فهرست مطالب

مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران - سال هشتم شماره 3 (پاییز 1398)
  • سال هشتم شماره 3 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سید مهدی اعتمادی فرد، غزاله حسینی* صفحات 433-460

    «هم باشی» وضعیتی آستانه ای است که تحت عنوان «ازدواج سفید» نمی گنجد؛ بلکه نشانه نوعی آسیب و نابهنجاری در نهاد خانواده ایرانی است؛ نابهنجاری که کنشگران از سر اراده و به منظور نقض قواعد رسمی خانوادگی صورت می دهند. هدف اصلی در مقاله پیش رو، بررسی این آسیب و فهم قواعدی است که از خلال نقض آن توسط کنشگران، ضرورت آنها در حیات اجتماعی آشکار می شود. از این رو، پژوهش به روش اتنومتدولوژی و با تاکید بر وجه پدیدارشناسانه آن سامان یافته است. یافته های پژوهش بر نمونه ها در شهر تهران متمرکزند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که افراد در چنین شرایطی با دامن زدن به نوعی نابهنجاری و سرپیچی از قواعد مرسوم و رایج در خانواده، مطابق میل خود و مبتنی بر آزادی فردی، شرایط متفاوتی را برای خود رقم زده اند؛ در حالی که قواعد ضروری حاکم بر خانواده، بر روابط آنها نیز تسری می یابد و درنهایت، خود را در قالب جدیدی آشکار می کند که در ظاهر ساخته افراد است، اما در واقع مضمر در ضمنی ترین سطوح خانوادگی است. بر این اساس، قواعد خانواده در ایران حتی با نقض توسط افراد در قالب هم باشی، نه تنها از میان نمی رود، بلکه در شکل هایی به ظاهر خودساخته، بیشتر تسری پیدا می کند. این اتفاق حاکی از بنیانی ضروری در پیچیده ترین ابعاد زندگی اجتماعی وابسته به نظم خانواده در ایران است که راه علاج را نیز فقط از خلال آن می توان جست.

    کلیدواژگان: اتنومتدولوژی، خانواده، فردیت، نابهنجاری، هم باشی
  • زهرا ذاکری نصرآبادی*، محمد جواد زاهدی، وحید قاسمی، امیر ملکی صفحات 461-488

    پژوهش پیش رو درباره زمان و زمانمندی در زندگی روزمره است که به تبیین تفاوت های موجود در زمانمندی گروه های طبقاتی و سنی می پردازد. برای تحلیل این تفاوت ها از روش شناسی دیالکتیکی گورویچ در تحلیل مقیاس های زمانی طبقات اجتماعی و نظریه شکاف نسلی کارل مانهایم استفاده شد. روش پژوهش، از نوع پیمایشی است که طی آن 586 نفر از شهروندان 20 تا 55 ساله اصفهانی بررسی شدند. برای انتخاب جامعه نمونه، از دو شیوه نمونه گیری خوشه ای(تفکیک طبقاتی مناطق و محله های شهر) و نمونه گیری سهمیه ای استفاده شد. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه ای صورت گرفت که نگارندگان تهیه کردند. گروه های طبقاتی و سنی در 19 بعد زمانی و سپس در 2 گونه عمده زمانی (زمانمندی توسعه مدار و زمانمندی توسعه ستیز) مقایسه شدند. نتایج نشان می دهد میانگین زمانمندی توسعه مدار با ویژگی هایی چون حرکت پیوسته، سرعت متعادل، قطعیت در تعیین هدف ها و مسیر زندگی و جهت گیری معطوف به آینده، در طبقات بالا و متوسط، بیشتر از طبقات پایین و در نسل میانسال، بیشتر از جوانان است. قشرهای پایین جامعه و جوانان به دلیل تجربه ناامنی های اقتصادی، بیش از دیگر گروه ها در معرض گسستگی ها و بی نظمی های زمانی (زمانمندی توسعه ستیز) اند.

