فهرست مطالب

مطالعات فهم حدیث - سال ششم شماره 1 (پیاپی 11، پاییز و زمستان 1398)
  • سال ششم شماره 1 (پیاپی 11، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید حسین کریم پور*، محسن نورایی صفحات 9-33
    حجرالاسود با قرار گرفتن در یکی از ارکان بیت الله و استحباب استلام، از قداستی خاص برخوردار است. شماری از روایات در منابع خاصه، با محوریت توصیف «حجرالاسود» و احکام آن، به خصوصیاتی اشاره دارند که از نظر اندیشورانی مانند سید مرتضی باعث بی اعتباری این روایات است؛ اما از نگاه اندیشوران دیگر، این روایات معتبر و دارای مفاهیمی قابل تایید است. گونه ای از روایات حجرالاسود، فلسفه استلام را میثاق بندگی توصیف کرده اند؛ و گونه ای دیگر، استلام را تجدید عهد با میثاقی تامل برانگیز به نام «میثاق ذر» تصویر نموده اند. پژوهش حاضر بر آن است با شیوه توصیفی - تحلیلی، ضمن ارزیابی سندی گونه های روایی حجر، با ملاک قراردادن قرآن، عقل و سنت معتبر، تحلیلی نقادانه نسبت به محتوای این روایات ارائه دهد. از جمله نتایج این تحقیق، آشکارشدن ردپای راویان اسرائیلی همچون وهب بن منبه در اثبات خصوصیات فرا زمینی برای حجرالاسود و نیز نشان دادن بی اعتباری روایات پیوند دهنده حجرالاسود با اندیشه عالم ذر است. از پیامدهای ناپسند این دسته از روایات، تداوم منازعات بیهوده میان علمای اسلام و تحریف فلسفه حقیقی استلام است.
    کلیدواژگان: روایات حجرالاسود، استلام، میثاق ذر، اسرائیلیات، غلات
  • عبدالعلی پاکزاد، محمدحسن رستمی*، مهدی جلالی صفحات 35-54

    کلینی در باب «ان الإیمان لا یضر معه سیئه» از کتاب الایمان و الکفر الکافی، دو روایت آورده است که می توان از آن دو این گونه هم برداشت کرد که با وجود ایمان، گناه به سعادت آدمی آسیبی نمی رساند. در نگاه اولیه، این آموزه با مفهوم آیات قرآن و روایات «باب الذنوب کتاب ایمان و الکفر الکافی»، که رستگاری را در همراهی ایمان با عمل صالح می داند، در تعارض است. مساله اساسی این است که، چون قرآن و روایات سرچشمه واحدی دارند، وجود تعارض در آن ها، قابل قبول نیست و باید برای حل آن، چاره ای اندیشید. مساله دیگر بعد فرهنگی و بد آموزی های احتمالی رفتاری و عملی این نوع برداشت از روایات است. در این مقاله به روش تحلیلی- انتقادی، روایات مورد بحث دو باب کتاب الکافی، از نظر سندی و محتوایی بررسی شده و تعارض اولیه در نهایت حل شده است و نتیجه نهایی این که، عنوانی که کلینی برای باب یاد شده «ان الإیمان لا یضر معه سیئه» برگزیده، سبب برداشت نادرست برخی افراد از این دسته روایات شده است و نگاه مجموعی به روایات شیعه در این موضوع، نشان می دهد که میان دو باب مذکور در کتاب کافی در واقع تعارضی وجود ندارد.

