فهرست مطالب

لسان مبین (پژوهش ادب عرب) - سال یازدهم شماره 37 (پاییز 1398)
  • سال یازدهم شماره 37 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • پریسا امیری*، یحیی معروف صفحات 1-24

    متون ادبی بالقوه دارای مضامینی هستند که آن مضامین با یک بار خواندن آشکار نخواهد شد. بکار گیری ابزارهای دیگر علوم، امکانی است برای راه یافتن به دستاوردهای جدید متنی و در این میان روانکاوی بیش از همه راه گشا است. «ژاک لکان» روان کاو فرانسوی در تحلیل شخصیت ها و روایت های ادبی ما را به نتایج جالب توجه ای می رساند. این مقاله، کوششی است در استفاده از نظریه «ساختمان نفسانی انسان» لکان جهت تحلیل شخصیت ابن فارض. لکان در این نظریه وجود آدمی را به سه ساحت تقسیم می کند: «حیث خیالی» که همان دنیای جذابیت های ظاهری و فریبندگی با عملکرد پرده پوشی ضمیر ناآگاه است، «ساحت رمز و اشارت» ساحت آرزومندی آدمی است و «حیث واقع» که گویای آن است که ذات آدمی در ضمیر ناآگاه و در ماورای وجود او است و لکان به این ماوراء عنوان «غیر» می دهد. زندگی ابن فارض در طی انقلاب های روحی که بر وی عارض شده، چند دوره ای بوده است. پرسش اصلی این مقاله هم دقیقا در همین نقطه شکل می گیرد: چگونه می توان با استفاده از نظریه لکان تحول روحی ابن فارض را در ساختاری نظام مند توضیح داد. راهبرد تحقیقاتی این پژوهش بر اساس مبانی تئوریک نظریه ژاک لکان و زندگی و اشعار ابن فارض است، از این رو ضمن تشریح نظریه «ساختمان نفسانی انسان» به چگونگی زندگی و اشعار ابن فارض نیز استناد نموده و بر اساس این نظریه شخصیت ابن فارض را مورد روانکاوی قرار داده ایم. دستاورد این پژوهش نیز بیانگر مطابقت سیر تحولات و تکامل روانی ابن فارض، با نظریه «ساختمان نفسانی انسان» لکان است.

    کلیدواژگان: ابن فارض، تحلیل شخصیت، ژاک لکان، روانکاوی و ادبیات
  • روح الله صیادی نژاد*، عباس اقبالی، الهام بابلی صفحات 25-49

    استعاره در رویکرد قدیمی و کلاسیک خود لفظ محور است و کارکردی زیبایی شناختی و هنری دارد و حضور آن فراتر از زبان ادبی نیست، درحالی که نگاه به استعاره در زبانشناسی شناختی نگاهی مفهوم محور و نه لفظ محور است. جورج لیکاف و مارک جانسون آن را وسیله ای برای تفکر و اندیشه به شمار می آورند که در رفتارهای انسان از جمله رفتار زبانی وی جاری است. مقاله حاضر می کوشد با توجه به مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی به واکاوی و تحلیل است استعاره های تصوری در دو سینیه بحتری و احمد شوقی بپردازد. نتایج بررسی حاکی از این است که دو شاعر با به کارگیری طرحواره های تصوری سه گانه (حجمی، قدرتی و حرکتی) به خوبی توانسته اند، مفاهیم انتزاعی و مجرد را از طریق مفاهیم عینی، مفهوم-سازی نمایند. با تامل در دو سروده چنین استنباط می شود که الگوهای فرهنگی مشترکی مبنای طرح استعاره های مفهومی - تصوری آنان است، به طوری که هر دو شاعر با استفاده از تجربیات روزانه و حوادثی که در پیرامون خود شاهد بوده اند، مفاهیمی غیر قابل لمس یا انتزاعی را توانسته اند به خوبی به تصویر بکشند. همچنین به کارگیری طرحواره های سه گانه در سینیه بحتری علی رغم حجم پایین آن در مقایسه با سینیه احمد شوقی بیشتر و دقیق تر است.