    کلیدواژگان: زمان، زمانمندی توسعه ستیز، زمانمندی توسعه مدار، طبقه اجتماعی، گروه های سنی
  • سعیده امینی*، مصطفی فرزانه صفحات 489-512

    این مقاله درصدد است تا از منظری جامعه شناختی به موضوع عواطف و جنسیت بپردازد. عواطف و جنسیت سازه ای اجتماعی و فرهنگی اند و متغیرهای اجتماعی-فرهنگی، در سطوح خرد و کلان، سهم بسزایی در برساخت جنسیت و کنش های عاطفی مثبت و منفی کنشگران اجتماعی دارند. اهمیت این موضوع زمینه ساز نگارش این مقاله شد و در فرایند تکوین از میان صور گوناگون عواطف، بر احساس غم تاکید شد. به منظور بررسی وضعیت احساس غم بین دو جنس، نخست چارچوب نظری منبعث از رویکردهای نظری جامعه شناسی عواطف و جنسیت تدوین و برپایه آن، پرسش ها و فرضیه هایی طراحی شد. کنشگران این بررسی، دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی بودند که به شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبی و با حجم نمونه 381 نفر انتخاب شدند. نتایج نشان داد که احساس غم در بین دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد بیش از دیگر مقاطع و نیز در بین دانشجویان با پایگاه اقتصادی-اجتماعی متوسط، بیش از دیگران است. در بین متغیرهای جامعه شناختی اثرگذار بر احساس غم، ناتوانی در مدیریت عواطف، احساس بی قدرتی، ناهم نوایی و به تایید اجتماعی نرسیدن بر احساس غم دانشجویان دختر و پسر و بی اعتمادی، تنها بر احساس غم دانشجویان دختر تاثیر دارد.

    کلیدواژگان: احساس بی قدرتی، احساس غم، اعتماد اجتماعی، جنسیت، مدیریت عواطف
  • سید رضاصالحی امیری*، فاطمه عزیزآبادی فراهانی، آرزو باباشمس صفحات 513-531
    هدف اصلی این پژوهش، شناسایی ابعاد و مولفه های توسعه فرهنگی برای کتابخانه ملی ایران بوده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر نوع داده ها، تلفیقی (کمی و کیفی) و ازنظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، همه مدیران میانی و ارشد کتابخانه ملی ایران بودند که به صورت هدفمند، 5 نفر برای مصاحبه حضوری و 32 نفر از آنها برای پاسخ به پرسشنامه انتخاب شدند. ابعاد و مولفه های اولیه توسعه فرهنگی براساس مطالعات کتابخانه ای و مبانی نظری (نظریه ها، روش ها و الگو ها)، مصاحبه و مطالعه پیشینه پژوهش در ایران و جهان در 3 بعد و 23 مولفه (9 مولفه آزادی فرهنگی، 8 مولفه خلاقیت فرهنگی و 6 مولفه گفت وگوی فرهنگی) استخراج شد و برای تایید در اختیار پاسخگویان قرار گرفت. نتیجه تحلیل عاملی تاییدی ابعاد و مولفه های الگوی توسعه فرهنگی کتابخانه ملی ایران نشان داد که از بین 23 مولفه شناسایی شده، 2 مولفه با بار عاملی کمتر از 4/0 از الگو حذف و 21 مولفه دیگر تایید شده اند. همچنین، مولفه «شناسایی و معرفی مفاخر فرهنگی مشترک با دیگر کشورها»، مولفه «تقویت سازمان های مردم نهاد» و «گفت وگوی بین تمدن ها» دارای بیشترین اهمیت بودند.
    کلیدواژگان: آزادی فرهنگی، توسعه فرهنگی، خلاقیت فرهنگی، کتابخانه ملی، گفت وگوی فرهنگی
  • احمد نادری*، مهدی اکبری گلزار، زهرا فاضلی صفحات 533-556

