فهرست مطالب

اندیشه نوین دینی - پیاپی 57 (تابستان 1398)
  • پیاپی 57 (تابستان 1398)
  • 170 صفحه، بهای روی جلد: 290,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1398/06/16
  • تعداد عناوین: 11
|
  • محمد سعیدی مهر*، احمد صادقی علویجه صفحات 7-18

    یکی از مسائل دشوار مبحث جبر و اختیار، چگونگی تفسیر نظریه «امربین الامرین» و جمع فاعلیت مطلقه الهی در صحنه نظام عالم با فاعلیت مختارانه انسان در افعال خویش است. ادله عقلی و وجدانی و نیز آیات قرآنی بر تاثیر هر دو یعنی خداوند و انسان در فعل اختیاری انسان گواهی می‌دهند. اما چگونگی تاثیر دو فاعل مختار در فعل واحد، و پیچیدگی‌های فراوان مسئله، بسیاری از تقریرها و تمثیل‌های بسیط کلامی امربین‌الامرین را با مشکل ناکارآمدی و نارسایی در تبیین مواجه ساخته است؛ به‌طوری که این قرائت‌ها در مواجهه با این مسئله، غالبا به‌سوی تفویض کشیده می‌شوند و از عهده تعیین و تبیین نقش حق تعالی در فعل اختیاری انسان برنمی‌آیند. در مقاله حاضر، بعد از تحلیل آیات مربوط به مسئله و شواهد نقلی نظریه امربین‌الامرین، تفسیرهای متکلمان از این نظریه در هفت دسته کلی مورد تحلیل و نقد قرار گرفته و میزان کارآیی آنها در پاسخ به مسئله فوق، ضعیف ارزیابی شده است.
     
     

    کلیدواژگان: جبر و اختیار، امربین الامرین، توحید افعالی، فاعلیت انسان، کلام شیعه
  • علی ارشد ریاحی* صفحات 19-30

    فخررازی بر این باور است که حصول ایمان و یا کفر در انسان تنها به‌وسیله ایجاد مستقیم و بی‌واسطه خداوند است. به این دیدگاه، نظریه «خلق الایمان و الکفر» می‌گوییم. در این مقاله ابتدا مهم‌ترین ادله فخر رازی برای اثبات این نظریه، توسط نگارنده، به روش تحلیل محتوا و با استدلال‌های عقلی مورد نقد و بررسی قرار گرفته و معلوم شده است که هیچ یک از 7 دلیل او صحیح نیست. سپس تفسیرهایی که او تحت تاثیر این دیدگاه ارائه کرده، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. به این منظور تمامی آیاتی که وی تحت تاثیر این دیدگاه، برخلاف معنای ظاهری تفسیر کرده است، جمع‌آوری شده و با توجه به سایر آیات، لوازم و پیامدهای تفسیرهای رازی و معنای ظاهری الفاظ، صحت و سقم برداشت‌های او توسط نگارنده، معین شده و این نتیجه به دست آمده است که هیچ یک از 12 تفسیر فخر رازی (که تحت تاثیر نظریه مذکور ارائه شده است) صحیح نیست.
     
     

    کلیدواژگان: فخررازی، ایمان، کفر، اختیار، فاعل بالاراده
  • راضیه سیروسی*، فاطمه جان احمدی صفحات 31-42

    از آغازین سال‌های ظهور اسلام و گسترش آن در سرزمین‌های مسیحی‌نشین، موضع‌گیری متفاوتی نسبت به اسلام و به‌خصوص پیامبر(ص) گرفته شد و عمده این مواضع، قالب مقابله داشت. پس از قرن هفدهم میلادی، با ترجمه قرآن به زبان‌های اروپایی و پیدایش کرسی‌های زبان عربی، تا حدودی زمینه نگاه متعادل‌تر نسبت به زندگانی پیامبر(ص)، فراهم شد، اما پیدایش هژمونی استعمار در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، محققان جدیدی را به عرصه آورد که با وجود تجهیز به سلاح علم، انگیزه‌های استعماری دول خود را تامین می‌کردند. ویلیام مویر، یکی از مهم‌ترین نمایندگان استعمار است که کتاب وی با عنوان زندگانی محومت، از جمله منابع مورد استفاده اسلام‌شناسان محسوب می‌شود. در مقاله حاضر، پس از بیان نظریات مویر درباره وحی، با استفاده از استدلال‌های عقلانی و صحت سنجی روایات، بدان پاسخ داده شده است. نتایج، نشان داد که مویر، به گزینش روایات ساختگی روی آورده و با حذف برخی از روایات و برگرداندن معنای آن، تنها براساس پیش‌فرض ذهنی خود عمل کرده است.
     
