فهرست مطالب

غرب شناسی بنیادی - سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/20
  • تعداد عناوین: 11
|
  • مهسا ادیبی*، مجید توسلی رکن آبادی، سید محمد علی تقوی صفحات 1-19

    نحوه مواجهه با غرب یکی از مولفه های اصلی فضای اندیشه ای ایران است که وقوع انقلاب اسلامی ایران نیز محصول همین دغدغه مندی می باشد. شریعتی در قالب پارادایم نقد غرب زدگی سعی داشت تا با خلق معناها و مضامین جدید برگرفته از عناصر سنتی، مذهبی، اسطوره ای و مدرن به ارائه تصویری از غرب در چارچوب گفتمان سیاسی خود بپردازد که دارای جلوه ای متمایز از قبل باشد. در این مقاله از آموزه های مطالعات پسااستعماری و بطور مشخص دو مفهوم غیریت و دیگری سازی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده و روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه نیز به مثابه روش مورد استفاده قرار گرفته تا به این سوال پاسخ داده شود که غرب در گفتمان سیاسی شریعتی چگونه بازنمایی شده است؟ یافته های این مقاله نشان می دهد وی از طریق مکانسیم بازنمایی و غیریت سازی به ترسیم یک مرز هویتی میان «ما»ی ایرانی و «دیگری» غربی پرداخته و به تولید تصویری از غرب اقدام کرده که واجد دلالت کننده هایی چون امپریالیست، استثمارگر، شیطان، ظالم و مستکبر می باشد.

    کلیدواژگان: علی شریعتی، گفتمان، بازنمایی، غرب، پسااستعماری، غیریت سازی
  • مزدک رجبی* صفحات 21-41

    در این نوشته از متنی سخن به میان خواهدآمد که از واژه غربشناسی جهت بیان  مفهومی بنیادین و هنوز فهم نشده در تاریخ اندیشه معاصر ایران بهره گرفته است؛ متن مورد نظر درباره غرب رضا داوری اردکانی است که در آن واژه غرب همچون کلیت و شرط و واژه غربشناسی همچون ناظم و هادی ما جهت شناخت غرب و نسبت ما با آن به کار گرفته شده است.  پیشتر از این متن و پس از آن همین واژه ها اغلب با طیفهای معنایی بسیار آشنا و نخ نماشده  توسط درکی عوامزده و ضدتفکر هم به کارگرفته شده است که بعضا دارای بار معنایی سیاسی وهمراه با نفرتی از استعمار و استثمارغرب بوده و البته  آن درک سیاسی در کنار علم و تکنیک و حاکمیت سرمایه و دمکراسی و آزادی و عدالت غرب شانی از حقیقت کلی غرب و بلکه نشانهایی از وجه عریان و عیان توتالیتر بودن یا همان اطلاق جهانگسترغرب همچون تاریخ مطلق انسان را  نیز داراست.  هدف مقاله پیش رو جمعبندی کار ویژه چند گفتار نخستین درباره غرب است که کلیت و شرط بودن غرب را متذکر شده زیرا درک اهمیت بنیادی دو وجه معنایی واژه غرب در متن درباره غرب و دست آخر نشاندادن و تبیین توان و نقص آن برای گامهای نخستین اندیشه معاصر ما حیاتی است.

    کلیدواژگان: غرب، شرقشناسی، غربشناسی، جهان مدرن، جهانمندی
  • غلامعلی سلیمانی* صفحات 43-69