    کلیدواژگان: بحتری، احمد شوقی، زبانشناسی شناختی، استعاره تصوری
  • امید جهان بخت لیلی*، نجات غیبی پور حاجی ور، فرهاد رجبی صفحات 51-70

    شعر معاصر عربی به طور عام با استفاده از تجربه های غربی توانست سازوکارهای گسترده تری را برای بیان مفاهیم مورد نظرش به کار گیرد. یکی از این شگردها استفاده از شیوه فرا واقع گرایی در ارتباط با معانی و پدیده های هستی است که به طور ویژه در شعر شاعرانی همچون سرکون بولص مورد توجه قرار گرفته است. سرکون بولص، شاعر معاصر عراقی (1944- 2007) از جمله شاعران متاثر از سبک سوررئالیسم است که با مطالعه آثارش می توان تبلور شناسه های سوررئالیستی را در دو بخش سوررئالیسم غربی و نسخه بومی شده شاهد بود. او در برخی از اشعار به ویژه در عناصر «نگارش خودکار»، «تصاویر سوررئالیستی» و «امر شگفت» رو نوشتی از نسخه غربی به کار می گیرد و با اهتمام به این معیارها غالبا به بعد درونی خود می پردازد و با ذکر مشاهیری از ادبیات عربی، اشارات نمادین و تشبیهات بلاغی به سوررئالیسم، قالبی بومی می بخشد و دیگر عناصر را نیز در جهت اصلاح شرایط نابسامان اجتماعی به کار می گیرد. همچنین وی توانسته با استناد به اندیشه هایی چون آزادی زندگی از قید و بندها، برانگیختن خیال و خواسته های خیالی، ریسک کردن در مسیرهای بی انتها، گذر از مادیات و رسیدن به حقیقت هستی به شعر خود رنگ و جلای سوررئالیستی ببخشد. جستار حاضر با توجه به ظرفیت های سوررئالیستی آثارش ضمن به کارگیری روش تحلیل محتوایی به واکاوی مجموعه «حامل الفانوس فی لیل الذئاب» پرداخته و در صدد است تا از واقعیت ورای دنیای ظاهر در شعر بولص پرده بردارد.

    کلیدواژگان: سوررئالیسم، سرکون بولص، حامل الفانوس فی لیل الذئاب، نگارش خودکار، خواب و رویا
  • علی قهرمانی*، معصومه قهرمان پور صفحات 71-87

    در شعر معاصر عرب، شاعران عامدانه و آگاهانه از تکینک ها و شگردهای سایر فنون وهنرها چون سینما، نقاشی، موسیقی و غیره بهره می گیرند و شعر، ساختار خود را تعمدا بر مبنای اینگونه شگردها پی ریزی می کنند. یکی از شاعران مشهور و پسامدرن عربی که اصول و قوانین شعر جدید را سر لوحه کار خویش قرار داده، شاعر معاصر لبنانی، سوزان علیوان است که اشعارش بسان تافته ای جدابافته از شاعران نسل قبل خویش یا شاعران مدرنیستم عربی چون سیاب، بیاتی، نازک الملائکه و غیره است. این شاعر زن لبنانی مختصات و ویژگی های سبکی و محتوایی شاعران دهه نود میلادی را مورد اعتنا قرار داده که از مهمترین آنها تداخل و به کارگیری سایر فنون و هنرها به ویژه کولاژ در شعر است. کولاژ که نشان دهنده بی سامانی و بی نظمی جهان معاصر است، توسط نقاشان کوبیسم به کار رفت. شاعر معاصر با پیروی از این رویکرد و با توجه به اقتضاء جریان نوگرایی و پست مدرنیسم به چنین سبک کولاژگونه روی آورد که این پژوهش با روش توصیفی -تحلیلی در صدد بررسی و تحلیل آن در دیوان "رشق الغزال" سوزان علیوان است. نتیجه نشان می دهد سوزان علیوان آشکارا از این فن در شعر استفاده نموده و اشعار او جنگی از تصاویر مجزا و متفاوت، با رعایت اصل تکه چسبانی و سرشار از القاء مفاهیمی چون آشفتگی، بی نظمی، تقابل، گسست و دارای قدرت و ظرفیت نمایشی بالایی است.