    کلیدواژگان: قرآن، ایمان، ارتکاب سیئه، الکافی، باب الذنوب، باب ان الإیمان لا یضر معه سیئه، حل تعارض ظاهری
  • محمدعلی غیور*، حکیم وزیری صفحات 57-80
    اعجاز از پرسابقه ترین علومی است که پیرامون قرآن کریم شکل گرفته است ولی اصطلاح معجزه از اواسط قرن سوم هجری رواج یافته است. در بیانات معصومین (ع) تعابیر: حجه الله، برهان، عهد، بینه و آیه به چشم می خورد که می تواند ناظر به جنبه اعجاز قرآن کریم باشد. آنچه در آغاز، نظر دانشمندان مسلمان را به خود معطوف داشت؛ فصاحت، بلاغت و نظم قرآن کریم بود این ویژگی تا به امروز، همواره به عنوان برترین وجه اعجاز مطرح بوده است. با این وجود از دل آیات تحدی و روایات معصومین (ع) که عدل قرآن اند، بیان صریحی در تایید این وجه به چشم نمی خورد. تحدی قرآن کریم در آیه 49 سوره قصص و اوصافی نظیر: نور، حبل متین، منجی، مصباح، قائد و... که در روایات به چشم می خورد، بیان کننده وجه هدایت کنندگی قرآن است. در این تحقیق سعی شده است با روش توصیفی- تحلیلی و با تتبع در کتب لغت، آثار نگاشته شده پیرامون اعجاز قرآن و جوامع معتبر روایی، به بیان؛ ماده لغوی «عجز»، اصطلاح معجزه، شروط آن، تعابیر به کار رفته در روایات به جای کلمه معجزه و وجوه اعجاز قرآن پرداخته شود. هدف از طرح این مسائل، بازخوانی اعجاز قرآن کریم، از منظر روایات حضرات معصومین (ع) است. نتیجه آن که ائمه اطهار (ع) عنایت ویژه ای به هدایت کنندگی قرآن کریم داشته اند از این رو همواره به تعالیم و معارف عمیق آن توجه داده و کمتر به جنبه ادبی قرآن، نظر داشته اند.
    کلیدواژگان: معجزه، وجوه اعجاز، روایات اعجاز قرآن، هدایت کنندگی قرآن کریم
  • مهدی ایزدی، مهدی کهکی* صفحات 83-100
    از جمله احادیثی که در جوامع روایی شیعه از حضرات معصومین (ع) درباره حقیقت قرآن کریم نقل شده، حدیث «القرآن‏ کله‏ تقریع‏ و باطنه‏ تقریب‏» است. بررسی کتب حدیثی و تفسیری نشان از اختلاف جدی فهم دقیق این حدیث در میان علمای بزرگ شیعه دارد تا جایی که یکدیگر را نفی می کنند. این تحقیق به دنبال آن است تا با تکیه بر دانش «نقد الحدیث» و «فقه الحدیث» و با روشی توصیفی- تحلیلی به بررسی دلالت متنی این حدیث بپردازد و فهم مناسبی از آن ارائه نماید. البته در این راستا از بررسی های سندی و رجالی نیز به تناسب بحث، استفاده شده است. نگارنده پس از جرح و تعدیل آراء موجود در این زمینه، معتقد است که فهم دقیق و نظر صائب که اولین بار توسط علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مطرح گردیده، آن است که این حدیث به نوعی هم خانواده ی احادیث ظهر و بطن قرآن کریم محسوب می شود و به مرتبه ی إحکام و تفصیل قرآن کریم اشاره دارد.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، نقد الحدیث، فقه الحدیث، ظاهر و باطن، تقریع و تقریب، إحکام و تفصیل
  • محمدعلی طباطبایی*، عبدالهادی مسعودی، محمد علی مهدوی راد صفحات 103-130
    در میان انبوه روایاتی که در آن ها سخنی درباره تورات و یا انجیل گفته شده، به طور خاص دو روایت هست که به نظر می رسد صریح ترین روایات حاکی از وقوع تحریف در کتب مقدس پیشین هستند. یکی از آن ها روایت ویل از عثمان است که طبری ذیل آیه 78 سوره بقره نقل کرده است و دیگری روایتی منقول از ابن عباس است که مسلمانان را از رجوع به اهل کتاب نهی می کند. این مقاله با استفاده از روش تحلیل اسنادی متنی و تحلیل منبع به دنبال پاسخ به این پرسش است که منشا این روایات کدام دوره از دوره های تحریف باوری مسلمانان است. این بررسی نشان می دهد که در خوش بینانه ترین حالت این روایات در قرن دوم هجری جعل و یا به گونه ای دستکاری شده اند که مضمونی تحریف باورانه یافته اند.
    کلیدواژگان: تحریف، تورات، انجیل، روایت ویل، روایت سوال از اهل کتاب، تاریخ گذاری حدیث، بایبل
  • حمید باقری* صفحات 133-150