     
     

    کلیدواژگان: ویلیام مویر، حضرت محمد(ص)، وحی، اسلام
  • سهراب حقیقت* صفحات 43-56

    در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی بیان می‌کنیم که ابن‌سینا در نظام مابعدالطبیعی خود پیشرو الهیات فلسفی می‌باشد. وی با تحلیل عقلی وجود بما هو وجود، وجود واجب‌الوجود را اثبات می‌کند. سپس با تامل در وجود واجب‌الوجود به اثبات صفات واجب و از تحلیل صفات واجب به اثبات افعال واجب‌الوجود می‌پردازد. با تکیه بر چنین رویکردی ضمن اینکه می‌توان الگوی فکری ابن‌سینا را در حوزه الهیات فلسفی مطرح کرد، به منتقدان فلسفه ابن‌سینا که وی را متکلم پنداشته یا فلسفه وی را صرفا در چارچوب فلسفه ارسطو قرار می‌دهند، پاسخ داد. در آخر بررسی می‌شود که ابن‌سینا در سیر فلسفی خویش برای ارائه راه جدید در الهیات یعنی الهیات فلسفی تا چه اندازه مدیون فارابی است؟ و تا چه حدی در آرای خداشناختی هنری گنتی فیلسوف مسیحی قرن سیزدهم تاثیر گذاشته است؟

     
     

    کلیدواژگان: وجود، واجب الوجود، الهیات فلسفی، ابن سینا، فارابی، هنری گنتی
  • ابوذر رجبی*، حمید احتشام کیا صفحات 57-70

    آیه هفتم سوره آل‌عمران از «دسته‌بندی کلان آیات قرآن به محکمات و متشابهات و علم به تاویل آنها» سخن گفته که مدلول آن مورد مناقشه مفسران و متکلمان بوده است. برخی از ایشان در اثر تفسیری که از واژه «متشابه» داشته‌اند، زبان قرآن را در بخش متشابهات آن، فهم‌ناپذیر یا رازآلوده خوانده‌اند. پژوهش حاضر با روشی توصیفی تحلیلی به معناشناسی «متشابه» در آیه مذکور و بررسی دلالت آن بر فهم‌ناپذیری یا رازآلودگی زبان قرآن، از منظر ابن‌تیمیه و تاثیرپذیری وی از سلف از جمله احمد بن حنبل می‌پردازد. ابن‌تیمیه از چهره‌های سرشناس و تاثیرگذار جهان اسلام است. برخی از جریان‌های معاصر چون سلفی‌گری و وهابیت تحت تاثیر تفکرات او قرار دارند که این خود مهم‌ترین دلیل برای بازخوانی و بررسی مبانی فکری و علمی ایشان است. گردآوری و جمع‌بندی دیدگاه ابن‌تیمیه از منابع دسته اول و انسجام‌بخشی به آن در ساختاری نوین و نشان دادن تاثیرپذیری ابن‌تیمیه از احمد بن حنبل در دیدگاه خود از ویژگی‌های بارز این اثر می‌باشد. ابن‌تیمیه ضمن رد هرگونه رازآلودگی و وصف‌ناپذیری زبان قرآن در بخش متشابهات، دیدگاه‌های مذکور را برگرفته از عدم فهم صحیح واژه «متشابه» و خلط بین معانی «تاویل» می‌داند.
     
