاژ و فرم تریاژ مامایی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های آماری توصیفی و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین کلی زمان انتظار در شیفت صبح 60/3±35/22 دقیقه، در عصر 67/3±12/18 دقیقه و در شب 67/3±15/19 دقیقه بود. بر اساس نتایج آزمون آنالیز واریانس، تفاوت معنی داری در میانگین زمان انتظار بر اساس شیفت های کاری به تفکیک روز در هفته (122/0=p) و ماه (473/0=p) وجود نداشت. میانگین زمان انتظار در سطح 2، 3، 4 و 5 تریاژ مامایی به ترتیب 40/0±73/2، 13/1±3/5، 69/1±76/5 و 20/1±96/5 دقیقه بود.

    نتیجه گیری

     میانگین زمان کلی انتظار مراجعین تریاژ مامایی اندکی بالاتر از میزان پیشنهادی می باشد. برای کاهش زمان انتظار و رسیدن به استاندارد، اصلاح فرآیندهای ارائه خدمت به مراجعین تریاژ مامایی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: اورژانس، تریاژ، مامایی
  • حسین طاهری، سارا حسینی، محمد صالحی* صفحات 42-48
    مقدمه

    یکی از عوامل ایجاد کننده آسیب در DNA اسپرم، آپوپتوز است. با توجه به نقش حیاتی میکروRNAها در فرآیندهای مختلف پاتوفیزیولوژیک، احتمال کنترل فرآیند آپوپتوز در DNA اسپرم نیز توسط میکروRNAها مطرح شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان میزان آسیب DNA اسپرم و سطح بیان miR-15a/16 و ژن ضد آپوپتوز BCL-2 انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه تجربی در سال 1396 بر روی 30 بیمار مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری بیمارستان طالقانی شهر تهران صورت گرفت. نمونه مایع منی بعد از 3-2 روز پرهیز از نزدیکی جمع آوری و مطابق با معیارهای سازمان جهانی بهداشت مورد آنالیز قرار گرفت. آماده سازی نمونه اسپرم با روش سانتریفیوژ شیب غلظت انجام شد. آسیب DNA اسپرم با تست بررسی ساختار کروماتین اسپرم مورد ارزیابی قرار گرفت و بر اساس میزان آسیب DNA، نمونه ها به دو گروه با DFI بیشتر یا مساوی 30 و DFI کمتر از 30 تقسیم شدند. میزان بیان miR-15a/16 و ژن BCL-2 در نمونه بیماران با روش ریل تایم اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های تی مستقل و بررسی بیان ژن با نرم افزار REST 2009 انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    ارتباط منفی معنی داری بین DFI بیشتر یا مساوی 30 با حرکت و مورفولوژی نرمال اسپرم مشاهده شد (05/0>p). میزان بیان miR-15a/16 در گروه با DFI بیشتر یا مساوی 30 در مقایسه با گروه کنترل (DFI کمتر از 30)، به طور قابل توجهی افزایش و بیان BCL-2 به طور معنی داری کاهش یافته بود (05/0>p).

    نتیجه گیری

    کاهش بیان BCL-2 به دنبال افزایش miR-15a/16 در هسته اسپرم، منجر به افزایش آسیب DNA در اسپرم می شود. ارزیابی miRNAs و ژن مرتبط با آپوپتوز می تواند در آینده به عنوان یک ابزار تشخیصی جهت اطمینان از یکپارچگی DNA اسپرم در زوجین نابارور با عامل مردانه مطرح شود.

