فهرست مطالب

روان شناسی افراد استثنایی - پیاپی 34 (تابستان 1398)
  • پیاپی 34 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/28
  • تعداد عناوین: 9
|
  • کمال پرهون، حمید علیزاده*، حمیدرضا حسن آبادی، مهدی دستجردی کاظمی صفحات 1-29

    پژوهش حاضر باهدف بررسی نیمرخ شناختی و زبان شناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه و مشکل یادگیری (کم پیشرفت) انجام شد.در قالب یک پژوهش توصیفی – تحلیلی، از بین تمامی دانش آموزان 12-8 سال مراجعه‌کننده به مراکز اختلال یادگیری و دانش آموزان کم پیشرفت مدارس مقطع ابتدایی شهر تهران با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس (دو گروه 100 نفره) انتخاب و در متغیرهای سن، جنسیت، پایه تحصیلی و هوشبهر همگن شدند. داده‌های پژوهش از طریق ویراست چهارم هوش وکسلر کودکان (2003)، مقیاس درجه‌بندی رفتاری کارکردهای اجرایی (جیوا و همکاران، 2000) و آزمون تحول زبان- 3 (نیوکامر و هامیل، 1999) گردآوری و با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند.یافته‌های پژوهش نشان داد که عملکرد دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه در نیمرخ شناختی به‌طور معناداری ضعیف‌تری از دانش آموزان با مشکل یادگیری است، افزون بر این در مهارت‌های زبان‌شناختی نتایج حاکی از آن بود که دانش آموزان با اختلال یادگیری در زیر مقیاس تحلیل واجی نسبت به گروه دانش آموزان با مشکل یادگیری به‌طور معناداری عملکرد ضعیف‌تری نشان دادند. از سوی دیگر، در زیر مقیاس‌های واژگان تصویری، تقلید جمله، تکمیل دستوری، تمایز گذاری کلمه، تولید کلمه، واژگان، شباهت‌ها و درک مطلب تفاوت معناداری بین دو گروه گزارش نشد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش حاضر توجه به کارکردهای اجرایی و مهارت‌های زبان‌شناختی در تشخیص، آموزش و توان‌بخشی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه و مشکل یادگیری می‌تواند نتایج موثری در پی داشته باشد.

    کلیدواژگان: نیمرخ شناختی، نیمرخ زبان شناختی، اختلال یادگیری ویژه، مشکل یادگیری
  • حمیده جهانبخش، مهدی سهرابی *، علیرضا صابری کاخکی، عزت خداشناس صفحات 31-49

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر یک دوره برنامه تمرینی منتخب تحت شرایط تکلیف دوگانه و منفرد بر انعطاف پذیری شناختی کودکان با اختلال هماهنگی رشدی انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون- قالوآپ با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی شهر اهواز بود. از جامعه مذکور، نمونه ای به حجم 39 نفر که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند،  به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و پس از انجام آزمون ساخت دنباله به عنوان پیش آزمون، به صورت تصادفی به 3 گروه: تمرین تکلیف دوگانه (13 نفر)، تمرین تکلیف منفرد (13 نفر) و  کنترل (13 نفر) تقسیم شدند.  سپس دو گروه تجربی، برنامه تمرینی منتخب با شرایط متفاوت را به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای انجام دادند. در انتها از همه افراد با استفاده از آزمون ساخت دنباله پس آزمون و دو ماه بعد نیز آزمون فالوآپ به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یکراهه و همچنین آزمون تی وابسته نشان داد که در پس آزمون، انعطاف پذیری شناختی در گروه تکلیف دوگانه برتر از هر دو گروه تکلیف منفرد و کنترل بود (P<0.05). در آزمون قالوآپ، این برتری تنها نسبت به گروه کنترل باقی ماند. همچنین، گروه تکلیف منفرد در پس آزمون تنها از گروه کنترل برتر بود (P<0.05). در مقایسه با رویکردهای تکلیف منفرد، تمرینات مبتنی بر رویکردهای تکلیف دوگانه می تواند منجر به بهبود بیشتر انعطاف پذیری شناختی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی شود، لذا بهره گیری از این روش در  برنامه ریزی کلاس های فعالیت بدنی برای این گروه از کودکان پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: تکلیف دوگانه، تکلیف منفرد، انعطاف پذیری شناختی، اختلال هماهنگی رشدی
  • اسماعیل زارعی زوارکی * صفحات 51-78