    کلیدواژگان: کولاژ، تداخل شعر و فنون، سوزان علیوان، رشق الغزال
  • ابعاد دلبستگی مکانی در رمان «سوئیس، وطن و تبعیدگاه» (سویسرا الوطن والمنفی) از سناء ابوشرار
    نسرین کاظم زاده*، کبری روشنفکر، فرامرز میرزائی صفحات 89-108

    دلبستگی مکانی به عنوان یکی از سطوح حس مکان به معنای ارتباط عاطفی مثبت میان شخص و مکان تعریف شده است. این پیوند حاصل تعاملات عاطفی، شناختی و رفتاری عمیق افراد با مکان می باشد که در طول زمان، عمق و گسترش می باید. از آنجا که مکان یکی از عناصر مهم و تاثیرگذار رمان به شمار می رود، دلبستگی به مکان می تواند به عنوان شاخصی مهم برای بررسی مکان و نقش آن در دلبستگی شخصیت ها مورد بررسی قرار گیرد. رمان «سوئیس وطن و تبعیدگاه» سناء ابوشرار دارای قابلیت های مکانی فراوانی برای بیان دلبستگی مکانی می باشد. هدف از این پژوهش آن است تا به شیوه تحلیلی- توصیفی ابعاد دلبستگی مکان و به تبع آن مراحل حضور فرد در مکان را که منجر به ایجاد دلبستگی می شود با استفاده از متون ارائه شده در روان شناسی محیطی مورد کنکاش قرار دهد. نتایج نشان می دهد دلبستگی به مکان در این رمان متاثر از ابعاد کالبدی، اجتماعی، فردی و زمانی شکل گرفته است، همچنین حضور افراد در مکان طی مراحلی از حضور فیزیکی تا تعهد کامل به مکان در دراز مدت منجر به دلبستگی می شود.

    کلیدواژگان: روان شناسی محیطی، دلبستگی مکانی، سوئیس وطن و تبعیدگاه، ابوشرار
  • فاطمه یوسفی*، حسین سیدی، احمد رضا حیدریان شهری، بهار صدیقی صفحات 109-127

    جریان دیالکتیکی دستگاه اندیشگانی هگل، با حرکت وجودی هر موجود متناهی، اندیشه ی سوق از متناهی به نامتناهی برتر است. این جریان، آشکار کننده ی حضور زنده ی کل در جز و در ماوراء جز است. در برآیند مذکور، عنصر داده شده، به لحظه ای از کل تبدل پذیر است. تن پسین، نمایش گذار چنین حرکت هگلی است، یعنی حرکت گذار روح از خویش به خویش. "عایشه" در شعر بیاتی به آگاهی از خویش همچون موجودی جداباش از روح کلی می رسد یعنی کلی، در فراروی جزئی، عینی می شود و در فرجام در همنهادی یگانه همچون جزئی کرانمند به کلیت بیکران رجوع می کند تا این جداماندگی و بیگانه گشتگی زائل آید و پس آن گاه به روح خودآگاه بی کران برسد. در این جستارمایه، سعی نمودیم با روش تحلیلی- تطبیقی و با تکیه بر سه پایه ی مطرح در دستگاه فلسفی هگل (هستی، نیستی، گردیدن) کارآمدی دیالکتیک هگل در برآیند گذار روح عایشه از خویش به خویش را در شعر عبدالوهاب بیاتی بررسی و تبیین نماییم. بدین ترتیب با تطبیق تن پسین عایشه با پایه های دستگاه فلسفی هگل نشان دادیم که تن پسین عایشه، به حکم دیالکتیک هگل، به مفاهیمی چون خودآگاهی و آزادی روح در بالاترین حد خود دست می یازد و این آزادی جز از طریق رسیدن به خودآگاهی از وحدت متناهی و نامتناهی حاصل نمی آید بدین سان عایشه- که شخصیتی نمادین در شعر عبدالوهاب بیاتی است- در جهان نمادین یعنی جهان هستی شاعرانه میانجی وجود کلی و جزئی می گردد، لذا نه نماینده ی کلی است و نه نماینده ی جزئی، بلکه نماینده ی هردو است در وحدت و یگانگی آن دو

