فهرست مطالب

ارگونومی - سال هفتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال هفتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدصادق سهرابی، ندا مهدوی* صفحات 1-10
    زمینه و هدف

    یکی از اثربخش ترین روش های مدیریت ریسک فاکتورهای ارگونومی در محیط کاری دخیل کردن کارکنان در شناسایی و ارزیابی این ریسک ها و درنهایت طرح ریزی و اجرای مداخلات از سوی خود آنهاست؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر اجرای برنامه ارگونومی مشارکتی با تکیه بر انتقال دانش ارگونومی به کارکنان و بررسی تاثیر مداخلات حاصل از این برنامه بر شاخص های ماکروارگونومی است.

    روش کار

    مطالعه پیش رو به صورت مداخله ای نیمه-تجربی با همکاری یازده نفر از کارکنان یکی از آزمایشگاه های تشخیص طبی انجام شده است. برای این منظور، از ابزارهای پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا و شناخت شغل واگنر استفاده شد. برنامه ارگونومی مشارکتی این مطالعه براساس راهنمای کلینیک بهداشت شغلی انتاریو کانادا (Occupational Health Clinics for Ontario Workers Inc (OHCOW اجرا شد. تفاوت سطح مولفه هایی همچون رضایت شغلی و افزایش توان انگیزشی کارکنان، قبل و بعد از اجرای مداخلات حاصل از برنامه ارگونومی مشارکتی OHCOW، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 در این محیط کاری بررسی شد.

    یافته ها

     میزان رضایت شغلی قبل و بعد از اجرای مداخلات ارگونومی مشارکتی با وجود افزایش نسبی، تفاوت معنی داری نداشت، اما در یکی از مقیاس های آن یعنی «جو سازمانی»، تغییر معنی داری ایجاد شده بود (0/016=P). همچنین توان بالقوه انگیزشی کارکنان بعد از اجرای مداخلات در مقایسه با قبل از آن افزایش معنی داری داشت (0/013=P).

    نتیجه گیری

     در این مطالعه از ارگونومی مشارکتی با هدف بهبود برخی جنبه های ماکروارگونومی استفاده شد. براساس نتایج، ارگونومی مشارکتی می تواند برخی مقیاس های رضایت شغلی و توان انگیزشی را در میان کارکنان افزایش دهد. درنهایت پیشنهاد می شود زمان بیشتری برای تاثیرگذاری مداخلات در نظر گرفته شود.

    کلیدواژگان: ارگونومی مشارکتی، ماکروارگونومی، رضایت شغلی، آزمایشگاه تشخیص طبی
  • علی عربیان، بهادر مکی آبادی، صادق مسجودی، کمال اعظم، احسان غفاری، ابراهیم ترابی نساج، سید ابوالفضل ذاکریان* صفحات 11-18
    زمینه و هدف

    امروزه به دلیل رشد شتابان کلان شهرها و کمبود وسایل حمل ونقل عمومی درون شهری، بسیاری از مردم هنگام استفاده از این وسایل، ازجمله اتوبوس در حالت ایستاده سفر می کنند که این وضعیت سبب درد، ناراحتی و بروز حوادث غیرتصادفی برای آنها می شود. هدف مطالعه حاضر، ارزیابی ارگونومیکی صندلی ایستاده-نشسته برای مسافران ایستاده در اتوبوس درون شهری است.

    روش کار

    شرکت کنندگان این مطالعه، هشت دانشجوی مرد دانشگاه علوم پزشکی تهران با میانگین (انحراف معیار) سن (2/12) 25/25 بودند. شرکت کنندگان از بین داوطلبانی که فاقد بیماری ها و اختلالات اسکلتی عضلانی بودند، انتخاب شدند. به منظور ارزیابی صندلی ایستاده-نشسته و مقایسه با حالت ایستاده در اتوبوس درون شهری که در پاییز 1397 انجام گرفت، از روش های الکترومیوگرافی و مقیاس بورگ استفاده شد. نتایج فعالیت انقباض عضلانی ناحیه پا و مقیاس بورگ در نرم افزار SPSS نسخه 24 وارد و تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

     میانگین نمره مقیاس بورگ برای احساس ناراحتی مسافران در همه اندام ها به جز باسن، در حالت ایستاده-نشسته کمتر از حالت ایستاده است. همچنین میزان فعالیت انقباضی عضلات ناحیه پا در حالت ایستاده-نشسته به طور معنی داری (05/0>P) کمتر از حالت ایستاده به دست آمد.