    هدف از این مطالعه طراحی و اعتباریابی یک مدل یادگیری مبتنی بر رویکرد یادگیری تلفیقی با تاکید بر فناوری‌‌های دیجیتال برای دانش‌آموزان با نیازهای آموزشی ویژه بود. در این پژوهش از روش ترکیبی از نوع اکتشافی استفاده شد. برای به‌دست آوردن اجزای مدل، تحلیل محتوای استقرایی انجام شد و برای اعتباریابی درونی مدل، از روش توصیفی نظرسنجی استفاده شد. جامعه آماری برای طراحی مدل یادگیری شامل تمام مقالات، کتاب‌ها، گزارش‌ها و پایان‌نامه های مرتبط در زمینه رویکرد یادگیری تلفیقی برای دانش‌آموزان با نیازهای آموزشی ویژه از سال 2008 تا 2018 بود. نمونه آماری برای تعیین اجزاء مدل، 23 مقاله ، 7 پایان‌نامه و 8کتاب و گزارش بود که به طور هدفمند انتخاب و تحلیل شدند . جامعه آماری برای اعتبارسنجی مدل  شامل استادان دانشگاه در رشته‌های فناوری آموزشی، روانشناسی و آموزش ویژه بود. 26 استاد دانشگاه به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش‌نامه محقق ساخته 25 سوالی بود که 23 گویه آن طبق مقیاس لیکرت 7 امتیازی طراحی و تدوین شد و 2 گویه آن بر اساس سوال باز پاسخ بود. روایی محتوایی پرسش‌نامه توسط متخصصان مورد تایید قرار گرفت و اعتبار آن با آلفای کرونباخ 94/0بود. با توجه به تجزیه و تحلیل محتوای استقرایی، شش مولفه اصلی بدست آمد. همچنین 49 زیر مولفه برای اجزای اصلی استخراج شد. پس از تجزیه و تحلیل محتوا و استخراج کدها، اجزاء و زیرمولفه ها در قالب مدل یادگیری طراحی شد. ابتدا یک مدل مفهومی طراحی شد و سپس مدل روندی طراحی و توسعه داده شد. یافته‌های اعتبار‌درونی از نظر متخصصان نشان داد که مدل‌های مفهومی و روندی اعتبار‌درونی بالایی دارند. بنابراین پیشنهاد می شود از این مدل‌ها به عنوان استراتژی‌های نوآورانه برای دانش‌آموزان با نیازهای آموزشی ویژه استفاده شود.

    کلیدواژگان: مدل یادگیری، رویکرد یادگیری تلفیقی، فناوری های دیجیتال، فناوری آموزشی، آموزش ویژه، استراتژی های نوآورانه
  • سیروس مرادی زاده، حسنعلی ویسکرمی *، فضل الله میردریکوند، عزت الله قدم پور، فیروزه غضنفری صفحات 79-110

    این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت گرا و واقعیت درمانی بر کاهش کمال گرایی و استرس تحصیلی انجام شد. پژوهش یک مطالعه شبه آزمایشی همراه با انتخاب و گمارش تصادفی آزمودنی ها، در گروه های آزمایش و کنترل به همراه پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم استعدادهای درخشان شهر خرم آباد بودند که ابتدا همه دانش آموزان پرسشنامه کمال گرایی و استرس تحصیلی را تکمیل کردند. سپس تعداد 45 نفر که بالاترین نمرات را در مقایسه با سایرین کسب کردند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش اول به مدت 8 جلسه مداخلات روان درمانی مثبت گرا و گروه آزمایش دوم هم به مدت 8 جلسه مداخلات واقعیت درمانی را دریافت کردند، اما گروه کنترل طی این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با آزمون کواریانس یکطرفه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو روش منجر به کاهش معنادار کمال گرایی و استرس تحصیلی آزمودنی های گروه های آزمایش شدند. از بین دو نوع درمان، روان درمانی مثبت گرا تاثیر بیشتری در کاهش استرس تحصیلی داشت. اما بین دو روش در کاهش کمال گرایی تفاوت معناداری به دست نیامد. بر اساس نتایج، واقعیت درمانی و روان درمانی مثبت گرا می تواند به منظور کاهش کمال گرایی و استرس تحصیلی دانش آموزان تیزهوش مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: واقعیت درمانی، روان درمانی مثبت گرا، کمال گرایی، استرس تحصیلی، تیزهوش
  • محمد جواد رنجبر، سجاد بشرپور *، ناصر صبحی قراملکی، محمد نریمانی صفحات 111-135

    هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی توان‌بخشی شناختی مبتنی بر رایانه و تمرین‌های عملی عصب‌روان‌شناختی بر بهبود حافظه کاری و توجه پیوسته دانش‌آموزان نارساخوان بود. روش پژوهش حاضر آزمایشی و از نوع طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش‌آموزان ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص از نوع نارساخوانی شهرهای آمل و محمودآباد در سال تحصیلی 98-1397 بودند که به مراکز اختلال یادگیری ارجاع داده شده بودند. تعداد 45 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس و با آزمون های تشخیصی هوش ریون و آزمون خواندن و نارساخوانی نما انتخاب شدند و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه قرار گرفتند. گروه های آزمایشی به مدت 14 جلسه تحت مداخله قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون از نسخه رایانه‌ای آزمون حافظه کاری ان- بک و آزمون عملکرد پیوسته استفاده شد. داده‌ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای بر روی میزان پاسخ‌های صحیح در توجه پیوسته و میزان پاسخ‌های صحیح و زمان واکنش در حافظه کاری اثربخشی بیشتری (05/0P <) نسبت به روش تمرین‌های عملی دارد. این نتایج بیان می‌کنند که توان‌بخشی شناختی به کمک رایانه با جذابیت‌های بصری و صوتی و ایجاد فرصت های متناسب با سطح پیشرفت کودک، می‌تواند شرایط مناسب‌تری را برای بهبود نقایص کارکردهای عالی ذهن افراد مبتلا به اختلال یادگیری خواندن فراهم کند.

    کلیدواژگان: توان بخشی شناختی- رایانه ای، تمرین های عملی عصب روان شناختی، حافظه کاری، توجه پیوسته، نارسا خوانی
  • یوسف دهقانی*، صادق حکمتیان فرد صفحات 137-158

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد توجه و بازداری پاسخ در دانش‌آموزان دارای اختلال ریاضی است. این پژوهش از طرح شبه‌آزمایشی پیش‌آزمون پس‌آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دچار اختلال یادگیری ریاضی مراجعه کننده به مرکز ناتوانی یادگیری آموزش و پرورش شهر بوشهر به تعداد 143 نفر در سال تحصیلی 98-1397 بود. از میان آن‌ها به ‌روش نمونه‌گیری در دسترس 40 نفر که ویژگی‌های لازم بر اساس آزمون تشخیص اختلال ریاضی ملک‌پور (1373)، آزمون وکسلر و ملاک‌های ویرایش پنجم کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی را داشتند فهرست شدند و سپس در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) گمارش شدند. برای سنجش عملکرد توجه، از خرده مقیاس خطای حذف آزمون عملکرد پیوسته TOVA (رازولد، میرسکی، ساراسون، برانسوم و بک، 1956) و برای ارزیابی عملکرد بازداری پاسخ از خرده مقیاس خطای ارتکاب آزمون TOVA (رازولد، و همکاران، 1956) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت یازده جلسه 60 دقیقه‌ای و به‌صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفت. داده‌های حاصل از پژوهش با آزمون تحلیل واریانس با اندازه-گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد آموزش کارکردهای اجرایی در گروه آزمایش موجب بهبود عملکرد توجه و بازداری پاسخ شده است و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار ماند (05/0˂P). با توجه به یافته‌های به‌دست‌آمده از مطالعه حاضر می‌توان نتیجه‌گیری کرد که آموزش کارکردهای اجرایی می‌تواند به عنوان یک روش مداخله‌ای در بازداری و بهبود عملکرد توجه دانش‌آموزان با اختلال یادگیری ریاضی استفاده شود