    کلیدواژگان: آسیب DNA، miR-15a، 16، Bcl-2
  • الهام مقدس اینانلو، هره کشاورز*، زهرا نائیجی، مرضیه عسگری صفحات 49-57
    مقدمه

    سقط خود به خود، شایع ترین عارضه حاملگی است. شناخت عوامل مرتبط با آن می تواند نقش مهمی در پیشگیری از آن و بهبود پیامد های بارداری ایفا کند. برخی مطالعات ارتباط بین کمبود ویتامین D در بارداری و سقط را مطرح کرده اند، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه سطح سرمی ویتامین D در بیماران تهدید به سقط و زنان با حاملگی نرمال انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مورد شاهدی در سال 1397 بر روی 46 نفر از زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان های لقمان حکیم و مهدیه شهر تهران در دو گروه تهدید به سقط و بارداری نرمال کمتر از 20 هفته انجام شد. نمونه خون افراد مورد مطالعه از نظر سطح ویتامین D ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های تی مستقل، من ویتنی و کای دو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

     میانگین غلظتD (OH)25 در گروه مورد 22/9±49/22 و در گروه شاهد 03/10±36/30 نانوگرم بر میلی لیتر بود که اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه وجود داشت (008/0=p).

    نتیجه گیری

     سطح سرمیD (OH)25 در زنان باردار تهدید به سقط پایین تر از زنان با بارداری نرمال است و سطح سرمی پایین ویتامین D می تواند به عنوان یک عامل خطر برای تهدید به سقط محسوب شود.

    کلیدواژگان: بارداری، تهدید به سقط، زنان، سقط، ویتامین D
  • معصومه مبارکی*، ناهید گلمکانی، روشنک سالاری، سیدرضا مظلوم، معصومه میرتیموری صفحات 58-66
    مقدمه

    شیوع درد نوک پستان بین 96-34% گزارش شده است و یکی از دلایل شایع قطع زودهنگام شیردهی است. لانولین، درمان توصیه شده جهت بهبود درد نوک پستان است. گیاه کندر دارای خواص ضدالتهابی و ضد درد تایید شده می باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر پماد کندر و لانولین بر شدت درد نوک پستان در زنان شیرده انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی سه سوکور در سال 1397 بر روی 68 زن شیرده که شدت درد بیش از 3 از مقیاس دیداری درد را داشتند، در مشهد انجام شد. افراد در دو گروه لانولین و پماد کندر قرار گرفتند. روش صحیح شیردهی و طریقه استعمال دارو به دو گروه آموزش داده شد. نمره درد نوک پستان توسط پژوهشگر در مراحل قبل از مداخله، روز سوم و هشتم بعد از مداخله ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 21) و آزمون های آماری تی، فیشر، کای دو و ویلکاکسون انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

     قبل از مداخله میانگین شدت درد در دو گروه لانولین و پماد کندر تفاوت آماری معنی داری نداشت (23/0=p). در روز هفتم بعد از مداخله نیز میانگین شدت درد در دو گروه لانولین و پماد کندر تفاوت معنی داری نداشت (40/0=p)، ولی در روز سوم، میانگین شدت درد بین دو گروه لانولین و پماد کندر تفاوت آماری معناداری داشت (001/0>p) و شدت درد در گروه کندر کمتر از گروه لانولین بود. در مقایسه درون گروهی، در هر دو گروه میانگین شدت درد بعد از مداخله (روز سوم و هفتم) کمتر از مرحله قبل از مداخله بود که این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود (001/0>p).

    نتیجه گیری

     پماد کندر و لانولین به یک میزان در کاهش درد نوک پستان موثرند.

    کلیدواژگان: درد، کندر، لانولین، نوک پستان
  • فریده انصاری، لیلا اکبری*، شهناز کهن صفحات 67-74
    مقدمه