    نتیجه گیری

    نتایج مقیاس بورگ و فعالیت انقباضی عضلات پا سبب کاهش سطح ناراحتی و فعالیت انقباضی عضلات پا هنگام استفاده از صندلی ایستاده-نشسته در مقایسه با حالت ایستاده شده است؛ بنابراین می توان صندلی مذکور را برای همه مسافران وسایل حمل و نقل عمومی درون شهری که در حالت ایستاده قرار دارند مفید دانست.

    کلیدواژگان: ارزیابی ارگونومیکی، صندلی ایستاده-نشسته، اتوبوس درون شهری، الکترومیوگرافی
  • ندا مهدوی، مسعود شفیعی مطلق، ابراهیم درویشی* صفحات 19-29
    زمینه و هدف

    براساس قوانین و الزامات داخلی و بین المللی، ضروری است میزان مواجهه کارکنان با ریسک فاکتورهای ارگونومی مدیریت شود. فعالیتی که براساس آن فرد ملزم به استفاده از بدن برای حمل، بالا آوردن، پایین بردن، هل دادن، کشیدن و نگه داشتن بار باشد، وظیفه دستی نامیده می شود. هدف مطالعه حاضر، معرفی چگونگی اجرای برنامه ارگونومی مشارکتی و آشناسازی ارگونومیست ها با آن برای مشاغلی است که وظایف دستی دارند.

    روش کار

    مطالعه حاضر در طول سال 1396 بر روی همه کارکنان شاغل در واحد شارژ راکتور یک شرکت رزین سازی که تعداد آنها 20 نفر بود انجام شد. برای انجام مطالعه از ارگونومی مشارکتی به روش پرفورم Participatory Ergonomics for Manual tasks (PErforM)M استفاده شد. با استفاده از گام های اجرایی این روش مشارکتی، پس از برگزاری جلسه های متعدد آموزشی، ریسک های ارگونومیک به کمک کارکنان و با استفاده از فرم من ترا (ManTRA)ی M‏anual Task Risk Assessment tool شناسایی و ارزیابی شد. سپس با استفاده از ابزار دات موکراسی (DotMocracy) مداخلات پیشنهادی کارکنان به دست آمد و برای اجرا استفاده شد. همچنین این مداخلات پیش از اجرا شبیه سازی شدند تا امکان پذیری اجرای آنها بررسی شود.

    یافته ها

     با استفاده از ManTRA مشخص شد که هل دادن پالت های حاوی کیسه های 800 کیلوگرمی و شارژ ماشین آلات با کیسه های 25 کیلوگرمی، پرخطرترین وظایف دستی هستند. پس از اجرای مداخلات با استفاده از ارگونومی مشارکتی، شدت وظایف تکراری و اعمال نیرو در نواحی دست، شانه و پایین کمر کاهش یافتند.

    نتیجه گیری

     پرفورم، ظرفیت بالایی برای تعدیل مواجهه کارکنان با ریسک فاکتورهای ارگونومی و کشف راه حل های کنترلی اثربخش ساده و کاربردی دارد، اما دستیابی به این هدف نیازمند ارتقای دانش ارگونومی تیم های کاری و تعهد مدیریت است.