     

    کلیدواژگان: زبان قرآن، زبان دین، رازآلودگی، وصف ناپذیری، فهم ناپذیری، تجهیل، تعطیل
  • اصغر آقایی*، حسین اترک صفحات 71-82

    یکی از نظریات ارائه‌شده در پدیدارشناسی وحی، نظریه «رویاهای رسولانه» سروش است. این نظریه، وحی را گزارشات پیامبر از رویاهای وی می‌داند. پژوهش حاضر، این نظریه را از جهت توجیه و لوازم خودگفته نظریه‌پرداز، بدون پرداختن به دیگر لوازم و نتائج منفی آن، نقد و بررسی کرده است. به نظر می‌رسد مهم‌ترین اشکال نظریه، مربوط به مقام توجیه و ذکر دلایل ناکافی در اثبات مدعای اصلی آن یعنی رویاانگاری وحی است. این نظریه در مقام توجیه مرتکب مغالطات متعددی چون «خلط نسبت»، «دلیل نامربوط» و «تعمیم شتاب‌زده» شده است و جامعیت لازم را در رجوع به منابع و تحلیل ساختاری قرآن ندارد. علاوه بر اینکه با نظرات دیگر سروش، چون نظریه بسط تجربه نبوی در تعارض است. این نظریه نه‌تنها فواید برشمرده نظریه‌پرداز را ندارد؛ بلکه در عین نگشودن پیچیدگی‌های موجود در تفسیر قرآن، خود در غموض «تعبیر» افتاده است و نه‌تنها معضلات کلامی را حل نکرده است، بلکه معضلات جدیدتری چون چگونگی حجیت رویاهالای رسولانه ایجاد کرده است.

     
     

    کلیدواژگان: وحی، رویاهای رسولانه، سروش، وحی رسالی، مغالطات
  • حمیدرضا شب بویی*، علی الله بداشتی صفحات 83-94

    یکی از مراتب توحید افعالی، توحید در حاکمیت است. با رجوع به مباحث عقلی حکمای متقدم، علی‌الخصوص حکمای اسلامی تعاریف نزدیک به هم از حکومت بشری و انواع آن به چشم می‌خورد. هدف از نگارش این مقاله تحلیل و بررسی رابطه این دو عنوان از منظر فلسفه وکلام اسلامی و ارائه تعریفی دقیق از رابطه حقیقی و اعتباری (مجازی) بین توحید در حاکمیت باولایت (حکومت) بشری است.
    در این مقاله به تفصیل جایگاه توحید در حاکمیت با استخراج از منابع فلسفه و کلام اسلامی پرداختیم و مسلمات اعتقادی در کلام اسلامی را بررسی نمودیم؛ لذا مفهوم واقعی حکومت بشری را این‌گونه به دست آوردیم که رابطه اصیل حکومت و ولایت بشری در طول توحید در حاکمیت بوده و یک رابطه مستقیم و اصیل است و حاکم بشری اگر همان حاکمی باشد که واجب تعالی تعیین کرده است، حکومت بشری بالاصاله، مطابق با واقع و در طول آن قرار دارد. درغیر این صورت حکومتی، غیر مطابق با واقع و کاذب است. به‌طور کلی این مقاله مشخص می نماید که حکومت بشری یکی از شئونات توحید در حاکمیت و از لوازم موحد بودن به این مقوله است.
     

    کلیدواژگان: توحید، حاکمیت، رابطه حقیقی، حکومت بشری، اعتباری
  • محمد مهدوی*، عمران عباسپور، سید حسین علیانسب صفحات 95-106

    تحقیق حاضر درصدد است پارادوکس‌های وهابیت در خصوص چالش بزرگی که بین تحفظ به ظواهر و سیره سلف از یک سو، و پذیرش پیشرفت‌های بی‌وقفه و اجتناب‌ناپذیر بشری است، تبیین و شواهد این امر ارائه شود. پژوهش حاضر در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای و در استنتاج از روش توصیفی تحلیلی بهره برده است. یافته‌ها حاکی از آن است که تناقض‌ها و ابهامات زیادی در بسیاری از جنبه‌های زندگی اجتماعی و فعالیت‌های اسلامی در عربستان وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: تناقضات گذشته‌گرایی با گذشته‌زدایی، نگرش به جایگاه زن، نگرش به حجاب، برخورد با دستاوردهای تمدن جدید و مواجهه با انتخابات و دموکراسی. ماحصل پژوهش حاضر این است که منشا همه این پارادوکس‌ها، واپس‌گرایی، انعطاف‌ناپذیری و عقل‌زدایی آیین وهابیت و تاکید بر نقل‌گرایی و مخالفت با مظاهر تمدن جدید و انکار تاویل، است که بر نگرش و اصول فکری جریان سلفی‌گری حاکم است.

