فهرست مطالب

پژوهش های راهبردی سیاست - پیاپی 28 (بهار 1398)
  • پیاپی 28 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • حسن خدادی* صفحات 9-36

    عده ای بر این باورند که در سال های پس از انقلاب اسلامی، حفظ شان و عزت طلبی در سیاست خارجی بر منافع ملی رجحان داشته است و از این رهگذر منافع ملی بعضا مغفول واقع شده اند. اما باید بیان کرد این میزان از توجه به شان و عزت جویی می تواند بر گرفته از « فرهنگ استراتژیک منزلت طلب» ایرانیان باشد. این امر نه الزاما بعد از انقلاب اسلامی بلکه، قرن هاست در تعامل ایران با جهان خارج اعمال شده که می توان دوران صفویه را به عنوان یکی از نخستین تجلیات تجربه فرهنگ استراتژیک منزلت طلبی در سیاست خارجی معاصر ایران نام برد. این مقاله با کاربست مفهوم تحلیلی «عزت جویی» و با رویکردی تاریخی و روشی توصیفی تحلیلی، در پی اثبات این فرضیه است که مفاهیم دیگری به جز کسب قدرت و امنیت همچون « عزت جویی» قابلیت تبیین سیاست خارجی ایران را در دوران صفویه دارد و بالتبع آن، پرسش اصلی مقاله پیش رو این گونه است که آیا مفاهیم دیگری به جز کسب «قدرت» و «امنیت» همچون«عزت جویی» با سه مولفه «محدودیت خودخواسته در منازعات»، «اولویت هویت» و «منزلت جویی» قابلیت تبیین سیاست خارجی ایران را در دوران صفویه دارد؟

    کلیدواژگان: سیاست خارجی، عزت جوئی، محدودیت خودخواسته بر منازعات، هویت یابی، منزلت طلبی
  • راحله روحانی*، علی اکبر امینی، ملک تاج خسروی صفحات 37-64
    آشنایی با عصرناصری به دلیل همزمانی باظهورتمدن جدید غرب وهمچنین دوره انتقال ایران به عصرمدرن دارای اهمیت به سزایی است. این مقاله به دنبال ریشه یابی علل شکل نگرفتن ساختارهای لازم برای نوسازی ودرپی آن توسعه انسانی در جامعه ایران عصر ناصری بوده است. شناخت ویژگی های شخصیتی ناصرالدین شاه به دلیل شخصی شدن سیاست درآن دوره کمک شایانی به ریشه یابی عوامل موثر بر موضوع مورد مطالعه داشته است. محقق با روش پدیدار شناسی و با الگو قرار دادن نظریه آبراهام مازلو، شخصیت ناصرالدین شاه را تحلیل و تاثیر آن بر رفتارهای سیاسی اش را بررسی می کند و انعکاس تصمیمات شاه بر جامعه ایران را براساس نظریه پسانوسازی اینگلهارت شناسایی و عوامل موثر برعدم توسعه انسانی در ایران را تحلیل کرده است. فرضیه این پژوهش آن است که محیط زندگی دربار قاجار و عوامل اجتماعی آن دوره، سدی برای رفع نیازهای اساسی ناصرالدین شاه بوده و موجب شکل گیری شخصیت بیمار و مستبد در او شده است. طولانی بودن دوره حکمرانی ناصرالدین شاه موجب تاثیرگذاری شخص او بر تمام ارکان جامعه گشته که  سیاست و حکومت درآن دوره را کاملا تحت تاثیر ویژگی های شخصیتی پادشاه قرار داده بود. شخصیتی که به دلیل کمبودهای فراوان و با تصمیمات اشتباه مانعی برای نوسازی و توسعه اقتصادی و اجتماعی در کشور شد و به تبع آن توسعه انسانی را در فرهنگ ایران عصر ناصری مکتوم گذاشت.
    کلیدواژگان: شخصیت ناصرالدین شاه، تصمیات ناصرالدین شاه، عصر ناصری، نوسازی، توسعه انسانی ایران
  • محمد جواد غلامرضا کاشی*، سوسن ویسی صفحات 65-94