    کلیدواژگان: ارگونومی مشارکتی، دات موکراسی، روش پرفورم، ریسک فاکتورهای ارگونومی
  • مهناز احمدلو، مصطفی پویاکیان*، محمد رنجبریان، سهیلا خداکریم صفحات 30-38
    زمینه و هدف

    مدل های متنوعی از ابزار آچاربکس در بازار مصرف وجود دارند که دارای وزن، طول دسته و قطر دسته متفاوتی هستند. هر یک از این ویژگی ها می تواند به تنهایی نیروی اعمال شده دست را تغییر دهد و بر احساس راحتی کاربر تاثیرگذار باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط ویژگی های ابعادی و وزن چند مدل مختلف از ابزار آچاربکس با نمره شاخص کاربردپذیری آنها انجام شد.

    روش کار

    58 تکنسین مرد از کارکنان واحدهای تاسیسات و نگهداری وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی، 12 مهره با میزان سفتی N/m 8 گشتاور را به کمک شش مدل آچاربکس با ویژگی های فیزیکی متفاوت باز کردند. حجم نمونه براساس تعداد پیشنهاد شده در مطالعات کاربردپذیری انتخاب شد. برای تعیین نمره کاربردپذیری هریک از مدل ها، از پرسشنامه اعتبارسنجی شده شاخص کاربردپذیری سیستم (SUS) پس از آزمایش استفاده شد. مطالعه در سال 1396 صورت گرفت و از نرم افزار SPSS نسخه 21 برای آنالیز داده ها استفاده شد.

    یافته ها

     میان شاخص کاربردپذیری با پارامترهای فیزیکی آچاربکس ها ارتباط معنی داری از نظر آماری وجود دارد (0/001>P). آچاربکس هایی با طول دسته بلندتر و قطر دسته در محدوده قطر بهینه دسته ابزارهای دستی برای مردان نمره کاربردپذیری بیشتری به دست آورده است و شرکت کنندگان تجربه بهتری از اجرای آزمون با این مدل ها داشته اند.

    نتیجه گیری

     استفاده از شاخص کاربردپذیری سیستم (پرسشنامه SUS) به منظور سنجش کیفیت طراحی انسان محور ابزارهای دستی، روشی مناسب برای ارزیابی و انتخاب ابزارهای دستی پرمصرف کارکنان مشاغل فنی است. نتایج این ارزیابی برای کاربردهای کوتاه مدت بسیار معتبر است، اما برای فعالیت های طولانی باید از شاخص های غیرذهنی و فیزیولوژیک مانند الکترومیوگرافی (EMG) استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ابزار دستی، آچاربکس، وزن، طول و قطر دسته، کاربردپذیری، پرسشنامه SUS
  • احمد بالش زر، میمنت تعبدی*، زهرا رجحانی شیرازی صفحات 39-44
    زمینه و هدف

    طراحی محیط کار از عوامل موثر بر عملکرد و کارایی کارکنان است. بهره وری نه تنها ممکن است تحت تاثیر عوامل محیطی قرار گیرد، بلکه از عوامل درونی مانند ویژگی های جمعیت شناختی نیز تاثیر می پذیرد؛ بنابراین این پژوهش رابطه عوامل محیطی و جمعیت شناختی را با بهره وری کارکنان دانشکده های دانشگاه آزاد شیراز بررسی‏ می‏ کند.

    روش کار

    در این پژوهش مقطعی 186 نفر از 360 نفر کل کارکنان دانشکده های دانشگاه آزاد اسلامی شیراز، به عنوان گروه نمونه در دسترس بررسی شدند. از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه محیط فیزیکی کار اداری کارکنان و پرسشنامه بهره وری هرسی گلداسمیت استفاده شد. از ضریب همبستگی پیرسون برای‏ سنجش ارتباط بین متغیرهای کمی، به طور جداگانه، با بهره وری استفاده و برای بررسی ارتباط هم زمان متغیرهای دموگرافیک و محیطی با بهره وری از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.