     

    کلیدواژگان: وهابیت، سلفی گری، نوگرایی، پارادوکس، نقل گرایی، انکار تاویل
  • بهادر نامدارپور* صفحات 107-120

    نجات بشر، یکی از دغدغه های مهم ادیان الهی است، با این وصف آیا نجات اخروی انسان، صرفا وجه برون‌ذاتی دارد یا علاوه بر آن و حتی مقدم بر آن، دارای وجه درون‌ذاتی (فطری) هم می‌باشد؟ این مقاله در صدد است به روش توصیفی تحلیلی، ربط وثیق میان فطرت و نجات از نگاه ملاصدرا را تبیین کند. برای این منظور پس از بیان مختصر مفهوم فطرت و چیستی نجات، با ارائه چهار دلیل: 1. همپوشانی امور فطری سرنوشت‌ساز با مولفه‌های نجات، 2. اصل تطابق و تفاهم عقل و شرع، 3. فطری بودن توحید و تقوی و عرضی بودن کفر و فسق در موجود انسانی، 4. خاستگاه مشترک نجات‌جویی و کمال‌طلبی انسان، به توجیه نحوه ابتناء آموزه نجات بر فطرت در اندیشه صدرا پرداخته شده است. ماحصل تحقیق حاضر این است که اگر نسل بشر به فطرت مستقیم و اصیل خود بازگشت نموده و از تشخیص عقل سلیم و گرایش قلب سلیم تبعیت کند، همین حداقل آموزه‌های فطرت می‌تواند دستمایه نجات او شود. چه، فطرت در ادبیات شیعه، به‌مثابه برنامه درون‌ذاتی نجات انسان (پیامبر باطنی) تلقی شده است.
     
     
     
     

    کلیدواژگان: الهیات شیعه، فطرت، نجات، ایمان، عمل صالح، ملاصدرا
  • محمدعلی ایزدی*، عزالدین رضانژاد صفحات 121-134

    توسل به‌معنای واسطه قرار دادن شیءای، عملی و یا شخصی در پیشگاه خداوند، با هدف تقرب به حضرت حق، دارای اقسامی است. ابن‌تیمیه ضمن پذیرش برخی از اقسام آن، توسل به ارواح اولیا را بدعت، شرک و غیرمشروع دانسته، و متوسلین به ارواح را محدورالدم معرفی می‌کند. ایشان، چون از یک سو در حوزه کشف معارف دین، نقل‌گرای افراطی، و در حوزه معنی‌شناسی، ظاهرگرا هستند، و برای صحابه، تابعین و تابعین تابعین مرجعیت علمی قائلند، و از سوی دیگر برداشت نادرستی از مفهوم «توحید، شرک و عبادت» دارند، و به پیش‌فرض‌های سایر مسلمان‌ها توجه ندارند، از این‌رو برخلاف اکثریت مسلمان‌ها توسل به ارواح را غیرمشروع می‌دانند. در مقاله پیش‌رو با استفاده از روش اسنادی، تحلیلی به بررسی دیدگاه ایشان پرداخته شده، و براساس کاوش‌های صورت گرفته در منابع معتبر اهل‌سنت و شیعه مشروعیت توسل به ارواح اولیا ثابت شده است.

       
     
     

    کلیدواژگان: ابن تیمیه، استغاثه، استمداد، ارواح اولیا، توسل
  • محمد شریفانی* صفحات 135-144