    این مقاله حول مساله اقتدار و نسبت آن با سوژه آزاد مدرن در ایران امروز اختصاص دارد. فرض مقاله آن است که سامان دهی سیاسی جامعه ایرانی از مقطع ورود به دوران مدرن، جز با وصول به الگویی از نسبت میان اقتدار و سوژ گی مقتضی جامعه مدرن امکان پذیر نیست. در دوره های مختلف تلاش های متعددی برای برساختن این دوگانه صورت پذیرفته است به طوری که می توان استدلال کرد؛ تنها اندیشه هایی در عرصه سیاسی ایران اثرگذار بوده اند که در زمینه برقراری نسبت میان سوژه مدرن ایرانی و الگویی از اقتدار سیاسی نقشی ایفا کرده اند. نویسنده در این مقاله می کوشد تا نشان دهد که میراث فکری برآمده از آراء دکتر علی شریعتی، اگرچه خود نیازمند بازخوانی انتقادی است، هم بیانگر مضمون بحران های امروزی ماست و هم طرح اولیه ای برای بازاندیشی نسبت به اقتدار سیاسی و سوژ گی مدرن در ایران امروز به دست می دهد.

    کلیدواژگان: سوبژکتیویته، اقتدار، روشنفکری دینی، مشروعیت سیاسی، علی شریعتی
  • مهسا ادیبی، مجید توسلی رکن آبادی*، سید محمد علی تقوی صفحات 95-122
    از زمان پیروزی انقلاب، گفتمان مسلط غربی تلاش خود در ارائه تصویری دشمنانه از اسلام و در راس آن جمهوری اسلامی را آغاز کرد. امام خمینی که زعامت فکری و عملی انقلاب را در دست داشت برای خنثی کردن این اقدام، عکس العمل متقابل و بی اعتبار کردن سیاست هراس افکنی غرب علیه اسلام شیعی و ایران را در دستورکار قرار داد و با استفاده از شیوه تصویرسازی یا بازتولید و بازنمایی غرب در قالب دیگری به مثابه دشمن و بیگانه، سیاست خارجی ایران را شکل داد. این نوشتار با کاربست رویکرد مطالعات پسااستعماری به عنوان چارچوب نظری و شیوه تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، سعی در شناسایی ابعاد گوناگون این بازنمایی دارد و به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که غرب در گفتمان سیاسی امام خمینی چگونه بازنمایی شده؟ و چه تاثیری بر شکل گیری سیاست خارجی ایران داشته است؟ امام خمینی به ترسیم یک مرز هویتی میان «ما»ی ایرانی و «دیگری» غربی پرداخت و به ترسیم تصویری از غرب اقدام کرد که واجد دال هایی چون امپریالیست، استثمارگر، شیطان، ظالم، مستکبر و طاغوت بود. تصویری که تاکنون تبدیل به نگرش غالب در سیاست خارجی ما شده و نحوه برخورد کنش گران سیاسی را با جهان بیرون شکل داده است.
    کلیدواژگان: امام خمینی، گفتمان، بازنمایی، هم ارزی، پسااستعماری
  • حسین میرچراغ خانی*، مسعود معینی پور صفحات 123-154
    ریشه چیستی، چرایی و چگونگی اندیشه رهبران اجتماعی سیاسی در نظام معرفت شناسی آنان نهفته است. فهم این نظام، کمک می کند تا حلقه های موثر در تحلیل مسائل سیاسی از دیدگاه افراد شناخته شود. با وجود آثار علمی متعدد درباره اندیشه های آیت الله خامنه ای تاکنون اثری به طور خاص نظام معرفت شناسی وی را در تحلیل مسائل اجتماعی سیاسی بررسی نکرده است. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی با رویکردی معرفت شناسانه در صدد کشف نظام معرفت شناسی آیت الله خامنه ای در مسائل اجتماعی سیاسی برآمده است. در پاسخ به این پرسش که آیت الله خامنه ای با چه معیاری به تحلیل مسائل سیاسی می پردازند به این نتیجه می رسیم که نظام معرفت شناسی ایشان  با اتکا به فرآیند چهارگانه شناخت یعنی، امکان شناخت قضیه های سیاسی، قابلیت پذیرش صدق و کذب قضایای سیاسی، امکان تشخیص قضیه سیاسی صادق از کاذب و ارتباط بین قضایای سیاسی به تحلیل مسائل می پردازد. مهمترین وجه تمایز نظام معرفتی وی با سایر تحلیل گران سیاسی در ترکیب داده های تجربی با سنجش های عقلانی و تطبیق وحیانی است.
    کلیدواژگان: معرفت شناسی، اندیشه، نظام، شناخت، سیاسی، اجتماعی، آیت الله خامنه ای
  • قاسم میسایی*، فائز دین پرست، عباس تقی پور صفحات 155-184