    یافته ها

    بین پنج عامل بررسی شده در طراحی محیط کار (صندلی، صدا، دما، روشنایی و چیدمان محیط) با بهره وری کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین سطح تحصیلات با امتیاز بهره وری ارتباط معنی داری وجود دارد؛ به طوری که افراد با سطح تحصیلات دکتری‏ از افراد با سطح تحصیلات زیر دیپلم سطح بهره وری بالاتری دارند. همچنین در بررسی تاثیر هم زمان عوامل دموگرافیک و محیطی با بهره وری تنها عامل چیدمان ارتباط معنی‏ داری را نشان می دهد.

    نتیجه گیری

    طراحی مناسب محیط کار با میزان بهره وری کارکنان دانشکده های دانشگاه آزاد مرتبط است. این امر می تواند به مشخصات دموگرافیک افراد مربوط باشد، اما در بررسی تاثیر هم زمان هر دو عامل چیدمان بیشترین ارتباط را با بهره وری نشان می دهد.

    کلیدواژگان: طراحی محیط، کارکنان، کارایی
  • بهزاد فولادی دهقی، عباس محمدی، لیلا نعمت پور* صفحات 45-53
    زمینه و هدف

    خستگی ذهنی وضعیتی است که با فعالیت طولانی مدت شناختی ایجاد می شود. خستگی ذهنی به فعالیت بیش از حد مغزی منجر می شود که در آن سلول های مغزی خسته و مانع بهره وری فرد و عملکرد کلی شناختی می شود. هدف از این پژوهش ارزیابی خستگی ذهنی دانشجویان با استفاده از شاخص های مغزی است.

    روش کار

    این پژوهش توصیفی تجربی است که روی 20 تا از دانشجویان دانشکده بهداشت با میانگین (انحراف معیار) سنی 24/40 (3/73) سال در سال 1397 در دانشگاه علوم پزشکی اهواز انجام شده است. برای بررسی عملکرد شرکت کنندگان از آنها خواسته شد متنی با غلط های املایی را بررسی و آن غلط ها را تصحیح کنند. این فعالیت در 5 مرحله 15 دقیقه ای انجام شد. در همه مراحل الکتروانسفالوگرام (EEG) آنها ثبت و در هر مرحله مقیاس آنالوگ بصری توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. از نرم افزار SPSS نسخه 24،  برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.

    یافته ها

    فعالیت امواج آلفا، بتا و تتا در 15 دقیقه اول به ترتیب، 0/30±0/89، 0/33±0/70 و 0/36±1/19 و 15 دقیقه آخر به ترتیب 0/34±0/63، 0/26±0/55 و 0/34±1/03 بود. کاهش در فعالیت امواج مغز افزایش میزان خستگی ذهنی آنها را نشان می دهد. همچنین افراد با مقیاس آنالوگ بصری بیان داشته اند که دچار خستگی ذهنی شده اند. مطابق با نتایج ارتباط معنی داری بین EEG و مقیاس آنالوگ بصری دانشجویان دیده نشد.

    نتیجه گیری

    امواج آلفا، بتا و تتا می توانند شاخص های مناسبی برای ارزیابی خستگی ذهنی باشند. همچنین خستگی ذهنی می تواند عاملی باشد که بر دقت و عملکرد افراد تاثیر بگذارد؛ به گونه ای که به کاهش توجه و بازدهی آنها منجر شود.

    کلیدواژگان: الکتروانسفالوگرافی، مقیاس آنالوگ بصری، خستگی ذهنی، دقت و عملکرد
  • فاطمه فقیه*، محمد حسنی صفحات 54-61
    زمینه و هدف

    فرهنگ اخلاق مدار پیش بینی کننده رفتار اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی است. فرهنگ اخلاقی آگاهی ما را در فعالیت هایمان ارتقا داده و می تواند هوشیاری ما را درباره تعهدات دو جانبه مان به سازمان افزایش دهد؛ بنابراین باید به آن توجه شود. هدف این پژوهش بررسی ارتباط فرهنگ اخلاق مدار با تمایل به رفتار اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی توسط آزمون نقش میانجی تناسب فرد سازمان در کارکنان دانشگاه ارومیه است.