    وجود مولفه «عدم شذوذ» در تعریف حدیث صحیح نزد اهل سنت، سبب اهمیت حدیث شاذ نزد ایشان شده است؛ چه آن که حدیث شاذ در زمره احادیث ضعیف و مردود جای می گیرد. مطالعه منابع موجود، حکایت از وجود سه معنا از حدیث شاذ نزد ایشان دارد. این معانی به لحاظ تاریخی به ترتیب از شافعی (م204ق)، حاکم نیشابوری (م 405ق) و شاگردش ابویعلی خلیلی قزوینی (م 446ق) ارائه شده است. بررسی آثار درایه در دوره های متاخر و معاصر، نشان از پذیرش نظر شافعی و رد دو تعریف دیگر دارد. پرسشی که در این باره اهمیت می یابد اینکه سبب تفوق تعریف شافعی بر سایرین چیست؟ این نظر از کدام زمان و به دست کدام عالم ترجیح داده شده است؟ بررسی آثار درایه ای موجود حاکی از آن است که تلاش های ابن صلاح شهرزوری (م 643ق) در این خصوص موثر بوده است. داوری وی در این باره، از یکسو ناظر به صحیح بخاری و از سوی دیگر متاثر از نتایج نامطلوب حاصل از دو تعریف دیگر است. مولفه «تفرد راوی ثقه» در تعریف حاکم نیشابوری و «تفرد راوی» در تعریف خلیلی قزوینی، سبب می شود تا متفردات راویان ثقه یا مطلق متفردات راویان در صحیح بخاری در زمره احادیث شاذ جای گیرد. امری که با جایگاه ویژه این کتاب نزد اهل سنت ناهمگون است. از این رو ابن صلاح که خود بدین نکته تصریح دارد، آن را دلیل ترجیح نظر شافعی اظهار کرده است.

    کلیدواژگان: اندیشه های حدیثی، اصطلاحات حدیثی، معناشناسی، تطور معنایی، حدیث شاذ
  • مصطفی همدانی* صفحات 153-173

    یکی از مضامین روایی در جوامع شیعه و سنی، تشبیه فساد ایمان یا عمل (طبق تفاوت نقل ها) با غضب، به فساد عسل با سرکه است. چالشی که در تحلیل فقه الحدیث این روایات فراروی محقق نهاده می شود این است که مگر مخلوط عسل با سرکه که سکنجبین باشد خود یک شربت گوارا و داروی مفید نیست؟ پس چرا این روایات، سرکه را فاسد کننده عسل معرفی فرموده اند؟! شارحان این روایات معمولا با تاثر از نگرش فلسفی حکیمان فلسفی مشاء به تحلیل فساد پرداخته و آن را به معنای فساد صورت عسل و انحلال آن و از بین رفتن آثار مشخصه آن چون شیرینی و... انگاشته اند. جستار فرارو پس از ارزیابی سند روایات و اطمینان از صدور مضمون اصلی این روایات که تشبیه فساد ایمان با غضب به فساد سرکه با عسل باشد، دیدگاه مسلط که خلاف ظاهر است را به بوته نقد نشانده است. این پژوهه سپس در راستای دستیابی به تفسیر صحیح حدیث، علاوه بر استمداد از روش های دقیق نقد و فهم حدیث، تحلیل های علمی جدید در ماهیت سرکه و عسل و تعامل متصور در میان این دو ساختار شیمیایی یعنی تاثر عسل و قندهای آن از پشه سرکه (Drosophila Melanogaster) که محصول آن خرابی و تخمیر و ترشیدگی عسل در طول زمان است را نیز دستمایه قرار داده و در نتیجه بدون عدول از ظاهر حدیث، فساد را بر همان معنای لغوی خود وانهاده است و آن را به معنای «فساد تخمیری» و محصول همجواری سرکه و عسل (بدون مخلوط شدن با هم) و تاثر فاکتورهای شیمیایی موجود در عسل از پشه سرکه معرفی کرده است. نتیجه نهایی اینکه این روایات، هیچ ربطی به سکنجبین که محصول امتزاج و حل شدن این دو درهم است ندارند.