    کلیدواژگان: دیالکتیک هگل، تن پسین، شعر معاصر عربی، عایشه، عبدالوهاب بیاتی
|
  • Parisa Amiri*, Yahya Maroof Pages 1-24

    Using the tools of other sciences provides an opportunity to accomplish new achievements and, in this sense, psychoanalysis can be more constructive than the others. In our analysis of personalities and literary narratives, the French psychoanalyst Jacques Lacan can lead us to exciting results. This article is an effort in employing Lacan's theory of "mankind's sensual structure" to scrutinize the personality of Ibn Farez. In this theory, Lacan divides human essence to three parts: "visionary essence" which is the world of superficial attractions and deceits with the function of obscuring the unconscious, "the essence of secrets" which is the essence of ambitiousness, and "the essence of the real" which shows that human nature lies in its unconscious and beyond its apparent existence and Lacan calls this beyond "the other". Through the spiritual transformations that occurred to him, the life of Ibn Farez can be divided into distinct periods. The main question of this article is based exactly on this: how we can explain Ibn Farez's spiritual transformation within an organized structure by means of Lacan's theory. Research Method of this Research is based on the theoretical foundations of Jacques Lacan's theory and the life and poetry of Ibn Farez's. For this reasonin addition to the Describes the theory of human body building, cites Ibn Farez's life and poetry and based on this theory. the result is the conformity of Ibn Farez's psychological evolution with the theory of Lacan's structure of Ego

    Keywords: Ibn Farez, analysis of personality, Jacques Lacan, psychoanalysis, literature
  • Rouhollah Saiiadi Nejad *, Abbas Eghbali, Elham Baboli Bahmeh Pages 25-49

    Metaphor in ancient and classic approach is word- base and has artistic and aesthetics functions and its presence is not more than literally language whereas looking at cognitive mataphorology is conceptual – base and not word- base, Jorge Likaf and Mark Jonson account it as an instrument for thinking which runs through human behavior . This article tries to study and analyze image metaphor in Siniya Bohtorei and Ahmad Shoghi by School of Comparative American Literature. The results of the study show that this two poet could conceptualize abstract senses by visual senses in containment schemes (volume, ability, and motive). By thinking at two poets we can conclude that common cultural models are the base of conceptual metaphors, so that two poet by using their daily experiences of the events that take place around them could draw the concepts which are not abstract or intangible concepts. Although using containment schemas in Siniya Bohtorei in contrary to Sine Ahmad Shoghi are more and accurate.

    Keywords: Bohtorei, Ahmad Shoghi, cognitive linguistic, imaginary metaphor
  • Omid Jahanbakht layli *, Farhad Rajabi, Nejat gheybi poure hajivar Pages 51-70

    Contemporary Arabic poetry, using its western experience,can use more extensive mechanisms to express its concept. One of these techniques is the use of the method of trans-realism in relation to the meanings and phenomena of being, which has been especially noted in the poetry of poets such as cercon Bowles. The contemporary Iraqi poet cercon Bools (2007- 1944) is among the poets influenced by surrealism whose by studying of his works can illustrate the surrealist identities in the two parts of Western surrealism and the localized version. In some of his poems, he uses a transcript of the Western version, especially in the elements of "autobiography", "surrealist imagery" and "the wonder". By referring to these criteria, it often deals with its inner dimension, Citing celebrities in Arabic literature, symbolic references and rhetorical parallels to Surrealism, he lends an indigenous form and uses other elements to correct social disarray.He has been able to give his poetry the color of surrealism by invoking ideas such as the freedom of life of the constraints, provoking imagination and imaginary demands, Risk in timeless routes, and passing through the material to get to the truth. The present research, considering the surrealistic capacities of his work, uses the method of content analysis to analyze the collection of "Hamel of Al-fanus Fi Leel al-ze-ab" and seeks to reveal the reality beyond the appearance world in Bowles poetry.