    روش کار

    این پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری همه کارکنان دیپلم به بالای دانشگاه ارومیه مشتمل بر 503 نفر در سال 1397 بود که بر این اساس 217 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد استفاده شده است. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد.

    یافته ها

     فرهنگ اخلاقی با رفتار اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت و معنی داری دارد. همچنین تاثیر مستقیم و معنی دار فرهنگ اخلاقی بر تناسب فرد سازمان تایید شد. تناسب فرد سازمان با رفتار اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت و معنی دار دارد. افزون بر آن نقش میانجی گری متغیر تناسب فرد سازمان در رابطه میان فرهنگ اخلاقی با دو متغیر دیگر، رفتار اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی، نیز تایید شد.

    نتیجه گیری

    فرهنگ اخلاق مدار به طور مستقیم تناسب فرد سازمان را ارتقا می دهد. همچنین با تایید نقش میانجی تناسب فرد سازمان فرهنگ اخلاق مدار اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار بر رفتار اخلاقی و رفتار شهروندی سازمانی دارد.

    کلیدواژگان: فرهنگ اخلاق مدار، رفتار اخلاقی، رفتار شهروندی سازمانی، تناسب فرد سازمان
  • آزاده سادات معصومی، مهدیه آکوچکیان* صفحات 62-71
    زمینه و هدف

    با توجه به فراگیر شدن روزافزون تلفن های همراه هوشمند می توان آن را به عنوان مسئله ای‏ مهم و تاثیرگذار در همه ابعاد زندگی بررسی کرد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر مدت استفاده از تلفن همراه هوشمند بر وضعیت سر و شانه جوانان 20 تا 35 سال است.

    روش کار

    جامعه آماری این پژوهش نیمه تجربی، جوانان 20 تا 35 سال دارای تلفن همراه هوشمند، ساکن جزیره کیش در سال 1397 بود. نمونه آماری 50 نفر (25 مرد و 25 زن) بود که به صورت داوطلبانه و هدفمند انتخاب و با استفاده از فرم وابستگی اعتیادگونه به تلفن همراه هوشمند (کشور کره جنوبی) به دو گروه کاربر کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم شدند. در بررسی وضعیت اندام فوقانی وضعیت شانه، توسط شاخص کتف و وضعیت قرارگیری سر، توسط عکس برداری نیم رخ بدن و نرم افزار کینوا  (ساخت کشور فرانسه) اندازه گیری شد. از آزمون t مستقل برای‏ مقایسه متغیرها در دو گروه استفاده و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد. 0/05>P معنی دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج حاکی از اختلاف معنی دار میان وضعیت اندام فوقانی در دو گروه کاربر کوتاه مدت و کاربر بلند مدت استفاده از تلفن همراه هوشمند (0/033=P) و همچنین وضعیت شانه میان زنان و مردان (0/002=P) بود، اما درمورد وضعیت قرارگیری سر اختلاف معنی‏ داری بین زنان و مردان وجود نداشت (0/436=P).

    نتیجه گیری

    با توجه به اختلاف معنی دار دو گروه در مورد وضعیت اندام فوقانی می توان از نتایج پژوهش برای‏ آگاهی، پیشگیری و بهبود وضعیت اندام فوقانی بهره برد.

    کلیدواژگان: تلفن همراه هوشمند، آستانه درد، اختلال اسکلتی عضلانی، وضعیت اندام فوقانی، عملکرد اندام فوقانی
|
  • Mohammad Sadeagh Sohrabi, Neda Mahdavi* Pages 1-10
    Background and Objectives

    One of the most effective methods for managing ergonomic risk factors in the workplace is to involve employees in identifying and assessing ergonomic risk factors and ultimately designing and implementing interventions by themselves. Therefore, this study aimed to implement a participatory ergonomic program, focusing on the transfer of ergonomic knowledge to employees, and to examine the effects of interventions on the macroeconomic indexes.  