    کلیدواژگان: ایمان، غضب، سرکه، عسل، سکنجبین، فقه الحدیث
  • عبدالله میراحمدی*، فاطمه مکاریان کاشان صفحات 175-196
    سعادت و شقاوت یکی از مباحث مهم فلسفی و کلامی است. در آموزه های روایی ائمه (ع) نیز پیرامون حقیقت سعادت و شقاوت و اختیاری بودن آن فراوان بحث شده است. با این حال، ظاهر برخی احادیث بر سعادت و شقاوت ذاتی انسان و نفی اختیار او در رقم زدن سرنوشت خویش دلالت دارد. از نظر برخی اندیشمندان، سعادتمندی با غایت مطلوب انسان و کمال نهایی او هماهنگی دارد و دست یابی به آن با انتخاب آگاهانه آدمی و اعمال اختیاری او حاصل می شود. عده ای دیگر از صاحب نظران با تکیه بر ظاهر احادیث یادشده به حاکم بودن جبر بر سرنوشت انسان، باور دارند. وجود این تعارض ، محدثان و صاحب نظران امامیه را بر آن داشته تا با شیوه های گوناگون به تبیین و توجیه این روایات بپردازند. در پژوهش حاضر به شیوه تحلیل محتوا برآنیم پس از طرح دیدگاه شاخص ترین اندیشمندان شیعه پیرامون این روایات، راه حل ارائه شده توسط آنان را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم و در نهایت، نظر صحیح را استخراج کنیم. با بررسی دقیق دیدگاه صاحب نظران و تحلیل آن ها درمی یابیم تاویل این احادیث به علم الهی، افزون بر نفی شبهه جبر، با سایر آیات و روایات و ادله کلامی هم سوست. در این میان برخی اندیشمندان، نفی وجود ذاتی را شاهدی بر اثبات این مدعا می دانند. بر این اساس، عملی که از انسان سر می زند و موجود می شود، پیش از صدور آن از جانب انسان، در علم الهی معلوم و متعین است.
    کلیدواژگان: تحلیل روایات، سعادت و شقاوت، جبر، اختیار، دیدگاه اندیشمندان شیعه
  • عبدالحمید واسطی* صفحات 199-217

    آمیختگی روایات صحیح و مردود، سبب شده است تا متخصصین به دنبال روش تمایز و اعتبارسنجی روایات بروند، یکی از عناصری که در تشخیص اعتبار روایات دخیل است، قرائن صدور روایت است، مساله این مقاله، چگونگی کشف اسباب صدور احادیث است. برای کشف فضای صدور، ده مرحله عرضه گردیده است مانند: احراز تام بودن روایت مورد نظر، کشف خانواده حدیثی آن، مقایسه با محکمات عقلی و نقلی و عمومات فوقانی، بررسی لحن روایت، بررسی شرایط زمانی و مکانی معصومی که روایت از او صادر شده است، بررسی شرایط اولین راویی که روایت از او نقل شده است، تایید یا منتفی کردن احتمال تقیه، تایید یا منتفی کردن احتمال قضیه شخصیه بودن روایت. در این مقاله، مراحلی که باید در موارد فوق طی شود به صورت قدم به قدم آمده است که در صورت اجرای تمام مراحل، می توان براساس ضوابط علوم حدیث، حکم به اعتبار محتوایی حدیث کرد و برای استظهار از آن اقدام نمود.