    پایان تاریخ به عنوان ایده دهه پایانی قرن بیستم از اتمام چندین قرن منازعه ایدئولوژیکی سخن به میان اورد. منازعه ای که از عصر روشنگری بین ایدئولوژی های مختلف بشری که ادعای کشف قانونمندی حاکم بر تاریخ  داشتند، در گرفته بود. فلسفه نظری یا فلسفه جوهری تاریخ به عنوان یک دانش«هستی شناسانه» به دنبال فهم هستی تاریخ، سیر تحول آن و کشف معانی نهفته در روندها و رویدادهای کلی تاریخ است. فهم هستی شناسانه کمک می کند قانونمندی حاکم بر تاریخ را در صورت وجود کشف کنیم. در فلسفه تاریخ با سه پرسش اساسی غایت تاریخ، محرک تاریخ و منازل حرکت تاریخ مواجه هستیم. با وجود جنجال های نظری زیادی که بعد از طرح پایان تاریخ فوکویاما مطرح شد و کماکان هم ادامه دارد، تاملی انتقادی از منظر پرسش های اصلی فلسفه تاریخ صورت نگرفته است. هدف این پژوهش تاملی انتقادی بر پایان تاریخ فوکویاما از منظر فلسفه تاریخ است، به نظر می رسد با بررسی ایده فوکویاما از زاویه پرسش های سه گانه فوق می توان بسیاری از عناصر و مولفه های نظریه فوکویاما را که با چینش در کنار هم از جهانشمولی لیبرال دموکراسی  دفاع می کنند را مورد چالش جدی قرار داد.

    کلیدواژگان: لیبرال دموکراسی، پایان تاریخ، فوکویاما، فلسفه تاریخ، غایت تاریخ، محرک تاریخ، منازل تاریخ
  • مالک شجاعی جشوقانی* صفحات 71-90

    ترجمه فرهنگی، ترجمه ای است که پیام متن و فرهنگ مبدا را با فرهنگ مقصد سازگار می کند. چنین ترجمه ای غالبا افزایش و کاهش هایی به همراه دارد و ترجمه ای وفادارانه نیست. در ترجمه فرهنگی مترجم برای انتقال مفاهیم و حتی تجارب فکری فراتر از معنای مفردات، به بافت و زمینه فرهنگی(Context) مبدا و ظرائف و اقتضائات مختصات فرهنگ مقصد توجه جدی می کند. اگر بخواهیم با اصطلاحات رایج در سنت اسلامی سخن بگوییم، ترجمه فرهنگی فلسفه و اندیشه اروپایی مستلزم نوعی اجتهاد فکری اندیشه ای است. این فرایند اجتهاد محتاج پیش نیازهایی چون تسلط به روح فرهنگ و اندیشه مبدا از سویی و توجه به ظرفیت و ظرائف فرهنگ مقصد از سوی دیگر است. نمی توان گفت که محمدعلی فروغی در سیر حکمت در اروپا تمام پیش شرط ها و اقتضائات ترجمه فرهنگی را داشته و در کاروبار فکری خود لحاظ کرده، اما می توان این ادعا را به مسند تبیین و توضیح نشاند که سیر حکمت در اروپا، فراتر از یک ترجمه مکانیکی صرف و به نوعی در آستانه ترجمه فرهنگی فلسفه و اندیشه غربی به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی قرار دارد. این مقاله در خدمت توضیح همین مدعاست. این مقاله با تاکید بر خوانش فروغی از کانت به مثابه فیلسوف تجدد و مدرنیته گامی کوچک در این جهت برداشته است.

    کلیدواژگان: فلسفه، ترجمه، ترجمه فرهنگی، سیر حکمت در اروپا، ایران معاصر
  • بیژن عبدالکریمی، افضل سادات حسینی، سید مهدی سجادی، تحسیم الیاسی* صفحات 91-117

    زبان به واسطه ماهیت دو رگه اش از وجوه وجودی و مفهومی فارغ نیست. با اندیشه های سقراط رگه مفهومی زبان کانون توجه قرارگرفت و رگه وجودی آن مغفول ماند. از نظر هایدگر و نیچه با غفلت از رابطه فوزیس و لوگوس، و فراموش کردن نقش زبان در به ظهور آوردن وجود و ناتوانی آن در همراه شدن با صیرورت هستی، ذات خودپوشاننده رگه وجودی به محاق رفت؛ و با فروکاست هستی شناسی به معرفت شناسی توسط کانت بستر لازم برای سیطره زبان مفهومی فراهم آمد. این روند با تحویل ریاضیات به حساب و کارهای افرادی چون فرگه و برنتانو سرعت گرفت و با کارهای راسل، وایتهد و ویتگنشتاین نخست در شکل دادن به زبان صوری که برای هر نام تنها و تنها یک نامیده داشته باشد وارد مرحله تازه ای شد تا بشر را دچار چنان فقری کند که گشتل را چون تقدیری محتوم بپذیرد. در این عصر عسرت، نیچه و هایدگر راهی می گشایند. آنها با اهتمام به زبان وجودی و احیای تفکر انتولوژیک در مقابل تقدیری که زبان مفهومی و تفکر انتیک برای انسان و جهان مقدر کرده است امکانی فراهم می سازند تا گونه ای دیگر از انسان و شکلی دیگر از عالم، به روشنگاه ظهور بیایند.