    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، توجه، بازداری پاسخ، اختلال ریاضی
  • اسماعیل برقی، مهناز استکی *، مهدیه صالحی صفحات 159-181

    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش توانایی های شناختی مبتنی بر رویکرد کتل – هورن – کارول برحافظه کاری دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی و از نوع پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر پایه سوم ابتدایی با اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال تحصیلی 97 – 1396 است که توسط مراکز آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری سازمان آموزش و پرورش استثنایی به عنوان کودک نارساخوان تشخیص داده شده بودند، از بین آن‌ها 30 دانش‌آموز با روش نمونه‌گیری هدفمند در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده، نسخه نوین هوش آزمای تهران- استانفورد- بینه و روش تحلیل داده‌ها اندازه گیری مکرر ترکیبی بود. نتایج نشان داد که بین گروه‌های آزمایش و گواه بر روی متغیرهای مقیاس کلی حافظه کاری کلامی و غیرکلامی در گروه های آزمایشی و گواه دانش‌آموزان تفاوت معنادار وجود دارد و روش آموزشی مبتنی بر رویکرد کتل – هورن – کارول در تقویت حافظه کاری دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص با مشخصه نارساخوانی ، موثر بوده است. می‌توان نتیجه گرفت که آموزش‌های مبتنی بر این رویکرد سبب بالا رفتن توانایی‌های شناختی دانش‌آموزان با اختلال یادگیری خاص با مشخصه نارساخوانی می‌شود و می‌توان از آن به‌عنوان یک روش مداخله ای موثر سود جست.

    کلیدواژگان: اختلال یادگیری خاص، نارسا خوانی، حافظه کاری، رویکرد کتل - هورن - کارول، توانایی های شناختی
  • علی شیخ الاسلامی*، نسترن سیداسماعیلی قمی صفحات 183-196

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فنون مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر پریشانی روان‌شناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص انجام گرفت. روش پژوهش به شیوه‌ی نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه‌ی آماری پژوهش را مادران دانش‌آموزان مراکز ناتوانی یادگیری خاص شهر اردبیل در سال 1397 تشکیل می‌دادند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد. نمونه‌ی مورد مطالعه شامل 40 مادر دانش‌آموزان مراکز ناتوانی یادگیری خاص شهر اردبیل بودند که بصورت تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر)، جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش، 8 جلسه آموزش فنون مبتنی بر ذهن‌آگاهی را دریافت نمودند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ی استرس، اضطراب و افسردگی لاویبوند و لاویبوند (1995) استفاده شد. داده‌ها با روش آماری کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه کنترل در پس‌آزمون به‌طور معناداری، پریشانی روان‌شناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) کمتری داشتند و فرضیه‌ی پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش فنون مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر پریشانی روان‌شناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص مورد تائید قرارگرفته است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که آموزش فنون مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش پریشانی روان‌شناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص اثربخش است.

    کلیدواژگان: فنون مبتنی بر ذهن آگاهی، پریشانی روانشناختی، مادران دارای فرزند با ناتوانی یادگیری خاص
  • محمد عاشوری* صفحات 197-217

    آسیب شنوایی تمام جنبه‌های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد در حالی که استفاده از برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه با نتایج موثری همراه است. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر کارکردهای اجرایی و تنظیم شناختی هیجان دانش‌آموزان با آسیب شنوایی بود. این پژوهش، یک مطالعه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه شاهد بود. در این پژوهش 26 دختر با آسیب شنوایی که به روش در دسترس از مدارس شهر اصفهان انتخاب شده بودند، شرکت داشتند. آزمودنی‌ها به دو گروه 13 نفری آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه را در 10 جلسه دریافت کردند، در حالی ‌که به گروه شاهد این آموزش ارائه نشد. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه توانایی شناختی نجاتی (1392) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (2006) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر کارکردهای اجرایی و تنظیم شناختی هیجان آزمودنی‌ها تاثیر معناداری داشت. بر اساس یافته‌ها، برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه، کارکردهای اجرایی و تنظیم شناختی هیجان دانش‌آموزان با آسیب شنوایی را بهبود بخشید. بنابراین، می‌توان از این برنامه به‌منظور بهبود کارکردهای اجرایی و تنظیم شناختی هیجان چنین دانش‌آموزانی بهره برد و برنامه‌ریزی برای استفاده از برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه برای آنها اهمیت ویژه‌ای دارد.