    موضوع این نوشتار بررسی جایگاه توسعه سیاسی در برنامه های توسعه ج.ا.ا است. ضمن این که توسعه؛ یک مفهوم کلی و تقسیم ناپذیر است. در این جا صرفا در مقام تحقیق به بررسی جداگانه بعد سیاسی آن پرداخته می شود. بدین منظور با توجه به نظریات موجود، مفهوم توسعه سیاسی شاخص سازی می شود و به سوال ذیل پرداخته می شود: توسعه سیاسی چه جایگاهی در برنامه های پنج ساله سوم، چهارم، پنجم و ششم داشته است؟ به منظور پاسخ گویی به این پرسش از روش تحلیل محتوا استفاده شده است و بندهای برنامه های توسعه به عنوان واحدهای زمینه انتخاب شده اند. یافته های مقاله حاکی از آن است که توسعه سیاسی در سه برنامه توسعه ج.ا.ا مورد توجه بوده است. ولی میزان این توجه در هر یک از برنامه های سه گانه متفاوت است. این میزان توجه در برنامه های سوم، چهارم، پنجم و ششم نیز به ترتیب شامل 31 درصد، 50 درصد، 29 درصد و 43 درصد است. طبق آمار به دست آمده میزان توجه به توسعه سیاسی در برنامه های توسعه، حرکتی افزایشی داشته، با این استثنا که این توجه در برنامه پنجم و ششم نسبت به دو برنامه دیگر کاهش پیدا کرده است.
    کلیدواژگان: برنامه های توسعه، ایران، توسعه سیاسی، تحلیل محتوا، توسعه
  • مهدیه حیدری، حسین دهشیار* صفحات 185-206
    جدی ترین تهدیدی که در یک بحران  بین الملل از سوی هر یک از بازیگران  درگیر در بحران ادراک می شود، تهدید ارزش های اساسی  آنهاست. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی، به دنبال فهم الگوی رفتاری ایران در مدیریت بحران سوریه است. بنابراین پرسش اصلی پژوهش این است که چرا ایران حداکثر خشونت را برای مدیریت بحران سوریه بکار برده است؟ پاسخ احتمالی که مطرح می شود این است که ایران برمبنای برداشت تهدید ارزش های اساسی خود در بحران سوریه، بیشترین میزان خشونت را برای مدیریت بحران به کار برده است. در این پژوهش با کاربست الگوی مکتب استنفورد در مدیریت بحران، به این نتیجه می رسیم که احساس تهدید ارزش های اساسی ایران در بحران سوریه که شامل تهدید تمامیت ارضی ایران، تهدید عمق استراتژیک آن، تهدید فروپاشی محور مقاومت و در نهایت برهم خوردن توازن ایدئولوژیکی منطقه ای، پاسخ خشونت آمیز ایرن  را  ایجاب کرده  است. شیوه گردآوری داده ها و اطلاعات در این نوشتار بر مبنای روش کتابخانه ای است که مشتمل بر استفاده از کتب و مقالات داخلی و خارجی، نشریات و مطبوعات و سایت های اینترنتی معتبر است.
    کلیدواژگان: ادراک تهدید، بحران سوریه، ایران، مکتب استنفورد، ارزش های اساسی
  • حسن بشیر*، محسن امین صفحات 207-238
    سخنرانی سالانه رهبران سیاسی در مجمع عمومی سازمان ملل از بارزترین فرصت ها برای اعضای این سازمان است تا رویکرد بین المللی دولت متبوعشان را در تریبونی جهانی عرضه کنند. در مقاله حاضر ضمن به کارگیری روش های تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان تلاش شده متن سخنرانی حسن روحانی و دانلد ترامپ در مجمع عمومی سال2017م از حیث کمی وکیفی بررسی می شود و گفتمان های مذکور در چارچوب نظریه مدیریت هماهنگ معنا (CMM) به عنوان یکی از نظریات حوزه ارتباطات میان فرهنگی عرضه شود. کاربست این نظریه در تحلیل گفتمان نشان داد، در حالی که سخنان روحانی عمدتا از موضع «معترض»، متوجه مسائل منطقه ای و روابط برابر ایران-جهان بوده؛ ترامپ با اتخاذ موضعی بالا به پایین در مقام «ناظم جهان»، الگویی از دولت و ملت آمریکا را به عنوان برنامه عمل سایر کشورها ارائه کرده است. همچنین بهره مندی از سه سطح تفسیری، انتقادی و کاربردی نظریه CMMروشن کرد که اولا؛ تضادهای هویتی عرضه شده در دو سخنرانی ناشی از الگوی متفاوت جهانی فرهنگ نزد هرکدام از سخنرانان بوده و ثانیا؛ تنها راه حل، اتخاذ راه سومی است که می تواند وجهه تهدیدآمیز یا معترض طرفین را در بستری محترمانه و در عین حال عادلانه به مفاهمه، گفتگو و تعامل مبدل سازد و امکان ارتباطات دوسویه را در قالب سازمان های فراملی فراهم آورد.
    کلیدواژگان: ایران و امریکا، روحانی، ترامپ، مدیریت هماهنگ معنا، تحلیل گفتمان پدام
  • فرزاد رستمی، قدرت احمدیان، حمیدرضا کریمی* صفحات 239-265

    ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا دو کنشگر مهم در عرصه جهانی اند که از نقشی تاثیرگذار در معادلات بین المللی برخوردارند و برخورد منافع آن ها با یکدیگر طبیعی به نظر می رسد. اما به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا اختلاف نظرهای بین بروکسل و واشنگتن را تشدید کرده است. در این میان توافق هسته ای ایران و 1+5 که از یک سو مورد حمایت اروپا و از سوی دیگر مورد خشم ترامپ قرار دارد. آینده مبهمی را پیش روی خود می بیند. سعی این مقاله، پاسخ گویی به این سوال است که چه سناریویی در مواجهه با این موضوع می تواند در دستور کار اتحادیه اروپا قرار گیرد؟ در پاسخ به این سوال، ضمن بررسی دیدگاه اروپایی و دیدگاه آمریکایی مقابل آن، چهار سناریو بررسی شد که عبارت اند از: سناریوی اول؛ دور شدن اتحادیه اروپا و ایالات متحده و واگرایی در روابط فراآتلانتیک، سناریوی دوم؛ هم نوایی و هم سویی با ایالات متحده، سناریوی سوم؛ متقاعد کردن ترامپ به حفظ برجام ضمن تعهد به هم گرایی در روابط فراآتلانتیک و سناریوی چهارم؛ سیاست کج دار و مریز اروپا و آمریکا در دوره ترامپ. روش تحقیق در این مقاله سناریونویسی در چارچوب نظریه بازی ها است.

    کلیدواژگان: اتحادیه، اروپا، آمریکا، توافق، هسته ای
  • محمود مقدس*، امیر نورانی مکرم دوست صفحات 267-292
    تحولات چند سال اخیر شمال آفریقا که به برکناری دیکتاتوری های قدیمی تونس و مصر منجر شد از جمله حوادث جالب و شگفت چند سال اخیر محسوب می شود که اذهان بسیاری از اندیشمندان را متوجه خود کرده است. این مقاله قصد دارد خوانشی تازه از علل وقوع تحولات مصر در سال 2011 که به برکناری حسنی مبارک منجر شد ارائه کند. لذا، در پاسخ به چرایی وقوع انقلاب مصر، از رویکرد ساختاری نئوپاتریمونیالیسم در تبیین این پدیده استفاده می شود چراکه اعتقاد بر این است که بهتر می تواند خاستگاه ها و ریشه های تحولات فوق را تبیین کند. در این راستا، این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که ماهیت نئوپاتریمونیال حکومت مصر با ویژگی های خاص خود همچون شخصی بودن قدرت، حامی پروری، فساد، وابستگی به قدرت خارجی با دست کاری در ماهیت ساز و کارهای جامعه مدنی همچون احزاب، سندیکاها، بخش خصوصی به تشدید ناکارآمدی رژیم و در نتیجه اعتراضات مردمی سال 2011 انجامیده است.
    کلیدواژگان: مصر، انقلاب، نئوپاتریمونیالیسم، جامعه مدنی، بخش خصوصی
  • بهروز نامداری*، کیهان برزگر صفحات 293-324