    کلیدواژگان: مفهوم، گشتل، دازاین، وجود، دانش آموز
  • فلورا عسکری زاده*، احسان پویافر، سیدجواد میری صفحات 119-139

    در این مقاله سعی شده تا  بر اساس تفکر هایدگر یک راه شرقی؛ یعنی کتاب مکالمات، تفکرکنفوسیوس مورد واکاوی قرارگیرد. بنابراین چند موضوع محوری در اندیشه ی هر دو متفکر را برگزیده ایم و با رویکرد پدیدارشناسانه به آنها می پردازیم. پدیدارشناسی-هرمنوتیکی هایدگری را  برای رفتن به سوی "فهم هستی چیزها" و مجال بروز دادن به آنها در نظر گرفتیم، تا که "هستی" هستنده ها  بتواند آشکار شود. با واکاوی چند مفهوم محوری در متن"مکالمات" کنفوسیوس نشان می دهیم که چه گونه ارزش ها در اندیشه ی کنفوسیوسی به مثابه ی یک راه شرقی، به دستگاه اخلاقی تبدیل شده اند و لذا هستی هستنده ها محصور به هستی اخلاقی آنها شده (به این معنا که سیستم اخلاقی مشخص و معینی در جای هستی قرار گرفته و لذا امر انتیکی به جای انتولولوژی اش نشسته است) و توانش، زیست جهان و موقعیت های متکثر را به مخاطره انداخته و گشودگی های انتولوژیکی را از میان برداشته است. و نهایتا در حیطه ی تعیلم و تربیت سبب شده، گشودگی و راه های دیگرگونه مجال بروز نیابند و راه های گونه گون و نو فروبسته شوند. [i] . استفاده از واژه ی تفکر کنفوسیوسی به این دلیل بوده است که  واژه ی آیین کنفوسیوسی، برای مذهب رسمی در چین -قبل از دوران جدید به کار برده می شد، اما تفکر کنفوسیوسی برای آموزه ها و فضایلی که کنفوسیوس قصد تعلیم آنها را داشت به کار می رفته است.

    کلیدواژگان: سکنی گزیدن، فهم، مجال دادن، پدیدارشناسی، تعلیم و تربیت، کنفوسیوس
  • ساجده علامه*، رضا نواح صفحات 141-160

    بازاندیشی نه تنها به عنوان مهمترین ویژگی زندگی در جهان مدرن معرفی می گردد بلکه از مهمترین دغدغه ها و چالش های اندیشه متفکران علوم اجتماعی معاصر نیز است.  در آراء متفکرانی مانند آنتونی گیدنز  بازاندیشی به عنوان ویژگی اصلی دوران مدرن و بخش جدایی ناپذیر از زندگی سیاسی و اخلاقی معاصر مطرح می گردد. در حالی که میشل فوکو این پرسش را در برابر ما می نهد که چگونه بازاندیشی به عنوان ویژگی اصلی در دنیای مدرن می تواند همچنان در کنار روابط قدرت و بازتولید اشکال اجتماعی سلطه قرار داشته باشد؟ این مقاله با بهره گیری از نگاه تبارشناسانه فوکویی تلاشی است در جهت توضیح این سوال که چگونه بازاندیشی به مهمترین ویژگی عصر مدرن تبدیل شده است؟ بنابراین، با تکیه بر متون اصلی، در بخش اول به طرح بازاندیشی در آراء گیدنز به عنوان ویژگی اصلی دنیای مدرن پرداخته و در بخش دوم، با نگاه تبارشناسانه فوکو به توضیح چگونگی تبدیل بازاندیشی به ویژگی اصلی دنیای مدرن می پردازیم. این مقاله به ما نشان خواهد داد که تا چه اندازه باید اعتماد خود به بازاندیشی در دنیای مدرن را  مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم.