    پوزیتیویسم، در دو چهره کنتی و منطقی، مدعی انحصار معرفت به امور محسوس و موهوم یا بی‌معنا بودن مفاهیم و گزاره‌های متعلق به امور متافیزیکی اعم از فلسفی، دینی و اخلاقی است. این مکتب در فرایند و ابعاد معرفت بشری از پاسخگویی به منشا تصورات، منشا تصدیقات و قلمرو معرفت ناتوان بوده و راه به شکاکیت می‌برد؛ اما حکمت صدرایی با دقت‌های عقلی عمیق بر مفهوم معرفت، علاوه‌بر ارائه معیار قاطع در تعریف معرفت، ملاک تقسیم آن به حضوری و حصولی، احکام معرفتهای تصوری و تصدیقی را تبیین کرده است. براساس این مکتب، معرفت‌های تصوری و تصدیقی هم منشا حسی و هم منشا فراحسی دارند و به‌تبع این، مفاهیم و گزاره‌های فراحسی، ازجمله معرفتهای دینی و اخلاقی، قابل درک، تبیین و اثبات صدق می‌باشند. پژوهش حاضر براساس آراء موجود در منابع دو مکتب، محورهای یادشده را در دیدگاه دو مکتب بررسی و در نهایت معناداری، ارزش و عقلانیت معرفتهای دینی و فراحسی را در حکمت صدرایی ارائه کرده است.
     

    کلیدواژگان: معرفت، حکمت صدرایی، پوزیتیویسم، علم حضوری، تصور، تصدیق، معناداری، گزاره های دینی
|
  • Mohammad Saeedimehr *, Ahmad Sadeqi Alavijeh Pages 7-18

    One of the difficult issues of free will and determinism is how to explain the theory of "Amri bain al-Amrain" and to reconcile God`s Absolute Agency in the world system of creation and the human optonal agency in his actions. The rational and inner arguments, as well as the Qur'anic verses, agree with the God`s and human effects in the human optional actions. But the problem of how the two optional agents influence the same action and its being very complicated have caused many interpretations of the theory of amri baini amrain to be incomplete in such a way that most of the interpretations have been led to absolute free will, tafwiz and they can not determine and explain the effect of God in the human beings` optional actions. In the present article, after analyzing the verses of the problem and the evidences of the theory of amiri baini amrian, the interpretations of the theologians have been analyzed and criticized in this regard in seven general categories, and their authority has been weakened in response to the above problem.

    Keywords: Free Will, Determinism, Amri Baini Amrain, Divine`s Oneness in Actions, Human Agency, Shiite Theology
  • Aliarshad Riahi * Pages 19-30

    Fakhr Razi believes that human belief or disbelief come from by direct and immediate creation of God only. The view is called the theory of khalqi iman and kufr. In this study, firstly, Fakhr Razi`s main arguments for the theory have been criticized, through content analysis and rational reasoning. As explained in the paper, none of his seven reasons may be taken as correct. Then his cases of Quranic interpretations being influenced by the theory have been criticized. For this purpose, all the verses interpreted based on the theory contrary to the apparent meaning of the words and verses, have been gathered and according to other verses, the consequences of his mysterious interpretations and the apparent meaning of the words, the correctness and incorrectness of his perceptions have been determined. And, finally, it has been concluded that none of the 12 interpretations of Fakhr Raz may be taken as incorrect.

    Keywords: Fakhr Razi, Faith, Disbelief, Authority, Agent of Will
  • Raziyeh Sirousi *, Fatemeh Janahmadi Pages 31-42

    From the early years of the emergence of Islam and its spreading in the Christian lands, a different positions was taken against Islam, and especially against the Prophet (s) most of which were in the form of struggle. After the seventeenth century when the Qur'an has been translated into European languages and the teaching circles for Arabic languages were estalished, to some extent a more balanced view to the Prophet`s life was provided. The appearance of colonization1`s hegemony in the ninth century and early of the tenth, however, created new researchrs to prepare their colonialist states` purposes. William Muir is one of the most important representatives of colonialism, whose book "The Life of Mahomet", is included among the sources used by those studying Islam. In this article, after expressing Muir's views on revelation, the authors, using rational arguments and verification of narratives, have criticised his view. It has been made clear that Muir has tended to the false narratives and, eliminating some of the traditions and reversing their meaning, he has based his view the basis of his mental presupposition.

    Keywords: William Muir, Prophet Muhammad (s), Revelation, Islam
  • Sohrab Haghighat Pages 43-56

    In this article, using the comparative analytical method, we state that Ibn Sina in his metaphysical system is leading in philosophcal divinity. Analyzing existence per se, he proves the existence of the Necessary Existence. Then, by contemplating the existence of the Necessary Existence, he proves the Attributes of the Necessary Existence and, then begins to study the Necessarie`s actions. Relying on such an approach, while introducing Ibn Sina's intellectual model in the field of philosophical divinity, one may argues against those viewing him as being a theologian or being restricted to Aristotle philosophy. Finally, it ha been shown that to what extent Ibn Sina owes his philosophical system of divinity to Farabi and to what extent has affected Henry of Ghent, the christian philosopher of the thirteenth century?  