    Methods

    This semi-experimental interventional study was carried out in cooperation with all staff of one of the medical diagnostic laboratories in Isfahan (11 people) in 2017. A participatory ergonomic program was implemented based on the Occupational Health Clinics for Ontario Workers Inc. (OHCOW) Guide. Then, the differences in the level of macro ergonomic elements such as job satisfaction and increase in motivating potential score of employees were studied before and after the interventions resulting from participatory ergonomic program (OHCOW) in this work environment. The data was analyzed using SPSS 23.

    Results

    Job satisfaction before and after ergonomic interventions had no significant difference (a relative increase), but in one of the scales, namely organizational climate, there was a significant change (P=0.016). Also, the motivating potential score of employees after the intervention was significantly higher than before (P=0.013).

    Conclusion

    In this study, participatory ergonomics were used to improve some aspects of macro ergonomic elements. Based on the results of this study, participatory ergonomics can increase some job satisfaction scores and motivating potential score of employees. Finally, it is suggested that allocate a longer duration for intervention utilization.

    Keywords: Participatory ergonomics, Macro ergonomics, Job satisfaction, Medical diagnostic laboratory
  • Ali Arabian, Bahador Makkiabadi, Sadegh Masjoodi, Kamal Azam, Ehsan Ghafari, Ebrahim Torabi Nassaj, Seyed Abolfazl Zakerian* Pages 11-18
    Background and Objectives

    In recent years, due to the rapid growth of metropolitan cities and the shortage of urban public transport means, including urban bus transportation, many people are forced to travel in a standing position when using these vehicles. This situation may cause pain and discomfort and non-collision injuries for passengers. The purpose of this study was ergonomic assessment of the sit-standing seat in passengers standing on urban buses.

    Methods

    To do this study, 8 young people with a mean age of 25.25±2.12 years were enrolled. For evaluation and assessing the effect of sit-standing seat two methods of surface Electromyography (sEMG) and Borg scale scores were applied in Fall 2018. The data was analyzed using SPSS 24.

    Results

    In all body parts, except for the hip, the mean scoring of Borg’s scale for perceived discomfort in sit-standing position was less than standing position. Also, the amount of contractile activity of the leg muscles in sit-standing position was significantly lower than the standing position (P<0.05).

    Conclusion

    Considering the results obtained from the Borg scale scores and the contraction activity of the leg muscles as a result of the use of the mentioned seat, which led to a reduction in the level of discomfort and the leg muscles contraction, it is recommended to apply the sit-stand seat instead of being in a standing position.

    Keywords: Ergonomics assessment, Sit-stand seat, Urban bus, Electromyography
  • Neda Mahdavi, Masoud Shafiee Motlagh, Ebrahim Darvishi* Pages 19-29
    Background and Objectives

    Exposure limit of employees with ergonomic risk factors should be managed based on domestic and international laws and regulations. Manual tasks are tasks due to which a person is required to use part of the body to lift, lower, push, pull, carry and hold the material. The purpose of this study was to introduce ergonomics with the implementation of the PErforM Participatory ergonomics program.

    Methods

    The present study was carried out on all employees working in the Reactor Charging Unit of a resin company during the year 2017. The participatory ergonomics for manual tasks (PErforM) Method was used to manage ergonomic risks due to manual tasks. After holding several training sessions, ergonomic risks have been identified and evaluated using the ManTRA (Manual Tasks Risk Assessment) tool and also by staff. Then interventions suggested by the staff using the DotMocracy tool were eventually implemented. Also, the proposed interventions were simulated before implementation, in order to assess interventions’ implementation.

    Results

    The tasks of pushing pallets containing 800 kg bags and machines with 25 kg bags were identified as risky manual tasks using ManTRA. After the interventions using participatory ergonomics, the intensity of repetitive tasks and force in the areas of the hands, shoulders and lower back were reduced.

    Conclusion

    Generally, the PErforM has a high capacity to modify employee’s exposure to ergonomic risk factors, as well as to discover effective, simple, and effective control strategies. However, achieving this goal requires the promotion of ergonomic knowledge and management commitment.