    کلیدواژگان: بازاندیشی، آنتونی گیدنز، میشل فوکو
  • محمد غریب زاده*، حسین کلباسی صفحات 161-186

    مقولات کانتی باید بالضروره در ارتباط با متعلق دریافتی باشند. اما به دلیل خودانگیخته بودن قوه فهم از یک سو و پذیرنده بودن قوه حس از سوی دیگر، باید یک امر مشترکی ارتباط بین این دو قوه آگاهی را ممکن گرداند. هایدگر بیان می دارد که «زمان» همان امر مشترکی است که موجب اتحاد و «تالیف» این دو قوه می شود. بنابراین، به وسیله عمل شماتیزم ما به این نتیجه می رسیم که تفکر یا آگاهی از شهود گرفته تا عقل/فهم سراسر زمانی است. بدین ترتیب، با توجه به چنین تفسیری، زمان نه تنها صورت حساسیت بلکه صورت «خود» اندریافت نیز می باشد. بنابراین، هایدگر، وی مرز میان شاکله و مقوله را بر می دارد و «من» کانتی به همراه مقولاتش را صورت قاعده مند زمان می داند. در نتیجه، از رهگذر شماتیزم، این زمان است که به دلیل فراهم کردن وحدت آگاهی، ابژکتیویته ابژه را فراهم و احکام تالیفی پیشینی را ممکن می گرداند. زمان همان مرزاندیشیدنی، شناخت و خارج شناخت است، یعنی مرز توهم و ابژکتیویتی است. این چنین است که زمان به عنوان تعین استعلایی، افق مواجهه ما با موجودات را تعیین می کند.

    کلیدواژگان: هایدگر، کانت، زمان، زمانمندی، خیال، شاکله سازی، ابژکتیویته
  • عبدالله قنبرلو* صفحات 187-211

    جهان امروز خصوصا از نظر حکمرانی اقتصادی قویا تحت نفوذ اندیشه نئولیبرالیسم قرار دارد و پدیده جهانی شدن هم اساسا با تکیه بر همین مبنای فکری شکل گرفته است. این پدیده از زوایای مختلفی قابل نقد و ارزیابی است. یکی از عمیق ترین نقدها بر نئولیبرالیسم را می توان از طریق مکتب فرانکفورت ارائه دارد. در این راستا، سوال اصلی مقاله این است که از منظر مکتب فرانکفورت چه مسائلی را می توان برای سرمایه داری نئولیبرال در جهان معاصر شناسایی کرد. در این مقاله، استدلال می شود که از نگاه مکتب فرانکفورت، مساله روابط مبتنی بر سلطه و سرکوب در دوره سرمایه داری نئولیبرال به اوج رسیده است. این پژوهش حالت نقد و ارزیابی دارد، به این معنی که از یک چشم انداز فکری خاص به استخراج مسائل یک نظام فکری دیگر می پردازد.

    کلیدواژگان: نئولیبرالیسم، جهانی شدن، مکتب فرانکفورت، علم گرایی، عقلانیت ابزاری، شیئی شدن، سیاسی زدایی، اخلاق هنجاری
  • حمیدرضا محبوبی آرانی صفحات 213-235

    فصل دوم بشری بس_بسیار بشری با عنوان «درباره ی تاریخ احساس های اخلاقی»  بیانگر اولین مواجهه ی جدی و مستقیم نیچه با مساله ی اخلاق در آثار منتشرشده ی وی است و از این رو از اهمیت بسیاری در شکل گیری اندیشه های نیچه در مقام یک فیلسوف اخلاق برجسته برخوردار است. مقاله ی کنونی نخست می کوشد نشان دهد که چرا و چگونه نیچه به تاریخ احساس های اخلاقی در دوران میانی تفکرش عطف نظر کرد و در واقع خاستگاه آن کدام است و این عطف نظر از چه مسیری و در چه بستری رشد کرد. برای نشان دادن این مسیر و بستر، نویسنده به بررسی پس زمینه ی مطالعاتی نیچه در فلسفه ی اخلاق شوپنهاور و پل ره می پردازد و آن مایه از افکار این دو اندیشمند را که مورد توجه و دغدغه ی نیچه در تاریخ احساس های اخلاقی بوده است بررسی می کند. سپس ضمن بررسی فصل «درباره ی تاریخ احساس های اخلاقی» نشان می دهد که چگونه و دقیقا بر سر چه مباحثی نیچه مسیر خود را از شوپنهاور و پل ره جدا می کند و راه را برای ظهور یک تبارشناسی-روانشناسی اخلاق در آثار میانی و سپس تر در آثار متاخر خود باز می کند.