    کلیدواژگان: علوم حدیث، اسباب صدور، روششناسی، الگوریتم استنباط
  • فتحیه فتاحی زاده، عارفه داودی* صفحات 219-241
    زبان شناسان شناختی معتقدند اهمیت طرح واره های تصوری به عنوان بخشی از ساز و کارهای زبان و تفکر این است که آن ها به عنوان مفاهیم جسمیت یافته ی ابتدایی می توانندبه شکلی نظام مند، ساختار مفاهیم پیچیده تر را فراهم آورند. روایات نبوی،جهت تبیین فضایل و رذایل اخلاق اجتماعی و پیامد ناشی از آن ها، با استفاده ازطرح واره های تصوری، مفاهیم انتزاعی را در سطح فهم همگان به ویژه اعراب صدر اسلام تنزل بخشیده و معنویات را به قلمرو محسوسات درآورده است. غایت جستار حاضر، بررسی بازنمود طرح واره های تصوری در پیکره ی مرویات نبوی (فضایل و رذایل اخلاق اجتماعی) بر مبنای مدل «طرح واره های تصوری ایوانز و گرین» در چهارچوب معنی شناسی شناختی است. بدین منظور با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی طرح واره ها در روایات نبوی پرداخته شده است. شواهد نشان می دهد، طرح واره های نیرو، مهارشدگی، همسانی، حرکتی، فضا، اتحاد، تعادل، موجودیت در بافت متنی احادیث یافت شده است وحضرت (ص) از طریق چنین طرح واره هایی، مفاهیم مجرد فضایل و رذایل اخلاق اجتماعی را در قالب پیامد ناشی از آن ها و راه درمانشان بیان نموده است.
    کلیدواژگان: فقه الحدیث، معنی شناسی شناختی، طرح واره های تصوری، مرویات نبوی، فضایل و رذایل اخلاق اجتماعی
  • محمد ابراهیم روشن ضمیر، علی اکبر حبیبی مهر* صفحات 243-263
    یکی از ویژگی های دین اسلام بالاخص مذهب تشیع، وجود دعاهای ماثور در قالب کتاب های دعاست که به رغم تلاش های بسیار دانشمندان، دچار آسیب های متعددی شده است. راه یابی برخی دعاها با اهداف گوناگون به مجموعه های دعایی، شناخت دعاهای ماثور از غیر آن را ضروری ساخته است. هرچند راز و نیاز با خداوند، متوقف بر ماثور بودن الفاظ و محتوای دعاها نیست اما استناد آن ها به معصوم و استفاده هدایتی از محتوای آن ها به عنوان آموزه ای دینی، مشروط به اثبات صدور آن از معصوم است. پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع رجالی و حدیثی و با روش تحلیل اسنادی- محتوایی در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا می توان دعاهای روزانه ماه رمضان را جزو دعاهای ماثور به حساب آورد. یافته های این پژوهش نشان از آن دارد که ضعف سندی و نیز برخی ایرادهای محتوایی این دعاها، باعث سلب اطمینان از ماثور بودن آن ها شده یا دست کم آن را با تردید جدی روبرو نموده است.
    کلیدواژگان: دعای ماثور، حدیث، ماه رمضان
  • شهناز رضایی*، رحیم خاکپور، صدرا علی پور صفحات 265-287
    از جمله سرچشمه های اندیشه تکفیری مستندات دینی است که می توان از آن با عنوان مبانی دینی- معرفتی اندیشه تکفیری یاد کرد. موارد نقلی و متکی به متون دینی، از مهم ترین مبانی مورد استناد حامیان این اندیشه است که حدیث مشهور «هفتاد و سه فرقه» یکی از آن مواردی است که تکفیری ها در ادعای حقانیت و نجات یافتگی خود و هلاکت سایر فرق اسلامی به آن استناد می کنند. در این مقاله با تاکید بر منابع معتبر حدیثی اهل سنت و با روش توصیفی تحلیلی میزان اعتبار حدیث «هفتاد و سه فرقه»، مضمون آن و استحصال رویکرد تکفیری از آن روایت بررسی می شود. اگرچه در بررسی سطحی، از ظاهر حدیث استحصال این رویکرد معرفتی و رفتاری محتمل است اما در نهایت با بررسی های جدی تر و عمیق تر آشکار می گردد که این استنباط با دیگر متون دینی، عقل سلیم و سیره پیامبر (ص) و صحابه ناسازگار است و سبب حصول رذایل فکری و رفتاری چون خود حق پنداری، تصور مالکیت حقیقت برای خود و دگرناپذیری می گردد.
    کلیدواژگان: حدیث هفتاد و سه ملت، نقد حدیث، مبانی تکفیر، عرضه بر قرآن، افتراق امت، فرق اسلامی
|
  • Seyyed Hossein Karimpour *, Mohsen Nouraei Pages 9-33
    Hajar al-Aswād has a special sanctification by being placed on one of the pillars of the house of God (Kāaba), and recommend of Istilām (touching of the Black Stone). A number of narratives, centered around the description of Hajar al-Aswād and its orders, refer to features that, in the opinion of thinkers such as Sayyid Murtadā, have led to the discrediting of these narratives, but according to some others are valid narratives and perceptible concepts. Some of the traditions of Hajar al-Aswād describe the philosophy of Istilām (touching) as covenant of servitude; and another type illustrate it as a renewal promise with a challenging covenant named «Covenant of the Zār».The present research is based on a descriptive-analytic method and using library resources, in addition to evaluating the chains of narrations, by validating the Qur'an, reason and authentic hadith, while chain evaluation of narratives species of Hajar, shows a critical analysis from the content of these narratives. One of the results of this study is the revealing of the traces of Israelite narrators such as Wahb ibn Munabbih, in proving the extra terrestrial qualities for Hajar al-Aswad, and showing the invalidity of the narrations linking the "Hajar" to the thought the "universe of zār". From the disagreeable consequences of these narratives are the continuation of the vain conflicts between the scholars of Islam, and the distortion of the true philosophy of Istilām.
    Keywords: The traditions of Hajar al-Aswād, The Philosophy of Touching, Interpret Aalst Verses, Covenant of Zar, Israeli Traditions, Ghulāt (Extremists)
  • Abdul Ali Pakzad, Mohammad Hasan Rostami *, Mehdi Jalali Pages 35-54

    Kulayni in the part of “With faith, sin does not harm human felicity”, of the section of Faith and Disbelief in the book al-Kafi has brought two narrations which mean apparently: sin doesn’t harm felicity of a person when he/she is a believer. At first glance, this doctrine is in conflict with the concept of the Quranic verses and narrations that consider having faith and doing righteous deeds join together. The main problem is that, since the Quran and narrations come from same source, the existence of conflict between them is not acceptable, therefore, a solution must be found to resolve the issue. Another issue is the cultural dimension and probable behavioral and practical misconceptions of these types of narrations. In this article via the analytical-critical method the narrations of the book al-Kafi have been examined in terms of document and text and as a result the initial conflict is finally resolved. The final result is that the title chosen by al-Kulayni for the part “With faith, sin does not harm human felicity” cause some people misunderstand these narrations. Overview to the Shia narrations in this regard shows that in fact there is no conflict between two mentioned parts of the book al-Kafi.