    کلیدواژگان: توانبخشی شناختی، کارکردهای اجرایی، تنظیم شناختی هیجان، آسیب شنوایی
|
  • kamal parhoon, hamid alizadeh *, hamidreza hassanabadi, Mehdi Dastjerdi kazemi Pages 1-29

    The aim of this study was to investigate the cognitive and linguistic profiles of students with specific learning disability versus students with learning problems. The participants constituted 100 students with learning disabilities and 100 students with learning problems who were matched based on age, gender, grade and IQ. The major evaluation tools that were used in this study included WISC-IV, BRIEF and TOLD-3. The data were analyzed through the multivariate analysis of variances (MANOVA).The results showed that students with specific learning disabilities had lower performance in cognitive profiles compared to learning problem students (P<0/001). Significant differences were found between the two groups. In addition, regarding the linguistic skills, the results indicated that students with specific learning disabilities had lower performance in phonological analysis compared to learning problem students (P<0/001). On the other hand, there were no significant differences between the two groups in terms of picture vocabulary, sentence imitation, morphological completion, word discrimination, word articulation, vocabulary, similarities and comprehension. Based on the results of this study, consideration of executive functions and linguistic skills in education and rehabilitation of students with specific learning disabilities and learning problems can lead to effective results.

    Keywords: Cognitive profile, Linguistic profile, Specific learning disability, learning problem
  • Hamideh Jahanbakhsh, mehdi sohrabi *, Alireza Saberi Kakhki, Ezzat khodashenas Pages 31-49

    The purpose of this study was to investigate the effect of a selected training program under dual and single-task conditions on the cognitive flexibility of children with developmental coordination disorder. The research method was semi-experimental and with a pre-test-post-test- follow-up design with control group. The statistical population of this study included male students with developmental disorder in Ahvaz city. From the mentioned population, a sample of 39 subjects who were eligible for inclusion in the study was selected by available sampling method. After the Trail Making Test as a pre-test, they were randomly assigned to three groups: Exercise Dual task (n=13), single task training (n=13) and control (n=13). Then, the two experimental groups performed a selected training program with different conditions for 8 weeks and 3 sessions each 45 minutes each week. At the end, all subjects were followed by a Trail Making Test and two months later, a follow-up test. Data analysis using one-way covariance analysis as well as t-test showed that in post-test, cognitive flexibility in dual task group was superior to both single and control group (P < 0.05). In the follow-up test, this superiority remained only rather than the control group. Also, the single task group was superior to the control group in the post-test (P <0.05). Compared to single-task approaches, dual-task-based exercises can improve the cognitive flexibility of children with developmental coordination disorder, so using this method in the planning of classes is suggested for this group of children.

    Keywords: dual-task, single-task, cognitive flexibility, developmental coordination disorder
  • esmaeel Zareee zavaraki * Pages 51-78

    The purpose of this study was to design and validate an educational model based on blended learning approach with emphasis on digital technologies for students with special educational needs. A mixed method in a type of the exploratory was used. To obtain the components of the model, an inductive content analysis was performed and for internal validity of the model, descriptive survey method was used. The statistical society for designing an educational model included all articles, books, reports and related dissertations in the field of blended learning approach for students with special educational needs from 2008 to 2018. A statistical sample to determine the component of the model, were 23 articles, 7 dissertations and 8 books and reports that purposefully selected and analyzed until saturation. The statistical society also comprised university teachers of educational technology, psychology and special education field for validation of the model. Twenty-six university teachers were selected as samples. The data gathering tool was a questionnaire of 25 items that 23 questions were created according to7 point Likert scale and 2 questions were created according to open-ended question. The content validity of the questionnaire was approved by the experts and its reliability was 0.94 with Cronbach's alpha. According to the inductive content analysis, six main components were obtained. Also, 49 sub-components were extracted for the main components. After analyzing the content and extracting the codes, the components and subcomponents were presented in the model.