    کلیدواژگان: تاریخ، احساس اخلاقی، روانشناسی، خاستگاه، خودخواهی
  • فخری ملکی، رضا داوری اردکانی* صفحات 237-256

    در تاریخ تفکر به ویژه در حوزه علوم انسانی اندیشه ویلهلم دیلتای نقطه عطف محسوب می شود. دوران دیلتای با علم زدگی تمام عیار مصادف بود عده ای که علم زده بودند میان روش علوم طبیعی با علوم انسانی تفاوت اساسی قایل نبودند و هر داعیه ای که داشتند مآل کارشان به ماده انگاری مکانیکی می رسید. دیلتای با این گروه به مقابله برخاست و معتقد شد که برای حل مسئله نسبت علوم انسانی با شناخت طبیعت باید به سنخیت موضوع و محتوای هر علمی با روش تحقیق در آن علم توجه کنیم در غیراین صورت به شناخت وافی و کافی نخواهیم رسید.     دیلتای موضوع علوم انسانی را واقعیت اجتماعی _تاریخی و روش تحقیق در آن را درون نگری و تجربه درونی می داند. تجربه درونی از نظر او یقینی تر از تجربه بیرونی است. لذا علوم انسانی می تواند به یقین بیشتری درقیاس با علوم طبیعی دست یابد. اصل الاصول اندیشه دیلتای در این راه اصل پدیدار است. این اصل بیان می کند که اشیا همانند احساسات به عنوان امور واقع آگاهی به انسان داده می شود و تابع شرایط آگاهی است.

    کلیدواژگان: ویلهلم دیلتای، علوم انسانی، علوم طبیعی، روانشناسی تبیینی، روانشناسی توصیفی، تجربه زیسته، امور واقع متعلق به آگاهی، تجربه درونی، تجربه بیرونی
|
  • Mahsa Adibi *, Majid Tavassoli Roknabadi, Seyed Mohammad Ali Taghavi Pages 1-19

    The way of dealing with the West is one of the main components of Iran's thought space, and the outbreak of the Islamic Revolution of Iran is also a product of this concern. In the form of Western-critique paradigm, Shariati tried to create new meanings and themes derived from traditional, religious, mythical and modern elements to present a picture of the West within the framework of its political discourse, which has a distinctly different appearance beforehand . In this paper, the teachings of post-colonial studies, and in particular the two concepts of extravagance and the creation of another, have been used as a theoretical framework, and the Laclau and Mouffe discourse analysis method has been used as a method to answer the question that the West How is Shariati political discourse presented? The findings of this paper show that he, through the representation and pictorial mechanism, has drawn a boundary between the "Me" and "the other" of the west and has devised an image of the West that has implications Because it is an imperialist, exploiting, devilish, oppressor and arrogant.

    Keywords: Ali Shariati, Discourse, Representation, West, Post-Colonial, Naturalization
  • Mazdak Rajabi* Pages 21-41

    I delineate the conceptions of “the West” and "Occidentology" in Davari's On the West in order to explain them and their relationship with the concept of “us”. The explication of The West seems to be necessary to conceptualize the modern world as universality and condition in addition to the relation of our situation and the western world in Davari's book. I hereby put Davari’s concept of The West in the framework of foregoing relationship. Afterwards, I reorient the issue within a further conceptual stage in order to demonstrate potentialities and deficiencies of meaning layers of Davari's Occidentology.