    توسعه شهری یکی از مسائل عمده ای است که کشور ما در این سال ها همواره با آن مواجه بوده است. شکل گیری مناطق تازه تاسیس در کنار محلات قدیمی تر در شهرهای با قدمت تاریخی، منجر به ایجاد تیپولوژی خاصی برای شهرهای مدرن در مسیر توسعه می شود. بخش عظیمی از هویت محلات قدیمی، همان طور که موریس هالبواکس یادآور می شود، از خاطرات جمعی اهالی محل تشکیل شده است؛ درحالی که در مناطق تازه تاسیس شهری اساسا این خاطرات جمعی وجود خارجی ندارند و براساس ضرورت زندگی مدرن، به وجود هم نخواهند آمد. در این پژوهش سعی شده است روند شکل گیری هویت شهری در محله قدیمی وحدت اسلامی (شاپور سابق) در مقایسه با محله به نسبت تازه تاسیس شهرک غرب تهران با روش مطالعه موردی کیفی و با ابزار مصاحبه با ساکنان آن محلات، بررسی و ارزیابی شود. یافته ها بیانگر این است که محله وحدت اسلامی که هنوز توانسته است ساختار خود را حفظ کند و دستخوش تغییرات عمده نشود، توسط خاطرات جمعی ای که اهالی محل در مکان های مشخص در آن دخیل بوده اند، هویت خود را حفظ کرده است؛ اما شهرک غرب با توجه به نداشتن مکان های مشترک و تشکیل نشدن حافظه جمعی و رشد اقتضائات زندگی مدرن در آن و برقرار نشدن ارتباط اجتماعی محله ای و همسایگی، از خاطرات جمعی کمتر و درنتیجه، هویت مستقل ضعیف تری بهره مند است.

    کلیدواژگان: تیپولوژی شهری، روش کیفی، حافظه جمعی، هویت شهری
  • محسن دیانت، منصوره دسترنج* صفحات 557-580

    تحولات دهه های اخیر، چه در زمینه های فرهنگی و چه در عرصه های ساختاری، به تعدد، تنوع و گاه تعارض منابع هویت ساز منجر شده و گسترش نوگرایی و نوسازی در عرصه جهانی، به بحران هویت در میان بسیاری از قشرها، به ویژه زنان، دامن زده است. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر جهانی شدن بر هویت اجتماعی زنان در شهر بندرعباس انجام گرفته است. جامعه آماری، همه زنان 15 تا 45 سال شهر بندرعباس بودند که از میان آنها، با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای مشتمل بر250 نفر انتخاب شد. روش پژوهش در این مقاله، پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود که اعتبار آن به روش صوری و پایایی آن به کمک آماره آلفای کرونباخ سنجیده شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل دو متغیر(از نوع تاثیر و تفاوت معناداری) استفاده شد. نتایج در گام اول آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که متغیرهای میزان استفاده زنان از کالاهای فرهنگی نو، میزان استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی (ICT)، نگرش زنان به کارکرد جنسیتی بر هویت اجتماعی تاثیر معناداری داشته است؛ اما آگاهی زنان از تغییرات محیطی بر هویت اجتماعی زنان تاثیر معناداری را نشان نداد.

    کلیدواژگان: آگاهی از جهانی شدن، بندرعباس، جهانی شدن، زنان، هویت اجتماعی
  • منصور دیهول، سیروس احمدی*، اصغر میرفردی صفحات 581-608