    Keywords: learning model, blended learning approach, digital technologies, special education, innovative strategies
  • siroos morazadeh, hasanali veiskarami *, fazlallah mirdekoovand, ezatalah ghadampoor, Firozeh Ghazanfari Pages 79-110

    The aim of this research was studing and comparing the effectiveness of real therapy and positive psychotherapy on reducing perfectionism and academic stress. The research was a quasi –experimental study along with selecting and assigning the subjects randomly in experimental group and control group with pre-test and post-test. Statistical universe included all gifted girl students of second grade of high school in Khorramabad city that all students filled out all the questionaires of perfectionism and academic stress using census method. Then 45 students who got the highest marks compared to others were selected and placed randomly in experimental and control groups. The first experimental group were subjected to real therapy for 8 sessions and the second group were also subjected to positive psychotherap for 8 sessions, but the control group didn't receive any interventions during this period of time. Data were analyzed using unilateral covariance analysis test. Results showed that performing the real therapy and positive psychotherapy interventions led to meaningful reduction of perfectionism and academic stress of the subjects of experimental groups. the positive psychotherapy had more effect on reducing academic stress, but in perfectionism variable, there wasn't any meaningful diference between these two therapies and the effect of above mentioned therapies in reducing perfectionism was the same. Based on the results, the methods of positive psychotherapy and real therapy can be used to reduce perfectionism and academic stress.

    Keywords: positive psychotherapy, real therapy, academic stress, gifted
  • Mohammad Javad Ranjbar, sajjad basharpoor*, naser sobhi gharamaleki, Mohammad Narimani Pages 111-135

    The purpose of this study was to compare the effectiveness of computer-based cognitive rehabilitation and practical neuropsychological interventions on working memory and sustained attention in students with dyslexia. The method of this study was experimental and its design was multi-group pretest and posttest with control group. Statistical population of this study included elementary students with dyslexia in Amol and Mahmoudabad cities during the academic year of 1397-98, who were referred to learning disability centers. 45 students were selected by convenience sampling method and assisted by diagnostic tests of Raven and reading and dyslexic test (NAMA). They were randomly assigned to experimental and control groups. The experimental groups were received 14 interventions sessions. The computer version of the n-back test and computer version of the continuous performance task were used for gathering data in two pre and posttest stages. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance. The results showed that computer-based rehabilitation was more effective (P<0.05) on the amount of correct responses in sustained attention, and correct response and reaction time in working memory in comparing to practical neuropsychological exercises. These results reveal that computerized cognitive rehabilitation with providing the visual and audio attractions and the creation of opportunities appropriate to the level of child's development can provide a more appropriate field for improving the defects of the high-quality functions of the minds of people with dyslexia.

    Keywords: Cognitive Rehabilitation, Neuropsychological Exercises, Working Memory, Sustained Attention, Dyslexia
  • yousef dehghani *, sadegh hekmatiyan fard Pages 137-158

    The aim of this study was to examine effectiveness of executive functions training on attention and response inhibition in students with dyscalculia. This study was semi-experimental pre-test, post-test, and follow-up with control and experimental group. The statistical population consisted of 143 students with dyscalculia who had been referred by the schools to the Center for Learning Disabilities of Boushehr province’s Department of Education in 2018-2019 school year. Of these, using convenience sampling and considering the requirements of the research project based on Malekpour Dyscalculia Diagnosis Test (1994), Wechsler Intelligence Scale of Children, the fifth Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorder (DSM-5), 40 students were selected and assigned to an experimental group and a control group. The omission error and commission error sub-scales of the Test of Variables of Attention (TOVA) (Rosvold, Mirsky, Sarason, Bransome & Beck, 1956) were utilized to evaluate attention and response inhibition performance, respectively. The experimental group received 11 sessions (60 minutes each) of group training. For statistical data analysis, variance analysis with repeated measures is used. Findings showed that executive functions training has a significant effect on attention and response inhibition and this effect remains unchanged in the two-month follow-up phase. Finally, we may conclude that executive functions training, as an effective and functional intervention, could be used to improve inhibition and attention performance of students with dyscalculia.