    Keywords: Existence, the Necessary Existence, Philosophical Divinity, Farabi, Henry of Ghent
  • Abuzar Rajabi *, Hamid Ehteshamkia Pages 57-70

    The seventh verse of Surah Al `Imran has given a division of all the Quranic verses into those entirely clear and those not entirely clear and knowledge of their hermeneutics; the meaning of the verse has been the case of disagreement for the Quranic commentators and theologians. Some have viewed the word mutashabih to means not understandable and mysterious. The present study with a descriptive-analytical method has centered on the semantics of mutashabih of the verse and tries to survey its being a sign for mysterious state of the Quranic language as viewed by Ibn Taimiyyah and his being influenced by Salaf, particularly by Ahmad Ibn Hanbal. Ibn Taimiyyah is known as an influential and well-known figure in the world of Islam. Some contemporary currents as Salafism and Wahhabism have been affected by his thought and this is the most notable reason for rereading and studying their mental and scientific principles. Gathering and summarizing Ibn Taimiyyah`s view from the original sources and cohering it in a new structure and showing his being influenced by Ahmad ibn Hanbal in his view is one of the remarkable particulariy of this work. Ibn Taimiyyah, while rejecting any mysterious state of the Quranic language in the allegorical verses, has viewed aforementioned views as misunderstanding the word mutashabih and  and confusing the meanings of interpretation.

    Keywords: The Language of the Quran, the Language of Religion, Mysteiousness, Imperceptible, Misleading, Thought Stopping
  • Asghar Aqaei *, Hosein Atrak Pages 71-82

    One of the theories given in the phenomenology of revelation is that of Sorush called prophetic dreams. The theorist has viewed Divine revelation as the Prophet`s accounts of his dreams. In the present research, the theory has been studied with regard to theorist`s explanation, consequences and reqiremnts regardless of any other negative consequences. The most notable objection against the theory seems to be the lack of sufficient reasons for its main claim of viewing revelation as dream. When justifying the theory, the theorist has comitted neumerous fallacies such as the confusion of relation, irrelevant reason, hasty generalization and may not be taken as being of necessary comprehensiveness in referring to the Quranic sources and structural analysis. In addition, it opposes the theorist`s other theoris like the Prophetic experience. The theory neither has what claimed by the theorist nor gives a solution in the field. Again, it causes new problems like lack of a reason for the authenticity of the dream-like.

    Keywords: Revelation, Prophetic Dreams, Sorush, Missionary Revelation, Fallacies
  • Hamidreza Shabbooie *, Ali Allahbedashti Pages 83-94

    One part of the monotheism of actions is monotheism in sovereignty. Referring to the rational discussions of the early scholars, especially Islamic scholars, there are close definitions of human rule and its types. The purpose of this article is to analyze the relationship between these two titles as understandable of the Islamic philosophy and theology and to provide a precise definition of the true and virtual relationship between monotheism in the sovereignty of human beings. In this article, relying on the sources of philosophy and Islamic theology,  we studied the status of monotheism in sovereignty and examined the religious basic beliefs in Islamic theology. As understood in the study, the true meaning of a human rule leads us to the fact that the essntial relation of rule with the human guardianship in Islamic theology has based on the monotheism in sovereignty. Such a relation is foundamental and direct; and if the human ruler be the one whom God has chosen, such a humanist rule would be its consequent and reflection. Otherwise, the rule would not be lawful. In general, as described in the paper, human rule is a status of the monotheism in sovereignty and of the requirements of the fact.