    Keywords: the West, Orientology, Knowledge of The West, The Modern World, Being-in-theWorld-ness
  • Gholamali Soleimani* Pages 43-69

    End-of-history theory as an important idea of ​​the last decade of the twentieth century spoke of the end of several centuries of ideological conflict. A conflict between various human ideologies that claimed the discovery of the rule of history. This conflict had been going on since the Enlightenment. Theoretical Philosophy or Speculative Philosophy of History as an "ontological" knowledge seeks to understand the existence of history, its evolution and the discovery of meanings hidden in the general trends and events of history. An ontological understanding helps us to discover the rule of history. Of course, if there is such a rule. In the philosophy of history, we are faced with three fundamental questions; the aim of history; Stimulus of history and stages of history. Despite the many theoretical controversies that have arisen since the end of Fukuyama's history and continue to exist, there has been no critical reflection on the main questions of the philosophy of history.. The purpose of this research is to think critically about Fukuyama's theory of the end of history from the perspective of philosophy of history. It seems that examining Fukuyama's idea from the perspective of the above three questions can seriously challenge many elements of Fukuyama's theory. Elements that stand together to defend the universalism of liberal democracy.

    Keywords: Liberal Democracy, End of History, Fukuyama, Philosophy of History, Aim of history, Stimulus of history, Stages of history
  • Malek Shojaei Jeshvaghani* Pages 71-90

    cultural translation is a translation that adaptsthe text message and the source culture to the target culture. Such a translation often increases and decreases and is not a verbal translation. In cultural translation, the translator transcends the meaning of the material, the context, and the context of the source, paying attention to the specifics and requirements of the coordinates of the target culture for the transfer of concepts and even intellectual experiences. According to the common terminology of the Islamic tradition, the cultural translation of European philosophy and thought requires a kind of ijtihād. this process requires prerequisites such as mastering the spirit of culture and thought of origin on the other hand, and paying attention to the capacities and specifications of the target culture on the other. We can not claim that Foroughi, in the Seyr-e Hekmat dar Oroupa (Development of wisdom in Europe), has all the preconditions and requirements for cultural translation. In his work and his mind, it can be argued that the development of wisdom in Europe is beyond mere mechanical translation and is somewhat in the midst of the cultural translation of Western philosophy and thought in Persian and Iranian culture.

    Keywords: philosophy_Translation_Cultural Translation_Seyr-e Hekmat dar Oroupa ( Development of wisdom in Europe)_contemporary Iran
  • Bijan Abdolkarimi, Afzal Sadat Hossein, Seyed Mahdi Sajadi, Tahsim Elyasi * Pages 91-117

    Because of hybrid nature of language, it has conceptual and existential aspects. Ideas of Socrates caused conceptual aspect to be focused on and the existential one neglected. In Heidegger and Niche’s view, neglect of the relation between phsysis and logos and forgetting the role of language in emerging the existence and it’s inability to adapt with becoming of the existence, caused the essence of existential aspect to be obsolesced; and through degrading the subject from ontology to epistemology by Kant, needed ground for the supremacy of conceptual language was provided. This process was accelerated through  submitting the theory of Formal language caused this process to enter a new stage which led to accepting Gestell like an inevitable fate that was the result of need of human in this context . Nietzsche and Heidegger find a solution in this era of hardship. They try to provide a situation in which another type of human and universe appear via attention to existential language and revival of ontological thought against the virtual type which has predestined conceptual language and antique thought.

    Keywords: Concept, Dasein, existence, Gestell, student
  • Felora Askarizadeh *, Ehsan Pouyafar, Seyedjavad Miri Pages 119-139

    Based on Heidegger's views, in this paper we examine Confucius way of teaching as is expressed in analects books. Heidegger's hermeneutical phenomenology was used as an Approach "to understand Being of things” and “to let them unfold themselves”. Examining some essential concepts of analects books, we show how the values ​​in Confucian thought as an oriental way have become a moral system, thus the existence of the beings is reduced to their moral being (i.e: there is a definite moral system in place of existence, so the ontic substitute the ontology), so endanger potentiality, lifeworld and plurality of situations, and eliminated ontological openings. Eventually, in the area of ​​education, openness and other ways do not have the chance to appear, and new and varied ways become closed.

    Keywords: Dwelling, understanding, Disclosedness, letting somethings, Phenomenology, Education
  • Sajedeh Allameh *, Reza Navah Pages 141-160

    Reflexivity not only is one of the most remarkable characteristics of modern life but also depicts an important idea challenge of the contemporary social sciences’ thinkers.  For such sociologists like Anthony Giddens reflexivity plays a key role in modern era as an inseparable part of political and moral everyday life. Meanwhile, Michel Foucault raise the question in which he asks how reflexivity can be exist in the realm of power relations and reproduction of social forms of domination. This paper attempts to clarify the process of transformation of reflexivity as the most important feature of modern life through applying Foucault’s genealogic point of view. relying on original materials, we looks at the definition of reflexivity for Giddens in the first section and then in the second part we intend to use the Foucault’s genealogic point of view to elaborate the process of transformation of reflexivity to the main feature of modern world. This article will show us the importance of re-evaluation of our trust to the reflexivity in the modern world.