    Keywords: executive functions, Attention, Response inhibitory, Dyscalculia
  • esmaeil barghi, Mahnaz Estaki *, Mahdiye Salehi Pages 159-181

    This research was conducted with the aim of investigating the effectiveness of teaching cognitive abilities based on the Kotl-Horn-Carroll approach to the conscientiousness of students with special learning disabilities. The research method was semi-experimental and pre-test-post-test with control group. The statistical population consisted of 3rd grade elementary school boy students with special learning disorder in Tehran during the academic year of 2016-2017, which was administered by the educational and rehabilitation centers The Learning Disorder of the Exceptional Education Organization were identified as dyslexic children. Of these, 30 students were selected by targeted sampling method and randomly assigned to experimental and control groups. The tool used was the new version of Tehran-Stanford-Binet's Intelligence Lab and the data analysis method was a repeated measurement of the combination. The results showed that there is a significant difference between the test and control groups on the variables of the total scale of verbal and non verbal working memory in the experimental and control groups of the students, and the teaching method based on the Kotl-Horn-Carroll approach to strengthening the working memory of knowledge Students with a learning disorder characterized by dyslexia have been effective. It can be concluded that the education based on this approach increases the cognitive abilities of students with a specific learning disorder characterized by dyslexia and can be used as an effective intervention method.

    Keywords: specific learning disorder, dyslexia, working memory, Kettle-Horn-Carroll approach, cognitive abilities
  • Ali Sheykholreslami *, Nastaran seyedesmaili ghomi Pages 183-196

    The purpose of this study was to investigate effectiveness of mindfulness-based techniques on psychological distress (stress, anxiety and depression) of mothers of child with special learning disability. The research method was semi-experimental with pretest-posttest design with control group. The statistical population of study included mothers of students of learning disability centers in Ardabil city in the year of 2018, That among them by using available method, 40 mothers were selected and randomly assigned to the experimental group (20 individuals) and control group (20 individuals). The experimental group had received 8 sessions of mindfulness-based techniques. Stress, anxiety and depression questionnaire (DASS) used to data gathering. Data were analyzed by multivariate covariance statistical method. Findings indicated that the research hypothesis of effect of mindfulness-based techniques on psychological distress (stress, anxiety and depression) of mothers of child with special learning disability had been proven and mothers of experimental group in comparison with control group, in posttest had a significantly less psychological distress (stress, anxiety and depression). So, we can conclude that mindfulness-based techniques Training has a significant effect on psychological distress (stress, anxiety and depression) of mothers of child with special learning disability.

    Keywords: Mindfulness-based techniques, psychological distress, Mothers of child with special learning disability
  • Mohmmad Ashori * Pages 197-217

    Hearing impairment affects all aspect of individual's life, while applying cognitive rehabilitation program based on memory has been associated with effective outcomes. Present study was aimed to determine the effectiveness of cognitive rehabilitation program based on memory on executive functions and cognitive emotion regulation in students with hearing impairment. The present research was a semi-experimental study with pre-test, post-test design and control group. The participants were 26 girl children with hearing impairment from schools in Isfahan city using convenient method. Subjects were divided into experimental and control groups, each group consisting of 13 children. The experimental group received 10 sessions of cognitive rehabilitation program, while the control group did not. The instruments were Nejati cognitive abilities questionnaire (2013) and Garnefski & Kraaij cognitive emotion regulation questionnaire (2006). Data were analyzed by MANCOVA. The results showed that cognitive rehabilitation program had a significant effect on executive functions and cognitive emotion regulation of subjects. According to the findings, cognitive rehabilitation program based on memory improved executive functions and cognitive emotion regulation in students with hearing impairment. So, this program can be used to improve executive functions and cognitive emotion regulation of these students and planning for providing of cognitive rehabilitation program based on memory for them have particular importance.

    Keywords: Cognitive rehabilitation, Executive functions, Cognitive emotion regulation, Hearing impairment