    پژوهش پیش رو با هدف بررسی رابطه توسعه اجتماعی-اقتصادی و جرم در ایران انجام گرفت. رویکرد این پژوهش به موضوع توسعه و جرم و برهمکنش آنها، رویکردی جامعه شناختی به مطالعه انحراف ها و مسائل اجتماعی در زمینه توسعه و تحولات اجتماعی است. این پژوهش از نوع کمی-طولی است که به روش سری های زمانی انجام گرفت. مشاهدات مربوط به متغیرهای پژوهش، در دوره زمانی 1395 تا 1375 جمع آوری و بررسی شد. پژوهش در سطح کلان انجام گرفت و به همین دلیل، جامعه موردبررسی، سطح مشاهده و سطح تحلیل کل کشور است. یافته ها نشان داد که در دوره بررسی شده، همراه با بهبود شاخص های توسعه در کشور، میزان سرقت نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده است؛ اما میزان قتل (عمد و غیرعمد) به طورتقریبی، روند ثابتی داشته است. بررسی روابط بین متغیرها نشان داد که همه شاخص های توسعه اقتصادی-اجتماعی (سطح باسوادی، اشتغال در بخش صنعت، میزان امید به زندگی و دسترسی به زیرساخت های توسعه ای) در کوتاه مدت ارتباط منفی با میزان سرقت داشته است؛ اما در بلندمدت، هر 4 متغیر رابطه مثبت و مستقیم با میزان سرقت داشته اند. همچنین هر 4 شاخص مورداستفاده برای سنجش سطح توسعه یافتگی اقتصادی-اجتماعی، در بلندمدت و کوتاه مدت، رابطه منفی با میزان قتل داشته اند.

    کلیدواژگان: ایران، توسعه اقتصادی-اجتماعی، روش سری های زمانی، سرقت، قتل
  • سید مرتضی حسینی، رحمت الله منشی زاده*، محمدتقی رضویان، پگاه مرید سادات صفحات 609-637

    این پژوهش به بررسی و احصای مسائل و موانع گردشگری روستایی و بررسی جایگاه آن در توسعه پایدار اقتصادی سکونتگاه های روستایی شهرستان کیار با تاکید بر کارآفرینی پرداخته است. روش پژوهش، اسنادی و پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، افراد ساکن در سکونتگاه های روستایی شهرستان کیار، مسئولان و کارشناسان در استان چهارمحال و بختیاری بودند. از افراد ساکن در روستاهای شهرستان کیار، 380 نفر، از بین کارشناسان با توجه به نوع ارتباط آنان با روستاهای منطقه کیار و تخصص و شناخت آنان نسبت به این روستاها، 120 نفر و از بین مسئولان تصمیم گیر و تصمیم ساز و صاحب نظر، 83 نفر برای حجم نمونه درنظر گرفته شد. همچنین، 24 مولفه ای که بر گردشگری سکونتگاه های روستایی با نگاه کارآفرینی تاثیر دارد، از نظر وجود مسئله، شدت و میزان اعتقاد به شدت مورد ارزیابی و پس از آن، با استفاده از روش بار عاملی، نظرهای هر گروه محاسبه و شدت تلفیقی به روش تحلیل عاملی محاسبه شد. براساس نتایج این پژوهش، ضعف دسترسی به امکانات زیرساختی و خدمات اجتماعی برای توسعه گردشگری، قوانین دست و پا گیر در راه اندازی کسب و کارهای گردشگر محور، ضعف فرهنگی، ضعف مشارکت مردم در فعالیت های اقتصادی، ضعف در تامین منابع مالی مشاغل گردشگر محور، بی اعتمادی مردم به مسئولان و مدیران برای اقدام به فعالیت های کارآفرینانه گردشگری، بی اطلاعی از مشاغل حوزه گردشگری، نبود نهادهای مشاوره ای، خطرپذیری کم مردم برای ورود به فعالیت های گردشگری و قوانین محیط زیستی سختگیرانه، به ترتیب اولویت های اول تا دهم موانع تحقق گردشگری روستایی در شهرستان کیارند.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار اقتصادی، شهرستان کیار، کارآفرینی، گردشگری روستایی
  • رضا امیدی* صفحات 639-668