    Keywords: Surrealism, Cercon Bowles, Hamel Al-fanus F-i Leel Al-ze'ab, Auto writing, Sleep, Dream
  • Ali Ghahremani *, Masoumeh Ghahremanpour Pages 71-87

    In the contemporary era of contemporary Arab poetry, poets deliberately and consciously take advantage of the techniques and techniques of other techniques such as cinema, painting, music, etc., deliberately grounding their poetry on the basis of such techniques. One of the most prominent and postmodern Arab poets who put the principles of the new poetry on the table is the contemporary Lebanese poet Susan Alivan whose poetry is as distinct from that of his predecessors or modernist Arab poets such as Siab, Bayati, Nazik al-Mirae Is. The Lebanese poet emphasized the style and content characteristics of nineteen-century poets, most notably the interplay and application of other arts and techniques, especially collage in poetry. The collage, which represents the disorder and chaos of the contemporary world, was invented by Cubism painters, relying on components and sticky elements. Following this approach, the contemporary poet creates a collage-like poetic approach that this descriptive-analytical research seeks to analyze and analyze in the court of Susan Alivan's "Rashiq al-Ghazal". The result shows that Susan Alivan has clearly used this technique in poetry and her poems have a distinct and varied image, adhering to the principle of stickiness and inducing concepts such as chaos, disorder, confrontation, rupture, and high power and display capacity

    Keywords: Collage, Susan Alivan, Rashq Al-Ghazal, Interplay of Poetry, Techniques
  • Examining the dimensions of attachment in the “swiss vatan va tabeidgah” novel for sana abousharrar
    Nassrin Kazemzadeh *, Kobra Roushanfekr, Faramarz Mirzaei Pages 89-108

    Place attachment as one of the levels of sense of place means emotional and positive connection between the person and the place.this link is the result of emotional and emotional interactions and the deep behavioral behavior of individuals with place.Since the site is one of the important and influential elements of the novel,attachment to location can be considered as important indicator to examine the location and its role in personality attachment.The “swissra vatan va tabeidgah” novel of sana abousharrar has many spatial capabilities to express the attachment of spatial attachment.This study intends to analyze the dimensions of attachment to place and following those steps in the presence of person in the position that leads to the creation of attachment using the text presented in environmental psychology.The results suggest that attachment to place in this novel is influenced by physical and social dimensions and temporal and temporal aspects,as well as the presence of people at the site during phases of physical presence to full commitment to place in the long time.

    Keywords: Environmental Psychology, place of attachment, swiss Vatan Va Tabeidgah, Abousharrar
  • Fatemeh Yusefi *, Seyed Hosein Seyedi, Ahmad Reza Heidarian Shahri, Bahar Sedighi Pages 109-127

    The dialectical process of the Hegel's philosophical system, with the ontological development of the finite, is the idea of moving from the finite to the supreme infinite. This process reveals the living presence of the particular in the universal and non-particular. The given element is transmitted to the instant of the universal. The self- knowledge of Aisha, in Abd al-Wahhab Al-Bayati 's poetry, is turned back on itself as a finite and alien self; that is to say, the universal, in his particular transcendence, becomes an object, and in the end refers to the infinite totality, and ,becoming the infinite self-conscious spirit, make this isolation and alienation dissolved. In this paper, we tried to investigate and explain the efficacy of Hegel's dialectics in the process of movingand development of Aisha's spirit from herself to the total selfhood, based on the analytic-comparative method and relying on the Hegelian “triad” (Being, nothing, becoming). Thus, by matching Aisha's resurrection with the foundations of Hegel's philosophical system, we showed that the Aisha's resurrection, in the Hegelian dialectic's terms, arrives at self-consciousness in which the freedom of the spirit reaches its supreme expression, and the awareness of the freedom of the spirit arose only in consciousness of identity of the finite and the infinite. So, Aisha, that is a symbolic figure in the poetry of Abd al-Wahhab Al-Bayati becomes a symbol that represents neither the universal as such nor the particular as such, but both in unity.

    Keywords: Hegelian dialectic, Resurrection, modern Arabic poetry, Aisha, Abd al-Wahhab Al-Bayati