    پرستاران و کارکنان اتاق عمل در معرض مواجهات شغلی متعددی هستند که ممکن است برخی از این مواجهات بر سلامت باروری آنها تاثیر منفی داشته باشد. بدین منظور مطالعه حاضر با هدف بررسی مواجهات شغلی و سابقه زایمان زودرس در کارکنان اتاق عمل و بخش های پرستاریبیمارستان های آموزشی شهر اصفهان انجام گرفت.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی در سال های 97-1396 بر روی 300 زن شاغل در بخش های پرستاری و اتاق عمل بیمارستان های آموزشی درمانی شهر اصفهان انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. در این پرسشنامه اطلاعات مربوط به دموگرافیک و باروری، وضعیت شغلی و پی آمدهای نامطلوب بارداری در طول آخرین بارداری گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های تی تست، کای دو و من ویتنی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در این پژوهش، 29 نفر (3/19%) از زنان شاغل در اتاق عمل و 24 نفر (16%) از زنان شاغل در بخش های پرستاری سابقه زایمان زودرس در آخرین بارداری داشتند که از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشت (45/0=p). 111 نفر از کارکنان اتاق عمل (74%) بیش از 3 ساعت ایستادن و 42 نفر (1/28%) بیش از 44 ساعت کار در هفته را تجربه کردند. گروه اتاق عمل به نسبت بیشتری با گازهای بیهوشی، عوامل استریل کننده و محیط استرس زا مواجهه بودند که از نظر آماری معنی دار بود (05/0p<). با وجود تفاوت در اغلب موقعیت های نامطلوب کاری، اختلاف معناداری بین بروز زایمان زودرس در دو گروه مشاهده نشد (45/0=p).

    نتیجه گیری

    با توجه به فراوانی موقعیت های نامطلوب کاری در هر دو گروه به خصوص گروه اتاق عمل، تفاوت معناداری در بروز زایمان زودرس در دو گروه مشاهده نشد، لذا پیشنهاد می گردد مطالعه مشابهی با تعداد نمونه بیشتر و در صورت امکان در سطح ملی و به صورت کوهورت آینده نگر انجام پذیرد.

    کلیدواژگان: اتاق عمل، بارداری، پرستاران، زایمان زودرس، مواجهات شغلی
  • شهین بزازیان، معصومه سیمبر*، گیتی ازگلی، طاهره مختاریان گیلانی، ملیحه قیاسوند، نسرین عظیمی، زهرا کیانی، مریم حاجی اسماعیل لو صفحات 75-85
    مقدمه

    بلوغ، دوران تغییرات تکاملی از کودکی به بزرگسالی و کسب قدرت باروری می باشد. زمان بلوغ احتمالا در بروز خطراتی در آینده مانند سرطان، سندرم متابولیک و بیماری های قلبی - عروقی تاثیر دارد. شواهد متعددی نشانگر نقش مواجهات محیطی در تغییر زمان بلوغ می باشد. مطالعه مروری حاضر با هدف تعیین تاثیر سرب بر زمان بلوغ دختران و پسران بر اساس مطالعات انجام گرفته در این زمینه انجام گرفت.

    روش کار

    در این مطالعه مروری، مقالات انگلیسی و فارسی مربوط به مطالعات مشاهده ای ایندکس شده در پایگاه های اطلاعاتی SID، ISI Web of Science، Scopus، PubMed، Embase و Google Scholar در بازه زمانی سال 2018-2000 با ترکیبات مختلف کلمات کلیدی "سرب" و "بلوغ " به دست آمده از MESH انتخاب شدند. از مجموع 182 مقاله بررسی شده، 12 مقاله مرتبط با هدف و با توجه به معیارهای ورود و خروج و بررسی کیفیت گزارش مقالات بر اساس چک لیست STROBE انتخاب شدند.

    یافته ها

     12 مقاله در دو حیطه تاثیر سرب بر بلوغ دختران و پسران دسته بندی شدند. در اکثر مطالعات در دختران سطوح مختلف سرب خون به خصوص سطوح بالا، با تاخیر در بروز منارک، تکامل پستان و رویش موهای پوبیس ارتباط آماری معنی داری داشت و در پسران نیز ارتباط آماری معنی داری بین سطوح متفاوت سرب خون مخصوصا سطوح بالا، با تاخیر در روند بلوغ از جمله افزایش حجم بیضه ها و رویش موهای پوبیس وجود داشت.

    نتیجه گیری

     سرب می تواند در روند طبیعی بلوغ تاثیر بگذارد و مخصوصا در ایجاد تاخیر در بلوغ دختران و پسران موثر باشد.