    Keywords: Quran, Faith, Committing Sin, al-Kafi, The Sins, the part With Faith Sin Does Not Harm Human Felicity, Resolving Apparent Conflicts
  • Mohammad Ali Ghayoor *, Hakim Vaziri Pages 57-80
    Miracle of the Holy Quran is one of the oldest sciences about it. But the term "Mojezah" has been used since the middle of the third century AH. In the statements of the infallibles (A.S.), Hojjatollah (Allah's authority), Burhan (proof), Ahd (covenant), Bayyena (evident proof), and Ayah (Verse) could point to the miraculous aspect of the Holy Quran. At first, what attracted Muslim scholars was the eloquence, rhetoric, and organization of the Holy Quran. Up to date, this characteristic has always been the most important aspect of the Holy Quran's miracle. However, there is no explicit expression which refers to this aspect of the miracle of the Holy Quran not in the verses of advance challenge nor in narrations of the Infallibles (A.S.) which are equal to the Quran. The advance challenge of the Holy Qur'an in verse 49 of sura Qasas and other terms such as: Noor, Habl-ol-Matin, Monji, Mesbah, Qaed and etc. which is mentioned in the narrations, expresses the guiding aspect of the Holy Qur'an. In this research, it has been attempted through a descriptive-analytical method and with a detailed search in dictionaries, other researches about the miracle of the Holy Qur'an and authentic narrative compendium books, to explain the literal meaning of "Ajz (Impotence)", term miracle, its conditions, the interpretations used in the narratives instead of the word miracle and the miraculous aspects of the Quran. The purpose of raising these issues is readout miracle of the Holy Quran from the perspective of the traditions of the Infallibles (A.S.). The result is that the Imams (A.S.) have given special attention to the guiding aspect of the Holy Qur'an. Therefore, they have always paid close attention to its divine teachings and sciences and have paid little attention to the literary aspect of the Qur'an.
    Keywords: Miracle, Aspects of Miracle, Traditions about Miracle of the Holy Quran, Guiding Aspect of the Holy Quran
  • Mahdi Izadi, Mahdy Kahaky * Pages 83-100
    One of the hadiths narrated in the Shi'a narratives of the Imams (PBUT) about the truth of the Holy Qur'an is the hadith "All of the Qur'an is pummeling and its conscience is approximation". The study of the hadith and commentary books reveals a serious difference in the exact understanding of this hadith among the great scholars of Shias, to the extent that they reject each other. This research seeks to examine the meaning of this hadith and provide a proper understanding of it by relying on the knowledge of " Criticism of the hadith" and "understanding of the hadith" in a descriptive-analytical way. Of course, in this regard, studies about chain and narrators have also been used in accordance with the discussion. After criticizing the views expressed in this regard, the author believes that the exact understanding and correct comment, first proposed by Allamah Tabatabai in Al-Mizan commentary, is that this hadith is somehow a family of the hadiths of the appearance and conscience of the Qur'an and refers to the level of tightening and dissociation of the Holy Qur'an.
    Keywords: The Holy Qur'an, Criticism of the Hadith, Understanding of Hadith, Appearance, Conscience, Pummeling, Approximation, Tightening, Dissociation
  • Mohammad Ali Tabatabei *, Abdolhadi Masoudi, Mohammad Ali Mahdavi Rad Pages 103-130
    Among the Islamic narrations about the Bible, there are two special narrations which seem to denote the most explicit tenor against the authenticity of the Jewish-Christian scriptures: one on the authority of ʿUthmān in interpretation of Q. 2: 78, and the other a tradition on the authority of Ibn ʿAbbās forbidding Muslims from consulting Jews and Christians. This paper aims to date these narrations based on the method of isnād-cum-matn analysis and source criticism. This survey shows that they are, at best, the outcomes of the intellectual developments of the second century.
    Keywords: Dating, Traditions of Falsification of the Bible, Torah, Bible
  • Hamid Bagheri* Pages 133-150