    بحث طراحی ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی، نخستین بار در سال 1377 مطرح شد؛ اما فرایند نهایی شدن آن، حدود شش سال به طول انجامید. قانون ساختار از نوع قوانین تاسیسی است و با تصویب آن، ارکانی نظیر وزارت رفاه و تامین اجتماعی و شورای عالی رفاه و تامین اجتماعی تاسیس شدند و تغییراتی در سازمان دهی حوزه رفاه و تامین اجتماعی رخ داد؛ اما این قانون، در اجرا با چالش هایی اساسی مواجه شد و به تدریج، ابتدا براساس مصوبه ای در سال 1386 حوزه امدادی منفک شد، سپس وزارت رفاه و تامین اجتماعی در دو وزارتخانه کار و امور اجتماعی و تعاون ادغام و شورای عالی رفاه و تامین اجتماعی نیز منفعل شد. در این مقاله، بر تحلیل ماهیت تعارض در فرایند تدوین این قانون تمرکز شده و پرسش اصلی این است که «عامل های مولد تعارض برای بازیگران مختلف چه عامل هایی بوده و این بازیگران چه راهبرد هایی را برای مواجهه با آن برگزیده اند؟». براساس رویکرد روش شناسی تفسیری انتقادی، داده های پژوهش از راه مصاحبه با دست اندرکاران اصلی طراحی نظام جامع و مطالعه مذاکرات مجلس شورای اسلامی در زمان تصویب لایحه گردآوری و تحلیل شده است. براساس یافته های پژوهش، تعارض های ساختاری و منفعتی هم پوشانی زیادی با هم داشته و به همراه تعارض پارادایمی، بیشترین تاثیر را بر فرایند طراحی ساختار نظام جامع داشته اند.

    کلیدواژگان: تعارض، جهت گیری تعارض، راهبرد، سیاستگذاری اجتماعی، نظام جامع
|
  • Seyed Mahdi Etemadi Fard, Qazale Hosseini * Pages 433-460

    Cohabitation is a threshold situation that could not be named as "white marriage", but it is as a family injury and abnormality in Iranian Family. Cohabitation is an autonomic action to break formal rules of family. The main objective of this research is to address the necessity of rules which are appearing from the contravention. Therefore, we use ethnomethodology by emphasizing on its phenomenological aspects. Results are based on the data  gathered from families in Tehran. The results have indicated that individuals make different situations which are more liberal and autonomous by provoking abnormality and disobeying traditions of family, while family rules conquer their relations and alter that into a new form. Although this new form is made by individual’s volition but implicitly it is synthesized with traditions and rules of family. Accordingly, in Iran, family rules not only disappear even by disobeying in cohabitation, but also conquer in self-constituted forms. This affair shows radical necessity in complicated aspects of social life of family order in Iran that its therapy could just be found by itself.

    Keywords: ethnomethodology, family, individuality, abnormality, cohabitation
  • Zahra Zakeri Nasrabadi *, Mohammad Javad Zahedi, Vahid Ghasemi, Amir Maleki Pages 461-488

    This research is to study timing and scheduling in everyday life to explain the existing differences in social groups temporality. In order to analyze these differences, Gurvich's dialectical methodology is applied to analyze the time scales of social classes with Karl Mannheim generation gap theory. The research method is based on survey in which 586 citizens of Isfahan aged 20-55 years old were examined. To select the sample population, we used two methods of cluster sampling (class separation of urban area and neighborhoods) and quota sampling.  The data collection method is a researcher-made questionnaire. Class and age groups were compared in 19 dimensions of time and then in two major types of temporality: "development-oriented and "development- confronted” temporality. Results show that the mean values of development-oriented temporality with traits such as continuous movement, balanced speed, certainty in goal setting and way of life, and the orientation towards the future in upper and middle classes are higher than lower classes and in the middle age they are more than young people. The lower classes of society and young people are more exposed to temporal ruptures and irregularities (development- confronted temporality) than other groups due to the experience of economic insecurity.

    Keywords: time, development-oriented temporality, development-confronted temporality, social class, age groups
  • Saeedeh Amini *, Mostafa Farzane Pages 489-512

    The present study seeks to deal with emotions and gender from a sociological perspective. Emotions and gender are social and cultural components. Socio-cultural variables at the micro and macro levels play a crucial role in gender reconstruction as well as in positive and negative emotional actions of social actors. The importance of this matter configures the structure of this study. It emphasizes on the feeling of unhappiness in the process of development through numerous types of emotions. To investigate the feeling of unhappiness between the two sexes, a theoretical framework devised from the theoretical approaches of the sociology of emotions and gender to investigate questions and hypotheses. A survey methodology was used in order to answer the questions and examine the hypotheses. Subjects of this study were students of Allameh Tabataba’i University; they were selected by a survey methodology with a sample size of 381 people. The foremost vital results showed that the feeling of unhappiness was higher among MA students and among other students with a moderate socioeconomic base rather than students with other degrees. Among the effective sociological variables on the feeling of unhappiness, inability to manage emotions, feelings of powerlessness, nonconformity and social disapproval affect the unhappiness feeling of male and female students. It can be argued that place of residence is the effective variables affecting the unhappiness of female students.