    این مقاله به بررسی نقش منابع غیرمتعارف نفت بر ساختار درونی و تصمیم گیری های سازمان اوپک می پردازد. نحوه تعامل اعضا در سازمان اوپک نشان می دهد که منابع جدید نفت شیل نحوه رفتار متقابل و تصمیم گیری درون این سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد. از آنجا که جایگاه و قدرت این سازمان بین المللی، همواره تحت تاثیر اختلافات ساختاری درون این سازمان بوده است و تولید از منابع نامتعارف نفت که قسمت عمده آن در خارج از حوزه سرزمینی اعضای اوپک است، می تواند به تعمیق اختلافات در درون این سازمان و یا ترمیم آنها بینجامد، هرگونه تغییر اساسی در میزان تاثیرگذاری اوپک در اقتصاد جهانی می تواند کلیت وجودی آن را تحت تاثیر قرار دهد. این نوشتار با استفاده از متغیر تاریخی اختلافات درون سازمان اوپک و انطباق آن با سناریوهای کمی آتی تولید نفت از منابع متعارف و غیرمتعارف به این نتیجه می رسد که ورود و تداوم متغیر نفت شیل به بازار بین المللی انرژی، همزمان می تواند عامل تداوم و استحکام سازمان اوپک و یا از هم گسیختگی این سازمان بین المللی بعد از چندین دهه فعالیت در بازار انرژی جهانی شود.

    کلیدواژگان: منابع نامتعارف شیل، اوپک، همگرایی، خاورمیانه، خلیج فارس
|
  • Hasan Khodadi * Pages 9-36

    Some believe that in the years after the Islamic Revolution, their preservation and self-respect in foreign policy have been superior to national interests, and national interests have often been neglected. But it should be said that this amount of attention and dignity can be derived from the "decent dignitaries" of Iranians. In fact, this is not necessarily after the Islamic Revolution, but for centuries, has been implicated in Iran's engagement with the outside world, which can be called the Safavits era as one of the first manifestations of the experience of a strategic culture of domination in contemporary Iran's foreign policy. Therefore, the present article, using the analytical concept of "dignity" and with a historical and descriptive analytical approach, seeks to prove that other concepts, other than the acquisition of power and security, such as "dignity," have the ability to explain Iranian foreign policy during the Safavits period And, in the end, the main question of the current research is whether other concepts, other than the acquisition of "power" and "security", such as "pride", along with the three components of "self-imposed restriction in conflict", the "priority of identity" and "dignity" have the capability for the explanation of Iran's foreign policy during the Safavits era?

    Keywords: Foreign policy, dignity, self-imposed restrictions on conflicts, identification, domination
  • Rahele Rohani *, Ali Akbar Amini, Malek Taj Khosravi Pages 37-64
    Being Familiar with Naseri era, due to it’s concurrency with the emerge of new civilization in west also the transition period of Iran moving to modern era is of a great importance.
    This article has been seeking the roots in the lack of forming the neccessary struchures for modernization and subsequent human developments in Iranian society of the Haseriera.Recogniting the personality traits of NaserAl-Dinshah, due toth. Personalization of politics during that period it has helped to find the roots of the factors influencing the subject matter. Researcher whitphenomemology method has analyzed Naser AlDinshah’s character and it’s influence on his political behavior based on Abraham Maslow’s theory;and aswell analyzed the reflection ofking’s decisions on Iranian society based on Inglehart’s post-modernization theory,andthefactors influencinghuman underdevelopment in IranThe hypothesis of this research is that life environment of Qajar court were a barrier to NaserAl-Dinshah’s basic needsand coused his tyrant character to be shaped.The longterm reign of NaserAl-Dinshah led to his influence on all aspects of socity, so politics and government were fully influenced by the king’s personality traits in that period.The person who,due to various short comings and mistalcen decision, was an obstacle to modernization in the country,and as a result, he mode human development in Iranian culture in Naseri era concealed.
    Keywords: Naser Al-Din shah’s character, Naser Al-Din shah’s decisions, Naseri era, Modernization, Human development in Iran
  • Mohammad javad gholamreza kashi*, Susan Veisi Pages 65-94

    This article focuses on the issue of authority and its relation to the modern free subject in Iran today. The hypothesis of the paper is that the political organization of the Iranian society from the time of the arrival of modern times, with the exception of a model, is not possible with a model of the relation between the authority and the subject of the modern society. The failure of this model has been an explanatory factor of political legitimacy in modern Iran. Of course, various attempts have been made to construct this duality in such a way that it can be argued that only ideas in the political arena of Iran have played a role in establishing a relationship between the modern Iranian subject and a model of political authority. In this article, the author tries to demonstrate that the intellectual heritage deriving from Dr. Ali Shariati's thoughts, although he himself needs to be criticized, provides a preliminary plan for rethinking political authority and modern subjects in today's Iran. This article specifically explores the relation between subject and authority in Dr. Shariati's thoughts.