    کلیدواژگان: بلوغ، بلوغ دیررس، بلوغ زودرس، تکامل جنسی، سرب
  • لیلی حفیظی، ملیحه محمودی نیا*، معصومه نوری صفحات 86-90
    مقدمه

    سندرم آشرمن (چسبندگی رحمی) به علت آسیب لایه آندومتر رحم ایجاد می شود که معمولا به دنبال اعمال جراحی رحمی مانند کورتاژ و میومکتومی ایجاد می شود و در بارداری بعدی ممکن است شانس برخی عوارض مامایی مانند سقط، پلاسنتا پرویا و آکرتا افزایش یابد.

    معرفی بیمار

    در این مطالعه بیماری گزارش می شود که به دنبال یک بار سزارین بدون عارضه، دچار آمنوره گردید. بیمار پس از درمان با هیستروسکوپی در 3 نوبت، به طور خودبه خود باردار شد. در بارداری بعدی، دچار چسبندگی شدید جفت به میومتر گردید که منجر به خونریزی شدید و هیسترکتومی شد.

    نتیجه گیری

    سندرم آشرمن ممکن است به دنبال یک سزارین بدون عارضه به وجود آید و شانس عوارض مامایی را در بارداری بعدی افزایش دهد.

    کلیدواژگان: جفت اکرتا، سزارین، سندرم آشرمن، هیستروسکوپی
  • امرالله شمسی، محمدجواد منصورزاده* صفحات 91-92
|
  • Marzieh Lotfalizadeh, Zeynab Khademi *, Asieh Maleki, Mona Najaf Najafi Pages 1-11
    Introduction

    The rate of mortality and complications are greater in preterm neonates.Therefore, preterm delivery should be avoided.This study was performed with aim to compare the duration of pregnancy in the administration of progesterone suppository and Duphaston tablet in pregnant women with preterm labor after stopping delivery process.

    Methods

    This randomized clinical trial was performed on 195 pregnant women aged 18 to 37 years old with single-pregnancy and diagnosis of preterm labor at the gestational age of 24 to 34 weeks with healthy membranes who were admitted to the hospitals of Mashhad University of Medical Sciences in 2018-2019. After treatment of preterm delivery, if the process of delivery was stopped, pregnant women were randomly divided into three groups: (64 in progesterone suppository group, 65 in Duphaston tablet group and 65 in control group). Dydrogesterone was given as a 10 mg tablet twice daily every 12 hours, and progesterone was given as 200 mg suppository daily. The increase in the duration of pregnancy from the start of treatment to delivery, gestational age at delivery and neonatal results including: birth weight, first and fifth minutes Apgar and NICU hospitalization were evaluated. Data were analyzed by SPSS software (version 23) and ANOVA, Kruskal-Wallis, and Chi-square tests. P

    Results

    In comparison of the results of progesterone suppository and Duphaston tablet, mean neonatal weight in progesterone suppository group was 293±115.9 gr higher than Duphaston group (P=0.03). Among progesterone suppository group and Duphaston tablets group compared to control group, the mean increase in the duration of pregnancy was 11.83±2.8 days (P=0.01) and 7.2±2.8 days (P=0.03), the mean weight of infants was 578.9±115.9 gr (P=0.01) and 285.9±115.9 gr (P=0.03), the mean of first minute Apgar score (P=0.003) and fifth minutes Apgar score (P = 0.01) was significantly higher; but the mean age of pregnancy termination was significantly higher in only progesterone suppository group than control (P=0.01) and there was no significant difference in Duphaston tablet group compared to control (P=0.07).

    Conclusion

    Progesterone suppository and Duphaston tablet increased the duration of pregnancy and age of pregnancy termination, neonatal weight and mean of 1 and 5 minutes Apgar score; but progesterone suppository was more effective in increasing neonatal weight compared to Duphaston tablet.

    Keywords: Preterm Labor, Prevention, Progesterone
  • Solmaz Fakhari, Iesa Bile Jani, Simin Atashkhouei, Mehdi Khanbabayi Gol *, Safa Soliemanzadeh Pages 12-20
    Introduction

    Hypertension in obese patients is more affected by spinal anesthesia than normal people. Due to the lack of study and recommendation of articles about comparison of ephedrine and phenylephrine in obese patients during cesarean section, this study was performed with aim to compare the effect of hypotension treatment due to spinal anesthesia with ephedrine and phenylephrine on the status of arterial blood gas and Apgar score during cesarean delivery in obese mothers.