    Keywords: Unhappiness feeling, emotion, powerlessness feeling, Social trust, social disapproval, social status
  • Sayed Reza Salehi Amiri *, Fatemeh Azizabadi Farahani, Arezou Baba Shams Pages 513-531
    The main objective of this research is to identify the dimensions and components of cultural development for the National Library of Iran. This research is a purposeful applied study with quantitative and qualitative data compilation using a survey for collecting data. The statistical population of the study is all middle and senior managers of the National Library of Iran. Five people were interviewed and 32 were selected purposefully to answer the questionnaire. The main dimensions and components of cultural development is based on library studies and theoretical foundations (theories, methods and models), interviewing and studying the research background in 3 dimensions and 23 components presented to the respondents for confirmation. The results of the confirmatory factor analysis of the dimensions and components of the cultural development model of the National Library of Iran shows that among 23 identified components, 2 components with factor load less than 0.4 were removed from the template and 21 other components were approved. Also, the components could identify and introduce common cultural thoughts with other countries. The components of "strengthening organizations of the public institutions" and "dialogue between civilizations" are the most important among others.
    Keywords: cultural development, National Library of Iran, senior managers, common cultural thoughts
  • Ahmad Naderi *, Mahdi Akbari Golzar, Zahra Fazeli Pages 533-556

    Urban development is one of the major issues that our country has always faced with in recent years. The formation of newly established areas alongside older neighborhoods in historical cities has created a specific typology for modern cities on the path to development. A large part of the identity of the old neighborhoods, as noted by Maurice Halbwachs, is composed of collective memories of the locals, while in newly established urban areas, these collective memories are essentially non-existent. According to the requirements of modern life, they will not exist. In this research, the process of formation of urban identity in the old Vahdat-e-Islami (Shapour) neighborhood has been studied and evaluated in comparison with the relatively new neighborhood of Tehran's Shahrak-e-Gharb with qualitative case study method and with interviewing tool from residents of those neighborhoods. The findings indicate that the neighborhood was not able to maintain its own structure and undergoes major changes, retains its identity through collective memories involved in specific places of the locals; But Shahrak-e-Gharb, due to the lack of common spaces and the lack of collective memory and the growth in the demands of modern life, and the lack of social communication between neighborhoods, have less mass memories and thus a weaker independent identity.

    Keywords: Collective Memory, Urban Identity, Urban Typology, Qualitative Method
  • Mohsen Dianat, Mansooreh Dastranj * Pages 557-580

    Cultural and structural evolution of recent decades have led to multiplicity and sometimes conflicts of identity-makers, and the spread of modernization in the global arena. This is performing identity crisis among many strata, especially women. This research was done with the purpose to study the effects of Globalization on Women’s Social Identity in Bandarabbas City. The population study consists of all women 15-45 years old of Bandarabbas city using Cochran formula, 250 women that belongs to the city were randomly selected as sample. The research methodology was a survey through which data were collected via questionnaire, its validity verified by face validity and its reliability was checked by Cronbach’s alpha. After collecting the questionnaires, descriptive and inferential statistics were used to analyze the data. The results of the research in the first step of testing the hypotheses of research showed that the variables of women's use of new cultural goods, the rate of use of information and communication technologies (ICT), and women's attitude toward gender role on social identity had a significant effect on the identity (P <0.01). However, women's awareness of environmental changes has not indicated a significant effect on women's social identity. Also, there is no significant difference between the effects of globalization on the social identity of women in Bandar Abbas according to demographic characteristics of age, marital status, employment status, and number of children. In addition, the results of structural equation modeling have represented that the empirically measured and structured reproduction model of the effects of globalization on the social identity of women in Bandar Abbas city is in a corrective state of relatively similarity and fit with the theoretical model. In addition, globalization variable has been able to explain and predict 0.602 of variance and dependent variable changes in social identity of women in Bandar Abbas city.