    Keywords: Subjectivity, authority, Religious Intellect, political legitimacy, Ali Shariati
  • Mahsa Adibi, Majid Tavasoli Roknabadi *, Seyed Mohammad Ali Taghavi Pages 95-122
    Since the triumph of the Islamic Revolution, when Iran became the center of Islamic political movement in the Islamic world, the West led by the US portrayed a hostile image of Islam and the Islamic Republic of Iran. Theorists and leaders of the Islamic Revolution such as Imam Khomeini, in order to counterbalance this move, portrayed the West as their other and the enemy. Ever since, such an image of the West formed Iran’s foreign policy. In this article, using Laclau and Mouffe’s discourse analyses method and the post-colonial theoretical model, authors explore Imam Khomeini’s political discourse. The main question in this research is how the West as the other is represented in Imam Khomeini’s discourse, and how such a representation is affected Iran’s post-revolutionary foreign policy. Based on the hypothesis of this research؛ Imam Khomeini began to draw a boundary between the "us" of Iran and "the other" of the West and proceeded to produce an image of the West, which featured signs such as imperialist, exploiter, devil, tyranny, arrogant, and tyrannical, an image that has become the dominant attitude in our foreign policy. It has shaped the way that political activists are confronted with the outside world.
    Keywords: Imam Khomeini, the West, otherness, representation, post Colonial
  • Hossein Mircheraghkhani *, Masood Moeinipour Pages 123-154
    The root of the nature, the reasons and the quality of sociopolitical leaders' thought is hidden in their epistemological system. Understanding this system helps to recognize the influential components in analyzing sociopolitical issues from the viewpoint of the person. Although there are many scientific works regarding the thoughts of Ayatollah Khamenei, there has not been a work which investigates his epistemological system in analyzing sociopolitical issues.  Using a descriptive-analytical method and having an epistemological approach, seeks to discover the epistemological system of Ayatollah Khamenei in sociopolitical issues. In answering the question that what criteria Ayatollah Khamenei uses in analyzing sociopolitical issues, we came to the conclusion that his epistemological system analyzes the sociopolitical issues by relying on the four processes of recognition that is the possibility of recognizing political issues, the capability of accepting the truth or falsehood of political events, the possibility of recognizing the true political event from the false one and the relationship between political events. The most important distinction of his epistemological system from that of other political analysts is the combination of experiential data with logical evaluations and revelational adjustment.
    Keywords: epistemology, Thought, System, cognition, Political, social, Ayatollah Khamenei
  • Ghasem Misaei *, Faez Dinparast, Abas Taghipoor Pages 155-184
    This article studies the position of the political development in the Islamic Republic of Iran development programs. Development is a general concept and indivisible, in this article its political section is considered and the following question is studied: what is the position of the political development in the third, fourth, fifth and sixth programs? In order to answer to this question, context analysis is used and development programs are selected as background. The findings of the research indicate that the political development in four development programs of the Islamic Republic of Iran has been considered. However, the amount of attention in each of the four programs was different. This amount of attention in the third, fourth, fifth and sixth programs is 31 Percent, 50 Percent, 29 Percent, and 43 Percent respectively. According to statistics, there is an increasing amount of attention to the political development in development plans, with the exception that this focus in the fifth and sixth programs have decreased compared to the other two programs.
    Keywords: development programs, Iran, Political Development, Context analysis, Development
  • Mahdieh Heydari, HOSSIEN DAHESHIAR * Pages 185-206
    The most serious threat that is perceived by each of the carriers involved in the crisis in an international crisis is "the threat of their fundamental values." Through an analytical descriptive method, this paper seeks to understand why Iran's direct violence to manage crises Syria. So the main question of the research is why Iran is using maximum violence to manage the Syrian crisis? The temporary response is that Iran has used the highest levels of violence to manage the crisis on the basis of the perception of the threat to its fundamental values ​​in the Syrian crisis. In this study, using Stanford's model of crisis management, we conclude that the perception of the threat to Iran's fundamental values ​​in the Syrian crisis that threatens Iran's territorial integrity, its strategic depth, the threat of the collapse of the resistance axis, and, ultimately, the imbalance of ideology in area in the Syrian crisis has called for a violent response from Iran. The data collection and information collection in this study is based on a library method that includes the use of internal books and articles and foreign, publications and press and internet sites are valid.
    Keywords: Perception of Threat, Syrian Crisis, Iran, Stanford School, Basic Values
  • Hassan Bashir *, Mohsen Amin Pages 207-238
    The annual speeches of the political leaders at the UN General Assembly are the most visible opportunities for the members of the organization to present their international approach to their global government at the global platform. In this paper, using content analysis methods and analyzing discourse, the text of the speeches of Hassan Rouhani and Donald Tramp at the general assembly of 2017 will be examined in quantitative and qualitative terms and discussed in the context of CMM as one of the ideas of the field of between Cultural communication. The application of this theory in our analysis showed that while Rouhani's speeches were mostly from the "protestor" position, he addressed regional issues and equal relations with Iran-the world; Tramp, adopting a top-down position as the "moderator of the world", depicted a pattern of the state and the nation of America As an action plan for other countries. Also, the use of three interpretive, critical, and applied levels of CMM theory clarified that, firstly, the identity contradictions presented in two speeches deriving from a different global pattern of culture were with each speaker, and secondly, the only solution was to adopt a third way that could have the threatening or objectionable side of the parties In a dignified and equitable manner, to engage in communication, dialogue and engagement, and provide for cross-border communication in the form of transnational organizations
    Keywords: Iran, the U.S, Rouhani, Trump, Coordinated Management of meaning, PDAM Discourse Analysis
  • hamidreza karimi*, Farzad Rostami, Ghodrat Ahmadian Pages 239-265