    The condition of lacking oddness (Shuzūz) in definition of "Sound Hadith" (Ŝaĥīĥ) at Sunni Hadith scholars has caused the importance of "Shāzz" Hadith to them, because this kind of Hadith is counted among the "Weak Hadith" (Ďaīf). Studing available resources shown that there are three definitions of "Shāzz" Hadith. These definitions historically have provided by al-Shafi‘ī (d. 204), al-Hākim al-Nyshābūrī (d. 405) and his student al-Khalīlī al-Qazvīnī (d. 446). Review written works in later and contemporary eras proves that the definition provided by al-Shafi‘ī widely has adopted. A question that matters in this regard is that what is the reason of al-Shafi‘ī's definition superiority? From which time and by which scholar this preference has occurred? Given the available evidence, in this regard apparently the famous Hadith Scholar Ibn Ŝalāĥ al-Shahrazūrī (d. 643) has been effective. His judgment on the one hand is according to al-Bukhārī's Ŝaĥīĥ and the other hand is due to the undesirable results came from two other definitions. The factor of "soleness of trust narrator" in al-Hākim al-Nyshābūrī's definition and the element of "soleness of narrator" in al-Khalīlī al-Qazvīnī's definition have caused to "rare" Hadiths of trust narrator or any "rare" Hadith in al-Bukhārī's Ŝaĥīĥ be considered in the category of "Shāzz". This is not homogeneous with the special place of this book to the Sunni. Therefore, Ibn Ŝalāĥ, who himself points out this matter, has stated that as the reason for this preference.

    Keywords: Hadith's Thoughts, Hadith Terms, semantics, Semantic Evolution, Shāzz Hadith
  • Mostafa Hamedani* Pages 153-173

    One of main hadiths theme has long history among shia and sunni communities is to compare "faith or action (according to different quotes) corrupted with wrath" with "honey spoiled with vinegar" the question raised for the writer about the fiqh al-hadithi analysis of these hadiths is whether sekanjabin made of honey and vinegar is tasty and beneficial syrup. The answer to this question is yes. Then why did these narratives introduce vinegar as factor of honey spoilage? The expositors of the these narratives, who were influenced by philosophical attitudes of peripatetic teachers, analyzed honey spoilage and interpreted it as physical change of honey, its dissolution. And loss of its distinctive features such as sweetness. The current paper analyzes the document of narratives and makes sure of these narratives main theme about comparing “faith corrupted with wrath” with “honey spoiled with vinegar.” Then the current paper criticizes Shia and Sunni hadith[i] narrators who say that honey is not spoiled with vinegar but its physical nature is changed. In order to achieve the correct interpretation of this narrative, this study not only looks for accurate methods of critique and the comprehension of the narratives, but also uses new scientific analysis of vinegar and honey. The chemical reaction which happens between two structures (i.e. honey and vinegar) is the effect of Drosophila melanogaster (also known as vinegar fly or fruit fly) on the honey and its sugar leading to the spoilage, fermentation and rancidity of honey over time. Therefore, the honey spoilage is accepted as literary meaning without deviating from the apparent meaning of hadith. The current study come to a conclusion that "fermentation spoilage" that happens to honey in the vicinity of vinegar is chemical effect of vinegar fly on honey without their combination. The final results that come out of these narratives have nothing to do with tasty sekanjabin that is produced by combination of honey and vinegar.

    Keywords: Belief, Wrath, Vinegar, Honey, Sekanjabin
  • Abdollah Mirahmadi *, Fatemeh Mokarian Kashan Pages 175-196
    Bliss and misery is one of the major philosophical and theological issues. In the hadith teachings of the Imams (AS) also about the truth of bliss and misery and its being optional, is very discussed. However, the appearance of some hadiths implies on the inherent bliss and misery of human and lack of option in determining your fate. According to opinion of some scholars, bliss is consistent with desirable human end and his ultimate perfection and it can be achieved with knowledgeable choice of human and his optional behaviors. Some other thinkers, with trust to appearance these hadiths, believe that algebra governs over human fate. Because of the existence of this conflict, Shiite thinkers have been forced explain these hadiths with different ways. In the present study, we consider with content analysis method, after expressing the views of the most prominent Shiite thinkers about these hadiths, evaluate the solution provided by them and finally extract the correct comment. By scrutiny the views of the thinkers and analysis it, we notice that interpretation these hadiths to divine science, in addition to denial of doubt of algebra, is matched with other verses and hadiths and verbal Reasons. Some thinkers believe lack of inherent existence is a witness for this claim. according to this, action that human does it and is created, before doing it by human, is identified and determined in divine science.
    Keywords: Hadiths Analysis, Bliss, Misery, Algebra, Freedom, the Views of Shiite Thinkers
  • Abdolhamid Vaseti* Pages 199-217