    Keywords: Participatory ergonomic, Dotmocracy, PErforM method, Ergonomic risk factors
  • Mahnaz Ahmadlu, Mostafa Pouyakian*, Mohammad Ranjbarian, Soheila Khodakarim Pages 30-38
    Background and Objectives

    There are various models of socket wrench in the market varying in the length and diameter of handle and weight. Each of these features alone can modify the force applied by the hand and affect how comfortable the user is. The purpose of this study was to investigate the relationship between dimensional properties and weight of several models of socket wrench with their usability index score.  

    Methods

    58 male technicians from maintenance units of Shahid Beheshti University of Medical Sciences performed the task of opening 12 bolts with 8 N/m of torque using 6 models of socket wrench with different physical properties. The sample size was selected based on proposed figures for usability studies.  The System Usability Index (SUS) validated questionnaire was used to determine the usability score of each model after the experiment. The study was conducted in 2017. SPSS 21 was used for data analysis.

    Results

    The results showed that there was a significant relationship between usability index score and dimensional properties and weight of wrenches (P<0.001). Wrench models with longer handle and diameter size close to optimum range of diameter of hand tools for male users had a higher usability score, and participants reported a better test experience with these models.

    Conclusion

    Using the System Usability Index (SUS Questionnaire) to measure the quality of human-centered design of hand tools is a good way to evaluate and select the hand tools that are widely used by technical staff. The results of this study are valid for short-term applications of wrenches. However, for long time activities, epidemiological and physiological evidences such as EMG should also be used.
    Keywords:

    Keywords: Hand tools, Socket wrench, Weight, Handle length, diameter, Usability, SUS questionnaire
  • Ahmad Baleshzar, Meymanat Tabodi*, Zahra Rojhani Shirazi Pages 39-44
    Background and Objectives

    Design of work environment is one of the factors that can affect performance and efficiency of employees. Human’s productivity has different dimensions that may be affected by environmental factors and internal factors such as demographic characteristics. Therefore, this study was designed to investigate the relationship between environmental and demographic factors with productivity of employees of Azad University of Shiraz.

    Methods

    In this cross-sectional study, out of 360 (all of the employees of Islamic Azad University, Shiraz branch)186 subjects were selected as a sample through convenience sampling. The data collection tools were demographic information questionnaire, Physical Work Environment questionnaire and Hersey-Goldsmith’s productivity questionnaire. Pearson correlation coefficient was used to measure the relationship between quantitative variables with productivity separately. Multiple linear regression analysis was used to examine the relationship between demographic and environmental variables.

    Results

    The results showed that there was a significant relationship between the factors of work environment design (furniture, noise, temperature, lighting and spatial arrangements). Also, there was a significant relationship between the levels of education with productivity score, so that people with a PhD level had a higher level of productivity than the participants with lower education. Also, the simultaneous relationship of demographic and environmental factors with productivity was significant for spatial arrangements.

    Conclusion

    The proper design of the work environment is related to employees’ productivity of Islamic Azad University of Shiraz. This can be affected by the demographic characteristics of individuals. However, the simultaneous effect of both factors with productivity showed that spatial arrangements has a considerable effects on productivity.

    Keywords: Environment design, Employees, Efficiency
  • Behzad Fouladi Dehaghi, Abbas Mohammadi, Leila Nematpour* Pages 45-53
    Background and Objectives

    Mental fatigue is a condition triggered by prolonged cognitive activity. Mental fatigue causes brain over-activity. This is a condition where the brain cells become exhausted, hampering person productivity, and overall cognitive function. The aim of this study was to assess students’ mental fatigue using brain indices.

    Methods

    The present descriptive - analytic study has been conducted on 20 students of the Faculty of Health mean age (SD) of 24.40 (3.73) years old in Ahwaz University of Medical Sciences (2019). To assess the performance of the participants, they were asked to study a text with spelling errors and correct those errors. This activity was performed in five stages, each lasting 15 min and EEG was recorded at all stages, and at each stage, the visual analog scale was completed by participants. Data analysis was done by SPSS 24.