    Methods

    This randomized clinical trial was performed in 2016 on 100 pregnant women with BMI≥30kg/m2 (according to the formula) who were candidates for elective cesarean section in Tabriz Alzahra Hospital. Demographic characteristics and maternal and fetal status as well as analysis of arterial blood gases of umbilical artery were included in the researcher-made checklist. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and t-test, Chi-square and Mann-Whitney U test. P< 0.05 was considered statistically significant.

    Results

    There was statistically significant difference between two groups in terms of HCO3- (P=0.048), BE (P=0.035), heart rate (P=0.002), systolic (P=0.003) and diastolic (P=0.004) blood pressure during anesthesia and surgery; phenylephrine group had more stability. No significant difference was found between two groups in terms of other variables (blood pressure and arterial oxygen saturation) (P>0.06) and neonatal Apgar score (first and fifth minutes) (P>0.05).

    Conclusion

    Phenylephrine leads to better and more effective treatment of hypertension than ephedrine in pregnant women with BMI≥30kg /m2 with spinal anesthesia; also neonatal complications such as metabolic acidosis have been less observed in obese patients treated with phenylephrine.

    Keywords: Apgar, Caesarean, Ephedrine, Obesity, Phenylephrine
  • Farhad Yousefi *, Donya Farrokh, Seyed Ali Alamdaran, Bita Abbasi, Maryam Salehi, Majid Shams Pages 21-27
    Introduction

    Regarding to high prevalence of breast cancer, it is important to find strategies for early, rapid, convenient and accessible diagnosis. After screening and detecting a lesion in the breast, the type of lesion and the degree of malignancy should be determined.This study was performed with aim to evaluate the concordance between sonographic and histologic findings in breast lesions under core needle biopsy.

    Methods

    This cross-sectional prospective study was performed on 149 patients referred to Omid Hospital, Mashhad University of Medical Sciences who underwent core needle biopsy from breast lesions during 2015 to 2018. Patients who had BI-RADS 3, 4, and 5 and according to the surgeon's recommendation required biopsy of the lesion underwent ultrasonically guided biopsy. Also, the lesions which had a malignant sonographic view, but were placed in the benign lesions group after core needle biopsy and histologic examination, were evaluated with excision. Data were analyzed using SPSS software (version 22) and descriptive statistics (frequency distribution table and frequency percentage).

    Results

    The histological findings of BI-RADS 3 lesions were completely benign (11 cases). The frequency of malignancy in lesions with BI-RADS 4 was 31% (39 cases). All cases with BI-RADS 5 were malignant according to histological finding. 8 (44%) of 18 cases with BI-RADS 4b lesions that were benign according to needle biopsy findings were malignant in excisional biopsy findings.

    Conclusion

    In cases that breast lesions are BI-RADS 4b in sonography and the results of core needle biopsy showed benign lesions, additional histological diagnostic evaluation is recommended to rule out malignancy. More studies with higher sample sizes are recommended to confirm the results of this study.

    Keywords: BIRADS, Breast Cancer, Breast ultrasound
  • Arezou Sanaeipour, Atieh Mohamadzadeh Vatanchi, Zahra Rajabpour, Mehrad Majd, Fariba Zemorshidi * Pages 28-34
    Introduction

    Cerebral vein thrombosis is a rare cerebrovascular disorder. Pregnancy and postpartum are associated with an increased risk of cerebral vein thrombosis due to hypercoagolopathy state. With regard to serious morbidity and mortality and the importance of pregnancy and postpartum period, special attention should be given to this disorder in this period. This study was performed with aim to determine the clinical signs and maternal and neonatal outcomes of cerebral vein thrombosis during pregnancy and postpartum period.