    The United States of America and European Union are the two important actors in the international arena (world arena) whose roles are so effective in international interactions that the clash of their interests seems normal. But the conflicts between Brussels and Washington has been intensified by Donald Trump’s getting to power as the president of the United States of America. Now the Nuclear Agreement between Islamic Republic of Iran and 5+1 which is supported by Europe in one side and criticized by Trump in the other, has been faced with an ambiguous future. This article seeks to answer this question that what is the scenario which can be taken by European Union to deal with this matter? To come over (reply or answer) this question, four scenarios have been considered checking the American and European viewpoints to this matter: The United States and European Union moving away from each other and Divergence in Trans-Atlantic Relations, Convergence between EU and the US, Persuading Trump to maintain BARJAM having commitment to Convergence in Trans-Atlantic Relations and the US and Europe conservative politics in Trump era. The methodology in this article is scenario writing and based on games theory.

    Keywords: European, Union, United, States, JCPOA
  • Mahmoud Moqaddas *, Amir Nourani Mokarram Doust Pages 267-292
    The events of North Africa, led to the overthrow of old dictatorships of Tunisia and Egypt are of the most interesting incidents of these years which have attracted the eyes of many scholars. The paper tries to take a new look at the causes of Egypt revolution in 2011 led to Hosni Mubarak overthrown. Thus, in order to find out the causes, the structural approach of neopatrimonialism is applied because it is believed that this approach can explain better the political, sociological and economic roots of the revolution altogether. In doing so, this hypothesis is going to be tested that The neo-patrimonial nature of the Egyptian government has led to the deterioration of the regime's ineffectiveness as a result of popular protests in 2011, with its specific characteristics, such as personal power, patronage, corruption, dependence on foreign power by manipulating the nature of civil society mechanisms such as parties, unions, the private sector.
    Keywords: Egypt, revolution, neo-patrimonialism, civil society, private sector
  • Behrooz Namdari *, Kayhan Barzegar Pages 293-324

    This article examines the role of unconventional oil resources on the internal structure and decisions taken by OPEC. The way members of OPEC are interacting shows that new shale oil resources influence the mutual behavior and decision making of the OPEC. Since the position and power of this international organization has always been influenced by its structural disagreements and production from the unconventional resources of oil, which its majority part is out of territory of OPEC members, Could end in depending differences inside the organization or it will repair them, any majority changes in the OPEC’s impact on the global economy, may influence it’s total existence. This research by using historical variables of differences within the OPEC and its adaptation with future quantity scenarios of the oil production from the conventional and unconventional sources comes to the conclusion that entry and continuity of the shale oil variable into the international energy market at the same time, could be the element for the continuity and strength of opec organization or may cause breakdown of this organization after several decades of its activity in the world energy market.

    Keywords: unconventional Shale oil resources, OPEC, Middle East, Persian Gulf, Convergence