    Results

    The results showed that the activity of alpha, beta, and theta signals in the first 15 minutes was 0.89±0.30, 0.70±0.33, and 1.19±0.36, and the last 15 minutes, 0.63±0.34, 0.55±0.26, and 1.03±0.34 respectively. Reducing the activity of the signals indicated there has been an increase in the amount of mental fatigue in individuals. Also, using visual analog scale, the individuals have acknowledged that they have experienced symptoms of mental fatigue. Finally, there was no significant relationship between students’ EEG and visual analog scale.

    Conclusion

    The results showed that alpha, beta and theta indices could be suitable indicators for evaluating mental fatigue. Also, mental fatigue can be one of the factors that affect the accuracy and performance of individuals, so that it can reduce their attention and efficiency.

    Keywords: Electroencephalography (EEG), Visual Analog Scale, Mental fatigue, Accuracy, performance
  • Fatemeh Faghih*, Mohammad Hassani Pages 54-61
    Background and Objectives

    The ethic-based culture is the predictor of ethical behavior and organizational citizenship behavior. Ethical culture enhances our awareness of our activities and can also increase our awareness of our bilateral commitments to the organization and therefore focus on what is important in an organizational setting. The present research aimed at investigating the relationship between the ethical culture with a tendency to ethical behavior and organizational citizenship behavior by examining the mediating role of the person’s organization in the staff of Urmia University.

    Methods

    This descriptive correlation study is a structural equation modeling model. The statistical population of this study consisted of all 503 high school graduates of Urmia University in 2018. Based on the stratified random sampling method, 217 individuals were selected. Standard questionnaires were used to collect information. Data analysis was performed using descriptive indexes and structural equation modeling method.

    Results

    Based on the results there is a positive and significant relationship between ethical culture with ethical behavior and organizational citizenship behavior. Also, the direct and significant impact of ethical culture on the individual-organizational adaptability was confirmed. The results also showed that the individual-organizational adaptability has a positive and significant relationship with ethical and organizational citizenship behaviors. In addition, the role of mediation of this variable (individual-organizational adaptability) in the relation between the ethical culture with two other variables (ethical and organizational citizenship behaviors) was also confirmed based on the findings of the research.

    Conclusion

    Based on the findings, it can be concluded that ethical culture directly promotes personal-organizational fit. In addition, confirming the mediating role of the individual-organization fit ethical culture has an indirect, positive and significant effect on ethical behavior and organizational citizenship behavior.

    Keywords: Ethical culture, Ethical behavior, Organizational citizenship behavior, Personal-organizational fit
  • Azadeh Sadat Masoumi, Mahdieh Akoochakian* Pages 62-71
    Background and Objectives

    Given the increasing prevalence of smart phone usage, it can be considered as an important and significant issue in all aspects of human life. Therefore, the purpose of this study was to study the effect of duration of smartphone use on head and shoulders’ posture of young adults aged 20-35 years.

    Methods

    The statistical population of this study was young people aged 20 to 35 with smart phones who were resident of Kish Island in 2018. A sample of 50 people (25 men and 25 women) were selected voluntarily and purposefully. Low- user and High- user groups were identified by completing the form of addiction to smart cell phone, in assessing the status of upper limb, the shoulder position was measured by Scapular index and head position was measured by photogrammetric method technique and Kinovea software. Independent t-test was used for comparison of experimental variables between two groups. Data were analyzed with SPSS  22. P<0.05 was considered significant.

    Results

    The findings showed that there is a significant difference between upper limb posture in Low- user and High- user groups (P=0.033). There was also a significant difference in shoulder position between men and women (P=0.002). But regarding head positioning, there was no significant difference between men and women (P=0.436).

    Conclusion

    Thus, it seems that considering the significant difference between the two groups mentioned for upper limb posture, we can use the results of this study to inform, prevent and improve the upper.

    Keywords: Smartphone, Pain Threshold, Musculoskeletal Disorder, Upper Iimb Posture, Upper limb function