    Methods

    This retrospective study was performed on 30 women with cerebral vein thrombosis during pregnancy and postpartum period in Mashhad Ghaem Hospital from 2011-2016. Data collection tool was a researcher-made questionnaire. Demographic data, initial clinical symptoms, affected sinus, infarct and hemorrhage, and maternal and neonatal mortality were collected. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and paired t-test. P < 0.5 was considered statistically significant.

    Results

    Cerebral vein thrombosis was diagnosed in 13 women (43.3%) during pregnancy and in 17 (56.7%) during postpartum period. Primary manifestation in more than half of patients was headache (57.7%). The upper sagittal sinus was the most common (70%) and the right sigmoid sinus was the rarest involved sinus (16.6%). Among patients with cerebral vein thrombosis, 4 patients and one fetus died that all 4 patients had hemorrhagic infraction.

    Conclusion

    Considering the importance of pregnancy and postpartum period, rapid diagnosis and timely treatment of cerebral vein thrombosis, especially pay attention to the symptom of headache, is important to improve the prognosis.

    Keywords: Cerebral vein thrombosis, Postpartum, pregnancy
  • Farzaneh Rashidi Fakari, Masoumeh Simbar *, Raha Rousta, Fahimeh Rashidi Fakari, Azar Mosaheb, Marzieh Saei Ghare Naz, Vida Ghasemi Pages 35-41
    Introduction

    In obstetric triage, women who referred with obstetric complaints and those with acute or emergency situation are first evaluated. Waiting time is one of the important factors that should be considered in the management and organization of the healthcare section. So far, the exact waiting time for emergency care and obstetric triage in Iran has not been estimated. Therefore, this study was performed with aim to determine mean waiting time for obstetrics triage in Tehran.

    Methods

    This cross-sectional study was performed in 2018 on 9238 patients referred to obstetric triage of educational and medical hospitals in Tehran. Triage was actively performed using 5-level obstetric triage form (level 1: require immediate intervention, level 2: high risk requiring, levels 3: aassessment at the earliest opportunity, level 4: no acute problem, level 5: requires only one visit or consultation), In this research, a checklist containing personal, obstetrics, and also recording the time of triage and obstetric triage form was used. Data were analyzed by SPSS software (version 20) and descriptive statistical tests and ANOVA. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    Mean total waiting time in morning, evening and night shifts were 22.35 ± 3.60, 18.12 ± 3.67 and 19.15 ± 3.67 min, respectively. ANOVA test showed no significant difference between mean waiting time based on working shifts per day (p = 0.122) and month (p = 0.473). Mean waiting time in level 2,3,4 and 5 of obstetric triage were 2.73±0.40, 5.3±1.13, 5.76±1.69, 5.96±1.20 min, respectively.

    Conclusion

    Mean total waiting time for obstetric triage clients is somehow higher than the recommended rate. It is recommended to modify the process of service delivery to the clients of obstetrics triage in order to reduce the waiting time and achieve to the standard.

    Keywords: Emergency, Obstetric, Triage
  • Hossein Taheri, Sara Hosseini, Mohammad Salehi * Pages 42-48
    Introduction

    Apoptosis is one of the etiologies of sperm DNA damage. Considering the crucial role of micro RNAs in multiple pathophysiological processes, the possibility of controlling the apoptosis process in sperm DNA by micro-RNAs has been proposed. This study was performed with aim to investigate the relationship between sperm DNA fragmentation and expression level of miR-15a/16 and Anti-apoptotic BCL-2 gene.

    Methods

    This experimental study was performed on 30 patients referred to Tehran Taleghani Hospital infertility center in 2017. After 2-3 days of abstinence, semen was collected and analyzed based on WHO criteria. Sperm preparation was performed using density gradient centrifugation technique. To assess sperm DNA fragmentation, Sperm Chromatin Structure Assay was carried out and based on the level of DNA fragmentation, the samples were divided into two groups: DFI ≥30% and DFI<30%. The expression level of miR-15a/16 and BCL-2 was measured by quantitative Real Time -PCR. Data were analyzed using SPSS software (version 22) and independent t-test. The gene expression level was analyzed using REST 2009 software. P < 0.05 was considered statistically significant.