    The issue of this article is how to discover the means of issuance of hadiths and their validation indicators. In this discussion, which is one of the topics of Hadith Science, there are ten steps to discover the issuance of space, which are briefly: Acquiring the desired purpose of the narrative, discovering its Hadith family, comparing it with the intellectual and transcendental qualities and the upper laws, a review of the tone of narration, the examination of the temporal and temporal location of the narrative published (in order to discover parties and social movements, intellectual and ideological issues, jurisprudence schools, moral schools, social conditions, such as war, famine, rebellion, repression, Welfare and ..., the way of exchanges and communication between people and between cities and countries) The condition of the first narrator narrated from him, the search for the subject of narration in the books, the comparison of the provisions of the narration with the beliefs and sentences of the Sunni, the confirmation or rejection of the probability of reciprocity, the confirmation or exclusion of the probability of the narrative personality theorem, the outcome of the above steps For the license to cite the apparent narrative.

    Keywords: Hadith Sciences_Issuing a Hadith_Methodology_Inference Algorithm
  • Fathiyeh Fattahizadeh, Arefeh Davoodi * Pages 219-241
    Cognitive linguists believe that the importance of conceptual schemas as a part of the language and thinking mechanisms is that they can systematically, as basic elemental concepts, provide a Structure of more complex concepts. Prophetic traditions to explain virtues and vices of social ethics and the consequences of them, using imaginary patterns, degraded subjective concepts at the level of understanding of all people, especially the Arabs at the beginning of Islam and brought out the spirituality to the sensibility climate. The aim of this research is to study the representation of imaginary patterns in the prophetic traditions (virtues and vices of social ethics) Based on the “Evans and Green imaginary patterns” model in the framework of cognitive semantics. For this purpose, the schemas in prophetic narratives are studied by descriptive-analytical method. Evidence shows that forms of force, restraint, homogeneity, dynamic, space, unity, balance, existence are found in the text contexture of traditions and through such schemes, the Prophet (pbuh) has expressed the unique concepts of virtues and divisions of social ethics in the form of the consequences of them and the way of their treatment.
    Keywords: Fiqh of Hadith, Cognitive semantics, Conceptual Schemas, Prophetic Traditions, Virtues, Vices of Social Ethics
  • Muhammd Ibrahim Roushanzamir, Aliakbar Habibimehr * Pages 243-263
    One of the characteristics of the religion of Islam, especially the Shia religion, is the existence of supplications in the form of prayer books, which, despite the efforts of many scholars, have suffered numerous damages. Although asking God for something is not conditional on the exact words and sayings of Infallible Imams (AS) but attributing to them and taking benefit from their content as religious teachings is conditional on the proving of being exact sayings of the Infallibles. The present study using the rejal and hadith sources by documentary-content analysis method tries to answer the question of whether daily prayers of Ramadan can be considered as the sayings and teachings of Ahl al-Beit or not. The findings of this study indicate that the weakness of the chain of transmitters, as well as some of the flaws in the content of these prayers, have led to a loss of certainty about their being the teachings of the Holy Prophet or Ahl al-Beit or at least rises serious doubt about it.
    Keywords: Documented Supplications, Hadith, Month of Ramadan
  • Shahnaz Rezaee *, Rahim Khakpoor, Sadra Aki Poor Pages 265-287
    One of the sources of Takfiri thought is the religious documentation that can be described as the religious-epistemic foundations of the Takfiri thought. Criticisms and reliance on religious texts are among the most important underpinnings of the proponents of the idea that the famous tradition of "seventy-three sects" is one of those cases which the Takfiris cite in claiming their legitimacy and salvation and the destruction of other Islamic sects. They make. In this article, with emphasis on authentic sources of Sunni hadith and via analytical - descriptive method validity of the hadith "seventy-three sects," its content and extracting the takfiri approach from that narrative is considered. Although in the superficial examination of the appearance of the hadith, it is probable to extract this epistemic and behavioral approach, but ultimately it is revealed with more serious and deeper insights that this inference with other religious texts, common sense, and the psyche of the Prophet (pbuh) And the Companions are incompatible and lead to intellectual and behavioral vices, such as the right to think, the notion of ownership of the truth for themselves and the irremovability.