    Keywords: Globalization, Social Identity, Womens, Bandarabbas, awareness of the process of Globalization
  • Mansour Deyhoul, Sirous Ahmadi *, Asghar Mirfardi Pages 581-608

    The purpose of this paper is to assess the relationship between socio-economic development and crime in Iran during the years 1996-2016.  The approach of this research is to study the development issues and crime and their interaction. This is a sociological perspective that focused on the social deviations in the context of development and social transformation. The research method is based on quantitative-longitudinal method, which is done by time series method (secondary analysis). Observations on the variables of the research were collected and reviewed during the period. The research is carried out at the macro level and, therefore, the studied population is the level of observation and the level of analysis of the whole country. Investigating the relationship between variables shows that the levels of literacy and employment in the industrial sector and the level of life expectancy in the short run are negatively related to the amount of theft, but in the long run, to the four variables of literacy rate, employment rate, life expectancy and access to developmental infrastructure having a positive direct relationship with the amount of theft. Also, all four indicators used to measure the socioeconomic development level (literacy rate, employment rate in the industrial sector, life expectancy and access to developmental infrastructure), in the long run and in the short run, had a negative relationship with the amount of murder.

    Keywords: Economic Development, Theft, Murder, Time Series Method, Iran
  • Sayed Morteza Hoseini, Rahmatollah Monshizadeh *, Mohammadtaghi Razavian, Pegah Moridsadat Pages 609-637

    This study examines rural tourism and its role in sustainable economic development of rural settlements in Kiyar Township with emphasis on entrepreneurship. The research method in this study is documentary and survey. The statistical population of this study is the people living in rural settlements of Kiar and experts in Chaharmahal and Bakhtiari province. Of the villagers, 380 people were interviewed by experts according to their relationship with the villages of the Kiyar region, and their knowledge of the villages with 120 people and 83 experts as sample. Also, 24 factors affecting the tourism of rural settlements in terms of entrepreneurship, severity and beliefs were strongly evaluated, and then using the factor load method, the opinions of each group were calculated and the combined intensity was calculated by the method of factor analysis. According to the results of this study, weak access to infrastructure and social service facilities for tourism development, the cumbersome rules in launching a tourism oriented business , cultural weakness, weak participation of people in economic activities, weakness in financing tourism-oriented businesses, public distrust to officials and managers for entrepreneurial tourism activities, no information about tourism jobs, no consulting bodies, the low risk taking of people entering into tourism activities, and strict environmental laws are considered among the top ten barriers to the realization of rural tourism in the county of Kiyar.

    Keywords: Rural Tourism, entrepreneurship, sustainable economic development, Kiyar county
  • Reza Omidi * Pages 639-668

    Planning of the Comprehensive Welfare and Social Security System Act was first discussed in 1998, but it took about six years to complete. This Act is a type of constitutional law, with the adoption of bodies such as the Ministry of Welfare and Social Security and the Supreme Council of Welfare and Social Security. But the law faced with major challenges in its implementation. This article focuses on analysis of the nature of the conflict in the process of drafting this law, and the main question is what the factors are causing the conflict for different actors around different parts of the law and what strategies have these actors selected to deal with it. Based on the Critical Interpretive Methodology approach, the research data were collected through interviews with key stakeholders in designing the Comprehensive System and reviewing the negotiations of the Islamic Consultative Assembly at the time of adoption of the bill and were analyzed by content analysis technique. According to the findings of the study, structural and interest conflicts have a great overlap with the most impact on the design process of the system structure.

    Keywords: social policy, conflict, Strategy, conflict orientation, comprehensive system