    Results

    A significantnegative relationship was found between DFI ≥30% with motility and normal morphology of spermatozoa (p<0.05). The expression level of miR-15a/16 was significantly increased, and the expression level of BCL-2 gene was significantly decreased in patients with DFI ≥30% compared with DFI<30% (p<0.05).

    Conclusion

    Decreased expression of BCL2 following increased miR-16-1 leads to increased sperm DNA fragmentation. Assessment of miR-15a and apoptosis-related gene can be proposed as a diagnosing tool to ensure of sperm DNA integrity in male factor infertility cases in future.

    Keywords: Bcl-2, DNA fragmentation, miR-15a, 16
  • Elham Moghadas Inanloo, Zohre Keshavarz *, Zahra Naeiji, Marziyeh Asgari Pages 49-57
    Introduction

    Spontaneous abortion is the most common complication of pregnancy. Identifying the associated factors can play an important role in preventing it and improving pregnancy outcomes. Some studies have suggested an association between vitamin D deficiency in pregnancy and abortion. Therefore, this study was performed with aim to compare serum levels of vitamin D in threatened-abortion patients and women with normal pregnancy.

    Methods

    This case-control study was performed in 2016 on 46 pregnant women referred to Loghman Hakim and Mahdieh hospitals in Tehran in two groups of threatened-abortion and normal pregnancy less than 20 weeks. Blood samples of the subjects were assessed for vitamin D serum level. Data were analyzed using SPSS software (version 16) and independent t-test, Mann-Whitney, and chi-square tests. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    The mean of 25(OH)D concentration was 22.49 ±9.22 ng/ml in case group and 30.36 ±10.03 ng/ml in control group and there was a significant difference between the two groups (p = 0.008).

    Conclusion

    Serum 25(OH)D levels in threatened-abortion pregnant women are lower than in women with normal pregnancy. Low serum levels of vitamin D can be considered as a risk factor for threatened-abortion.

    Keywords: Abortion, pregnancy, Threatened-abortion, Vitamin D, Women
  • Masoumeh Mobaraki *, Nahid Golmakani, Roshanak Salari, Seyed Reza Mazloum, Masoumeh Mirteimouri Pages 58-66
    Introduction

    The prevalence of nipple pain is reported to be 34-96% which is among the common causes of early breastfeeding stopping. Lanolin is the recommended treatment to improve nipple pain. The anti-inflammatory and analgesic properties of boswellia have been approved. Therefore, this study was performed with aim to determine the effect of boswellia and lanolin ointment on nipple pain intensity in lactating women.

    Methods

    This triple-blind randomized clinical trial was performed in 2018 on 68 lactating women with pain intensity of > 3 in pain visual scale in Mashhad. The subjects were placed in two groups of lanolin and boswellia ointment. The correct method of lactation and drug use were taught to the two groups. The score of nipple pain was recorded by the researcher before the intervention, on day three and eight after the intervention. Data were analyzed by SPSS software (version 21) and T, Fisher, Chi-square and Wilcoxon statistical tests. P<0.05 was considered statistically significant.

    Results

    Before the intervention, mean pain severity in the two groups of lanolin and boswellia ointment was not significantly different (P = 0.23). On the seventh day after the intervention, mean pain severity was not significantly different in the two groups of lanolin and boswellia ointment (P = 0.40). But on the third day, mean of pain severity was significantly different between the two groups of lanolin and boswellia ointment (p <0.001) and pain intensity was lower in boswellia group than lanolin group. In intra-group comparison, mean pain intensity after the intervention (3rd and seventh day) was lower than the pre-intervention stage, which was statistically significant (P <0.001).

    Conclusion

    Boswellia ointment and lanolin are same effective in reducing nipple pain.

    Keywords: Boswellia, Lanolin, Nipple, Pain
  • Faride Ansari, Leila Akbari *, Shahnaz Kohan Pages 67-74
    Introduction

    Nurses and staff of operating room are exposed to several occupational exposures; some of these exposures may have adverse influences on their reproductive health. Therefore, this study was performed with aim to evaluate occupational exposures and preterm birth history in operating room staff and nursing wards of Isfahan teaching hospitals.