    Keywords: Reflexivity, Anthony Giddens, Michel Foucault
  • Mouhammad Gharibzade *, Houssein Kalbasi Pages 161-186

    The Kant's categories must be necessarily related to the object-relatedness. Because of the spontaneity of understanding faculty and the receptivity of Sensibility faculty, there should be a common thing that make possible the relation between these two faculties of conception. Heidegger recognizes that the "Time" is that common thing that causes to unify and synthetize of these two faculties. Therefore, by the practice of schematism, we come to this result that the reflection or conception (including both intuition and reason/understanding) are entirely temporal. Thus according to such interpretation, Time is not only Sensibility form but also is the apperception form.  So, Heidegger removes the distinction between the schematism and the category and knows the Kantian "Ego" together with its categories as the regulative form of time. Consequently, through the schematism, the Time because of the providing of the unifying the conception, provides the objectivity of object and makes the apriori synthetic statements possible. "Time" is that thinkable boundary of recognition and external of recognition, i.e. the boundary of illusion and objectivity. According to this, Time as the transcendental horizon, determined the horizon of our encountering with being.

    Keywords: Heidegger, Kant, Time, temporality, IMAGINATION, schematism, objectivity
  • Abdollah Ghanbarloo* Pages 187-211

    The current global economic governance is dominated by the ideology of neoliberalism and contemporary globalization has been driven by neoliberal ideas. Neoliberalism has been severely criticized from different types of perspectives. In this article, the question is related to the major devastating consequences of neoliberalism from perspectives of critical theory. This article argues that neoliberal capitalism has expanded the relationships based on domination and repression in the current world.

    Keywords: neoliberalism, globalization, Critical Theory, Scientism, instrumental rationality, commodification, depoliticization, Normative Ethics
  • Hamidreza Mahboobi Arani Pages 213-235

    “On the History of the Moral Sensation”, the second chapter of Human All Too Human, is Nietzsche’s first serious and immediate encounter with the problem of morality through his published works till then. Hence, its significance in forming Nietzsche’s complicated views on morality. The current article firstly shows why and how the history of moral sensation begin to become one of Nietzsche’s main concerns through his middle period, where its origin lies, through which way such a concern developed and on what background it is founded. To explain the background and context, I briefly turned to Schopenhauer and Paul Rée’s philosophy of morality, following the threads bringing us to Nietzsche’s. Then, through investigating into the main themes of “On the History of the Moral Sensation”, I show in what ways Nietzsche’s thinking departs itself from that of Schopenhauer and Paul Rée, paving the way for the emergence of a genealogy-psychology of morality in his works of middle and late periods.

    Keywords: History, Moral sensations, psychology, origin, egoism
  • Fakhri Maleki, Reza Davariardakani * Pages 237-256

    In the history of thinking, especially in the field of the humanities, the idea of ​​Wilhelm Dilthey is a turning point. The era of Dilthey coincided with full-fledged science. Those who were scientific did not differ significantly between the method of the natural sciences and the humanities. Dilthey confronted this group and believed that in order to solve the problem the relation of the humanities by recognizing nature, we should pay attention to the similarity of the subject and the content of each science by the method of research in that science; otherwise, we would not achieve sufficient knowledge.. Dilthey considers the subject of the humanities to be social-historical reality and the method of research into it is an introspection and inner experience. The inner experience in his view is more certainty than the outer experience. Hence, humanities can achieve more certainty with respect to natural sciences. The basic principle of Dilthey's thought in this way is the principle phenomena. This principle states that objects are given as human feelings, as consciousness acts, and are subject to conditions of consciousness.

    Keywords: Wilhelm Dilthey, Humanities, Natural Sciences, Explanatory Psychology, Descriptive Psychology, Experience of Life, Internal Experience, External Experience