    Keywords: Monotheism, Sovereignty, Real Relation, Human Rule, Conventional
  • Mohammad Mahdavi *, Omran Abbaspor, Seyyed Hosein Olyanasab Pages 95-106

    The present study intends to explain the Wahabist paradoxes of the great challenge between preserving the appearances and the Salafist manner of life on the one hand, and accepting the unceasing and inevitable human advancements on the other hand. The present study is library-based in collecting information and uses descriptive-analytical method. The findings indicate that there are many contradictions and ambiguities in many aspects of social life and Islamic activities in Saudi Arabia, of which one may refer to: the contradictions of the necessity of staying in the past and the necessity of passing from the past, the attitude to the woman`s dignity and cover, the attitude towards the veil, the encounter with the achievements of the new civilization, elections and democracy. As explained in the study, the origin of all these paradoxes is the retrogressivism, inflexibility and irrationality of Wahhabism, and an emphasis on narrativism and opposition to the manifestations of a new civilization and denial of ta`wil, which governs the attitudes and mental principles of the Salafist movement.

    Keywords: Wahhabism, Salafism, Modernism, Paradox, Narrativism, Denial of Ta`wil
  • Bahador Namdarpoor Pages 107-120

    Human salvation is one of the major concerns of divine religions. Such being the case, a question arises as:  may one view human salvation as a mere external reality, or in addition, and even prior to it, it is also an innate reality? This article tries to explain the relation between innate nature and human salvation as may be understood by Mulla Sadra`s teachings through a descriptive-analytical method. For the purpose, after a brief description of the concept of innate nature and the what of salvation, it presents four reasons: 1. The overlap of the vital natural affairs with the components of salvation; 2. the principle of reconciliation of reason and religion; 3. Naturality of  monotheism and the purity and accidentalty of disbelief and sins in the human being, 4. The common origin of the human salvation and perfection-seeking, and, in this way, justify hauman salvation`s being based on innnate nature. And finally it is conclude that if the human race returns to its direct and original nature and follows the discernment of the common sense and tendency of the heart, the same minimum of natural teachings can save its salvation as nature is viewed in Shia teachings as an inward program of human salvation (the inner prophet)?

    Keywords: Shiite Theology, Innate Nature, Salvation, Faith, Good Practice, Mulla Sadra
  • Mohammadali Izadi *, Ezzoddin Reza Nejad Pages 121-134

    Recourse means the mediation of an object, an action, or a person in front of Allah, with the purpose of approaching Allah, is of parts. By accepting some of its parts. Ibn Taimiyyah  believes that resorting to the spirits of the Lord`s Particular Friends is a case of heresy, polytheism and, therefore, unlawful. He hs viewed those of these beliefs as lawfully condemned to death. As in the field of religious knowledge they are extreme traditionalist and in the field of semantics extreme externalist and view the companions of the prophets and two generations of their followers, tabi`in and tabi`ni tabi`n, as being scientific authority. In addition, their attitude of monotheism, polytheism and worship is incorrect and pay no attention to the views and beliefs of other Muslims and, therefore, contrary to all other Muslims, view recourse to the spirits as unlawful. In the present paper with the documentary and analytical method, their view has been critically studied and it has been proved that on the basis of of Shiite and Sunni sources, recourse to the spirits of the Lord`s particular friends is lawful.

    Keywords: Ibn Taimiyyah, Istighathah, Recourse, the Friends` Spirit, Tawassul
  • Mohammad Sharifani Pages 135-144

    Positivism, whether it be Conte’s or logical, purports to have the sole monopoly of episteme in relation to tangible and nonsensical issues or meaninglessness of concepts as well as metaphysical matters including philosophical, religious and ethical ones. This school fails to account for the origin of concepts and of judgments and the realm of knowledge, and takes its road to skepticism in the human epistemological processes and dimensions. However, Sadra’s philosophy has been able to explain concept- and judgment- related laws via its profound intellectual precision concerning the notion of knowledge in addition to final criteria to define knowledge and its standards to divide into the knowledge by presence and knowledge by acquisition. Based on this school of thought, concept- and judgment- related knowledge types have their roots both in sense-data and meta-sensory origins. Consequently, meta-sensory notions and propositions including religious and ethical knowledge lend themselves to comprehension, explanation and verification. The present study explored the afore-mentioned axes from the viewpoint of both schools on the basis of verdicts in both schools’ sources, and afterwards presented values and reasoning of religious and meta-sensory knowledge in Sadra’s philosophy with utmost meaning.

    Keywords: Knowledge, Sadra’s philosophy, positivism, presential knowledge, concept, judgment, meaningfulness, religious propositions