    Methods

    This descriptive study was performed on 300 women working in nursing wards and operating room of Isfahan educational hospitals in 2017 to 2018. Data collection tool was a questionnaire. The questionnaire included demographic and fertility information, occupational status, and adverse pregnancy outcomes during the last pregnancy. Data were analyzed by SPSS software (version 16) and T-test, Chi-square and Mann-Whitney tests. P

    Results

    In this study, 29 (19.3%) of women working in operating room and 24 (16%) of women working in nursing wards had a history of preterm delivery at last pregnancy that was not significantly different (P = 0.45). 111 operating room staff (74%) experienced more than 3 hours of standing and 42 (28.1%) experienced over 44 hours of work per week. The operating room group was more exposed to anesthetic gases, sterilizing agents, and stressful environments that was statistically significant (P< 0.05). Despite the difference in most adverse occupational situations, no statistically significant difference was found between two groups in terms of preterm delivery risk (P = 0.45).

    Conclusion

    Regarding the frequency of undesirable occupational situations in both groups, especially the operation room group, no significant difference was found between two groups in the incidence of preterm labor. Therefore, it is suggested that a similar study be carried out with a larger sample size and, if possible, at national level and as a prospective cohort.

    Keywords: Nurses, occupational exposure, Operating room, pregnancy, Preterm birth electrophoresis
  • Shahin Bazzazian, Masoumeh Simbar *, Giti Ozgoli, Tahereh Mokhtarian Gilani, Malihe Ghiasvand, Nasrin Azimi, Zahra Kiani, Maryam Hajiesmaeilloo Pages 75-85
    Introduction

    Puberty is the period of developmental changes from childhood to adulthood and the acquisition of fertility. The time of puberty likely affects future risks such as cancer, metabolic syndrome and cardiovascular diseases. Many evidences point to the role of environmental exposure in changing the time of puberty. This review article was performed with aim to investigate the effect of lead on pubertytime in girls and boys based on the studies performed in this field.

    Methods

    In this review article, English and Persian articles related to observational studies which were indexed in databases of Embase, PubMed, Scopus, ISI Web of Science, SID, and Google Scholar during 2000-2018 with different combinations of the keywords of "lead” and "Puberty" were selected from Medical Subject Headings (MESH). From 182 reviewed articles, 12 articled related to the aim were selected based on inclusion and exclusion criteria and quality of reporting articles according to STROBEchecklist. 

    Results

    12 articles were classified in two domains of lead effects on the puberty of girls and boys. The results of most studies showed that there was a statistically significant association between blood lead levels in girls, especially high levels, with delayed appearance of menarche, development of breast and growth of pubic hair. In boys, there was a statistically significant association between blood lead levels, especially high levels, with a delay in the process of puberty, including increased testicular mass and growth of pubic hair.

    Conclusion

    Lead can affect the natural process of puberty, and especially is effective in delaying puberty of girls and boys.

    Keywords: Lead, puberty, puberty delay, puberty precocious, Sexual maturation
  • Leili Hafizi, Malihe Mahmoudinia *, Masoumeh Noori Pages 86-90
    Introduction

    Asherman syndrome (uterine adhesion) occurs due to injuries to the basal layer of endometrium that is usually caused following surgeries of uterine such as curettage and myomectomy. In the next pregnancy, obstetrical complications such as abortion, placenta pravia and acreta may be increased.

    Case presentation

    In this study, a case of amenorrhea after one uncomplicated caesarean section is reported. She had spontaneous pregnancy after treatment with three times histroscopy. In the next pregnancy, she developed severe adhesion to the myometrium, resulting in severe hemorrhage and hysterectomy. 

    Conclusion

    Ashman syndrome may be caused following an uncomplicated cesarean section and may increase the chance of obstetrical complications in next pregnancy.

    Keywords: Asherman syndrome, Cesarean section, Hysteroscopy, placenta acreta
  • Amrollah Shamsi, Mohammad Javad Mansourzadeh * Pages 91-92